روزنامه جمهوري اسلامي 01/09/1385 صفحه سياسي
*****
پايگاه استراتژيك آمريكا




  • نزديك به شصت سال از اشغال سرزمين فلسطين و تشكيل رژيم جعلي اسرائيل به دست دولت انگليس مي گذرد. اشغال سرزمين حاصلخيز فلسطين و قدس شريف بزرگترين مصيبتي است كه در تاريخ معاصر با دسيسه هاي استعمار بر امت اسلامي وارد شد. تاكنون صهيونيستها توانسته اند بيش از هشتاد درصد از مساحت سرزمين هاي فلسطيني را به اشغال خود در آورند. هدف از اشغال اين سرزمين استراتژيك در كنار درياي مديترانه انتقال مشكل يهوديان از اروپا به سرزمينهاي اسلامي و پيشگيري از تعسيس حكومت هاي قدرتمند مسلمانان در خاورميانه بوده است كه بر اساس يك طرح چند جانبه و پيچيده از سوي قدرت هاي استعمارگر به مرحله اجرا در آمده است .
    از سال 1948 (1327 ) تا كنون كه پايه هاي رژيم اشغالگر قدس محكم شده است درگيري ها و تنش ها در خاورميانه روبه تزايد بوده و مهمترين عامل و اساس چالش در خاورميانه وجود رژيم صهيونيستي و حل نشدن مسئله فلسطين مي باشد. مردم فلسطين در طي چند دهه گذشته مصيبت هاي زيادي را تحمل كرده و روزگار پر تنشي را با آزمونهاي گوناگون از سر گذرانيده اند. تعداد زيادي از آنان از خانه و كاشانه خود بيرون رانده شده و آواره گشته اند. ميليونها فلسطيني در شرايط بسيار بد و به صورت پناهنده در غربت و در ساير كشورها در اردوگاه ها بسر مي برند. فلسطيني هاي ساكن در درون سرزمين هاي اشغالي نيز هر روز شاهد قتل عام عزيزان و كسانشان هستند. آنها مشاهده مي كنند كه چگونه و به صورت روزانه خانه و كاشانه كساني كه به مقاومت در برابر اين رژيم خونخوار مي انديشند و ايستادگي مي كنند بر سر زنان و كودكان و كهنسالان آن ديار خراب مي شود.
    الان اسرائيل مظهر شيطان ترور و خشونت در اذهان مردم جهان است . اسرائيل در اين دوران سبوعيت و بي رحمي نسبت به فلسطينيان را به بالاترين حد خود رسانده و نسل كشي فراواني از آنان انجام داده است . قتل عام مردم اردوگاه هاي صبرا و شتيلا يكي از نمونه هاي ماندگار اين وحشي گري ها و جنايات اين رژيم سفاك است . امروز هم فلسطين عرصه قساوت آميزترين جنايات بشري از سوي صهيونيست هاي بيگانه و غاصب بر عليه صاحبان مظلوم آن است و فجيع ترين ستم ها به صورت علني و مستمر از سوي رژيم صهيونيستي عليه مردماني كه سرزمينشان را تصاحب كرده است صورت مي گيرد. ظرف سه ماه گذشته بيش از چهارصد تن از مردم فلسطين فقط در نوار غزه به شهادت رسيده اند و بيش از دو هزار تن از آنها نيز زخمي شده اند و ده ها تن از مردم و مسئولين مقاومت هم گرفتار زندان هاي مخوف آن رژيم شده اند به طوري كه هم اكنون حدود ده هزار فلسطيني در شرايط بسيار سخت در زندان هاي اسرائيل بسر مي برند.
    اين جنايتها در حالي صورت مي گيرد كه اسرائيل به طور مرتب تحت حمايت هاي تسليحاتي علمي صنعتي و مالي شيطان بزرگ قرار مي گيرد و آمريكا مانند قيم و مدافع و كارپرداز اين رژيم در جهان عمل مي كند. اينكه چرا اسرائيل اينقدر براي آمريكا و دنياي غرب اهميت دارد براي مردم دنيا هميشه مورد سوال بوده است اما پاسخ اين پرسش روشن است ! رژيم اشغالگر قدس در واقع يك سرپل مهم نظامي و قطعه استراتژيك سرزميني براي آمريكا در قلب دنياي اسلام محسوب مي شود و اساس و ريشه نفوذ آمريكا در خاورميانه به شمار مي رود. خاورميانه اي كه آمريكا تسلط بر آن و منافع انرژي آن را جز منافع ملي خود قلمداد مي كند و هم اكنون اسرائيل جبهه اول و خط مقدم نظامي آمريكا در جهان تلقي مي گردد. اسرائيل از بدو تشكيل تاكنون سياستي توسعه طلبانه را براي افزايش قلمرو سرزميني خود در پيش گرفته است به طوري كه علاوه بر سرزمين فلسطين توانسته بلندي هاي جولان را از سوريه و مزارع شبعا را از لبنان به اشغال دائمي خود درآورد. طبيعي است كه اين سياست منجر به يك وضعيت جنگي دائمي بين رژيم اسرائيل و مردم فلسطين و نيز كشورهاي همجوار آن گرديده است .
    ث سياست اسرائيل براي بقا
    1 ـ برنامه ريزي براي مهاجرت نامحدود يهوديان سراسر دنيا به اسرائيل تا به اين ترتيب بر حجم جمعيت خود در سرزمين هاي اشغالي بيفزايد و بافت جمعيتي فلسطين را به طور كامل تغيير دهد . به طوري كه در سال 1948 حدود صد هزار يهودي و در سال 1949 (1328 ) حدود دويست هزار يهودي از نقاط مختلف جهان به فلسطين اشغالي آورده شدند. فقط تاكنون بيش از يك ميليون نفر يهودي از جمهوري هاي سابق شوروي به اسرائيل مهاجرت داده شده اند. لازم به ذكر است كه قبل از تشكيل رژيم صهيونيستي جمعيت يهوديان در فلسطين حدود پنجاه و شش هزار نفر بوده است اما درسال 1948 (1327 )كه اسرائيل تشكيل شد به علت مهاجرت گسترده يهوديان در سال هاي جنگ دوم جهاني در حدود 605 هزار يهودي در فلسطين ساكن شدند.
    2 ـ احداث شهرك هاي صهيونيست نشين براي اسكان يهوديان مهاجر در سرزمين هاي فلسطيني و در روستاهاي تخريب شده فلسطينيان به منظور تغيير هويت و ميراث فرهنگي آنان . به طوري كه فقط در سي سال اول تشكيل اين رژيم حدود يك ميليون و دويست هزار خانه جديد براي يهوديان ساخته شده است .
    3 ـ اخراج فلسطينيان از سرزمينهاي خود و غصب سرزمين مردم فلسطين به منظور ايجاد فضا براي يهوديان تازه وارد به طوري كه هم اكنون پرتراكم ترين جمعيت جهان مربوط به فلسطينياني است كه بالاجبار در نوار غزه در كنار يكديگر و در 36 كيلومتر مربع اراضي آن جاي گرفته اند و سرزمينشان را اسرائيل به زور از آنها گرفته است . هم اكنون در غزه حدود يك و نيم ميليون فلسطيني زندگي مي كنند. اجراي اين سياست موجب شده است كه بيش از هفتاد درصد مردم فلسطين به دور از خانه و كاشانه خود در كشورهاي مختلف خاورميانه آوراه گردند. كوچ اجباري مردم فلسطين در سه مرحله و طي سالهاي 1948 1967 و 1991 (1327 و 1346 و 1370 ) روي داده است .
    4 ـ آواره كردن ميليون ها نفر از مردم فلسطين و بيرون راندن آنها از سرزمين آبا و اجدادي خود و پراكنده كردن آنها در كشورهاي همجوار مثل لبنان سوريه و اردن . لازم به ذكر است كه فقط درسال 1948 (1327 ) بيش از يك ميليون نفر فلسطيني از سرزمينشان كوچ اجباري داده شدند كه تاكنون اجازه بازگشت به وطن خود را نيافته اند . آوارگان فلسطيني در 59 اردوگاه در كشورهاي سوريه لبنان اردن و اراضي اشغالي فلسطين به سر مي برند و تعدادي از آنها نيز در كشورهاي عربي اروپايي و آمريكا به شكل پراكنده زندگي مي كنند. جمعيت كنوني آوارگان فلسطيني در اردوگاه هاي مختلف جهان حدود پنج ميليون نفر تخمين زده مي شود.
    5 ـ عدم اجازه بازگشت پناهندگان فلسطيني به سرزمين هاي خويش به طوري كه هم اكنون بيش از چهار ميليون فلسطيني از سرزمين هاي خود آواره و در اردوگاه هايي با شرايط نامساعد و در ساير كشور ها به زندگي سخت خود مشغولند . رژيم صهيونيستي با وجود تصويب قطعنامه 194 شوراي امنيت سازمان ملل متحد در حدود بيش از 30 سال پيش اجازه بازگشت فلسطينيان آواره را به سرزمين خود نمي دهد. اين آوارگان ساكنان بيش از 531 شهر و روستاي فلسطيني هستند كه مجبور به ترك خانه هاي خود شده اند.
    6 ـ اعلام و اجراي علني و آشكار برنامه ترور رهبران و شخصيت هاي شناخته شده فلسطيني كه معتقد به مقاومت در برابر سياستهاي اسرائيل هستند و از حقوق فلسطينيان حمايت مي كنند مانند شيخ احمد ياسين رهبر روحاني حماس عبدالعزيز رنتيسي رهبر سياسي حماس و ...
    7 ـ تحت فشار دائمي گذاشتن ساكنين فلسطين از طريق حملات مداوم هوايي و زميني عليه آنان و ايجاد ناامني فيزيكي و رواني در بين ملت فلسطين به طوري كه ارتش اسرائيل به طور تمام وقت مشغول ايجاد وحشت و سركوب فلسطيني هاست .
    8 ـ تخريب صدها روستاي فلسطيني از جمله نابود كردن فقط 400 روستا در دهه 1940 و تخريب زمين هاي كشاورزي و منابع طبيعي مردم فلسطين .
    9 ـ يهودي سازي كامل شهر قدس و در خطر قرار دادن دائمي مسجدالاقصي سومين مكان مقدس مسلمانان پس از مسجدالحرام و مسجدالنبي .
    10 ـ انجام جنگ مداوم و فرسايشي عليه مبارزان فلسطيني به گونه اي كه آنها را از ادامه راه مقاومت خسته و فرسوده كنند. به همين منظور ارتش رژيم صهيونيستي به طور مرتب زيرساخت هاي مقاومت را با حملات نظامي مكرر و پيوسته مورد تخريب قرار مي دهد تا امكان و توانايي بازسازي را از آنها بگيرد.
    11 ـ اشغال كوتاه مدت برخي از سرزمين هاي فلسطيني و عقب نشيني مجدد از آنها (مثل اشغال نوار غزه و عقب نشيني از آن ) به منظور :
    الف ـ ايجاد ناامني رواني مداوم بين فلسطيني ها
    ب ـ تخريب توانمندي ها و زير بناهاي شهرهاي فلسطيني به منظور ايجاد فشار زندگي بيشتر بر آنها.
    12 ـ وابسته كردن اقتصاد اراضي اشغالي فلسطين به طور غير قابل باوري به اسرائيل به طوري كه بسياري از ضروري ترين مواد غذايي مردم مانند گندم و برنج بايستي از اسرائيل به اراضي اشغالي وارد شود و كوچكترين درگيري اسرائيل با فلسطينيان موجب قطع شاهرگ اقتصادي اراضي اشغالي فلسطين مي شود.
    13 ـ نسل كشي تدريجي فلسطينيان و اجراي سياست پاكسازي نژادي .
    اسرائيل با اين سياست به صورت شبانه روزي به مردم فلسطين حمله مي كند و با كمك رسانه هاي جمعي مرتبط با خود به گونه اي اقدام مي كند كه كشتار هر روزه فلسطيني ها بويژه كودكان و سالمندان در مطبوعات جهاني و در خبرگزاري هاي بين المللي با كوچكترين حروف منتشر شود و يا انعكاس چنداني نيابد. اين رسانه ها معمولا كشتار تدريجي فلسطينيان را به عنوان نياز اسرائيل به دفاع از خود و تامين امنيت رژيم اسرائيل توجيه مي كند.
    14 ـ تلاش براي تقويت گروه هايي از درون مردم فلسطين كه معتقد به سازش هستند و حاكم نمودن اين گروه ها بر مردم فلسطين تا با ايفاي نقش پليس اسرائيل در داخل فلسطين نسبت به كنترل و سركوب مبارزات و مقاومت مردم فلسطين اقدام نمايند.
    15 ـ اسرائيل از منظر استراتژيك سرزمين كوچك لبنان را جز شعاع امنيتي خود تلقي مي نمايد. بنابراين موقعيت نيروهاي فعال اين سرزمين مانند حزب الله را حضوري تروريستي و عليه خود تلقي مي نمايد و تلاش دارد تا از طريق شوراي امنيت سازمان ملل متحد با همكاري هاي گسترده آمريكا و يا به طور مستقيم از طريق عمليات نظامي آنها را از سر راه خود بردارد.
    16 ـ تكيه بر دولت آمريكا براي اجراي سياستها و برنامه هاي فوق .
    ث كمك هاي آمريكا به رژيم اسرائيل
    1 ـ حمايت مطلق و بدون قيد و شرط و نامحدود از رژيم صهيونيستي در همه ابعاد سياسي نظامي تبليغاتي و مالي و تلقي از اسرائيل به عنوان تنها متحد استراتژيك ايالات متحده در خاورميانه به طوري كه شركت هاي اسرائيلي تنها شركت هايي هستند كه اجازه ورود به مناقصه هاي وزارت دفاع آمريكا را براي انعقاد قراردادهاي صنايع تسليحاتي ايالات متحده دريافت مي كنند.
    2 ـ وتوي تمام قطعنامه هايي را كه در شوراي امنيت سازمان ملل عليه جنايات اسرائيل مطرح مي گردد.
    3 ـ اعطاي كمك هاي مالي مستمر به مبلغ حداقل سه ميليارد دلار در سال به طوري كه طي پنجاه سال گذشته آمريكا حدود 160 ميليارد دلار كمك بلاعوض در اختيار اسرائيل قرار داده است و اخيرا پس از جنگ اسرائيل عليه حزب الله لبنان كمك ويژه اي را براي بازسازي ارتش رژيم صهيونيستي در اختيار وي گذاشت .
    4 ـ فشار سياسي شديد به كشورهايي كه با سياست هاي اسرائيل در سركوب فلسطينيان مخالفت مي ورزند مثل جمهوري اسلامي ايران و سوريه .
    5 ـ تروريست شناختن كليه گروه هاي مقاومت در فلسطين و لبنان و اقدام هاي گوناگون بين المللي عليه آنان .
    6 ـ همسو سازي كشورهاي عربي خاورميانه با سياستهاي اسرائيل و استفاده از توان آنها براي فشار به فلسطيني ها.
    7 ـ كاهش سطح « مسئله اعراب و اسرائيل » از يك موضوع عربي به « مسئله اسرائيل و گروه هاي مقاومت » در فلسطين و لبنان و تلاش براي بي طرفي سياسي اعراب در اين منازعه به نفع اسرائيل به گونه اي كه كشورهاي عربي هرگونه همراهي با انتفاضه فلسطين را برابر با خطر براي خود و خلاف مصلحت خويش تلقي نمايند.
    8 ـ حفظ برتري نظامي اسرائيل در خاورميانه با در اختيار گذاشتن پيچيده ترين فناوري هاي تسليحاتي و نيز تجهيز ارتش اسرائيل به قوي ترين » و بالگردهاي آپاچي و F - » « 15 F -سلاح ها از جمله هواپيماهاي « 16 » و ناوهاي « ساعرـ 5 » كه مجهز به M . K هواپيماهاي بدون سرنشين « موشك هاي هارپن بوده و قادر به حمل بالگردهاي دلفين هستند و همچنين موشك هاي پيشرفته پاتريود و بمب هاي خوشه اي ضد نفر.
    برآوردها حاكي از آن است كه هزينه هاي رژيم اشغالگر قدس 9 7 ميليارد دلار در سال است و اين رقم بدون احتساب حداقل 3 ميليارد دلار كمك نظامي بلاعوض ساليانه آمريكا به اسرائيل مي باشد. بر اساس استراتژي آمريكا ارتش رژيم صهيونيستي بايستي توانايي رويارويي با تمام كشورهاي عربي و نيز با حزب الله لبنان را داشته باشد همچنين اين ارتش بايستي بتواند آمادگي جنگيدن و حمله در چندين جبهه را در آن واحد در خود ايجاد كند. دستيابي به چنين چشم اندازي نيازمند دريافت پيشرفته ترين فناوري هاي نظامي دنياست كه آمريكا آن را در اختيار اين رژيم قرار مي دهد.
    9 ـ سرمايه گذاري در اقتصاد اسرائيل و كمك به توسعه اقتصادي اين رژيم .
    10 ـ آمريكا اسرائيل را به عنوان يكي از اركان مهم امنيت ملي و نيز منافع ملي خود تلقي مي نمايد. در نتيجه هر اقدام عليه اسرائيل را اقدام عليه آمريكا مي پندارد و حل مسائل اسرائيل را در دستور كار دولتمردان خود قرار مي دهد.
    11 ـ باز گذاشتن دست اسرائيل براي انجام هرگونه عمليات نظامي عليه فلسطينيان و گروه هاي مقاومت و نيز ارتكاب هر نوع جنايات جنگي بدون نگراني از عواقب بين المللي آن .
    12 ـ تلاش جهت ايجاد ارتباط سياسي بين اسرائيل و كشورهاي عربي و ارتقا سطح اين روابط را معياري براي همكاري آمريكا با كشورهاي عربي دانستن .
    ث تنظيم سياستهاي خاورميانه اي آمريكا
    الف ـ حفظ و گسترش امنيت اسرائيل
    ب ـ حفظ برتري مطلق نظامي اسرائيل در خاورميانه
    ج ـ از بين بردن همه گروه هاي مخالف اسرائيل تحت عنوان مبارزه با تروريسم
    د ـ تسلط بر منابع انرژي خاورميانه
    بنابراين اسرائيل در استراتژي امنيت ملي آمريكا جايگاه مهمي را داشته و نقش اول را در تشكيل برنامه آمريكايي خاورميانه بزرگ به خود اختصاص مي دهد. همچنين از ديد آمريكا لازمه رسيدن به خاورميانه جديد به غير از نكات فوق اقداماتي جهت براندازي و يا تضعيف دولت هاي مخالف رژيم اسرائيل است .
    تاكنون براي حل معضل فلسطين راه حل هاي مختلفي ارائه و روش هاي گوناگوني تجربه شده است كه از جمله مي توان به موارد ذيل اشاره نمود :
    1 ـ « مقابله نظامي ارتش هاي كشورهاي عربي با اسرائيل » كه تاكنون با شكست مواجه شده است .
    2 ـ « روش سازش » كه اين شيوه عمدتا منجر به تحقق خواسته هاي اسرائيل از طريق مسالمت آميز شده است و در عين حال سركوب فلسطينيان از سوي اسرائيل ادامه يافته و خود موجب تفرقه بين فلسطينيان شده است .
    3 ـ « روش ايستادگي و مقاومت » كه بر اساس انديشه حضرت امام خميني رضوان الله تعالي عليه و پس از ظهور انقلاب اسلامي گسترش يافته است و موجب تشكيل سازمان « حزب الله در لبنان » و مقاومت مردمي انتفاضه در فلسطين گرديده است . اين روش تاكنون موفق شده است كه ارتش رژيم صهيونيستي كه زماني تا بيروت جلو آمده بود را از خاك لبنان بيرون كند و گروه حماس را در فلسطين به قدرت برساند و به عنوان تجربه اي تازه نشاط جديد و اميدواري رو به تزايدي را بين مردم فلسطين و مردم جهان اسلام بوجود آورد. اين روش دل بستن به روشهاي سازشكارانه و بدست گرفتن كاسه گدايي صلح را نفي مي كند و معتقد است كه بايد « قدرت نهفته امت اسلامي » را براي مقابله با صهيونيستها بسيج نمود و ظرفيتهاي بيشمار دنياي اسلام را در اين راه بكار گرفت تا با « مقاومت و مبارزه » و البته تحمل خسارات به پيروزي رسيد.
    بنابراين با عنايت به نكات فوق راه كارهاي اساسي براي مبارزه با رژيم غاصب اسرائيل عبارتند از :
    1 ـ تداوم بخشيدن به « انتفاضه و مقاومت » و مبارزه عليه آن رژيم در درون سرزمين هاي اشغالي به صورت گسترده و همه جانبه با تكيه بر وحدت همه گروه هاي فلسطيني .
    2 ـ كمك رساني به مردم فلسطين اعم از كمكهاي مالي سياسي تبليغاتي و امدادي .
    3 ـ اسلامي تلقي كردن مسئله فلسطين از سوي جهان اسلام به جاي نگاه به آن به عنوان مسئله اي فقط عربي و يا فلسطيني .
    4 ـ تحريم همه جانبه رژيم اسرائيل از سوي ملتهاي آزاده جهان و تنگ كردن فضاي اقتصادي و سياسي آن و گسستن پيوندهاي غاصبان فلسطين با محيط اطراف خود.
    5 ـ اعمال فشار سياسي جهاني به آمريكا از سوي همه دولتها و ملتهاي جهان براي قطع حمايت هاي شيطان بزرگ از رژيم ددمنش اسرائيل .
    6 ـ اتخاذ تاكتيك هاي منعطف از سوي جنبش هاي مقاومت فلسطيني متناسب با شرايط زماني و مكاني به گونه اي كه امكان كشتار مردم فلسطيني را از سوي رژيم صهيونيستي به حداقل ممكن برساند.
    بنابراين امت بزرگ اسلامي نبايستي در برابر ظلمي كه به صورت روزانه از سوي دشمن سفاك و جنايتكار بر ملت فلسطين بكار مي رود بي تفاوت و ساكت بمانند و مي بايد مردم جهان در كنار دردها و رنج ها و غم هاي جانكاه فلسطينيان قرار گيرند و به طور مرتب به حمايت همه جانبه از مردم مظلوم فلسطين بپردازند.
    حسين علايي
    از سال 1948 (1327 ) تا كنون كه پايه هاي رژيم اشغالگر قدس محكم شده است درگيري ها و تنش ها در خاورميانه روبه تزايد بوده و مهمترين عامل و اساس چالش در خاورميانه وجود رژيم صهيونيستي و حل نشدن مسئله فلسطين مي باشد
    رژيم اشغالگر قدس در واقع يك سرپل مهم نظامي و قطعه استراتژيك سرزميني براي آمريكا در قلب دنياي اسلام محسوب مي شود و اساس و ريشه نفوذ آمريكا در خاورميانه به شمار مي رود
    بر اساس استراتژي آمريكا ارتش رژيم صهيونيستي بايستي توانايي رويارويي با تمام كشورهاي عربي و نيز با حزب الله لبنان را داشته باشد همچنين اين ارتش بايستي بتواند آمادگي جنگيدن و حمله در چندين جبهه را در آن واحد در خود ايجاد كند. دستيابي به چنين چشم اندازي نيازمند دريافت پيشرفته ترين فناوري هاي نظامي دنياست كه آمريكا آن را در اختيار اين رژيم قرار مي دهد
    اسرائيل در استراتژي امنيت ملي آمريكا جايگاه مهمي را داشته و نقش اول را در تشكيل برنامه آمريكايي خاورميانه بزرگ به خود اختصاص مي دهد