
علي معصومي (وزوايي )
در ميان انواع قدرت ها
قدرت معنوي از همه آن ها با اهميت تر
كاراتر و
قدرتمندتر است . در اصالت و اهميت قدرت معنوي و شاخص تربودن آن
نسبت به ساير قدرت ها
اعم قدرت مالي
قدرت سياسي و... همين بس
است كه بسياري از جنبه هاي ديگر قدرت نيز با بهره برداري از عناصر قدرت
معنوي
حيثيت و ماندگاري پيدا مي كنند. به عنوان مثال
حتي صاحبان آن
دسته از قدرت هاي باطل سياسي كه در باطن خود صرفا به تسلط و
بهره برداري از انسان ها مي انديشند و از تحصيل قدرت
هدف غير از اين
ندارند كه به اميال شخصي و گروهي خود جامه عمل بپوشانند نيز براي
دستيابي به قدرت و ماندگاركردن آن
از عناصر و مفاهيمي كه ريشه در
معنويات دارند
سود مي جويند و چنين وانمود مي كنند كه هدفشان از
دستيابي به قدرت
تحصيل و تضمين آزادي و رفاه براي مردم
اجراي
عدالت و مبارزه با فساد
گام برداشتن در راه ترقي و تعالي فكري و فرهنگي و
اقتصادي جامعه
تحصيل خبر و خوبي و سربلندي براي كشور و ملت خود و
رسيدن به ده ها عناصر ديگري كه ريشه آن ها نهايتا به معنويت بازمي گردد و از
جنس امور مادي و دنيايي نيستند. بنابراين
هنگامي كه بهره برداري منافقانه
و مزورانه از قدرت معنوي تا اين حد كارساز و موثر است
پس معلوم
مي شود قدرت اصيل معنوي تا چه حد مي تواند كارساز باشد و براي فرد و يا
افرادي كه از چنين قدرت اصيلي برخوردارند
چه توانايي هاي نامحدودي
به وجود آورد. به همين دليل است كه امام خميني به مسلمانان و كانون هاي
معنوي جهان اسلام
تذكر مي دهد كه با قدرت معنوي
مي توانند بر همه
دشمنان غلبه كنند. امام خميني در اين باره مي فرمايد : اي مسلمانان جهان كه
به حقيقت اسلام ايمان داريد
به پاخيزيد و در زير پرچم توحيد و در سايه
تعليمات اسلام
مجتمع شويد و دست خيانت ابرقدرتان را از ممالك خود و
خزاين سرشار آن كوتاه كنيد
و مجد اسلام را اعاده كنيد
و دست از
اختلافات و هواهاي نفساني برداريد كه شما داراي همه چيز هستيد. بر
فرهنگ اسلام تكيه زنيد و با غرب و غربزدگي مبارزه نماييد و روي پاي
خودتان بايستيد و بر روشنفكران غربزده و شرق زده بتازيد و هويت خويش
را دريابيد و بدانيد كه روشنفكران اجيرشده بلايي بر سر ملت و مملكتشان
آورده اند كه تا متحد نشويد و دقيقا به اسلام راستين تكيه ننماييد
بر شما آن
خواهد گذشت كه تاكنون گذشته است . امروز زماني است كه ملتها چراغ راه
روشنفكرانشان شوند و آن را از خودباختگي و زبوني در مقابل شرق و غرب
نجات دهند كه امروز روز حركت ملتهاست و آنان هادي هدايت كنندگان
تاكنوند. بدانيد كه قدرت معنوي شما بر همه قدرتها چيره خواهد شد و
قريب يك ميليارد جمعيت شما با خزاين سرشار و ثروت بي پايان مي تواند
تمام قدرتها را درهم شكند. نصرت كنيد خدا را تا نصرت دهد شما را. اي
اقيانوس بزرگ مسلمانان
خروش برآوريد و دشمنان انسانيت را درهم
شكنيد; كه اگر به خداي بزرگ رو آورديد و تعليمات آسماني را وجهه خود
قرار دهيد
خداي تعالي وجنود عظيم او با شماست (1 )
يكي از مهم ترين عاملي كه سبب پيروزي انقلاب اسلامي شد
و
همچنين مهم ترين عاملي كه سبب ماندگاري نظام مقدس جمهوري اسلامي
و پيروزي هاي مكرر آن در ميان انبوهي از دشمنان پرقدرت و تا دندان مسلح
گرديده است
چيزي غير از قدرت معنوي اصيل نظام اسلامي ايران
نمي باشد
و اگر انقلاب و نظام اسلامي در پناه اين ابر ابزار خدايي نبود
قطعا تاكنون اثري از آن برجاي نمانده بود.
قدرت عظيم و حيرت انگيز معنوي نظام و انقلاب اسلامي ايران چيزي
نيست كه از چشم دشمنان دورمانده باشد. به همين دليل
از همان سال هاي
اول پيروزي انقلاب اسلامي
تهاجم به معنويت اصيل نظام و انقلاب
اسلامي ايران به عنوان يك برنامه راهبردي مهم در دستور كار دشمنان
داخلي و خارجي قرار گرفت و به شيوه هاي مختلف
سعي شد معنويت نظام
و انقلاب اسلامي خدشه دار شود و در اذهان داخلي و خارجي
بي رنگ و يا
كم رنگ و حتي بي معنا و مبتذل معرفي گردد.
ترويج خرافات
يكي از ده ها شيوه اي است كه دشمنان داخلي و
خارجي
به شيوه مستقيم و غيرمستقيم و از طريق عوامل مرموز و يا از
طريق افراد ساده لوحي كه از پشت پرده ماجراها خبر ندارند
براي مقابله با
معنويت اصيل نظام اسلامي به كار مي گيرند; يعني همان چيزي كه اخيرا
رنگ و بويي تندتر از گذشته پيدا كرده است . شايد اين سئوال پيش بيايد كه
چرا ترويج خرافات
معنويت اصيل را هدف قرار مي دهد براي پاسخ دادن
به اين سئوال
چندان لازم نيست به استدلال هاي مختلف عقلي
جامعه شناسانه و آفت ياب در حوزه دين
دست بزنيم
بلكه با آوردن
مثال هايي ساده
پاسخ خود را دريافت مي نمائيم . مي دانيم كه اصل هر چيز را
شبه آن و يا تقلبي آن و به عبارت ديگر
نوع مبتذل آن
بي ارزش و يا
كم ارزش مي كند و حتي آن را به طور كلي از ميدان بيرون مي نمايد. مثلا
هنگامي كه بازار سكه طلا انباشته از نوع تقلبي بشود
خود سكه طلا نيز به
دليل آنكه تشخيص اصل از تقلبي سخت مي شود و هر كسي نمي تواند اصل
را از نوع تقلبي بازشناسد
بي ارزش مي گردد. خرافات در حوزه مذهب و
معنويت رواج يابد
اصل مذهب و معنويت مثل سكه هاي تقلبي و بي اصل در
بازار سكه سيم و زر است و هرگاه خرافات در حوزه مذهب و معنويت مبتذل
و بد جلوه مي كند و يا اينكه دشمنان
زمينه را براي مبتذل و بد جلوه دادن
اصل معنويت و مذهب
مهيا مي بينند و به ريشه و اصل دين و و معنويت
حمله مي كنند.
ما از دشمنان هيچ انتظاري نداريم كه عليه دين و معنويت اصيل ما دست
به كار نشوند و برنامه ريزي ننمايند و هر روز
نوعي از عمليات فرهنگي و
اجتماعي را عليه معنويت اصيل نظام و انقلاب اسلامي شروع نكنند; زيرا
كار دشمن چيزي غيردشمني و اعمال دشمنانه نيست . بنابراين
بايد ببينيم كه
ما براي مقابله با دشمن چه برنامه اي بايد داشته باشيم و چگونه رفتار كنيم تا
دشمن
مثل گذشته موفق نشود سكه هاي تقلبي و بي اصل خود را وارد بازار
سيم و زر اصيل ما بنمايد و همه چيز را بد و مبتذل جلوه بدهد.
براي مقابله با خرافات و سكه هاي سياه و تقلبي دشمن
شيوه ها و
راه هاي متعدد و گوناگون وجود دارد كه در اين جا مجالي براي برشمردن و
شرح آن ها نيست . بنابراين
فقط به يكي از اين شيوه ها (كه بسيار مورد تاكيد
و توجه امام خميني بود و از همان سپيده دم پيروزي انقلاب اسلامي تا
آخرين ماه هاي حيات الهي خود
در هر فرصتي كه به دست مي آمد برروي
اين شيوه تاكيد مي فرمود). اشاره مي نمائيم .
امام خميني معتقد بود براي صيانت از قدرت اصيل معنوي
كانون هاي
اصيل معنوي و شعاع هاي آن كه در طول تاريخ ايران
همانند خورشيد
مي درخشيده و معنويت اصيل را به همه زواياي جامعه مي رسانده اند
بايد
همچنان مظهر اصيل ترين معنويت
باقي بمانند و از هر چيزي كه به موقعيت
كانوني آن ها را از نظر معنويت آسيب مي رساند
پرهيز شود.
امام خميني معتقد بود دنياگرايي و دست وپازدن در امور مادي و دنيايي
يكي از مهم ترين آفت هايي است كه مي تواند به معنويت اصيل و كانون هاي
آن و عوامل و شعاع هاي منبعث از آن
ضربه بزند.
واقعيت نيز همين است و اگر وجود انسان را به خانه اي تشبيه كنيم
مي توانيم بگوييم چنانچه از دري ماديت و دنياگرايي و ثروت دوستي وارد
شود
يقينا از در ديگر وجود انسان
به همان ميزان
معنويت خارج مي شود و
به همان اندازه نيز از قدرت معنوي انسان كاسته مي شود
و اگر اين روند
ادامه يابد
چه بسا انساني كه روزي به داشتن معنويت و قدرت معنوي
مشهور بود
به تدريج به يك ورشكسته و بازنشسته معنوي تبديل شود و
قدرت معنوي خود را نيز از دست بدهد.
چون امام خميني همواره اصالت را به معنويت برخاسته از متن اصيل
دين مي داد و مي دانست كه حفظ اين معنويت
برابر با حفظ بالاترين مرتبه
قدرت است و اگر اين قدرت
كوچك ترين خدشه اي ببيند
انواع آسيب ها
(اعم از رواج خرافات
رواج فرهنگ استعماري

|