روزنامه جمهوري اسلامي 17/08/1385 صفحه هنر و ادبيات

  • خالي پر طنين
  • خبرهاي ادبي ـ هنري
  • شادي وصل
  • ياد ياران
  • جشنواره الكترونيكي پيامبر اعظم (ص )
  • *****
    خالي پر طنين


  • سرما هميشه كارها را پيچيده مي كند. در تابستان چنان با دنيا نزديك هستيم كه آن را با پوست خود حس مي كنيم اما هم اكنون زنش براي انتخاب هديه ازدواج سر ساعت شش و نيم در مغازه اي منتظرش است او تاخير كرده اما فكر مي كند هوا سرد است و لازم است پليورش را بپوشد. پليور آبي روشن كه برازنده كت و شلوار خاكستريش است . پائيز فرا مي رسد و پوشيدن پليور مثل اين است كه آدم كم كم زنداني خودش شود و در لاك خودش فرو رود. از پنجره باز فاصله مي گيرد دنبال پليورش مي گردد در حاليكه با سوت آهنگي را مي زند جلوي آينه پليورش راپوشد. بي شك كار آساني نيست . چون پيراهنش به پشم پليور مي چسبد دستش را كه از آستينش رد مي كند احساس درد مي كند دست كم كم پيش مي رود و موفق مي شود يكي از انگشت هايش را از مچ پشمي پليور آبي اش بيرون بياورد اما در نور شب انگشتش كاملا چروكيده با ناخن سياه و خميده مثل قلابي به نظرش مي رسد. دستش را از آستين بيرون مي كشد و به دستش نگاه مي كند مثل اينكه دست مال اون نبوده اما نه دستي كه حالا خارج از پليور است همان دست هميشگي خودش است دستش را رها مي كند تا دوباره در كنار بدنش آويزان بماند فكر مي كند دست ديگرش را در آستين ديگر پليور بكند تا ببيند اين دفعه برايش آسانتر است يا نه .
    مسلما نه پشم پليور دوباره به آستين پيراهنش مي چسبد و چون عادت ندارد پوشيدن لباس را با اين دستش شروع كند كارش باز هم پيچيده تر مي شد سوت مي زد تا به خودش جرات دهد اما دست يك ذره هم پيش نمي رود احساس مي كند كه بدون تر فند موفق نخواهد شد دستش را از آستين بيرون ببرد. بهتر است با يك حركت همه پليور را يكباره بپوشد. به نحوي كه سرش را براي جا گرفتن يقه خم كند و در حالي كه دست آزادش را داخل آستين ديگركند آستين را بالا نگه دارد و هم زمان دستها و سرو گردنش را بيرون بكشد.
    در سايه روشن آبي رنگ پليور كه ناگهان احاطه اش مي كند سوت زدن را كاري بيهوده مي يابد گرماي خفه كننده روي صورتش احساس مي كند و با اينكه تا حالا بايد قسمتي از سرش را از پليور بيرون آورده باشد اما پيشاني و صورتش هنوز بيرون نيامده است و دستهايش در نيمه آستين گير كرده اند تلاش زيادي مي كند اما هيچ يك از اعضاي بدنش از پليور خارج نمي شود فكر مي كند نكند اشتباه كرده و با حواس پرتي سرش را داخل يكي از آستين ها و يكي از دستهايش را داخل يقه پليور كرده باشد در اين صورت بايد دستش به آساني بيرون مي آمد اما با وجوديكه با تمام توانش تلاش مي كند نمي تواند كاري از پيش ببرد. بر عكس سر او بايد در جايي قرار گرفته باشد كه دارد راهي براي بيرون آوردن باز مي كند.
    در حاليكه پشم آبي به شدت به دماغ و دهن و گلوي او فشار مي آورد و وادارش مي كند نفس عميقي بكشد به اين ترتيب پشمي كه در برابر دهانش قرار گرفته است مرطوب مي شود پشم بي شك رنگ پس مي دهد و صورتش پر از لكه هاي آبي مي شود خوشبختانه درست در اين لحظه دست راستش را از تنگنا بيرون مي آورد و هواي سرد بيرون را حس مي كند. هميشه راهي براي گريز از مهلكه هست ! شايد دست راستش واقعا در يقه پليور گير كرده بود. به همين دليل چيزي كه فكر مي كرد يقه پليور اوست . صورت و گلويش را فشار مي داد در حاليكه دستش توانسته بود به آساني خارج شود. به هر ترتيب ضمن نفس عميق كشيدن و هوا را به كندي بيرون دادن بايد به جستجو راه خروج ادامه دهد. اگر بخواهد اين هواي آغشته به ذرات پشم غبار و بوي پليور يعني رايحه آبي رنگ پشمي كه بايد صورتش را پر از لكه كرده باشد را استشناق كند هيچ چيز را در اين كار مانعش نمي شود هرچند كه نمي تواند چيزي را ببيند چون اگر چشمهايش را باز كند مژگانش به شكل دردناكي به پشم پليور گير مي كند با اين وجود مطمئن است كه لكه آبي اطراف دهان مرطوب و سوراخهاي بينيش حلقه زده و به گونه هايش كشيده شده همه اينها وجودش را از اضطراري خاص لبريز مي كند. مي خواهد ماجراي پليور را به آخر برساند. بدون توجه به تاخيرش و اينكه زنش جلو در مغازه بي صبرانه در انتظار اوست فكر كرد بهترين كار اين است كه حواسش را فقط روي دست راستش كه خارج از پليور در تماس با هواي سرد اتاق است متمركز كند اين دست كه بدون استفاده مانده مي تواند به او كمك كند تا شانه اش بالا رود و پليور را از پشت بگيرد و با انجام يك سري حركات قراردادي آن را به طرف بالا بكشد و كمك كند تا يقه آستينهاي پليور در جاي عادي خود قرار گيرند. بدبختي اين است كه دستش براي پيدا كردن لبه پليور شانه اش را لمس كرده اما تنها چيزي را كه توانسته پيدا كند پيراهن مچاله شده ايست كه از كمر شلوارش بيرون آمده و به شانه رسيده انگار كه به دور گردنش پيچيده شده است به علاوه تلاشش براي آوردن دستش به طرف سينه و كشيدن قسمت جلوي پليور به جايي نمي رسد اينجا هم دستش تنها پارچه پيراهن را لمس مي كند از قرار معلوم بايد در قسمت بالاي شانه ها كه براي پليور بزرگ هستند قرار گرفته باشد. سر انجام معلوم مي شود كه اشتباه كرده بود بايد يكي دستها را داخل يقه و دست ديگرش را در آستين پليور كرده باشد و چون فاصله بين يقه و يكي از آستينها دقيقا نصف فاصله ايست كه دو آستين را ازهم جدا مي كند و اين به آن معنا است كه سرش كمي به طرف چپ به سمتي كه دستش هنوز در آستين زنداني است خم شده ـ البته اگر اين آستين باشد نه يقه ـ دست راستش كه خارج از پليور و به عبارتي ديگر در آزادي كامل است قادر نيست پليور را كه به دور شانه هايش پيچيده پائين بكشد. با طعنه به خودش مي گويد اگر يك صندلي نزديكش بود مي توانست بنشيند و نفسي تازه كند اما جهت يا بيش را به علت حركتهاي ژيمناستيك مانند و وجد آميزي كه حالت رقص پنهاني دارد و معمولا موقع پوشيدن لباس پيش مي آيد از دست داده است . حالاتي كه كسي مايل به بازگو كردن آن نيست . چون پايانش منجر به دست و پا زدنهاي بيهوده مي شود تا رقص واقعي .
    سرانجام چون خود را قادر به پوشيدن يكباره پليور نمي بيند راه حل را در اين مي داند كه پليورش را در بياورد بعد با نشانگيري دقيق داخل آستين ها و يقه شود و پليور را كاملا بپوشد. اما دست راستش با حركاتي لجام گسيخته گوئي خواهد به او بگويد چشم پوشي كند آن هم در لحظه اي كه اينقدر به پايان نزديك است كار مسخره ايست . با اين وجود دست سرانجام تسليم مي شود. پيش از آنكه فرصت كند بفهمد پليور با رطوبت لزج نفس هايش كه به رنگ آبي تريكو آغشته است به صورتش چسبيده دست راست در امتداد سر بالا مي رود و پليور را به طرف بالا مي كشد. در اين هنگام گويي كسي مي خواهد گوشهايش را قطع كند و مژگانش را از ريشه در بياورد. پس بايد اين كار را آرامتر انجام دهد و دست زنداني شده اش در آستين چپ ـ اگر واقعا آستين باشد نه يقه ـ را به كار گيرد و براي اينكار از دست راستش كمك بگيرد تا دست چپش بتواند در آستين پيش برود و يا بر عكس عقب نشيني و فرار بكند اما هماهنگ كردن حركات دو دست تقريبا غير ممكن مي نمايد زيرا مثل اين است كه دست چپ مثل موشي در قفس گرفتار باشد و موشي ديگر خارج از قفس بخواهد به او كمك كند تا بگريزد اما به جاي آن باعث مرگش شود. زيرا ناگهان دست زنداني شده اش احساس درد مي كند دست ديگر تمام نيرويش را روي چيزي كه مي بايد دست پنهان شده اش باشد به كار مي گيرد و موجب درد مي شود آن چنان دردي كه موجب مي شود از در آوردن پليور چشم پوشي كند. ضمن تلاش شديد و پر تاب كردن خود به عقب و جلو چرخيدن به دور خود در وسط اتاق شايد هم نه در وسط اقدام به خارج شدن مي كند. به فكرش مي رسد كه پنجره كاملا باز مانده است و اين چنين كورمال كورمال چرخيدن به دور خود كار خطرناكيست ترجيح مي دهد بايستد هر چند كه دست راستش مدام در حركت است بدون آنكه بتواند پليور را بگيرد. دست چپش هر لحظه درد بيشتري احساس مي كند درست مثل اينكه آنرا سوزانيده باشند و يا انگشتانش را گزيده باشند در عين حال اين دست با بستن انگشتان دردناكش از او فرمان مي گيرد. دست چپ موفق مي شود لبه پليور پيچيده شده به دور شانه ها را از طريق آستين بگيرد و با ناتواني ناشي از درد به طرف پائين بكشد دست چپ درد شديدي دارد و دست راست به جاي آنكه بيهوده در امتداد پاها بالاو پائين برود و رانهايشان را از روي لباس چنگ بزنند و نيشگون بگيرد بايد به او كمك كند. مرد نمي تواند مانع حركات دست راست شود چون تمام حواسش روي دست چپ متمركز شده شايد به زانو افتاده باشد احساس مي كند از دست چپش كه يكبار ديگر پليور را مي كشد آويزان است . و ناگهان سرماي هوا را بر روي مژگان پيشاني و پلكهايش احساس مي كند بيهوده مي كوشد چشمهايش را بسته نگاهدارد لحظاتي چند صبر مي كند خود را براي زيستن در زماني سرد و متفاوت رها مي كند هواي بيرون از پليور به زانو در افتاده است تلاشي بيهوده مي كند كه به همين حال باقي بماند و چشمهايش را كم كم به تدريج باز كند. رها از بزاق آبي پشم پليور چشمهايش را مي گشايد و مي بيند پنج ناخن سياه به طرف چشمهايش نشانه گرفته اند و پيش از آنكه به روي صورتش هجوم آورند در حال نوسان در هوا هستند. فرصت پيدا مي كند دوباره چشمهايش را ببندد و خود را به عقب پرتاب كند و صورتش را با دست چپ كه دست خود او و تنه وسيله دفاع كه برايش باقي مانده و به او امكان مي دهد تا يقه پليور را به طرف بالا بكشد. بزاق آبي يك بار ديگر صورتش را مي پوشاند. مي ايستد تا به جاي ديگري بگريزد.
    سرانجام به جايي خالي از دست و خالي از پليور برسد جايي كه آكنده از فضائي پر طنين باشد كه او را در بر گيرد همراهي كند و نوازش دهد. و دوازده طبقه .
    داستان كوتاه از خوليو كورتاسار.نويسنده آرژانتيني

  • *****
    خبرهاي ادبي ـ هنري


  • مهلت ارسال به بخش هاي مختلف جشنواره فيلم پليس تمديد شد
    به گزارش روابط عمومي دومين جشنواره فيلم پليس سيد احد ميكائيل زاده معاونت ارتباطات و تبليغات اين جشنواره با بيان اين مطلب افزود : سينماگران و فيلمسازان ميتوانند آثار خود را حداكثر تا 15 آذرماه به دفتر جشنواره فيلم پليس ارسال كنند. دومين جشنواره فيلم پليس در بخش هاي مختلف و متنوع مسابقه فيلم هاي بلند سينمايي بخش 110 ثانيه اي فيلمنامه نويسي سريال هاي تلويزيوني و مسابقه فيلم هاي مستند و انيميشن برگزار مي شود. بخش ويژه اي با موضوع سال پيامبر اعظم (ص ) و پليس چشم انداز سينماي پليسي در كشورهاي اسلامي و يك كشور اروپايي برگزاري نمايشگاه عكس و... از ديگر بخش هاي دومين جشنواره فيلم پليس است . ترويج فرهنگ جامعه پذيري و قانون گرايي تقويت بنيان خانواده توسعه هنجارها و پيشگيري از آسيب هاي اجتماعي از جمله اهداف برگزاري دومين جشنواره فيلم پليس است . تلاش براي كشف و شكوفايي استعدادهاي نو در ميان جوانان و دانشگاهيان به منظور تقويت روحيه اميد احساس مسئوليت خودباوري انگيزه كار و تلاش و شوق پيشرفت در مسير ارزش ها و باورهاي صحيح اجتماعي به همراه تقويت بنيان هاي فرهنگي هنري و اجتماعي نيروي انتظامي وتبيين منزلت اجتماعي آن در جهت اهداف ناجا و تبادل تجربيات با كشورهاي ديگر در مقوله سينماي پليس ديگر اهداف جشنواره فيلم پليس را تشكيل مي دهد.
    پايگاه اينترنتي دوسالانه بين المللي طراحي پارچه و لباس راه اندازي شد
    پايگاه اينترنتي اولين نمايشگاه دو سالانه بين المللي طراحي پارچه راه اندازي شد . اولين دوسالانه WWW.POOHESH.ORG ولباس به نشاني بين المللي طراحي پارچه و لباس به منظور هويت بخشي به مظاهر وجلوه هاي فرهنگ عمومي و اجتماعي بر اساس فرهنگ غني و ارزشمند ايراني ـ اسلامي از سوي دفتر امور هنرهاي تجسمي معاونت امور هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي 14 تا 28 دي ماه امسال در فرهنگسراي نياوران برگزار مي شود. موضوع آثار اين دو سالانه آزاد است اما آثار ارسالي مي بايست برخوردار ازمواريث و معاريف فرهنگ ايراني ـ اسلامي باشند و طرح هاي لباس براي تمام گروههاي سني و صنفي آزاد است . علاقه مندان وطراحان لباس مي توانند فرم شركت در دو سالانه را از دبيرخانه اين نمايشگاه و يا پايگاه اينترنتي دوسالانه دريافت كنند و آثار خود را تا 9 آذرماه به دبيرخانه جشنواره واقع در خيابان حافظ خيابان استاد شهريار دفتر امور هنرهاي تجسمي ارسال كنند. شرايط و فرم شركت در دو سالانه طراحي پارچه ولباس در اين پايگاه قابل دسترسي است و به زودي مقالات و پايان نامه هايي در زمينه طراحي پارچه و لباس در اين سايت عرضه مي شود.
    برگزاري كلاسهاي دانشگاهي رشته عكاسي در دهمين نمايشگاه دو سالانه عكس ايران
    يكي از دستاوردهاي دهمين نمايشگاه دوسالانه عكس ايران برگزاري كلاسهاي درسي دانشجويان و دانش آموزان در محل نمايشگاه است . به گزارش ستاد خبري دهمين دو سالانه عكس ايران تعدادي از استادان دانشگاه در مقاطع كارشناسي و كارشناسي ارشد همچنين دانش آموزان رشته عكاسي و نيز ديپلمه هاي اين رشته كلاسهاي خود را به صورت كارگاهي در دهمين نمايشگاه دو سالانه كس ايران واقع در موسسه فرهنگي هنري صبا برگزار كرده اند. شايان ذكر است يكي از دانشجويان كارشناسي ارشد رشته عكاسي در گفتگو با ستاد خبري دهمين نمايشگاه دوسالانه عكس ايران گفت : تنوع موضوع هاي عكس در اين نمايشگاه باعث شده است تا استادان به نمونه هاي عيني از موضوعات پرتره منظره صنعت و... جهت تدريس استفاده كنند. دانشگاه هنر دانشگاه آزاد واحد شمال دانشگاه شاهد و دانشگاه شهيد بهشتي از جمله دانشگاه هايي هستند كه كلاسهاي آموزشي خود را در دهمين نمايشگاه دو سالانه عكس ايران برگزار كرده اند.
    در حاشيه برنامه هاي دهمين دوسالانه عكس ايران :
    « شبهاي عكس ايران » در موسسه فرهنگي هنري صبا برگزار مي شود
    « شبهاي عكس ايران » از برنامه هاي جنبي دهمين نمايشگاه دوسالانه عكس ايران و ماه هنر عكاسي از 10 تا 22 آبان ماه در سينما تك موسسه فرهنگي هنري صبا برگزار مي شود. به گزارش ستاد خبري دهمين دو سالانه عكس ايران اين برنامه كه به صورت اسلايدشو از ساعت 15 تا 16 در هر روز از برنامه نمايش فيلم برگزار مي شود به معرفي آثار عكاسان ايراني با موضوعات گوناگون مي پردازد. بخشي از برنامه « شبهاي عكس ايران » به مرور آثار عكاسان ايراني كه از جنگ عكاسي كرده اند در قالب برنامه اي با نام « شبهاي عكس فلسطين و لبنان » با موضوع جنگ 33 روزه اسرائيل عليه حزب الله لبنان و مقاومت مردم فلسطين به نمايش در خواهد آمد. براساس اين گزارش هدف از اين برنامه تبادل تجربه عكاسان و بحث وگفتگو با تماشاگران علاقمند به هنر عكاسي است . شايان ذكر است تاكنون 20 عكاس براي حضور در اين برنامه اعلام آمادگي كرده اند. همچنين علاقمندان حضور در اين ويژه برنامه كه تا 10 آبان موفق به ثبت نام نشده اند مي توانند با مراجعه با دبيرخانه موسسه فرهنگي هنري صبا ثبت نام و نسبت به زمان بندي برنامه « شبهاي عكس ايراني » هماهنگي كنند . ضمنا روزهاي 11 و 12 و نيز 17 تا 20 آبان ماه برنامه نمايش اسلايدشو برگزار نخواهد شد .

  • *****
    شادي وصل




  • سالها رفته و عمري شده طي
    بر من و گشته جدايم رگ و پي
    يار نامد به برم كز سر لطف
    شربت ناب لبش بخشد هي
    بي وفا يار دمي كام نداد
    رفت و بگذاشت من و كاسه ي مي
    نظري بر من بيچاره نكرد
    رفت و با خويش دلم برد از پي
    اي صبا رو خبري آر و بگو
    بر من زار كجا آيد و كي
    قصه ي گرمي عشقم تو مپرس
    كاوزمن باشد و من هم از وي
    شادي وصل و غمم در هجرش
    بشنو از دهن مطرب و ني
    دوراز يار چناني « بهروز »
    كه تو در هندي و او خطه ي ري
    بهروز مرادي آراني

  • *****
    ياد ياران


  • ساقيا دل ياد ياران كرده است
    ديده را ابر بهاران كرده است
    از كنارم شد هزاران قافله
    كارواني پر زنور نافله
    كوله باري از صداقت داشتند
    بحري از ايثار و طاقت داشتند
    عشق حيدر « ع » صبرشان را برده بود
    قلبشان (سيلي زهرا « س » خورده ) بود
    يادم آيد غرش تكبيرشان
    دست پرزور گريبانگيرشان
    يادم آيد نوجوانان جسور
    فاتحان قله عزو غرور
    آن علمداران قامت استوار
    ظالم افكن بر زمين چون ذوالفقار
    عاشقان مسلك سرخ حسين « ع »
    رهروان صادق پير خمين « ره »
    سينه هاشان پرزنور معرفت
    ديده هاشان روشن و باران صفت
    عارفان دل به مهدي « عج » دوخته
    در عطش از هجر رويش سوخته
    چفيه داران خراباتي مست
    جرعه نوشان مي ناب آلست
    شب ستيزان « ظفر » « والفجر » و « بدر »
    نامشان يادآور شبهاي قدر
    « نصر » و « عاشورا » و « قدس » « فتح المبين »
    « خيبر » و « انصار » و « قادر » آفرين
    سرنگون شد لشگر صداميان
    از « طريق القدس » و « مهدي (عج ) » « رمضان »
    « فتح » و « قدس » « بيت المقدس » « كربلا »
    كرده مكر دشمنان را برملا
    « ثامن الائمه (ع ) » و نام « رسول (ص ) »
    اختر بعثي دون كرده افول
    چون يد ايزد بود همراهشان
    گشته پيروزي به هر پيكارشان
    اي خوشا ايام سنگرهاي سرد
    مامن شب زنده داران نبرد
    اي خوشا نجواي آن آلاله ها
    عاشقان سوز و اشك و ناله ها
    اي شهيدان كفن با خون شده
    وي عزيزان به مي گلگون شده
    اين سخن از ما ذليلا بشنويد
    شافع ما در صف محشر شويد
    جعفر نصيري

  • *****
    جشنواره الكترونيكي پيامبر اعظم (ص )




  • جشنواره الكترونيكي پيامبر اعظم (ص ) برنامه اي بزرگ و گسترده است كه به همت سازمان ملي جوانان و با مشاركت سازمانها و نهادهاي مختلف كشور براي بزرگداشت سال پيامبر اجرا مي شود.
    اين جشنواره بزرگ كه در فضاي بي مرز و گسترده اينترنت اجرا مي شود فرصتي است مغتنم براي آشنايي جوانان داخل و خارج از كشور با والاترين شخصيت تاريخ بشريت و ابراز محبت و ارادت به پيامبر صلح مهرباني و عدالت .
    با WWW.PAYAMBAR.IR براي اجراي اين جشنواره پايگاه اينترنتي امكانات و جذابيتهايي منحصر به فرد در شبكه اينترنت راه اندازي شده است .
    تمام بخشهاي ثبت نام و عضويت ارسال و نمايش آثار اظهارنظر و ثبت يادداشت و مطالب و ديگر نيازمنديهاي يك جشنواره فرهنگي هنري در كنار برنامه ها و امكانات آموزشي در اين پايگاه پيش بيني و آماده شده است .
    رشته ها و برنامه هاي متنوع اين جشنواره به گونه اي تنظيم و طراحي شده است كه تمامي جوانان علاقه مند با هر نوع توانايي تحصيلات و سليقه مي توانند با توليد آثار هنري شركت در برنامه هاي آموزشي و ارائه مطالب و ديدگاه هاي خود در آن مشاركت كنند و علاوه بر ارائه آثار ماندگار و ارتقاي معرفت و شناخت خود نسبت به پيامبر از جوايز ارزشمند جشنواره برخوردار شوند.