
مجيد زندي
كاش گفتن دروغ مصلحتي هم در اعتقادات اسلامي به هر نوع و شكلش
حرام بود كه مجبور نباشيم براي هر كاري كه باب ميل مانيست دروغ بگوئيم
و آنوقت آن را با عنوان دروغ مصلحتي توجيه كنيم . اگر چه مي دانيم اكثر
دروغ هايي كه به نام مصلحتي هم گفته مي شود دروغ محض است و گفتن آن
گناهي كبيره محسوب خواهد شد.
متاسفانه امروزه در بسياري مواقع در قالب دروغ مصلحتي دروغهاي
شاخدار هم مي شنويم و گويندگان آن در هر شان و مكان و موقعيت
اجتماعي
اقتصادي و سياسي بدون هيچ ابايي آن را به زبان مي آورند و نه از
بندگان خدا كه از خدا هم شرم ندارند و زبان خود را براي هر موضوعي اگر
چه پيش پا افتاده باشد به دروغ باز مي كنند و زندگي خود را به شدت به
دروغ آلوده مي سازند.
مثال آوردن براي شنيدن دروغ و حتي خواندن آن درسطح جامعه و
رسانه ها و... زحمت ندارد و تقريبا همه مي توانند به يادآورند كه چه ميزان از
افراد جامعه مراحل مشكلات عادي روزانه خود به دروغ متوسل مي شوند در
حاليكه مي توان با راستي آن را به سرانجام برسانند.
البته اينكه بگوئيم اين دوران همه مشكلات مردم هم با راستگويي حل
مي شود سخن گزافه اي است زيرا شرايط روز جامعه بسياري از مردم
رامجبور به دروغگويي كرده است اما اتفاقا اگر بتوان در ميان مشكلات سالم
زندگي كرد هنر است كه يقينا بسياري ديگر هم هستند كه عليرغم حضور در
همين جامعه هيچگاه رزق و روزي و زبان و فكر و كلام خود را به دروغ آلوده
نساختند.
اتفاقا در جامعه ما دروغ گفتن فقط ابعاد اقتصادي ندارد بلكه هرگاه
زمانهاي خاص همچون انتخابات آغاز مي شود اين رويه غلط در حالت
گسترده اي خود را به رجال سياسي نزديك مي سازد و دروغ گفتن و دروغ
بستن به ديگري به رسم رقيب كشي هم تبديل مي شود.
به هر حال اگر چه نمي توان اين آفت اجتماعي
سياسي و اقتصادي را به
يكباره از جامعه زدود اما بازتاب دلنگراني عمده مردم بخاطره گسترش دروغ
در جامعه هم ارزشي است كه مي تواند براي بسياري از افراد خصوصا
مسئولان و مقامات سياسي و اجرايي و در درجه بعد براي همه افراد جامعه
تلنگري باشد كه بپذيريم وقتي مي توان با يك مرحله قناعت از دهها دروغ در
زندگي كم كرد
چرا ما اين را ه را نرويم و چرا شيفته راستگويي نباشيم
اينكه در روايات گفته اند سرمايه
اسب و دينت را از چشم مردم بپوشان
شايد براي جلوگيري از زخم چشم باشد اما اين سخنان نبايد ما را به سخن
گفتن دروغ براي كسب سرمايه سوق دهد. نكته اصلي هم در اين است كه
تشخيص درست ارزش راستي و راست گويي در جامعه براي مردم تبليغ
نمي شود و گوش مردم هم از مزاياي دروغين « سخن دروغ » كه هر لحظه در
كوي و برزن مطرح مي شود
آشناتر از مزاياي راست گفتن شده
است .
آقاي حسن رحمتي در اين باره به گزارشگر ما مي گويد : من سعي مي كنم
دروغ نگويم چون دروغ گفتن تبعات بسيار بدي دارد اولين آن روي تربيت
فرزندانمان اثر منفي مي گذارد چون بچه ها كارهايي مي كنند كه مي بينند و
آموزش مي گيرند نه كارهايي كه مابه آنها به صورت زباني ياد مي دهيم . مثلا
وقتي به كودكمان بگوييم دروغ نگو و خودمان بگوييم او حتما كودك
دروغگويي مي شود.
وي ادامه مي دهد : البته اكثر اوقات افراد وقتي دروغ مي گويند آن را
مصلحتي مي دانند چون مي خواهند خود را ازعذاب وجدان رهايي دهند.
شما فكر كنيد اگر تمام جامعه يا حداقل نصف افراد يك جامعه دروغ بگويند
آن هم در حساب خود مصلحتي
چه برسرآن جامعه مي آيد.
آقاي رحمتي مي افزايد : من فكر مي كنم اكثر انسانهاي دروغگو از
خانواده آموزش گرفته اند خانواده اي كه اين آفت منفي و مذموم در آن عادي
باشد فرزندان آن هم در هر موقعيتي هم كه قرار بگيرند مجبور به استفاده از
آن مي شوند. اگر خانواده هاي ما از هر لحاظ داراي سلامت روحي و رواني
باشند سبب مي شود تا جامعه اي سالم و به دور از هرگونه مشكل داشته
باشيم .
خانم شيرين دباغ كارگر يك شركت خدماتي هم در اين باره به گزارشگر
ما مي گويد : من بارهاو از روي ناچاري مجبور شدم دروغ بگويم يعني اگر
نگويم كارم را از دست مي دهم و همين « نياز » من باعث شده كه گاه مجبور
شوم اين صفت منفي را داشته باشم . چه كنم شوهرم كه كار نمي كند سه فرزند
دارم و دائم بايد به كارفرما براي ديررفتن يا نرفتن به محل شركت دروغ
بگويم چون اگر به كارفرما بگويم فرزندم مريض است شوهرم مريض است و
از اين قبيل دروغ ها كمي دلش به حالم رحم مي آيد ولي اگر مثلا راستش را
بگويم كه من هم وقتي در منزل هستم بايد مسووليت وكارهاي سه فرزند و
همسرم را داشته باشيم بگويم همسري بي مسووليت دارم و... امكان دارد كه
مرا اخراج كنند.
وي ادامه مي دهد : البته فقط اين نيست گاهي اوقات كه كارفرماي ما
چند روز نيامده بچه ها براي چاپلوسي دورش جمع مي شوند كه مثلا دلمان
برايت تنگ شده كجابودي بدون تو خيلي سخت مي گذشت در حاليكه اگر به
او بگوئيم تو نبودي ما خيلي راحت بوديم
حكم اخراج را دست ما مي دهند.
يا اگر بي تفاوت باشيم و مدح و ستايش دروغين نكنيم مورد توجه كمتري
قرار مي گيريم .
آقاي حميد سلطانيان مغازه دار هم در اين باره مي گويد : متاسفانه جامعه
هم ما را مجبور به دروغ گفتن مي كند : اگر من قيمت واقعي يك جنس را به
مشتري بگويم آن مشتري فكر مي كند كه حداقل 2000 تومان بالاي قيمت
گفته ام پس مي تواند تخفيف بگيرد و يا اصرار مي كند كه اين مبلغ از او نگيرم
يا اينكه در نهايت مي رود و خريد و فروش انجام نمي شود خوب من مجبور
مي شوم روي همه اجناس 2000 تا 3000 تومان بالاي قيمت تمام شده
بكشم تا اگر احيانا مشتري سمجي بخواهد تخفيف بگيرد ضرر نكنيم چون
اگر من اولش راست بگويم همه بازهم فكر مي كنند من دروغ مي گويم . من
براي جمع كردن مشتري و از دست ندادن آنها مجبور مي شوم از اين حربه
استفاه كنم !
آقاي عليرضا نوري از هموطنان ايراني كه سالها در كشور ژاپن بوده و
اخيرا به كشور بازگشته است مي گويد : من 15 سال در ژاپن بودم و دراين
سالها به اين نتيجه رسيده ام كه چون مردم اين كشور راست مي گويند در
جهان پيشرفت كرده اند زيرا آنها هر كاري كه انجام مي دهند بدون غش و
دروغ انجام دهند و همين مساله باعث شده تا كيفيت توليدات و كيفيت
كارهاي آنها در دنيا معروف باشد. وي ادامه مي دهد : در آن كشور با
دروغگويي كارها پيش نمي رود و آنوقت مجبور خواهي بود درستكار و
راستگوباشي كه اعتماد مردم راهم به سوي خود جلب خود
مي كرد.
آقاي نوري با ذكر خاطره اي ادامه مي دهد : در سالهاي اولي كه به ژاپن
رفته بودم روزي در شركتي كه كار مي كردم مواد اوليه توليد كالا تمام شده بود
و همه كارگران بي كار نشسته بودند و من هم مانند بقيه بيكار بودم تا اينكه از
دور شاهد آمدن رئيس شركت شدم و همين مساله باعث شد به دروغ خود را
مشغول كاري سازم (!) وقتي رئيس شركت جلو آمد متوجه دروغگويي من
شد و خطاب به من گفت : عليرضا وقتي كار در شركت نباشد تو مقصر
نيستي
من نمي خواهم به دروغ خود را مشغول سازي تو هم مانند بقيه
كارگران استراحت كن !
آقاي ابوالقاسم معتمدي يكي ديگر از كسبه بازار تهران هم در باره رواج
اين آفت در جامعه مي گويد : امروزه رنگ صداقت به پررنگي گذشته نيست و
دروغ متاسقانه بسيار راحت در بين مردم رواج يافته علت آن هم اين است كه
اعتقاد جامعه به اسلام و خدا و پيغمبر كم شده اگر من خدا را قبول داشته
باشيم و به همان رزق و روزي كه روزانه براي من معين كرده بسنده مي كنم و
ديگر براي روزي بيش تر به هزار دروغ متوسل نمي شوم در نتيجه يك مغازه
بسيار معمولي در يك مدت كوتاه به يك سرمايه عظيم و مغازه دو دهنه و
خانه هاي مجلل و... تبديل نمي شود.
وي ادامه مي دهد : مگر خداوند عبادت فردا را از مي خواهد ما چرا
روزي حتي چندنسل آينده خود را از خداوند مي خواهيم . من يك مغازه دار
با سابقه هستم وهنوز هم بعد از سالهاي طولاني اين مغازه تغيير چنداني
نكرده چون دنبال ترقي و پيشرفت مالي نبودم تنها هدفم اين بود كه هم خدا
و هم خلق از من راضي باشند قيمت اجناس را نمي توانم بيشتر كنم چون
نمي توانم مال حرام به خود و خانواده ام بدهم . خدا را شكر مي كنم كه
نمي توانم به هيچ كس دروغ بگويم . چون كسي كه از اين اهرم استفاده مي كند
و هم احساس نياز شديدي مي كند و هم بسيار طماع است . والا دنيايي كه ما
فقط در آن چند صباحي مسافر هستيم اين همه حرص و طمع ندارد مطمئن
هستم فرزندان و نسل آينده ما به اندازه خودمان بلكه بيشتر عرضه پول
درآوردن رادارند. بنابر اين آيا عاقلانه است كه براي آسايش صد در صد نسل
فردا آنچنان خودمان را در ورطه گناه بكشيم كه تا آخر عمر نتوانيم از آن
بيرون بياييم
وي ادامه مي دهد : اگر تاجر و كاسب راست بگويند. مردم راست بگويند.
مسئولان رده بالا راست بگويند. مردم آن جامعه خوشبخت خواهند بود. و
قطعا در چنين جامعه اي گدايي هم وجود ندارد چون هيچ پولي با دروغ
انباشته نمي شود. تا جيبي را خالي كند.
آقاي معتمدي در ادامه مي افزايد : در زمانهاي قديم دروغ خيلي كم
رنگ تر بود ولي نسلي كه از آنها باقي مانده با دروغ دوستي پيدا كرده اند واي
به حال نسل آينده . كه فرزند چنين نسلي باشند. كه دروغ مي گويند
اصغر همتي تعمير كار لوازم خانگي هم دراين باره مي گويد : متاسفانه
همكاران ما در اين حرفه بسيار دروغ مي گويند. چون احساس ميكنند با دروغ
منفعت و سودي بسيار به دست مي آورند. درحاليكه خداوند روزي رسان
است .
وي مي افزايد : اكثر مشتري ها كه مي آيند مارا مجبور به هزار قسم خدا و
پيغمبر مي كنند كه آقا نكند قطعاتش عوض شود. من با هزار قسط و قرض
فلان وسيله را خريدم . حتي يك بار خانمي آمده بود و به من گفت : نمي شود
جلوي خودم اين چرخ گوشت را دست كني گفتم خانم اين سخن شما بي
احترامي به من است . ايشان در جواب گفتند همسايه ما يك جاروبرقي
داشت . وقتي به تعميرگاه برد ديگر هرگز كار نكرد. و مجبور شد جاروبرقي
ديگري بخرد.
وي مي افزايد : وقتي اين حرف ها را مي شنوم شرمنده مي شوم گاهي فكر
مي كنم چرا اين قدر مردم نسبت به گذشته مشكلاتشان بيشتر شده است
شايد يكي از دلايلش اين است كه دروغ
ريا
مال حرام و.. بين ما زياد شده
و در واقع ما چوب كار خودمان را مي خوريم . و بعد از اين به مشكل دچار
شديم تازه به ياد حضور خداوند مي افتيم و به هزاران التماس و خواهش از
بنده خدا روي مي آوريم . چه قدر خوب است كه ما در تمام حالات چه
خوشي و چه غم ياد خدا باشيم و بدانيم كه به ياد اوست كه دلها آرام
مي گيرد.
خانم سعيدي هم در اين باره مي گويد : من سعي مي كنم دروغ نگويم ولي
يادم هست يك همكلاسي داشتم كه به دروغ بسيار متوسل مي شد كه ما فلان
ماشين و فلان خانه را داريم . مادر اينگونه و پدر آن طور دارم . تمام زنگ هاي
تفريح بچه ها فقط حسرت او را مي خوردند و چه قدر بچه ها آرزو داشتند
جاي او بودند. چون او همه چيز را يك جا داشت تا اينكه يكي از دوستان به
طور اتفاقي محل خانه و زندگي آن ها را ديد كه بسيار فقير هم بودند.
وي ادامه مي دهد : من احساس مي كنم بعضي افراد آرزوهاي خود را در
قالب دروغ مطرح مي كنند و در اين ميان احساس بسيار خوشايندي در ميان
ديگران خواهند داشت و در واقع چون از موقعيت خود ناراضي هستند براي
اينكه آن را از ديد ديگران پنهان كنند به دروغ متوسل مي شوند. كه اين افراد
در كوتاه مدت به دروغ گفتن عادت مي كنند و اگر روزي به آن دست نزنند
گويي كار بزرگي نكرده اند.
حجت الاسلام مصطفي شاهدي مدرس حوزه و دانشگاه هم درباره
معايب و زيانهايي كه دروغ گفتن نصيب فرد وجامعه مي سازد
مي گويد : در
حديثي از رسول گرامي اسلام روايت شده كه ريشه بسياري از مشكلات و
همزمان ريشه حل بسياري از مشكلات ما هم در آن است كه مي فرمايند : از
دروغ گفتن پرهيز كنيد اگر چه نجات خود را در آن بدانيد زيرا دروغ باعث
نابودي و هلاكت شما مي شود.
وي ادامه مي دهد : حيات و ممات يك فرد و جامعه در اين جمله كوتاه
نهفته است و به همين دليل هم اسلام به شدت دروغ گفتن را نهي فرموده و
حتي در قرآن كريم جايگاه دروغگويان و منافقان را يكسان دانسته كه جايگاه
آنها در دوزخ است .
حجت الاسلام شاهدي مي گويد : منافق زبان و دلش دو تا است و همزمان
كه
زبانش سخن مي گويد در دلش هيچ اعتقادي به گفته اش ندارد واي بسا در
پشت سر غيب مي كند و انواع و اقسام فحش و اهانت را به فردي كه در
مقابلش به دروغ اظهار وفاداري مي كرد
روا مي دارد.
اين مدرس حوزه و دانشگاه مي افزايد : رسول خدا با اين توصيه راه
درست را به امت خود نشان دادند و هر فرد و جامعه اي بخواهد رستگار شود
بايد اين راه و سفارش رسول گرامي اسلام را مد نظر قرار دهد.
وي ادامه مي دهد : اگر افراد دروغگو در جامعه در هر پست و مقامي بداند
و يقين و باور داشته باشند كه هلاك جامعه و فرد بخاطر همين دروغ
گفتن هاي به ظاهر ساده است اينقدر در حق خود وجامعه ظلم نمي كند.
وي ادامه مي دهد : چون قرآن كريم بارها منافقين را خارج از اسلام
معرفي كرده و كاذبين و دروغگويان را در همان حد معرفي كرده است در
ايمان فرد دروغگو هم بايد شك كرد زيرا از نشانه هاي مومن اين است كه
دروغ نمي گويد.
حجت الاسلام شاهدي بر اين باور است كه مذمت دروغگويي براي
برخي از دروغگويان آشكار نيست اما بسياري هم هستند كه مي دانند دروغ
مي گويند اما غفلت كاملا بر دلهاي آن ها سايه افكنده و اين افراد يقينا در
شمار هلاك شدگان هستند.
وي مي افزايد : يكي ديگر از اثرات سو دروغگويي در جامعه افزايش فقر
است كه در روايات متعدد هم آمده كه دروغ
فقر مي آورد و اين مساله براي
اهل معرفت روشن است . يكي ديگر از عوامل افزايش فقر در جامعه ما رواج
همين رويه سو دروغگويي است .
وي مي گويد : در اسلام آنچنان در مذمت دروغگويي روايات و احاديث
هست كه در هيچ ديني نيست ولي متاسفانه ما مسلمين به اين سفارش اسلام
چندان اهميت نميدهيم و اتفاقا گرفتار اثرات منفي آن هم شده ايم .
اين مدرس حوزه و دانشگاه مي افزايد : اگر چه دروغگويي براي همه
مسلمانان منع شده
اما با توجه به سفارش هاي متعدد ائمه معصومين كه
پيشوايان شيعه هم هستند گفتن سخن دروغ يقينا براي ما شيعيان بسيار
نكوهيده تر است .
وي با رد توجيه دروغ مصلحتي هم مي افزايد : متاسفانه اين ابزاري در
دست دروغگويان است بلكه دروغ مصلحتي كه صحبت آن مي شود فقط در
حد فتنه انگيزي و نجات جان افراد است در حاليكه اكنون دروغ براي
سودجويي و رفاه را هم دروغ مصلحتي جا مي زنند.
وي ادامه مي دهد : همه ما داستان معروف ابوذر و پيامبر اسلام را
مي دانيم كه ابوذر حتي براي نجات پيامبر (ص ) هم دروغ نگفت كه اتفاقا
همين راستگويي باعث نجات جان رسول اكرم شد.
يكبار ديگر فكر كنيم . بسياري از مشكلات جامعه از مشكلات
خانوادگي
طلاق
فراواني شكايت ها در محاكم قضايي و دادگاهها
ادارات
سازمانها و...ريشه در دروغ دارد نمي توان به يكباره اين آفت را كه ريشه در
قرون و اعصار دارد و در بافت جامعه
هم نفوذ كرده به يكباره نابود كرد
مي توان به سمت راست گويي حركت كرد و هر قدمي كه در اين راه از هر فرد
جامعه برداشته شود 60 ميليون قدم براي اصلاح جامعه برداشته ايم كه يقينا
بسياري ارزشمند است .
متاسفانه در جامعه ما در قالب دروغ مصلحتي و به اصطلاح ناچاري
افراد و شخصيت ها در موقعيت هاي مختلف سياسي
اجتماعي
اقتصادي و
حتي خانوادگي به راحتي دروغ مي گويند در حاليكه ريشه بسياري از
مشكلات در كشور از همين مرحله آغاز مي شود.
اگر تك تك افراد جامعه تلاش كنيم روزانه حداقل از يك سخن و كار و
عمل دروغ دوري كنيم
روزانه 60 ميليون قدم درستكاري در كشور طي
مي شود كه حركت بسيار ارزشمندي براي اصلاح جامعه است .
آقاي معتمدي يك شهروند : اگر امروز صداقت در جامعه كمرنگ شده
بخاطر دوري از دستورات و تعاليم اسلامي و اعتقادي است در حاليكه
روزي همه ما در دست خداست و نبايد براي آينده دنياي خود و فرزندان
به ورطه گناه بيفتيم .
حجت الاسلام شاهدي مدرس دانشگاه : پيامبر اكرم (ص ) نجات فرد و
جامعه را در راستگويي مي دانند و اگر امت آن بزرگوار همين رويه را در
پيش بگيرند در دنيا و قيامت رستگار مي شوند.

|