قسمت آخر
محمود افغان در سال 1135 هـ با عده اي از افغانان
اصفهان را محاصره
كرد و با اين كه دفاع از اصفهان با داشتن جمعيت زياد و آب فراوان
زاينده رود
دراين فصل مشكل نبود
ولي به قدري ترس بر پادشاه و درباريان
بي خرد او غلبه كرده بود كه جز تسليم به قضا و قدر و اظهار اين عقيده كه
كوكب اقبال محمود رو به صعود و زوال خاندان صفوي حتمي است
به فكر
ديگري نبودند. افغانان پايتخت را در محاصره گرفتند و چون قبلا راه آذوقه
را هم بسته بودند
به زودي قحطي در اصفهان بروز كرد و شاه سلطان حسين
چاره اي نديد جز اين كه در روز جمعه 12 محرم سال 1135 هـ به نزد
محمود در فرح آباد برود و تاج و تخت را تسليم نمايد. محمود در چهاردهم
اين ماه به اصفهان آمد و در چهل ستون به جاي شاه سلطان حسين به تخت
سلطنت ايران جلوس كرد.
در سال 1134 هـ; يعني در همان ايامي كه محمود افغان به اصفهان
نزديك شده بود
جمعي از اركان دولت
تهماسب ميرزا
ولي عهد دولت را
به قزوين فرستادند تا براي كمك به پدر و نجات اصفهان
سپاهياني فراهم
كند و به جنگ افغان ها بياورد. مولف زبده التواريخ مي نويسد : « مصلحت را
در آن ديدند كه يكي از شاهزادگان را بيرون آورند و وليعهد نمايند و در خفيه
به سمتي روانه كنند كه شايد جمعيتي نموده
از بيرون تواند بر سر افغان
آمد... »
محمود پس از تسخير اصفهان
عده اي از افغانان را به دفع تهماسب
ميرزا به قزوين فرستاد و تهماسب ميرزا اين شهر را ترك كرد و به اميديافتن
يار و ياور به سمت تبريز رهسپار شد. مردم قزوين در ابتدا با فرستادگان
محمود از در تسليم در آمدند
اما پس از زمان كوتاهي
اكثر ايشان را كشتند
و تنها اندكي از آن جماعت به اصفهان گريختند.
تهماسب ميرزا براي جمع آوري سپاه به تبريز
اردبيل و مازندران سفر
كرد و نشان داد كه نمي تواند از پيش روي افغان ها كه بر اغلب نواحي ايران
مسلط شده بودند
جلوگيري كند
وي ناگزير به خراسان گريخت . دراين
منطقه
شماري از قبايل عشايري تركمن به رهبري قجرها و تحت فرماندهي
فتحعلي خان و افشارها به وي ملحق شدند. رهبر افشارها
يعني نادرقلي
افغان ها را از ايران بيرون راند و تهماسب ميرزا را تحت حمايت خود در
1143 هـ 1730 م بر تخت پادشاهي نشاند .
بدين ترتيب
اخلال عمده اي كه از هشت سال پيش در امور كشور پديد
آمده بود
با دست قدرت مند ارتش مجاهد ايران و به فرماندهي يكي از
فرزندان شايسته ملك
مرتفع شد و تهماسب كه تقريبا هشت سال پس از
فرار از اصفهان وارد اين شهر شد
بر سرير شاهي متمكن گرديد.
شاه تهماسب در اصفهان به تخت موروثي نشست . نادر قلي طبق پيمان
قبلي كه با تهماسب در مشهد بسته بود كه مقرر مي كرد بعد از تصرف عراق و
فارس و بازگرداندن آرامش به كشور
ايالت هاي خراسان
كرمان و مازندران
به تهماسب قلي (نادر) و اولاد وي واگذار شود
از حضور شاه مرخص شد و
به خراسان بازگشت ; چون هنوز هرات در تصرف افغان ها بود. شاه تهماسب
دوباره به اصفهان به عيش و نوش روي آورد. حزين لاهيجي يك دوبيتي در
وصف شاه تهماسب خوش گذران سروده است :
« شاها ز مي گران چه بر خواهد خاست
و ز مستي بيكران چه خواهد خاست »
« شه مست و جهان خراب و دشمن پس و پيش
پيداست كزين ميان چه برخواهد خاست »
به دليل بي لياقتي و خوش گذراني هاي شاه تهماسب و شكست وي از
عثماني و نيز بستن قراردادي ننگين با عثماني
نادر قلي تصميم گرفت باتباني
اركان دولت
وي را از سلطنت ايران عزل كند. مستوفي مي نويسد : « ...بعد از
آنكه نواب كامياب معظم له (طهماسب ) در عمارت باغ هزار جريب به خلوت
رفته با خواص اركان دولت مشغول به شرب و لهو و لعب و انواع فسوق در
ايام و اوقات چنيني كه در هر سوي صدايي و در دماغي هوايي و در هر سازي
نوايي بود. سه روز متوالي در خلوتكده
مست و مدهوش مشغول به لهو و
لعب و جوش و خروش بود. »
به صلاحديد سران قزلباش
وي از سلطنت ايران خلع و پسر
به تاريخ 17 ربيع الاول سنه {شاه عباس ثالث }خردسالش
عباس ميرزا
1145 هـ1732
م به پادشاهي ايران انتخاب شد .
جلوس نادر بر تخت سلطنت ايران و پيشنهاد اتحاد جهان اسلام
نادر در نوروز 1148 هـ
اجتماع بزرگي از سران كشور در دشت مغان
ترتيب داد. وي بدين شرط
سلطنت را قبول كرد كه تعصب هاي شيعي كه از
زمان قزلباش معمول گرديده بود و به اعتقاد وي
موجب تفرقه در عالم
اسلام شده بود
كنار گذاشته شود. برخلاف نظر روحانيون شيعه كه در
مجلس حاضر بودند
با اين شرط موافقت شد و نادر در آن جا به عنوان
پادشاه ايران در 24 شوال 1148 هـ تاج گذاري كرد . ماده تاريخ آن عبارت
است از « الخير فيماوقع » . بعضي از مخالفان نادر
اين تاريخ را به اين صورت
در آوردند : « لاخير فيماوقع » كه همان تاريخ است .
بعضي از شروط پيشنهادي وي چنين بود : « ايرانيان اعمال سب و رفض
را كه شاه اسماعيل اول
اعلام كرده بود
ترك كنند. باپيروي از تعاليم امام
جعفرصادق (ع ) آئين جعفري را به عنوان ركن پنجم اسلام بپذيرند. پيروان
مذهب جعفري ركن خاصي در مكه داشته باشند
همه ساله يك تن امير حاج
براي سرپرستي حجاج ايران به حجاز بروند... »
در پيام اعلام جلوس كه به عثماني فرستاد
مضمون شرط صلح پايدار با
آن دولت را بدان گونه كه در مراسم جلوس وي به تائيد و تصويب عموم
رسيده بود
اعلام كرد. در پيام آمده بود كه بدون توافق در اين مضمون
هيچ
گونه معاهده اي با عثماني منعقد نخواهد شد
ولي اين مضمون در دربار
عثماني پذيرفته نشد و حتي در ايران هم علما شيعه با آن موافقت نكردند.
مولف دره نادره مي نويسد : « اعيان دولت روميه دو مورد از شروط را
(مذهب جعفري و تخصيص ركن ) مخالف شرع دانسته قبول نكردند و وزير
والامقام « مصطفي پاشا » والي موصل را با دو نفر از علماي اعلام براي عرض
تبريك سلطنت به درگاه نادري ارسال و هنگامي كه كار « قندهار » به اتمام
رسيده بود
سفرا وارد آستان سپهر مثال گشتند... »
نادر در آن مقطع
انديشه بزرگ لزوم وحدت بين مذاهب اسلامي را
درك كرد و آن را از اهداف مهم سياسي خود قرار داد. مولف تاريخ اجتماعي
ايران مي نويسد : « ولي بايد گفت كه مجاهدات صميمانه وي در اين زمينه
هرگز در خلال مدت سلطنتش با توفيق قرين نگرديد و عثماني ها براي كاهش
اختلاف ميان دو ملت همسايه كه هر دو نياز به رفع مناقشات مذهبي داشتند
به هيچ وجه قدم پيش ننهادند. »
به اين ترتيب
ايران و عثماني طي چندين سال
درگير جنگ هاي خونين
بودند. نادر سه بار به بغداد حمله كرد و هر بار يك مشكل داخلي كار او را در
فتح آن شهر ناتمام گذاشت و وي ناچار به ايران بازگشت . نادر كه احساس
مي كرد بعد از يك عمر جنگ
خسته و پير و بيمار شده است و مي دانست كه
عثماني ها پيشنهادهاي مذهبي او را نخواهند پذيرفت و او هم نمي تواند با
نيروي شمشير حرف خود را به كرسي نشاند
بعد از آخرين پيروزي بزرگ در
بغداد
واپسين تصميم خود را گرفت . نادرشاه براي عملي كردن تاليف بين
شيعه و سني
در سال 1156 هـ به زيارت عتبات شتافت و در نجف اشرف
مجلسي با حضور علماي بزرگ دو فرقه ترتيب داد; در واقع
نزديك به ده
سال بعد از مجلس سياسي دشت مغان
مجلس مذهبي نجف برپا شد. اين
امر از امور نادر و جالب در تاريخ جهان
به خصوص تاريخ خاورميانه بود
كه به منظور توجيه مذاهب صورت گرفت .
انجمن ديني نجف (وثيقه نامه اتحاد جهان اسلام )
نادرشاه اين بار تصميم گرفت از آن دو شرط كه انگيزه ده سال جنگ و
كشتار شده بود
در عين پيروزي
چشم بپوشد و با حفظ آبرو به صلح قطعي
و پايدار با عثماني برسد.
نويسنده تاريخ جهانگشا مي نويسد : « احمدپاشا به گرمي از موكب شاه
استقبال كرد و چون از دربار عثماني نيز ماذون شده بود كه به نوعي به توافق
مذهبي با ايران نايل آيد
نماينده مذهبي خود شيخ الاسلام عبدالله بن حسين
معروف به « سويدي » مفتي بزرگ عثماني را براي مذاكره با علما نجف
كاظمين
ساوه
اصفهان
مشهد
بخارا
بلخ
هرات و قندهار موظف
داشت . » در اين انجمن
نمايندگان اصلي ايران « ملاعلي اكبر ملاباشي و
ميرزامهدي خان استرآبادي بودند. » مورخ رسمي نادر شاه
يعني ميرزا
مهدي خان
وثيقه نامه را مرقوم داشت و به مهر و امضاي قاطبه علماي
حاضر در انجمن رسانيد (شوال 1156 هـ) در بخشي از وثيقه نامه چنين
آمده است :
...در اين وقت كه در نجف اشرف (به عتبه بوسي فائز و مشرف گرديدند
جمعي از علما نجف ) و كربلاي معلي و حله و توابع بغداد را در حوزه گفتگو
حاضر ساخته
مجددا اوامر همايون به عز نفاذ پيوست كه : لله الحمد در
مذهب اسلام هيچگونه قصوري و فتوري واقع نيست ...
علما كرام كه در
عالم اسلام اند
با يكديگر مجلس محاوره ومذاكره را آراسته
مشرب عزب
ولاي شكوك و شبهات تصفيه كرده
آنچه زلال {گل }ملت محمودي را از
حق و ارشاد و ما معين صفوت عالي صواب و سداد است
اختيار
نمايند...
اقبال آشتياني در اين زمينه مي نويسد :
... نادر در شوال 1156 هـ به عتبات عاليات رسيده و به زيارت اماكن
مشرفه در كربلا
نجف و كاظمين رفت و قبر ابوحنيفه را نيز در بغداد زيارت
كرد. سپس علماي شيعه و سني كربلا وحله و بغداد و كاظميه را در نجف
خواست تا با علماي ايران
بخارا و افغانستان كه به همراه آورده بودند
بنشينند و گفت و گو كنند و موارد اختلاف بين اهل دو مذهب را برطرف
سازند. اين مذاكرات كه حسب الامر نادرشاه و در اردوي او در نجف جريان
داشت
در 24 شوال سال 1156 هـ . ق خاتمه يافت و در آن باب وثيقه
نامه اي به انشاي ميرزا مهدي خان منشي الممالك نادر
مولف دره نادره و
جهانگشاي نادري نوشته شد و علماي فريقين آن را مهر كردند...
با همه خلوص و ارادتي كه نادرشاه به حضرت علي (ع ) و خاندان جليله
او داشت
(اين حقيقت را مي توان از عبارات مراسله هاي رسمي او و نيز از
اهتمام وي براي تعمير
تزيين و تذهيب مرقد آن امام همام و ساير ائمه
معصومين (ع ) و هم چنين احترام او به مذهب جعفري
دريافت )
از آن
مجلس بزرگ مذهبي خواست تا براي وحدت و همدلي در ميان مسلمانان
شيعيان
سب خلفاي راشدين را ترك كنند و اولياي عامه هم اجازه دهند
مذهب جعفري در رديف مذاهب اربعه اهل سنت قرار گيرد. با اين كه علماي
فريقين
اين دعوت را در آن مجلس مختلط عالي پذيرفتند
ولي در عمل به
جايي نرسيد.
آري نادرشاه همه كوشش خود را مصروف اتحاد جهان اسلام كرد و با
فروتني تمام
خود را برادر كوچك سلطان عثماني خواند. اين نشانه حسن
نيت و گذشت وي بود. شاهنشاه قهار و فاتحي
مثل نادر
در حالي كه به قول
خودش به جاي چهار شاه نشسته و در آن واحد پادشاه ايران
افغانستان
تركستان و هندوستان بود و نيز در همان زمان بخشي از خاك عثماني را در
اشغال خود داشت
دستور مي دهد كه جز « حسن نيت »
نمي توان از آن تعبير
ديگري كرد.
شيخ عبدالله سويدي
شيخ الاسلام بزرگ عثماني در انجمن ديني نجف
در كتاب معروف خود الحجج القطعيه لاتفاق الفرق الاسلاميه كه صورت
جلسه همان انجمن است
با تصريح به اين حسن نظر نادرشاه مي نويسد :
« ...نادرشاه بعد از خاتمه انجمن ديني نجف و اتحاد علما جهان اسلام
بمن
گفت : مي خواهم ترا پيش احمدپاشا حاكم بغداد بفرستم مي دانم كه او منتظر
شماست ولي دوست دارم فردا را بماني
زيرا دستور دادم فردا نماز جمعه در
مسجد جامع كوفه برگزار گردد و مقرر كردم اسم صحابه را به ترتيب در بالاي
منبر ذكر كنند و برادر بزرگوارم خواندگار سلطان عثماني را با القاب حسنه
قبل از من دعا كنند و سپس برادر كوچك تر يعني مرا با حداقل القاب
دعا
كنند
زيرا برادر كوچكتر لازم و واجب است كه برادر بزرگتر را توقير و تكريم
نمايد... » سپس به من فرمود : در حقيقت سلطان عثماني از من بزرگ تر و برتر
است
زيرا وي سلطان فرزند سلطان است ولي من به دنيا آمدم نه پدرم
سلطان بود نه جدم !
شايد منظور نادرشاه اين بود كه غرور و خودخواهي سلطان عثماني كه
جاه طلبي خود را بر منافع و مصالح مسلمانان ترجيح مي داد
ارضا شود و در
راه اجراي اين قطع نامه كارشكني نكند.
سفيران اروپايي همواره مي كوشيدند تا فرمانروايان صفوي را عليه دولت عثماني بشورانند
و آن ها را تشويق به جنگ كنند. كميفر در اين باره مي نويسد : هدف از سفارت ما
در ايران اين
بود كه شاه ايران را وادار به لشكركشي برضد ترك ها نماييم
نادر
موسس سلسله افشاريه تلاش كرد با از ميان بردن اختلافات مذهبي و الفت بخشيدن
بين شيعه و سني
در جهان اسلام اتحاد سياسي برقرار كند. به همين دليل
پيشنهاد كرد
ايرانيان از دشنام به خلفا بپرهيزند و سنيان نيز مذهب جعفري را در
رديف مذاهب اربعه بپذيرند و در كعبه ركني را براي آن اختصاص بدهند
در زمان نادر
در نجف اشرف انجمني از علماي شيعه و سني تشكيل شد و همگي پذيرفتند
اختلافات را كنار بگذارند و نسبت به هم بدگويي ننمايند تا زمينه براي
همدلي و اتحاد پديد آيد

*****
پيامبر اعظم در نهج البلاغه
|

كتاب « پيامبر اعظم در نهج البلاغه » را مهدي محموديان
تاليف كرده و انتشارات پيام ولايت آن را در 81 صفحه منتشر
نموده است . اين كتاب حاوي چهل درس از زندگي رسول اكرم
مي باشد و برخي عناوين مطالب آن چنين است : آشنايي با
زندگي پيامبر اسلام
فلسفه بعثت پيامبر اسلام
ماموريت
پيامبر اسلام
زندگي و سيره نبي اكرم
زندگي اجتماعي رسول
اكرم
سختي هاي رسالت و استقامت پيامبر
دوستان حقيقي
پيامبر و عناوين متعدد ديگر. در صفحات اوليه كتاب مذكور
تحت عنوان « سال پيامبر اعظم و توطئه هاي عصر حاضر »
چنين مي خوانيم :
سال پيامبر اعظم و توطئه هاي عصر حاضر
سال گذشته جريانهاي سازماندهي شده و گسترده اي با
هدف تخريب چهره آسماني بزرگ مرد تاريخ آخرين فرستاده
خدا در زمين
پيامبر اعظم محمد مصطفي (ص ) به راه افتاد.
اين حركت براي كساني كه از تاريخ اسلام مطلع هستند روش
سران جاهليت اول را تداعي كرد همچنين سوالي براي همگان
به وجود آورد : پيامبر اعظم چه نقشي در وقايع امروز جهان
دارد كه بايد به اين گستردگي و با اين هزينه گزاف مورد حمله
قرار گيرد موج عظيمي كه در سرتاسر جهان به وجود آمد تا
براي اين سئوال پاسخي مناسب بيابد
زمينه مناسب به وجود
آورد كه مسلمانان بتوانند به معرفي پيامبر اعظم و رهنمودهاي
او بپردازند . در اين راستا رهبر معظم انقلاب اسلامي
سال 85
را سال پيامبر اعظم ناميدند تا نقطه عطفي باشد براي
فعاليتهاي عميق علمي و گسترده عملي در زمينه شناخت
جاهليت و ماهيت آن و نوع حركت پيامبر اعظم براي مبارزه با
آن و انطباق آن با حوادث امروز جهان .
به طور كلي جاهليت از پنج جبهه بر جامعه انساني
مي تازد :
اول : هواي نفس انسانها. دوم : صاحبان قدرتهاي استكباري و
ثروتهاي نامشروع . سوم : روحانيون منحرف اديان و مذاهب و
فرقه هاي مختلف و مبلغان مكاتب غير آسماني . چهارم : قبايل و
گروهها و فرقه ها و مذاهب متعصب . پنجم : همان ستون پنجم
دشمن يعني منافقين .
براي مقابله با دشمنان سه مرحله جهاد تعريف
مي شود :
اول : جهاد به وسيله قويترين تسليحات و نيروهاي نظامي در
مقابل جاهلان متجاوز و تماميت خواه كه جهاد اصغر ناميده
مي شود. دوم : جهاد به وسيله رعايت تقوي و صبر در برابر
مشكلات درمقابل اعمال جاهلي كه جهاد اكبر ناميده ميشود.
سوم : جهاد به وسيله قرآن كريم و تعاليم آن در برابر افكار و
عقايد جاهلي است
پيامبر اعظم اهداف مباركشان را در سه مرحله پيگيري
مي كردند :
ابتدا آگاهي بخشي گسترده و عميق براي كساني كه به دنبال
يافتن حقيقت بودند پس از اين مرحله كساني بودند كه از قبول
دعوت سرباز مي زدند رسول اكرم براي اينكه در جوي آرام به
تبليغ اسلام ادامه دهند و مسلمانان بتوانند به آساني به رشد
علمي و عملي خود بپردازند با تكيه بر منافع مشترك اجتماعي
سياسي
اقتصادي
امنيتي پيمانهايي با دشمنان برقرار
مي نمودند در مرحله سوم اگر گروهي برقراري پيمان را
نمي پذيرفتند و يا پيمان شكني مي نمودند و نيروهاي خود را بر
ضد مسلمين سازماندهي مي كردند پيامبر اعظم راه جنگ و
مبارزه را در پيش مي گرفتند و با تكيه بر روحيه اخلاص در
خداپرستي و تقوي و صبر به جنگ دشمنان خدا مي شتافتند.

*****
تازه هاي نشر
|
دفاع از آرمان هاي امام خميني
كتاب « دفاع از آرمان هاي امام خميني » را سيدمحمدباقرهاشمي نيا نوشته
وبوستان كتاب قم آن را در 283 صفحه منتشركرده است . در فهرست مطالب
كتاب مذكور عناوين زير ديده مي شود : دفاع از ولايت فقيه و قانون اساسي
روش تعيين امام از منظر شيعه
آيات و روايات بيعت
آيات و روايات
تكاليف اجتماعي
مشروعيت احزاب سياسي و...
ميعاد نور
كتاب « ميعاد نور » را كه راهنماي عمره مفرده مي باشدمحسن شريعت نوشته
و دفتر نشر معارف آن را در 261 صفحه منتشر كرده است . در فهرست كتاب
مذكور عناوين زير ديده مي شود : آداب ادب
احكام و مناسك
زمزمه هاي
عاشقانه
حضرت محمد رسول رحمت
مطلع عشق
اماكن و آثار
محرمات
احرام
نماز وسعي
و عناوين متعدد ديگر.
آلباني ديار فراموش شده
كتاب « آلباني ديار فراموش شده » را محمدتقي صدرايي گردآوري كرده
وانتشارات عصمت آن را در 211 صفحه منتشر نموده است . در فهرست
مطالب كتاب مذكور عناوين زير ديده مي شود : پيشينه جغرافياي انساني
پيشينه تاريخي و سياسي
پيشينه فرهنگي و اجتماعي
چهره هاي
ماندگار
پيشينه ديني و مذهبي
وضعيت اقتصادي
رويدادهاي مهم قرن
اخير و...
آمريكا از ديدگاه امام خميني
كتاب « آمريكا از ديدگاه امام خميني » را پژوهشكده تحقيقات اسلامي
گردآوري كرده و انتشارات زمزم هدايت آن در 334 صفحه منتشر نموه
است . در فهرست مطالب كتاب مذكور عناوين زيرديده مي شود : روحيه
استكباري آمريكا
منطق ومعيار آمريكا
قدرت پوشالي آمريكا
آمريكا و
رژيم پهلوي
گستردگي ابعاد دخالت هاي آمريكا
آمريكا و سازمان هاي
بين المللي
آمريكا و جهان سوم
آمريكا و منطقه خاورميانه
عوامل و
مزدوران آمريكا
طرفداران آمريكا
آمريكا و جنگ تحميلي
نظام اسلامي و
رابطه با آمريكا و عناوين متعدد ديگر.
نسل كشي سرخ پوستان آمريكا
كتاب « نسل كشي سرخ پوستان آمريكاياحق قرباني كردن ديگران » را
منيرالعكش نوشته و حسن خامه يار آن را ترجمه كرده است . موسسه تنظيم
و نشر آثار امام خميني اين كتاب را در 186 صفحه منتشر نموده است در
فهرست مطالب كتاب مذكور عناوين زير ديده مي شود : وباي
شگفت انگيز
اين نژاد نفرين شده
درنده كيست
كمينگاه موافقت
نامه ها
فرهنگ سرخ پوستان را از بين ببريد
مفهوم اسرائيلي بودن آمريكا
باراباس يانكي و....
او آمده
كتاب « او آمده » را سيدجمال حيدري نوشته و موسسه فرهنگي و هنري
پويا نقش آن را در 80 صفحه منتشر كرده است . اين كتاب حاوي چهارده
تصوير داستاني از زندگاني رسول اكرم است . خبر عظيم
شيما
ازموني
ديگر
او آمده
كوچك اما بسيار
ابليس
دراحد
فشار قبر
تقدير
تمناي
بي حاصل و... از عناوين مندرج در فهرست كتاب مذكور است .
آشنايي با خبرنويسي
كتاب آشنايي با خبرنويسي را عبدالله عميدي تاليف كرده و واحد
رسانه اي بسيج كارمندان و كارگران و اصناف كشور آن را در 116 صفحه
منتشر كرده است . در فهرست مطالب كتاب مذكور عناوين زير ديده مي شود :
ارتباط و اهميت رسانه ها
فرآيند ارتباط
چگونه بنويسيم
شناخت اخبار
سبك هاي خبرنويسي و عناوين متعدد ديگر.
زيارت عاشورا
كتاب « درس هايي از زيارت عاشورا » توسط جواد محدثي تاليف شده و
بوستان كتاب قم آن را در 64 صفحه منتشر كرده است . در فهرست مطالب
كتاب مذكور عناوين زير ديده مي شود : فلسفه تربيتي و سياسي زيارت
ولايت خون و شمشير
شجره نوراني نبوت
و عناوين متعدد ديگر.

| | |