روزنامه جمهوري اسلامي 01/09/1385 صفحه هنر و ادبيات

  • به كرامات كريمه اهل بيت « س »
  • محبت
  • كودكي در برف
  • نعمت بزرگ (در مدح و مقام مادر)
  • شهيد بلخي
  • گل اسير هديه محبت
  • خبرهاي ادبي ـ هنري
  • *****
    به كرامات كريمه اهل بيت « س »


  • و چقدر
    به صومعه مي ماند.
    نام معصومه شمالله
    آئينه ها
    به اين اسم كه مي رسند
    رسم اعتكاف به جاي مي آورند...
    پروانه ها
    شمع نذر مي كنند
    كه خادمه بارگاهتان گردند...ـ
    و پنجره ها
    به اين اسم كه مي رسند
    دخيل مي بندند...
    و چقدر
    به صومه مي ماند.
    نام معصومه شمالله
    بگذار كه با اجازه تان
    نام تمام غنچه هاي سربزير را
    معصومه بگذاريم ...
    زينب رزثمالي (سوزان )

  • *****
    محبت


  • كسي به فكرگلستان نيست .دراين روزگار قحط محبت همه دلخوش گلهاي كاغذيند. بايد با قلبهاي پر از عاطفه تمام تيرگي ها را در پوششي از رنگين كمان محبت بپوشانم وحرمت اين ماهتاب عشق را پاس بدارم . من پشتيبان مهرم زيرا در پشت نگاهم خورشيد به انتظار نشسته است . من بايد مهرم را به نيم تاج بلورين گل مريم هديه كنم . هيچ مي داني كه دلم بي تاب گريه است از اين تنهايي بي پايان متنفرم . بايد دانست كه شقايق تنها در باغچه محبت مي رويد. زمين دلتنگ بهار است و عاطفه را در سرزمين روشنايي ها مي جويد. روياي آفتاب درباغ سبزنورتحقق مي يابد. خورشيد مهرباني روزي در سينه كوچك قناري ها طلوع خواهد كرد. تولد برادر مهر را در چشمان سرد و يخ زده زمين باور مي كنم . اين دو رنگي ها مانع پروازم مي شوند. از بس كه به نياز پرواز كردند دستانم با آسمان فاصله اي ندارند.
    درجهان هستي با ديدگاني رخشنده از طراوت ايمان راه هدايت را پيدا كرده ام .من در افق تاريك ذهنم احساس پوچي را درهم مي شكنم . اي خداوند بزرگ ! دنيا بي تو يك تلقي بي محتوااز زندگي است .وقتي نوشته هايم بوي باران را مي دهند همه كاج ها از خود بيخود مي شوند. اي خداي محبت ! به من از سر مهرباني مي نگري تا هيچگاه به زمستان نرسم .تو انگيزه اي براي نفس كشيدن مني وروح گرفته ام را شادابي مي بخشي . باتو ديگر پرنده اي در حسرت پرواز نيست وگل هاي آفتابگردان درنور آفتاب مي رقصند. وجود تو حضور محبت است .من بر بال انديشه سوار مي شوم وبه انسان هايي كه يكديگر را نمي شناسند مي گويم محبت را واژه واژه با تمام وجودتان احساس كنيد تا با آن آشتي نمائيد و به ميهماني او بياييد.
    بيژن غفاري ساروي از ساري

  • *****
    كودكي در برف




  • يكي از شبهاي سرد زمستان بود. همگي در خانه بوديم . قل قل كتري آهنگ دل نشيني داشت . مادر بزرگ مثل هميشه روي نمد كنار بخاري نشسته بود و ذكر مي گفت . مادر در انتهاي اتاق پذيرايي پتويي را براي من ملحفه مي كرد. من تكاليف مدرسه را انجام مي دادم . پدر نيز تازه از راه رسيده بود و مي خواست چايش را بخورد اما قبل از آن نگاهي به پتو كرد و گفت : « عجب پتوي قشنگيه ! مال كيه خانم ! »
    مادر هم با خوشحالي مرا نشان داد و گفت : « مال آقا رضاس . ترم اول نمره خوبي آورده . منم براش يه پتوي مردونه خريدم تا ديگه پاهاش بيرون نيفته ! »
    بعد پدرم سري تكان داد و با لبخند گفت : « آفرين آقا رضا مبارك باشه » . رفت جلوي تلويزيون تا اخبار را ببيند.
    تقريبا نيم ساعت طول كشيد تاكار پتو تمام شد. بعد از آن مادرم به آشپزخانه رفت تا شام را آماده كند كه ناگهان صداي زنگ در اتاق پيچيد. همه تعجب كرديم چون در آن شب سرد انتظار كسي را نداشتيم ! به هر حال طبق معمول من بلند شدم و از پشت اف اف پرسيدم : « كيه »
    صدايي كودكانه ولي ناآشنا گفت : « مي شه يه لحظه بياين دم در »
    با تعجب بيشتر پرسيدم : « شما » و او جواب داد : « بي زحمت بياين دم در تابگم ! » هنوز گوشي اف اف دستم بود كه پدرم پرسيد : « كيه رضا ! » من هم ابروهايم را بالا انداختم و گفتم : « نمي دونم فقط مي گه بياين دم در! »
    او كه هنوز خستگي از تنش بيرون نرفته بود زير لب غرغري كرد و گفت : « بذار برم ببينم كيه بعد كتش را روي دوشش انداخت و رفت در را باز كند. من هم كه خيلي كنجكاو شده بودم . با عجله كاپشنم را پوشيدم و دنبالش رفتم .
    در كه باز شد چنان سرمايي وارد بدم شد كه حتي با كاپشن هم لرزيدم ! اما آنچه ديدم سرما را از يادم برد. كودكي در برف ايستاده بود و از شدت سرما پاهايش را بالا و پايين مي برد.
    او تا ما را ديد سرش را پايين انداخت و با صداي لرزاني گفت : « مي شه يه لاحاف به ما بدين خيلي سردمونه . »
    پدرم پرسيد : « خونتون كجاس »
    او كه در آن لحظه زير چشمي مرا نگاه مي كرد با دست ساختمان نيمه كاره اي را نشان داد و گفت : « اونجاس » و قبل از اين كه پدرم سوال ديگر بپرسد ادامه داد : « چراغ نفتي داريم اما امشب خيلي سرد اتاقمون گرم نمي شه » و باز تكرار كرد : « مي شه يه لاحاف بدين . قول مي دم وقتي هوا گرم شد براتون بيارم »
    نفهميدم در قلب من و پدرم چه گذشت . همين قدر يادم هست كه او نگاهي به من كرد و بدون اين كه كلامي بگويد منظورش را فهميدم . سري تكان دادم . به سرعت رفتم . پتوي نو را آوردم و به دست پسرك دادم .
    او كه رفت . پدرم دست در گردنم انداخت . پيشانيم را بوسيد و گفت : « پيرشي بابا » و هر دو برگشتيم . مادرم سفره را پهن كرده بود اما كسي اشتهايي براي خوردن نداشت !
    سيدرضا تولايي زاده
    شب بود
    زمستان بود
    سوز سرد مثل سوهان
    نعمه را مي ساييد!
    با پدر
    در خانه بوديم
    جايي گرم
    چايي داغ
    پتويي نرم داشتيم
    كتري مي جوشيد
    قل قلش زيبا بود
    مادرم شام مي پخت
    پدرم چاي مي خورد
    و من مي نوشتم
    مثل هر شب !
    ناگهان
    فرياد زنگ
    در گوشمان پيچيد
    خانه لرزيد
    پدرم رفت تا ببيند كيست
    من هم !
    كودكي در برف مي لرزيد
    ناله اش با سوز همراه بود
    پتويي مي خواست
    خانه شان سرد بود
    پتو را داديم
    پسرك رفت
    هر دو برگشتيم
    خانه آن شب
    به ! چه نوري داشت !
    اما دل ها
    همه سوزان بود.

  • *****
    نعمت بزرگ (در مدح و مقام مادر)




  • اي مهر پر فروغ تو خورشيد خاورم
    واي روشناي روي تو ماه منورم
    اي نعمت بزرگ سپاسي تو را سزاست
    نزدخدا كه هيچ نگردد ميسرم
    در بحر پرخروش صفايت چو قطره ام
    در آفتاب مهر تو از ذره كمترم
    آرزده شد زتيغ ستم هاي من دلت
    پرورده شد زشيره ي جان تو پيكرم
    در غصه ام شريكي وهنگام درد و تب
    تيمار مي خوري تو به بالاي بسترم
    مادر ببخش جرم مراكز جهالت است
    بي حرمتي وخشم و خطاهاي ديگرم
    هيهات اگر به قيمت آزردنت شود
    خورشيد وماه و عالم امكان مسخرم
    دل بر وجود همچو تويي فخر مي كند
    من بر مقام مادريت رشك مي برم
    مادر! دعاي خير تو رمز سعادت است
    كز آن به رنج و سختي دوران مظفرم
    بس با سعادتي كه به نام تو ثبت شد
    فرخنده روز مولد دخت پيمبرم
    يارب به حق فاطمه ات مستدام دار
    اين سايه ي عزيز و گرانمايه بر سرم
    بهروز مرادي آراني

  • *****
    شهيد بلخي


  • ابوالحسن شهيدبن حسين جهودانكي بلخي در اواخر قرن سوم هجري قمري به دنيا آمد. از احوال وآثار او اخبار زيادي در دست نيست جز آنكه بنابر قول تذكره نويسان از متكلمان بزرگ و حكيمان نامور زمان خود بوده است و به دو زبان فارسي وعربي شعرگفته است .
    متاسفانه از شعر اين شاعر بزرگ امروزه بيش از صد بيت باقي نمانده است اما همين اندازه شعر هم نشان مي دهد كه سخنوري پرمايه و ژرف انديشه بوده است .
    سال درگذشت شهيد بلخي را 325 هـ . ق نوشته اند .
    دود غم
    اگر غم را چو آتش دود بودي
    جهان تاريك بودي جاودانه
    در اين گيتي سراسر گربگردي
    خردمندي را نيابي شادمانه
    دانش و ثروت
    دانش و خواسته ست نرگش وگل
    كه به يك جاي نشكفند بهم .
    هر كه را دانش است خواسته نيست
    وانكه را خواسته ست دانش كم .

  • *****
    گل اسير هديه محبت




  • شده با چشمات ديده باشي ديگران گل رو به عنوان محبت هديه ميدن آيا خودت اين كار رو كردي
    از اين كارت راضي هم بودي ميدونم تازه خوشحال هم شدي و اونو لاي ورقه هاي كتاب و دفترت به يادگار نگه داشتي .
    آيا يك تلنگر به خودت زدي كه بين محبت تو به اون چه چيزي فدا شد... چه چيزي به اسارت كشيده شد... پس از زبونش بشنو...
    گلي هستم افتاده
    بر دفتر خاطرات چند برگ
    آرزوي خاطره دارم
    خود از دوستان يادگار دارم
    ديگر آن گل نيستم
    كه بنازد بارنگ
    آن گلي هستم كه بي خاك افتاده
    آن گلي هستم كه بي جان افتاده
    آن گلي هستم كه يك مشت خاك يك مشت آب
    جز اين محبت چيزي نخواهم
    آن گلي هستم كه مي نالد از دود
    در ساقه ام نيست جاني
    اي غريبه !
    مرا از لابه لاي خط دفترت جداساز
    من آن گلي هستم
    كه ايثار هديه محبت گشت
    آن گلي هستم كه خود محتاج محبتم
    حال تو اي زيبه !
    يك مشت آب
    يك مشت آب زيرپايم بسپار
    تا دقايقي بيشتر زنده بمانم
    نيست كسي نشنود صداي ناله ام را
    روي دفترم
    لا به لاي خط
    محتاجم
    به يك مشت آب
    به يك مشت آب
    زهرا شيرافكن عزيزي
    (قاصدك بي جان ) از بابل

  • *****
    خبرهاي ادبي ـ هنري


  • برگزاري چهاردهمين نمايشگاه كتاب در شهرستان شميرانات
    چهاردهمين نمايشگاه كتاب همزمان با سراسر كشور ايران اسلامي بمناسبت هفته كتاب در شهرستان شميرانات 28 آبان لغايت 8 آذرماه سالجاري برگزار مي شود.
    فتح الله غديري رئيس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي شهرستان شميرانات با اعلام اين خبر گفت : اين نمايشگاه به منظور ترويج كتاب و كتابخواني آشنايي با تازه هاي نشر و دسترسي آسان به آثار مكتوب با بيش از 6 هزار جلد كتاب در 2 هزار عنوان و 25 درصد تخفيف با موضوعاتي چون ديني و مذهبي كليات تاريخي ادبي علوم خاص و عملي هنري آموزشي كودك و نوجوان و... در كتابخانه عمومي شهيددكترباهنر برگزار مي گردد.
    وي افزود : علاقمندان به كتاب و كتابخواني مي توانند همه روز از ساعت 8 30 لغايت 18 به كتابخانه عمومي شهيددكترباهنر واقع در تجريش : خيابان وليعصر(عج ) ـ ايتسگاه باغ فردوس مراجعه يا جهت كسب اطلاعات بيشتر با شماره تلفنهاي 22042356 ـ 22011190 تماس حاصل نمايند.
    حضور هشت فيلم از حوزه هنري در بخش بين الملل جشنواره فيلم كوتاه تهران
    هشت عنوان فيلم كوتاه از توليدات مراكز استاني حوزه هنري به بخش « در جست وجوي حقيقت » جشنواره فيلم كوتاه تهران راه يافت .
    به گزارش واحد خبر حوزه هنري فيلم هاي كوتاه « رازنو » و « لحظه آبي آباد » از حوزه هنري لرستان « زيارت » از زنجان « باغ مينو » از آذربايجان غربي « اينجا دور نيست » از ياسوج « از داز تا نماز » از سيستان وبلوچستان و « برنج تلخ » و معجزه گر » از توليدات حوزه هنري تهران عناوين آثاري هستند كه در سه سطح فيلم كوتاه مستند و داستاني انيميشن و نماهنگ براي حضور در اين بخش از جشنواره بين المللي فيلم كوتاه تهران پذيرفته شده اند.
    لازم به گفتن است كه حوزه هنري علاوه بر حضور توليداتش مبلغ 3 هزار يورو جايزه نقدي نيز براي برگزيدگان اين بخش درنظر گرفته است .
    در بخش « در جست وجوي حقيقت » آثاري به نمايش درمي آيند كه موضوعاتي مانند مقام والاي انساني نقش معنوي اخلاقيات در زندگي بشر نقش اعتقادات مذهبي در شكل گيري روابط انساني انديشه نيكو و سرشت پاك در ارتباط با پيروان جوامع ديني فرهنگي و اقوام مختلف دنيا را دستمايه خود قرار داده باشند.
    بيست و سومين جشنواره بين المللي فيلم كوتاه تهران از 30 آبان تا 5 آذر همزمان در استانهاي تهران گيلان آذربايجان شرقي كهگيلويه وبويراحمد سيستان وبلوچستان و كردستان برگزار مي شود.
    تجليل از بهترين خدمتگذار سينماي پليسي ايران
    از بهترين خدمتگذار پليسي سينماي ايران در دومين جشنواره فيلم پليس تجليل مي شود. به گزارش روابط عمومي جشنواره پليس در دومين جشنواره فيلم پليس بهترين خدمتگزار پليسي سينماي ايران مورد تقدير قرار مي گيرد دومين جشنواره فيلم پليس از 19 تا 21 دي ماه امسال در تهران برگزار مي شود.
    تكريم هنرمندان سينماي پليس در جهت اعتلاي سينماي ملي و ترغيب نخبگان و هنرمندان سينما و تلويزيون به مشاركت در ارائه تصويري واقعي از جامعه از جمله اهداف برگزاري جشنواره فيلم پليس است تقويت بنيان هاي فرهنگي هنري و اجتماعي نيروي انتظامي و تبيين منزلت اجتماعي آن در جهت اهداف ناجا اهداف ديگر اين رويداد هنري را تشكيل مي دهد.
    با حضور برترين هاي دهمين نمايشگاه دوسالانه عكس ايران : پايان همايش عكاسي معاصر ايران
    پايان نشست هاي تخصصي دهمين نمايشگاه دوسالانه عكس ايران با حضور دبير دهمين نمايشگاه دوسالانه عكس ايران و برترين هاي دوسالانه عكس در موزه هنرهاي معاصر برگزار شد.
    به گزارش ستاد خبري دهمين دوسالانه عكس ايران در اين نشست مرتضي خاكي و مجيد كورنگ بهشتي از بخش خلاقه محمد كرور سعيد اسكندرزاده فريدون قيصري پور و اميرسعيد گرجي از بخش صنعتي ـ تبليغاتي و همايون اميريگانه از بخش معماري به پرسش و پاسخ با مخاطبين پرداختند.
    اميرسعيد گرجي برنده بخش صنعتي ـ تبليغاتي در سخناني گفت : من از آغاز فعاليتم در عكاسي تاكنون زحمتهاي زيادي كشيده ام كارم را با پرتره شروع كردم و به علت علاقه زيادي كه به گرافيك داشتم جذب شاخه عكاسي تبليغاتي شدم و از سال 69 به صورت تخصصي در شاخه تبليغاتي فعاليتم را ادامه دادم . در حال حاضر عكاس و گرافيست هستم .
    در ادامه همايون اميريگانه برنده بخش معماري صحبت خود را اينگونه آغاز كرد : از سال 73 در رشته عكاسي فارغ التحصيل شدم در حال حاضر عكاسي ايران شناسي مي كنم و 4 كتاب از آثار باستاني يزد شيراز كاشان و تخت جمشيد چاپ كردم . همچنين 30 مورد از آثارم در فرودگاه بين المللي امام خميني (ره ) روي ديوار رفته است .
    ديگر برندگان دهمين دوسالانه عكس ايران هم در پرسش وپاسخي صميمانه تا پايان نشست مخاطبين را همراهي كردند.