
پس از پيروزي انقلاب عظيم و شكوهمند اسلامي در ايران و گسترش
امواج اسلام گرايي در جهان
به طور مكرر شاهد رشد و وسعت توطئه هاي
دنياي استكبار عليه اين دين مبين و جامع و رهايي بخش بوده ايم .
معنويت زلال اسلام كه عطر و شميم دل انگيز آن به همراه جلوه هاي زيبا
و زندگي ساز قوانين حياتبخش اين دين بزرگ و تحول زا
جان و روح نه تنها
مسلمانان
كه همه آزادانديشان جهان را نوازش مي دهد
موجب شتاب گيري
گرايش به اسلام در سطح كشورهاي منطقه و به دنبال آن ممالك اروپايي
گرديد و سران نظام هاي سياسي و حكومتي غرب به همراه دستگاه كليسا
مشاهده نمودند كه دريچه هاي قلوب مشتاقان ايمان و معنويت پي درپي به
روي معنويت و تعاليم خالص و زلال اسلام گشوده مي شود. اين واقعيت هاي
عيني و مشهود و غيرقابل انكار موجب گرديد تا قدرت هاي استكباري با
همراهي هاي پنهان و آشكار دستگاه كليسا
در برابر اين امواج روبه گسترش
صف آرايي كنند و چاره اي بينديشند تا اسلام گرايي را در جهان مهار نمايند و
مانع گردند كه مسيحيت واژگونه و تحريف شده
مواضع و موقعيت هاي
خود را از دست بدهد و به ضعف و تزلزل گرفتار آيد.
طرح و برنامه ريزي هاي ضدانساني و توطئه و ترفندهاي استعماري يكي
پس از ديگري رخ نمودند و در برابر امواج اسلام گرايي قرار گرفتند و با
حربه هاي دروغ و فريب و نيرنگ و تهمت و تحريف به جان اسلام افتادند تا
به اين وسيله عظمت و زيبايي و كمال آفريني و رهايي بخشي آن را به زير
سئوال ببرند و با ابهام و ترديد مواجه سازند.
تهاجم و يورش سهمگينانه دنياي استكبار با همياري پاپ و عوامل او به
صورت توطئه انتشار كتاب آيات شيطاني و توليد سريال هاي تلويزيوني
براي مشوش ساختن اذهان و افكار نسبت به قرآن و موجه جلوه دادن
مسيحيت تحريف شده و دستگاه كليسا و هتك تعاليم و قوانين دين مبين
اسلام بروز و ظهور يافت و در قالب ها و شيوه هاي مختلف شدت و فزوني
گرفت .
انتشار كاريكاتورهاي موهن و سخيف درباره پيامبر گرامي اسلام (ص )
يكي از حلقه هاي به هم پيوسته توطئه هاي جهان استكبار براي تهاجم به اين
دين جامع و كامل محسوب مي شود
لكن اين توطئه و ترفند
آخرين حلقه از
رفتار زشت و ناجوانمردانه آنان نبود
زيرا مدتي پيش شاهد بروز و ظهور
يكي ديگر از اين حلقه هاي توطئه و ترفند بوديم . اين بار پاپ بنديكت رهبر
كاتوليك هاي جهان آغازگر اين توطئه شوم بود. او براي اين كه از واكنش ها و
مخالفت هاي جهان اسلام عليه اين توطئه شوم بكاهد
آنچه عليه اسلام
اعلام نمود
نه از زبان خود
كه از زبان « مانوئل دوم امپراتور مسيحي
بيزانس » و منتسب به او در گفتگو با يك عالم ديني مطرح ساخت
لكن در
عمل همان واكنش گسترده عليه او در سطح جهان اسلام پديد آمد.
پاپ در اوج ناآگاهي و نيز عناد
اسلام را متهم به « خشونت » كرد و اعلام
نمود پيامبر اكرم (ص ) با زور شمشير به نشر و گسترش اين دين پرداخت !
متهم نمودن اسلام و پيامبر اكرم (ص ) به خشونت و خونريزي
كذب
محض و تهمت آشكار عليه دين مقدسي است كه در هر عصر و از آن جمله در
عصر حاضر و همان گونه كه آقاي پاپ خودشان شاهد هستند
با
پيام گزاري هاي زيبا و معنوي و انساني و ارائه قوانين جامع براي بنيان نهادن
جامعه اي سالم و زنده و پويا
به فتح قلوب مردم پرداخت و ايمان به
حضرت پروردگار را تا ژرفاي جان و روحشان نفوذ داد و تحولي عظيم در
سطح جهان به وجود آورد.
« پاپ » با اين اظهارات خلاف حقيقت
آنچه را كه دستگاه كليسا و
عواملش با به تحريف كشاندن دين حضرت مسيح مرتكب شده اند
به اسلام
نسبت داده است .
خونريزي و خشونت دستگاه كليسا با رهبري هاي ديني پاپ
واقعيت هاي عيني و مستند تاريخي محسوب مي شوند
به گونه اي مورخين
مسيحي نيز نتوانسته اند آنها را پنهان دارند و در آثار مكتوب خود به
صراحت و روشني به درج موارد متعدد آن پرداخته اند.
دستگاه كليسا از جنبه هاي مختلف راه نشر دين توحيدي را مسدود
ساخت و توده هاي مردم دنيا را از دين باوري و دين داري گريزان و بيزار
نمود. يكي از عملكردهاي تباه كليسا در ايجاد انزجار در مردم به ويژه افراد
آگاه و اهل مطالعه و تدقيق و انديشه وري
ارائه مفاهيم نارسا درباره خدا و
حضرت مسيح و بهشت و دوزخ بود. اين مفاهيم با اعتقاد به اصل تثليث و
مخالفت و عناد با عقل و خرد
موجب گرديد كه نه تنها راه دين گرايي صاف و
هموار نشود
كه در نقطه مقابله بيراهه هاي الحاد و بي ديني گشوده گردد و
مردم جهان در شرك و شك و ابهام و آشفتگي هاي فكري و اعتقادي به جاي
حقيقت
به سراب رهنمون شوند. اما اين پايان و فرجام عملكردهاي تباه
كليسا محسوب نمي شود. زيرا « كليسا از نظر ديگر نيز نقش مهمي در
سوق دادن مردم به « ضدخدايي » دارد كه از نارسايي مفاهيم الهي كليسائي
بسي موثرتر بوده است و آن تحميل عقايد و نظريات خاص مذهبي و علمي
كليسا به صورت اجبار و سلب هرگونه آزادي عقيده در اين دو قسمت است .
كليسا علاوه بر عقايد خاص مذهبي
يك سلسله اصول علمي مربوط به
جهان و انسان را كه غالبا ريشه هاي فلسفي يوناني و غيريوناني داشت و
تدريجا مورد قبول علماي بزرگ مذهب مسيح قرار گرفته بود1
در رديف
اصول عقايد مذهبي قرار داد و مخالفت با آن « علوم رسمي » را جايز
نمي شمرد
بلكه به شدت با مخالفان آن عقايد مبارزه مي كرد. كليسا علاوه بر
اين كه پاره اي معتقدات علمي بشري موروث از فلاسفه پيشين و علماي كلام
مسيحي را در رديف اصول مذهبي قرارداد و مخالفت با آنها را موجب ارتداد
دانست
هرگز حاضر نبود كه صرفا به ظهور ارتداد اكتفا كند و هر كس كه
ثابت و محقق شد مرتد است او را از جامعه مسيحيت طرد كند
بلكه با نوعي
رژيم پليسي خشن در جستجوي عقايد و مافي الضمير افراد بود و با لطائف
الحيل كوشش مي كرد كوچك ترين نشانه اي از مخالفت با عقايد مذهبي در
فردي يا جمعي پيدا كند و با خشونتي وصف ناشدني
آن فرد يا جمع را مورد
آزار قرار دهد . » 2
اين رژيم پليسي خشن و آزار و اذيت هاي وحشتناك ناشي از عملكرد
عوامل كليسا
باعث شد دانشمندان و محققان از اظهارنظرهاي آزادانه درباره
كشفيات و ديدگاه هاي علمي خود امتناع ورزند و همان گونه بينديشند كه
كليسا از آنان مي خواهد!
روش خشونت بار كليسا كه از قرن 12 تا 19 در كشورهاي فرانسه
انگلستان
آلمان
هلند
پرتغال
لهستان و اسپانيا معمول و متداول بود
عكس العمل بسيار بدي نسبت به دين و مذهب به وجود
آورد3.
عملكردهاي خشونت بار كليسا با تاسيس محاكمي به نام « انگيزيسيون »
يا « تفتيش عقايد » به اوج رسيد و بسياري از انسان هاي بي گناه به جرم داشتن
عقايدي كه با عقايد كليسا مخالف و متضاد بود به قتل رسيدند.
« ويل دورانت » درباره انگيزيسيون و عملكردهاي خونبار آن اين گونه
مي نويسد :
« محكمه تفتيش عقايد
قوانين و آيين دادرسي مخصوص به خود
داشت
پيش از آن كه ديوان محاكمات آن در شهري تشكيل شود از فراز
منابر
كليساها فرمان ايمان را به گوش مي رسانيدند و از مردم مي خواستند كه
هر كدام ملحد و بي دين و بدعت گذاري سراغ دارند به سمع اعضاي محكمه
تفتيش عقايد برسانند. اين محكمه مردم را به خبرچيني
به متهم ساختن
همسايگان
دوستان و خويشاوندان تحريص و تشويق مي كردند. به
خبرچينان قول رازپوشي كامل و حمايت داده مي شد و آن كس كه ملحدي را
مي شناخت و رسوا نمي ساخت و او را در خانه خويش پنهان مي داشت
به
لعن و تكفير و نفرين گرفتار مي گشت » 4
ويل دورانت سپس درباره روش هاي شكنجه محكمه تفتيش عقايد
چنين مي نويسد :
« طرق شكنجه در مكان ها و زمان هاي مختلف متفاوت بود. گاه بود كه
دست هاي متهم را به پشتش مي بستند و سپس او را به آنها مي آويختند
ممكن بود او را ببندند به طوري كه نتواند حركت كند و آنگاه چندان آب در
گلويش بچكانند كه به خفگي افتد
ممكن بود كه طنابي چند بر اطراف بازوان
و ساقهايش ببندند و چندان محكم كنند كه در گوشت هاي تنش فرو رود و به
استخوان ها برسد ... » 5
بخش سوم تحقيقات ويل دورانت به فجيع ترين مجازات و جنايات
محكمه هاي تفتيش عقايد مربوط مي شود. او مي نويسد :
« تعداد قربانيان از سال 1480 تا 1488 يعني در مدت 8 سال بالغ بر
8800 تن سوخته و 96494 تن محكوم به مجازات هاي سنگين ديگر بوده
است
و از سال 1480 تا 1808 بالغ بر 31912 تن سوخته و 291450 تن
محكوم به مجازات هاي سنگين تخمين زده شده است . » 6
علاوه بر « ويل دورانت »
« جرج سارتون » در كتاب « شش بال علم » به
جنايات محكمه تفتيش عقايد تصريح مي كند و به سوزاندن 900 نفر و به
قتل رساندن 6500 نفر به دستور اسقف « ترزپتربينزفلد » اشاره مي نمايد7.
در ميان كساني كه توسط محاكم تفتيش عقايد تكفير گرديدند و مورد
لعن و نفرين واقع شدند
« گاليله » از دانشمندان ايتاليايي و صاحب نظريه
« حركت زمين » نيز قرار داشت . او براي اين كه از مرگ نجات يابد و به
سرنوشت كساني كه يا در آتش سوزانده شدند
يا به دارآويخته گردند
و يا
در زيرشكنجه هاي شديد جان سپردند گرفتار نيايد
در حضور پاپ و
كشيشان و در يك مجلس رسمي از نظريه علمي خويش توبه كرد8.
گاليله درحالي كه مي دانست آنچه درباره حركت زمين ارائه مي دهد
واقعيت دارد
توبه نامه اي با محتواي ذيل تنظيم نمود و جان خويش را از
مرگ حتمي نجات داد :
« من
گاليله
در هفتادمين سال زندگي
در مقابل شما (پاپ و كشيشان )
به زانو درآمده ام و درحالي كه انجيل كتاب مقدس را پيش چشم دارم و با
دست هاي خود آن را لمس مي كنم
توبه مي نمايم و ادعاي خالي از حقيقت
حركت زمين را انكار مي كنم و آن را منفور و مطرود مي دانم . » 9
اكنون آقاي « پاپ » پاسخ دهند كه اسلام عامل خشونت است يا
مسيحيت تحريف شده و دستگاه كليسا كه نماينده آن محسوب مي شود و در
سرتاسر جهان ـ از گذشته تا به امروز ـ به نام دين مسيح هر عقيده خرافي و
باطلي را نشر مي دهد و هر عمل جنايت بار و فجيعي را مرتكب مي شود و
ادعاي « صلح دوستي » نيز مي كند !
ما معتقديم كه آقاي پاپ از اين واقعيت هاي ثبت و ضبط شده تاريخي
اطلاع كامل دارند و مي دانند كه دستگاه مخوف كليسا چه كشتارها و جناياتي
را به نام دينداري در سطح جهان انجام داده است
لكن به نظر مي رسد كه
آقاي پاپ به « فرافكني » مبتلا شده اند و آنچه خود و عوامل و گروه هاي
مخوف و پيدا و پنهان وابسته به دستگاه كليسا مرتكب شده اند
به اسلام و
پيامبر اكرم (ص ) نسبت مي دهد و با حركت روبه جلو
قصد دارد خورشيد
حقيقت را در محاق ابرهاي تيره تبليغات مسموم و دروغين پنهان نمايد!
موضوع ديگر اين است آقاي پاپ به دليل تعامل و همبستگي با نظام هاي
سياسي و حكومتي غرب
به سياست « هدف وسيله را توجيه مي كند » كه از
آموزه هاي مكتب « ماكياوليسم » مي باشد و در متن تشكيلات دولتي و رفتار و
عملكرد رهبران حكومت هاي غربي به نقش آفريني مي پردازد
متمايل و
مشتاق گرديده است و براي رسيدن به اهداف و مطامع و منافعي كه هيچ شك
و ترديدي وجود ندارد كه « سياسي » است و با دنياي استكبار پيوند و
آميختگي دارد
حاضر به پنهان داشتن حقايق و واقعيت ها و رويكرد به
روش هاي آلوده به دروغ و نيرنگ و فريب شده است .
پاورقي :
1 ـ اصول علمي ريشه گرفته از فلسفه يونان و غيريونان ـ كه بر دستگاه كليسا
حاكم بود ـ هر عقيده
ديدگاه
انديشه و نظريه مربوط به خدا و هستي و دين
و معاد و پديده هاي آفرينش و سنن و قوانين را به شدت تكفير مي كرد و جز
آنچه رهبران مسيحيت تحريف شده مي پنداشتند
همه را طرد و نفي
مي نمود.
2 ـ علل گرايش به ماديگري
متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري
انتشارات
صدرا
ص 77 و 78
3 ـ همان مدرك
ص 78
4 ـ تاريخ تمدن
ويل دورانت
ج 4
مدرك پيشين
78 و 79
5 ـ همان مدرك
ص 79
6 ـ همان مدرك
7 ـ شش بال علم
جورج سارتن
ص 296
مدرك پيشين
ص 81
8 ـ ايدئولوژي و فرهنگ اسلام از ديدگاه ژول لايوم
ترجمه محمد رسول
دريايي
نشر حيان
ص 332
9 ـ همان مدرك
ص 332 و 333
آقاي پاپ درحالي به اسلام و پيامبر اكرم (ص ) نسبت باطل
خشونت گرايي مي دهد كه رهبران و عوامل دستگاه كليسا با تاسيس
محاكمي به نام « انگيزيسيون » يا « تفتيش عقايد » قرنها به دستگيري و
شكنجه و قتل و سوزاندن انسان هاي بي گناه به جرم داشتن افكاري
كه با عقايد كليسا مخالف و متضاد بود پرداختند و به اين وسيله حتي
دانشمندان و محققان را از اظهارنظر آزادانه درباره كشفيات و
ديدگاه هاي علمي خود بازداشتند و آنان را مجبور كردند براساس
خرافه ها و تحريف هاي حاكم بر كليسا بينديشند!
ما معتقديم كه آقاي پاپ از واقعيت هاي ثبت و ضبط شده تاريخي
اطلاع دارند و مي دانند كه دستگاه كليسا چه كشتارها و جناياتي را به
نام دينداري در سطح جهان انجام داده است
لكن واقعيت اين است
كه آقاي پاپ به « فرافكني » مبتلا شده است و آنچه عوامل و
گروه هاي مخوف و پيدا و پنهان وابسته به دستگاه كليسا مرتكب
شده اند
به اسلام و پيامبر اكرم (ص ) نسبت مي دهد و قصد دارد
خورشيد حقيقت را در محاق ابرهاي تيره تبليغات مسموم و دروغين
پنهان نمايد
آقاي پاپ به دليل تعامل و همبستگي با نظام هاي سياسي و
حكومتي غرب
به سياست « هدف وسيله را توجيه مي كند » كه از
آموزه هاي مكتب « ماكياوليسم » مي باشد و در متن تشكيلات دولتي
و رفتار و عملكرد رهبران حكومت هاي غربي به نقش آفريني
مي پردازد
متمايل و مشتاق گرديده است و براي رسيدن به اهداف و
مطامع و منافعي كه هيچ شك و ترديدي وجود ندارد كه « سياسي »
است و با دنياي استكبار پيوند و آميختگي دارد
حاضر به پنهان
داشتن حقايق و واقعيت ها و رويكرد به روش هاي آلوده به دروغ و
نيرنگ و فريب شده است .
انتشار كتاب شيطاني
توليد سريال هاي تلويزيوني عليه اسلام
انتشار كاريكاتورهاي موهن درباره پيامبر اكرم (ص )
و نسبت
خشونت گرايي به رسول گرامي اسلام
حلقه هاي به هم پيوسته
توطئه هاي جهان استكبار براي تهاجم به دين جامع و كامل و قوانين
زندگي ساز اسلام و مقابله با امواج اسلام گرايي در جهان مي باشد و
ترديدي وجود ندارد كه شبيه اين توطئه ها در آينده نيز تداوم
خواهد يافت

|