روزنامه جمهوري اسلامي 28/09/1385 صفحه عقيدتي

  • شميمي از بوستان معارف دين
    سخن حق حكم به عدل وفاي به عهد

  • تقوا يك ارزش والا
  • *****
    شميمي از بوستان معارف دين
    سخن حق حكم به عدل وفاي به عهد




  • فردي از حضرت امام زين العابدين (ع ) درخواست كرد كه او را از جميع طرق و مناهج دين آگاه گرداند. امام (ع ) در پاسخ به اين درخواست به عنوان قدر جامع تمام روش هاي اسلامي از سه موضوع انساني و اخلاقي نام مي برد :
    « سخن حق حكم به عدل وفاي به عهد »
    امام زين العابدين (ع ) در رهنمود جامع وعميق خويش سه اصل حائز اهميت را مطرح مي نمايد كه هر كدام از آنها داراي نقش محوري و ارزشمند مي باشند و دردل خود مفاهيم ژرف و آثار ونتايج بزرگي را مي پرورند.
    1 ـ « سخن حق » در ابعاد و جلوه هاي مختلف به ظهور درمي آيد و به همين دليل از جامعيت « مصداق » و « اثر » برخوردار مي باشد و به عنوان اصلي كه در كنار دو اصل ديگر طرق و منهاج دين را مي گشايد و معرفت و شناخت هاي گوناگون مي آفريند معرفي مي گردد.
    يكي از ابعاد و جلوه هاي سخن حق صدق و راستي در كلام است كه در فرهنگ ديني از منزلت خاص و ارزش والا برخوردار مي باشد و به طور مكرر به آن فرمان داده شده است .
    اهميت صدق و راستي و آثار زيبا و والاي آن وقتي نمايانده مي شود كه آفات و زيان هاي بزرگ كذب و دروغ در نظر آيد و موانعي كه در جامعه ايجاد مي كند ملحوظ گردد. اين آفات و زيان هاي معصيت كبيره دروغ با اتصاف به خصال و فضيلت بزرگ صداقت و راستگويي ريشه كن مي شود و جامعه به آرامش و امنيت روحي و اخلاقي نائل مي آيد.
    يكي ديگر از ابعاد وجنبه هاي سخن حق كلام و گفتار متقن واستواري است كه در برابر هر « باطل » به ظهور مي رسد و صاحب اين خصلت بزرگ بدون هراس و در مسير جلب رضوان و خشنودي خدا و خدمت به جامعه در برابر هر انديشه و سخن و رفتار و عمل باطل كه از افراد و گروه ها و جريان هاي ناسالم صادر مي شود مي ايستد و با كلام حق مانع تحقق افكار و عملكردهاي باطل مي گردد.
    سخن حق در برابر حاكم ستمگر سخن حق برابر مفسدان سخن حق در دعوت وتبليغ و سخن حق در معرفي مصاديق باطل در ابعاد كوچك و بزرگ به مردم جامعه از جمله ابعاد وجلوه هاي ديگر اين موضوع مهم و اساسي به شمار مي آيند.
    2 ـ « حكم به عدل » امر كوچك و سهل و ساده اي نيست و به همين دليل است كه حضرت امام زين العابدين (ع ) به آن نگرش عميقي دارند و براي آن نقش واهميت خاص قائل مي شوند.
    عدل كه نقطه مقابل ظلم است يعني قراردادن هرچيز در جاي خود و از اين راه از هرگونه ستم وجور و پايمال شدن حقوق مسلم و منطبق بر حقيقت و واقعيت افراد جلوگيري به عمل آوردن .
    عدل هرگز در مسائل فردي محصور نمي شود كه اين اصل حياتي با سلامت و سعادت و نجات و آزادي توده هاي مردم جامعه پيوند وارتباط مي يابد و اگر قصور و تسامح و غفلتي در اجراي دقيق آن به عمل آيد آفات و زيان ها و خطرات بزرگي رخ مي نمايد كه هستي افراد را در معرض هتك و تباهي قرار مي دهد.
    اهميت و ارجمندي ديگر عدل را بايد در ظهور و بروز آن در ابعاد و جلوه هاي گوناگون به نظاره نشست . در اين نگرش و تعمق است كه درمي يابيم عدل اقتصادي عدل اجتماعي عدل سياسي و عدل اخلاقي از جنبه هاي حائز اهميت اين اصل محوري و حياتي محسوب مي شوند و هركس در حكم به عدل بايد تمام ابعاد و مصداق هاي آن را در انديشه و عمل و رفتار و مواجهات خويش به تجلي درآورد.
    چنانچه دراستقرار عدل درهمه جلوه ها و مصاديق كوشش خاص رواداشته شود دردها درمان مي يابند سختي ها رخت برمي بندند فقر و محروميت ها مرتفع مي گردند ريشه هاي تنش ها و اختلاف ها خشك مي شوند آرامش و رفاه و امنيت و سعادت چهره ظاهر مي كنند و زندگي شيرين و گوارا و لذت بخش مي شود وارزش هاي ديني وفضايل اخلاقي واحكام و قوانين دين مبين اسلام رونق مي يابند.
    3 ـ « وفاي به عهد » نيز از محتوا و ابعاد مختلف برخوردار است و هرگز نبايد به آن نگاهي محدود و سطحي شود.
    ابعاد و جلوه هاي وفاي به عهد را مي توان به صورت وفا به عهد و پيمان با خداوند متعال و فاي به عهد با رسول خدا(ص ) و ائمه دين (ع ) وفا به عهد و ميثاق با مردم جامعه وفابه عهد با افراد كانون خانواده وفابه عهدو پيمان با برادران ديني و دوستان شفيق وفا به عهد وپيمان هايي كه رهبران و زمامداران و ماموران سياسي ونظامي و اقتصادي حكومت اسلامي با دشمنان مي بندند و ساير جلوه ها و مصداق هاي كوچك وبزرگ معرفي نمود.
    وفا به عهد و پيمان ها نقش بزرگي در رفع موانع رشد و كمال دارند و زمينه ساز سعادت و پيشرفت مي شوند و آرامش و خرمي به ارمغان مي آورند و از درگيري ها و تشتت ها مانع مي گردند و بسياري از مشكلات و معضلات را كه بر سر راه وفاق وهمگرايي اجتماعي خودنمايي مي كنند مرتفع مي نمايند...
    با تامل و تعمق در كلام گهربار و پرمحتواي حضرت امام زين العابدين (ع ) مشخص مي شود كه چرا امام (ع ) در پاسخ به فردي كه درخواست كرده بود از جميع طرق و مناهج دين آگاه گردد سخن حق حكم به عدل ووفا به عهد قدر جامع همه روش هاي اسلامي معرفي مي شود و چگونه انسان مي تواند در عمل به همه ابعاد و جلوه هاي اين سه اصل بزرگ و محوري و بنيادين از سلامت جان و روح برخوردار گردد و در ايجاد جامعه اي بالنده و سالم و پاك نقش آفريني كند. ونيز مشخص مي شود كه چنانچه اين سه « اصل » نه فقط درزندگي و حيات فردي واجتماعي كه در سطح وسيع و در مديريت هاي كلان در عرصه ها و حوزه هاي سياسي و حكومتي مالي و اقتصادي علمي و فرهنگي و پژوهشي وصنعتي به عينيت درآيد در چه وسعت وگستره اي موانع برطرف مي شوند و رشد و توسعه يافتگي درهمه جنبه ها و جلوه ها چهره نمايان مي سازد.
    اهميت و ارجمندي « عدل » را بايد در ظهور و بروز آن در جلوه هاي گوناگون به نظاره نشست . در اين نگرش و تعمق است كه در مي يابيم عدل اقتصادي عدل اجتماعي عدل سياسي و عدل اخلاقي از جنبه هاي حائز اهميت اين اصل محوري و حياتي محسوب مي شوند كه بايد در انديشه و عمل و رفتار و مواجهات به تجلي درآيند
    « سخن حق » در ابعاد و جلوه هاي مختلف به عينيت مي رسد و به همين دليل از جامعيت « مصداق » و « اثر » برخوردار مي باشد كه صدق و راستي در كلام گفتار متقن و استوار در برابر هر باطل و سخن راسخ در دعوت و تبليغ و مقابله گفتاري صحيح با افراد و گروه ها و جريان هاي ناسالم از آن جمله به شمار مي روند

  • *****
    تقوا يك ارزش والا


  • حضرت علي (ع ) :
    تقوا رئيس اخلاق است .
    هيچ بزرگواري مثل تقوا نيست .
    عملي كه همراه با تقوا باشد كم نيست چگونه كم خواهد بود عملي كه مورد قبول درگاه خدا باشد.
    هيچ عزتي عزيزتر و گرامي تر از تقوا نيست .
    آگاه باشيد كه تقواي دل از صحت بدن است .
    امام عليه السلام موقعي كه از نبرد صفين بازمي گشت به گورستاني كه پشت دروازه كوفه بود رسيد و خطاب به مردگان كرد و فرمود : اي ساكنان خانه هاي وحشتناك و محله هاي فقير وخالي از آب و نان و گورهاي تاريك و ظلماني ... شما پيشقراولان ما هستيد كه قبل از ما رفتيد و ما نيز به شما ملحق خواهيم شد... سپس رو به ياران خود كرد و فرمود : هرگاه به آنها اجازه سخن داده شود به شما خبر مي دادند كه بهترين توشه در سفر آخرت تقوا و پرهيزكاري است .
    تقواپيشه كن گرچه كم باشد ميان خود و خدا پرده قرار ده گرچه نازك باشد.
    در هر صبح و شام رعايت تقوا كن .
    اي بندگان خدا بدانيد كه متقين دنيا را پشت سرگذاشتند هم از دنياي زودگذر و هم از سراي آخرت بهره گرفتند در دنيا با مردم بودند ولي اهل دنيا در آخرت با آنها شريك نيستند در دنيا(پرهيزكاران ) برترين منزل را (كه زندگي ساده باشد) برگزيدند و برترين خوراكهارا (كه ساده و حلال است ) خوردند همان لذتي كه خوشگذرانهااز دنيا بردند نصيب آنان شد و هم آنچه جباران خودخواه از دنيا برگرفتند آنان نيز برگرفتند و از اين جهان بازاد و توشه اي كارآمد و تجارتي پرسود به جهان ابديت رفتند. لذت بي علاقه بودن به دنيا را بردند و يقين كردند كه در آخرت همسايگان خدايند خواسته هاي آنان در آخرت رد نمي شودو از لذتشان هم كم نمي گردد.(اي بندگان خداوند) شما را به تقواي الهي سفارش مي كنم كه زمام (كارها) و پايداري (سعادت ) شما به آن بستگي دارد پس به وسيله هاي استوار تمسك جوييد و به تقواي حقيقي چنگ زنيد كه شما را به سر منزل آرامش مي رساند.
    كسي كه از سرگذشت و عاقبت بدپيشينيان عبرت گيرد تقوا او را از فرو رفتن دركارهاي مشتبه و مبهم باز خواهد داشت .
    اي بندگان خدا بدانيد كه تقوا پناهگاهي محكم و استوار است و بدكاري و گناه حصاري ذلت آور است ... آگاه باشيد كه با تقوا مي توان زهر گناهان را از بين برد.
    متقين از اعمال اندك خويش راضي نيستند و كارهاي زياد خود را بسيار نمي بينند و نفس خود را (به بدي ) متهم مي سازند و از كردار خود ترسناكند.
    متقين در دنيااهل فضايلند گفتارشان راست و لباسشان متوسط و راه رفتنشان با تواضع و فروتني است .
    تقواي الهي را در باره بندگان خدا و شهرها رعايت كنيد زيرا حتي از ساختمانها و حيوانات از شما سئوال خواهد شد.
    هيچ كرامت و بزرگواري عزيزتر از تقوا نيست .
    تقوا سوق دهنده به سوي هر خير و خوبي است .
    آن كه درختان تقوا بنشاند ميوه هاي هدايت بچيند.
    تقوا و پارسايي اساس و مغز ايمان است و آن دو از كارهاي دل است .
    خير دنيا و آخرت در دو خصلت است : بي نيازي و تقواپيشگي .
    سخاوتمندان سروران دنيا و تقواپيشگان سروران آخرتند.
    به امام عليه السلام گفته شد : بهترين مردم نزد خدا كيست فرمود : كسي كه ترسش از خدا بيشتر و به تقواپيشگي دانا و در دنيا زاهدانه تر از همه زندگي كند.
    هر كه خداترس و با تقوا باشد مردم او را دوست خواهند داشت .
    تقوا براي كسي كه به آن پناه ببرد دژي محكم و استوار است .
    متقين دلهايشان غمگين و محزون است و مردم از بديهايشان درامانند.
    تقوا ظاهرش شرافت دنيا و باطنش شرافت آخرت است .
    متقين جانهايشان قانع و شهوتهايشان مرده و چهره هايشان گشاده و خندان و دلهايشان غمگين و محزون است .
    اگر تقواي خدا را پيشه كني خداوند نگهدار تو خواهد بود.
    به راستي كه تقوا در دنيا مراقب تو است و در آخرت وسيله نزديكي تو به خداوند است .
    جامه تقوا شريفترين لباسهاست .
    براي متقي سه نشانه است : اخلاص در عمل كوتاهي در آرزو و غنيمت دانستن فرصتها.
    ايمان بدون تقوا سودي ندارد.
    هيچ دژي بازدارنده تر از تقوا نيست .