بسم الله الرحمن الرحيم
بركناري « دونالد رامسفلد » از وزارت دفاع آمريكا را بايد نخستين واكنش
بوش به شكست سنگين در انتخابات تلقي كرد. اگرچه رئيس جمهوري آمريكا در
اظهارات اخير خود منكر ارتباط ميان بركناري رامسفلد و انتخابات كنگره شد
ولي اين انكار كاملا بي ربط بود. واقعيت امر اين است كه بوش براي نجات حيات
سياسي خود مجبور شد در اولين گام
رامسفلد را قرباني كند.
گزارش ها حاكي است احتمال كنار گذاشتن « جان بولتون »
يكي ديگر از
متحدان افراطي بوش و نماينده آمريكا در سازمان ملل نيز تقويت شده است .
بركناري عناصر افراطي كاخ سفيد چندان هم غيرمنتظره نيست
چرا كه پيام
اصلي انتخابات اخير آمريكا
نارضايتي و انزجار از سياست هاي اين گروه افراطي
و جنگ افروز بود. جمهوريخواهان با درك اين پيام
بوش را براي كنار زدن اين
عناصر تندرو تحت فشار قرار داده اند چرا كه در غير اين صورت
بايد شاهد
شكست هاي سنگين تر و جبران ناپذيري در آينده
به خصوص در انتخابات
رياست جمهوري سال 2008 ميلادي باشند .
گروه « بازها » نقش عمده اي در ايجاد جنگ و خونريزي سالهاي اخير در
جهان داشته اند چرا كه تفكرات اين گروه برپايه بسط سيطره آمريكا بر كل جهان
از طريق بكارگيري قوه قهريه و به حركت در آوردن ماشين جنگي آمريكا استوار
است . اين گروه در كارنامه خود در دولت بوش
حداقل به راه انداختن سه جنگ
يعني لشكركشي به افغانستان و عراق و تحريك رژيم صهيونيستي براي حمله به
لبنان را دارند و مسئول ريختن خون صدها هزار انسان مي باشند و تضعيف اين
گروه را كه در انتخابات اخير آمريكا متجلي شد بايد رخدادي خوش يمن براي
جهانيان به حساب آورد.
بازهاي جنگ طلب پس از ورود جورج بوش به كاخ سفيد
به دليل همفكري
كه با بوش داشتند به سرعت در كاخ سفيد نفوذ كردند و با در اختيار گرفتن زمام
بوش
فجايع بيشماري را در صحنه بين المللي ايجاد نمودند كه دامنه آن همچنان
درحال گسترش است .
بازها
كه بارزترين نمادهاي اين باند
دونالد رامسفلد وزير دفاع بركنار شده
آمريكا
ديك چني معاون بوش
كاندوليزا رايس وزير خارجه و جان بولتون
نماينده آمريكا در سازمان ملل مي باشند با بهره برداري از حوادث مشكوك 20
شهريور 1380 و تحريك و تهييج افكار عمومي آمريكا از طريق تبليغات دروغين
و جنجال پردازي درباره مسائلي چون تروريسم جهاني و خطر سلاح هاي كشتار
جمعي در جهان
به سرعت برقدرت خود افزودند و فضايي كاملا تهاجمي را در
حاكميت آمريكا ايجاد كردند.
اين گروه فتنه انگيز منتقدان داخلي اعمال وحشيانه خود را با توسل به
مستمسك مبارزه با تروريسم و كنترل صلح و امنيت جهان از ميدان خارج
ساختند كه كناره گيري اجباري « كالين پاول » وزير خارجه سابق را نيز بايد در
همين راستا ارزيابي كرد. اين درحالي است كه گروه مذكور
خود نماد و الگوي
واقعي تروريسم و بحران آفريني در جهان بوده اند و در سايه عملكرد اين گروه
جهان بگونه بيسابقه اي ناامن گشته است .
اگر همه جناح هاي سياسي آمريكا به دليل ساختار سياسي خاص حاكم بر
رژيم اين كشور
موظف به تامين نظرات صهيونيستها هستند ولي وابستگي
شديد به رژيم صهيونيستي و سرسپردگي كامل آنها به صهيونيسم
مشخصه
سياسي بارز گروه بازها است كه اين وابستگي در اقدامات و عملكرد آنها بويژه در
سياست خارجي
كاملا مشهود است . بازها به دليل تعهدي كه براي تامين منافع
و تحقق اهداف صهيونيستها دارند نقش عمده اي در تشديد جنگ سرد غرب
عليه مسلمانان داشته اند و با بكارگيري دستگاه هاي تبليغاتي و رسانه هاي وابسته
به خود در جهان
به شدت بر ضد مسلمانان و تفكر اسلامي و ترسيم چهره منفي
از اسلام به تبليغ سو پرداخته اند.
با در نظر گرفتن برنامه هاي جاه طلبانه و جنگ افروزانه اين گروه
انتخابات
اخير را بايد سيلي محكمي به سردمداران بازها و حاميان تفكر « سياست
تهاجمي » دانست . مردم آمريكا دريافته اند كه عملكرد اين گروه
نتايج
مصيبت باري را براي آنها در داخل و خارج پديد آورده است . آمريكائيها اكنون
خود را در شرايطي مي يابند كه نه تنها بايد هزينه هاي سنگين مالي اقدامات
نادرست افراطيون حاكم بر كاخ سفيد را متحمل شوند بلكه بايد هر روز تابوت
سربازان خود را كه قرباني جاه طلبي بوش و متحدين آشوب طلب وي شده اند
بردوش بكشند.
اين درحالي است كه عملكرد اين گروه
انزجار و نفرت از آمريكائيها را به
طور بي سابقه اي در جهان تشديد كرده است و امروزه دامنه اين نفرت عليه
آمريكا از آمريكاي لاتين تا آفريقا و آسيا و حتي اروپا گسترش يافته
است .
مخالفت سراسري با سياستهاي توسعه طلبانه آمريكا
بيانگر اين واقعيت
است كه ملتهاي جهان هرگز زيربار اقدامات مداخله جويانه و استعماري
دولتمردان جاه طلب حاكم بر كاخ سفيد نخواهند رفت و هرگونه اصرار آمريكائيها
بر ادامه رفتارهاي قلدرمابانه
با پاسخ دندان شكن مواجه خواهد شد و اين كشور
را بيش از پيش بي حيثيت و بي اعتبار خواهد كرد.
به نظر مي رسد افكار عمومي آمريكا اين واقعيت را تا حدودي دريافته است
و مردم در انتخابات اخير
عليرغم تبليغات گسترده افراطيون جنگ طلب
بي اعتنايي خود به خواسته هاي بوش و همدستان افراطي وي را بروز داده اند.
دولتمردان امريكائي بايد به اين واقعيت گردن نهند كه دوران جهانگشايي با
توسل به قدرت نظامي به پايان رسيده است و ملتهاي جهان ديگر به هيچ قيمتي
در برابر استعمار و استعمارگران تسليم نخواهند شد و اگر ملت آمريكا خواستار
اعاده حيثيت براي خود است بايد عناصر ماجراجويي را كه فقط به تامين منافع
صهيونيستها مي انديشند طرد كند.
اكنون با تحولات تازه در صحنه سياسي آمريكا
بايد گفت دوران افول
« بازها » و جنگ افروزان فرا رسيده است و قطعا اين روند با سقوط پي درپي
عناصر افراطي هيات حاكمه آمريكا ادامه خواهد يافت .

|