روزنامه جمهوري اسلامي 21/08/1385 صفحه جبهه و جنگ

  • روزهاي آخر
  • شما پيروز شديد
  • *****
    روزهاي آخر




  • گزارشي از برگزاري جلسه نقد و بررسي كتاب « روزهاي آخر »
    شصت و نهمين جلسه نقد و بررسي كتب دفاع مقدس با تحليل و بررسي كتاب « روزهاي آخر » نوشته « احمد دهقان » برگزار شد.
    در آغاز نشست مصطفي رحيمي در مقام مديرجلسه با ذكر خلاصه اي از داستان كتاب را خاطره اي مكتوب تلقي كرد و گفت : اين كتاب يادداشت روزانه نيست . ذكر تواريخ در داستان فقط براي نزديكي خواننده بر اوضاع آن زمان آورده شده است .
    وي كتاب را به سه بخش اصلي عمليات بيت المقدس هفت قبول قطعنامه 594 و عمليات غدير كه بعد از قبول قطعنامه و براي جلوگيري از پيشروي عراق انجام شده بود تقسيم كرد. و هر سه بخش را تلخ و غمناك دانست .
    سپس يكي از منتقدان اين اثر را ادامه كتاب « هفت روز آخر » به قلم « محمدرضا بايرامي » اعلام كرد كه وضعيت سپاه و بسيج در آن يادآور شده است .
    وي گفت : كساني كه مي گويند احمد دهقان بريده است افرادي هستند كه در جنگ حضور نداشته اند و اين سخنانشان كذبي بيش نيست .
    وي همچنين تصويرسازي را در اين كتاب بسيار دقيق و عالي تلقي كرد كه توانسته است كتاب را به يك فيلم سينمايي تشبيه كند. نثر كتاب نيز عالي است و جملات كوتاه و ريتم صحيح از دلايل جذابيت اثر به شمار مي رود.
    در ادامه علي رستمي اين كتاب را خالي از هرگونه مطلب سياسي دانست و ادامه داد : طنز و درس اخلاق در اين اثر به درستي به كار برده شده است و همچنين نويسنده در اين اثر شعار نداده و واقعيت ها را بيان كرده است . از ضعفهاي اين كتاب مي توان به نكات و شخصيتهاي مبهم داستان اشاره كرد كه بهتر بود نويسنده با ذكر پاورقي آنها را براي خواننده آشكار و روشن مي كرد.
    همچنين داستان طوري بيان شده است كه گويي دسته و گروهي غير از دسته اي كه نويسنده در آن حضور داشته در آنجا وجود نداشته است . و همچنين بحث هايي را مربوط به بعد از قبول قطعنامه از طرف ايران مي دانست كه نويسنده آنها را به عنوان خاطره جديد كه در داستان نفوذ كرده اند بيان كرده است .
    احمد دهقان نيز در پاسخ به حاضرين درخصوص شخصيتهاي مبهم داستان اذعان داشت : بعضي شخصيتهاي داستان افرادي هستند كه در اكثر داستانهايم آورده شده اند و در اين خصوص نيازي به پاورقي نمي بينم . همچنين عراق قبل از ايران قطعنامه را پذيرفته بود و مسائلي كه در كتاب بيان شده و صرفا بعد از قبول قطعنامه از طرف ايران نبوده است .
    در ادامه يكي از حضار اين اثر را با نوشته اميل زولا در جنگ فرانسه به جهت انعكاس شكست در هر دو داستان همسو دانست و گفت : نويسنده شكست را به گونه اي بيان كرده است كه حتي يكبار هم كلمه شكست را نمي بينيم . در حال يكه كلمه پيروزي هم آورده نشده است .
    دهقان شخصيتها را شعرگونه بيان كرده است كه احساس تلخ دلتنگي را در خواننده ايجاد مي كند. تنها ايرادي كه به اين كتاب وارد است شخصتيهايي هست كه به شهادت مي رسند كه مي توان آن را به عنوان نقطه اي تكراري در داستان تلقي كرد.
    وي افزود : سوگنامه اواخر كتاب بسيار زيباست و هنرمندانه بيان شده است .
    سعيد علاميان نيز اين كتاب را بسيار جزئي نگر و نگاه نويسنده به حواشي را حيرت انگيز عنوان كرد و گفت : دهقان با تبحر كامل و با جوهر يك رزمنده به صورت كاملا مستند و واقعي خاطراتش را بيان كرده است كه مي توان با مطالعه اين كتاب بر اوضاع و احوال آن زمان كاملا واقف شد.
    دهقان كاملا بر اطراف اشراف داشته و تحليل ها را به درستي انجام داده است . ولي آنچه بيشتر در اين كتاب به نظر مي آيد بحث احساسات انساني و بحث پيام امام (ره ) وفاداران بيان كرده كه نويسنده توانسته است آن را كاملا رسا به خواننده القا كند.
    مدير جلسه در پايان كتاب را در چهار محور اصلي : موضوع استناد و نثر نگارش و ظاهر آن مورد بررسي قرار داد و افزود : اثر در مقطع زماني خوبي انتخاب شده است و نويسنده به خوبي توانسته به حواشي حوادث بپردازد.
    رحيمي عوامل جذابيت داستان را طنز فضاسازي و شخصيت پردازي هاي زيبا و نثر رسا و استفاده از جملات كوتاه بيان كرد كه در مجموع توانسته اند اين كتاب را به اثري خوب و به يادماندني تبديل كند.
    تهيه و تنظيم : فيروزه محمدحسيني
    سعيد علاميان : نويسنده با تبحر كامل و با جوهر يك رزمنده به صورت كاملا مستند و واقعي خاطراتش را بيان كرده است كه مي توان با مطالعه اين كتاب بر اوضاع و احوال آن زمان كاملا واقف شد
    نويسنده شخصيت ها را شعرگونه بيان كرده است كه احساس تلخ دلتنگي را در خواننده ايجاد مي كند

  • *****
    شما پيروز شديد




  • گفت وگو با دبيركل سابق سازمان ملل متحد پيرامون جنگ تحميلي رژيم بعث عراق عليه ايران اسلامي
    در آستانه هفته دفاع مقدس امسال گروه بررسي لايه هاي پنهان دفاع مقدس بنياد حفظ آثار و نشر ارزش هاي دفاع مقدس طي ملاقاتي در شهر پاريس مصاحبه اي با آقاي خاوير پرزدكوئيار دبيركل سابق سازمان ملل در خصوص جنگ تحميلي بعمل آوردند كه نظر به اهميت اين مصاحبه خلاصه اي از آن از نظر شما خوانندگان گرامي مي گذرد.
    مايلم قبل از هر چيز از اينكه فرصت اين مصاحبه را در اختيار ما قرار داديد سپاسگزاري كنم .
    من هم از اينكه شما را ملاقات مي كنم خوشحالم .
    بدون شك نقش شما در فعال تر كردن نقش سازمان ملل در دوران تصدي پست دبيركلي و اقدامات صلح طلبانه شما بويژه نقش تاريخي شما در پايان دادن به جنگ طولاني ايران و عراق هنوز در حافظه ملت ايران باقي است و ما آنرا ارج مي نهيم . شما در زمان آغاز بكار بعنوان دبيركل سازمان ملل در سال 1981 موضوعات فراواني را پيش روي خود داشتيد از جمله مناقشات و بحرانهاي مختلف در جهان و ساير مسئوليتهاي ديگر. اهميت مسئوليت شما در مسئله جنگ ايران و عراق در مقايسه با ساير مسئوليتهاي دبيركل چه اندازه بود
    جنگ طولاني بين ايران و عراق كه بهتر است آنرا تهاجم عراق به ايران بناميم يكي از وقايع تلخ دوران مسئوليت اينجانب بود و هر روز اخبار ناگواري از تلافات و صدمات اين جنگ به من مي رسد و من مسئوليت ويژه اي بر شانه خود احساس مي كردم كه براي پايان دادن به اين مناقشه تلاش كنم اما مي دانيد كه همه چيز در اختيار سازمان ملل و دبيركل نبود.
    اگر مايل باشيد قدري راجع به ريشه هاي اين تهاجم صحبت كنيم .
    اكنون پس از گذشت دو دهه واقعيت ها آشكارتر شده صدام حسين با افكار جاه طلبانه و بلندپروازي هاي مخصوص خود قصد داشت رهبري جهان عرب را از آن خود كند و نيز بعنوان قدرت برتر منطقه مطرح شود و انقلاب اسلامي در ايران و شرايط و بحران هاي پس از آن در ايران بهترين فرصت براي او بود تا به بهانه اختلافات مرزي به ايران تهاجم كند. او تصور مي كرد بزودي در اين جنگ پيروز مي شود و مقاومت زيادي در برابر او وجود نخواهد داشت در حالي كه عملا اينگونه نشد و مردم ايران سرسختانه در برابر اين تهاجم مقاومت از خود نشان دادند و اين برخلاف تمام پيش بيني هاي او بود.
    به نظر شما آنچه ايران انجام داد دفاع مشروع بود.
    شكي در آن نيست و اين بهترين كاري بود كه يك ملت مي توانستند در برابر تجاوز به كشورشان انجام دهند. هنگامي كه دو ارتش نظامي با هم مي جنگند مسئله كاملا متفاوت است با زماني كه يك ارتش در مقابل خود مقاومت مردمي را دارد. در ايران مقاومت در برابر تهاجم عراق مردمي بود و اين تنها دليلي بود كه باعث پيروزي ايران شد. بگذاريد بگويم « پيروزي » چرا كه شما در واقع پيروز شديد و توانستيد در مقابل متجاوز مقاومت كنيد و او را به عقب برانيد.
    سازمان ملل به وظايف خود چگونه عمل كرد
    من بعنوان دبيركل وظيفه اجراي مصوبات شوراي امنيت را داشتم و مي دانيد كه اختيارات دبيركل محدود است . در شوراي امنيت تمايل زيادي براي پايان يافتن جنگ در سال هاي اول آن نبود و من حتي در زماني كه از سلاح هاي شيميايي توسط عراق استفاده شد شوراي امنيت به درخواست هاي من براي انجام اقدامات عملي پاسخي نداد و من با استفاده از اختيارات خود شخصا اقدام به اعزام تيم هاي كارشناسي به منطقه كردم .
    چرا شوراي امنيت در مقابل اين تجاوز سكوت كرد
    واضح است بدلايل سياسي اكثر اعضا بويژه اعضاي دائم به نحوي از عراق حمايت مي كردند.
    با وجود اينكه بعضي اعتقاد دارند اين جنگ مي توانست در سال 1982 يا 83 خاتمه يابد اما به نظر شما چرا 8 سال به طول انجاميد
    در سطح جهان اراده قوي براي پايان دادن به اين منازعه وجود نداشت و از طرفي حمايت آشكار بسياري از كشورهاي جهان از جمله قدرتهاي بزرگ و كشورهاي غربي از علل مهم ادامه يافتن جنگ و ادامه روند تخريب و كشتار بود.
    آيا به نظر شما ايران هم فرصتهايي را براي پايان دادن به جنگ از دست داد
    من اين طور فكر نمي كنم به نظر من ايران مورد تهاجم واقع شده بود و در حال دفاع بود و اين متجاوز بود كه بايد دست از تهاجم برمي داشت و به مرزهاي بين المللي عقب نشيني مي كرد. ايران هم خواستار همين بود اما دخالت هاي خارجي باعث شعله ورترشدن جنگ مي شد. من با مقامات هر دو كشور هم در نيويورك و هم در منطقه ملاقات كردم . مذاكرات مثبت و سازنده اي را با مقامات ايراني داشتيم . فراموش نمي كنم بخصوص با دكتر علي اكبر ولايتي . او انساني بشردوست بود و به نظر من چون پزشك بود به عمق كشتار جنگ بهتر واقف بود. در عراق هم ديپلمات هاي قوي وجود داشتند مثل طارق عزيز كه يك ديپلمات حرفه اي و با تجربه بود اما او كاملا مجري دستورات شخص صدام حسين بود.
    در مورد ملاقاتتان با صدام حسين بگوئيد.
    بله او را در بغداد ملاقات كردم و بخوبي بخاطر دارم . او انساني سرد و مغرور بود. من در طول ملاقات اين را كاملا احساس كردم .


    آيا تاكنون اين تصاوير مربوط به مصدومان شيميايي ايران را ديده ايد مي دانيد كه بسياري از آنان هنوز از عوارض ناشي از اين سلاح ها در رنج هستند
    بله . اينها تصاوير تكان دهنده اي هستند كه تعدادي از آنها در همان سالها در سازمان ملل منتشر شد و تعدادي به همراه گزارشات گروههاي كارشناسي سازمان ملل به دست من رسيد. من عميقا از ديدن اين تصاوير شوكه و متاثر شدم و مي دانستم كه فاجعه انساني دردناكي در حال وقوع است و بايد از ادامه آن جلوگيري كرد. بهمين دليل شخصا چند گروه از كارشناسان زبده را كه از اسپانيا سوئد سوئيس و استراليا بودند (اما نام هايشان را بخاطر نمي آورم ) به منطقه اعزام كردم و آنها اين مسئله را تائيد كردند.
    اما سرنوشت اين گزارشات چه شد
    من آنها را به همراه اسناد مربوط به شوراي امنيت ارسال مي كردم اما واكنش قاطعي صورت نگرفت و اين نگران كننده بود و به نظر من همين سكوت شوراي امنيت بود كه صدام را دچار اشتباه در محاسبه كرد و او تصور مي كرد در جريان حمله به كويت هم با همين سكوت مواجه خواهد شد و مي تواند براحتي آن كشور را اشغال كند.
    اما شوراي امنيت برخلاف مسئله ايران به سرعت واكنش نشان داد!
    بله واكنش بسيار سريع تر از تصور بود.
    چرا
    بدليل اينكه اين حمله برخلاف منافع اعضاي شورا بود و با مسئله ايران متفاوت بود. متاسفانه گاهي مسائل سياسي همه وظايف اين سازمانها را تحت شعاع قرار مي دهد و اين فقط در مسئله ايران نبود. مثلا همين اخيرا در مسئله حمله اسرائيل به لبنان ببينيد سازمان ملل و شوراي امنيت چقدر دير واكنش نشان داد. هنگامي كه هزاران نفر جان خود را از دست دادند. اين واكنش بسيار كند و ضعيف بود.
    تلخ ترين و شيرين ترين خاطره شما در دوران ده ساله دبيركلي سازمان ملل چه بود
    تلخ ترين آن مطمئنا زماني بود كه گزارشات و تصاوير هولناك كاربرد سلاح هاي شيميائي در جنگ ايران وعراق را دريافت كردم و شيرين ترين آن زماني بود كه دو طرف آتش بس را پذيرفتند و جنگ متوقف شد.
    مذاكرات مربوط به قطعنامه 598 را چگونه ارزيابي مي كنيد
    برخلاف تصور اين مذاكرات روند كند و نااميدكننده اي داشت . من در طول سال هاي جنگ با ديپلماتهاي دوطرف آشنايي داشتم و با شيوه مذاكره با آنها آشنا بودم . طارق عزيز ديپلماتي قوي و باهوش بود و مهارت خاصي در مذاكره داشت بويژه به دليل تسلطي كه به زبان انگليسي داشت . اما واقعا اختيارات محدودي داشت . دكتر ولايتي هم انساني شريف و ديپلماتي برجسته بود. همكاري هيات ايراني با من و دستيار ويژه ام در طول مذاكرات قابل تقدير بود. اما هيات عراقي گاه با لجاجت هاي خاص خود مذاكرات را به بن بست مي كشاندند اما بالاخره شاهد بوديم كه اكثر بندهاي قطعنامه محقق شد.
    اما گزارش شما در رابطه با بند ششم قطعنامه يعني « مسئوليت آغاز جنگ » خيلي ديرتر از ساير بندها محقق شد
    بله . همانطور كه اشاره كردم در طول جنگ و حتي پس از حمايت آشكار قدرتهاي بزرگ و غرب از رژيم صدام موانعي براي اين امر ايجاد كرده بود اما با تجاوز عراق به كويت و مغايرت آن با منافع اين كشورها و تغيير شرايط امكان تحقق اين بند هم فراهم شد و من به سرعت اقدام به انتشار آن گزارش كردم . گزارش نيازي به تفسير ندارد و به اندازه كافي گوياست . هيچ ابهامي در اينكه عراق آغازگر جنگ بود وجود نداشت و من عده اي از كارشناسان حقوق بين المللي بلژيكي را مامور آن كردم .
    نكته ناگفته اي هست كه به آن اشاره كنيد
    مايلم از فرصت استفاده كنم و از آقاي اولاف پالمه ياد كنم . نخست وزير فقيد سوئد كه نقش بسيار ارزشمندي در ميانجي گري بين ايران و عراق داشت و تلاش هاي زيادي در اين زمينه انجام داد.
    علت قتل او چه بود
    هيچ كس نمي داند چرا چنين مرد صلح طلبي كه براي بشريت تلاش مي كرد بايد به قتل برسد!
    از اينكه اين فرصت را به ما داديد سپاسگزارم .
    در ايران مقاومت در برابر تهاجم عراق مردمي بود و اين تنها دليلي بود كه باعث پيروزي ايران شد. بگذاريد بگويم « پيروزي » چرا كه شما در واقع پيروز شديد و توانستيد در مقابل متجاوز مقاومت كنيد و او را به عقب برانيد
    در سطح جهان اراده قوي براي پايان دادن به اين منازعه وجود نداشت و از طرفي حمايت آشكار بسياري از كشورهاي جهان از جمله قدرتهاي بزرگ و كشورهاي غربي از علل مهم ادامه يافتن جنگ و ادامه روند تخريب و كشتار بود