روزنامه جمهوري اسلامي 29/08/1385 صفحه سياسي

  • اين شكست آمريكا بود نه فقط بوش !
  • بوش و قرباني كردن « دونالد رامسفلد »
  • *****
    اين شكست آمريكا بود نه فقط بوش !




  • اعلام نتايج انتخابات آمريكا زلزله اي عظيم بود كه آمريكا را لرزاند و نخستين پس لرزه هاي آن باعث بركناري « رونالدرامسفلد » وزير جنگ آمريكا و سست شدن جايگاه « جان بولتون » سفير دائم اين كشور در سازمان ملل شد كه به نظر مي رسد اعلام نام جايگزين بولتون با تاخير همراه باشد. اگرچه رسانه هاي آمريكائي و غربي سعي دارند نتايج انتخابات اخير آمريكا را به منزله شكست بوش و جمهوريخواهان و پيروزي دمكراتها تلقي كنند لكن واقعيت اين است كه آنچه رخ داده شكست مطلق آمريكا بوده و اگر به درستي قضاوت كنيم در جامعه آمريكا « طرف پيروز » در اين حادثه ديده نمي شود.
    در ميدان عمل هيئت حاكمه در آمريكا (هم دمكراتها و هم جمهوريخواهان ) هر دو بي اعتبار شده اند لكن اگر بخواهيم در سهميه بندي ها رعايت عدالت را كرده باشيم . انصافا سهم و نقش جمهوريخواهان در اين شكست ها بدون ترديد بيشتر و موثرتر بوده و هست . ممكن است كساني در اصل پذيرش اين ادعا كه اين شكست بزرگ براي آمريكا بوده و دمكراتها و جمهوريخواهان هر دو در اين شكستها شريكند قدري ترديد داشته باشند. سئوال اينست كه چگونه مي توان به اين ترديدها پايان داد و چگونه مي توان دريافت كه اين يك بي اعتباري عمومي براي آمريكاست كه صرفنظر از جناح بنديهاي رايج سياسي در اين كشور بايستي به آن نگريست
    نكات مهمي در اين زمينه وجود دارد كه قويا لازم است به هريك از آنها بصورت متمركز بينديشيم :
    1 ـ فراموش نكنيم كه تهاجم وحشيانه اي كه عليه عراق صورت گرفت در آغاز كار دقيقا مورد تاييد هر دو حزب اصلي آمريكا بود و نه تنها كوچكترين مخالفت قابل ذكر عليه آن در مجلس نمايندگان و سنا صورت نگرفت بلكه هر دو جناح عمده سعي كردند همبستگي جمهوريخواهان و دموكراتها را تحت عنوان مجعول « مبارزه با تروريسم » اعلام دارند.
    بعلاوه دموكراتهادر مجلس نمايندگان و سنا همواره در مراحل تدوين و تصويب بودجه هاي پيشنهادي بوش براي هزينه كردن در عراق بيشترين همكاريها را با جمهوريخواهان انجام داده اند و در واقع طرح نومحافظه كاران در عراق بدون همكاري و همراهي دمكراتها امكان اجراي عملياتي خود را از دست ميداد. به عبارت روشن تر در تهاجم آمريكا به عراق و اشغال اين كشور دمكراتها نيز شركاي جرم بوش و جمهوريخواهان محسوب مي شوند و شكست در عراق شكست دموكراتها نيز هست و در مقياس عمومي بايستي آنرا شكست آمريكا تلقي كرد. اضافه بر آن بوش و دستيارانش تقريبا تمامي تصميمات كليدي خود در قبال مسائل عراق را با رهبران دمكرات هماهنگ مي كردند و در بدترين شرايط دستكم به آنها اطلاع مي دادند كه درصدد انجام چه شاهكارهائي هستند.
    2 ـ دمكراتها در طول دوران پرحادثه اي كه اشغال عراق بوجود آورد عموما در بالاترين سطوح سياسي از سياستهاي بوش درعراق حمايت و استقبال كرده بودند لكن در مقاطع مرتبط با مناظرات انتخاباتي و صرفا در جهت بهره برداريهاي سياسي ـ تبليغاتي عليه رقباي سياسي خود به برخي نكات محدود از سلسله فجايع روزمره در عراق اشاره كرده اند و فقط با كلي گوئي سعي كرده اند كه بنفع خود از اين جريانها سود ببرند ولي هرگز براي به تصوير كشاندن فجايعي كه عراق مظلوم را در كام خود گرفته و صدها هزار قرباني به همراه داشته در فكر افشاگري نبوده اند.
    3 ـ اگرچه اين روزها جمهوريخواهان در موضع انفعالي قرار گرفته اند و با قبول شكست خود سعي دارند چنين وانمود سازند كه حاضر به تغيير مسير حركت در عراق هستند ولي واقعيت اين است كه عمق فاجعه در عراق بسيار عظيم تر از آن چيزي است كه منعكس شده و مي شود. دمكراتها اگرچه با كسب اكثريت در « سنا » و مجلس نمايندگان در موقعيت بهتري قرار گرفته اند و « مديريت بحران » به دست آنها افتاده است ولي آنها درصدد جبران مظالمي كه بر ملت عراق و ساير ملتهاي منطقه رفته است نيستند بلكه فقط درصدد بهبود بخشيدن به وجهه و اعتبار آمريكا نجات جان سربازان آمريكائي و جلوگيري از بهدررفتن بودجه عمومي آمريكا در عراق هستند.
    خوبست حاصل جمع تبليغات رسانه اي و حزبي در آمريكا درباره عراق را يكبار ديگر از همين زاويه ديد مرور كنيم . در آن صورت خواهيم ديد كه اين انتقادات بعضا شديد عليه بوش صرفا بر حول چند محور خاص متمركز است از جمله :
    بوش متحدين آمريكا را ناديده گرفته بودجه عمومي آمريكا را در عراق به هدر داده 300 ميليارد دلار از بودجه را در عراق بيهوده هزينه كرده ارتش آمريكا در عراق را بي هيچ برنامه مدوني درگير و بلاتكليف ساخته بيش از 2 هزار نظامي آمريكائي را به كام مرگ فرستاده درباره مبارزه با تروريسم بي برنامه است حيثيت آمريكا در جهان را خدشه دار كرده و به قول واشنگتن پست يك فصل طولاني از نااميدي شكست و حيرت را به وجود آورده است .
    اكنون خوبست دومين فهرست را مرور كنيم تا به اين نكته اساسي پي بيريم كه خسارات وارده بر اثر ندانم كاريهاي بوش و دستيارانش بر عراق و نيز آثار و تبعات سياستهاي بوش بر زندگي مردم عراق چگونه است فجايعي كه در فهرست نخست به آنها كوچكترين اشاره اي نشده است . بيائيد آنها را با يكديگر مرور كنيم :
    كل زير ساخت ها و تاسيسات زيربنائي عراق تعمدا ويران شده و عراق را دستكم براي 50 سال به عقب رانده حرج و مرج بعنوان توجيهي براي اثبات ضرورت ابقاي حضور اشغالگران در عراق بر همه جا تعمدا حاكم شده دستكم سيصدهزار نفر در سراسر عراق جان خود را از دست داده اند و حدود 700 هزار نفر قرباني در سراسر جان خود را از دست داده اند و حدود 700 هزار نفر مجروح و معلول برجا مانده استت . فقر بيكاري گرسنگي و ناامني سراسر عراق را فرا گرفته عمليات تروريستي بصورت يك پديده عادي درآمده و روزانه دهها و بلكه صدها قرباني مي گيرد كه هر بار فقط ضرايب و تعداد قربانيان تغيير مي كند. هيچكس در عراق صاحب هيچ چيز نيست و اشغالگران سعي كرده اند با تحميل بدترين شرايط ممكن مردم را خسته نااميد و منفعل سازند.
    آيا در رسانه هاي آمريكائي و در اظهارات رقباي انتخاباتي اين موارد هم اشاره اي شده يا مي شود حتي افشاگري غيرمنتظره عليه شكنجه ها و كشتارها در زندان ابوغريب هم بنحوي مهار شد و مقرر گرديد كه بخاطر مصالح آمريكا و حفظ امنيت ملي و حفظ جان نظاميان آمريكائي هيچ كس مجاز به پرداختن به اين مسائل نباشد. نكته جالب اينكه حتي دمكراتها هم در اين زمينه با بوش و دستيارانش هم عقيده هستند و با امتياز دادن به كاخ سفيد در اين مقوله در جاي ديگري از آنها امتيازات بيشتري را دريافت كرده اند.
    4 ـ يك كميته ويژه تحت عنوان « گروه تحقيقات و مطالعات عراق » كه مدتهاست سرگرم بررسي وضعيت آمريكا در عراق است اين روزها نقش عمده تر و پررنگ تري را برعهده گرفته است . اين گروه كه متشكل از برخي چهره هاي برجسته هر دو جناح سياسي آمريكا و همچنين چهره هاي مستقل است وظيفه دارد راهكارهاي قابل قبول براي خروج آمريكا از بن بست عراق را پيشنهاد كند. اما همچنان اصلي ترين چارچوب ارزيابي و جمع بندي نتايج بررسي ها اين است كه چگونه منافع آمريكا حفظ شود و ارتقا يابد. معني صريح اين عبارت اين است كه حتي اين تيم هم دقيقا در همان مسير غلط گذاشته قرار است حركت كند و بدون درنظر گرفتن سرنوشت قربانيان فجايع اشغال عراق صرفا براي حفظ منافع آمريكا چاره انديشي كند. بدين ترتيب شايد جبران اشتباهات بوش هم بصورت اشتباهات جديدي متجلي شود و شرايطي بوجود آيد كه فردا لازم باشد عده اي بيايند و براي جبران اشتباهات تيم جديد برنامه هاي خود را پيشنهاد كنند.
    توجه خاص به اين نكات عمده نشان مي دهد كه فجايع امروز عراق را نمي توان فقط « اشتباهات بوش » ناميد بلكه اينها « اشتباهات آمريكا » محسوب مي شود. اينهمه فاجعه و جنايت كه عراق را به يك ويرانه تبديل كرده فقط ناشي از اشتباهات و افكار جنون آميز بوش و دستيارانش نيست يعني حاصل اشتباهات يك يا چند نفر محسوب نمي شود بلكه خطاي عمدي يك ابرقدرت لجام گسيخته است كه بايستي نظام سلطه پاسخگوي آثار و تبعات آن باشد. معني صريح اين عبارت اين است كه با بركناري دونالد رامسفلد جان بولتون و حتي بوش چيز زيادي در اين صحنه تغيير نمي كند و آمريكا بايستي براي جبران خساراتي كه وارد كرده و مي كند واقعا وارد عمل شود.
    5 ـ بايد پرسيد اگر انتخاباتي در آمريكا برگزار نمي شد آيا باز هم شاهد چنين اعلام مواضعي مي بوديم و آيا بوش براي رد اتهام از خود نزديكترين دستيارانش را با عجله و شتاب قرباني مي كرد و آيا رهبران ساير كشورها و متحدين واشنگتن از فجايع عراق و اشتباهات آمريكا با چنين صراحتي سخن مي گفتند يا آنكه بوش همچنان به رجزخواني و تمجيد از خود و دستيارانش مي پرداخت و مدعي مي شد كه به او از جانب خداوند الهام شده است كه بايستي با شدت هر چه تمامتر به اقدامات و سياستهايش عليه تروريستها ادامه دهد!
    اگرچه رسانه هاي آمريكائي و غربي سعي دارند نتايج انتخابات اخير آمريكا را به منزله شكست بوش و جمهوريخواهان و پيروزي دمكراتها تلقي كنند لكن واقعيت اين است كه آنچه رخ داده شكست مطلق آمريكا بوده و اگر به درستي قضاوت كنيم در جامعه آمريكا « طرف پيروز » در اين حادثه ديده نمي شود
    فراموش نكنيم كه تهاجم وحشيانه اي كه عليه عراق صورت گرفت در آغاز كار دقيقا مورد تاييد هر دو حزب اصلي آمريكا بود و نه تنها كوچكترين مخالفت قابل ذكر عليه آن در مجلس نمايندگان و سنا صورت نگرفت بلكه هر دو جناح عمده سعي كردند همبستگي جمهوريخواهان و دموكراتها را تحت عنوان مجعول « مبارزه با تروريسم » نشان دهند
    دمكراتها اگرچه با كسب اكثريت در « سنا » و مجلس نمايندگان در موقعيت بهتري قرار گرفته اند و « مديريت بحران » به دست آنها افتاده است ولي آنها فقط درصدد بهبود بخشيدن به وجهه و اعتبار آمريكا نجات جان سربازان آمريكائي و جلوگيري از بهدررفتن بودجه عمومي آمريكا در عراق هستند
    اينهمه فاجعه و جنايت كه عراق را به يك ويرانه تبديل كرده فقط ناشي از اشتباهات و افكار جنون آميز بوش و دستيارانش نيست بلكه خطاي عمدي يك ابرقدرت لجام گسيخته است كه بايستي نظام سلطه پاسخگوي آثار و تبعات آن باشد

  • *****
    بوش و قرباني كردن « دونالد رامسفلد »


  • روز هفتم نوامبر سال جاري (16 آبان 85 ) انتخابات ميان دوره اي مجلس نمايندگان و مجلس سناي آمريكا برگزار شد و حزب دمكرات آمريكا توانست پس از دوازده سال انتظار سرانجام اكثريت كنگره را به دست آورد.
    نخستين واكنش به شكست حزب جمهوري خواه آمريكا استعفاي « دونالد رامسفلد » وزيردفاع اين كشور بود كه از برنامه ريزان اصلي و اجراكنندگان جنگ عراق به حساب مي آيد. اين در حالي ست كه برطبق يك نظرخواهي . بيشتر مردم آمريكا مخالف جنگ عراق اند و خروج دست كم بخشي از سربازان آمريكايي از اين كشور را تاييد مي كنند. اما آيا فقط با بركناري دونالد رامسفلد وزير دفاع آمريكا مشكل « جرج بوش » رئيس جمهور اين كشور برطرف مي شود
    « دونالد رامسفلد » وزير دفاع معزول آمريكا خيلي زودتر از اينها بايد از پست خود كناره گيري مي كرد. پشتيباني جرج بوش از او از حد متعارف بيشتر شده بود. « دانيل ششكويتس » كارشناس همكار صداي آلمان در امريكا بر اين نظر است كه پيروزي دمكرات ها در انتخابات ميان دوره اي هر دو مجلس قانون گذاري آمريكا بوش را مجبور به اين اقدام كرد.
    بايد گفت كه انتخابات ميان دوره اي هر دو مجلس قانون گذاري آمريكا در مرحله نخست جدال براي تعيين برنامه اي براي عراق بود. در اين راستا دونالد رامسفلد وزير دفاع آمريكا تنها شخصيتي بود كه از همان ابتداي كار اين جنگ را برنامه ريخت به اجرا درآورد و به ناكجاآبادي كنوني هدايت كرد.
    « دونالد رامسفلد » به همين جهت نه تنها در ميان مردم عادي آمريكا چهره اي نامحبوب نبود بلكه فرماندهان ارتش آمريكا نيز دل خوشي از او نداشتند و وزيردفاع آمريكا در ميان آنان نيز منزوي گشته بود. همين چندي پيش هشت ژنرال ارتش آمريكا و چهار نشريه نظامي در اين كشور خواستار بركناري دونالد رامسفلد شده بودند.
    اما وزير دفاع آمريكا كه مرد لحظه ها ناميده مي شود با هوش سرشار و طنز تلخ اش به سرعت متوجه شد كه زمان رفتن او فرارسيده . البته بايد گفت كه او در زمان منتشر شدن تصويرهاي شكنجه گران زندان ابوغريب نيز يكبار استعفا داد زيرا اين عكس ها ضربه اي شديد به وجهه اخلاقي آمريكا و وزير دفاع اش زدند و او به عنوان مسئول مستقيم ارتش آمريكا در عراق بايد به چنين كاري تن مي داد. در آن زمان حمايت جرج بوش سبب شد تا رامسفلد به كار خود ادامه دهد.
    اشكال بزرگ رامسفلد اما در اين بود كه نظر فرماندهان ارتش را در ارتباط با جنگ عراق نپذيرفت . آنها از همان ابتداي جنگ شمار نظامياني را كه بايد براي استقرار آرامش به عراق اعزام مي شدند را بسيار بيشتر از تعدادي مي دانستند كه رامسفلد با آن موافقت كرد.
    رامسفلد فكر مي كرد با تعداد سرباز و بودجه اي كم خواهد توانست كشوري چون عراق را اشغال كند و آرامش را در اين كشور برقرار سازد. يكي ديگر از اشتباه هاي بزرگ رامسفلد در عراق منحل كردن ارتش اين كشور بعد از اشغال بود.
    رامسفلد خود مي دانست كه شمار سربازان ارتش آمريكا براي كنترل اوضاع در عراق كافي نيست پس نبايد دستور انحلال ارتش اين كشور را مي داد. او بايد سران ارتش را تغيير مي داد و از سربازان عراقي موجود نهايت استفاده را براي پيشبرد ديدگاه هاي خود در اين كشور مي برد.
    در انتها نتيجه آن شد كه اكنون كشور عراق در بحران جدال هاي منطقه اي قومي و عقيدتي مي سوزد و قدرت واقعي در دست شبه نظاميان گروه هاي مختلف است و ماموران امنيتي دولتي و سربازان خارجي نيز كاري براي برقراري آرامش در كشور از دست شان بر نمي آيد.
    به هر حال انتخابات كنگره آمريكا نشانگر آن است كه وظيفه وزير دفاع آينده آمريكا چيزي نيست جز برنامه ريزي دقيق براي خروج سپاهيان ارتش آمريكا از عراق . اين وظيفه اي ست كه مردم آمريكا در راي گيري روز سه شنبه گذشته براي انتخاب نمايندگان مجلس نمايندگان و سناي اين كشور بر دوش نمايندگان نهادند.
    روزنامه آلماني « زيتونگ » نيز به تغييراتي مي پردازد كه بايد در شرايط جديد در سياست جرج بوش رئيس جمهور آمريكا انجام گيرد. در تفسير اين روزنامه آمده است :
    « دونالد رامسفلد » وزير دفاع آمريكا بركنار شده اولين قرباني شكست غ جمهوري خواهان در انتخابات ميان دوره اي هر دو مجلس قانون گذاري در آمريكاست . رامسفلد به خاطر سياست جنگ طلبانه اش در عراق مورد در معرض انتقاد شديد افكار عمومي قرار داشت . جرج بوش در زماني طولاني وزير دفاع اش را پشتيباني كرد و اعمال او بخصوص در جنگ با عراق مورد حمايت رئيس جمهور قرار داشت اما حمايت از رامسفلد با شرايط بوجود آمده در كنگره و رابطه احزاب با همديگر هماهنگي ندارد. بوش بايد در شرايط جديد دست به تغييرات بنيادين وسيعي در سياست خود بزند.
    روزنامه انگليسي « گاردين » نيز در تفسيري با عنوان « آمريكايي ها متشكريم » به شكست جمهوري خواهان در انتخابات كنگره اين كشور مي پردازد و سياست غلط آمريكا در رابطه با جنگ عراق پرداخته است در اين تفسير آمده است :
    بركناري « دونالد رامسفلد » وزير دفاع آمريكا نشانگر اين نكته است كه سرانجام دست كم يك نفر در كاخ سفيد تشخيص داده كه ديگر در بر پايه سابق نخواهد چرخيد و سياست تاكنوني بايد تغيير يابد. جرج بوش رئيس جمهور آمريكا ديگر به ديدگاه ناقدان جنگ عراق چون « جيمز بيكر » يار سابق دوران رياست جمهوري پدرش و « رابرت گيتز » رئيس سابق سي آي اي نزديك شده است . اين تغيير در ديدگاه رئيس جمهور آمريكا را بايد حاصل تصميم هوشيارانه راي دهندگان اين كشور دانست و به همين جهت هم بايد مردم سراسر جهان از آنان تشكر كنند و بگويند : آمريكا متشكريم .
    همچنين روزنامه پاريسي « ليبراسيون » در تفسيري با اشاره به شكست جمهوري خواهان در انتخابات كنگره آمريكا به جانشين دونالد رامسفلد مي پردازد كه به نظر مي رسد بايد سربازان آمريكايي را به تدريج از عراق خارج سازد. در اين روزنامه از جمله آمده است :
    « دونالد رامسفلد » وزير دفاع معزول آمريكا يكي از معدود كساني بود كه از همان ابتدا جنگ عراق را برنامه ريزي كرد و به اجرا درآورد و به شرايط كنوني رساند و هموست كه بايد با بركناري خود به خاطر اين سياست غلط مجازات شود. جرج بوش رئيس جمهور آمريكا با قبول استعفاي رامسفلد خود را به گروهي ديگر از سياست مداران اين كشور نزديك كرده است كه در كميسيوني به رهبري « جيمز بيكر » وزير سابق خارجه آمريكا در زمان زمامداري پدرش در مورد عراق سياستي متفاوت با رامسفلد دارد. اعضاي اين كميسيون اگرچه مخالف قطعي جنگ در عراق نيستند اما خارج شدن تدريجي دست كم بخشي از سربازان آمريكايي را از اين كشور تاييد مي كنند.