پيامدهاي عملكرد « صدام » در مقام رياست جمهوري عراق كه در مقابل
حكم اعدام قرار گرفت و ابراز خرسندي فوري سفير آمريكا در بغداد
نشان
مي دهد كاخ سفيد و سيا پس از بهره برداري لازم از صدام
مرحله براندازي
حكومت وي را اجرا كردند.
برپايه اسناد انتشار يافته
بسياري از خواسته هاي آمريكا در منطقه حساس
خليج فارس براساس حركت هاي عراق بويژه صدام عملي شده
است .جمع بندي اسناد ارائه شده چند ساله گذشته توسط پژوهشگران
موسسه « آرشيو محرمانه » در آمريكا نشان مي دهد كه ساختار رفتار سياسي
بغداد در عرصه بين المللي بويژه در قبال جمهوري اسلامي ايران از سال هاي
1982 (1361 )به بعد
با راهنمايي صريح و روشن واشنگتن صورت گرفته
است .
درپي ناكامي هاي عراق در جنگ تحميلي عليه ايران و دورنماي شكست
نظامي بغداد
شوراي امنيت ملي آمريكا در 12 ژوئيه 1983 (مرداد1362 )
در سند شماره 99 خود چنين تصويب كرد : براي تقويت ثبات در خليج
فارس
حمايت اطلاعاتي نظامي از عراق ضروري است . البته پيش از اين
مصوبه
آمريكا در يك اقدام فوري
نام عراق را از فهرست كشورهاي
حامي تروريسم خارج كرد تا كاخ سفيد بتواند براي مقابله با انقلاب اسلامي
ايران
بدون هيچ مانعي از بغداد پشتيباني كند . پس از مصوبه شماره 99
« رونالد ريگان » رييس جمهوري وقت آمريكا دستور حمايت گسترده آمريكا
از صدام همتاي عراقي خود را صادر كرد.
ريگان در 20 دسامبر 1983 (30 دي 1362 ) طدونالد رامسفلد » يار
هميشگي خود را براي ملاقات با صدام راهي بغداد كرد كه براساس يادداشت
وزارت خارجه آمريكا
فرستاده اين كشور در يك ديدار 90 دقيقه اي
حمايت كاخ سفيد را از بغداد در برابر تهران اعلام كرد.اين ملاقات و
ديدارهاي بعدي رامسفلد وزير دفاع كنوني آمريكا با مقام هاي عراقي در حالي
صورت مي گرفت كه مقام هاي آمريكايي گزارش استفاده گسترده بغداد از
گازهاي ممنوعه شيميايي عليه نظاميان ايراني را مورد تاييد قرار داده
بودند.
« جاناتان هوو » يك مقام اطلاعاتي آمريكا در يكم نوامبر 1983 (10 آبان
1362 ) با ارائه يك گزارش رسمي به « جورج شولتز » وزير خارجه وقت اين
كشور
به صراحت اين مساله را تاييد و آمريكا را به عنوان يكي از منابع
تامين گازهاي شيميايي عراق معرفي كرده بود.اما دشمني مداوم آمريكا با
انقلاب اسلامي سبب شد تمامي اين حقايق ناديده گرفته شود و حكومت
بغداد به عنوان ابزار كاخ سفيد عليه انقلاب اسلامي مورد حمايت بي چون و
چراي واشنگتن قرار گيرد.
حضور نظامي آمريكا در منطقه خليج فارس
حمايت مستقيم و آشكار
واشنگتن از بغداد در جنگ با تهران و انهدام هواپيماي مسافري ايراني
توسط ناو آمريكايي با 200 مسافر
نمونه هايي از اقدام عملي واشنگتن عليه
ايران در همكاري نظامي با بغداد بود.درپي حمايت هاي آمريكا از عراق و
اشاره كاخ سفيد
بسياري از حكومت هاي عربي منطقه نيز با اعطاي
ميلياردها دلار
ماشين جنگي صدام همراه شدند.آمريكا با تشويق پنهان و
آشكار صدام به آغاز و ادامه جنگ
به نتيجه مورد نظر خود مبني بر تضعيف
دو كشور اسلامي منطقه و تحميل صدها هزار قرباني دست يافت . با پايان
قدرت نمايي شكست خورده صدام عليه جمهوري اسلامي ايران
آمريكا
حضور خود را در خليج فارس گسترش داد و در يك بازي جديد
به
حكومت هاي عربي منطقه نيز گوشزد كرد در معرض خطر حكومت بعثي قرار
دارند.
حكومت بغداد با اتكا به پشتوانه حمايت آمريكا از جنگ عليه جمهوري
اسلامي ايران و به اميد ادامه آن در يك جبهه ديگر
در سال 1990 با يك
حمله برق آسا كويت را اشغال كرد.اما صدام پس از اشغال نظامي كشور
همسايه خود
ناگهان و ناباورانه با اعتراض كاخ سفيد و محافل پشتيبان خود
در آمريكا روبرو شد و بعد از چند روز دريافت حمايت هاي آشكار
آمريكايي ها از عراق در جنگ عليه ايران و همچنين سكوت يا حمايت هاي
پنهان واشنگتن براي اشغال كويت
يك بازي بيش نبوده است .ولي براي
صدام ديگر راه برگشتي وجود نداشت و نمي توانست كويت را تخليه كند.
جنگ نخست واشنگتن عليه بغداد تحت نام آزادي كويت با هزاران كشته
و دو كشور ويران شده عراق و كويت اما با تداوم حكومت صدام
پايان يافت
و پس از آن حضور نظامي واشنگتن به صورت گسترده و رسمي تر در
عربستان
كويت و همچنين اميرنشين هاي منطقه خليج فارس تثبيتت
شد.
آخرين مرحله از بازي واشنگتن و بغداد
جنگ دوم آمريكا در خليج فارس
بود كه « جرج بوش پسر » نقش نخست را داشت .اما صدام نقش قبلي خود را
بازي كرد و رامسفلد فرستاده ريگان به بغداد نيز كه در دسامبر 1983
(1362 ) براي اعلام حمايت واشنگتن از صدام در برابر ايران به بغداد رفته
بود
اينبار به عنوان وزير دفاع آمريكا
جنگ عليه صدام را رهبري
كرد.
افزون بر جمعبندي اسناد
شرايط كنوني منطقه نيز نشان مي دهد تمامي
رفتارهاي صدام نيز بگونه اي هدايت شد تا كاخ سفيد به اهداف خود در
منطقه خليج فارس دست يابد.پس از پايان نقش آفريني گروه هاي طالبان و
القاعده در افغانستان كه با كمك ها و حمايت هاي اطلاعاتي و نظامي آمريكا
شكل گرفته بود واشنگتن با بزرگنمايي خطر صدام
اين فرصت را يافت تا به
بهانه نقض مقررات بين المللي مدعي مشروعيت جنگ طلبي خود شود.
صدام نيز بگونه اي با سياست هاي آمريكا همراه شد و چنان رفتار كرد كه كاخ
سفيد هر روز بر تاكيدهاي خود براي آغاز جنگ افزود.
صدام با عراق ويران و اشغال شده
در حالي شاهد قرائت حكم اعدام
خود بود كه به عنوان همبازي شكست خورده ريگان
بوش پدر و پسر
حتي
رمق اعتراض جدي نيز نداشت . اما اكنون نيز نبايد ماجراي صدام را پايان
يافته تلقي كرد زيرا به مهمترين جرايم وي از جمله جنگ عليه ايران
اشغال
كويت و كشتار انديشمندان و علماي عراقي رسيدگي نشده است .
به اعتقاد شماري از تحليل گران
حكم اعدام صدام هم براي امريكايي ها
با منفعت فراوان همراه بود و آنان توانستند از آن حداكثر بهره را ببرند. چرا
كه حكم اعدام او در ابتدا قرار بود ماه گذشته اعلام گردد وليكن با توجه به
ناكامي هاي بوش و جمهوريخواهان در هدايت بحران عراق و نارضايتي افكار
عمومي آمريكا
اعلام حكم دادگاه صدام در آستانه برگزاري انتخابات
مياندوره اي آمريكا
برگ برنده اي دردست جمهوريخواههان به شمار مي رود
و احتمالا خواهد توانست كفه ترازو را كه به نفع دمكرات ها تغيير كرده
بار
ديگر دچار نوسان سازد.
هادي مولوي نيا

*****
اروپا; مشاركت در تجربه شكست خورده
|

ث حسن خياطي
كشورهاي اروپايي شركت كننده در مذاكرات هسته اي با جمهوري
اسلامي ايران
بالاخره پس از هفته ها مقاومت در برابر اعمال فشار
دولتمردان آمريكايي
متن پيش نويس قطعنامه پيشنهادي خود جهت اعمال
تحريم عليه ايران اسلامي را تسليم شوراي امنيت سازمان ملل كردند و اين
شورا بررسي قطعنامه پيشنهادي فوق الذكر را از روز دوشنبه گذشته آغاز
كرد. در اين پيش نويس با طرح اين ادعا كه « آژانس قادر نيست در تلاشهايش
براي ارائه ضمانت نسبت بهبود مواد و فعاليتهاي هسته اي اعلام نشده در
ايران پيشرفت حاصل كند » (!) و همچنين تكرار اتهام بي توجهي جمهوري
اسلامي ايران به درخواستهاي شوراي امنيت سازمان ملل
از همه كشورهاي
عضو سازمان ملل خواسته شد كه از ارائه هر گونه كمك يا آموزش فني
كمك مالي
سرمايه گذاري
واسطه گري و ديگر خدمات و انتقال منابع و
خدمات مالي مربوط به برنامه هاي هسته اي و موشك بالستيك به ايران
خودداري كنند.
اين متن پيش نويس همچنين خواستار مسدود شدن منابع مالي مرتبط با
برنامه هاي هسته اي و موشكي ايران و منع سفر دانشمندان و مقامات ايراني
مرتبط با اين برنامه ها شده است . متن پيش نويس ياد شده در حالي آماده
گرديد كه ميان گروه موسوم به « 1 +5 » اختلافات عميقي طي هفته هاي گذشته
بروز كرده بود و آنها براي كسب اجماع جهاني عليه فعاليتهاي صلح آميز
هسته اي جمهوري اسلامي ايران
بويژه اعمال تحريمهاي وسيع اقتصادي
عليه كشورمان
به شدت با يكديگر اختلاف نظر داشتند و اين اختلاف نظر
همچنان وجود دارد. همين امر باعث آن شد كه تاكنون تسليم متن پيشنهادي
قطعنامه تحريم عليه جمهوري اسلامي ايران مدتها به تعويق بيافتد. پيش از
اين ديپلماتهاي غربي وعده داده بودند كه سه كشور اروپايي با هماهنگي
آمريكا متن پيش نويس پيشنهادي را اوايل آبان ماه آماده و به شوراي امنيت
تحويل دهند
اما اختلافات موجود بويژه آنچه خواسته دولتهاي اروپايي
بود يعني « توافق و تمركز بر روي تحريمهاي محدود » و اينكه آنها
نمي خواهند با تحريم وسيع جمهوري اسلامي
به منافع تجاري و اقتصادي
خود آسيب برسانند
موجب گرديد موفق به انجام اين كار نشوند و اين
تاخير بوجود آيد. اما اكنون ارائه پيش نويس ياد شده از سوي كشورهاي
اروپايي به شوراي امنيت سازمان ملل نشان مي دهد آنها بارديگر منافع
كشورهاي خود را به خواسته هاي نامشروع دولتمردان آمريكايي گره زده و
يكبار ديگر خود را بازيچه دست سياستمداران جنگ طلب و زياده خواه
آمريكايي قرار داده اند.
آنچه مسلم است اينست كه اين پيش نويس بر اثر فشار بي امان آمريكا بر
دولتهاي اروپايي كه آنها را نه « متحد » خود بلكه « زير دست » خود به حساب
مي آورد صورت گرفته است و گواه بر اين واقعيت آنكه
« جان بولتون »
نماينده آمريكا در سازمان ملل چند روز قبل از ارائه پيش نويس ياد شده
صراحتا اعتراف كرده بود كه آمريكا هنوز نتوانسته با متحدان اروپايي خود به
اجماعي در خصوص تحريم ايران دست يابد. سخنان وي كه از طريق
خبرگزاري روسي نووستي مخابره گرديد همچنين اشاره به اين نكته دارد كه
اختلاف نظر اروپا و آمريكا بر سر مساله هسته اي ايران عميق و همچنان
باقيست . از سوي ديگر نتايج سفر وزير امور خارجه آمريكا به روسيه كه
براي كسب حمايت كرملين از اعمال تحريم عليه جمهوري اسلامي ايران
صورت گرفت با شكست مواجه گرديد و پس از آن « سرگئي لاوروف » وزير
امور خارجه روسيه درگفتگو با خبرگزاري كويت صراحتا از مخالفت
كشورش با تحريم ايران سخن گفت
عمق اين اختلافات را بيش ازپيش
نمايان مي كند.
« كاندوليزا رايس » وزير امور خارجه آمريكا كه به « ملكه جنگ » معروف
است طي سخناني دردانشگاه « يو.سي .ال .اي » آمريكا گفت : « تاكنون
مذاكرات ما بامقامات مسكو و پكن بدون نتيجه مانده است زيرا منافع آنها
در ايران اجازه اتخاذ سياست تحريم نمي دهد. علاوه بر آن اخيرا انگليس و
فرانسه هم تحريم اقتصادي ايران را راهي مناسب نشناخته و خواستار ادامه
مذاكره با اين كشور شده اند. » وي با اينحال با لحني كه حكايت از خط و
نشان كشيدنهاي هميشگي وي داشت
تهديد كرد در صورت تصويب طرح
تحريم اقتصادي ايران در شوراي امنيت
هيچ يك از دانشجويان ايراني نيز
نخواهند توانست دررشته هايي خاص و مرتبط تحصيل كنند تا در بازگشت به
كشورشان براي ما دردسر آفرين شوند!
اين در حاليست كه رايس يك هفته پيش از اين سخنراني در دانشگاه
« يو.سي .ال .اي » در گفتگويي با شبكه خبري فاكس نيوز وابسته به پنتاگون
اعتراف كرد آمريكا در بكارگيري شيوه يكجانبه گرايي عليه جمهوري
اسلامي ايران ناتوان بوده است . وي تاكيد كرد « تلاشهاي ما عليه مساله
هسته اي ايران مانند آنچه در مقابل كره شمالي انجام شد بايد يك تلاش چند
جانبه باشد و فقط اقدام از جانب آمريكا نباشد زيرا آمريكا را به انزوا
مي كشاند. »
واقعيت اين است كه مخالفت آمريكا با مساله هسته اي جمهوري
اسلامي ايران را نبايد بدون توجه به بستر سياستگزاري خارجي آمريكا طي
دو دهه اخير ارزيابي كرد. سياستهايي كه طي اين دو دهه همواره منجر به
انزواي بيشتر آمريكا گرديده است . از اين رو
اروپائيها بايد بدانند قدم در
مسيري گذاشته اند كه پيش از اين تجربه شده است .
چنانچه كشورهاي اروپايي نگاهي به رخدادها و نتايج سياستهاي
آمريكا عليه جمهوري اسلامي ايران طي 27 سال گذشته بياندازند
بطور
قطع مشاهده خواهند كرد كه تهديد ورود به فضاي تحريم عليه ايران به هيچ
وجه نمي تواند باعث عقب نشيني ايران از حقوق مسلم و تصريح شده در
معاهده « ان .پي .تي » شود. شايد از هم اكنون نيز براي اروپائيها كاملا محرز
شده باشد كه اين قبيل تهديدها
قادر به تغيير مواضع ايران
نيست .
اروپائيها خود نيز مي دانند كه ورود به فضاي تحريم يك تصميم
شكست خورده و كهنه است و بيش از آنكه تهديدي عليه ايران محسوب
شود
تبعات آن دامنگير غربي ها بويژه خود اروپائيها خواهد شد. زيرا
جمهوري اسلامي ايران بدون ترديد نسبت به اين تصميم بي تفاوت نخواهد
ماند و هم از جنبه اقتصادي و هم از جنبه سياسي
تصميماتي را اخذ خواهد
كرد كه فرصت موجود را از اروپائيها خواهد گرفت .
سياستي كه آمريكا اكنون در قبال مساله هسته اي جمهوري اسلامي
ايران در پيش گرفته
همان سياستي است كه مشابه آن را در سال 1371 با
فشار بر آژانس بين المللي انرژي اتمي در قبال كره شمالي درپيش گرفت و
نتيجه آن شد كه اين كشور در سال جاري اقدام به آزمايش هسته اي نمود.
همانگونه كه « هانس بليكس » بازرس سابق آژانس بين المللي انرژي هسته اي
تصريح كرده
سياستهاي رئيس جمهور آمريكا در سالهاي اخير موجب
گسترش سلاحهاي اتمي در جهان شده است زيرا آمريكا با ورود متكبرانه به
صحنه آژانس و نقض حقوق قانوني كشورها آنها را به سمت مخفي كاري
كشانده و با تهديد كشورهاي جهان آنها را به سوي تجهيز اتمي سوق دا ده
است . بليكس همچنين تاكيد كرد كه كشورهاي جهان سوم به اين درك
رسيده اند كه قدرتهاي اتمي بويژه آمريكا درصدد فريب آنها
هستند.
« محمدالبرادعي » مديركل آژانس بين المللي انرژي هسته اي نيز هفته قبل
در مصاحبه با هفته نامه آمريكايي « نيوزويك » اعتراف كرد : « فكر مي كنم ما در
سال 1371 و 1372 در مواجهه با كره شمالي بسيار سخت گيري كرديم . ما
گفتيم آنها همكاري نمي كنند و نتيجه اين شد كه آنها در سال 1383
رودرروي ما قرار گرفتند و ما صلاحيت قضاوت را در مورد اين كشور از
دست داديم . » اين نتيجه سياستي بود كه آمريكا بر آژانس بين المللي انرژي
هسته اي در قبال كره شمالي تحميل كرد و نهايتا به آنجا منجر شد كه پيونگ
يانگ دو هفته قبل اقدام به آزمايش اتمي نمود.
جهان امروز
هر چند از آزمايش هسته اي توسط كره شمالي خوشحال
نيست
اما به اين واقعيت پي برده است كه اين سياست هاي غلط و فشارهاي
آمريكا بود كه كره شمالي را در اين مسير قرار داد و به سوي توليد بمب
هسته اي سوق داد و اين خود بزرگترين دليل براي زير سوال بردن سياستهاي
واشنگتن نزد جهانيان است . بنابراين به صلاح اروپاييها نيست كه در پي
تهديد ملت ايران باشند و قدم در راهي بگذارنند كه مردم جهان چند سال
بعد همين قضاوت را در قبال آنها داشته باشند.
اروپائيها هر چند مي دانند
ولي بار ديگر يادآوري مي كنيم كه مردم
ايران از همان روز كه انقلاب كرد خود را براي مقابله با هرگونه توطئه آماده
نمود . اول خرداد 1359 كه رئيس جمهور وقت آمريكا قانون محاصره
اقتصادي ايران را امضا كرد ملت ايران در شرايطي با تحريم روبرو شد كه
بحران هاي برآمده از انقلاب را تجربه مي نمود اين محاصره اقتصادي و
تحريم تا امروز همچنان ادامه داشته و دارد ولي ملت ايران به خوبي توانسته
تحريمها را مديريت كرده و بر آنها فائق آيد. مردم ايران فراموش نكرده اند
كه در آن سالها در پي آمريكا بلافاصله اروپائيها نيز به اين تحريم پيوستند
اما 5 ماه بعد به علل مختلف از جمله ناكارآمدي طرح تحريم و حفظ منافع
اقتصادي خود آن را لغو كردند و در مقابل اراده ملت ايران زانو زدند.
به هر حال اگر مقامات اروپايي قصد دارند همچنان بدون توجه به
واقعيات به گونه اي جاهلانه باز هم آزموده هاي شكست خورده قبلي را
تجربه كنند
حرفي نيست ولي آنها بايد در انتظار يك شكست احمقانه ديگر
باشند كه بر آورد آن چيزي جز انزواي بيشتر آنها در جامعه جهاني نخواهد
بود. همان راهي كه آمريكا رفته است و آن را تجربه كرده است و امروز در اين
تجربه شكست خورده خود تلاش مي كند
اروپائيها را بدنبال خود بكشد.
اروپائيهابا ارائه پيش نويس قطعنامه تحريم ايران و در مسيري كه در
پيش گرفته اند
بايد منتظر يك شكست احمقانه ديگر باشند كه نتيجه آن
چيزي جز انزواي بيشتر آنها در جامعه جهاني نخواهد بود
زيرا تحريم
تهران همان راهي است كه پيش از اين آمريكا آن را آزموده و امروز
تلاش مي كند در اين تجربه شكست خورده اروپائيها را بدنبال خود
بكشاند
مردم ايران فراموش نكرده اند كه در سالهاي اول انقلاب وقتي كه
اروپائيها نيز با تحريم اقتصادي ايران توسط آمريكا همراه شدند
5 ماه
بعد به دلايل مختلف از جمله ناكار آمدي طرح تحريم و حفظ منافع
اقتصادي خود آن را لغو كرده و در مقابل ملت ايران زانو زدند
هانس بليكس : سياستهاي رئيس جمهور آمريكا در سالهاي اخير موجب
گسترش سلاحهاي اتمي در جهان شده است
زيرا آمريكا با ورود متكبرانه
به صحنه آژانس و نقض حقوق قانوني كشورها
آنها را به سمت مخفي
كاري كشانده و با تهديد كشورهاي جهان آنها را به سوي تجهيز اتمي سوق
داده است
اروپائيها بهتر از هر كس مي دانند كه ورود به فضاي تحريم يك تصميم
شكست خورده است و بيش از آنكه تهديدي عليه ايران محسوب شود
تبعات آن دامنگير خود اروپائيها خواهد شد

| |