روزنامه جمهوري اسلامي 22/08/1385 صفحه عقيدتي
*****
راههاي ايجاد صميميت در كانون خانواده




  • شهيد حجت الاسلام والمسلمين محمدجواد باهنر
    آخرين قسمت
    و ـ ايجاد يك محيط صميمانه براي بحث و گفتگو
    انسان بايد بنشيند و براي فرزند خود قصه و داستان بگويد يا با او بازي كند. گاهي چقدر بين بچه ها و والدين صميميت مي بينيم . پدر يا مادري با فرزند خود موضوعي را طرح و پيرامونش بحث و گفتگو و درد دل مي كنند. اساسا از فرزندان بخواهيم كه براي ما حرف بزنند. از آنها بپرسيم كه امروز چه مسائلي پيش آمد در مدرسه و در راه چه ديدي معلم چه گفت كلاس چطور بود چه ياد گرفتي بعد هم ما نظراتمان را براي آنها بگوييم . البته اينكه چه چيزي را و چگونه بگوييم به جاي خود قابل بحث است و مهم هم هست كه بدآموز نباشد2.
    ز ـ نظرخواهي از فرزندان در امور خانواده
    نگوييد من كه مي خواهم خانه را عوض كنم اين بچه شش يا ده ساله نمي تواند طرف مشورتم قرار گيرد. اساسا با اين هدف كه بچه را به حساب آورده باشيد مشورت كنيد. مثلا بپرسيد امروز ظهر غذا چه باشد بهتر است فردا كه مي خواهيم به مسافرت برويم از كدام راه برويم با چه وسيله اي برويم يك مقدار با بچه ها مشورت كنيد و اجازه دهيد نظر بد و ناقص بدهند تا نظرشان را اصلاح كنيد. آنها را راهنمايي و برايشان اثبات كنيد كه اگر از فلان راه برويد يا اگر غذا را اينطور بپزيم بهتر است . و اگر هم نظر خوبي بيان كرد به آن عمل كنيد.
    خصوصا اين روش بايد براي فرزند بزرگتر و بالغ اعمال شود. اينها نظر و فكر دارند. اگر مايليد در كنار شما باقي بمانند و بيگانه نشوند و حرفهايشان را براي ديگران نگويند با آنها مشورت كنيد و اجازه دهيد اسرار و رازهايشان را براي شما مطرح كنند. منظور اين نيست كه دوست و مشاور نداشته باشند اما ما هم بايد از جريانات زندگي آنها مطلع باشيم . البته با زور نمي توان تحميل كرد و از او خواست كه كارها و تصميماتش را بيان كند بلكه بايد محيطي به وجود آيد كه فرزند قبل از همه به سراغ شما بيايد. اين مسئله اغلب براي بچه ها مطرح است كه بچه مطلب و خبر تازه اي دارد اما آن را براي همه بيان نمي كند; تنها براي بعضي از دوستانش بازگو مي كند. اصلا خود ما هم كه يك مطلب تازه داريم عجله داريم كه فلان دوستمان را ببينيم و آن را براي او تعريف كنيم . ما بايد محيطي به وجود بياوريم كه فرزندمان قبل از همه دوست داشته باشد كه حرفش را با ما مطرح كند.
    ح ـ ايجاد محيط همكاري و تقسيم مسئوليت
    ما دوست داريم كه فرزندمان در خانه با هما همكاري كند. خيلي هم خوب و لازم است . اما براي تمرين اين كار چه اشكال دارد كه تقسيم مسئوليت كنيم به تناسب سن و توان بچه ها كارها را بين آنان تقسيم كنيم . مثلا يكي سفره بيندازد يكي در شستن ظروف كمك كند ديگري خريد كند كارها را خيلي منطقي و عادلانه تقسيم كنيم . ولي از آنها مسئوليت بخواهيد گاهگاهي هم بد نيست كه جاي آنها را در مسئوليتها تغيير دهيد. اگر تقسيم كار نباشد و بي حساب عمل شود گاهي به طور غيرعادلانه كاري به يكي از فرزندان تحميل مي شود مثلا پدر يا مادري در يك نصف روز جمعه كارهاي زيادي را برعهده فرزند خود مي گذارد و توقع دارد كه باغچه را آب بدهد خريد بكند و كارهاي ديگري هم انجام بدهد. اگر حساب كنيد مي بينيد وقت ديگري براي بچه باقي نمانده است . حتي خيلي مفيد است كه اگر خود پدر و مادر به مسافرت مي روند كار را بين خودشان تقسيم كنند تا برايشان به صورت عادت درآيد. ما ممكن است در محيط كارمان در اين زمينه خيلي فعال باشيم اما در محيط خانه اغلب بي توجه هستيم .
    ط ـ رعايت عدالت در بين فرزندان
    اگر مي خواهيد بچه ها نسبت به شما وفادار و صميمي باشند با آنها رفتار « عادلانه » داشته باشيد. بقدري بچه ها دقيق اند كه واقعا عجيب است . براي مثال فرض كنيد كه ميوه فراواني گذاشته شده است اما اگر سيب بزرگتر را به يكي و سيب كوچكتر را به ديگري داديد يا احيانا مادر سر سفره دريك ظرف كه قدري كهنه تر است به يكي و در ظرف بهتر به ديگري غذا بدهد بچه مي پرسد كه چرا و به چه دليل حال موقع خريد براي بچه ها حرف زدن با آنها شماتت يا تهديد كردنشان كه جاي خود دارد.
    فرض كنيد امروز پاي يكي از بچه ها به ظرفي خورده و آن را شكسته است شما هم فريادتان بلند مي شود و او را تنبيه مي كنيد.
    فردا برادر يا خواهرش همين خطا را تكرار مي كند و شما اعتنايي نمي كنيد. بچه بسيار با هوش و حساس است و مي پرسد كه چرا ديروز مرا در برابر اين خلاف تنبيه كرديد اما امروز كه خواهر همين خطا را مرتكب شد بي اعتنا از كنار آن گذاشتيد
    ما مي خواهيم فرزندانمان با عدالت خو بگيرند و طرفدار و خواستار و مجري آن شوند و با جامعه عادل پيوند برقرار كنند. عدالت را بايد از قدمهاي كوچك و در كوچكترين مسائل تمرين كرد.
    در مورد معلم هم در كلاس مسئله به همين صورت است : بايد به طور يكسان از بچه ها بپرسد در برابر تكليف معين و مسئله معين يك نمره بدهد به حرف همه به تساوي گوش دهد و فقط از چند دانش آموزي كه سرزباندار هستند و خيلي خوب جواب مي دهند نپرسد و به همين ترتيب موارد ديگر از اين قبيل را مراعات كند.


    حضرت علي عليه السلام دخترش را احضار مي كند و مي فرمايد چرا اين گردن بند را از بيت المال گرفتي در برابر برادرش عقيل مي ايستد و مي فرمايد كه بيشتر از آنچه حق توست از بيت المال به تو نمي دهم . عدالت را از درون خانه و فاميل خود اجرا مي كند تا بعد بتواند فريادش را بلند كند كه : « به خدا از حلقوم ستمگر حتي اگر نيرومند باشد حق مظلوم را بيرون مي كشم و داد مظلوم را مي ستانم حتي اگر ضعيف ترين افراد امت باشد » . چه كسي مي تواند اين فرياد را سردهد و همه مردم و همه تاريخ هم بگويند كه راست مي گويد كسي كه اول نسبت به خود و فرزند و نزديكانش عدالت را اجرا كرده باشد.
    ي ـ ايجاد جهان بيني مشترك بين افراد خانواده
    ما كتابهايي خوانده ايم مطالبي شنيده ايم جلساتي رفته ايم و با وعظ و ارشادهاي خاصي آشنا بوده ايم كه فرزندان ما با آنها آشنا نيستند. آنها كتابهاي ديگري مي خوانند جلسات ديگري مي روند و مطالب ديگري مي شنوند. بچه كار را به گونه اي مي شناسد و پدر آن را چيز ديگري مي داند بچه از خدمت شناختي دارد و پدر آن را به شكل ديگري مي شناسد. تلقي و برداشت آنها از عبارت متفاوت است .
    بنابر اين طبيعي است كه رفته رفته فاصله زندگي ما با آنهابيشتر مي شود اكنون چه كنيم كه در سطح مشتركي قرار بگيريم
    بايد كتابي را كه به فرزند ما مي دهند يا خود او تهيه و مطالعه مي كند اگر ما هم توانستيم ورقي بزنيم . وقتي بچه ها بزرگتر شدند و توانستند هر كتابي را مطالعه كنند ما كتابي را كه پسنديده ايم به آنها نيز بدهيم تا بخوانند. در جلسات تبليغي كه شركت مي كنيم آنها را هم با خود ببريم . اگر مقدور باشد در جلساتي كه آنها مي روند ما نيز شركت كنيم . در اين صورت به تدريج جهان بيني و محصول فكري مشترك پيدا مي شود. با اين روش اميد مي رود كه ان شاالله بتوانيم محيطي صميمي به وجود آوريم (البته صميميت را براي هوس و براي اينكه فرزندان ما را دوست داشته باشند نمي خواهيم ايجاد كنيم بلكه براي تربيت و سازندگي آنها احتياج به صميميت داريم ).
    نكته نهايي كه عرض مي كنم اين است كه اگر چنانچه شما به يك واعظ علاقه مند نباشيد حرفهاي او در شما اثر نمي گذارد حداكثر مي گوييد هنرمند خوبي است و خوب صحبت مي كند اثري نخواهد داشت . شما كه مي خواهيد فرزندتان را بسازيد و تربيت كنيد او بايد به شما علاقه داشته باشد و به شما احترام بگذارد و براي شما شخصيت قائل باشد تا موفق باشيد والا اگر براي شما شخصيت و ارزش قائل نباشد چگونه مي توانيد او را تربيت كنيد و دستش را بگيريد ولذا يكي از پايه هاي تربيت صميميت است . ... ولو كنت فظا غليظ القلب لاانفضوا من حولك ... « 3 »
    اي پيامبر! اگر تو خشن و سختگير و بدخو بودي مردم از دورت پراكنده مي شدند.
    اما تو كه با مردم انس داري به آنها عشق مي ورزي با آنها صميمي هستي و آنها نيز با تو صميمي هستند اينچنين گوش به فرمانهاي تواند و از آنها اطاعت مي كنند. والا در محيطي كه اعتماد و پاكي و شخصيت نباشد. نفوذ معنوي و روحي وجود ندارد.
    خداوندا! به ما توفيق ده كه در راه اجراي دستورهاي مقدست بكوشيم و براي تربيت فرزندانمان موفق باشيم و فرزندان ما نور چشم ما و مايه اميد و مدد كار ما در زندگي معنوي آينده ما باشند(... ربنا هب لنا من ازواجنا و ذرياتنا قره اعين واجعلنا للمتقين اماما) (4 )
    پاورقي :
    2 ـ گاهي كه انسان براي ايجاد صميميت با شخصي با وي صحبت مي كند افرادي پيدا مي شوند كه حاضر نيستند سخن را گوش بدهند. خيلي تند دستشان را به هم مي مالند و جابجا مي شوند يعني كه زودتر حرف را تمام كن . اما يكي از مهمترين شرايط اخلاق اسلامي اين است كه وقتي كسي با شما سخن مي گويد كاملا گوش دهيد و حتي به او نگاه كنيد لبخند بزنيد و دقت نماييد. البته سفارش يكطرفه هم نيست از طرف ديگر نيز پرگويي و پرحرفي مذموم است .
    شايد اين داستان را شنيده ايد كه پيامبر (ص ) از مسجد به مقصد خانه حركت مي كردند در بين راه عدي بن حاتم پسر حاتم طائي معروف ـ كه هنوز هم مسلمان نشده بودـ رسيدو ملاحظه مي كند پيرزني در بين راه به پيامبر(ص ) مي رسد و شروع مي كندبه مسئله پرسيدن و درد دل كردن . آن حضرت هم راحت ايستاده و به صحبتهاي او گوش فرا مي دهد و جواب مي فرمايد. عدي بن حاتم مي گويد : من اين صحنه را كه ديدم فهميدم كه ايشان پيامبر (ص ) است و حسابش از امرا و فرماندهان و امثال آنها جدا است متعلق به مردم و از آن مردم است .اين صحنه را ديد و ديگر نه معجزه و نه چيز ديگري طلب كرد و ايمان آورد.
    3 ـ آل عمران .159
    4 ـ فرقان .74
    اگر مي خواهيد بچه ها نسبت به شما وفادار و صميمي باشند با آنها رفتار « عادلانه » داشته باشيد
    بايد بنشينيم و براي فرزند خود قصه وداستان بگوئيم و با او بازي كنيم . از فرزندان بخواهيم كه براي ما حرف بزنند. از آنها بپرسيم كه امروز چه مسائلي پيش آمد
    ما بايد محيطي به وجود بياوريم كه فرزندمان قبل از همه دوست داشته باشد كه حرفش را با ما مطرح كند