روزنامه جمهوري اسلامي 30/08/1385 صفحه مقالات
*****
مجموعه مقالات سياسي دكتر حسن سبحاني منتشر شد




  • « سنابرق » مجموعه مقالات سياسي دكترحسن سبحاني در 400 صفحه منتشر شد.
    اين مجموعه كه شامل 88 مقاله از نوشته هاي دكترحسن سبحاني استاد دانشگاه نماينده مجلس و عضو كميسيون اقتصاد و برنامه ريزي است اخيرا توسط انتشارات سروش به چاپ رسيده است .
    نويسنده در مقدمه اين كتاب مي نويسد : وقتي براي دومين بار از طرف مردم فهيم دامغان جهت تصدي نمايندگي مجلس شوراي اسلامي انتخاب شدم و به مجلس ششم راه يافتم تصوري از شرايط مجلس و اوضاع و احوال سياسي كشور داشتم كه با آنچه در عمل و در طول چهار سال عمر اين مجلس اتفاق افتاد فاصله زيادي داشت ليكن همان تصور كافي بود تا عزم را براي انجام كاري مستمر و معطوف به شرايط روز و البته در مجرائي معتبر و صحيح جزم نمايد و چنين هم شد. بدين معني كه من به عنوان فردي كه هيچ تعلق جناحي و گروهي به دستجات و احزاب و جناحهاي سياسي كشور نداشته و هنوز هم ندارم مي بايد در درون مجلسي ايفاي نقش نمايندگي را مي كردم كه اكثريت بسيار قاطعي از آن (حدود 220 نفر) از يك جناح سياسي موسوم به دوم خرداد بود و اقليتي ـ حدود هفتاد نفر ـ هم جز جناح سياسي ديگري بودند كه اقليت مجلس ششم را تشكيل مي دادند. البته همواره و در هر مجلسي كساني هستند كه مستقل از جناحها عمل مي نمايند ليكن در تقسيم بنديها معمولا براي آنان ردپايي گذاشته نمي شود و بخصوص از ديد كساني كه به اصطلاح تحليل اوضاع سياسي را مي كنند افراد سياسي يا راست هستند و يا چپ و جز اين دو هم مقوله ديگري معني ندارد. مع هذا به خوبي متوجه بودم كه روزگار و ايام سختي را در پيش روي خواهم داشت زيرا از يك طرف به طور بين و آشكار نمي توانستم با بسياري از مواضع و رويكردهاي اكثريت مجلس به مسائل كشور موافقت داشته باشم و از سوي ديگر با اقليتي مواجه بودم كه به هر دليلي انگيزه كار مجلسي نداشت منظور من از كار مجلسي آن است كه به طور فعال در بررسي طرحها و لوايح شركت نمي كرد (به جز در موارد استثنا) در تذكر و سئوال و تحقيق و تفحص و فعاليت در كميسيونها و تلاش براي ارائه پيشنهادهايي كه طرحها و لوايح مطروحه را ارتقا سطح دهد فعاليت درخوري نداشت و لذا مي دانستم كه خودم بايد با توكل به عنايت پروردگار و به اتكا تلاش فردي كار را در محيطي به پيش ببرم كه فقط كار جمعي در آن به نتيجه خواهد رسيد و نمي توان با فعاليتهاي انفرادي ـ ولو بسيار زياد ـ نتايج قابل توجهي را بدست آورد. چنين چشم اندازي از مجلس ششم در همان ابتداي امر ذهن مرا معطوف به آن كرد كه اظهارنظرهاي سياسي در امور و در مسائل مطروحه در كشور را به جز در مواردي كه از بيان آن در جلسات علني مجلس گريزي نيست و وظيفه ملي و تاريخي من ايجاب مي كند كه آن را در مجلس ـ حتي به نيت ثبت در تاريخ ـ بيان نمايم از طريق تحرير مقالاتي در يكي از روزنامه هاي كشور به انجام برسانم . اين شيوه ضمن اينكه من را درگير جدلهاي عمدتا بي حاصل سياسي و جناحي موجود در مجلس ششم نمي كرد در عين حال فرصتي را فراهم مي ساخت كه از طريق آن با افكار عمومي صحبت كنم و در خصوص بيان ذهنيتها و واقعيات حاكم بر امور سياسي كشور به سهم خود تنوير افكار نمايم .
    انتخاب روزنامه اي كه بتوانم در آن بطور مستقل و بدون اينكه مجبور به خودسانسوري باشم و يا سياستهاي خاصي را پيروي كنم كار ساده اي نبود هرچند روزنامه هاي بسياري وجود داشتند ليكن هركدام محدوديتهايي را ايجاد مي كردند و حتي از ميان آنها كه وابسته به حزب و ارگان سياسي و جناحي معيني نبودند هم نمي توانستم انتظار داشته باشم كه بدون محدوديت مقاله هايم را در باب امور سياسي كشور چاپ نمايند. درست بخاطر دارم به درخواست مدير سرويس اقتصاد يكي از روزنامه هاي مشهور كشور سلسله مقالاتي را بطور هفتگي در آن روزنامه منتشر كردم و با اينكه موضوعات مطروحه هم فقط در زمينه مسائل اقتصادي بود بعد از هفت هفته متوجه شدم چاپ مقالات ارسالي متوقف شد و چون زمان توقف به وضعيت غيرعادي رسيد در تماسي كه خودم برقرار كردم به من گفته شد كه مدير روزنامه خواهان توقف نوشتن مقاله از طرف شما براي روزنامه ديگري كه در آن قلم مي زنيد شده است تا بتوانيم بعد از آن مقالات شما را (علي رغم اينكه به درخواست خودشان آنها را مي نوشتم ) در روزنامه چاپ كنيم چون اين بيان در فضاي سياسي سال 1379 خيلي عجيب بنظر مي رسيد و بخصوص مديران روزنامه اي كه چنين شرطي را گذاشته بودند جز كساني تلقي مي شدند كه مدعي بودند به آزادي نشر و بيان اعتقاد دارند براي كنترل اوضاع و اطلاع از كم و كيف موضوع و رسيدن به اين يقين كه چنين مطلبي را مدير مسئول گفته است با وي كه از دوستان سابق خودم هم بود تماس گرفتم و گفتم كه چنين مطلبي را شنيده ام ولي باور نمي كنم ايشان گفت اين مطلب درست است و ما گفتيم « براي اينكه از تمام وقت شما در روزنامه خودمان استفاده كنيم بهتر است براي ديگران ننويسيد! » بهرحال در چنين فضاي سنگيني من روزنامه « جمهوري اسلامي » را انتخاب كردم و پس از طرح موضوع با مديرمحترم مسئول آن و استقبالي كه شد مقالات خود را در خصوص مسائل سياسي كشور در آن روزنامه بچاپ رسانيدم و اكنون گواهي مي دهم كه مسئولين اين روزنامه حتي يك كلمه براي نوع نوشته ها و اظهارنظرهايم شرط نگذاشتند و آنها را با كمال صداقت وعنايت بچاپ رسانيدند و جا دارد در همين جا مراتب تقدير و تشكر صميمانه خودم را تقديم كاركنان آن روزنامه و بخصوص مدير مسئول محترم آن حضرت حجت الاسلام والمسلمين جناب آقاي مسيح مهاجري نمايم .
    عناوين موضوعاتي كه در روزنامه منتشر مي شد با توجه به موضوعات و مطالبي بود كه عمدتا در مجلس و يا در فضاي سياسي كشور وجود داشت و من سعي داشتم فارغ از ديدگاههاي سياسي كه در بيان مطالب موج مي زد گرد وغبار از چهره حوادث و پديده ها كنار بزنم و براي كمك به فهم و تحليل آنها معيارها و ملاكهايي را به خواننده مقالات ارائه كنم . به عبارت ديگر تلاش داشتم به نوعي آسيب شناسي از حوادث سياسي دست بزنم و آنها را با مردم در ميان بگذارم . بديهي است چون در طي چهار سال نمايندگي در مجلس ششم حوادث و اتفاقات سياسي بسياري در كشور رخ داده است موضوعات نوشته شده هم متنوع بوده و از پراكندگي اجتناب ناپذير برخوردار بوده است ليكن مي توان مجموعه آن مقالات را دسته بندي كرد و اينك كه آنها را به صورت يك كتاب منتشر مي كنم همين كار را انجام داده ام . واضح است كه من موفق نبودم براي همه آنچه كه در كشور رخ داده است و مهم هم بوده است مطالبي را بنويسم و حتي در مواردي براي ماهها فرصت تحرير مطلب حاصل نمي شد كه از اين جهت اين مجموعه دچار كاستيهايي است كه اي كاش چنين نمي شد اما باز هم خداي بزرگ را شاكرم كه به من توفيق داد ولو با كاستي به بخشي از وظايف خودم در قبال ملت بزرگ ايران عمل نمايم .
    اكنون كه با ويرايش بسيار دقيق و همت انتشارات سروش مجموعه هشتاد و هشت مقاله منتشر شده در طي چهار سال محدود به دوره فعاليت مجلس ششم شوراي اسلامي (7 خرداد 1379 ـ 6 خرداد 1383 ) را منتشر مي نمايم مي توانم با طبقه بندي آنها اين مقالات را كه حاوي نكات قابل توجه و آميخته با دغدغه ها و نگرانيهاي من در خصوص اوضاع كشور و انقلاب است به شرح زير تقديم خوانندگان ارجمند بنمايم .
    در بخش اول دو مقاله آورده شده است كه به خاك پاي رزمندگان و شهيدان و مجاهدان دفاع مقدس نثار و بهمين مناسبت و جهت اداي ديني كه هرگز بپايان نمي رسد اين كتاب به آن عزيزان تقديم گرديده است . اين مقالات در دوران تحرير برآن بودند تا با فرياد كردن صداقت آن بزرگان سكوت حاكم بر غربت معصومانه آنان را درهم بشكنند و اگر گوش شنوايي بوده باشد كه بوده است حتما چنين شده است . من نام اين بخش را « غريب نوازي مقالات سياسي » گذاشته ام تا گفته باشم كه تمامي اين مجموعه مقالات در راستاي زدودن زنگ غريبي از چهره انقلاب اسلامي نوشته شده است .
    در بخش دوم دوازده مقاله در خصوص مسائل مجلس و ارتباط آن با شوراي نگهبان و همچنين دغدغه ها و چشم اندازهايي كه براي مجلس هفتم داشتم آورده شده است اين بخش را « قانون گذاري منويات سياسي » ناميده ام .
    در بخش سوم مجموعه مقالاتي آورده شده است (17 مقاله ) كه در انتقاد از عدم ادراك سياست از طرف جناحهاي سياسي كشور و رويكرد نادرست آنان به سياست مي باشد در اين مجموعه منظورم آن بوده است كه بگويم بنظر مي رسد جريانهاي سياسي كشور سياست گريز بوده اند علي رغم آنكه مدام به سياستمداري تظاهر مينمودند.
    بخش چهارم به تبيين و توضيح رسالتهايي مي پردازد كه همه جريانات و گروههاي سياسي در قبال فعاليتهاي سياسي خود و در ارتباط با حيات انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي دارند . اين مجموعه 22 مقاله اي يادآور رسالتهاي مغفول و احياكننده حسرتهاي مانده بر دل است كه شاهد از كف شدن فرصتها در جامعه اي است كه امام خميني بنيان گذار آن بوده است .
    وبالاخره فصل پنجم را به آسيب شناسي پديده هاي سياسي اختصاص داده ام . 35 مقاله در اين مجموعه طبقه بندي شده است و طي آن سعي گرديده است كه زوايايي كه از ناحيه آنها كشور دچار آسيب مي شود را معرفي و ملاكهايي براي فهم آنها ارائه كنيم .
    نويسنده در انتهاي مقدمه آورده است : كلام آخر در اين « مقدمه » آن است كه بر اين مجموعه به ظاهر پراكنده ولي داراي محورهاي مشخص و معين چه نامي بايد گذاشت . من با عنايت به اينكه قصد داشتم در فضاي نه چندان شفاف سياسي دوره (83 ـ1379 ) كه عمر مجلس ششم را دربرمي گيرد از طريق اين مقالات براي خوانندگان خود معيار و محكي را ارائه كنم كه در تشخيص حقايق به آنها مساعدت شده باشد و به عبارت ديگر در آن سايه روشن التقاط نيات و افكار و حقايق مورد فهم خودم را بر پديده هاي سياسي بيفكنم تا تشخيص راه براي پرهيز از تهمت و غيبت و دروغ و گناه ميسر باشد عنوان اين كم ترين را « سنابرق » مي گذارم . اين نام را از « آيه 43 از سوره نور » برگزيده ام باشد تا علي رغم كاستي ها و مشكلات موجود در آن به واسطه نيت خيري كه در نگارش آنها بوده است نكات مطروحه از طريق انتساب به اين واژه قرآني ارتقا يابد و خداوند بزرگ اين حقير تهيدست را از ظلمات جهل به نورانيت آگاهي منتقل فرمايد.