مجيد زندي
اگرچه سابقه آموزش ضمن خدمت فرهنگيان به بيش از سي سال و به
دهه 50 بازمي گردد ولي در سالهاي اخير اين آموزش ها و دريافت مدرك
آنچنان اهميت يافت كه حتي باعث شد آندسته از افرادي كه نخواهند
دوره هاي آموزشي را بگذارنند به مقاطع پائين تر منتقل و يا كادر غيرآموزشي
مي شوند و در مواقعي هم رسما از سوي آموزش و پرورش اعلام شده كه اگر
اين افراد در مدت معيين مدرك تحصيلي خود را ارتقا ندهند آموزش و
پرورش از ادامه همكاري آنها معذور خواهد بود.
در طرف مقابل اگرچه اصل آموزش ضمن خدمت در سطح جهان روش
معمول براي ارتقا سطح آموزش كاركنان مورد قبول واقع شده اما در كشور
ما اين كار بخاطر برخي از ناهماهنگي ها به نتايج قابل قبولي نرسيده و بعضا
در ميان فرهنگيان شركت كننده در اين دوره ها انتقادها و اعتراضاتي هم
صورت گرفته كه اين افراد تنها بخاطر اعلام افزايش حقوق پس از گذراندن
دوره هاي آموزش ضمن خدمت
در اين كلاس ها حاضر مي شوند.
در طرف مقابل بسياري از فرهنگيان معتقدند آموزش هاي ضمن خدمت
تاثير چنداني در افزايش درآمد آنها و كسب اطلاعات جديد علمي نداشته
است زيرا هزينه هاي خريد كتب و تجهيزات و تكاليف زياد درسي و
تحقيقات صوري
از نقاط ضعفي است كه عليرغم تجربه چندين ساله
كماكان در ساختار آموزش ضمن خدمت فرهنگيان وجود دارد.
اين معلمان مشكلات مالي و خانوادگي
زمان كم
خستگي مفرط از
حضور در كلاس درس و كلاس آموزش مهارت در سنين بالا
عقب ماندن از
وظايف خانوادگي خصوصا براي بانوان و... را ازجمله انتقادهاي خود به
برنامه آموزش ضمن خدمت اعلام مي كنند.
باتوجه به اينكه رضايت معلم از شان و جايگاه خود و نگاهي كه
مسئولان آموزش و پرورش به آنها دارند رابطه مستقيمي با برخورد آنها با
دانش آموزان و شيوه هاي تدريس دارد
ما را بر آن داشت ضمن بررسي
نظرات و انتقادهاي فرهنگيان شركت كننده در چنين كلاسهايي
نظر مسئولان
آموزش و پرورش را نيز در اين زمينه جويا شويم .
آقاي حسين غفارپور دبير مقطع دبيرستان در باره كلاس هاي ضمن
خدمت فرهنگيان به گزارشگر ما مي گويد : متاسفانه اكنون يكي از فاكتورهاي
ارزشيابي معلمين گذراندن كلاس هاي ضمن خدمت است كه هر چه تعداد
ساعات گذرانده شده بيشتر باشد در نمره ارزشيابي بيشتر تاثير خواهد
گذاشت . ولي اينكه يك معلم تا چه توانسته از اين كلاسهاي ضمن خدمت
در تربيت صحيح و يا شكوفا كردن استعدادهاي نوجوانان و جوانان استفاده
كند و يا به عنوان يك معلم موفق در كلاسهاي خود ظاهر شود
مورد سنجش
و بررسي قرار نمي گيرد.
وي مي افزايد : بسياري از ما معلمين پس از يك روز كاري هنگامي كه نياز
به استراحت و آرامش پيدا مي كنيم از سراجبار و براي دست يابي به نمره
ارزشيابي در اين كلاسها فقط از نظر جسماني حاضر مي شويم ولي گاهي سر
همين كلاسها مي خوابيم و يا اينكه به خاطر مشغله هاي ذهني
فكرمان آزاد
نيست و اصلا به صحبتهاي استاد گوش نمي دهيم و عملا مي بينيم كه تاثير
مثبتي در روند كاري ما ندارد.
وي همچنين مي گويد : من به نوبه خود بارها شاهد نارضايتي همكاران
بوده ام و حتي يادم هست كه يكي از همكاران در همين كلاسهاي ضمن
خدمت صراحتا اعلام مي كرد كه اين نوع كلاسها هيچ ارتقا علمي براي من
دربرنخواهد داشت
انگيزه من ارتقا نمره و ارزشيابي است ولي متاسفانه
گوش شنوايي نيست كه سخنان ما را بشنود و يا اگر هم مي شنوند به
سودمجريان طرح نيست چون قطعا اين كلاسها اگر براي ما آبي ندارد براي
اساتيد و مجريان كار
حتما نان دارد!
وي همچنين در ادامه مي افزايد : مسوولين مربوطه شركت در آموزش
ضمن خدمت را مهمترين قدم براي ارتقا ارزشهاي اخلاقي و اسلامي و...
مي شمارند تا از طريق اين آموزش و بحث تبادل نظر سطح آگاهي ما بالا رود.
البته شايد بعضي از اين كلاسها مفيد واقع شود ولي به نظر بنده تعليم و
تربيت دانش آموزان تنها تحت تاثير آموزه هاي ما نيست بلكه خود معلم هم
بايد مسووليت پذيري
احترام به حقوق ديگران
همكاري
صداقت
راستگويي و بسياري از اين خصوصيات را دارا باشد تا در اثر آموزش ذهن
وجان دانش آموزان را تسخير كند يا گاهي هم اصلا نيازي به آموزش نيست
بلكه طرز رفتار ما مانند كلاسي است كه بچه ها از آن آموزش
مي گيرند.
آقاي غفارپور ادامه مي دهد : به نظر من اين طرح كاملا سليقه اي است
شايد يكي از معلمان در مدرسه اي حتي بسيار كوشش و تلاش كند ولي نمره
ارزشيابي مثلا 80 بگيرد . ولي معلمي در مدرسه اي ديگر كمتر زحمت بكشد
ولي نمره 80 بگيرد پس اين نمره اصلا معيار نيست . و من فكر مي كنم
ارزشيابي كه در هر سال يكبار انجام مي گيرد نبايد فكر همكاران را درگير كند
تا حدودي كه از وظيفه ي اصلي خود باز بمانند. و من به عنوان يك معلم
هميشه آرزو مي كنم كه خداوند به كارگزاران جامعه اسلامي ما انديشه معلم
پروري و نه انديشه توزيع مدرك عطا كند.
آقاي صادق رمضاني دبير مقطع راهنمايي هم در اين باره به گزارشگر ما
مي گويد : ما معلمان گاهي دو شيفت در مدرسه به فعاليت مي پردازيم ومثل
بسياري از انسانها در اين جامعه با مشكلات اقتصادي درگير هستيم . شايد
مسوولين مربوطه فكر مي كنند كه ما اصلا يك انسان نيستيم و يا به مشكلات
ديگران دچار نيستيم . وقتي غروب به خانه مي رويم آنقدر خسته هستم و
آنقدر ذهن ما مشغول است كه فرصتي براي تحقيق و پروژه و نوشتن مقاله
نداريم . در حاليكه يكي از مبناي ارتقا مهارت ها نوشتن مقاله يا تحقيق
است . بسياري از همكاران ما از سر اجبار براي ارائه تحقيق به خانه اقوام و
دوستان خود مي روند و تحقيقات دانشجويي آنها را به نام خود به اداره ارائه
مي دهند و يا از كساني كه اهل قلم هستند خواهش مي كنند تا در مورد
موضوعي يك تحقيق و يك مقاله بنويسند و به قول يكي از همكاران كه
مي گفت : مقاله اي دادم كه حتي خودم وقت نكردم يك بار از روي آن بخوانم .
وي معتقد است : واقعا با كمي تامل به اين نكته مي رسيم كه چرا تحقيق
يك معلم كه اگر از جاي ديگر رونويسي و تايپ كرده نمره تعلق مي گيرد ولي
به تلاش و صرف انرژي كه اين معلم در كلاس داشته چندان اهميتي
نمي دهند. چرا همه چيز جنبه ظاهري دارد. و چرا مسائل حاشيه اي وظايف
اصلي ما را كمرنگ مي كند. يا يكي از وظايف ما معلمين نوشتن طرح درس
است اين هم مسئله ي وقت گير است والا از كجا معلوم است آنچه نوشته
مي شود جنبه ي عملي هم پيدا كند پس واقعا اين همه اتلاق وقت و انرژي و
كاغذ و قلم براي چيست
آقاي رمضاني مي افزايد : ما در اين كلاسها استفاده از فن آوري و وسايل
كمك آموزشي را مي آموزيم . در حاليكه وقتي براي عملي كردن آن از مدير
براي بچه ها تهيه كند مي گويد : ما چنين امكاني CD خواستيم يك فيلم
نداريم پس چگونه از فن آوري و وسايل كمك آموزشي سخن مي گويد در
حاليكه هنوز اكثر مدارس ما بيشترين امكاناتشان در حد گچ و تخته است
وي مي گويد : امكانات عمدتا همان چيزي است كه سالها قبل نيز موجود
بوده و چندان تغييري نكرده است . خلاصه اينكه اين فعاليت هاي معلمين
فقط حالت كمي دارد و اصلا به كيفيت تدرس معلم
استفاده از وسايل كمك
آموزشي و وجدان كاري معلم هيچ توجه اي نمي شود.
وي همچنين مي افزايد : چه قدر خوب است به جاي اين مسائل
حاشيه اي كاري كنيم تا تدريس ما از حالت تئوري به عملي درآيد. اگر
آموزش ما حالت عملي پيدا كند همكاران فرهنگي آموخته هايشان را به
زودي فراموش نمي كنند ولي اگر تنها حفظ كنند پس از چند وقت كوتاه هر
آنچه كه آموخته اند را فراموش مي كنند. خوب است كارگزاران جامعه
اسلامي در اين راستا تدابيري بينديشند كه كيفيت آموزش را بالا ببرند تا
انديشه و رفتار كودكان و نوجوانان بهتر و صحيح تر شكل بگيرد.
آقاي علي محمدي معاون مدرسه و با 23 سال تدريس در مقطع
راهنمايي در منطقه 13 تهران هم با انتقاد به روند آموزش ضمن خدمت
فرهنگيان به گزارشگر ما مي گويد : بسياري از فرهنگيان كه سالها در مقطع
راهنمايي تدريس مي كردند با مدرك ديپلم تجارب و سواد بسيار زيادي براي
تدريس درس هاي تخصصي مقطع راهنمايي داشتند كه سطح قبولي
دانش آموزان آنها در حد 99 درصد يا 100 درصد بوده كه با اين طرح آنها را
مجبور كردند در مقطع ابتدايي تدريس كنند.
وي ادامه مي دهد : لطمه اي كه از اين راه وزارت آموزش و پرورش به
وضعيت آموزش مقطع ابتدايي زده به هيچ وجه قابل جبران نيست زيرا اين
معلمان عليرغم ميل خود مجبور به كار در اين مقطع شده اند.
آقاي محمدي مي افزايد : هفته قبل درگيري لفظي در منطقه ايجاد شد
زيرا معلمي را به اجبار از مقطع راهنمايي به دبستان بردند و او از پس 30
كودك برنمي آمد و به اين كار اعتراض مي كرد در حاليكه معلمي كه 20 سال با
مدرك ديپلم عربي يا علوم درس داده از بسياري از ليسانسيه هاي ما هم
مهارت بيشتري در آموزش دارد كه آقايان در اين طرح تجربه معلمي و عشق
علاقه به كار را به هيچ گرفته اند.
وي مي گويد : برخي از افراد جديد به هيچ وجه تجربه كلاس داري را
ندارند اما يك شبه سر از كلاس درس درمي آورند در حاليكه اين افراد حتي
قدرت برقراري ارتباط سالم معلمي و دانش آموزي را هم بلد نيستند.
وي به مسئولان آموزش و پرورش پيشنهاد مي كند كه حداقل در ميان
معلمان نظر سنجي كنند و بدون آنكه از آنها نام و نشان بخواهند بپرسند كه
آيا اين طرح باعث ارتقا سطح آموزش شده
يا اينكه چون مجبور بودند و
چون ملاك افزايش حقوق را مدرك فوق ديپلم قرار داده اند تن به حضور در
اين كلاسها مي دهند در حاليكه بايد عشق علاقه به تدريس را در ميان معلمان
افزايش مي دادند.
خانم صابري معلم مقطع دبيرستان هم در اين باره مي گويد : قبل از اينكه
مسئولان آموزش و پرورش به فكر ارتقا سطح سواد معلمان باشند بايد
مشكلات مالي را حل كنند زيرا معلمي كه در همان مدرسه سرويس حمل و
نقل دانش آموزان را بر عهده مي گيرد اين شخص از مقام معلمي ساقط شده و
به مرحله « لبلغه گي » رسيده زيرا يك لله وظيفه رساندن دانش آموز به مدرسه
را بر عهده دارد و معلم فقط بايد به فكر ارتقا سطح علمي دانش آموزان
باشد.
وي كه خود در كلاس هاي ارتقا مهارت هاي حرفه اي معلمان حاضر
نشده مي گويد : من يكي از مخالفان جدي اين طرح بوده و هستم زيرا با 17
سال سابقه كاري دريافتم كه اجراي برنامه هاي آموزشي اگر با رضايت خاطر
معلمان نباشد بي فايده خواهد بود ضمن آنكه معلمان هم اين حرف هاي خود
را بارها تكرار كرده اند.
خانم صابري ادامه مي دهد : هزينه هايي كه معلمان بابت خريد كتاب هاي
سفارش شده مي خرند به همان اندازه اي است كه مي خواهند به حقوق آنها
اضافه كنند يعني از جيب معلمان كم مي شود و به جيب شركت هاي مورد
تاييد مسئولان در وزارت آموزش و پرورش مي رود.
دكتر سيدحسين نقويان مديركل دفتر آموزش و ارتقا مهارت هاي
حرفه اي وزارت آموزش و پرورش در اين باره مي گويد : دولت در سالهاي
اخير برگزاري دوره هاي آموزش كوتاه مدت را براي كل كارمندان تكليف
كرده كه حدود 2000 دوره آموزشي در سبد آموزشي دولت وجود دارد و هر
استان و منطقه آموزش و پرورش هم هر دوره اي كه دلشان بخواهد براي
معلمان خود اجرا مي كند اما سئوال ما اين است كه چه كساني در آموزش و
پرورش چه دوره هايي را مي بينند و اين كلاس ها چه فايده اي براي معلمان و
دانش آموزان دارد در حاليكه اعلام شد هيچ نظارت رسمي بر كارها وجود
ندارد و هر منطقه اي براي خود آزادانه عمل مي كند.
وي ادامه مي دهد : به همين منظور نظام جامع آموزش كاركنان وزارت
آموزش و پرورش تهيه شده تا براساس آن هر كدام از رشته شغل هاي آموزش
و پرورش تعريف و شناسنامه آموزشي آن رشته ها نيز ترميم شد. در اين
ساختار تعيين شد كه معلم مقطع ابتدايي چه آموزشهايي بايد ببيند و معلم
مقطع راهنمايي و دبيرستان چه آموزش هايي لازم دارد و معلم كلاس اول
ابتدايي نمي تواند در كلاس هاي آموزشي مقطع دبيرستان شركت كند و پس از
آموزش داراي شناسنامه آموزش مي شوند تا مشخص شود معلم مربوطه در
10 سال گذشته در چه كلاس هايي شركت كرده و چه آموزش هايي بايد
ببيند
وي ادامه مي دهد : پس از حضور در كلاس هاي كوتاه مدت ما به معلمان
گواهينامه نوع اول مي دهيم كه در ارزشيابي
اعزام به خارج
نقل و انتقالات
و پايه حقوق موثر است و پس از آنكه 176 ساعت دوره را گذرانده يكماه
حقوق و پاداش به او اهدا و در مجموع گواهي پايان دوره كوتاه مدت به او
اعطا مي شود.
دكتر نقويان درباره گواهينامه نوع دوم هم ادامه مي افزايد : كسانيكه
مدرك ديپلم داشته باشند و 1200 ساعت دوره آموزشي بگذرانند مدرك
فوق ديپلم و فوق ديپلم ها با 1000 ساعت آموزش مدرك ليسانس دريافت
مي كنند و كساني هم كه كارشناس باشند با گذراندن 800 ساعت كلاس
تخصصي
مدرك فوق ليسانس مخصوص وزارت آموزش و پرورش را
دريافت مي كنند.
وي درباره انتقادهاي موجود از سوي معلمان درباره خستگي و وضعيت
معيشت ادامه مي دهد : ما به مشكلات فرهنگيان واقف هستيم ولي هر كاري
داراي اشكالاتي هست و بخاطر درست كردن وضعيت معيشتي معلمي كه در
دو شيفت كار مي كند نمي توان اين كلاس ها را تعطيل كرد. طبق قانون حوزه
آموزش معلمان به ما مربوط است و مسئولان ديگر در دولت بايد معيشت
معلمان را حل كنند. البته عمده كلاس هاي ارتقا شغلي در فصل تابستان
است .
وي درباره ميزان اثرگذاري اين كلاس ها بر سواد معلمان هم مي گويد : اين
به خود معلمان مربوط مي شود و اگر معلمي در كلاس درس استادي شركت
مي كند و حتي دو جمله و شيوه درست آموزشي هم فراگيرد اثر دارد ولي
اينكه خود معلم نخواهد يا بخاطر مشكلات زندگي نتواند از تمام لحظات
حضور در كلاس به صورت مفيد استفاده كند از راههاي ديگر بايد بررسي
شود كه اتفاقا بايد به عنوان يك مساله ويژه از سوي مسئولان آموزش و
پرورش مورد بررسي قرار گيرد زيرا اثرگذاري برگزاري چنين دوره هاي را
بشدت كاهش مي دهد.
وي ادامه مي دهد : عليرغم آن معلمي كه احساس كند اين كلاس ها
متناسب به نياز و شرايط زماني نيست
اثرگذاري آن كم مي شود. اما درباره
مدرسين اين مدرسين حتما بايد متخصص درسي كه تدريس مي كنند باشند
و كمتر از فوق ليسانس و دكترا هم نباشند و اگر موردي از نارسايي باشد
همكاران فرهنگي مي توانند اعلام كنند تا رسيدگي شود. ضمن آنكه وجود
مشكل در بخش اجرا در همه كارها و دستگاهها كاري ممكن است و هيچگاه
انتظار 100 درصدي از موفقيت در دو طرف نداريم .
وي درهمين زمينه از مناطق و نواحي آموزش و پرورش درخواست كرد
توجه بيشتري بر كار نظارت بر نحوه تدريس در اين كلاس ها داشته باشند.
دكتر نقويان براي آموزش از راه دور معلمان خصوصا همكاران خانم هم
مي گويد : به همين منظور طرحي با همكاري صداوسيما در دست اجراست كه
اين كلاس ها از طريق صدا وسيما براي سراسر كشور پخش شود و توافقنامه
اين كار هم امضا شده كه قرار است برخي از دوره هاي ضمن خدمت از اين
طريق مطرح شود و همكاران فرهنگي فقط در امتحانات شركت كنند.
وي اظهار اميدواري كرد كه روزي فرا برسد كه تمام كلاس هاي آموزش
ضمن خدمت فرهنگيان از طريق صداوسيما و شبكه اينترنت انجام شود.
دكتر سيدحسين نقويان مديركل دفتر آموزش و ارتقا مهارت هاي
حرفه اي و تربيت معلم وزارت آموزش و پرورش در ادامه مي گويد : درحوزه
تربيت معلم ما دو رسالت و وظيفه را برعهده داريم يكي تامين نيروي انساني
جديد آموزش و پرورش در مراكز تربيت معلم و ديگري استخدام دانشجوي
متعهد دبيري در دانشگاههاي سراسر كشور در رشته هاي مورد نياز است .
وي ادامه مي دهد : اما اخيرا نگاه و رويكرد آموزش و پرورش به نحوه
جذب نيرو تغيير كرده در حاليكه در 20 سال گذشته در نظام آموزش و
پرورش براي جذب نيرو دو ديدگاه وجود داشته كه يكي معتقد بوده ما
نيروهاي مورد نيز خود را از مراكز تربيت معلم وارد نكنيم بلكه از
فارغ التحصيلان دانشگاهها كه در وضع موجود جامعه هستند استفاده كنيم .
وي مي افزايد : زمانيكه اين رويكرد درآموزش و پرورش حاكم بوده
استخدام نيروهاي پيماني
آزاد و حق التدريسي افزايش پيدا كرده و استخدام
از تربيت معلم و تعهد دبيري كاهش پيدا كرده است .
وي درباره رويكرد دوم توضيح مي دهد : بر اساس اين رويكرد نيروهاي
ليسانس و فوق ليسانس كه درجامعه وجود دارد ممكن است در كار خود
نيروي متخصصي باشند اما نمي توانند صلاحيت معلمي داشته باشند زيرا
آموزش اين كار را نديده اند. بنابراين اين رويكرد معتقد است كه معلم حتما
بايد از مسير تربيت معلم وارد شود.
وي مي افزايد : در 10 سال گذشته رويكرد اول در آموزش و پرورش
حاكم بوده كه فكر مي كردند ما ديگر به تربيت معلم نياز نداريم و نيازي
نيست كه تعهد دبيري در دانشگاهها باشد چون فكر مي كردند اين دومركز
چون توجيه اقتصادي ندارد و هزينه تحصيل معلمان آينده را نبايد دولت
بپردازد زيرا افراد تحصيل كرده و فارغ التحصيل آزاد دانشگاهها فراوان است
و اگر بخواهيم مي توانيم به آساني جمعيت انبوهي از فارغ التحصيلان
دانشگاهها را در رشته هاي مختلف جذب كنيم .
دكتر تقويان ادامه مي دهد : اين رويكرد آرام
آرام از تعداد دانشجويان
تربيت معلم كاست و به استخدام آزاد اضافه كرد به طوريكه سال تحصيلي
گذشته (1384 ) از 17 هزار رديف استخدامي كه وزارت آموزش و پرورش
داشته فقط 5 هزار نفر سهم تربيت معلم بوده و 12 هزار نفر آنها از بازار آزاد
استخدام شده بودند.
وي مي گويد : اخيرا رويكرد دومي در وزارت آموزش و پرورش شكل
گرفت كه معتقد است كساني كه بايد در نظام آموزشي ما وارد بشوند بايد از
مسير تربيت معلم عبور كنند و حتما دوره معلمي ببينند و بر اين اساس كل
سياست ها تغيير كرده و از امسال از مجموع رديف هاي استخدامي 13 هزار
رديف به تربيت معلم اختصاص پيدا كرده كه 2
5 برابر سال گذشته از
معلمان آموزش ديده در مراكز تربيت معلم و دبيري استخدام شدند و ما
امسال اصلا حق التدريسي جذب نكرديم اما چون از سالهاي گذشته
حق التدريسي هاي استخدامي جذب شده بودند و آموزش و پرورش نسبت
به آنها تعهداتي دارد مجبور بوديم تعدادي از رديف هاي خود را به آنها
اختصاص دهيم .
وي البته توضيح مي دهد : نبايد فراموش كرد كه ما بعد از انقلاب بخاطر
افزايش جمعيت تا سال 74 مجبور بوديم در كنار تربيت معلم نيروهاي جديد
آزاد هم جذب كنيم چون فارغ التحصيلان مراكز تربيت معلم جوابگوي
كلاس هاي مملو از دانش آموز و حتي بدون معلم نبودند. در چنان شرايطي
حتي مراكز تربيت معلم نمي توانست به تعداد نياز نيرو تربيت كند.
اين مقام آموزش و پرورش مي افزايد : اما امروز چون ما با كاهش
جمعيت دانش آموز مواجه هستيم رويكرد اول جايگاه خود را از دست داده
است و اكنون به خوبي قادريم نيروهاي مورد نياز را از طريق مراكز تربيت
معلم و آموزش دبيري تامين كنيم .
وي در مورد ضعف جذب دانش آموزان و دانشجويان نخبه در اين شيوه
جذب مي افزايد : هم اكنون چون به اين افراد تضمين شغل داده مي شود ما
اكنون دانشجويان با رتبه زير 100 در كنكور هم داريم كه تعداد اين
دانشجويان در مراكز تربيت معلم كم نيست .
وي مي افزايد : البته بايد توجه كنيم كه ممكن است دانشجوي نخبه
دانشگاه صنعتي شريف در كار تخصصي خود داراي مهارت هاي فراواني
باشد اما چنين فردي ضرورتا معلم خوبي نباشد و نتواند داشته هاي خود را
به دانش آموزان منتقل كند.
شغل معلمي همچون شغل نظامي در كشور از اهميت خاصي برخوردار
است كه خوشبختانه همانند بسياري از كشورهاي جهان در قوانين
استخدامي هم وجود دارد و همچنانكه نظاميان كشور بدون آموزش وارد
دستگاه ارتش و ساير نهادهاي نظامي و امنيتي نمي شوند
معلمان نيز چون
رسالت آموزش و پرورش نسل فردا را در اختيار دارند. از هر جهت نيازمند
توجه جدي هستند كه حتي اگر برنامه اي براي آموزش و ارتقا سطح سواد و
آموزش هاي تخصصي و فني آنها وجود دارد بايد با جلب رضايت آنها همراه
باشد تا اثرگذار شود در غير اينصورت جز هدردادن سرمايه هاي مادي و
معنوي جامعه سود ديگري عايد نظام آموزشي كشور و در سطح كلانتر كل
مجموعه دستگاههاي اجرايي مملكت نخواهد شد زيرا دانش آموزشي كه زير
دست معلم ناراضي از شرايط تحميلي پرورش مي يابد
آثار زيانبار چنين
تربيتي را در سالها و دهه هاي آينده در جامعه پياده مي كند كه عملا نتايج
منفي فراوانتري به كشور تحميل مي كند كه نيازمند توجه ويژه اي دارد.
حتي اگر برنامه هاي آموزشي فرهنگيان در قالب آموزش هاي ضمن
خدمت و ارتقا شغلي با رضايت خاطر فرهنگيان همراه نباشد
در ساختار
آموزش كشور اثرات منفي برجاي مي گذارد.
براساس طرحي كه به امضا آموزش و پرورش و صدا و سيما رسيد از
اين پس برخي از كلاس هاي آموزش ضمن خدمت فرهنگيان به صورت
سراسري پخش خواهد شد.
دكتر نقويان مديركل دفتر آموزش و ارتقا مهارت هاي حرفه اي وزارت
آموزش و پرورش : با تغيير رويكرد براي استخدام نيروهاي مراكز تربيت
معلم و تعهد دبيري به جا
ي نيروهاي پيماني
حق التدريسي و آزاد
در سال جاري از 17 هزار
رديف استخدامي
13 هزار نفر از مسير مراكز تربيت معلم و تعهد دبيري
استخدام شدند.

|