روزنامه جمهوري اسلامي 30/08/1385 صفحه هنر و ادبيات
*****
زينت طاقچه انسان خواهان علوم و معارف كتاب است نه مجسمه !




  • گفت و گوي خواندني با علامه حسن زاده آملي
    اشاره : آنچه پيش روي شماست گفت و گويي است خواندني با علامه حسن حسن زاده آملي كه به مناسبت هفته كتاب با ايشان انجام شده است از آنجائيكه محور اين گفت و گو و مصاحبه كتاب كتابخواني محتواي كتاب هاي منتشره و همچنين آينده كتاب و كتابخواني در كشور مي باشد مطالعه آن براي جوانان عزيز و متوليان بخش كتاب مفيد و پر اثر است متن كامل آن را از نظرتان مي گذرانيم .
    ث به نظر شما كتاب اصلا مهم هست يا نه
    ما خواهان عزت و اعتلا وارتقاي جوانان عزيزمان هستيم به اين اميد كه در آينده از افراد نامور فاضل و عالم دانشور دانا و دانشمند و همگي از ارباب اهل قلم براي كشور جمهوري اسلامي ايران گردند و مدينه فاضله كاملي را تشكيل دهند. به حضور جوانان عزيز كشورمان اعم از دبيرستاني و دانشگاهي دختر خانم و آقا پسر بايد عرض كنم كه الان كه جوانيد و زمان كسب علوم و معارف شماست و سرمايه كسب علوم و معارف را دارا مي باشيد بايد همت بگماريد كه نهال وجود شريفتان ان شاالله شجره طيبه طوبايي شود كه وصف كردم . از الان مراقبت و مواظبت از خودتان را فراموش نكنيد و كشيك نفس بكشيد كه اين صنع الهي را كه وجود شريف شماست به دست هوي و هوس ندهيد و آن را تباه نكنيد. به جوانان عزيز بايد عرض كنم : در اين سنين جواني كتب سودمند مطالعه كنيد و از مطالب هرزه داستان هاي پليد و اشعار آلوده دوري جوييد.
    حديثي از اميرالمومنين (عليه السلام ) هست كه امام علي (عليه السلام ) در يكي از كوچه هاي كوفه در حين عبور جواني را ديد كه سرگرم خواندن تصنيف هاي هرزه است . آقا به آن جوان فرمود : اي جوان تو داري كتاب وجود خودت را با چه چيزهايي پر مي كني تصنيف هاي هرزه براي چه بايد در دفتر دل بنگاريد كه خيلي با ارزش است .
    دفتر حق است دل به حق بنگارش
    نيست روا پر نقوش باطله باشد
    چرا به جاي اشعار آلوده اشعار حكيمانه در دفتر دل نباشد چرا به جاي تصنيف هاي هرزه علوم معارف و فرهنگ قرآني و حقايق اسلامي در دفتر وجود انسان حك نشود از كوزه همان برون تراورد كه در اوست .
    آن كس كه سرمايه علمي دارد حرفش پخته قلمش سنگين و وزين و آثار وجوديش ارزشمند بوده و محيط بر زمان و مكان است و انساني است هميشگي . كتاب وجود انسان آن گوهر ماوراي طبيعت است كه نامش نفس ناطقه و روح و روان است . همان حقيقتي كه علوم و معارف هر چه در آن بريزند سعه وجودي و نورانيتش بيشتر مي شود گنجايشش نيز به مراتب بيشتر خواهد شد.
    قدر خود بشناس و مشمر سرسري
    خويش را كز هر چه گويم برتري
    آن كه دست قدرتش خاكت سرشت
    حرف حكمت بر دل پاكت نوشت
    شيخ الرئيس ابوعلي سينا رساله اي دارد كه همانند ديگر رساله هايش ارزشمند است به نام رساله « عهد » اين مرد بزرگ در آن رساله مي فرمايد : من عهد بسته ام با خدايم كه قصه هاي آلوده و افسانه هاي بيجا و غلط كه انسان را به انحراف مي كشاند و او را از خودش فراموشي مي دهد و از كمالش باز مي دارد مطالعه نكنم . افسانه هاي آلوده انسان را به لجن مي كشاند و باعث مي شود انسان قادر به زندگي در اجتماع نباشد. بدبو و متعفن مي شود و حتي از خودش بدش مي آيد و جامعه او را نمي پذيرد و حتي پدر و مادر و دودمانش از او فرار مي كنند. چرا جوان به تصنيفهاي هرزه و افسانه هاي پليد رو آورد
    انسان در اين قبيل نوشته ها به خيال خود دل خوش است نه به عقل . عقل از رمان هاي هرزه تبري مي جويد. انسان آن است كه عاقل باشد و زمام امورش در دست عقل نگه داشت .
    ث آيا كتاب در پي ريزي تمدن بشر نقشي دارد
    به عرض مي رسانم درباره اين سوال شريف شما يك جمله كوتاهي در آثار پيشينيان هست كه در مقام تعليم و تربيت از اهميت بسزايي برخوردار است . پيشينيان فرموده اند : « العلم صيد و الكتابه قيد » دانش صيد و شكار است و كتابت قيد و پابند آن دانش است علمي را كه انسان صيد و شكار كرده است بايد به قلم بياورد تا فراموش نشود.
    كتاب هاي وزين و سنگيني كه در جامعه ما و در كتابخانه هاي ما در رشته هاي گوناگون موجود است نتيجه تلاش و زحمات طاقت فرساي دانشمندان گذشته است . كساني كه علومشان را قيد كرده و به بند كشيده اند. اگر زحمات آنان نبود امروزه علوم و دانش به چنين پيشرفتي دست نمي يافت .
    حديثي از امام حسن مجتبي (عليه السلام ) هست كه وقتي آن حضرت براي چهارمين بار مسموم شدند و آثار زهر در جانشان رخنه كرد و كارگر شد و ديدند كه از اين نشاه ارتحال مي كنند. امام (عليه السلام ) چه كرد يكي از كارهاي آموزنده امام كه حجه الله است ـ و البته همه كارهاشان آموزنده براي تعليم بشر است ـ آن حضرت دستور دادند كه برادرزاده ها فرزندان خود و خردسالان دودمانش در منزل جمع گردند ( اين مطلب را يعقوبي در تاريخش ذكر كرده است ). و با اينها به گفت و شنود نشست و به آنها فرمود : شما امروز خردسالان اجتماع هستيد و در آينده پدر و مادر و رجال و نسا اجتماعيد از الان به فكر آينده خودتان باشيد كه اجتماع بعدي را شما بايد اداره كنيد.
    در ابتداي اين فرمايش ها به آنان فرمود : با خودتان دفتر و قلم همراه داشته باشيد و پيش دانشمندان كه مي رويد حرفهاي شان را هدر ندهيد حرف هايي را كه مي شنويد در دفترتان يادداشت نماييد كه يك روز به كارتان خواهد آمد.
    ث جامعه ما به چه موضوعاتي بيشتر نياز دارد
    جامعه ما به علوم گوناگون نياز دارد و آنچه را كه عقل و شرع امضا فرموده اند همه محترمند و بعد از علم دين كه علم انسان ساز است اجتماع به طبيب بازرگان معتبر و متدين و حافظان اجتماع نيازمند است . حافظان اجتماع كه همان ارتش باشند نگاهدارنده اجتماعي و سنگر مردمند و حافظ حد و مرز اجتماع هستند. قرآن كريم فرمود : ما براي سعادت بشر دو چيز فرستاديم ; يكي كتاب و ديگري آهن .
    در بعضي از تفاسير عنوان كرده اند كه عطف آهن بر كتاب چگونه عطفي است و چه ارتباطي بين آهن و كتاب وجود دارد كه اينها به هم عطف شدند نزول كتاب با « انزلنا الحديد فيه باس شديد » اين چه تناسبي با هم دارد بعد فهميدند كه حديد به معني شمشير است و استفاده از شمشير كار ارتش است . حديد نگاه دارنده نظام است . مگر جامعه اي بدون حديد پايدار مي شود « و لكم في القصاص حياه يا اولي الالباب »
    همچنين جامعه به صنايع و به دانشوران و آنچه را كه عقل و شرع براي تكامل اجتماع و براي حفظ مدينه فاضله اجازه فرموده اند نياز دارد.
    حضرت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله ) به اصحابشان فرمودند : از شما كساني باشند كه زبان بيگانگان را بياموزند تا نامه ها را بخوانند و بفهمند و حتي امر فرمودند كه زبان ديگر قبايل را ياد بگيرند چرا كه زبان هر طايفه اي نردباني است براي رسيدن به مقاصد آن طايفه .
    پس آنچه را كه جامعه براي نگهداري پيكره اجتماع و مدينه فاضله نياز دارد همه پسنديده است و نويسندگان ما نيز براي پروراندن آن حقايق بايد دست به قلم ببرند و اولين چيزي كه از اهميت بسزايي برخوردار است « آدم سازي » است . براي هر گروه بايد معارف و علوم اسلامي به همان نسبت براي شان به صورت كتاب نوشته شود و غذاي روحي شان به اندازه ظرفيت ادراكي شان باشد.
    كتاب به معني سفره غذاهاي معنوي انسان ها و به خصوص نسل جوان اجتماع است . لاجرم كتاب بايد انسان ساز بوده و در تشكيل مدينه فاضله نقش داشته باشد; و غرض و ايده نويسنده كتاب نشر بذر معارف در نفوس مستعد باشد. امام اميرالمومنين علي (عليه السلام ) دانشمندان را به زارع تشبيه فرموده است و دل هاي پذيراي معارف را به مزارعه چنانكه در نهج البلاغه فرموده است : « يحفظ الله بهم حججه و بيناته حتي بودعوها نظرائهم و يزرعوها قلوب اشباههم »
    آدمي محتاج است به تحصيل علوم معنوي و آشنايي با معاني كلمات كتاب هستي و فراگرفتن و حرف و آنچه كه وسايل و لوازم زندگي مدينه فاضله انساني بدان نيازمند است و موجب ترقي و تكامل تمدن بشري است . اين كتاب است كه بهترين سبب و وسيله براي رسيدن اين آرمانهاي ارزشمند دنيوي و اخروي است . بدين لحاظ كتاب در اجتماع موقعيت و اهميت بسزايي دارد و ارباب قلم نيز داراي وظيفه اي بسيار خطير و سنگين هستند. انسان بايد بكوشد تا خود كتاب و كتابخانه زنده باشد و به قول شمس مغربي :
    مرا به هيچ كتابي مكن حواله دگر
    كه من حقيقت خود را كتاب مي بينم
    اين مطلب بدين معني است كه علم و عمل در حقيقت جوهر انسان سازند و انسان آنچه را فرا گرفته و بدان عمل نموده است گوهر ذات او مي گردد. و به عبارت ديگر : علم و عمل خود سازنده وجود است . هر خردمند فرزانه بنگرد كه در شب و روز خودش را چگونه مي سازد. و اين مطلب وزين بر اصل استوار و پايدار اتحاد عقل و عاقل و معقول يعني علم و عالم و معلوم و هم اتحاد عمل و عامل و معمول است . چه اين كه عمل را دو روي است رويي با زمان و ماده است كه متصرم و منقضي است و رويي با ماوراي زمان و ماده و طبيعت است كه حقيقت گوهر انسان مي شود و هميشه باقي و برقرار است . لذا پيغمبر خاتم (صلي الله عليه و آله و سلم )به قيس بن عاصم فرمود : همه احوال و نشيب و فراز را كه در پيش داري آن عمل تو است . غرض اين كه مرد و زن بزرگوار اجتماع ما بايد بكوشند تا خود كتاب زنده جاودانه سودمند باشند كه جوهر ذات آنها به نور دانش فروغ گيرد. به قول حافظ شيرين سخن :
    گوهر معرفت آموز كه با خود ببري
    كه نصيب دگران است نصاب زر و سيم
    ث يك مقدار درباره آثار خودتان صحبت مي كنيد !
    اشعارم اعم از غزليات و قصايد و رباعيات و دوبيتيها و ترجيع بند و غيره به همان سبك و بحور عروضي اشعار شعراي پيشين است اگر چه خوشه چين خرمن انانيم و در كنار سفره آنها نشسته ايم . مثلا قصيده تائيه عربي ما به نام « ينبوع الحيات » كه از اهميت بسزايي برخوردار است و حاوي چهارصد و بيست و پنج بيت است به سبك تائيه معروف اين فارض سروده شده است بدين مطلع :
    بدات ببسم الله عين الحقيقه


    نطفت به في نشاه بعد نشاه
    و قصيده يائيه فارسي ما به نام « صحراويه » شامل يكصد و بيست و دو بيت به سبك قصيده يائيه معروف ميرفندرسكي سروده شده است بدين مطلع :
    گرنه كارت دلبري و غارت و يغماستي
    پس چرا اينسان جمال خويش را آراستي
    « دفتر دل » در ميان سرودهايم داراي شاني خاص است و آن به سبك گلشن راز عارف شبستري شامل نوزده بند به عدد حروف « بسم الله الرحمن الرحيم » سروده شده است . ديوان قسمتي از اشعارم كه بيش از چهار هزار بيت است يك بار به طبع رسيده است و طبع دوم آن با اضافه قريب به هزار بيت است .
    كار ديگر ادبي بنده تصحيح كتاب كليله و دمنه و ترجمه دو باب ديگر آن به همان سبك قلم نصرالله منشي است كه حقا در تصحيح اين كتاب و ترجمه آن دو باب زحمت بسيار كشيده ايم . كار ديگر ادبي بنده تصحيح گلستان سعدي است . و كار ديگرم تصحيح و تعليق « نصاب الصبيان » است كه نخستين اثر قلمي بنده و موشح به تفريظ استاد علامه شعراني است . هر يك از اين كتاب ها مكرر به طبق رسيده است . اثر علمي ديگرم كه آن را هم بايد در عداد كارهاي ادبي من محسوب داشت اعراب گذاري و تصحيح اصول كافي در دو جلد است كه مكرر به طبع رسيده است .
    ث به كدام يك از علوم علاقه بيشتري داريد
    طباع مختلف است فرمايشي شيخ الرئيس ابوعلي سينا در شفا دارد ايشان مي فرمايد : « مزاج معتدل از هيچ رشته اي انزجار پيدا نمي كند و خواهان همه رشته ها و علوم و معارف است » .
    انساني كه داراي اعتدال مزاج است از هيچ يك از رشته هاي علوم زده نمي شود بلكه خواهان علم است و مي خواهد همه چيز را بداند. بنده نيز به اندازه ظرفيت و قابليت خودم الحمدلله از هيچ رشته اي روي گردان نبودم و به آن مقدار كه برايم ميسور شده استقبال نموده ام . بحمدالله در همه اين رشته ها تاليف و تصنيف دارم و در مقابل اساتيد گرانقدري سالها زانو زدم و در رشته هايي چون فقه اصول رياضيات ادبيات فارسي عربي هيئت و نجوم حكمت عرفان طب حديث و به قول بعضي از آقايان در علوم غريبه در علم اوقاف حروف آلات رصدي و زيجات تاليفات گوناگون دارم .
    ث كدام يك از آثارتان را نسبت به تاليفات ديگر بهتر و بيشتر مي پسنديد
    بايد رشته ها را دسته بندي كرد. مثلا بنده چند اثر در علوم رياضي دارم كه از جمله « وقت و قبله و دروس هيئت » است . اين كتاب را چند بار در حوزه علميه تدريس نموده ام . در علوم عقلي تاليفات مختلفي دارم مانند « عيون مسائل النفس » كه 66 عين و شرح آنها مي باشد و در معرفت نفس است و كتاب « اتحاد عاقل به معقول » كه هر دوي اينها به عنوان كتاب سال شناخته شدند. يا از جنبه حديثي جلدين اصول كافي كه در اعراب گذاري آن زحمت زيادي كشيدم . همچنين در زمينه حديث پنج جلد شرح نهج البلاغه مي باشد كه از جنبه تاريخي و ادبي و تحقيقات اهميت زيادي دارد. كتاب « شرح فصوص قيصري » با تصحيح و حواشي بنده كه چند بار در حوزه درس گفته ام و الان مشغول چاپ آن هستند الهيات شفا نفس شفا با تصحيح و تعليقات بنده در دست طبع مي باشد و يا « كشف المراد » علامه حلي و « تذكره آغاز و انجام » خواجه نصيرالدين طوسي كه هر يك با تصحيح و شرح بنده تاكنون چند بار به طبع رسيده است . همچنين كتب ديگر كه يكي يا دو تا نيست و تا كنون هفتاد اثر به چاپ رسيده و همه كتب علمي و فكري است و با دقت و توجه نوشته شده است .
    ث آيا تا كنون دست به احياي آثار علمي علامه شعراني رحمه الله عليه زده ايد
    مختصري از آنها را به چاپ رسانده و بعضي از آنها را نيز تصحيح نموده ام . ان شا الله قصد دارم همه آثار و تاليفات ايشان را به صورت چند جلدي به طبع برسانم . در حال حاضر به تنظيم آنها اشتغال دارم .
    ث گويا حضرت عالي به زبان فرانسه نيز مسلط هستيد. درست است
    زبان هر قوم و فرقه اي نردبان رسيدن به معارف آن فرقه است . گفت : « دستم تهي است ورنه خريدار هر ششم » بنده سرنوشت تحصيلي خيلي پرحرفي دارم در غزلي راجع به خودم گفته ام :
    منم آن تشنه دانش كه گر دانش شود آتش
    مرا اندر دل آتش همي باشد نشيمنها
    اگر مقدورم بود تمام زبان هاي دنيا را فرا مي گرفتم . ما روي عشق و علاقه به زبان زمان مان كه « فرانسه » بود و در آن موقع بسيار رايج بود به فراگيري آن پرداختيم . استادمان علامه شعراني رحمه الله عليه زبان فرانسه اش بسيار قوي بود. كتب طبي را كه پيش ايشان مي خوانديم از جمله « تشريح » به زبان فرانسه بود. همين كتب طبي و كتب رياضيات و... باعث شد كه ما زبان فرانسه را دنبال كنيم . بنده كتب ارزشمندي به زبان فرانسوي دارم و آنها را مطالعه مي كنم .
    اگر دستم مي رسيد و با هزاران اگر ديگر مايل و علاقه مند بودم كه ديگر زبان ها را نيز فرا بگيرم و از هيچ علمي و زباني انزجار ندارم . همان طوري كه شيخ الرئيس فرمود : افرادي كه اعتدال مزاج دارند انزجار برايشان پيش نمي آيد. شاكرم خداي سبحان را كه بنده نيز چنينم .
    ث چه توصيه اي براي خوانندگان نويسندگان و ناشران داريد
    هفته كتاب در حقيقت تجديد عهد و تذكره و يادآوري براي احياي كتاب فرهنگ علوم معارف و آشنايي با علم و عالم است . اين اسم گذاري ها كه ايام خاصي را براي اينگونه كمالات انساني و اسباب و علل مدينه فاضله شدن اجتماع قرار داده اند. در حقيقت به لحاظ اهميت مقصود و مطلوب است كه در سال يك هفته را به نام هفته ي كتاب قرار داده اند تا يك هشدار تذكره تاكيد تشديد و تشويق براي نفوس مستعد باشد و انسان غذاي روحي و معنوي خودش را فراموش نكند. چون در عالم طبيعت داعي فراوان است و به سوي خود مي كشاند به همين دليل بايد يك منبهي و متذكري باشد كه به انسان توجه بدهد. از اصل غافل نشويد خودتان را فراموش نكنيد طوري نباشد كه خانه اي ساخته و پرداخته و مجلل و زيبا داشته باشيد اما درون خانه يك مردار متعفن و بدبويي افتاده باشد.
    آناني كه به دنبال طبيعت مي روند و فقط آن را آرايش مي كنند و ظاهر خودشان را زينت مي كنند و به دنبال ماديات هستند. اينان خودشان و حقيقت شان را فراموش كرده اند. هفته كتاب يك آگاهي و تنبه است براي اشخاصي كه آن باطن اصل و مغز را فراموش نكنند و فقط قشر را زينت نكرده و نپرورانند. به قول شيخ اجل سعدي « خط زشت را با آب طلا نوشتن » شخصي كه تعليم خط نديده آب طلا دليل بر ممتاز بودن خط او نيست خط را شاني است و صاحب خط را شاني ديگر.
    جوانان ما بايد بدانند كه صورت زيباي ظاهر نعمت الهي است . داشتن چشم اندام اعضا و جوارح سالم از نعمات الهي است . ولي به اقتضاي آمد و شد شب و روز اين نهال پير خواهد شد. اميرالمومنين حضرت علي عليه السلام فرمودند : همان طوري كه روز و شب از شما مي گيرند شما نيز از شب و روز بگيريد. يعني شب و روز كه بر شما مي گذرد و مقداري از ريسمان عمر را كوتاه مي كند. شما هم از اين شب و روز بگيريد و ببينيد امروز كه از شما گذشت چه اندوختيد و چه داريد. صورت و ظاهر اين روز گذشته شما بنگريد در معنا چه داري و چه كسب نموده ايد. به قول عارف رومي :
    روزها گر رفت گو رو باك نيست
    تو بمان اي آن كه چون تو پاك نيست
    حالا كه روز تو سپري شد جان تو سر تو علم و كمالات و حقايق آن سويي تو بماند. در لغت عرب دو واژه « غبن » داريم و « غبن » . غبن زيان در زرها است و غبن در رايها. كسي كه زيان مالي كرد مغبون است (مشتق از غبن ) و كسي كه زيان معنوي كرد مغبون است (مشتق از غبن ). غبن و غبن با هم تفاوت دارند; غبن ضرر در مال است و غبببن ضرر در علم و معارف است .
    اميرالمومنين عليه السلام فرمود : « من ساوي يوما فهو مغبون » كسي كه دو روزش يكسان باشد مغبون است . يعني ضرر معنوي كرده است . جواني كه ديروز و امروزش در سرمايه علوم و معارف يكسان باشد خودش را ارزان فروخته است تا چه رسد كه خداي ناخواسته به قهقرا برود يعني امروزش بدتر از ديروزش باشد اين ديگر بدا به حالش .
    اميدواريم اين نامگذاريها يادآوريها كه دلسوزان اجتماع براي تنبه و آگاهي دادن به اجتماع انجام مي دهند افراد اجتماع نيز فايده ببرند و برايشان مايه هشياري باشد. زينت طاقچه شان كتاب باشد نه مجسمه سگ و گربه .
    انسان عاشق عالم عارف خواهان علوم و معارف كتابخانه دارد. زينت طاقچه اش كتاب است نه مجسمه ! مجسمه به چه كارش مي آيد. چيزي را بخواهيد كه برايتان پاينده است .
    ث و دست آخر اينكه فكر مي كنيد چرا تيراژ كتابها در كشور پر جمعيت ما پائين است
    ان شا الله كه فرهنگ توسعه پيدا مي كند همان طوري كه امروزه نيز شاهد پيشرفت معلوم و معارف هستيم . به همت والاي معلمان و اساتيد حوزه ها و دانشگاه ها و مدارس و مربياني كه در اجتماع هستند فرهنگ كتابخواني توسعه بيشتري پيدا خواهد كرد و تيراژ از سه هزار به سيصد هزار و بالاتر مي رسد.
    البته بعضي كتابها سبك هستند و مطالبشان ساده است و طبعا مشتري بيشتري دارند اما برخي كتابها سنگين مي باشند و قهرا مشتري كمتري نيز خواهد داشت . در مورد كتابهايي كه از نظر مطالب سنگين هستند بايد گفت : « رخش مي بايد تن رستم كشد » آنها چون غذاها و لقمه هاي سنگين علوم و معارف در سطح بالاتري هستند. بايد بالا آمد و زحمت كشيد جوانان اجتماع را به سوي تعالي عروج داد تا ان شاالله در جامعه كتب علمي بيشتر شوند و نويسندگان و ناشرين بازارشان گرمتر و رايج تر گردد.
    با تشكر از حضرت عالي كه اين وقت را در اختيار ما قرار داديد.
    منبع : كتاب نيوز
    آنچه را كه جامعه براي نگهداري اجتماع و مدينه فاضله نياز دارد همه پسنديده است و نويسندگان ما نيز براي پروراندن آن حقايق بايد دست به قلم ببرند و اولين چيزي كه از اهميت بسزايي برخوردار است آدم سازي است
    انساني كه داراي اعتدال مزاج است از هيچ يك از رشته هاي علوم زده نمي شود بلكه خواهان علم است و مي خواهد همه چيز را بداند
    انسان عاشق عالم عارف خواهان علوم و معارف كتابخانه دارد. زينت طاقچه اش كتاب است نه مجسمه ! مجسمه به چه كارش مي آيد. چيزي را بخواهيد كه برايتان پاينده است