
يكي از مسائل و موضوعاتي كه به طور پيوسته و مكرر
درباره آن سخن مي رود و در عرصه هاي فكر و انديشه
برانگيزاننده تبادل افكار و تضارب به آرا مي باشد
« جمهوريت و اسلاميت » است .
اين موضوع همواره از ناحيه دو جريان فكري و جناح
سياسي مطرح بوده و هست
و البته در كنار افراد وابسته به اين
دو جريان فكري و جناح سياسي
كساني بوده و هستند كه
مستقل از اين دو جريان و فارغ از هرگونه گرايشات خاص
فكري و سياسي و حزبي و جناحي
به اين موضوع رويكردي
سالم و مبتني بر تدقيق و تحقيق و پژوهش دارند و به اين
وسيله به آگاه سازي و بينش آفريني براي مردم جامعه به ويژه
نسل جوان مي پردازند.
در ميان راه و روش هاي تحقيق و تحليل در موضوع
جمهوريت و اسلاميت
روش تفكر و تعمق در انديشه هاي
حضرت امام خميني و شرح و تبيين ديدگاه هاي او بسيار
راهگشا مي باشد و سهل تر و سريع تر و صريح تر به نتيجه گيري
لازم و مفيد و سودمند منتهي مي گردد. اين روش از دو زاويه
حائز اهميت خاص مي باشد. اول اين كه حضرت امام خميني
از قدرت و توان بالاي علمي در موضوعات مختلف فقهي
فلسفي
كلامي
اخلاقي
عرفاني
اجتماعي
سياسي و
حكومتي برخوردار مي باشد و در اين مباحث به نظريه پردازي
و ابداع و ابتكار پرداخته و آثار ارزشمند فكري و عملي او در
اين آزادانديشي و نوآوري هاي ديني در ميان ما باقي است و
همواره « راه » مي گشايد و ابهامات و ترديد و شبهه ها و موانع را
مرتفع مي نمايد. و دوم اين كه حضرت امام خميني خود واضع
نظريه حكومتي اسلام در قرن حاضر مي باشد و آنچه به نام
نظام سياسي اسلام و تحت عنوان « جمهوري اسلامي » در ايران
و پس از پيروزي انقلاب اسلامي مستقر گرديد
حاصل و ثمره
نهايي افكار و انديشه هاي بلند او در موضوع « حكومت
در
اسلام » مي باشد.
با توجه به دو اصل و واقعيتي كه به آن اشارت رفت
بايد
به عمق و ژرفاي انديشه هاي حضرت امام خميني در موضوع
« جمهوريت و اسلاميت » نظر گستريم تا با آشنايي و وقوف
نسبت به ديدگاه هاي اين انديشمند بزرگ و جامع نگر و دقيق
زودتر به حقيقت دسترسي يابيم .
حضرت امام خميني همواره به صراحت مي فرمود :
« ما خواستار جمهوري اسلامي هستيم . جمهوري
فرم و
شكل حكومت را تشكيل مي دهد
و اسلامي يعني محتواي آن
فرم
قوانين الهي است . » (1 )
در اين بيان
به « شكل و فرم حكومت » و « محتواي اصلي
حكومت » به صورت دو موضوع جدا از هم در « مفهوم »
و در
كنار هم و مكمل هم در « مقصود » اشاره مي شود.
« جمهوري »
شكل و فرم حكومت است
و « اسلامي »
محتواي اصلي حكومت مي باشد. شكل حكومت به حضور و
نقش آفريني توده هاي مردم جامعه در صحنه انتخاباتي كه
مبتني بر تعيين حكومت است تصريح دارد
و محتواي
حكومت بر قوانين اسلامي كه براساس و مبناي آن بايد نظام
حكومتي مستقر گردد
نظر مي گسترد.
حضرت امام پس از آن اشاره كلي درباره « جمهوري » كه
شكل و فرم
و « اسلامي » كه محتواي حكومت است
به توضيح
اين دو مي پردازد تا هرگونه ابهام و برداشت ناروايي در
مفهوم يابي اين دو واژه
برطرف گردد :
« حكومت ما
جمهوري اسلامي است . جمهوري به معناي
اينكه متكي بر آراي اكثريت است
و اسلامي براي اينكه متكي
به قانون اسلام است . و ديگر حكومت ها اين طور نيستند كه
تكيه بر قانون اسلام داشته باشند . » (2 )
همان گونه كه روشن و نمايان است
حضرت امام خميني
« جمهوريت » را تكيه بر « آراي اكثريت مردم » معني مي كند. و
« اسلاميت » را تكيه بر « قوانين اسلام » . و سپس تفاوت
جمهوري اسلامي را با ديگر حكومت ها در محتواي غني آن
يعني قوانين اسلام مي داند و تصريح مي كند كه اين از
مشخصه هاي حكومت جمهوري اسلامي است كه داراي اين
محتوا مي باشد و ديگر حكومت هاي جمهوري
از اين مشخصه
بي بهره اند.
حضرت امام خميني در رهنمودي ديگر بر مفهوم
« جمهوري » در نظام جمهوري اسلامي بر مبناي همان مفهوم
« عمومي » كه در همه حكومت هاي دنيا وجود دارد تصريح
مي كند و نقش « ملت » را در « انتخاب » با ارائه راي خود نمايان
مي سازد :
« جمهوري
به همان معنايي است كه همه جا جمهوري
است . لكن اين جمهوري بر يك قانون اساسي اي متكي است
كه قانون اسلام است . اينكه ما جمهوري اسلامي مي گوييم
براي اين است كه هم شرايط منتخب و هم احكامي كه در ايران
جاري مي شود
اين ها بر اسلام متكي است
لكن انتخاب با
ملت است و طرز جمهوري هم همان جمهوري است كه همه
جا هست . » (3 )
حضرت امام خميني پس از مشخص كردن « شكل » و
« محتوا » در نظام سياسي و حكومتي اسلام و معرفي « جمهوري
اسلامي » به عنوان حكومت مطلوبي كه « جمهوريت » و
« اسلاميت » را در كنار هم و به صورت راي و انتخاب مردم و
حضور احكام و قوانين اسلامي به تجلي و عينيت درمي آورد
هرگونه غفلت و تسامح و رويكردهاي ناصحيح به حقيقت
« جمهوري اسلامي » را به شدت نفي مي نمايد و از آن جمله
غرقه شدن در « جمهوريت » و دقت و تعمق روانداشتن نسبت
به « اسلاميت » را مورد انتقاد و اعتراض قرار مي دهد و تمام
توجه و نظرها و كوشايي ها را در مسير تحقق قوانين جامع
اسلام پذيرا مي شود. حضرت امام در اين رهنمودها به صراحت
و آشكارا مي فرمايد :
« حالا كه ما مي گوييم جمهوري اسلامي
معنايش اين
نيست كه فقط ما راي به جمهوري اسلامي داديم
ديگر به باقي
كارهاي ديگر كار نداريم . جمهوري اسلامي معنايش اين است
كه همه مردم راي بدهند يا اكثريت راي بدهند به اين كه
جمهوري . لكن احكام
احكام اسلام
جمهوري اي كه در آن
قانونش قانون اسلام باشد. اگر يك جمهوري باشد كه قانونش
قانون اسلام نباشد
اين آن نيست كه ملت ما مي خواهند و راي
بر آن دادند. اين همه خون دادند مردم به اينكه اسلام تحقق
پيدا بكند
دنباله كار انبياست
دنباله كار رسول خداست
دنباله كار اميرالمومنين است
دنباله كار سيدالشهدا است .
سيدالشهدا خونش را داده براي همين كه اسلام تحقق پيدا
بكند
يزيد مي خواست اسلام را از بين ببرد. ما دنبال اين
هستيم كه اسلام تحقق پيدا بكند. دنبال اسم نيستيم كه حالا كه
ما اسم جمهوري اسلامي پيدا كرديم كافي است براي ما. ما در
هر يك از مواردي كه هست
در تمام شئون مملكتمان
مي خواهيم كه احكام اسلام باشد
قرآن حكومت كند بر ما
قانون اسلام بر ما حكومت كند . » (4 )
رهنمودهاي ژرف امام خميني اين واقعيت را مبرهن
مي سازد كه همواره « جمهوريت » بايد در خدمت « اسلاميت »
باشد و وسيله و ظرف و شكل و فرمي كه قوانين جامع و كامل
اسلام را به عينيت درآورد
نه در مقابل آن
و نه ظاهري براي
دلخوشي و به خود مشغولي و غفلت از مقصد و هدف اصلي . به
تعبيري ديگر جمهوريت در طول اسلاميت قرار دارد و نه در
عرض آن و در حال تعارض با حاكميت احكام و قوانين اسلام
همان گونه كه برخي از جريان هاي فكري و احزاب سياسي
همواره در صدد القاي اين تفكر باطل بوده و هستند و
مخالفت هاي خود با حكومت ديني را با رويكردهاي مطلق و
يك جانبه به جمهوريت نشان مي دهند و با ظواهر و شعارهاي
اسلامي و رنگ و لعاب هاي ديني
در عمل در نقطه مقابل اسلام
و در مسير تحقق اهداف بيگانگان و دشمنان خارجي حركت
مي كنند
همان طور كه جريان هاي افراطي دوم خرداد چنين
عمل نمودند و نتيجه باطل عملكردهاي خود را مشاهده كردند
و خود به خلاف كاري هايشان اعتراف نمودند.
با استناد به انديشه هاي ژرف حضرت امام خميني درباره
« جمهوريت » به عنوان شكل و فرم حكومت
و « اسلاميت » به
عنوان محتواي حكومت
و مفهوم « جمهوري » به صورت
ارزشمندي حضور و راي و انتخاب مردم و مفهوم « اسلامي »
به صورت تحقق عيني و عملي و كامل قوانين اسلام
مشخص
مي شود كه جناحي كه در گذشته با مطرح كردن شعار « حكومت
اسلامي » به جاي « جمهوري اسلامي » « جمهوريت » را نفي يا
كم رنگ مي كردند و هم امروز به گونه اي ديگر و در قالب و
شيوه هايي پنهان و غيرمستقيم همان هدف را دنبال مي كنند
به
بيراهه مي روند.
همچنين جريان هايي كه به تبليغ افراطي « جمهوريت »
مي پردازند و از اين طريق « اسلاميت » را تضعيف مي كنند و در
سر افكار و انديشه هاي متضاد با حكومت ديني را پرورش
مي دهند
به خطا و اشتباه مي روند.
آنچه « راه » است و نه « بيراهه » و با انديشه هاي حضرت
امام خميني تطابق دارد
پذيرش جايگاه و نقش مشخص و
معقول و مشروع « جمهوريت » و « اسلاميت » در كنار يكديگر
است
همان گونه كه آزادانديشان و متفكران و عالمان جامع نگر
و مستقل و جدا از دو جريان فكري و سياسي ياد شده عمل
مي نمايند و به دور از هياهوهاي سياسي و اهداف و مطامع و
منافع جناحي و حزبي در آثار ارزشمند خويش به نشر و ترويج
آن مي پردازند.
آنچه نسل امروز ما به آن نياز شديد دارد ارائه بي پيرايه
نظام سياسي و حكومتي اسلام است كه « جمهوري اسلامي »
چهره بارز و مصداق عيني آن مي باشد.
اگر مي خواهيم اين وظيفه و مسئوليت به درستي تحقق
يابد
بايد از انديشه هاي سياسي حضرت امام خميني فاصله
نگيريم و از مطامع و منافع سياسي و حزبي و جناحي اجتناب
كنيم و به نشر جامعيت اسلام اهتمام ورزيم و حقايق و
واقعيت ها را آنگونه كه « هست » نمايان سازيم .
پاورقي :
1 ـ صحيفه امام
از انتشارات موسسه تنظيم و نشر آثار
حضرت امام خميني
ج 5
ص 398
2 ـ همان منبع
ص 181
3 ـ همان منبع
ج 4
ص 479
4 ـ همان منبع
ج 8
ص 42 و 43
« جمهوريت » بايد در خدمت « اسلاميت » باشد و
وسيله و ظرف و شكل و فرمي كه قوانين جامع اسلام
را به عينيت درآورد
نه در مقابل آن
و نه ظاهري
براي دلخوشي و به خود مشغولي و غفلت از مقصد و
هدف اصلي . به تعبيري ديگر جمهوريت در طول
اسلاميت قرار دارد ونه در عرض آن و درحال
تعارض با حاكميت احكام و قوانين اسلام
جناحي كه درگذشته با مطرح كردن شعار
« حكومت اسلامي » به جاي « جمهوري اسلامي »
« جمهوريت » را نفي يا كم رنگ مي كردند و هم امروز
به گونه اي ديگر و در قالب و شيوه هايي پنهان و
غيرمستقيم همان هدف را دنبال مي كنند
به بيراهه
مي روند. همچنين جريان هايي كه به تبليغ افراطي
« جمهوريت » مي پردازند و از اين طريق « اسلاميت »
را تضعيف مي كنند و در سر افكار و انديشه هاي
متضاد با حكومت ديني را پرورش مي دهند
به خطا
و اشتباه مي روند. آنچه « راه » است و نه « بيراهه » و
با انديشه هاي حضرت امام خميني تطابق دارد
پذيرش جايگاه و نقش مشخص و معقول و مشروع
« جمهوريت » و « اسلاميت » همراه با هم است
آنچه نسل امروز ما به آن نياز شديد دارد ارائه
بي پيرايه نظام سياسي و حكومتي اسلام است كه
« جمهوري اسلامي » چهره بارز و مصداق عيني آن
مي باشد. اگر مي خواهيم اين وظيفه و مسئوليت به
درستي تحقق يابد
بايد از انديشه هاي سياسي
حضرت امام خميني فاصله نگيريم و از مطامع و
منافع سياسي و حزبي و جناحي اجتناب كنيم و به
نشر « جامعيت اسلام » اهتمام ورزيم و حقايق و
واقعيت ها را آنگونه كه « هست » نمايان سازيم

|