روزنامه جمهوري اسلامي 30/08/1385 صفحه سياسي

  • تاراج ميراث ملي ايران توسط اسرائيلي ها
  • سياست اسرائيل در قبال برنامه هسته اي ايران
  • *****
    تاراج ميراث ملي ايران توسط اسرائيلي ها


  • « ...اسرائيل به صورت يكي از مراكز بين المللي خريد و فروش آثار باستاني ايران درآمده است به همين علت تجار خارجي عقيده دارند كه آثار باستاني ايران را مي توان به قيمت مناسب در اسرائيل خريداري كرد . در دو سال اخير حدود 2000 ظرف سفالي املش به اسرائيل آورده شده و موزه هاي بزرگ فرانسه انگلستان و آمريكا و موزه هاي بسيار ديگر مساعي فراواني براي جمع آوري اين آثار به كار بسته اند... »
    قسمتهائي از گزارش روزنامه « داوار » چاپ اسرائيل ـ 15 آذر 1342
    يكي از زواياي پنهان روابط ايران و اسرائيل و درواقع يكي از نتايج حضور جدي اسرائيلي ها در ايران تاراج ملي ايران بود كه به واقع هيچ نامي غير از تاراج نمي توان بر آن نهاد. جالب اين است كه اين مساله در دوره اقتدار حكومت باستان پرست پهلوي اتفاق افتاده است . آثار باستاني و اشيا عتيقه ايراني در ميزان و حجم بسيار زياد به اسرائيل منتقل مي شد در مجموعه هاي خصوصي نگهداري مي گرديد يا به موزه هاي اسرائيلي ارائه شده و به نمايش در مي آمدند و يا توسط بعضي افراد به موزه هاي بزرگ جهان منتقل مي شدند. مطلبي كه در يكي از نشريات اسرائيلي به چاپ رسيد تاسف هر ايراني را بر مي انگيزد : « اسرائيل به صورت يكي از مراكز بين المللي خريد و فروش آثار باستاني ايران درآمده است . به همين علت تجار خارجي عقيده دارند كه آثار باستاني ايراني را مي توان به قيمت مناسب در اسرائيل خريداري نمود... طي دو سال اخير در حدود 2000 ظرف سفالي املش به اسرائيل وارد شده و اين مقدار 80 درصد كليه آثار املش را كه به معرض فروش گذارده شده تشكيل مي دهد. ولي بسيار جاي تاسف است كه آثار مزبور از كشور خارج مي شود و ما اين موقعيت بزرگ را براي گردآوري يك مجموعه عالي هنري از دست مي دهيم در حالي كه موزه هاي بزرگ فرانسه انگلستان و آمريكا و نيز موزه هاي بسيار ديگر مساعي فراواني براي خريد آثار املش به كار مي برند . » 1 چنانچه ملاحظه شد دردرون اسرائيل نيز از خروج اشيا باستاني ايران از اسرائيل اظهار تاسف شده اما در داخل ايران يا به دليل بي خبري يا بي توجهي هيچ عكس العملي ديده نشده است .
    يكي از افرادي كه نقش مهمي در انتقال آثار باستاني ايران به اسرائيل داشت شخصي بود به نام ايوب ربانو . وي در طي 45 سال تقريبا در تمام نقاط ايران دست به عمليات حفاري زد و بزرگترين مجموعه آثار باستاني ايران را گردآورد كه برخي از آثار آن در جهان بي نظير بوده و ارزش آن مجموعه به 4 5 ميليون ليره اسرائيلي مي رسيد . 2
    موزه بتصئيل اسرائيل مجموعه آثار ايراني را به نمايش مي گذاشت در موزه مزبور آثار ايران مربوط به دوره اي شامل قرن چهارم قبل از ميلاد تا نيمه قرن 18 بوده است . اين مجموعه شامل ظروف سراميك برنز ظروف مذهبي آلات جنگي ظروف نقره و طلا از دوره هخامنشي و ساساني و نيز آثار زيادي از دوره اسلامي بود . 3
    در گزارشي كه از نمايندگي ايران در تل آويو در سال 1344 در مورد كلكسيون ايراني موجود در موزه اسرائيل ارسال شده آمده است : « كلكسيون مربوط به هنر ايراني در موزه اسرائيل در نوع خود يكي از مهمترين كلكسيونهاي جهان مي باشد. به عقيده كارشناسان ارزش آن سه ميليون دلار است . در اين كلكسيون آثاري وجود دارد كه بهايي براي آنها نمي توان تعيين كرد زيرا در جهان منحصر به فرد مي باشند... در ظرف دو سال كلكسيوني كه در اورشليم متمركز گرديد شامل آثاري 3000 ساله از دوران ماقبل تاريخ تا قرن شانزدهم بود ... » 4
    در سال 1345 نمايشگاهي از آثار باستاني ايران از طرف محسن فروغي 5 در اسرائيل برگزار شد . اين نمايشگاه شامل لوازم شكار و مجسمه هاي سفالي بود كه قدمت آنها به هزاران سال بالغ مي شد. تعداد اين آثار 300 عدد بوده و در يكي از موزه هاي اسرائيل به نمايش گذاشته شد . وي از اينكه توانسته بود پس از 2500 سال از انتشار منشور كوروش از وي پيروي كند اظهار سربلندي و افتخار كرده بود . 6
    ميزان اشيا عتيقه و باستاني ايران در اسرائيل و به ويژه در موزه ملي بتصئيل در حدي بود كه مدير اين موزه طي نامه اي كه تسليم نمايندگي ايران در تل آويو نمود درخواست كرد كه دو تن از افرادي كه در اصلاح و تعمير آثار باستاني ايران تخصص دارند به اسرائيل اعزام شوند و خواستار آن شده كه اين امر در آينده اي نزديك انجام شود . 7
    برگزاري نمايشگاه هاي متعدد از اشيا باستاني ايران در اسرائيل توجه بعضي از مقامات حكومتي را به خود جلب كرد و البته اين مساله فقط در حد جلب توجه باقي ماند . براي مثال در سوم بهمن 1347 وزير خارجه (اردشير زاهدي ) طي نامه اي به وزارت فرهنگ و هنر با اشاره به نمايش بعضي اشيا باستاني ايران در موزه اسرائيل مي نويسد : « در مورد نحوه خروج اين اشيا از ايران اطلاعي در دست نيست ولي مرتبا در چمدان هاي يهودياني كه به اسرائيل مي روند اشيا عتيقه ايراني بخصوص نسخ خطي كتب مختلف مخفي شده و بدون جلوگيري پليس وارد اسرائيل مي شود ... » 8 اين سند نشان دهنده اوج بي خبري و بي توجهي مقامات حكومت در قبال ميراث ملي ايران مي باشد.
    يكي ديگر از افرادي كه نقش بسيار فعال و مرموزي در زمينه سرقت اشيا عتيقه از ا يران به اسرائيل داشت يعقوب نيمرودي وابسته نظامي اسرائيل در ايران بود. در كتاب ظهور و سقوط سلطنت پهلوي درباره نيمرودي چنين آمده است : « يعقوب نيمرودي ماموريت خود را در ايران به پايان رسانيد ولي باكتري ايراني به او سرايت كرد. خانه او در ساريون با قالي ها و نقاشي ها و ساير آثار هنري « ايراني » دقيقا شبيه خانه اي است كه در ايران در آن سكونت داشت . در اين خانه فضاي خاصي وجود دارد و آن اطاقي است كه به سبك اصفهان تزئين شده و سراسر آن با آثار ايراني تزئين شده است . هر شخصيت ايراني كه براي بازديد به اسرائيل مي آيد و در اين اطاق از او پذيرايي مي شود خود را در خانه خود احساس مي كند. گنج واقعي در خانه آقاي نيمرودي كلكسيون آثار باستاني و به ويژه ظروف سفاليني از املش متعلق به 3000 سال قبل از ميلاد همچنين آثار باستاني دوره اسلامي (700 سال قبل ) وجود دارد. بدون شك خانه نيمرودي يك مركز فرهنگي و هنر اصيل ايراني محسوب مي شود كه آثار آن طي سالها تلاش خريداري شده (!) » 9
    يعقوب نيمرودي تا آخرين ماههاي سلطنت پهلوي با حمايت موساد محموله هاي « سري » خود را از مرزهاي ايران عبور مي داده است . طبق اسناد موجود بخش عظيمي از اين محموله ها آثار باستاني و اشيا عتيقه اي بوده كه توسط نيمرودي و سرويس جاسوسي اسرائيل از ايران به سرقت مي رفت . عملكرد نيمرودي در ايران بخشي از يك شبكه وسيع بين المللي بود كه به قاچاق آثار باستاني و هنري براي روچيلدها مي پرداخته است . 10
    در تاريخ 1357 1 27 اداره كل هشتم ساواك به رياست ساواك چنين گزارشي داد : « در تاريخ 2537 1 14 از سرويس مركزي اسرائيل در تل آويو شخصي به نام اورهام پير تلفني با منزل روبن مرخاو رابط سرويس زيتون تماس گرفت و اظهار داشت : شخصي به نام يعقوب نيمرودي كه قبلا در تهران بوده ولي اكنون ميليونر است امروز مي خواهد پيش ما (به اسرائيل ) بيايد و با خودش چيزهايي دارد كه ما نمي خواهيم با آنها اين طرف و آن طرف بگردد و كاري كنيد كه او راحت از تهران خارج شود. رابط سرويس در جواب از مافوق خود آقاي پير پرسيد كه يعقوب نيمرودي با چه گذرنامه اي و ويزايي وارد شده است و آنگاه گفت : هواپيماي ال عال يك ساعت و نيم ديگر پرواز مي كند چرا موضوع را قبلا و همان موقع كه به او گذرنامه داده ايد اعلام نكرده ايد زيرا تلفني نمي شود در اين باره اقدام كرد ... » . 11
    به نقل از : ايران و تحولات فلسطين علي اكبر ولايتي مركز اسناد و خدمات پژوهشي وزارت امور خارجه ص 224 ـ 228
    پي نويس ها :
    1 ـ نشريه داوار هفتگي مورخ 1963 12 6 چاپ تل آويو بايگاني وزارت امور خارجه سال 43 ـ 1340 كارتن 5 پرونده .34
    2 ـ هاآرتص مورخ 65 1 1 بايگاني وزارت امور خارجه سال 1343 كارتن 5 پرونده .30
    3 ـ همان سند .
    4 ـ گزارش 1615 مورخ 1344 9 28 از صادق صدريه (تل آويو) به وزارت امور خارجه سال 49 ـ1338 كارتن 5 پرونده .39
    5 ـ پرونده .39
    6 ـ گزارش شماره 1672 مورخ 45 8 15 از صادق صدر به وزارت خارجه به نقل از روزنامه يديعوت آخرونوت 66 10 25 نمايندگي تل آويو سال 49 ـ 1338 كارتن 8 پرونده .56
    7 ـ نامه كارل كاتص مدير موزه ملي بتصئيل به صادق صدريه مورخ 1964 2 20 نمايندگي تل آويو سال 43 ـ 1334 كارتن 5 پرونده .34
    8 ـ گزارش شماره 9 م محرمانه مورخ 47 11 3 از وزير خارجه به وزارت فرهنگ و هنر نمايندگي برن 2 سال 54 ـ 1350 كارتن 69 پرونده .26
    9 ـ ظهور و سقوط سلطنت پهلوي خاطرات فردوست جلد 2 صفحه 129 به نقل از مجله هاعولام مورخ .1357 2 27
    10 ـ ظهور و سقوط صفحه 129 ـ .128
    11 ـ همان منبع صفحه .128
    منبع : ماهنامه دوران شماره 8
    يكي از افرادي كه نقش مهمي در انتقال آثار باستاني ايران به اسرائيل داشت شخصي بود به نام ايوب ربانو. وي در طي 45 سال تقريبا در تمام نقاط ايران دست به عمليات حفاري زد و بزرگترين مجموعه آثار باستاني ايران را گردآورد كه برخي از آثار آن در جهان بي نظير بوده است
    يكي ديگر از افرادي كه نقش بسيار فعال و مرموزي در زمينه سرقت اشيا عتيقه از ايران به اسرائيل داشت « يعقوب نيمرود » وابسته نظامي اسرائيل در ايران بود. اين شخص تا آخرين ماه هاي سلطنت پهلوي با حمايت موساد محموله هاي « سري » خود را از مرزهاي ايران عبور مي داده است . طبق اسناد موجود بخش عظيمي از اين محموله ها آثار باستاني و اشيا عتيقه اي بوده است كه توسط نيمرودي و سرويس جاسوسي اسرائيل از ايران به سرقت مي رفت

  • *****
    سياست اسرائيل در قبال برنامه هسته اي ايران


  • ناصر حضي نيا
    اشاره :
    وزارت تحقيقات و صنعت آلمان غربي هنگامي كه در تيرماه 1355 براي تاسيس نيروگاه اتمي بوشهر به عنوان نخستين نيروگاه اتمي ايران با دولت پهلوي موافقت نامه امضا كرد ديگر دولتهاي غربي و اسرائيل نه تنها باآن فعاليت نكردند بلكه تلاش كردند كه خود نيز در اين زمينه سهمي داشته باشند . در اين راستا بود كه آمريكا در 22 مرداد 56 و فرانسه و 56 به منظور پيشبرد برنامه هاي هسته اي ايران با اين كشور وارد مذاكره شدند. اما با پيروزي انقلاب در سال 57 به علت مخالفت غربي ها با انقلاب اسلامي اين روند متوقف گرديده و كارشكني در برنامه هاي هسته اي ايران از سوي آنها شروع شد. به طوري كه امروزه همين دولتها يعني آمريكا اروپا و رژيم صهيونيستي سه ضلع فشار سياسي عليه برنامه هاي هسته اي ايران را تشكيل مي دهند. در اين مقاله سعي گرديده است صرفا سياست رژيم صهيونيستي را پيرامون برنامه هسته اي ايران مورد بررسي قرار گيرد.
    رژيم صهيونيستي خود ششمين كشور جهان است كه به سلاح هسته اي مجهز شده است به نظر مي رسد كه مهمترين هدف اين رژيم از كسب چنين تسليحاتي بر هم زدن قوا در منطقه خاورميانه به سود خويش باشد. بنابراين مي توان گفت كه برنامه هسته اي اسرائيل به عنوان مهمترين عامل بقا و حفظ اسرائيل و بازدارندگي طراحي شده است . به طوري كه « بن گورين » بعنوان اصلي ترين چهره صهيونيستي در پايه گذاري سياست هسته اي اسرائيل توان سلاح هسته اي را عامل حفاظت وبقا اسرائيل ميداند . (1 )
    با اين حال در اسرائيل اين همرايي وجود دارد كه دستيابي جمهوري اسلامي ايران به سلاح هسته اي مي تواند امنيت ملي اسرائيل را به خطر اندازد. در مقابل برنامه هسته اي ايران رهبران نظامي اسرائيل ديدگاههاي تند دارند و برآنند كه اسرائيل نخستين هدف جمهوري اسلامي ايران خواهد بود و اظهار نگراني مي كنند كه در صورت دستيابي ايران به جنگ افزار هسته اي مسابقه تسليحاتي باقاهره دمشق و حتي تركيه آغاز شود . (2 )
    تحليل گران غربي و اسرائيلي تا پيش از حمله آمريكا به عراق نيروي نظامي وعراق را مهمترين انگيزه ايران براي دستيابي به توان هسته اي مي دانستند و بر اين باور بودند كه عراق چالش امنيتي مهمي براي ايران است . اما بعد از حمله آمريكا به عراق سران و تصميم گيرندگان رژيم صهيونيستي تهديد جمهوري اسلامي ايران رابسيار جدي دانسته و اعلام كردندكه ايران در حال رسيدن به نقطه غيرقابل بازگشت در كسب فناوري هسته اي است . اين در حالي است كه مقامات رسمي ايران ايران بارها اعلام كرده اند كه ما صرفا بدنبال فناوري هسته اي هستيم نه سلاح هسته اي و رهبر جمهوري اسلامي ايران نيز در تاييد صلح آميز بودن برنامه هسته اي ايران گفته اند كه جمهوري اسلامي و ملت ايران بر اساس منطق اسلام به دنبال بمب اتم نبوده و نيستند . (3 ) به نظر مي رسد كه بزرگ نمايي توان و برنامه هاي هسته اي جمهوري اسلامي ايران از سوي صهيونيست ها در واقع به منظور كسب حمايت گسترده تر از سوي جامعه جهاني توجيه برنامه ها و گسترش توان نظامي متعارف و غير متعارف هسته اي شيميايي ميكروبي اين رژيم و جلب حمايت هاي نظامي و تسليحاتي بيشتر از سوي آمريكا و بهره مند شدن از چتر حمايتي آنها صورت مي گيرد . (4 ) در حقيقت راهبرد رژيم صهيوينستي در قبال تحديد ايران و برنامه هاي هسته اي آن مشتمل بر چند بخش است :
    1 ـ تلاشهاي ديپلماتيك
    2 ـ تغيير سياستهاي دفاعي و تامين تجهيزات لازم براي مقابله با نقاط قوت ايران
    3 ـ حمله پيشگيرانه به تاسيسات هسته اي ايران
    4 ـ سياست ارعاب و اخطار و بزرگنمايي قابليت هاي نظامي ايران
    رهبران رژيم صهيونيستي همواره كوشيده اند تا با بهبود روابط خود با كشورهاي همسايه و اسلامي ايران را منزوي كنند به طوري كه حضور آنها در عراق بعد از صدام علاوه بر آن كه امكان نصب تاسيسات جاسوسي در مناطق نزديك با مرزهاي ايران را به آن ها مي دهد بلكه ممكن است باعث نفوذ برخي از عناصر وابسته به موساد براي خرابكاري تاسيسات هسته اي ايران نيز گردد . (5 ) هنگامي كه اين رژيم در سال 1981 نيروگاه هسته اي « اوزيراك » عراق را بمباران كرد در واقع با اين عمل خود ثابت كرد كه قصد دارد تنها قدرت هسته اي منطقه باشد. اما راهبرد حمله پيشگيرانه اسرائيل در مورد ايران كار ساده اي نخواهد بود زيرا ايران بر عكس عراق به نظر مي رسد كه با توجه به توان بالاي خود مي تواند به آن پاسخ قاطع دهد به طوري كه رهبر انقلاب اسلامي صريح ترين و قاطع ترين پاسخ به تهديدات رژيم صهيونيستي را اينگونه بيان مي كنند « جمهوري اسلامي ايران بر سر منافع ملت و كشور با هيچكس در دنيا معامله نمي كند و اگر متجاوزي منافع علمي طبيعي انساني و فناوري را در داخل ايران مورد تعرض قرار دهد ملت ايران دست او را بي درنگ قطع خواهد كرد و منافع آن متجاوز را در هر نقطه دنيا كه باشد به خطر خواهد انداخت . » (6 )
    دكتر پيروز مجتهدزاده استاد دانشگاه احتمال عملي شدن راهبرد حمله پيشگيرانه رژيم صهيونيستي بر تاسيسات هسته اي ايران را « صفردر صد » دانسته و معتقد است كه « تا سه سال پيش اين احتمال ممكن بود ولي امروز به طور مطلق اين امكان وجود ندارد اگر چنين امكاني وجود داشت آمريكاخود دراين امر پيش دستي مي كرد و اسرائيل را تنها نمي گذاشت . اما امروز ما مي بينيم كه رژيم صهيونيستي تنهاست وحتي خود بوش مخالف اين عمل اسرائيل است . » (7 )
    بنابراين رژيم صهيونيستي اكنون خوب مي داند كه حمله پيشگيرانه آن بر تاسيسات هسته اي ايران براي آن رژيم در حكم يك خودكشي خواهد بود. بر اين اساس سران آن رژيم همواره سعي كرده اند كه در اين زمينه آمريكاييها با گروهي از كشورها دست به كار شوند اما آمريكاييها بارها اعلام كرده اند كه پيش دستي آخرين چاره آن هم در شرايط بحراني است .بااين همه در اين مورد تردد نيست كه پشتيباني آمريكا از برنامه هاي هسته اي اسرائيل نشان دهنده رفتار دو گانه آمريكا در سياستهاي خاورميانه اي آن است . آمريكا مدعي است كه خواهان خاورميانه خالي از سلاح هسته اي است ولي در اين زمينه اسرائيل را كنار مي گذارد و اين گونه اي از آپاتايد هسته اي است . (8 )
    منابع
    1 ـ محمدي هادي سلاح هسته اي اسرائيل فصلنامه مطالعات سياسي شماره 12 تابستان 83
    2 ـ حسيني سيد مهدي پيامدها و برنامه هسته اي ايران در روابط ايران و آمريكا اطلاعات سياسي اقتصادي شماره 34 آذر و دي 83
    3 ـ جواني يدالله فناوري هسته اي و مواضع اصولي رهبر معظم انقلاب اسلامي فصلنامه مطالعات سياسي شماره 12 تابستان 83
    .4 اشكوري سيدعبدالمجيد ايران اتمي قم نشرهاي غدير 1383
    .5 پورحسن ناصر روابط عراق و اسرائيل چالش هاي پيش روي ايران ماهنامه اطلاعات راهبردي شماره 16 شهريور 83
    .6 منبع شماره 3
    .7 دانيالي سياوش چالش هاي هسته اي جمهوري اسلامي ايران ماهنامه خليج فارس و امنيت شماره .48 آبان 83