
در سالگشت ارتحال فيلسوف و عارف و عالم بزرگ علامه سيدمحمد
حسين طباطبايي قرار داريم . هم او كه مجموعه اي از معارف و علوم گوناگون
بود و در فقه
فلسفه
كلام . تفسير
اصول
حديث
ادبيات
رياضيات و
هيئت و نجوم
اخلاق و عرفان و تعليم و تربيت
به مهارت ها و توانمندي ها
و ژرف انديشي ها دست يافته بود و همگان را به خوشه چيني از خرمن
دانش هاي خود مشتاق مي نمود.
علامه طباطبايي با كنكاش ها و پژوهش ها و عمق انديشي هاي خود توانست
آثار بسيار گرانبهايي را به جامعه اسلامي عرضه بدارد كه تفسير شريف
« الميزان » از بزرگترين آنها محسوب مي شود. دركنار اين اثر عميق و جامع
اصول فلسفه و روش رئاليسم قرار دارد كه در پنج جلد و با شرح و تبيين هاي
متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري به زيور طبع آراسته گرديده است .
حاشيه بر اسفار
البدايه الحكمه
النهايه الحكمه
حاشيه بر كفايه
شيعه در
اسلام
بررسي هاي اسلامي
سنن النبي
رساله در اثبات ذات
رساله در
اسما و صفات
مجموعه مقالات
رساله در برهان
رساله در تركيب
رساله
در اعتباريات
مجموعه گفتگوها و مصاحبه ها با پرفسور هانري كربن
رسالت تشيع در دنياي امروز
ولايت و حكومت اسلامي
وحي ياشعور
مرموز
و علي و فلسفه الهي از جمله آثار ديگر علمي او محسوب مي شود.
مرحوم علامه با احساس وظيفه و تكليف در شناساندن فرهنگ و معارف
جامع قرآن
به تفسير آيات شريف اين كتاب مقدس اهتمام ورزيد و در كنار
اين تلاش مستمر و با احساس نياز به مباحث فلسفي و پاسخ به شبهات
مكاتب الحادي و مادي
بخش وسيعي از فكر و انرژي خويش را در اين راه
مصروف داشت
چنان كه خود او درباره اين دو احساس نياز و فعاليت هاي
خويش اينگونه توضيح مي دهد :
« هنگامي كه از تبريز به قم آمدم مطالعه اي در نيازهاي جامعه اسلامي
ومطالعه اي در وضع حوزه قم كردم و پس از سنجيدن آنها به اين نتيجه
رسيدم كه اين حوزه نياز شديدي به تفسير قرآن دارد تا مفاهيم والاي
اصيل ترين متن اسلامي و عظيم ترين امانت الهي را بهتر بشناسد و بهتر
بشناساند. آن سوي ديگر چون شبهات مادي رواج يافته بود
نياز شديدي به
بحث هاي عقلي و فلسفي وجود داشت تا حوزه بتواند مباني فكري وعقيدتي
اسلام را با براهين عقلي اثبات و از موضع حق خود دفاع نمايد. از اين رو
وظيفه شرعي خود دانستم كه به ياري خداي متعال
در رفع اين دو نياز
ضروري كوشش نمايم . » (1 )
مرحوم علامه طباطبايي در كنار تلاش هاي علمي
به مراقبت هاي عملي
و سير و سلوك الي الله براي پيمودن مراتب و درجات تقوا و عرفان و
دست يابي به مقام فنا و وصل پرداخت .
عرفان علامه طباطبايي
عرفان ناب و اصيل وبرخاسته از متن تعاليم و
آموزه هاي عرفاني قرآن و ائمه اطهار(ع ) بود و با همين مشخصه و ويژگي بود
كه آثار عرفاني او در متن تفسير الميزان و ساير آثار علمي اش ماندگار است و
به دور از پيرايه هاي ناصواب به بهره برداري مي رسد
چنان كه درس
آموخته اي از مكتب عرفاني آن عارف وارسته درباره اين عرفان اصيل و مايه
گرفته از قرآن و عترت چنين مي گويد :
« او عارف كامل بود. عارفي بود كه خداي متعال مهم ترين آرمان و آمال او
بود
هماني كه در دعاي كميل آمده است : يا غايت آمال العارفين .
ايشان در رديف همان عارفين بود و در زمره همان عرفا بود كه از ثقلين
يعني قرآن و عترت مايه ها گرفت وپايه هايي ساخت . بنابراين عرفان صحيح را
با استمداد از آيات و روايات اهل بيت (ع ) به خوبي عرضه مي كرد و تشريح
مي كرد و به خوبي تدريس مي نمود . » (2 )
علامه طباطبايي قبل از آن كه به تدريس عرفان بپردازد و راه و روش هاي
تهذيب و تزكيه نفس و سيروسلوك را به ديگران بياموزد
اين مراحل و راه ها
را طي كرده و در « عمل » به آنجا كه بايد رسيد
رسيده بود. سوز و گدازهاي
عاشقانه اين عارف محو در نور جمال الهي را در آثار منظوم او به خوبي
مشاهده مي كنيم و به وضوح در مي يابيم كه چسان با جاذبه عشق الهي از
حجاب هاي ظلماني و نوراني عبور كرده و ميان « دل » و « كام » فاصله ايجاد
كرده و از همه « مردار » ها براي رسيدن به « مراد » چشم پوشيده است . اثر
منظوم عرفاني ذيل از علامه طباطبايي
به خوبي اين حالات و دست يابي به
اين مراتب و مقامات عرفاني را نمايان مي سازد.
همي گويم و گفته ام بارها
بود كيش من مهر دلدارها
پرستش به مستي است دركيش مهر
برونند زين جرگه هشيارها
به شادي و آسايش و خواب وخور
ندارند كاري دل افگارها
به جز اشك چشم و به جز داغ دل
نباشد به دست گرفتارها
كشيدند در كوي دلدادگان
ميان دل وكام
ديوارها
چه فردها مرده در كوه ها
چه حلاج ها رفته بر دارها
چه دارد جهان جز دل و مهر يار
مگر توده هايي و پندارها
ولي رادمردان و وارستگان
نيازند هرگز به مردارها
مهين مهرورزان كه آزاده اند
بريزند از دام جان تارها
به خون خود آغشته و رفته اند
چه گل هاي رنگين به جوبارها(3 )
مرحوم علامه طباطبايي براي ذكر و دعا و مناجات و نوافل و نمازهاي
مستحبي اهميت قائل بود و پس از انجام منظم و دقيق و خالص وصحيح
همه واجبات الهي به ويژه نماز اول وقت وجماعت
و در كنار مجاهده با
نفس براي زدودن زنگارهاي غفلت از آيينه دل وطرد و نفي صفات زشت و
رذايل اخلاقي براي طي مراحل بالاي رشد و كمال
تهجد و شب زنده داري و
ذكر و نمازهاي مستحبي را از جمله عوامل راهگشا به سوي تقرب الهي و از
روش هاي برتر سير و سلوك مي دانست . او در اين امور به شدت مراقب و
عامل بود
به گونه اي كه شاگردان وهمراهان آن عارف بزرگ چنين نقل
مي كنند :
« علامه طباطبايي در مراتب عرفان و سير و سلوك معنوي مراحلي را
پيموده بود. اهل ذكر و دعا و مناجات بود. در بين راه كه او را مي ديديم غالبا
ذكر خدا برلب داشت . درجلساتي كه در محضرشان بوديم وقتي جلسه به
سكوت مي كشيد ديده مي شد كه لب هاي استاد به ذكر خدا حركت مي كرد. به
نوافل مقيد بود. حتي گاهي ديده مي شد كه در بين راه مشغول خواندن
نمازهاي نافله است ... (4 )
مرحوم علامه طباطبايي به عمق و ژرفاي ذكر و مناجات و نماز توجه و
نظر داشت و به جان ومحتواي عبادات مي انديشيد و همواره درمحضر
حضرت محبوب ازلي و ابدي دراوج مراقبت و ادب حضور به سر مي برد.
وقتي از آن عارف واصل توصيه اي براي حضور قلب در نماز مي طلبيدند
پاسخ مي داد : توجه
مراقبه و مراوده .
مقصود از « توجه »
درك و فهم اين واقعيت كه در حضور چه كسي
ايستاده ايم و زبان به ذكر و مناجات و نماز مي گشائيم
و او ذات مقدس
حضرت پروردگار است كه بايد همه توجه انسان به او جلب باشد كه حاضر
است و ناظر. و مقصود ازمراقبه و مراوده
مواظبت كامل از حالت ادب
حضور و تداوم و استمرار توجه تا پايان ذكر و نماز مي باشد.
مرحوم علامه طباطبايي در رعايت موازين اخلاقي در معاشرت هاي
اجتماعي و در مواجهه وتعامل با شاگردان خويش بسيار دقيق بود. تواضع و
فروتني او مثال زدني بود
و اكرام و بزرگداشت افراد
رعايت ادب
وقار و
متانت
خوشرويي و ملايمت
و خود را نديدن و به حساب نياوردن
از
جمله خصال والاي اخلاقي و رفتاري او به شمار مي رفت .
علامه طباطبايي تفسير ارزشمند الميزان رانه فقط با تفكر و انديشه
ونه
تنها با تدقيق و ژرف نگري
و نه فقط با احساس وظيفه وتكليف
كه در كنار
اين انگيزه ها و تلاش ها
با عشق و سوز و گذار و اشك ديدگان به رشته تحرير
درآورد. كساني كه از نزديك شاهد تحقيق و نگارش اين اثر بزرگ و نفيس
بوده اند به اين واقعيت اشارت دارند كه هرجا در تفسير قرآن به آيات رحمت
و غضب و توبه مي رسيد به شدت اشك از ديده خود فرو مي باريد و حالش
منقلب و دگرگون مي شد.
شاهدان كه براي مقابله ترجمه اي كه از تفسير عربي الميزان كرده بودند
در محضر علامه به سر مي بردند
اذعان دارند كه او هرچه مي خواست اين
اشك چشم و اين سوز و گذار را پنهان دارد نمي توانست و گاهي گريه
سوزناك او با صداي بلند همراه مي شد . (5 )
عشق و ارادت وعلاقه وصف ناپذير به اهل بيت (ع ) از ديگر خصال و
ويژگي هاي مرحوم علامه طباطبايي محسوب مي شد و اين عشق و محبت او
را به انجام زيارات و حاضر شدن در محافل مرثيه سرايي و استمداد از
روح هاي مطهر ومقدس آن پيشوايان معصوم (ع ) براي به انجام رساندن
جهاد فكري و علمي خويش وطي مراحل سير و سلوك و اتصال به معدن
عظمت الهي
مشتاق مي ساخت . اين حالات چنان در افكار و انديشه ها و
رفتار و سلوك وعملكردهاي علامه ظهور و بروز داشت كه شاگردان
ونزديكان او همواره به صورت يك مشخصه بارز و ارزشمند از آن ياد
مي كردند
و متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري از جمله كساني است كه
مهمترين علت و انگيزه بزرگداشت و اكرام خويش براي آن عارف وارسته را
محبت وصف ناپذير او نسبت به اهل بيت (ع ) ياد مي نمود.
جامعيت نگرش ها و تحقيق و پژوهش هاي علامه طباطبايي
يكي ديگر
از ويژگي هاي اين عالم رباني محسوب مي شود
به گونه اي كه چه در معارف
عميق نهفته در تفسير الميزان
و چه در ساير آثار گرانبهايي كه از او باقي
مانده است
همه بنيان هاي فكري و جلوه هاي عملي فرهنگ و تفكر اسلامي
به تدقيق و شرح و تبيين درآمده است و مباحث فلسفي
فقهي
كلامي
اصولي
اخلاقي
تربيتي
عرفاني
اجتماعي
فرهنگي
اقتصادي
سياسي و
حكومتي
با براهين متقن توضيح داده شده است .
مرحوم علامه طباطبايي بامشخصه جامع نگري به قرآن و اسلام و با
روش هاي دقيق و عميق و رويكردهاي اصيل و به دور از آرايش ها و
پيرايش هاي متضاد و متعارض با سرچشمه هاي زلال ديني يعني « قرآن » و
« عترت »
شاگرداني را پروريد و به جامعه اسلامي عرضه داشت كه منشا آثار
ارزشمند و سازنده اي براي دين و ملت و كشور گرديدند. متفكر
شهيدآيت الله مطهري
انديشمند شهيد آيت الله بهشتي
شهيد آيت الله
مفتح
آيت الله حسن زاده آملي و آيت الله جوادي آملي از جمله
شخصيت هاي ارزنده و برجسته اي هستند كه در محضر علامه طباطبايي به
كسب علم و حكمت اهتمام ورزيدند
و به راستي كه اين فيلسوف و مفسر و
فقيه و عارف وارسته همه هستي خود را وقف تحقيق و پژوهش وتدريس
وتربيت و پرورش شخصيت هاي علمي واخلاقي و سياسي واجتماعي نمود
و در راه خدمت به اسلام وجامعه اسلامي از هيچ كوششي دريغ ننمود
و
همان گونه كه حضرت امام خميني تصريح كردند با ارتحال اين عالم و مفسر
بزرگ « ضايعه اي براي حوزه هاي علميه و مسلمين حاصل شد » (6 )
دريغا و دردا كه استاد رفت
گل ياس گلزار ايجاد رفت
چراغ هدايت
بهار ادب
سپهر سخا
مظهر داد رفت
زبستان حكمت
هماي خرد
زباغ شرف
سرو آزاد رفت
زگلدسته عشق
بانگ سروش
برآمد كه فرخنده استاد رفت
دريغا كه شمع شبستان دين
جگر سوز از بزم اوتاد رفت
خردمند فرزانه پاكباز
زداينده زنگ الحادرفت
شكافنده بامداد خرد
رماننده ديو شياد رفت
چوقدسي نشان بود و عرشي مكان
دل افروز و بهروز و بهزاد رفت
چوجان خيمه اشتياق آمدش
خرامان از اين ظلمت آباد رفت
برآمد زخاك و به افلاك شد
ززندان برون آمد و شاد رفت
زجان درگذشت و به جانان رسيد
زميزان گذشت و به ميعاد رفت
پاورقي :
1 ـ روزنامه جمهوري اسلامي
77
8
24
2 ـ همان منبع
76
8
24
3 ـ برگرفته از كتاب جمال آفتاب
جلد چهارم
ص
اثر علامه طباطبايي
4 ـ نمازهاي نافله و مستحبي را مي توان در حال حركت خواند . در چنين
حالتي و در انتقال از مكاني به مكان ديگر
« قبله » شرط نيست و « ركوع » و
« سجود » نيز با حركت سرانجام مي پذيرد.
5 ـ روزنامه جمهوري اسلامي
81
8
30
6 ـ صحيفه امام
از انتشارات موسسه تنظيم و نشرآثار حضرت امام
خميني
ج 15
ص 363
7 ـ گزيده اي از شعر عليرضا ميرزا محمد
يادنامه علامه طباطبايي
ازانتشارات موسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگي
ص .20
عرفان علامه طباطبايي
عرفان ناب و اصيل و برخاسته
از متن تعاليم و آموزه هاي عرفاني قرآن و ائمه اطهار (ع ) بود
و با همين مشخصه و ويژگي بود كه آثار عرفاني او در متن تفسير
الميزان و ساير آثار علمي اش ماندگار است و به دور از
پيرايه هاي ناصواب به بهره برداري مي رسد.
علامه طباطبايي قبل از آنكه راه و روش هاي تهذيب و
تزكيه نفس و سير وسلوك را به ديگران بياموزد
اين مراحل
وراه ها را طي كرده و در « عمل » به آنجاكه بايد رسيد
رسيده
بود. او با جاذبه عشق الهي از حجاب هاي ظلماني و نوراني
عبور كرد و ميان « دل » و « كام » فاصله ايجاد نمود و از همه
« مردار » ها براي رسيدن به « مراد » چشم پوشيد.
مرحوم علامه طباطبايي بامشخصه جامع نگري به قرآن
و اسلام و با روش هاي دقيق و عميق و رويكردهاي اصيل و به
دور از آرايش ها و پيرايش هاي متضاد و متعارض با
سرچشمه هاي زلال ديني يعني « قرآن » و « عترت »
شاگرداني
را پروريد و به جامعه اسلامي عرضه داشت كه منشا آثار
ارزشمند و سازنده اي براي دين و ملت و كشور گرديدند.

|