
من مناجات درختان را در فصل پاييز دوست دارم . اي فصل خيال انگيز
پاييز! با تو هستم . با تو كه در سكوت آرام بخشت
خود را با (او) كه تنها
وجود جاودانه است
تنها مي يابم .
شبي مهتابي ست و من در تلالوي زيبايي مهتاب به انديشه فرورفته ام .
ستاره هاي اشك آلودم بر ساحل چهره ام نشسته اند. من با كوله باري از عشق .
سبزترين لحظه هارا مي جويم . پرستوهاي نيازم را با دست هاي مهتابي و قلب
نوراني به معبودم مي سپارم . پاي در دشت غزل هاي باطراوت ايمان مي گذارم
و آن ها را براي تو مي خوانم اي سراپا خوبي ! كاش پيش از اين در وادي قلبم
كارواني از نور تو منزل مي كرد و به خانه كوچك وجودم روشني مي بخشيد.
وقتي چشمانم را رو به آسمان مي بندم بوي گل هاي قاصدك را حس
مي كنم . آنگاه غرق در عرفان مي شوم
به اوج مي رسم و به تماشايت
مي نشينم ; اگر چه ديدني نيستي
تنها تويي كه مي تواني صداي مبهم روزگار
را برايم هجي كني . زبانم از وصف تو گويي زبون شده است . آري زمين و
زمان غرق تماشاي گفتگوي من با تو اي يگانه بي همتاست ! هيچكس از راز
ستاره ها چيزي نمي داند. كدام خانه
كدام آشيان
بي تو مي تواند ماواي دل
من باشد كدام ثانيه كدام ساعت است كه در دل آن
دقايق از دست رفته ام را
بي تو مي توانم پيدا كنم
بايد دست هايم را معبر تنهايي دقايق روشن كنم . هميشه بخود مي گفتم :
يكي هست كه از پشت گل هاي ياس
مراقب منست . يكي هست كه از پشت
ابرها
اشعه هاي نامهرباني را از من دفع مي كند.
آري
من تو را در ميان قاصدك هايي يافتم كه هر روز براي بنده هاي با
ايمانت
نويد روز شاد و پراميدي را مي دهند. كتاب هاي نانوشته ام را از روي
سطرهاي سپيد دستانم مي خوانم . من در چوب ها
سنگ ها
آب ها
آتش ها
گل ها و خارها تو را مي بينم . من در بال گنجشك ها
خطوط ساده برگ ها
تپش موج ها و سركشي شعله هاي سطر سطر وجود تو را مي خوانم . تويي كه
كوير قلبم را سرسبز و نورباران كردي . اينك پنجره ديدگانم را به بغض
تركيده آسمان مي گشايم و به آرزوهاي محالم مي انديشم .
مي دانم ديگر هيچكس سراغ پرنده تنها را نمي گيرد; جز تو اي يگانه
معبودم ! كه آسمان را غرق در انوار باعظمت خود مي كني و من در آرزوهاي
محالم و افسوس ها و اي كاش ها غرق مي شوم
بيژن غفاري ساروي از ساري

*****
مجمر عشق
|
وقت آنست كه ترك ره زهاد كنم
مجمر عشق تو در قلب خود ايجاد كنم
زهد تزوير چو زندان و دلم مسجون است
بايد از قيد رياجان خود آزاد كنم
در زندان بگشايم
بنوازم زلفت
چو غزلخوان شوم وحضرت تو شاد كنم
پايكوبي كنم و ناي برآرم به نوا
رقص برگيرم و از عشق تو فرياد كنم
پيرو پير خراباتي شيراز شوم
همچو او با تو به سربستن ميعاد كنم
زفراقت دل « بهروز » به ويراني رفت
جان زتو گيرم و دل را زتو آباد كنم
بهروز مرادي آراي

*****
آينه در آينه انداختم
|

نقش رخش ديدم و دل باختم
لطف تمناي وصالت ببود
آينه را من چو بتي ساختم
اين دل من آينه ي وصف توست
بادل خود
بر بت خود تاختم
بت شكن اين بت پوشالي ام
من كه تو را ديدم و نشناختم
از گنه و كرده و خود غافلم
سوي رهت
روي
نيانداختم
وحي بيامد كه بشر ارجعي
اين دل خود را به تو پرداختم
آينه در آينه انداختم
سوختم و ساختم و باختم
رضا منتظر رحمتي

*****
مدرنيته و معماري معاصر ايران
|

نخستين خصوصيت در جوامع مدرن و به تعبيري در معماري مدرن
معادله مدرن سازي برابر با جهش هاي تكنولوژيكي است . اين معادله در
كشورهاي غيرمدرن به صورت مدرني سازي برابر با غرب زدگي و اين دو
برابر با واردات تكنولوژي خود را عيان كرده است . تجربه نشان داده است كه
اين امر به نابودي تمدن هاي قدرتمند و ارزش هاي ماندگار كشورهاي غير
مدرن منجر مي شود.
يكي از بارزترين خصايص فرهنگي فلسفه معاصر پديده مدرنيته و به
عنوان سبك تفكر مدرنيسم است . اگر به علوم
فنون و هنرهاي مختلف
باديدي محققانه نگريسته شود. به راحتي مي توان ردپاي تفكر مدرن را در آن
مشاهده كرد.
لغت مدرنيسم با ريشه يوناني
نخستين بار
قرن ششم ميلادي از كلمه
يعني تازگي استخراج شد و در نهايت به معناي تازگي به كار رفت . Modo
لغت مدرنوس
مربوط به آثار هنرمنداني مي شد كه به شكلي نو و بدون توجه
به سابقه هنري با خلاقيت هاي تازه آثار جديدي را خلق مي كردند.
شايد لغت مدرن جزو معدود لفظي باشد كه به رغم پيچيدگي مفهوم
معنايي ديگر چون نوآوري و طرد گذشته را درخود مسستر دارد اما اگر قرار
باشد كه مدرنيسم به عنوان گرايش جامعه شناسي و يك سبك هنري بررسي
شود بايد به يك قرن قبل بازگشت و روند تحولات آن دوره را مورد بررسي
قرار داد . مدرنيسم بيش از 150 سال قبل در اروپاي غربي تبلور يافت و به
عنوان الگويي كه با نهادها
افكار و باورهاي سنتي مبارزه مي كند مطرح شد.
استفاده از ابزار فردباوري (راسيوناليسم ) روش پيشرفت اين تفكر بود و
نتيجه عملي اين نوع تفكر پيدايش انسان محوري با بينش دنيوي است .
نخستين خصويت در جوامع مدرن و به تعبيري در معماري مدرن
معادله مدرن سازي برابر با جهش هاي تكنولوژيكي است . اين معادله در
كشورهاي غيرمدرن به صورت مدرني سازي برابر با غرب زدگي و اين دو
برابر با واردات تكنولوژي خود را عيان كرده است تجربه نشان داده است كه
اين امر به نابودي تمدن هاي قدرتمند و ارزش هاي ماندگار كشورهاي
غيرمدرن منجر مي شود.
واردات تكنولوژي در جوامع رو به پيشرفت به اين دليل مساله ساز
است كه اين واردات ورود فرهنگ مصرف و كاربرد آنها را به دنبال دارد به
گونه اي كه نمي توان از اتومبيل استفاده كرد و همچنان در يافت هاي ارگانيك
زيست .
خصيصه ديگر جوامع مدرن و معماري مدرن
شناخت تثليت آن يعني
تكنولوژي
توليد و مصرف است .
در اين ديدگاه انسان تنها توليدكننده و مصرف كننده است
اما اين تثليت
در جوامع غيرمدرن و به ويژه جوامع شرقي به شكل ديگري نمايان است .
تفاوت بزرگي است ميان ساختن يك آپارتمان و برج مسكوني به جهت
تبديل به عنصري اقتصادي و عشقي كه پدرانمان نسبت به خانه هاي نيمه
مخروبه بافت قديم داشته اند. در جوامع غيرمدرن
آجرها قسمتي از وجود
معمار است كه به وسيله ملات عشق به يكديگر متصل مي شده اما در جوامع
مدرن يا شبيه مدرن مانند كشورهاي جوامع سوم
آجر قطعه اي از خاك است
كه قيمت آن مشخص بوده و بايد در استفاده از آن صرفه جويي كرد. بر اساس
تقسيم بندي جوامع مدرن به دو قسمت « سنت و مدرن » يا « شرق و غرب »
است و چنانچه اين تقسيم بندي مشخص مي كند هر جامعه با شرقي وسنتي
است
يا غربي و مدرن . اين الگو الگويي است كه آرام آرام در جهان گسترش
مي يابد و در اين ديدگاه جامعه سنتي محكوم با نابودي و انهدام است . اين
مساله در جوامع غيرمدرن ابعاد مختلفي يافته و در جامعه سنتي ايران
هند
مصر و ساير كشورهاي مشابه با كشورهاي مدرن بسيار متفاوت است .
مدرنيسم و معماري مدرن داراي تفاوت هاي اساسي هستند كه به بخشي از
اين تفاوت ها اشاره مي شود.
تفكر مدرن به عنوان يك جهان بيني و ايدئولوژي مطرح مي شود. در
حالي كه معماري مدرن سبك معماري است كه سده قبل اروپا و آمريكا را
شكل داده است .از سوي ديگر معماري مدرن مربوط به زمان و مكان كاملا
مشخص است . در حالي كه جهان بنيي مدرن فاقد مكان و زمان است .
به زعم اين دو مبحث كه اتفصال سبك و ايدئولوژي مدرن را ملزم
مي كند. به طور كلي شناسنامه معماري هيچ تفاوتي با تفكر مدرن نداشته و هر
دو زاييده خلف گونه اي از زيست بشري هستند.
با توجه به شناخت حاصل شده از معماري مدرن اروپا
اكنون مي توان
پيامدهاي اين شيوه معماري را در جهان سوم و ايران بررسي كرد چرا كه
معماري دور مدرن در ايران
به برگرفته از شناسنامه معماري مدرن
بلكه
منطبق بر جامعه شبه مدرن است . در جهت تشخيص خصايص معماري
مدرن ايراني
بايد نقطه اشتراك معماري مدرن و جامعه مدرن را بررسي
كرد. چرا كه اين خصوصيات به صورت تركيبي معماري التقاطي معاصر را
رقم مي زند.
به طوركلي تفكرات و زيربناي فكري معماري معاصر ايران عبارتند از :
تاريخ پيدايش اواخر دوره قاجار است و انتقال سريع تفكرات و ايده ها از
خصايص جامعه مدرن است . چرا كه جامعه مدرن برمبناي سرعت انتقال
اطلاعات پايه گذاري شده و اين تبادل اطلاعات درنهايت موجب تعادل
فرهنگ و الگوي معماري مي شود.
تهران به عنوان پايتخت ايران و نقطه اتصال ايران و اروپا
مسئوليت
پيچيده بسط اين معماري را به عهده داشته است .
خاستگاه ها : خاستگاه هاي معماري مدرن ايران انتقال فرهنگ فريبنده
غرب به جامعه درون گراي ايراني بود. در اين راستا حصار شهرها
تخريب
شد و بافت هاي اورگانيك آنها به اشكال هندسي تحول يافت . در اين دوره
فرمول هاي غربي با امكانات ايراني ساخته واجرا مي شد و در اين مرحله
معماري به عنوان ابزار فرهنگي عمل مي كرد.
در عين حال دومين خواستگاه اين دوره بهره گيري اقتصادي در معماري
است . شايد بتوان دوران ميانه معماري مدرن ايران را نخستين زماني دانست
كه معماري به عنوان كالاي اقتصادي معرفي مي شود. چراكه با تكيه بر اصول
معماري مدرن يعني حذف تزيينات
معماري به يك ابزار براي انعكاس
فرهنگ
بلكه كالايي اقتصادي شد و اين دستاورد چنان نمودار شد كه
معماري مدن ايران به سبكي اقتصادي بانام بساز و بفروش تغيير رويه داد.
روش پست رفت : استفاده از تكنولوژي وارداتي در تركيب با اقليم و
تكنولوژي سنتي
روش هاي مختلف اجرا را در ايران رقم زد كه با تعميرات
محدودي در حال حاضر نيز استفاده مي شود.
مقياس عمل : حركت معماري از اروپا به تهران و از تهران به مراكز
استان ها و شهرهاي اصلي بوده است .
نتيجه عمل : انفصال معماري سنتي ايران و حركت از شيوه اصفهاني به
شيوه تهراني و همه گير شدن
معماري مدرن ايراني به صورت قالب و كليشه
درتمام نقاط كشور بود.
نبود مباني فكري و تئوريك در معماري
تبديل معمار به ساختمان ساز
و نقشه كش
تفاسير مختلف از ديگاه مدرن در معماري و نامشخص بودن
آينده معماري
مهم ترين پيامدهاي معماري جامعه شبيه مدرنيسم است .
در هر حال زماني كه جوامع مدرن و فرامدرن
زير بمباران اطلاعاتي
قرار دارند و دوره پيدايش تا افول يك سبك به يك دهه مي رسد
معماري
ايران به عنوان سبك پيشگام كه به عنوان يك قصد جلوه مي كند.
به علت عدم تطابق فرهنگ و اختلاف زماني در ارسال پيام هاي معماري
از غرب به ايران
حالت پويايي و پيشرو بودن هر معماري زير پرده اقتصاد
محو شده است و با توجه به همه اين مسايل شناخت مفهومي از موقعيت
اجتماعي معاصر لازم است تا بتوان معماري و كالبد آن را درك كرد و اين
مهم انجام نمي پذيرد مگر با درك كافي و جامع از تحولات
جهاني .
WWW.aftab.ir

*****
خبرهاي ادبي ـ هنري
|
زير نظر كارشناسان و روانشناسان
هر ماه يك فيلم براي كودكان تحت سرپرستي بهزيستي
اكران مي شود
مدير توليد موسسه هنرهاي تصويري سازمان سينمايي سوره از برنامه
ماهانه نمايش فيلم براي كودكان تحت سرپرستي مراكز بهزيستي خبر داد.
به گزارش واحد خبر حوزه هنري
به گفته وحيد نوري
سالن كوچك
حوزه هنري از اين پس يك روز از ماه در اختيار مراكز بهزيستي قرار خواهد
گرفت تا فيلم هايي كه كارشناسان بهزيستي و روانشناسان انتخاب مي كنند
براي اين كودكان به نمايش گذاشته شوند.
نوري از كليه مراكز بهزيستي خواست تا عناوين فيلم ها
نوبت اكران در
برنامه ماهانه سالن كوچك و نوع خدماتي را كه از سازمان توسعه سينمايي
سوره حوزه هنري انتظار دارند با مراجعه به اين سازمان و يا با تماس تلفني
اعلام كنند.
حضور 22 فيلم از استان مركزي در جشنواره پليس و 100
حوزه هنري استان مركزي به دنبال توليد و ارسال 9 فيلم كوتاه به دو
جشنواره فيلم 100 و پليس
13 فيلم ديگر از توليدات خود را براي حضور
در اين دو جشنواره آماده مي كند.
به گزارش واحد خبر حوزه هنري
فيلم هاي « آخرين روز » به كارگرداني
« زهرا حاج مرادي »
« آرزو » به كارگرداني « محمد اديمي »
« جاده سياه »
ساخته « بهزاد عزيزي »
« بازيچه » از « مهدي فتحي »
« نقش سنگ » و
« زيباترين گذشت » از « داود كرمي » و « تساوي » ساخته شمس الله دائي زاده
ازجمله توليدات واحد سينمايي حوزه هنري استان مركزي هستند كه به
جشنواره فيلم 100 ارسال شده اند .
دو فيلم « ايستگاه اول » و « دزد وپليس » هر دو نوشته وكار « مراد نظري »
نيز به بخش فيلم هاي 110 ثانيه اي جشنواره پليس راه يافته اند .
حوزه هنري استان مركزي به زودي 13 فيلم ديگر را به اين دو جشنواره
ارسال خواهد كرد.
پس از پايان موفقيت آميز در تهران
هفته فيلم آفريقاي جنوبي در اصفهان برگزار مي شود
پس از پايان موفقيت آميز برگزاري هفته فيلم آفريقاي جنوبي در خانه
هنرمندان ايران شهر تهران
اين هفته فيلم در شهر اصفهان نيز برگزار خواهد
شد.
بنا به گزارش روابط عمومي خانه هنرمندان ايران
هفته فيلم آفريقاي
جنوبي در اصفهان به كوشش كانون فيلم حوزه هنري اين شهر و به همت
زاون قوكاسيان از 21 تا 23 آذرماه برگزار خواهد شد .
طي روزهاي ياد شده فيلم هاي « يستردي »
« خانه مادري »
« مكالمه اي
در بعدازظهر يكشنبه »
« بخشش » و « تمت » براي علاقمندان سينما در شهر
اصفهان به نمايش در خواهد آمد.
گفتني است پيشتر هفته فيلم آفريقاي جنوبي با همكاري سفارت آفريقاي
جنوبي
خانه هنرمندان ايران و معاونت فرهنگي ـ اجتماعي شهرداري تهران
از 13 تا 16 آذرماه در محل خانه هنرمندان ايران و به همت محمد اطبايي
برگزار شده بود.
همايش تجليل از كتابداران در اسلامشهر برگزار شد
همايش تجليل از كتابداران شهرستان اسلامشهر با حضور شخصيت
برجسته فرهنگي و اجتماعي و اهالي كتاب سيزدهم آذرماه جاري در
چهاردانگه برگزار گرديد.
به گزارش روابط عمومي اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي اسلامشهر
در
اين مراسم كه همزمان بااختتاميه چهاردهمين دوره نمايشگاههاي هفته
كتاب در اسلامشهر نيز بود وزيرنيا فرماندار اسلامشهر بر لزوم توجه هرچه
بيشتر مسئولين بالاخص شهرداران و شوراي شهر براي ايجاد و تجهيز
كتابخانه هاي مجهز اشاره كرد و گفت : اسلامشهر با جمعيت تقريبي 447
هزار نفر يكي از بزرگترين مراكز حاشيه نشين كشور مي باشد و كمبود
فضاهاي فرهنگي بر مشكلات آن افزوده است .
وي گفت : مهمترين دغدغه مسئولان مي بايستي ايجاد فضاي فرهنگي و
كتابخانه اي باشد چرا كه توسعه فضاي فرهنگي بر ميزان كاهش جرم و
ناهنجاري اجتماعي تاثير بسزايي دارد.
گفتني است در اين مراسم از كتابداران و كساني كه در طول برگزاري
نمايشگاههاي كتاب اسلامشهر و چهاردانگه فعاليت داشتند با اهدا جوايز
نفيس و لوح سپاس تقدير به عمل آمد.
شايان ذكر است نمايشگاههاي كتاب امسال متفاوت با سالهاي گذشته
در دو نقطه اسلامشهر و چهاردانگه بابيش از پنج هزار عنوان كتاب و 25
درصد تخفيف از استقبال بسيار خوبي برخوردار بود.

| | | | |