روزنامه جمهوري اسلامي 25/08/1385 صفحه عقيدتي
*****
از مردم با مردم در وصف خودناديدگي وارستگي و خاكساري علامه جعفري




  • يكي از بزرگ ترين و شريف ترين خصال و فضايل و ويژگي هاي مردان بزرگ الهي كه بار سنگين مسئوليت « راه نماياندن » و « مقصد رساندن » را بر دوش مي كشند ايجاد جاذبه هاي زيباي اخلاقي در توده هاي مردم به منظور زمينه سازي هاي لازم براي گرايش به فرهنگ جامع و معارف اصيل و حيات بخش اسلام مي باشد. در ميان اين جاذبه هاي تحول زا و حركت آفرين « تواضع و فروتني » جايگاه و نقش و تاثيرگذاري خاصي دارد و در جلوه هاي مختلف و به صورت مواجهات و تعاملات خالصانه و صادقانه با اقشار مردم جامعه آشكار و نمايان مي گردد.
    علامه بزرگوار آيت الله محمدتقي جعفري از جمله فيلسوفان و عالمان و انديشمندان است كه تا بلندترين قله هاي دانش و حكمت صعود كرده و شخصيتي جامع و عظيم يافته بود و در عين حال در اوج تواضع و فروتني در ميان خلق حاضر مي شد و درآمدوشدها محاوره ها نشست و برخاست و مواجهات و تعاملاتش ذره اي غرور علمي و خودبيني و احساس رجحان و برتري نسبت به ديگران يافت نمي شد.
    او هرگز خود را از توده هاي مردم بريده و گسسته نمي ساخت و معتقد بود كه يك « روحاني » بايد در هر شرايطي ـ چه سياسي و حكومتي و داراي عالي ترين مقامات و جايگاه ها در مديريت كلان چه علمي و فرهنگي و ره يافته به مراتب و مدارج بالاي فلسفه و حكمت و فقه و اصول و كلام ـ پيوند و ارتباط خود را با مردم جامعه حفظ كند و مانند همه انسان هاي عادي و معمولي با آنان حشر و نشر داشته باشد و به درد دل هايشان گوش فرا دهد و در دادن مشاوره به آنان در امور خانوادگي اخلاقي تربيتي اجتماعي دريغ نورزد و همواره مرهمي باشد بر زخم هايشان و دوست و قرين و ياوري باشد در رفع حاجات و گرفتاري هايشان و آرامش دهنده اي باشد به هنگام هجوم رنج ها و پريشاني ها و حزن و غم و اضطراب ها.
    علامه جعفري به گواهي همه كساني كه با او آمدوشد و ارتباط داشتند يعني هم افراد خانواده فاميل همسايگان و هم شاگردان و فراگيرندگان علم و دانش از محضر پرفيض او عالم وارسته اي بود كه به اصل همزيستي با توده هاي مردم جامعه به شدت پايبندي داشت و هيچ گاه در عمل به آن غفلت و تسامح روا نداشت و اين اصل در حالي به خوبي به حيطه عمل او درمي آمد كه آن عالم ژرف انديش در اوج كار و تلاش علمي داراي جلسات متعدد درس و تفسير و در حال تحقيق و پژوهش و نگارش كتب مختلف و در مواجهه و تعامل با انديشمندان داخل و خارج از كشور بود و با تراكم شديد فعاليت هاي علمي مواجه مي گشت .
    علامه جعفري با نظم و ساماني كه به امور مختلف عبادي علمي خانوادگي اجتماعي و پژوهشي خويش داده بود مردم زيستي و پيوند و ارتباط با محرومان و نيازمندان را حفظ كرده و به آن عامل بود. او اين « اصل » و « ضابطه » را كه « همه مديران و كارگزاران و رهبران و روحانيون نظام و حكومت عدل موظفند كه با فقرا و مستمندان و پابرهنه ها بيشتر حشر و نشر و جلسه و مراوده و معارفه و رفاقت داشته باشند تا متمكنين و مرفهين و در كنار مستمندان و پابرهنه ها بودن و خود را در عرض آنان دانستن و قرار دادن افتخار بزرگي است كه نصيب اوليا شده » 1 كاملا مورد توجه و نظر و عمل قرار مي داد و اين سيره و روش را مطابق با رفتار و سلوك انبياي الهي و امامان معصوم (ع ) مي يافت .
    مرحوم علامه جعفري معتقد بود كه روحاني ضمن آن كه به درس و تحصيل و اخذ مدرك اهتمام مي ورزد نبايد مطالعه و تحقيق را تعطيل كند و بايد همواره با مردم در تماس باشد و نيازهاي اعتقادي و اخلاقي و تربيتي آنان را مرتفع سازد. او مي گفت : « من سال هاست كه با مردم در ارتباطم و احساس مي كنم كه حرف دل مردم اين است كه تو « روحاني » در مرز طبيعت و ماوراي طبيعت قرار گرفته اي و موظف هستي انسان هاي جامعه را براي آمادگي به ورود در جاذبه ماوراي طبيعي تربيت و توجيه نمايي . من معتقد به نظم در حوزه هستم اما نظمي كه دست و پاي طلبه را زنجير نكند. اگر طلبه كتاب را خواند و در امتحان قبول شد و مدرك گرفت اين احساس در او نباشد كه ديگر كاري به مطالعه و تحقيق و اخلاق و كتاب ندارم چون به هدف رسيدم ! والا در اين صورت صاحب شرايع . شهيد اول شهيد ثاني ابن ادريس يا شيخ طوسي ها پيدا نخواهد شد. « مدرك » بايد جنبه وسيله اي داشته باشد نه هدفي و استقلالي . مدرك براي آن باشد كه معلوم شود كه اين شخص در جامعه توانايي چه كاري را دارد نه اين كه خداي ناخواسته باعث شود كه انسان دور خودش طواف كند . » 2
    علامه جعفري در اين بيان ژرف ضمن نفي « مدرك گرايي » به مفهوم گرايش « مطلق » به اين جاذبه و باقي ماندن در ركود و سكون و امتناع از تداوم و استمرار مطالعه و فحص و تكاپوهاي علمي و پذيرش « مدرك » به عنوان نماياندن توانمندي هاي هر شخص براي بهره وري از آنها در مجامع و مراكز علمي با به كاربردن تعبير « طواف به دور خود » به نفوذ و آسيب آفريني عارضه اي در ميان برخي از طلاب و دانشجويان و هر دانش آموخته و مدرك گرفته در هر مركز و سازمان و در هر زمان و مكان اشاره مي كند كه به دليل تاثيرپذيري از عناوين و القاب خوش ظاهري كه مدارك تحصيلي با خود ضميمه دارند باعث غرور علمي مي شود و از همين جا بين برخي از دانش آموختگان و مدرك گرفتگان و مردم جامعه فاصله و شكاف ايجاد مي شود و به جاي فزوني يافتن پيوند و ارتباط هاي مردمي نقصان و كاستي به وجود مي آيد و اين ها همه از فقدان درك صحيح و شناخت و معرفت جامع نسبت به آموزه هاي والاي ديني و سيره و روش پيامبر(ص ) و ائمه (ع ) و عرفا و اوليا و علماي وارسته در الفت با توده هاي مردم و درميان آنان زيستن و همراه با آنان از دنيا رخت بربستن ناشي مي شود.
    علامه جعفري همواره مي گفت : « من چيزي نيستم » و جلوه هاي عملي اين بنيان فكري و اخلاقي را در كلام و گفتار و رفتار و سلوك و مواجهات خويش با اقشار مختلف مردم جامعه به ظهور و عينيت درمي آورد.
    اين جلوه هاي عملي از آن بنيان فكري و اخلاقي درس ها و پيام هاي فراواني را به همه عالمان و فرهيختگان و مسئولان و دولتمردان و مديران و مربيان و هركس در هر لباس و شغل و مديريت كه با توده هاي مردم پيوند و ارتباط و تعامل دارد منتقل مي سازد و از همين رو لازم است نمونه ها و مصداق هايي از اين سيره و روش بسيار زيبا و پيام گزار را به نظاره بنشينيم .
    1 ـ فقها و علماي بزرگ اسلام تواضع و خاكساري علامه جعفري را كه موجب مي گشت هرگز تحت تاثير آموخته هاي وسيع و مراتب بالاي علوم و دانش هاي خويش قرار نگيرد و همچنان يك روحاني فروتن و معاشر با عموم اقشار جامعه باقي بماند تمجيد مي كردند و هركدام با واژه ها و تعابير خاصي از آن ياد مي كردند.
    مرحوم علامه اميني صاحب اثر ارزشمند « الغدير » در وصف مرحوم علامه محمدتقي جعفري چنين مي گويد :
    « مي دانيد چرا علامه جعفري را بسيار دوست دارم براي اين كه با اين وضع بالاي علمي از نظر صفاي باطن گويي تازه به دنيا آمده است » 3
    اين تمجيد زيبا از شخصيت والاي علامه محمدتقي جعفري نه تنها اشاره اي روشن به تواضع و فروتني او دارد كه به ساير خصال و فضايل و ويژگي هاي شخصيت اين عالم وارسته تصريح مي كند. زيرا وجود « صفاي باطن » به صورت يك فضيلت بزرگ و ملكه ثابت اخلاقي و در حد بسيار بالا و با كيفيت عالي به گونه اي كه به انسان تازه تولد يافته تشبيه مي شود كه از همه رذايل و كاستي ها پاك و منزه است به صفات بزرگي چون خلوص و يكرنگي و صداقت و راستي و خود ناديدن و بريدن از همه قيود و زنجيرهاي اسارت دروني اشارت دارد كه خاكساري و فروتني و حشر و نشر متواضعانه با عموم مردم جامعه يكي از آن ها محسوب مي شود.
    2 ـ علامه جعفري سعي وافر داشت كه در عمل به جلوه هاي مختلف تواضع و فروتني پيشگام باشد و به گونه اي به آموزه هاي اخلاقي و شيوه هاي رفتاري اين فضيلت و ارزش والاي اجتماعي پايبندي و شوق و علاقه نشان دهد كه مردم به وضوح و در عملكردهاي مختلف اين عالم وارسته افتادگي و فروتني اش را مشاهده نمايند و به اين وسيله به الگوگيري از رفتار و سلوك او بپردازند.
    دقت و مراقبت هاي خاص علامه جعفري در رعايت جلوه هاي مختلف تواضع و فروتني در مردم تاثير فراوان مي گذاشت و به علاقه و اشتياق خاص آنان نسبت به اين عالم از خود رسته مي افزود.
    يكي از اين جلوه هاي زيباي تواضع و خاكساري را يكي از كساني كه با علامه جعفري معاشرت داشته و به تلمذ و درس آموزي از محضر او افتخار مي كند اينگونه تعريف مي نمايد :
    « روزي به اتفاق دوستان براي ديدار آن دانشمند فرزانه به منزلشان مي رفتيم . اودر حالي كه لباس ساده اي بر تن داشت فرغوني را پر از آجر كرده بود و براي ساختن ديوار خانه اش حمل مي كرد . » 4
    مشاهده اين صحنه نه تنها براي بزرگان علم و دانش و شاگردان علامه كه بيشتر از همه براي توده هاي مردم جامعه جذاب و زيبا مي نمود و در جان و روح و رفتار واخلاق فردي و اجتماعيشان تاثير مي نهاد و آنان را از مركب غرور و خود بيني فرود مي آورد و در دامان تواضع و فروتني پرورش مي داد.
    3 ـ علامه جعفري در فعاليت هاي سياسي مردم و در عرصه ها و صحنه هايي كه با حضور و نقش آفريني آنان از دستاوردهاي انقلاب شكوهمند اسلامي صيانت مي شد و پيروزي ها به يادآوري درمي آمد متواضعانه همراه و هم صدا مي شد. اين همراهي و همصدايي به حضور در مساجد و مجالس و سخنراني براي عموم مردم منحصر نمي گرديد بلكه او در ساير جلوه هاي اين همراهي وهمصدايي نيز حاضر و در كنار توده هاي مردم بود. نمونه ذيل از زبان يكي از شاهدان مصداقي بسيار زيبا و درس آموز مي باشد :
    « آن شب از سوي نهادهاي فرهنگي اعلام تكبير شبانه شده بود . تا اينكه ساعت 9 فرا رسيد و صداي تكبير مردم به گوش رسيد. استاد خطاب به من فرمود :
    « بيا ما هم برويم مثل همه مردم و روي بام تكبير بگوييم »
    چون اطاق كار و مطالعه استاد در طبقه دوم منزلشان بود به اتفاق ايشان به محوطه جلوي اطاق رفتيم .
    استادجعفري با خضوع و تواضع خاصي در آن فضاي باز دقايقي ايستاد و همصدا با همه مردم تكبير گفت و من نيز غرق حيرت شدم كه فردي مثل ايشان با آن همه عظمت علمي در اينگونه موارد مانند همه مردم كوچه و بازار در مراسم مربوط به انقلاب شركت وهمراهي مي كند و كثرت تحقيقات و مطالعات و تفكرات عميق علمي و فلسفي هيچ وقت نتوانسته بين او ومردم حجاب و حائلي ايجاد كند . » 5
    4 ـ علامه محمد تقي جعفري به دليل داشتن صفاي باطن و خلوص و يكرنگي و تواضع و خاكساري و در پي آن علاقه شديد به مردم و حشر و نشر و تعامل با آنان همواره پناهگاه اقشار مختلف جامعه بود. جاذبه هاي زيباي اخلاق ملايم و متواضعانه وهمراه با حوصله و سعه صدر و خوشرويي و نشاط در « سخن » و « رفتار » و « عمل » اين عالم رباني موجب شده بود كه توده هاي مردم در هر مشكل و رنجي كه براي آنان پديد مي آمد به او مراجعه كنند و از رهنمودها و راهگشايي هايش بهره ببرند كه از ديد و نگاه آنان يك « روحاني » بايد ملجا و محل رجوع مردم براي مرتفع نمودن مشكلات اعتقادي فكري فرهنگي اخلاقي تربيتي خانوادگي و اجتماعي آنان باشد.
    مشاهدات ذيل به وضوح نشان مي دهد كه بين علامه جعفري و مردم چه پيوند عميق و ريشه داري وجود داشت و چسان اقشار مختلف جامعه به خانه اين عالم وارسته ومتواضع آمد و شد مي كردند و چگونه مورد پذيرش و مهر و محبت و راهنمايي و ياري رساني قرار مي گرفتند :
    « خيابان خراسان خيابان زيبا كوچه حاج قاضي » اين نشاني خانه استاد بود خانه اي ساده و بي پيرايه در جنوب شهر تهران خانه اي كه يكي از برجسته ترين و پرهيزكارترين انديشمندان جهان اسلام را در خود جاي داده بود.
    اگر چه بيش از همه متفكران و صاحب نظران براي كسب معرفت از محضر استاد به اين خانه رفت و آمد مي كردند اما درهاي اين خانه به روي همه باز بود از كاسب محله كه براي پرسيدن مسئله شرعي آمده بود تازن و شوهري كه اختلافات خانوادگي خويش را براي چاره جويي نزد استاد آورده بودند و پيرمردي كه از بي مهري فرزند خود گلايه داشت و از استاد تقاضا مي كرد كه فرزندش را نصيحت كند و براي او از حقوق والدين در اسلام سخن بگويد... و استاد بزرگوار همه را با آغوش باز مي پذيرفت و با لبخندي آنها را بدرقه مي كرد. اگر مي پرسيدي « آيا حيف نيست كه اين گونه مسائل معمولي بخشي از وقت گرانبهاي شما را به خود اختصاص دهد » به ملامت نگاهت مي كرد و مي گفت : « اين بندگان خدا وقتي مي بينند كه ما لباس پيامبر(ص ) را به تن داريم براي گره گشايي به ما مراجعه مي كنند... و علم و حكمت نيز از جانب همان خدايي است كه اينان را به خانه ما مي فرستد » و اين بيت را مي شنيدي كه استاد بزرگوار بارها و در بسياري از مناسبت ها آن را به عنوان شاهد مثال مي خواند :
    از مردم افتاده مددجوي كه اين بي پر و بالان
    با بي پرو بالي پرو بال دگرانند6
    و به اين ترتيب علامه محمد تقي جعفري در اوج وارستگي و خود ناديدگي و در حالي كه جامع بسياري از علوم و فنون بود و داراي شخصيتي عظيم و علمي با آثاري عميق و پژوهش هايي ماندگار در متن جامعه و معاشرت و آمد و شد و مراوده سرشار از فروتني و تواضع با توده هاي مردم اهتمام مي ورزيد و پناهگاه و ياري رسان آنان بود.
    علامه جعفري از مردم بود و با مردم . اواز كساني نبود كه از متن مردم برخاستند و نتوانستند با مردم بمانند و با آنان زندگي كنند و با آنان زندگي را وداع گويند.
    اوهمچنان كه از مردم بود با مردم بود هميشه و در همه حال .
    آنان كه در پي يافتن جلوه هاي عيني و عملي و مشهود صفاي دل خلوص و يكرنگي وارستگي و فروتني و خاكساري مي باشند بنگرند و بينديشند و الگو بگيرند و عمل كنند.
    پاورقي :
    1 ـ از رهنمودهاي حضرت امام خميني اسلام ناب در كلام و پيام امام خميني انتشارات موسسه تنظيم ونشر آثار امام ص 318
    2 ـ مرگ چنين خواجه نه كاري است خرد يادنامه مرحوم علامه جعفري ص 3
    3 ـ چراغ فروزان از انتشارات مركز بررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات ص 32
    4 ـ مرگ چنين خواجه نه كاري است خرد يادنامه علامه جعفري ص 4
    5 ـ همان منبع ص 5
    6 ـ آفتاب حكمت يادنامه سالگرد ارتحال علامه جعفري ص 25
    علامه جعفري خود را از توده هاي مردم بريده و گسسته نمي ساخت و معتقد بود كه يك « روحاني » بايد در هر شرايطي ـ چه سياسي و حكومتي و داراي عالي ترين مقامات و جايگاه ها در مديريت كلان چه علمي و فرهنگي و ره يافته به مراتب و مدارج بالاي فلسفه و حكمت و فقه و اصول و كلام ـ پيوند و ارتباط خود را با مردم جامعه حفظ كند و مانند همه انسان هاي عادي و معمولي با آنان حشر و نشر داشته باشد ـ و همواره مرهمي باشد بر زخم هايشان و دوست و قرين و ياوري باشد در رفع حاجات و گرفتاري هايشان و آرامش دهنده اي باشد به هنگام هجوم رنج ها و پريشاني ها و حزن و غم و اضطراب ها
    مرحوم علامه اميني صاحب اثر ارزشمند « الغدير » در وصف علامه محمدتقي جعفري مي گفت : مي دانيد چرا علامه جعفري را بسيار دوست دارم براي اين كه با اين وضع بالاي علمي از نظر صفاي باطن گويي تازه به دنيا آمده است
    وقتي از علامه جعفري به خاطر پذيرش توده هاي مردم و راهگشايي براي رفع مشكلات اخلاقي تربيتي خانوادگي و اجتماعي آنان مي پرسيدي « آيا حيف نيست كه اين گونه مسائل معمولي بخشي از وقت گرانبهاي شما را به خود اختصاص دهد » به ملامت نگاهت مي كرد و مي گفت : « اين بندگان خدا وقتي مي بينند كه ما لباس پيامبر(ص ) را به تن داريم براي گره گشايي به ما مراجعه مي كنند و علم و حكمت نيز از جانب همان خدايي است كه اينان را به خانه ما مي فرستد »