روزنامه جمهوري اسلامي 02/10/1385 صفحه عقيدتي
*****
نقدي بر اظهارات « پاپ » درباره اسلام و پيامبر اكرم (ص ) ـ 1
دستگاه كليسا و خشونت ها و جنايت هاي محاكم تفتيش عقايد




  • پس از پيروزي انقلاب عظيم و شكوهمند اسلامي در ايران و گسترش امواج اسلام گرايي در جهان به طور مكرر شاهد رشد و وسعت توطئه هاي دنياي استكبار عليه اين دين مبين و جامع و رهايي بخش بوده ايم .
    معنويت زلال اسلام كه عطر و شميم دل انگيز آن به همراه جلوه هاي زيبا و زندگي ساز قوانين حياتبخش اين دين بزرگ و تحول زا جان و روح نه تنها مسلمانان كه همه آزادانديشان جهان را نوازش مي دهد موجب شتاب گيري گرايش به اسلام در سطح كشورهاي منطقه و به دنبال آن ممالك اروپايي گرديد و سران نظام هاي سياسي و حكومتي غرب به همراه دستگاه كليسا مشاهده نمودند كه دريچه هاي قلوب مشتاقان ايمان و معنويت پي درپي به روي معنويت و تعاليم خالص و زلال اسلام گشوده مي شود. اين واقعيت هاي عيني و مشهود و غيرقابل انكار موجب گرديد تا قدرت هاي استكباري با همراهي هاي پنهان و آشكار دستگاه كليسا در برابر اين امواج روبه گسترش صف آرايي كنند و چاره اي بينديشند تا اسلام گرايي را در جهان مهار نمايند و مانع گردند كه مسيحيت واژگونه و تحريف شده مواضع و موقعيت هاي خود را از دست بدهد و به ضعف و تزلزل گرفتار آيد.
    طرح و برنامه ريزي هاي ضدانساني و توطئه و ترفندهاي استعماري يكي پس از ديگري رخ نمودند و در برابر امواج اسلام گرايي قرار گرفتند و با حربه هاي دروغ و فريب و نيرنگ و تهمت و تحريف به جان اسلام افتادند تا به اين وسيله عظمت و زيبايي و كمال آفريني و رهايي بخشي آن را به زير سئوال ببرند و با ابهام و ترديد مواجه سازند.
    تهاجم و يورش سهمگينانه دنياي استكبار با همياري پاپ و عوامل او به صورت توطئه انتشار كتاب آيات شيطاني و توليد سريال هاي تلويزيوني براي مشوش ساختن اذهان و افكار نسبت به قرآن و موجه جلوه دادن مسيحيت تحريف شده و دستگاه كليسا و هتك تعاليم و قوانين دين مبين اسلام بروز و ظهور يافت و در قالب ها و شيوه هاي مختلف شدت و فزوني گرفت .
    انتشار كاريكاتورهاي موهن و سخيف درباره پيامبر گرامي اسلام (ص ) يكي از حلقه هاي به هم پيوسته توطئه هاي جهان استكبار براي تهاجم به اين دين جامع و كامل محسوب مي شود لكن اين توطئه و ترفند آخرين حلقه از رفتار زشت و ناجوانمردانه آنان نبود زيرا مدتي پيش شاهد بروز و ظهور يكي ديگر از اين حلقه هاي توطئه و ترفند بوديم . اين بار پاپ بنديكت رهبر كاتوليك هاي جهان آغازگر اين توطئه شوم بود. او براي اين كه از واكنش ها و مخالفت هاي جهان اسلام عليه اين توطئه شوم بكاهد آنچه عليه اسلام اعلام نمود نه از زبان خود كه از زبان « مانوئل دوم امپراتور مسيحي بيزانس » و منتسب به او در گفتگو با يك عالم ديني مطرح ساخت لكن در عمل همان واكنش گسترده عليه او در سطح جهان اسلام پديد آمد.
    پاپ در اوج ناآگاهي و نيز عناد اسلام را متهم به « خشونت » كرد و اعلام نمود پيامبر اكرم (ص ) با زور شمشير به نشر و گسترش اين دين پرداخت !
    متهم نمودن اسلام و پيامبر اكرم (ص ) به خشونت و خونريزي كذب محض و تهمت آشكار عليه دين مقدسي است كه در هر عصر و از آن جمله در عصر حاضر و همان گونه كه آقاي پاپ خودشان شاهد هستند با پيام گزاري هاي زيبا و معنوي و انساني و ارائه قوانين جامع براي بنيان نهادن جامعه اي سالم و زنده و پويا به فتح قلوب مردم پرداخت و ايمان به حضرت پروردگار را تا ژرفاي جان و روحشان نفوذ داد و تحولي عظيم در سطح جهان به وجود آورد.
    « پاپ » با اين اظهارات خلاف حقيقت آنچه را كه دستگاه كليسا و عواملش با به تحريف كشاندن دين حضرت مسيح مرتكب شده اند به اسلام نسبت داده است .
    خونريزي و خشونت دستگاه كليسا با رهبري هاي ديني پاپ واقعيت هاي عيني و مستند تاريخي محسوب مي شوند به گونه اي مورخين مسيحي نيز نتوانسته اند آنها را پنهان دارند و در آثار مكتوب خود به صراحت و روشني به درج موارد متعدد آن پرداخته اند.
    دستگاه كليسا از جنبه هاي مختلف راه نشر دين توحيدي را مسدود ساخت و توده هاي مردم دنيا را از دين باوري و دين داري گريزان و بيزار نمود. يكي از عملكردهاي تباه كليسا در ايجاد انزجار در مردم به ويژه افراد آگاه و اهل مطالعه و تدقيق و انديشه وري ارائه مفاهيم نارسا درباره خدا و حضرت مسيح و بهشت و دوزخ بود. اين مفاهيم با اعتقاد به اصل تثليث و مخالفت و عناد با عقل و خرد موجب گرديد كه نه تنها راه دين گرايي صاف و هموار نشود كه در نقطه مقابله بيراهه هاي الحاد و بي ديني گشوده گردد و مردم جهان در شرك و شك و ابهام و آشفتگي هاي فكري و اعتقادي به جاي حقيقت به سراب رهنمون شوند. اما اين پايان و فرجام عملكردهاي تباه كليسا محسوب نمي شود. زيرا « كليسا از نظر ديگر نيز نقش مهمي در سوق دادن مردم به « ضدخدايي » دارد كه از نارسايي مفاهيم الهي كليسائي بسي موثرتر بوده است و آن تحميل عقايد و نظريات خاص مذهبي و علمي كليسا به صورت اجبار و سلب هرگونه آزادي عقيده در اين دو قسمت است . كليسا علاوه بر عقايد خاص مذهبي يك سلسله اصول علمي مربوط به جهان و انسان را كه غالبا ريشه هاي فلسفي يوناني و غيريوناني داشت و تدريجا مورد قبول علماي بزرگ مذهب مسيح قرار گرفته بود1 در رديف اصول عقايد مذهبي قرار داد و مخالفت با آن « علوم رسمي » را جايز نمي شمرد بلكه به شدت با مخالفان آن عقايد مبارزه مي كرد. كليسا علاوه بر اين كه پاره اي معتقدات علمي بشري موروث از فلاسفه پيشين و علماي كلام مسيحي را در رديف اصول مذهبي قرارداد و مخالفت با آنها را موجب ارتداد دانست هرگز حاضر نبود كه صرفا به ظهور ارتداد اكتفا كند و هر كس كه ثابت و محقق شد مرتد است او را از جامعه مسيحيت طرد كند بلكه با نوعي رژيم پليسي خشن در جستجوي عقايد و مافي الضمير افراد بود و با لطائف الحيل كوشش مي كرد كوچك ترين نشانه اي از مخالفت با عقايد مذهبي در فردي يا جمعي پيدا كند و با خشونتي وصف ناشدني آن فرد يا جمع را مورد آزار قرار دهد . » 2
    اين رژيم پليسي خشن و آزار و اذيت هاي وحشتناك ناشي از عملكرد عوامل كليسا باعث شد دانشمندان و محققان از اظهارنظرهاي آزادانه درباره كشفيات و ديدگاه هاي علمي خود امتناع ورزند و همان گونه بينديشند كه كليسا از آنان مي خواهد!
    روش خشونت بار كليسا كه از قرن 12 تا 19 در كشورهاي فرانسه انگلستان آلمان هلند پرتغال لهستان و اسپانيا معمول و متداول بود عكس العمل بسيار بدي نسبت به دين و مذهب به وجود آورد3.
    عملكردهاي خشونت بار كليسا با تاسيس محاكمي به نام « انگيزيسيون » يا « تفتيش عقايد » به اوج رسيد و بسياري از انسان هاي بي گناه به جرم داشتن عقايدي كه با عقايد كليسا مخالف و متضاد بود به قتل رسيدند.
    « ويل دورانت » درباره انگيزيسيون و عملكردهاي خونبار آن اين گونه مي نويسد :
    « محكمه تفتيش عقايد قوانين و آيين دادرسي مخصوص به خود داشت پيش از آن كه ديوان محاكمات آن در شهري تشكيل شود از فراز منابر كليساها فرمان ايمان را به گوش مي رسانيدند و از مردم مي خواستند كه هر كدام ملحد و بي دين و بدعت گذاري سراغ دارند به سمع اعضاي محكمه تفتيش عقايد برسانند. اين محكمه مردم را به خبرچيني به متهم ساختن همسايگان دوستان و خويشاوندان تحريص و تشويق مي كردند. به خبرچينان قول رازپوشي كامل و حمايت داده مي شد و آن كس كه ملحدي را مي شناخت و رسوا نمي ساخت و او را در خانه خويش پنهان مي داشت به لعن و تكفير و نفرين گرفتار مي گشت » 4
    ويل دورانت سپس درباره روش هاي شكنجه محكمه تفتيش عقايد چنين مي نويسد :
    « طرق شكنجه در مكان ها و زمان هاي مختلف متفاوت بود. گاه بود كه دست هاي متهم را به پشتش مي بستند و سپس او را به آنها مي آويختند ممكن بود او را ببندند به طوري كه نتواند حركت كند و آنگاه چندان آب در گلويش بچكانند كه به خفگي افتد ممكن بود كه طنابي چند بر اطراف بازوان و ساقهايش ببندند و چندان محكم كنند كه در گوشت هاي تنش فرو رود و به استخوان ها برسد ... » 5
    بخش سوم تحقيقات ويل دورانت به فجيع ترين مجازات و جنايات محكمه هاي تفتيش عقايد مربوط مي شود. او مي نويسد :
    « تعداد قربانيان از سال 1480 تا 1488 يعني در مدت 8 سال بالغ بر 8800 تن سوخته و 96494 تن محكوم به مجازات هاي سنگين ديگر بوده است و از سال 1480 تا 1808 بالغ بر 31912 تن سوخته و 291450 تن محكوم به مجازات هاي سنگين تخمين زده شده است . » 6
    علاوه بر « ويل دورانت » « جرج سارتون » در كتاب « شش بال علم » به جنايات محكمه تفتيش عقايد تصريح مي كند و به سوزاندن 900 نفر و به قتل رساندن 6500 نفر به دستور اسقف « ترزپتربينزفلد » اشاره مي نمايد7.
    در ميان كساني كه توسط محاكم تفتيش عقايد تكفير گرديدند و مورد لعن و نفرين واقع شدند « گاليله » از دانشمندان ايتاليايي و صاحب نظريه « حركت زمين » نيز قرار داشت . او براي اين كه از مرگ نجات يابد و به سرنوشت كساني كه يا در آتش سوزانده شدند يا به دارآويخته گردند و يا در زيرشكنجه هاي شديد جان سپردند گرفتار نيايد در حضور پاپ و كشيشان و در يك مجلس رسمي از نظريه علمي خويش توبه كرد8.
    گاليله درحالي كه مي دانست آنچه درباره حركت زمين ارائه مي دهد واقعيت دارد توبه نامه اي با محتواي ذيل تنظيم نمود و جان خويش را از مرگ حتمي نجات داد :
    « من گاليله در هفتادمين سال زندگي در مقابل شما (پاپ و كشيشان ) به زانو درآمده ام و درحالي كه انجيل كتاب مقدس را پيش چشم دارم و با دست هاي خود آن را لمس مي كنم توبه مي نمايم و ادعاي خالي از حقيقت حركت زمين را انكار مي كنم و آن را منفور و مطرود مي دانم . » 9
    اكنون آقاي « پاپ » پاسخ دهند كه اسلام عامل خشونت است يا مسيحيت تحريف شده و دستگاه كليسا كه نماينده آن محسوب مي شود و در سرتاسر جهان ـ از گذشته تا به امروز ـ به نام دين مسيح هر عقيده خرافي و باطلي را نشر مي دهد و هر عمل جنايت بار و فجيعي را مرتكب مي شود و ادعاي « صلح دوستي » نيز مي كند !
    ما معتقديم كه آقاي پاپ از اين واقعيت هاي ثبت و ضبط شده تاريخي اطلاع كامل دارند و مي دانند كه دستگاه مخوف كليسا چه كشتارها و جناياتي را به نام دينداري در سطح جهان انجام داده است لكن به نظر مي رسد كه آقاي پاپ به « فرافكني » مبتلا شده اند و آنچه خود و عوامل و گروه هاي مخوف و پيدا و پنهان وابسته به دستگاه كليسا مرتكب شده اند به اسلام و پيامبر اكرم (ص ) نسبت مي دهد و با حركت روبه جلو قصد دارد خورشيد حقيقت را در محاق ابرهاي تيره تبليغات مسموم و دروغين پنهان نمايد!
    موضوع ديگر اين است آقاي پاپ به دليل تعامل و همبستگي با نظام هاي سياسي و حكومتي غرب به سياست « هدف وسيله را توجيه مي كند » كه از آموزه هاي مكتب « ماكياوليسم » مي باشد و در متن تشكيلات دولتي و رفتار و عملكرد رهبران حكومت هاي غربي به نقش آفريني مي پردازد متمايل و مشتاق گرديده است و براي رسيدن به اهداف و مطامع و منافعي كه هيچ شك و ترديدي وجود ندارد كه « سياسي » است و با دنياي استكبار پيوند و آميختگي دارد حاضر به پنهان داشتن حقايق و واقعيت ها و رويكرد به روش هاي آلوده به دروغ و نيرنگ و فريب شده است .
    پاورقي :
    1 ـ اصول علمي ريشه گرفته از فلسفه يونان و غيريونان ـ كه بر دستگاه كليسا حاكم بود ـ هر عقيده ديدگاه انديشه و نظريه مربوط به خدا و هستي و دين و معاد و پديده هاي آفرينش و سنن و قوانين را به شدت تكفير مي كرد و جز آنچه رهبران مسيحيت تحريف شده مي پنداشتند همه را طرد و نفي مي نمود.
    2 ـ علل گرايش به ماديگري متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري انتشارات صدرا ص 77 و 78
    3 ـ همان مدرك ص 78
    4 ـ تاريخ تمدن ويل دورانت ج 4 مدرك پيشين 78 و 79
    5 ـ همان مدرك ص 79
    6 ـ همان مدرك
    7 ـ شش بال علم جورج سارتن ص 296 مدرك پيشين ص 81
    8 ـ ايدئولوژي و فرهنگ اسلام از ديدگاه ژول لايوم ترجمه محمد رسول دريايي نشر حيان ص 332
    9 ـ همان مدرك ص 332 و 333
    آقاي پاپ درحالي به اسلام و پيامبر اكرم (ص ) نسبت باطل خشونت گرايي مي دهد كه رهبران و عوامل دستگاه كليسا با تاسيس محاكمي به نام « انگيزيسيون » يا « تفتيش عقايد » قرنها به دستگيري و شكنجه و قتل و سوزاندن انسان هاي بي گناه به جرم داشتن افكاري كه با عقايد كليسا مخالف و متضاد بود پرداختند و به اين وسيله حتي دانشمندان و محققان را از اظهارنظر آزادانه درباره كشفيات و ديدگاه هاي علمي خود بازداشتند و آنان را مجبور كردند براساس خرافه ها و تحريف هاي حاكم بر كليسا بينديشند!
    ما معتقديم كه آقاي پاپ از واقعيت هاي ثبت و ضبط شده تاريخي اطلاع دارند و مي دانند كه دستگاه كليسا چه كشتارها و جناياتي را به نام دينداري در سطح جهان انجام داده است لكن واقعيت اين است كه آقاي پاپ به « فرافكني » مبتلا شده است و آنچه عوامل و گروه هاي مخوف و پيدا و پنهان وابسته به دستگاه كليسا مرتكب شده اند به اسلام و پيامبر اكرم (ص ) نسبت مي دهد و قصد دارد خورشيد حقيقت را در محاق ابرهاي تيره تبليغات مسموم و دروغين پنهان نمايد
    آقاي پاپ به دليل تعامل و همبستگي با نظام هاي سياسي و حكومتي غرب به سياست « هدف وسيله را توجيه مي كند » كه از آموزه هاي مكتب « ماكياوليسم » مي باشد و در متن تشكيلات دولتي و رفتار و عملكرد رهبران حكومت هاي غربي به نقش آفريني مي پردازد متمايل و مشتاق گرديده است و براي رسيدن به اهداف و مطامع و منافعي كه هيچ شك و ترديدي وجود ندارد كه « سياسي » است و با دنياي استكبار پيوند و آميختگي دارد حاضر به پنهان داشتن حقايق و واقعيت ها و رويكرد به روش هاي آلوده به دروغ و نيرنگ و فريب شده است .
    انتشار كتاب شيطاني توليد سريال هاي تلويزيوني عليه اسلام انتشار كاريكاتورهاي موهن درباره پيامبر اكرم (ص ) و نسبت خشونت گرايي به رسول گرامي اسلام حلقه هاي به هم پيوسته توطئه هاي جهان استكبار براي تهاجم به دين جامع و كامل و قوانين زندگي ساز اسلام و مقابله با امواج اسلام گرايي در جهان مي باشد و ترديدي وجود ندارد كه شبيه اين توطئه ها در آينده نيز تداوم خواهد يافت