بسم الله الرحمن الرحيم
روند تحولات پيرامون پرونده فعاليتهاي صلح آميز هسته اي
ايران وارد مرحله جديدي شده است .انگليس
فرانسه و آلمان
كه روزي به عنوان « هيئت حقيقت ياب » و به بهانه هاي مختلف
براي يافتن راه حل مناسب جهت تعامل با جمهوري اسلامي
ايران به تهران سفر مي كردند
بعدا به عنوان « ميانجي » سعي
داشتند امتيازات يكطرفه اي رااز ما بگيرند و در عوض
تعهدات
بدون پشتوانه اي بدهند
امروزه نه تنها تهديد مي كنند
بلكه
حتي از آمريكا هم بيشتر عربده مي كشند.
هيچكس تهديد اتمي « ژاك شيراك » در روزهاي گرم تابستان
را فراموش نكرده است . فرانسه در آن موضع كه هرگز آنرا
تصحيح نكرد
توضيح نداد و از بابت آن هم عذرخواهي نكرد
ولي رفتاري را با ايران در پيش گرفت كه حتي آمريكا هم هنوز به
خود جرات نداده است با ما اينگونه سخن بگويد. امروزه فرانسه
در فهرست كشورهائي است كه در تدوين قطعنامه عليه ما نقش
مستقيم دارند و بخاطر حل مشكلات خود با آمريكا
در طول
سالهاي اخير سعي كرده اند ايران را وجه المصالحه قرار
دهد.
تاكيد بر اين نكته از آن جهت اهميت دارد كه بدانيم فرانسه
در طول سالهاي اخير
بيشترين بهره برداريهاي ممكن را از بازار
پرسود ايران داشته و هنوز هم سعي دارد كه بيشترين سهم از
كيك لذيذ اقتصادي ايران را به خود اختصاص دهد.
پاريس مي داند كه با 25 ميليارد يورو سرمايه گذاري در طول
15 سال گذشته
در اقتصاد ايران جاي پاي قابل توجهي بدست
آورده است ولي بايد به رهبران پاريس بفهمانيم كه « دو دوزه
بازي ممنوع ! » . آقاي شيراك نمي تواند هم با دشمنان ما بر قصد و
هم به ما چشمك بزند و از سفره هاي تمام ايرانيان
سهمي را
غارت كند. ماجراي قراردادهاي عموما يكطرفه اي كه در نفت و
گاز و ساخت و مونتاژ خودرومنعقد شده
موضوعي نيست كه
اگر زير ذره بين گذاشته شود
بازهم سود يكطرفه اي براي
مخاطبين فرانسوي بهمراه داشته باشد.
درصد بازگشت سود بيش از 60 درصد براي قراردادهاي
گازي با ايران
قاعدتا اشتهاي طرفهاي فرانسوي را بايستي به
اندازه كافي تحريك كرده باشد; اما اينكه دقيقا در همين شرايط
فرانسه تنها كشوري است كه ايران را تهديداتمي كرده
بسيار
توهين آميز و در عين حال « شرورانه » است . در ماجراي
قراردادهاي ساخت و مونتاژ خودرو
فرانسه عليرغم تعهداتش
نخواسته است بازار صادرات خودرو را دراختيار طرف ايراني
قرار دهد و ما صرفا به صورت يكطرفه
بازار مصرف خود را در
اختيار مخاطبين فرصت طلب فرانسوي قرار داده ايم .
فرانسه با حضور در بازار پرسود ايران در واقع يك « دكان
دونبش » داير كرده است كه هر زمان بخواهد دستكم از يك بابت
به حفظ منافع خود بپردازد. در واقع پاريس با حضور روزافزون
و البته « غيرمسئولانه » در بازار ايران سعي دارد در آن واحد منافع
خود را درداخل يا خارج ايران تامين كند. اگر مشكلي بر اثر
تحريمات پيش نيامد
كه پاريس از بازار پرسود ايران بهره مي برد
و جيب هاي گشادش را پرمي كند و اگر تحريمي رخ داد
زيانهاي
تحريم بر اقتصاد فرانسه رااز امريكا مطالبه مي كند و در جاي
ديگري از واشنگتن امتياز مي گيرد.
دقيقا به همين دليل است كه بايستي به پاريس هشدار بدهيم
و به آنها بگوئيم دست آقاي شيراك و دستيارانش را خوانده ايم
و كاملا واقفيم كه آنها صلاحيت هاي لازم براي حضور بي حد و
مرز در بازار پرسود ايران را مدتهاست كه از دست
داده اند.
بيائيد با كنار زدن فرانسه از بازار پرسود ايران
به ديگران هم
نشان دهيم روابط اقتصادي سياسي باايران
حساب و كتاب دارد
و بايستي قواعد خاص آنرا دقيقا رعايت كنند. اينكه آقاي شيراك
با تهديد اتمي ايران و مشاركت در تنظيم قطعنامه تحريم عليه
ايران
بطور همزمان دستش را در سفره ايرانيها دراز كند
قطعا
قابل قبول و قابل تحمل نيست .
درچنين شرايطي
تجديد نظر در مناسبات اقتصادي ـ
صنعتي ايران و فرانسه با درنظرگرفتن سود يكطرفه اي كه پاريس
از اين مناسبات مي برد
قدم ارزشمندي است كه مي تواند از
يكطرف باعث جلوگيري از تجري بيشتر پاريس شود و از طرف
ديگر به ساير شركاي اقتصادي بفهماند كه صبر ما در تحمل
اقدامات غيرمسئولانه آنها
حدي دارد و بالاخره روزي كاسه
صبرمان لبريز مي شود و كاري را انجام مي دهيم كه اگر آنها
بودند
بسيار پيش از اين انجام مي دادند.

|