روزنامه جمهوري اسلامي 30/08/1385 صفحه عقيدتي
*****
هفت وقف نامه




  • يكي از وظايف و مسئوليت هاي مهمي كه مراكز و سازمان هاي متولي ثبت و ضبط آثار فرهنگي و ملي و تاريخي اين مرزوبوم به عهده دارند آشناكردن محققان و پژوهشگران و نويسندگان و در كنار آنها ساير اقشار مختلف مردم جامعه اسلامي با آثاري است كه در اين مراكز به ثبت رسيده و به محافظت درآمده است . سازمان اوقاف و امور خيريه يكي از اين مراكز محسوب مي شود كه بايد اسناد ارزشمند و معتبر مربوط به « وقف » را بررسي و مطابق با نياز پژوهندگان به گزينش و ارائه آن اهتمام ورزد.
    « هفت وقف نامه » يكي از اين آثار است كه در دسترس علاقمندان قرار گرفته و نمونه هايي از يكصد و هفتاد سال وقف نويسي در دوره صفويه را به نظاره افكار و انديشه ها درآورده است .
    اسناد و منابع دست اول
    چنان كه اشارت رفت وقف نامه ها از جمله اسناد و منابع دست اولي هستند كه مي توانند به روشني بيانگر فرهنگ ديني ملي و تاريخ اجتماعي ما باشند و به عنوان گنجينه اي غني مورد استفاده محققان در رشته هاي مختلف علمي قرار گيرند. از نكات مهم در مطالعه اين اسناد توجه به زمان و مكان تحرير و تنظيم آنهاست نوع انشا هر وقف نامه و تعبيرات متفاوت و اصطلاحات ويژه آن حاكي از نوع تفكر و انديشه هاي مذهبي اجتماعي و فرهنگي مردم آن عصر است . نيات واقف و مصارف وقف حكايت از نيازها و كمبودهاي آن روزگار مي كند و چگونگي تعيين توليت موقوفه و شرايطي را كه براي متولي تعيين كرده اند در واقع بازتاب امنيت اجتماعي آن دوران بوده و ميزان اعتماد واقف را به وضع موجود مي رساند.
    « هفت وقف نامه » متن و حواشي كامل هفت سند تك نسخه اصيل است كه از نظر طبقه اجتماعي جنسيت ابعاد محل جغرافيايي زمان تحرير مقدار رقبات مصرف درآمد و محل تنظيم متفاوتند ارائه شده است .
    اين هفت سند از بين صدها سند موجود در آرشيو اسناد سازمان اوقاف و امور خيريه گزينش شده اند و هر يك از آنها داراي ويژگي و خصوصيات منحصر بفرد مي باشند.
    هفت وقف نامه اي كه به گزنيش درآمده اند عبارتند از :
    وقف نامه امير فضل الله شهرستاني 963 هـ . ق كاشان ـ اصفهان
    وقف نامه تاجم آغاخاتون بنت خواجه حاكم بيك 1012 هـ . ق فزوين
    وقف نامه خواجه مقصود مشهور به كلاغباز 1051 هـ . ق دزفول
    وقف نامه امير مظفر حسيني چاشمي 1057 هـ . ق سمنان
    تجديد وقف نامه خليفه صفي قلي 1075 هـ . ق اردبيل
    وقف نامه بيرام بيك 1102 هـ . ق اهر
    وقف نامه عليقلي آقا 1125 هـ . ق ـ 1135 هـ . ق اصفهان
    اولين سند
    اولين سند اين مجموعه وقف نامه « امير فضل الله حسيني شهرستاني » مي باشد كه متعلق به دوره شاه طهماسب اول است .
    اين سند كه شايد طولاني ترين سند وقفي باشد . داراي 14 متر طول و 28 سانتي متر عرض و 287 سطر وقف نامه اي طوماري شكل و به زبان فارسي است و علماي برجسته دوره صفويه و قاجاريه طي چهارصد سال با مهر و امضاي خود آن را تاييد كرده اند. و در سجلات با عباراتي چون : « سفرالملي » « صك الديني » « الصحيفه المنيفه والوثيقه الانيقه » از آن ياد شده است .
    احتمالا اين سند تك نسخه و منحصر بفرد است . زيرا هيچ يادداشتي دال بر وجود نسخه اي ديگر از آن وجود ندارد. و متاسفانه اين تنها نسخه نيز بدليل بي دقتي بهنگام ترميم و بازسازي افتادگي و تداخلهايي در عبارات و سجلات آن بوجود آمده و بازخواني آن را بسيار مشكل كرده است .
    در صحت و اعتبار اين سند نمي توان كوچكترين ترديدي به خود راه داد. هر بيننده اي با رويت خطوط رنگ پريده و هر خواننده اي با مرور پنجاه سجل و حكم شرعي به صحت و اتقان آن پي مي برد. گويي سلسله خستگي ناپذير توليت در طول 450 سال هميشه در مسير ايران ـ عراق در تكاپو بوده اند تا با اخذ سجلات و تاييديه هاي مراجع شيعه در هر عصر هم وقف نامه و هم خود را اثبات كنند. و اين سند نه تنها مدركي براي اثبات و احياي موقوفات بوده بلكه به عنوان بقاي نسل واقف از اين متولي به آن متولي به ارث مي رسيده است .
    از ويژگي هاي مهم اين وقف نامه تاييديه ها و سجلاتي است كه اعلام هر عصر و نامدارترين علماي دوره صفويه و قاجاريه بر آن نوشته اند. سرآمداني چون حسين بن عبدالصمد الحارثي (پدر شيخ بهايي ) ملا محمدباقر حسيني محمدباقر بن محمد اكمل (وحيد بهبهاني ) ملا محمدباقر شفتي ميرمهدي اصفهاني امام جمعه تهران ملامحمد نراقي و ملاعلي كني و ديگران بر آن صحه گذارده و صحت آن را موضوعي بديهي اعلام كرده اند.
    واقف
    واقف شخصي به نام « امير فضل الله بن صدرالدين الحسيني الشهرستاني الاصفهاني » است كه طبق اين سند دقيقا در تاريخ هفتم ماه رمضان 963 هجري قمري در حضور شيخ الاسلام وقت و جمعي از شهود ازجمله دو برادرش ـ نعمت الله و ابوالفتح ـ اقرار مي كند كه املاك مفصل و مندرج در سفر را « وقف صحيح شرعي نمودم قربتا الي الله تعالي و طلبا لمرضاته . » و هر يك از آنها پس از استماع وقوع وقف سجلات وقوعي خود را در صدر ذيل و حاشيه سند رقم مي زنند.
    طبق اظهارنظر يكي از مهمترين منابع دوره صفويه برادر واقف ابوالفتح بن صدرالدين شهرستاني از دست اندركاران دولت صفوي بوده است . اين منبع در ذيل نام « مير ابوالفتح » نكته مزبور را متذكر مي شود :
    « مير ابوالفتح برادر مير فضل الله شهرستاني اصفهاني ناظر عمارات سركار خاصه شريفه بود و از اولاد ميرسيدشريف شهرستاني بود كه در زمان خاقان سليمان شان مستوفي الممالك بود و اين سلسله هميشه در اين دولت به مناصب عالي سرفرازي داشته اند. مير فضل الله مذكور مدتها وزير اصفهان و راتق و فاتق مهمات ديواني آنجا بود و در ايام عمل داراي املاك و رقبات كليه شده رقم و قفيه بر آن كشيد.
    في الجمله ميرابوالفتح مذكور مدتي دركمال ديانت و راستي به خدمت نظارت عمارات قيام داشت . »
    از اين رو اين وقف نامه كمك مي كند تا چند نكته جديد را بهتر بشناسيم :
    نخست اينكه « ميرسيدشريف شهرستاني » با نام « صدرالدين الحسيني الشهرستاني الاصفهاني » نيز خوانده مي شده است .
    دوم اينكه « صدرالدين » علاوه بر اين دو پسر فرزند ديگري نيز به نام « نعمت الله » داشته است .
    سوم اينكه به استناد اين وقف نامه « مير فضل الله » پسري هم به نام « ميرزا ابوطالب » داشته كه در اين موقوفه عهده دار سمت « نظارت و اشراف رقبات و مسقفات موقوفات » بوده است اما در منابع مذكور فقط از « مير عبدالباقي » نام برده شده است .
    موقوفه و مصارف آن



    درباره مقدار و حدود موقوفه و مصارف آن در وقف نامه نكات قابل ذكر فراوان است ازجمله :
    1 ـ چنانكه پيشتر ذكر شد اسكندر بيك مولف عالم آراي عباسي اطلاعي از ميزان ثروت « خاندان شهرستاني » ارائه نكرده و فقط در مورد « فضل الله » نوشته است : « مدتها وزير اصفهان بود... ودرايام عمل داراي املاك و رقبات كليه شده رقم وقفيه برآن كشيد. » اما در وقفه نامه اي كه متن آن را در صفحات بعد مشاده خواهيد كرد مقدار و محل املاك فراوان مورد نظر دقيقا ذكر شده و اين اطلاعات را براي اولين بار در اختيار خواننده قرار مي دهد.
    2 ـ اين سند حاكي است كه علاوه بر رقبات كلان اين موقوفه كه در اصفهان پهناور گسترده است مصارف آن هم از مرزهاي كشور گذشته و عراق و عربستان را هم در برگرفته است . و به عبارتي از موقوفات معروف چهارده معصوم (ع ) سلاطين صفوي هم فراتر است . مصارف موقوفه شهرستاني كه در وقف نامه آمده عبارتند از :
    « كعبه بيت الله الحرام : روضه نبويه (ص ); عتبه مرتضويه (ع ) در النجف الاشرف ; قبه مطهره فاطميه (س ) في المدينه ; مرقد حسنيه (ع ) في البقيع ; مشهد حسينيه (ع ) بارض كربلا; قبه سجاديه (ع ) و عتبه محمديه باقريه (ع ) و قبه جعفريه صادقيه (ع ) في البقيع ; مرقد كاظميه ; روضه رضويه (ع ); سده تقويه جواديه (ع ) بارض بغداد; مضجع عسكريين (ع ); مقام غيبت عالي منزلت محمديه مهدويه (ع ); مدفن عباسيه عليه علويه (ع ) في ارض كربلا; مقره ستي فاطمه (س ) في قم ; مزار صفيه صفويه و حيدريه في ناحيه اردبيل ; مقبره ام المومنين خديجه الكبري (س ) و مرقدين قاسم و ابراهيم و مزار امام زاده عبدالعظيم . »
    3 ـ باتوجه به اينكه املاك و رقبات وقفي اين سند در اصفهان پهناور واقع اند اسامي و اطلاعات جغرافياي شهري كه مربوط به دو شهر كاشان و اصفهان است مي تواند از حيث تاريخ محلي اصفهان بزرگ نيز جالب توجه باشد چرا كه حاوي مزرعه هايي است كه حتي در اثر ارزشمند « حاج ميرزا حسن خان جابري انصاري » نام آنها ضبط نشده است و يا املاي آنها متفاوت است و يا در ذيل « بلوك » و « ناحيه » ديگري معرفي شده اند.
    4 ـ از نكات جالب اين وقف نامه اشاره به وجود دارالشفا براي مداواي بيماران است كه يكي از مصارف اين موقوفه محسوب ميشود آنجا كه نوشته است :
    « بقعه معينه و دارالشفاي معين كه واقف مشاراليه در محله درب زرجه اصفهان مذكور قريب بمنزل خود احداث نموده موسوم ببقعه المعصومين گردانيده ... جهت نزول حاجيان و زايران عتبات عاليه و امكان شريفه موقوف عليهم مذكورين به اطعام و اكرام و اتمام مرام جماعت مذكوره ذيل از طبقات مشاراليهم و مقدمات انتفاع ايشان صرف نمايد... و هر يك از جماعت مذكورين واردين در بقعه مذكوره و زوار و مترددين كه مريض شوند ايشان را در دارالشفاي مذكور جا داده خادم آنجا را بفرمايد كه به مراسم خدمات هر مريض اشتغال نمايند و اغذيه و اشربه و ادويه و باقي مقدمات معالجه را سامان نموده ازين محل مرتب دارد و يك نفر طبيب حاذق جهت علاج مرضي مذكورين در دارالشفاي مزبور تعيين كند و وظيفه او را نيز بقدر استحقاق از همين محل تسليم نمايد... »
    از اين رو وجود اين دارالشفا حداقل اين نظريه را كه : « در دوران صفويه اولين بار شاه عباس اول بيمارستاني در اصفهان ساخت » رد مي كند.
    5 ـ از ديگر مصارف قابل توجه آزاد سازي بردگان به شرط زيارت عتبات عاليات است . طبق نيت واقف غلامان و كنيزاني را كه شوق زيارت عتبات در سر دارند ولي به علت بردگي از اين فيض محروم شده اند متوليان ميتوانند از محل درآمد موقوفه مذكور خريداري و آزاد نمايند و حتي بردگاني را كه حاضر به خدمت زوار باشند مي توان خريداري و آزاد كرد تا در مدت معين به خدمت زائران اشتغال ورزند :
    « و چون بعضي از عبيد و اما در تحت شدت و مشقت باشند و قصد آن نمايند كه بعد از خلاصي از قيد رقيت و بندگي خود را به سعادت زيارت و ملازمت هر يك از عتبات مشرفين مشاراليهم سرفراز گردانند... از همين ممر ايشان را خريده آزاد سازند جهت اينكه به زيارت مقصوده مشرف شوند و همچنين بعضي ديگر از عبيد و اما موصوفين ابتياع نمايند و ايشان را آزاد سازند به شرط آنكه در مدت معينه به خدمت زوار اشتغال نمايند. »
    توليت
    « توليت » يكي از اركان وقف نامه است . زير متولي مدير موقوفه است و نقش مهمي در حفظ و احياي موقوفات دارد. امير فضل الله شهرستاني طي اين سند به شيوه اي معمول فرزندان خود را به عنوان « متولي » معرفي كرده و قبل از هر پيشامدي پيش بيني لازم را معمول داشته است . وي هم چنين يك سوم از كل درآمد را به عنوان « حق التوليه » در نظر گرفته است در متن وقف نامه ميخوانيم :
    « ... و شرط كرد واقف مشاراليه كه متولي كل اين موقوفات مادام الحيوه خود باشد و بعد از آن ارشد ذكور اولاد او متولي اين وقف باشد و بعد از آن ارشد ذكور اولاد اولاد او و بعضي كه در ارشديت با يكديگر مساوي باشند اصلح ايشان متولي باشد... و شرط نمود واقف مشاراليه كه متولي مذكور در هر مرتبه از مراتب ثلث از كل حاصل و منافع موقوفات في الفصلين مذكورين بحق التوليه اخذ نمايد و چون توليت به اولاد مذكور متعلق گردد حق التوليه را متولي ميانه خود و ساير اولاد ذكور كه در هر مرتبه از مراتب معاصر او باشند علي السويه قسمت نمايد... »
    او هم چنين بنا به شيوه رايج در زمان حيات خود افرادي را به عنوان « مشرف و ناظر » تعيين و معرفي كرده تا بر كار « متولي » اشراف و نظارت داشته باشند. امير فضل الله شهرستاني اين بار نيز فرزندان خود را به اين امور گمارده است و سدس از كل درآمد را به عنوان « حق الاشراف و حق النظاره » تعيين كرده است .
    هفتمين سند
    آخرين سند اين مجموعه « وقف نامه عليقلي آقا » مي باشد كه به دوره شاه سلطان حسين تعلق دارد.
    همان گونه كه مقاله نويسي موضوعي خاص و جايگاه مشخصي دارد بازخواني و تصحيح اسناد نيز موضوع خاص ديگري است كه مي تواند زمينه ساز پژوهش يا مكمل تحقيقات انجام گرفته باشد. اهميت بازخواني و انتشار اسناد شرعي وقتي بيشتر مهم جلوه مي كند كه بدانيم اين اسناد اغلب تك نسخه و منحصر بفرداند. و چه بسا اغلب محققاني كه روي دوره اي خاص كار مي كنند آن سند را نديده باشند. بازخواني و انتشار اين اسناد كمك موثري در روشن شدن نقاط تاريك و ناشناخته تاريخي و گشوده شدن افق جديد براي پژوهشگران مي نمايد.
    البته بازخواني فقط خط شناسي و خط خواني نيست . بلكه اسناد شرعي به سبب تنوع موضوع و دوره و منطقه دريايي كرانه ناپيدا است . واژگان محلي از يكسو اصطلاحات و تنوع مشاغل از يك سو و سبك و سياق نگارش و ميزان معلومات نويسندگان و بدخطي و اندراس سند از ديگر سو همه و همه سبب مي شوند كه اين كار بسيار وقت گير و گاه طاقت فرسا شود.
    وقف نامه عليقلي آقا از زمره اين اسناد است .
    اين سند. طوماري شش متري است كه با توجه به سربندهاي مهر شده اش از الصاق هشت بند كاغذ ساخته شده است . بر هر هفت بند چهار مهر ديده مي شود. اما آيا پشت سند هم مهر و يادداشت داشته است مشخص نيست . سواي بند اول و هشتم طول ساير بندها 80 سانتي متر است . اين سند و چهار تكمله آن چون در سالهاي مختلفي نوشته شده از نظر نوع خط هم متنوع است .
    در اين وقف نامه از واقف به دو صورت « عليقلي آقا » و « حاجي عليقلي بيكا » نام برده شده است . در اولين تكمله « نورمحمد » خود را ابوي « عليقلي آقا » معرفي كرده است . عليقلي آقا هم از او با عنوان « آقانورمحمداغلام خاصه » و « موصي » ياد مي كند.
    عليقلي آقا اول بار به تاريخ « دوم جمادي الثاني 1125 » و بار دوم به تاريخ « نهم شوال 1127 » و آخرين بار به تاريخ « شعبان 1128 » بنا به وصيت پدرش املاكي را وقف كرده است .
    در « هشتم ذي الحجه 1132 » هم كه عليقلي آقا فوت كرده است شخصي به نام ميرمحمد ابراهيما حسيني كه متصدي وقت موقوفات بوده آخرين تكمله را بر سند نگاشته است .
    اخيرا مقاله اي در شماره 35 نشريه علمي ـ پژوهشي صفه دراين باره وقف نامه منتشر شده است كه از لحاظ بازخواني داراي اشكالات فراواني است و بهتر بود در عنوان آن بجاي « بازخواني وقف نامه » « استفاده از وقف نامه به كار برده مي شد.
    تطبيق اوليه با تصوير اصل سند كه در « آرشيو سازمان » به شماره پرونده 213 استان اصفهان نگهداي مي شود چند نكته را نشان مي دهد :
    الف ـ سند كاملا بازخواني نشده است . نه تنها سجلات و مهرها ناديده گرفته شده بلكه متن و تكمله ها هم جسته گريخته خوانده شده كه علامت (....) در چنين جهش هايي به كار گرفته شده است . به عبارتي علامت (...) براي افرادي كه سند را در اختيار ندارند علامت نامفهومي است اما پس از مقابله با نسخه پايه معلوم شد كه آن علامت به معني « از يك كلمه تاچند سطر بازخواني نشده » است .
    ب . نويسنده محترم از وقف نامه 30 برش برگرفته و براساس طرح ذهني خودش موضوع بندي و تدوين كرده است . ايشان گرچه با استفاده از تصاوير و نقشه ها مطالب ارزشمند و مفيدي را ارائه كرده است اما تقطيع سند بدون بازخواني كامل آن ابهاماتي را براي خواننده بوجود مي آورد.
    ج . در آن بازخواني از « ام كلثوم خانم » به عنوان واقف و همسر ميرمحمد ابراهيم نام برده شده است . در صورتي كه وي اولا واقف نبوده و ثانيا دختر ميرمحمدابراهيم بوده است و اشتباه از آنجا ناشي شده كه واژه « صبيه » را « صيغه » خوانده اند.
    بنابراين با توجه به اهميت اين سند در بازشناسي بافت تاريخي اصفهان دوره صفوي اين وقف نامه را كه مربوط به دوره سلطنت شاه سلطان حسين (1105 ـ 1135 هـ . ق ) است .
    يكي از كارهاي مفيدي كه در اين مجموعه به آن اهتمام شده است بازخواني كامل وقف نامه عليقلي آقا مي باشد كه انگيزه اصلي آن وجود اشتباهات ياد شده در بازخواني مقاله اي است كه به آن اشاره گرديد.
    آخرين بخش از كتاب ارزشمند « هفت وقف نامه » انعكاس متن و تصوير كامل وقف نامه عليقلي آقا و بازخواني و تصحيح آن مي باشد.