
بخش سوم و پاياني
ث فداحسين عابدي
اشاره : بخش نخست و دوم مقاله « تمسك به قرآن و
عترت تنها راه وحدت در نگرش فريقين » را در
مورخه 85
8
13 و 85
8
15 در صفحه فكر و
فرهنگ مطالعه فرموديد. آنچه در پي مي آيد بخش
سوم و پاياني اين مقاله است كه از نظر شما
خوانندگان گرامي مي گذرد.
3 ـ آيه مباهله
« فمن حاجك فيه من بعد ما جائك من العلم فقل ندع ابنا
نا و ابناكم و نسانا و نساكم و انفسنا و انفسكم ثم نبتهل
فنجعل لعنه الله علي الكاذبين
(52 ) پس هر كه با تو در مورد
عيسي بحث كرد
پس از آنكه از علم براي تو پيدا شده است
پس بگو بياييد
فرزندان خود و فرزندان شما
و زنان خود و
زنان شما و خودمان و خود شما را دعوت كنيم
سپس با تضرع
و فروتني خدا را بخوانيم
پس لعنت خدا را بر كافرين قرار
دهيم . »
براساس سيره معتبري كه فريقين نقل كرده اند
در جريان
مباهله با « نصاراي نجران »
پيامبر(صلي الله عليه و آله ) فقط
حضرت فاطمه و حضرت علي و حسن و حسين
(عليهم السلام ) را با خود به صحنه مباهله آورد كه مصاديق
« ابنا نا
نسا نا و انفسنا » مي باشند. حضور اين جمع الهي
بدون حضور همسران پيامبر خدا
در صحنه مباهله
دليل
روشن عظمت آنان در انتساب ويژه به پيامبر است كه ديگران
در آن سهيم نيستند. همان گونه كه زمخشري نيز بر اين نكته
تاكيد مي كند كه اين آيه شريفه قوي ترين دليلي است كه فضيلت
اهل كسا
را ثابت مي كند . (53 )
با وجود اختلاف مذاهب
همه گفته اند كه اين آيه در شان
اهل بيت (ع ) نازل شده است . ابن عساكر در تاريخ مدينه دمشق
احتجاج حضرت علي (عليهم السلام ) بر برتر بودن اهل
بيت (عليهم السلام ) بر ديگران را آورده است و ديگران هم آن
را نقل كرده اند. حضرت علي (عليه السلام ) خطاب به شوري
فرمود : « نشدتكم بالله هل فيكم احد الي رسول الله في الرحم و
من جعله رسول الله نفسه و ابناه ابناه و نساه نساه غيري
قالوا اللهم لا
(54 ) من شما را به خدا سوگند مي دهم
آيا در
ميان شما كسي هست كه به رسول خدا از جهت خويشاوندي
از من قريب تر باشد و رسول خدا نفسش را نفس خود
فرزندانش را فرزندان خود و زنانش را زنان خود قرار داده
باشد همه گفتند خير. »
از آيه مذكور استفاده مي شود كه از لحاظ جسمي
روحي و
معنوي جز اهل بيت (عليهم السلام ) هيچ كس به رسول خدا
نزديك نبوده است و گويا بعد از رسول خدا
علي (عليه السلام )
مثل رسول است
به اين معنا كه تمام اوصاف كمال
جز نبوت
را داراست . بنابراين بعد از رسول خدا (صلي الله عليه و آله )
براي جانشيني رسول خدا شايسته ترين فرد
علي و اهل بيت
كرام (عليهم السلام )
مي باشند.
4 ـ آيه صادقان
« يا ايهاالذين امنوا اتقواالله و كونوا مع الصادقين » (55 ) اي
كساني كه ايمان آورده ايد از (مخالفت ) خدا بپرهيزيد و با
صادقان باشيد. »
خداوند در اين آيه كريمه به اهل ايمان حكم مي كند كه با
راستگويان باشند آيه مي فهماند كه در هر زمان بايد
راستگوياني باشند كه مردم با آنان باشند و مراد از بودن با
راستگويان حتما پيروي و اطاعت از آنهاست . وقتي اطاعت
واجب شد
آنها بايد معصوم باشند والا حكم به اطاعت از آنها
در هر حال معقول نيست . اگر چه مفسران و دانشمندان
مصاديق متفاوتي بيان داشته اند
ولي تمام دانشمندان مكتب
اهل بيت (ع ) و تعداد زيادي از مفسران و دانشمندان ديگر اهل
سنت معتقدند كه مراد از « صادقين » در آيه كريمه
پيامبر اسلام
(ص ) و ائمه هدي (ع ) مي باشند. ميلاني
مولف كتاب تشييد
المراجعات
بيست و چهار تن از بزرگان اهل سنت را نام برده
است كه همه قائل اند مراد از صادقين
ائمه
هدي (عليهم السلام )اند . (56 )
ابن عباس در تفسير اين آيه مي گويد :
« كونو مع الصادقين » اي مع علي و اصحابه . (57 )
در نقل ديگري آمده است : « نزلت في علي خاصه » (58 ) از
ابن عمر نقل شده : « مراد از اتقوالله اين است كه خدا به
اصحاب امر نموده كه از خدا بترسيد و كونوا مع الصادقين
يعني محمد و علي (59 ) و اهل بيت او » .
علامه حلي مي گويد :
اينكه خداوند به ما امر كرده كه با آنها باشيم
در صورتي
كامل است كه آنها معصوم باشند و معصوم جز علي (ع ) كسي
نيست . پس اين آيه دليل ديگري بر امامت اميرالمومنين
است . » (60 )
پس در آيه كريمه به مردم امر شده كه با صادقان باشند.
بودن با صادقان به معناي اتباع و اطاعت از آنهاست . مراد از
صادقان هر كس باشد
از آيه عصمت آنها به دست مي آيد
زيرا
امر مطلق آمده و از نظر عقل و نقل قبيح است كه كسي معصوم
نباشد و گناهكار باشد و ما بدون چون و چرا از او پيروي كنيم .
از آيات و روايات ثابت مي شود كه بعد از رسول خدا(ص )
كسي جز عترت معصوم نيست و بنابراين مصداق آيه عترت
پاك است .
5 ـ آيه مودت
« قال لااسئلكم اجرا الا الموده في القربي و من يقترف
حسنه نزد له فيها حسنا
(61 ) بگو! من هيچ پاداشي از شما بر
رسالتم درخواست نمي كنم
جز دوست داشتن نزديكانم (اهل
بيتم )
و هر كس كار نيكي انجام دهد برنيكي اش مي افزايم . چرا
كه خداوند آمرزنده و سپاسگزار است . »
تمام دانشمندان مكتب اهل بيت (ع ) و تعداد كثير از
مفسران و محدثان اهل سنت معتقدند كه آيه مودت در شان
اهل بيت (ع ) نازل شده و مودت آنها را بر همه امت اسلامي
واجب كرده است . مفسران اسلامي اسباب نزول مختلفي براي
آيه بيان كرده اند . (62 ) وقتي آيه نازل شد
برخي از اصحاب
پرسيدند : « يا رسول الله من قرابتكم الذين و جبت علينا
مودتهم قال : علي و فاطمه و ابناهما
(63 ) اي پيامبرخدا! اقرباي
شما كيان اند كه مودت آنها بر ما واجب شده است فرمود :
علي
فاطمه و فرزندان آن دو. »
فخر رازي
مفسر بزرگ اهل سنت
در ذيل آيه مودت سه
ديدگاه نقل كرده است . يكي از آنها اين است كه انصار خدمت
رسول اكرم (ص ) آمدند و پيشنهاد مالي نمودند. در اين هنگام
آيه مودت نازل شد و در آن وقت پيامبر بر مودت قربي تاكيد
نمود. فخر رازي سپس مي گويد اختلاف وجود دارد كه مراد از
آل كيان اند. برخي مي گويند مراد از آل
اقارب اند و بعضي ديگر
معتقدند كه مراد از آل امت اند. اگر آل را بر امت حمل كنيم و
كساني كه دعوت پيامبر را قبول كرده
آل بشمريم
علي و
اولادش باز در آل داخل اند
ولي اختلاف وجود دارد كه آيا
ديگران در زمره آل اند يا خير
وقتي روشن شد اين چهار تن
يعني علي فاطمه
حسن و حسين (ع ) آل محمدند احترام آنان
بر همه واجب است . وي براي وجوب احترام سه دليل آورده
است :
1 ـ خود آيه مودت دلالت مي كند كه احترام آنان واجب است
2 ـ ترديدي نيست كه پيامبر اكرم (ص ) به حضرت فاطمه (س )
محبت فراواني مي كرد و مي فرمود : « فاطمه
بضعه مني يوذيني
مايوذيها
(64 ) فاطمه جگر گوشه من است
هر كه او را اذيت
كند
مرا اذيت كرده است . » براساس نقل متواتر
حضرت
رسول اكرم (ص ) به علي
حسن و حسين (ع ) هم محبت
مي كرد; پس بر امت هم واجب است كه به پيروي از رسول خدا
به آنان محبت كنند
چون كه خدا فرموده است : « واتبعوه لعلكم
تهتدون »
(65 ) « فليحذر الذين يخالفون عن امره »
(66 ) « وان
كنتم تحبون الله فاتبعوني يحببكم الله » (67 ) و « ولقد كان لكم
في رسول الله اسوه حسنه » (68 )
3 ـ دعا براي آل منصب بزرگي است كه رسول اكرم (ص ) آن را
خاتمه تشهد قرار داده و اين عظمت را به جز آل براي كس
ديگري قرار نداده است . اين همه دلالت مي كند كه محبت آل
محمد(ص ) واجب است . شافعي گفته است :
ان كان رفضا حب آل محمد
فليشهد الثقلان اني رافضي (69 )
اگر حب آل محمد رفض است
جهان گواه باشد كه من رافضي
هستم .
فخري رازي مي نويسد : وقتي حصول محبت براي عموم
مردم مسلمان طبق آيه قرآن كه فرموده : « والمومنون و
المومنات بعضهم اوليا بعض »
(70 ) واجب شد
حصول
مودت اشراف و اكابر مسلمانان به طريق اولي واجب خواهد
شد. آل محمد از كساني هستند كه امرشان به رسول اكرم (ص )
بر مي گردد و هر كه با رسول خدا بيشتر و محكم تر مرتبط شود
همان آل است . در اين مطلب ترديدي نيست واز روايات معتبر
و متواتر ثابت مي شود كه
ارتباط فاطمه
علي
حسن و
حسين (ع ) با رسول خدا (ص ) از همه بيشتر و محكم تر بوده
است . (71 )
پس نتيجه مي گيريم كه محبت و مودت عترت مطلقا
واجب است . محبت هر كس به اين گونه واجب باشد
لا محاله
معصوم است . هر كس محبت و مودتش واجب باشد
نزد خدا
و رسولش از همه محبوب تر است و هر كه نزد خدا و رسولش
محبوب تر باشد
از همه افضل است و هر كه محبتش واجب
معصوم و افضل باشد
همان امام است . پس عترت پيامبر
اكرم (ص )
بعد از ايشان امام و رهبر امت اسلامي اند
زيرا كه
وجوب مودت به مقدار فضل اوست . ابن تيميه هم اعتراف
كرده است : « لان وجوب الموده علي مقدار الفضل » پس اهل
بيت (ع ) از همه افضل اند و امامت هم از لحاظ عقل و نقل به
مقدار فضل افراد داده مي شود. ابن تيميه معترف است كه :
« توليه المفضول مع وجود الافضل ظلم عظيم » (72 ) بنابراين
تسمك به غير عترت ظلمي بس عظيم است .
ضرورت تمسك به عترت از ديدگاه روايات
از جمله براهيني كه انسان را مجبور مي سازد به اهل بيت و
عترت پيامبر(ص ) متمسك شود و در امور دين و دنيا به آنها
رجوع كند
رواياتي است كه از رسول خدا نقل شده است و
كتب اهل سنت پر از اين قبيل روايات اند. ما نيز براي نمونه
تعدادي از اوامر پيامبر اكرم را بررسي مي كنيم .
1 ـ « عن النبي (ص ) : الا ان مثل اهل بيتي فيكم مثل سفينه نوح
من ركبها نجي و من تخلف عنها غرق
(73 ) آگاه باشيد و
بدانيد
مثل اهل بيت من در ميان شما مثل كشتي نوح است
هر
كس بر آن سوار شود
نجات يافته و هر كس از آن تخلف ورزد
غرق گرديده است . »
2 ـ « وانما مثل اهل بيتي فيكم مثل باب حطه في بني اسرائيل
من دخله غفرله
(74 ) همانا مثل اهل بيتم در ميان شما مانند
باب حطه در بني اسرائيل است
هر كس در آن داخل شود
بخشوده شده است . »
اين روايات به وضوح دلالت دارد كه امت اسلامي بايد از
اهل بيت (ع ) متابعت كنند و از مخالفت با آنها بپرهيزند.
ابن حجر بعد از نقل اين روايات مي نويسد :
وجه تشبيه آنها به كشتي نوح اين است كه هر كس آنها را
دوست بدارد و تعظيم كند
به سپاسگزاري خداوند كه به آنها
اين مقام را داده
از هدايت آنها برخوردار مي شود و از ظلمت
مخالفتها نجات مي يابد و كسي كه تخلف كند
در درياي كفران
نعمت غرق و در پستي و بلندي طغيانگري هلاك خواهد
شد . (75 )
همو مي گويد :

تشبيه عترت به باب حطه از اين نظر است كه داخل شدن
به آن باب
مانند ورود به باب بيت المقدس يا تواضع
و
استغفار
سبب مغفرت مي شود. خداوند دوستي آنها را نيز
سبب بخشش اين امت قرار داده است . در وجوب متابعت از
عترت احاديث صحيح و متواتر داريم (76 )
بنابر نقل روايات معتبر و متواتر از طريق اهل سنت
تمسك به اهل بيت (ع ) كه كشتي نجات
باب حطه و راهبر
بي نقص و عيب هستند واجب است با وجود افراد پاك و
معصوم
تمسك به غير
بسيار قبيح است . بنابراين هر كس
عترت را رها كند و غير عترت را راهنماي خود بداند
طبق
حديث ثقلين گمراه و موجب هلاكت است : « فلاتقدموهم
فتهلكوا و لاتقصروا عنهم فتهلكوا . » (77 )
3 ـ يكي از محكم ترين دلايلي كه بر ضرورت و وجوب تمسك
به قرآن و عترت داريم
حديث ثقلين مي باشد كه از لحاظ سند
و متن
متين و محكم است و از روايات متواتر نزد فريقين
محسوب مي شود.
علامه شرف الدين اين حديث را به عنوان دليل محكم و
چرايي تمسك به عترت را با نقلهاي مختلف آورده است . يكي
از آن نقلها را در متن و چند نقل ديگر را در پي نوشتها
مي آوريم .
الف ) « ايها الناس اني تركت فيكم ما ان اخذتم به لن تضلوا :
كتاب الله و عترتي اهل بيتي
(78 )
من در ميان شما چيزي جاي گذاشتم كه اگر از آن استفاده كني
بعد از من گمراه نمي گرديد : كتاب خدا و عترت من يعني اهل
بيت (ع ). »
علامه شرف الدين مي گويد :
سنت صحيح كه حكم بر وجوب تمسك به ثقلين مي كند به
تواتر است و به تظافر از بيست و چند نفر از صحابه پيامبر
اكرم (ص ) رسيده است و پيامبراسلام در موارد فراوان و
گوناگوني اين حقيقت را بازگو فرموده است .
گروهي از دانشمندان اهل سنت به اين مطلب اعتراف
كرده اند. حتي ابن حجر هيثمي پس از نقل حديث ثقلين
مي گويد :
آگاه باش كه حديث ثقلين در لزوم تمسك به قرآن و عترت
طرق فراواني دارد و از بيست و چند نفر از اصحاب نقل شده
است .
سپس اضافه كرده است :
در بعضي از طرق آمده است كه پيامبر آن را در حجه الوداع
در عرفه فرموده است و در بعضي ديگر آمده كه در مدينه هنگام
بيماري در آن موقع فرموده كه اتاقش مملو از اصحاب بود و در
طرق ديگر آمده كه حضرت اين حديث را در غدير خم فرموده
است .
ابن حجر مي افزايد :
اينها منافاتي با هم ندارد
زيرا مانعي ندارد كه آن حضرت
در تمام موارد و موارد ديگر نيز اين حقيقت را تكرار كرده باشد
و اين به خاطر اهميتي است كه قرآن و عترت پاك او دارند . (79 )
مفهوم حديث ثقلين اين است كه هر كس به اين دو با هم
تمسك نكند گمراه است و مويد اين گفته جمله اي است كه
طبراني از پيامبراكرم (ص ) در دنباله همين حديث نقل كرده
است كه آن حضرت فرمود :
فلا تقدموها فتهلكوا و لا تقصروا عنها فتهلكوا و لا تعلموهم
فانهم اعلم منكم 80
از آنها پيشي نگيريد كه هلاك مي شويد و از آنها عقب
نمانيد كه باز هلاك مي شويد و به آنها چيزي نياموزيد كه از
شما داناترند.
ابن حجر مي گويد :
اين گفته پيامبر كه « از آنها پيشي نگيريد كه هلاك مي شويد
و كوتاه نياييد كه هلاك مي شود »
دليل اين مطلب است كه هر
كدام از اهل بيت (عليهم السلام ) خود را به مراتب بلند و
وظايف ديني برساند
بر ديگران مقدم است . 81
به نظر مي رسد كه همه مسلمانان در حد گفتن و نوشتن به
اين مطلب اتفاق دارند كه بايد به قرآن و عترت متمسك شد و
هر كس به يكي از اينها تمسك كند و ديگري را رها سازد
به
حديث ثقلين عمل ننموده و گويا در راه هلاكت گرفتار شده
است . كاش مسلمانان عالم در عمل هم به قرآن و اهل بيت
(عليهم السلام ) و عترت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله )
تمسك مي جستند.
جمع بندي مطالب
در پايان و در جمع بندي آنچه گذشت
نكات زير به عنوان
حسن ختام مطرح مي شود :
.1 ضرورت اتحاد و وحدت در جوامع اسلامي
يكي از
اساسي ترين مسائل جهان اسلام است .
.2 انتشار و افتراق مسلمانان جهان يكي از زشت ترين
كارها براساس قرآن و سنت است .
.3 اسلام و تعليمات قرآن و عترت به مسلمانان درس
اتحاد
يكپارچگي
الفت و محبت مي دهند.
.4 اصول كلي مسلمانان مشترك است و اين اصول
(توحيد
نبوت
معاد و...) عوامل اتحادند.
.5 نسبتهاي بي اساس به يكديگر و كناره گيري برخي
مذاهب و فرق
از عوامق افتراق است .
.6 بهترين و مناسب ترين نقطه اتحاد و وحدت جوامع
اسلامي عترت پيامبر اكرم اند.
.7 آيات و روايات بر لزوم و ضرورت تمسك به اهل بيت
(عليهم السلام ) تاكيد دارند.
.8 طبق آيات و روايات
مصداق عترت حضرت علي
فاطمه
حسن و حسين (عليهم السلام ) مي باشند.
.9 قرآن و عترت تا روز ورود بر حوض كوثر
جز لاينفك
يكديگر مي باشند.
.10 مكتب اهل بيت (عليهم السلام ) و عترت همان فرقه
هدايت يافته و گروه نجات يافته اند.
.11 عقل و نقل دلالت دارد كه پيروي از عترت كه
معصوم اند بهترين راه نجات است .
.12 در عالم خارج فقط مذهب شيعه به قرآن و هم به
عترت تمسك مي جويد.
.13 شناخت عترت
ياد عترت
ابراز محبت به عترت و
پذيرش رهبري عترت
از راهكارهاي تمسك به اهل بيت
(عليهم السلام ) است .
.14 اگر ما همه خواهان وحدت و اتحاد اسلامي و عزت و
كرامت در دنيا و آخرت هستيم
بايد به قرآن و عترت چنگ
بزنيم و اصول و فروع را فقط از عترت بگيريم . اين كار هم
منطقي و هم بر طبق قرآن و روايات است
زيرا سعادت و كمال
دنيا و آخرت ققط و فقط متعلق به عترت است .
پاورقي در دفتر روزنامه موجود مي باشد
به نظر مي رسد كه همه مسلمانان در حد گفتن و
نوشتن به اين مطلب اتفاق دارند كه بايد به قران و
عترت متمسك شد و هر كس به يكي از اينها
تمسك كند و ديگري را رها سازد
به حديث ثقلين
عمل ننموده و گويا در راه هلاكت گرفتار شده است

|