مجيد زندي
اينكه دولت براي ساماندهي اصولي وضع مسكن و اجاره
بها برنامه اي ندارد شكي در آن نيست يا اگر برنامه اي هست
هميشه عقب تر از برنامه ها و اهداف بازيگران اصلي و پشت پرده
بازار مسكن است كه طرح ها و برنامه هاي دولت را به مسخره
مي گيرند و از هر طرح و برنامه دستگاههاي دولتي
سودهاي
ميلياردي را براي خود كنار مي گذارند.
در اين ميان سياست هايي چون واگذاري زمين به خانواده ها
تعاوني ها
ساخت شهرهاي جديد در اطراف كلانشهرهايي چون
تهران
مشهد
اصفهان و ساخت شهرك درون شهري از جمله
معروف ترين اقدامات سالهاي اخير دولت براي ساماندهي وضع
مسكن خصوصا در شهرهاي بزرگي چون تهران بوده است اما
چون دولت در بخش هايي همانند ساخت شهرهاي جديد و
واگذاري زمين به تعاوني هاي مسكن جديت لازم را نداشته
خانه به دوشان اين مملكت دچار مشكلي شده اند كه اكنون
همگي شاهد و گرفتار آن هستيم .
اگر ما درباره ساماندهي سرريز افزايش جمعيت در
كلانشهرهايي چون تهران به دو راه حل ساخت شهرهاي جديد
و ساخت شهرك هاي درون شهري به عنوان راه حلي مناسب
براي جلوگيري از افزايش قيمت مسكن در كلانشهرها متمركز
شويم درخواهيم يافت كه در اين خصوص عدم جديت دولت به
مراتب بدتر بوده است .
در مورد بند اول مي توان از شهرهاي جديدي چون انديشه
هشتگرد
پرديس و پرند حداقل در اطراف شهر تهران اشاره كرد
كه با گذشت چندين سال و حتي براي برخي از اين شهرهاي
جديد چند دهه از تاسيس
هنوز مشكل رفت و آمد ساكنان اين
شهرها به تهران حل نشده است .
يك كارگر يا كارمندي كه در اين شهرها ساكن است چگونه
مي تواند صبح زود به تهران بيايد و عصرها هم به موقع به خانه
خود بازگردد اگر مسئولين واقعا در راه اندازي و تكميل
شهرهاي جديد جديت و هدف داشتند قطعا براي شهرهاي
جديد قطار دو ريله يا چهار ريله در نظر مي گرفتند در آن صورت
مي ديديم كه چه تحولات موثري در حل مشكل مسكن و
خصوصا اجاره مسكن در شهر تهران پديد مي آمد.
از طرفي ديگر وقتي پاي درد دل مردم خصوصا مستاجران
مي نشينيم درد آنها از بي ساماني وضع مسكن به مراتب بيشتر از
صاحبان مسكن است كه قيمت مسكن به موازات تورم بالا
مي رود اما ارزش پول سپرده مستاجران نزد صاحبان خانه نه
تنها اضافه نمي شود كه نزول هم دارد و اين افراد مجبورند
سالانه علاوه بر زيان اصل سرمايه خود
هزينه هاي مربوط به
تورم در جامعه را نيز از جيب بپردازند و هر سال 5 تا 10 ميليون
تومان از رقم درخواستي از سوي صاحبان خانه اجاره اي
عقب تر بمانند.
در گزارش شماره قبل به ريشه هاي برخي از عوامل افزايش
قيمت مسكن اشاره كرديم و در اين شماره نيز علاوه بر شنيدن
درد دل مستاجران به ضعف عدم توجه جدي دولت در تكميل
شهرهاي جديد براي مهار سرريز جمعيت شهرهايي همچون
تهران خواهيم پرداخت .
آقا حميد ياوري كارگر يك شركت خصوصي در اين باره
مي گويد : نمي دانم از بالا بودن اجاره بها پيش چه كسي بايد گله
كنيم . من تا سال پيش در تهران مستاجر بودم ولي وقتي
صاحبخانه اجاره را بالا برد به دليل عدم قدرت پرداخت به
ناچار در مارليك كرج يك آپارتمان اجاره كردم . درست است كه
فعلا مشكل مسكن من حل شده و خانواده ام يك سقف بالاي سر
خود دارند اما ديگر زندگي من مانند سابق نيست . چون از طرفي
هر روز صبح خيلي زود از خانه بيرون مي آيم و تا دير وقت به
منزل مي رسم . و همين امر باعث شده هم فرزندانم مرا جمعه به
جمعه ببينند و همسرم به تنهايي بسياري از مشكلات را به دوش
بكشد
و در هيچ كاري مرا سهيم خود نداند. و از طرف ديگر
به
دليل دوري از اقوام و نبود بعضي از امكانات
خانواده ام از من
بسيار گله و شكايت كنند. و همين مشكل سبب شده بارها و بارها
با همسرم مشاجره كنم .
وي ادامه مي دهد : و باز به دليل طولاني بودن مسافت
مارليك تا تهران اكثر اوقات دير به سر كارم مي رسم و رئيس
چندين بار به من اخطار كرد. زندگي در چنين شرايطي برايم
بسيار زجرآور است . نارضايتي رئيس
همسر
فرزند و حتي
خودم آرامش خيال را از من گرفته . چون مي دانيد مخصوصا يكي
از دلايل اضطراب و نگراني مرد نارضايتي همسر است . پيش
خودم فكر مي كنم كه چرا روز به روز فقرا فقيرتر و اغنيا
ثروتمندتر مي شوند. دوست دارم جايي زندگي كنم كه نگاه
سنگين فقر و نداري بر سرم نباشد. مدام خودم را سرزنش
مي كنم .
وي ادامه مي دهد : شايد باور نكنيد كه اگر در طول هفته
فرصت كنم يك فيلم يا سريال ببينم ديدن آن هم مرا نزد
خانواده ام شرمنده تر مي كند. چون ديدن زندگي هاي مرفه
داشتن
اتومبيل هاي مدل بالا بي دردي و در نهايت ثروتي را كه تلويزيون
به رخ مردم مي كشد براي ما افراد كم بضاعت و بي بضاعت بسيار
تلخ و دردناك است .
آقاي ياوري مي گويد : گاهي با خودم فكر مي كنم در اين دنيا
كه در جهنم زندگي مي كنيم و افراد و اشخاص بسياري روز به
روز هيزم آن را بيشتر مي كنند
ترسم اين است كه در قيامت هم
اين آتش براي ما روشن باشد! و طعم آسايش و راحتي را حتي تا
پس از مرگ هم احساس نكنيم .
خانم حميده وداديان خانه دار در اين باره مي گويد : آپارتمان
كوچكي داشتيم . اما به دليل اينكه شوهرم ناراحتي قلبي داشت و
دكترها گفته بودند كه نبايد هيچ گونه استرس و اضطرابي داشته
باشد به قصد خريد يك آپارتمان نزديك محل اداره اش آپارتمان
خود را فروختيم و خانه اي كه قولنامه كرده بوديم به دليل
پشيمان شدن فروشنده فسخ شد.
وي ادامه مي دهد : متاسفانه به دليل افزايش قيمت ملك
نتوانستيم فوري خانه اي بخريم در اين مدت به دليل فشار و
استرس شديد حال شوهرم وخيم شد و مقداري پول خانه خرج
عمل و دارو و درمان وي شد. پس از آن هرجا رفتيم مي گفتند
چند تا بچه داريد و تا متوجه مي شدند ما سه فرزند داريم از
دادن خانه ممانعت مي كردند.
وي مي افزايد : اگر قيمت ها بالا نمي رفت فروشنده معامله را
فسخ نمي كرد يا حداقل ما فوري مي توانستيم خانه ي ديگري
خريداري كنيم . من نمي دانم چه سياستي حاكم است كه
بدبختها و بيچاره هاي جامعه روز به روز درمانده تر مي شوند.
گويي ما انسانهاي درمانده و كم بضاعت جامعه در ته چاه هستيم
و هر چه فرياد مي زنيم كسي صدايمان را نمي شنود و فقط يك
سري شعارهايي تحويل ما مي دهند كه در زندگي ما اثري ندارد
چرا مسوولين مربوطه متوجه نيستند من نمي توانم به بچه ها اين
شعارها و وعده ها را تحويل دهم . آنها امروز زندگي مي كنند و از
من برآورد كردن زندگي امروز را توقع دارند و با وعده هاي پوچ و
تو خالي فردا كارها درست نمي شود. گرچه عملا هر چه گذشت
وضع بدتر
كرايه ها بالاتر و بر قيمت خانه ها افزوده شد.
آقاي علي رضوي ساكن يك دستگاه آپارتمان 50 متري در
خيابان 17 شهريور هم با اشاره به قرارداد 5 ميليون توماني
وديعه و 100 هزار تومان كرايه سال گذشته مي گويد : اكنون
اگرچه 5 ماه تا مدت اجاره يكساله ما باقي مانده اما صاحبخانه
زمزمه افزايش اجاره بهاي مسكن دارد و من ناچارم سال آينده به
نقاط پايين تر شهر يا شهرك هاي حاشيه اي نقل مكان كنم تا از
عهده اجاره آن برآيم . جابجايي امر مشكلاتي را نيز از لحاظ
ثبت نام فرزندانمان در مدرسه ايجاد خواهد كرد.
وي مي گويد : با اين حقوق هاي اندك امروزي هيچ كارگر و
كارمندي قادر به پس انداز نيست در حاليكه هيچ نظارتي نيز از
سوي دولت نمي شود و صاحبخانه ها كرايه هاي خود را افزايش
مي دهند. گويي ما مستاجران حقوق بگير به فراموشي سپرده
شده ايم
چون من در حال حاضر 250 هزار تومان حقوق
مي گيرم و 150 هزار تومان كرايه مي دهم . در حال حاضر نيز با
100 هزار تومان زندگي بسيار معمولي را مي گذرانم و اگر بيش تر
بخواهم اجاره دهم حتما بايد گدايي كنم والا از پس خرج و
مخارج زندگي برنمي آيم .
آقاي محمدحسين رجبي در مصاحبه با گزارشگر ما
مي گويد : 4 سال است كه عقد كرده ام ولي هنوز نتوانستم زندگي
مشترك خود را آغاز كنم دليلش اين است كه هر سال اجاره ها
بالاتر مي رود و من هم هميشه عقب هستم و هيچ وقت نمي توانم
خود را به حد مطلوب برسانم . همسرم و خانواده اش از
وعده هاي من خسته شدند متاسفانه گراني املاك استيجاري و
عدم تناسب آن با درآمدها مثل كوهي بزرگ در مقابل ما جوانان
قد علم كرده است . جامعه ي ما جامعه ي جواني است بنابراين
تقاضاي مسكن نيز رو به رشد است . افزايش قيمت مسكن و عدم
سرمايه گذاري دولت موجب مي شود بسياري از جوانان از
تشكيل خانواده امتناع كنند و جامعه اي كه جوانان سرخورده و
غمگين و مايوس داشته باشد يا جواناني كه به راه هاي نادرست
كشيده شده اند نمي تواند پيشرفت و ترقي كند. جامعه اي موفق
است كه در آن جوانان فعال و پرشور داشته باشد و هيچ گونه
دغدغه اي نداشته باشد.
وي ادامه مي دهد : در حالي كه امروزه كمتر زوج جواني را
مي توان يافت كه از معضلات و مشكلات مسكن كه بر اقتصاد
ضعيف خانواده اش تحميل مي شود گله و شكايت نداشته باشد و
مسئولين اجرايي كشور بايد متوجه باشند نبود مسكن و اشتغال
سبب مي شود كه ازدواج جوانان به تاخير بيفتد كه در نتيجه آن
زمينه هايي براي ايجاد بسياري ديگر از معضلات فراهم خواهد
آمد.
آقاي كيومرث همداني هم در اين باره به گزارشگر ما
مي گويد : 4 فرزند دارم و وقتي به دنبال خانه مي گشتيم و متوجه
شديم كه تعداد بچه هاي ما استاندارد خانه هاي استيجاري نيست
تصميم گرفتيم كه فرزند بزرگمان را به حساب نياوريم بالاخره با
گفتن اينكه 3 فرزند داريم
جاي بسيار سطح پاييني را اجاره
كرديم . در حال حاضر پسر بزرگم گاهي خانه اقوام ودوستان و
گاهي به عنوان ميهمان و دوست پسر ديگرم به خانه ما مي آيد.
رفتار اقوام با ما مانند سابق نيست پسرم در خانه هاي آنها
احساس مزاحمت مي كند ولي اين گذشت را در حق ما مي كنند
بيش تر شبها مادرش نمي خوابد چون نگران او هستيم . بارها
قصد كردم بروم و حقيقت را به صاحبخانه بگويم ولي باز پسرم
مانع شد و گفت اگر مدتي صبر كني من به خدمت سربازي
مي روم . من به عنوان پدر احساس گناه مي كنم اما چاره اي ندارم
مي ترسم اگر حقيقت را بگويم ما را اخراج كنند. از جهت روحي
وضع بسيار بدي داريم . از جهت مادي هم تعريفي نداريم . چون
تقريبا نيمي از درآمدم را اجاره مي دهم .
وي مي افزايد : داستان غم انگيز مسكن استيجاري براي من
بلكه براي ميليونها هموطن ديگر كه قشر حقوق بگير نيز هستند از
جمله حكايتهاي تلخي است كه به مرور زمان وضعيت
وخيم تري را به نمايش مي گذارد و نمي دانم چرا در اين ميان همه
سكوت مي كنند و فقط به تماشاي آن مي پردازند. و به خود
فرصت نمي دهند كه در مورد آن فكر كنند يا متاثر شوند
به راستي
چرا چنين سرنوشت تلخي براي مستاجران درنظر گرفته ايم
چرا
قصد نداريم شهرهاي جديد را از ركود حاكم درآوريم تا بخشي
از افراد آسانتر بتوانند در آن شهرها ساكن شوند و تا اين حجم
فشار سكونت و زندگي در تهران و شهرهاي بزرگ كشور وجود
نداشته باشد.
در اين باره مهندس غلامرضا كريمي مهندس عمران در
شهرهاي جديد هم به گزارشگر ما مي گويد : درباره اينكه چرا
مردم علاقه اي به حضور در شهرهاي جديد اطراف تهران ندارند
بايد بدانيم كه متاسفانه اكنون اين شهرها در حد خوابگاه ساكنان
آن است زيرا امكاناتي كه براي مردم تهران وجود دارد به هيچ
وجه براي ساكنان اين شهرها نيست .
وي ادامه مي دهد : امكانات اشتغالزايي شرط اوليه موفقيت
اين شهرهاست در حاليكه فاصله شهري همانند انديشه يا
هشتگرد و پرديس تا تهران حدود 2 تا 3 ساعت است كه براي
ساكنان اين شهرها هزينه و زمان رفت و آمد به عنوان بزرگترين
معضل مطرح است .
مهندس كريمي مي گويد : در اين شهرها از بيمارستانها
فرهنگسراها و ساير امكانات رفاهي
ورزشي و حتي فضاي سبز و
پارك ها هم خبري نيست و مردم در شهري همانند انديشه در
ميدانگاهي وسط شهر زيلو پهن مي كنند و در روزهاي تعطيل به
آنجا مي روند در حاليكه اين رفتارها نشانه اي از يك شهر با
امكانات لازم نيست .
وي ادامه مي دهد : در برخي از اين شهرها كه به اصطلاح
مدرن و بر اساس معيارهاي شهرسازي هم احداث شده هنوز
گازرساني نشده و مردم از كپسول گاز و نفت براي پخت و پز و
ايجاد گرما استفاده مي كنند و چون قيمت ها بالاست مردم ساكن
در اين شهرها مجبورند بسيار بيشتر از مردم ساكن تهران هزينه
بابت آن بپردازند.
وي مي افزايد : اين شهرها متاسفانه خطوط انتقال داخلي براي
رفت و آمد هم ندارد و حمل ونقل درون شهري آن به سواري ها و
مسافر به واگذار شده كه آن نيز معياري از شهر را ندارد و هزينه
حمل و نقل مردم هم بسيار بالا مي رود.
وي يكي ديگر از مشكلات شهرهاي جديد را عدم نظارت
دقيق دستگاههاي دولتي بر نحوه واگذاري زمين و مسكن اعلام
مي كند و مي افزايد : متاسفانه اين رفتار باعث شده كه زمين و
مسكن در شهرهاي جديد دچار بورس بازي قيمت هاي گزاف
دروغين شده زيرا مالكان بسياري از اين ساختمانها در تهران
ساكن هستند اما آن را به فقرا و طبقات محروم كه اين ساختمانها
در اصل به نيت آنها ساخته شده
اجاره مي دهند و همين معضل
باعث افزايش قيمت مسكن و اجاره بها در اين شهرها شده است
در حاليكه دولت مي توانست همين ساختمانها را به عنوان اجاره
به شرط تمليك به مستاجران واقعي واگذار مي كرد.
وي ادامه مي دهد : واقعيتي را نمي توان كتمان كرد كه
شهرهاي جديد كه با سرمايه گذاري كلان دولت و مردم و حتي
جذب سرمايه هاي خارجي در برخي موارد همراه بود
امروزه
مثل يك موجود زنده اما در حال كما است و حركتي ندارد در
حاليكه نجات آن تنها با رفع نيازهاي ضروري ساكنان آن زنده
خواهد شد.
مهندس ابراهيم نظري كارشناس ديگر مسكن و شهرسازي
درباره ضعف اراده دولت براي تقويت شهرك هاي درون شهري
هم مي گويد : درباره شهرك هاي درون شهري مي توانم به پروژه
موفق اميرآباد تهران اشاره كنم كه در سالهاي اول انقلاب بعد از
بمب گذاري ناصرخسرو و تخريب محلات قديمي ناصرخسرو
ساخته شده بود و دولت جمهوري اسلامي به راحتي در اوج
جنگ و زماني كه نفت را بشكه اي 7 دلار مي فروخت براي
نيازمندان ساخت و تحويل داد و پولش را به مرور دريافت
كرد.
وي برخي از مشكلات اخير درساخت و ساز مسكن و رها كردن
آن از سوي دولت را ساختاري و برنامه اي اعلام مي كند و
مي افزايد : اگر دولت و دستگاه قضايي براي حمايت از
انبوه سازي مسكن در كشور جدي بودند مشكلاتي نظير خانه هاي
اركيده پيش نمي آمد كه 1000 واحد در دست ساخت را به
5000 نفر بفروشند و اين كارها باعث تنفر مردم از سرمايه گذاري
در پروژه هاي بسيار با ارزش انبوه سازي شده است .
وي ادامه مي دهد : من به عنوان يك كارشناس مسكن كه
سالها در اين حوزه فعال هستم از مسئولان مي پرسم آيا براي
دستگاههاي قضايي و اقتصادي كشور صدور 1000 سند
منگوله اي پيش فروش خانه هايي نظير اركيده مشكل بود كه اگر
تحت نظر دستگاه قضايي و به صورت قانوني و حساب شده
كارها پيش مي رفت افراد خاصي نمي توانستند سر چندين هزار
خانوار در جستجوي مسكن را كلاه بگذارند كه سرمايه هاي اندك
خود را با خون دل خوردن فراوان و عليرغم پرداخت اجاره بهاي
مسكن تهيه كرده بودند.
مهندس نظري مي گويد : اگر اين كار رهاسازي سرنوشت
مردم خصوصا مستضعفان و محرومان نيست چه عنواني
مي توان به آن داد در حاليكه همين دستگاه قضايي كشور اكنون
مجبور است ميليونها تومان پول نفت را براي دادرسي شكايت
همين فقرا و محرومان صرف كند و آبروي نظام ما هم در دنيا
برود كه مسئولان توان ساخت و يا حتي نظارت بر واگذاري
درست 1000 واحد مسكوني انبوه سازي را ندارند كه پرونده
قطور شكايت هزاران نفر از فريب خوردگان باندهاي كلاهبردار
اكنون درمحاكم قضايي مفتوح است و هنوز به سامان نرسيده
است .
وي ادامه مي دهد : متاسفانه بانك هاي كشور هم كه عموما
دولتي هستند وامهاي ميلياردي خود را به برج هاي 53 طبقه اي
شمال شهر تهران مي دهند كه از هم اكنون متري 5 ميليون تومان
پيش فروش مي شود آيا دولت نبايد اين بانك ها را ملزم كند كه به
موازات سرمايه گذاري چندين ميليارد توماني در برج سازي
نيمي از هزينه هاي خود را براي ترميم بافت هاي فرسوده جنوب
شهر هزينه كنند و.. كه همه اينها نشانه اي از رهاسازي مردم
خصوصا محرومان و مستضعفان فاقد مسكن به حال خود و
گرفتاري آنها در چنگال گرگ هايي هست كه فقط به فكر پركردن
جيب خود و كسب سرمايه هاي 100 ميليارد توماني هستند .
متاسفانه يكي ديگر از عوامل رواني افزايش اجاره مسكن در
كشور اعلام تبليغي اعطاي وام مسكن به مردم است كه صاحبان
خانه را به اين انديشه واداشت كه چون دولت به همه مستاجران
وام مسكن 3 ميليون توماني اعطا مي كند! پس مي توانند اين رقم
را از مستاجران درخواست كنند. غافل از اينكه هياهوي بسيار در
اين باره براي هيچ بوده و اگر چنين وامي در سطح كشور در
اختيار 1000 نفر قرار گرفته باشد 300 هزار خانوار مستاجر و
بلكه جمعيت بيشتري را بيچاره تر كرده است زيرا همه
مي دانستند چنين وامي براي پرداخت به همه مستاجران جز
تبليغات چيز ديگري نيست اما خواسته يا ناخواسته به آن دامن
زدند و باعث بدتر شدن شرايط زندگي براي مستاجران شدند.
ايجاد جو رواني براي اعطاي وامهاي ارزانقيمت به هر
قصدي انجام شود حداقل در بخش مربوط به مسكن اجاره اي
خيانتي است كه هيچگاه از دل مردم خارج نخواهد شد كه
اميدواريم از سوي دستگاههاي اجرايي دولت در هر دوره اي در
اين زمينه تجديد نظر شود.
دولت ممكن است براي ساماندهي وضع مسكن خصوصا
اجاره بها كارهايي انجام داده باشد اما چون اين تصميمات
كارشناسي و براساس نياز جامعه نيست به هدف نمي رسد و
هميشه از برنامه هاي هدفدار بازيگران اصلي اما پشت پرده
افزايش قيمت ها عقب تر است و سازمانها و وزارتخانه هاي
مسئول تنها پس از بروز مشكلات فراوان براي مردم
راه حل هاي مقطعي و بي اثر ارائه مي دهند
شهرهاي جديدي كه در سالهاي اخير در اطراف
كلانشهرهايي چون تهران
مشهد
اصفهان و... به منظور
جمع آوري جمعيت سرريز شهرهاي بزرگ ساخته شده به دليل
كم توجهي اكنون در حالت كما به سر مي برند
مهندس غلامرضا كريمي : شهرهاي جديدي همچون انديشه
و هشتگرد همانند بسياري از شهرك هاي اقماري تهران اكنون
در حد خوابگاه است و از امكانات رفاهي
ورزشي
درماني و
بيمارستاني و راههاي دسترسي به همديگر و شهرهاي بزرگ
محروم هستند
يك كارشناس مسكن و شهرسازي : اگر دولت و دستگاه
قضايي براي حمايت از سياست انبوه سازان مسكن در كشور
جدي بودند اجازه نمي دادند مشكلاتي نظير خانه هاي اركيده
پيش آيد كه يك واحد مسكوني به چند متقاضي فروخته شود و
سرگذشت تلخ آنها باعث تنفر مردم از سرمايه گذاري جديد در
پروژه هاي انبوه سازي گردد

|