روزنامه جمهوري اسلامي 20/09/1385 صفحه عقيدتي

  • مروري بر « خبرگان » در نظريه امام خميني
  • چند نكته « عملي » درباره امر به معروف و نهي از منكر
  • آيت الله دستغيب مهذب نفوس
  • *****
    مروري بر « خبرگان » در نظريه امام خميني




  • سيدمجتبي مجاهديان
    اركان « نظريه انتصاب » ـ مشهور فقها و قرائت رسمي نظام ـ از مبحث ولايت فقيه در انديشه معمار كبير انقلاب و خواص شاگردان ايشان بر سيرت « مشروعيت » و صورت « مقبوليت » ولي امر استوار است كه تركيب « جمهوري اسلامي » تجلي حكومتي آنست .
    امام راحل عظيم الشان به عنوان عصاره ناب تاريخ شكوهمند علماي راسخ « اسلام » را منشا مشروعيت و توده « مردم » را منبع مقبوليت بخشي به حكومت مي دانست . در انديشه فقهي ـ سياسي امام حاكم اسلامي بايد دست دردست مردم و مستظهر به پشتيباني ايشان روبه آسمان نهاده و چنگ به ريسمان الهي زده تا ولي فقيه جامع الشرايط ـ مستجمع صفات « علم » و شرايط « جسم » هم نماد حاكميت الهي باشد و هم نماينده اراده مردمي .
    بنابرنظريه امام (ره ) فقيه حاكم از آن روي كه منصوب معصوم است اراده جمهور جزبر « تشخيص » « تعيين » « بيعت » و « نظارت » بر او قرار نمي گيرد. بديهي است هرچه مصداق حساستر باشد نياز به اهل خبره در تشخيص آن شديدتر شود و در اين مقام مقام رفيع مجلس خبرگان رهبري هويدا و پيداست .
    خبرگان نائبان خبره مردم در تشخيص مصداق رهبري جامعه اسلاميند. تشخيص مصداق ولي فقيه از آن باب كه ولايت او به معناي « ولايت فقه » است تنها از عهده فقها خبره برمي آيد.
    خبرگان حلقه واسط و زنجير رابط سقف و كف نظام اند تشخيص نماد الهي براساس امارات شرعي و معرفي نماينده شايسته مردمي در قامت رهبري جامعه اسلامي وظيفه ذاتي ايشان مي باشد. بي گمان چنين وظيفه اي سنگين ايجاب مي كند كه خبرگان رهبري واجد برخي صلاحيت هاي ويژه به قرار ذيل باشند :
    1 ـ فقيه و شريعتمدار (البته تجزي در اجتهاد به معناي صلاحيت افتا در برخي ابواب فقه نيز كفايت مي كند)
    2 ـ وجيه و مردمدار(برخوردار از مقبوليت و آرا مستقيم مردم )
    3 ـ متعهد به اسلام نظام و امام (رهبري )
    4 ـ متخصص بصير در تشخيص مصالح و شجاع در دفع مفاسد نظام
    بديهي است باتوجه به وظيفه اصيل خبرگان نمايندگان آن خود بايد واجد شمه اي از صفات و بهره اي از شرايط رهبري بوده تا بتوان اطمينان كرد تشخيص ايشان مقرون به صواب و قرين به صحت است .
    چنانكه گفته شد در مجموع مهمترين وظايف مجلس خبرگان را بايد : 1 ـ كشف و شناسايي 2 ـ تعيين و معرفي 3 ـ بيعت 4 ـ نظارت بر رهبري جامعه اسلامي دانست .
    خبرگان در سازوكاري معين پس از شناسايي و معرفي فقيه حاكم كه خود به نمايندگي از آحاد امت اسلامي اولين بيعت كنندگان با مقام ايشان خواهند بود و در اينجاست كه علاوه بر اثبات جايگاه منيع خبرگان مفهوم ولايت فقيه به معناي ولايت بر فرزانگان ـ نه مهجوران ـ نيز تبيين مي گردد.
    ولايت حاكم فقيه از جنس ولايت معصوم (ع ) و به تعبير امام (ع ) « شعبه اي از ولايت پيامبر(ص ) » است با اين تفاوت كه ولايت معصومين « شخصيه » و ولايت فقها « نوعيه » مي باشد.
    بنابرنظريه انتصاب ضرورت تشكيل مجلس خبرگان عدم امكان تشخيص ولي فقيه توسط عموم مردم و راز استمرار آن ضرورت نظارت بر بقاي شرايط حاكم اسلامي است . در انديشه امام (ره ) از آنجا كه فقيه حاكم « مادام الشرايط » ـ نه مادم العمر ـ است بدليل امكان فقه صفات ايشان حضور مجلسي ناظر بر شرايط حاكم اسلامي ضروري مي باشد بي گمان نظارت مستمر خبرگان بر فقيه حاكم ضامن سلامت رهبري و صيانت نظام اسلامي است . ناگفته پيداست كه گرچه نظارت منظور چيزي جز « نظارت استصوابي » نبوده ـ كه در فرض غير آن واژه « نظاره » در بيان مفهوم گوياتر مي بود ـ اما نظارت فوق نيز به معناي « دخالت » در كار رهبري نيست بلكه به معني بررسي در تطابق يا تناقض اقوال افعال و تقريرات شخص ايشان با شرايط وصفات شخصيت رهبري ـ همچون اجتهاد عدالت تقوا ... ـ ونظارت بر حسن اجراي مسئوليتهاي مصرحه ايشان است .
    ديگر مسئوليتهاي اين مجلس را مي توان به اجمال ذيل برشمرد :
    تصويب قوانين و آئين نامه داخلي مجلس خبرگان
    رصد مستمر فقهاي مستعد نامزدي رهبري براي مواقع ضرورتي
    نظارت بر زيرمجموعه هاي مستقيم رهبري
    نظارت بر بقاي شرايط و صفات اعضاي خبرگان (گرچه اين نظارت دروني تا حدودي پركننده خلا ناظر بيروني است اما مكفي از ناظري مستقل و نهادينه نيست .)
    ايجاد ارتباط مستقيم و ارائه گزارشات مستمر به حوزه هاي انتخابي و موكلان خود بهرروي نمايندگان محترم خبرگان وكلاي حوزه هاي انتخابي خود بوده و ناگزير از انجام وظايف وكالتي خود هستند. و زانت اين مجلس به وجاهت و مقبوليت تك تك اعضاي آن برمي گردد. ارتباط منطقي و طرفين با پيشگامي خبرگان ضامن بقاي مهم ترين ركن نظام اسلامي يعني رهبري است .
    شايسته است مجلس خبرگان علي رغم وجود آرام و حضور پيوسته خود در اركان نظام « ظهوري » محسوس و ملموس و به واقع فراتر و پوياتر از جلسات سنتي سالانه و گزارشات معمول در انظار و افكار عمومي داشته باشد تا بيش از پيش شاهد پيوند وثيق و ارتباط عميق مردم با بنيان مرصوص شجره طيبه نظام اسلامي باشيم .

  • *****
    چند نكته « عملي » درباره امر به معروف و نهي از منكر




  • چند نكته را كه به نحوه برخورد با افراد هنگام نهي از منكر يا دعوت و امر به معروف مربوط مي شود يادآور مي شويم :
    1 ـ شخصيت دادن
    هرگز با تحقير و توهين و اهانت نمي توان كسي را به كار نيك جذب كرد يا او را از كار زشت باز داشت . شخصيت قائل شدن به طرف وبرخورد احترام آميز بهتر او را جذب مي كند.
    2 ـ همزباني
    با هر كسي با زبان خاص خودش بايد حرف زد. شناخت زبان و ويژگيهاي خاص طرف و وارد شدن از همان در ضامن توفيق بيشتر است .
    3 ـ جلب اعتماد
    با ديگران به گونه اي بايد برخورد كنيم كه به ما اعتماد كند وحرفهاي ما را باور داشته باشد. نحوه رفتار ما در جلب اعتماد او موثر است و صداقت ما عامل پيدايش اين اعتماد و اطمينان است .
    4 ـ رعايت ادب ومتانت
    نوع گفتار و رفتار بايد آميخته به ادب و متانت ودور از هتاكي و بددهني و تندخويي باشد.
    5 ـ تذكر خصوصي
    در بسياري از مواقع براي اصلاح خطاهاي كسي تذكر خصوصي . بي آنكه ديگران بفهمند و آبروي او برود مفيدتر است حفظ شخصيت وموقعيت افراد و آبروداري به تاثير بيشتر سخن كمك مي كند.
    6 ـ برخورد منطقي و قانع كننده
    خيلي ها اگر از نظر عقلي و منطقي نسبت به خوبي يا بدي يك كار قانع شوند آن را مي پذيرند. بنابراين در امر به معروف و نهي از منكر بايد با گفتار و بحث قانع كننده پيش رفت نه اجبار و تهديد و زورگويي يا تحميل عقيده .
    7 ـ شناخت و قطع ريشه ها
    گاهي خطاها و مفاسد فردي واجتماعي ريشه درامور ديگر دارد. اگر آن ريشه ها را بشناسيم و آنها را از بين ببريم موفق تر خواهيم بود. و گرنه ... « تا ريشه به جاست درد درمان نشود »
    آري ...
    « ابتداي آتش فساد يك جرقه است .
    اين جرقه رفته رفته شعله مي شود.
    زين سبب ... بايد از بروز اين جرقه بيم داشت ... »
    (منبع : امربه معروف ونهي ازمنكر جواد محدثي )

  • *****
    آيت الله دستغيب مهذب نفوس




  • در روز بيستم آذر 1360 ه' . ش معلم اخلاق و مهذب نفوس آيت الله سيدعبدالحسين دستغيب توسط منافقين به شهادت رسيد.
    شهيد آيت الله سيدعبدالحسين دستغيب فرزند مرحوم مجتهد سيدحكيم دستغيب مي باشد و در يك خانواده روحاني كه 800 سال سابقه علم و فضيلت دارند متولد شده است .
    ولادت اين شخصيت ارزنده وعالم الهي به سال 1292 در شهر شيراز بوقوع پيوست .
    وي پس از گذراندن دروس سطح جهت ادامه تحصيلات به نجف اشرف مشرف گرديد و پس از طي درجات عاليه در تحصيل علوم ديني و نائل آمدن به درجه اجتهاد به شيراز مراجعت نمود. شهيد دستغيب درس سيوطي را نزد ملااسمعيل در مسجد نصيرالملك فلسفه و حكمت را نزد استاد ملااحمد دارابي و آيت الله شيخ علي اكبرآخوند كه از مجتهدين بنام فارس بود فقه را نزد استاد شيخ عبدالكريم و درس خارج را نزد استاد محمدكاظم خواندند. ايشان حدود هشت جواز اجتهاد داشتند ازجمله از طرف سيدابوالحسن اصفهاني شيخ محمدكاظم قاضياني عراقي و آميرزا آقا استهباناتي . شهيد دستغيب از همان بدو مراجعت به شيراز خدمت مذهبي سياسي خود را آغاز مي كند و با دميدن روح مذهب و ترويج و تبليغ مسائل ديني حيات تازه اي در اهالي فارس ايجاد نمايد. ابتدا در مسجد الباقر اقامه جماعت مي كند و بعد از آن بعلت استقبال زيادمردم به مسجد ديگري كه وسيعتر از مسجد قبلي بود و بعد از تعمير مسجد جامع به آن مكان رفتند. در همين موقع به گوششان رسيد كه شخصي فاضل وعارف بنام شيخ محمدانصاري در همدان مي باشد و براي درك محضر او به آن ديار سفر مي كند و از محضر او فايده شاياني مي برد.
    شهيد آيت الله دستغيب در سال 1341 فعاليت ضد رژيم را در راستاي مبارزات حضرت امام خميني (ره ) آغازكرد و ازآن تاريخ مستقيما با امام در تماس بود و از جانب ايشان در امور مختلف راهنمائي مي شد . پس از جريانات 15 خرداد سال 42 توسط عوامل رژيم آمريكايي شاه دستگير و پس از مدت كوتاهي بطرز معجزه آسائي آزاد گرديد . در سال 1343 مجددا دستگير و زنداني شد .
    شهيد آيت الله دستغيب از اين تاريخ به بعد كه موج خفقان برجامعه ايران سايه شوم خود را گسترده بود بازيركي و پايمردي هرچه تمامتر مبارزات ضد رژيمي مسلمانان بخصوص اهالي محترم فارس را رهبري مي كرد. مبارزات پنهاني و سازش ناپذير ايشان در طول حيات رژيم طاغوت به هيچكس پوشيده نيست و در زمان تبعيد امام خميني (ره ) ايشان به كرات در سخنراني ها رژيم شاه را زير سئوال قرار مي دادند.
    مسجد جامع عتيق كه به همت ايشان پس از سالهاي طولاني مرمت و تجديد بنا گرديد مركزي براي هدايت و ارشاد اقشار مختلف مردم خصوصا جوانان مشتاق و تشنه معارف اسلامي بود و شهيد دستغيب در حدود 40 سال از اين سنگر بذر اعتقاد و ايمان و جهاد و مبارزه و آگاهي و اخلاق اسلامي در دل هاي مستعد و جانهاي باطراوت مي كاشت و چه بسيار نهال هاي بارآور و پرثمر كه در سايه تربيت و مراقبت اين عارف والامقام ريشه گرفته و به بار نشستند.
    رژيم كه متوجه شده بود جوانان مسلمان و دانشگاهي و بازاري و ديگر اصناف و اقشار گردايشان جمع شده و از اين مركز ارشاد و هدايت مي شوند شهيد دستغيب را در سال 56 ممنوع الملاقات كرد و منزل وي را تحت محاصره خود درآورد اما بلافاصله با عكس العمل شديد مردم روبرو شد و مفتضحانه عقب نشست .
    شهيد آيت الله دستغيب همواره در سالهاي اوجگيري انقلاب اسلامي منشا و محرك خروش انقلابي مردم فارس بود و با مجاهدات و روشنگري هاي خود نقش مهمي در سرنگوني رژيم سفاك و غاصب شاه معدوم ايفا نمود.
    شهيدآيت الله دستغيب پس از پيروزي انقلاب به نمايندگي از مردم استان فارس در مجلس خبرگان شركت كرد و در همين ايام بنا به درخواست كتبي اهالي و بفرمان امام به سمت امام جمعه شيراز منصوب گرديد.
    از ديگر خدمات شهيد دستغيب كه امام او را بحق معلم اخلاق ومهذب نفوس ناميد و احيا و توسعه مدارس ديني است . مدارس متعددي كه بواسطه سياست هاي رژيم پهلوي از طلاب خالي شده بود و بصورت مخروبه درآمده بود توسط ايشان براي تدريس آماده گشت . از جمله اين مدارس مي توان مدرسه خان مدرسه قوام مدرسه حكيم مدرسه آقاباباخان را نام برد كه مستقيما زير نظر ايشان اداره مي گشت و خود شخصا بعضي دروس را در آنها تدريس مي نمود. همچنين مدرسه علميه جديدي توسط وي در شيراز احداث گرديد كه حدود 80 حجره دارد .
    مراتب علم اخلاق تقوي مجاهده و پرهيزگاري شهيدآيت الله دستغيب زبانزد مردم و شيراز و فارس بوده و هست كتابهاي متعدد از ايشان تاكنون به طبع رسيده كه هر كدام چراغ پرفروغي براي انسان سازي و رستگاري است .
    سرانجام شهيد آيت الله دستغيب پس از عمري خدمت به اسلام و مسلمين در روز 20 آذر 1360 هنگامي كه رهسپار ميعادگاه نماز جمعه بود توسط منافقين كوردل به شهادت رسيد در جوار خداوند ماوي گرفت .
    امام خميني قدس سره الشريف در بخشي از پيام خويش كه به اين مناسبت فرستادند بيان فرمودند :
    امروز دست جنايتكار آمريكائيان يك شخصيت ارزشمند كه مربي بزرگ و عالمي عامل كه گناهش فقط تعهد به اسلام بود از دست ملت ايران و اهالي محترم فارس گرفت و حوزه هاي علميه و اهالي ايران را به سوگ نشاند. حضرت حجت الاسلام والمسلمين شهيد حاج سيدعبدالحسين دستغيب را كه معلم اخلاق و مهذب نفوس و متعهد به اسلام و جمهوري اسلامي بود با جمعي از همراهانشان به شهادت رساندند و خدمت خود را به ابرقدرت و جنايتكار زمان ايفا كردند به گمان آنكه به ملت رزمنده ايران آسيب رسانند و آنان را در راه هدف به سستي بكشند. اين كوردلان نمي بينند كه در هر شهادتي و در هر جنايتي ملت متعهد به اسلام و كشور مصمم تر و در صحنه حاضرترند.....