دكتر حيدر رضا ضابط
آخرين قسمت
مداخله بريتانيا در امور اوقاف
پس از سركوب قيام بزرگ مسلمانان هند در سالهاي 1857 و
1858
ارتش اشغالگر بريتانيا بيشتر مراكز فرهنگي مسلمانان مانند
مدارس ديني
مساجد
بارگاهها و كتابخانه هايي را كه تمامي آنها از
موقوفات محسوب مي شدند غارت و ويران نمود. استعمارگران
انگليسي براي تضعيف مسلمانان با تمامي مظاهر تمدن اسلامي
مبارزه گسترده اي نمودند و در اثر مداخله هاي غير قانوني و ظالمانه
در تشكيلات وقف املاك وقفي مسلمانان را تقريبا نابود كردند كه به
همين خاطر مسلمانان در ميدانهاي اقتصادي
اجتماعي و آموزشي
ضعيف شدند. استعمارگران بريتانيا بيشتر موقوفات را بودجه مراكز
مذهبي و فرهنگي مسلمانان را تامين ميكرد مصادره نمودند و از اين
راه توانستند ظاهر ضد ديني تمدن غرب را در شبه قاره ترويج
نمايند.
در سال 1810 م كمپاني هند شرقي با اعلام مقررات 19 از
) Regulation XIX of Bengal Code (قانون نامه بنگال
سرپرستي تمامي موقوفات در شرق هند را به دست گرفت و در سال
1817 م با اجرا نمودن مقررات 6 از قانون نامه مدارس
سرپرستي تمامي موقوفات در قلمرو جنوب هند) Madras (
بريتانيا به دست كمپاني هند شرقي افتاد . (18 )
پس از سركوب قيام بزرگ استقلال طلبانه مسلمانان هند در
سال 1857
حكومت هند بريتانيا با اجراي « قانون وقف ديني
تمامي ) Religious Endowment 3681 (سال 1863 م »
موقوفات در سراسر قلمروشان را مستقيما تحت سرپرستي خود
قرار دادند . در سال 1864 م حكومت هند بريتانيا با اجراي قانون
تمامي ) The Kazi Act
4681 (قضات سال 1864 م
دادگاههاي شرعي را كه علما منصب قضاوت آن را برعهده داشتند
در سراسر هند بريتانيا لغو نموده
مجمع القوانين بريتانيا را در
قلمرو خود به مورد اجرا درآوردند.
در سال 1890 م دولت بريتانيا
« قانون املاك خيريه سال 1890 »
را تصويب نمود) Charitable Endowments Act
0981 (
كه مطابق آن موقوفات مسلمانان هند در رديف قوانين « تراست » (19 )
انگليس در آمد. اجراي اين قانون در اداره موقوفات هند با مخالفت
شديد علما
دانشمندان و حقوقدانان مسلمان روبه رو شد و خشم
آنان را عليه اين قانون برانگيخت . براساس اين قانون
وقف ذري
(املاكي كه وقف اولاد مي شد) لغو ميگرديد
زيرا دادگاههاي
بريتانيا عليه وقف ذري حكم صادر كرده بودند. علما و دانشمندان
مسلمان هند لغو وقف اولادي را از سوي دادگاههاي بريتانيا
مداخله در شريعت و قوانين مدني خاص مسلمانان پنداشته
عليه
اين اقدام دادگاههاي بريتانيا جنبش اعتراض آميزي را آغاز
كردند . (20 ) علما و رهبران مسلم ليگ به جنبشي پيوستند تا بدين
وسيله بتوانند دولت بريتانيا را مجبور كنند كه تصميم سال 1894 م
را لغو) Privy Council (از سوي « شوراي خصوصي سلطنتي »
كند و وقف اولادي را مجددا احيا نمايند. در سال
1911 م اتحاد مشابهي عليه « قانون ازدواج خاص »
شكل گرفت كه از جمله مواد آن ) Special Marriage Bill (
قانون اين بود كه ازدواج مرد كافر را با زن مسلمان مجاز مي دانست
قانوني كه شريعت آن را نهي مي كرد.
) Code of Civil درسال 1908 م دولت بريتانيا « آيين دادرسي كشوري »
را تصويب كرد كه مطابق بخشهاي 92 و 93 Proceedure
8091 (
آن دادستان كل اختيارات ويژه اي در اداره موقوفات هند به دست
آورد; مانند : 1 ـ عزل متولي
2 ـ نصب متولي جديد
ـ3 گرفتن ملك
وقفي از دست متولي عزل شده و انتقال آن به متولي جديد
4 ـ
بازرسي حساب و تحقيقات در امور وقفي
5 ـ تخصيص دادن
اعتبارات به اهداف مختلف وقف
6 ـ اختيار كامل براي فروش
رهن و تبادل كلي وجزئي موقوفه
7 ـ ايجاد برنامه اي مشخص براي
اداره موقوفات 8 ـ صادر نمودن احكام مطابق مقتضيات زمان . 21
در اعتراض به مداخله دولت هند بريتانيا در امور موقوفه هند
علما و حقوقدانان
از جمله مولانا شبلي نعماني
قاضي امير علي و
محمدعلي جناح
رهبر مسلم ليگ و حقوقدان معروف اعتراضات
شديدي آغاز نمودند و از دولت هند بريتانيا خواستند كه تمامي
قوانين ضد شريعت را اصلاح كنند و پيشنهادها و طرحهايي در اين
باره ارائه نمودند . در سال 1913 م دولت بريتانيا تحت فشار شديد
علما و دانشمندان مسلمان هندي و مطابق پيشنهاد آنان قانون
جديدي براي امور وقف به عنوان « قانون تنفيذ وقف مسلمانان »
را تصويب ) The Musalman Waqf Validating Act
3191 (
كردند. در اين قانون دولت بريتانيا تعهد نمود كه در مسائل وقف
مسلمانان مطابق قوانين شريعت اسلامي عمل نمايد. مطابق اين
قانون وقف ذري (اولادي ) هم به رسميت شناخته شد.
22
تصويب و اجراي اين قانون پيروزي تعيين كننده و تاريخي
براي مسلمانان هند محسوب مي شد; زير اين مسئله باعث شد كه
مسلمانان در قوانين مدني خاص مطابق شريعت اسلامي عمل
نمايند . 23
پس از اجراي « قانون تنفيذ وقف مسلمانان » در سال 1913 م
دولت هند بريتانيا چند قانون مربوط به وقف را به شرح زير به
تصويب رساند :
) The Official 1 ـ قانون هيات امناي دولتي
سال 1913 م
مسابق اين قانون درآمد موقوفاتي را كه با Turstees Act
م 3191 (
اهداف خيريه بوده مي توانند در امور غير مذهبي نيز مصرف كنند و
متولي يا هيات امناي آن مي توانند اختيارات و وظايف خود را به
متولي دولتي واگذار كنند . 24
) The 2 ـ قانون تراستهاي خيريه و ديني
سال 1920 م
مطابق اين قانون اشخاص Charitable and Trusts : cts
0291 (
مي توانستند از دادگاه حكم بگيرند كه متولي يا هيات امنا موقوفه
موظف شود صورتحساب درآمد و مخارج موقوفه را ارائه نمايد.
اين قانون موقوفات اولادي را شامل نمي شد و موقوفاتي كه براي
امور خيريه مردم به وجود آمده بودند شامل اين قانون مي شدند . 25
) Musalman Waqf 3 ـ « قانون وقف مسلمانان
سال 1923 م
مطابق اين قانون متوليان موقوفات مي بايست هر پنج Act
3291 (
سال يك بار صورتحساب تمامي درآمدها و مخارج موقوفه خود را
به دادگاه محل ارائه نمايند. موقوفات اولادي (ذري ) شامل اين
قانون نمي شد.
دولت هند بريتانيا چند قانون ديگر نيز براي اداره موقوفات در
استانهاي مختلف شبه قاره هند به اجرا درآورد كه به قرار زير
مي باشند :
) Bihar 1 ـ قانون وقف مسلمانمان بيهار و اريسا
سال 1926
and Orissa Musalman Waqf Act
6291 (
2 ـ قانون وقف بنگال سال 1934 م .
) Bengal Waqf Act
4391 (
3 ـ قانون وقف مسلمانان بمبئي
سال .1935
) Bombay Musalman Waqf Act
5391 (
4 ـ قانون وقف مسلمانان ايتالتهاي متحد
سال 1936
م .
) United Provinces Muslim Waqf Act
6391 (
5 ـ قانون وقف مسلمانان دهلي
سال 1943 م .

) DElhi Muslim Woqf Act
3491 (
6 ـ قانون (اصلاحيه ) وقف مسلمانان بمبئي
سال 1945
م .
) Bombay Musalman Waqfs Amendment Act
5491 (
سخن پاياني
از سال 93 ق 711
م كه شمال غرب شبه قاره هند تا ملتان به
تصرف حكومت مسلمانان درآمد
موقوفات در اين بخش از جهان
نقش بسزايي در تبليغ و گسترش اسلام ايفا نمودند.
در زمان حكومت غزنويان و غوريان قلمرو حكومت مسلمانان
در شمال شبه قاره توسعه يافت . با تاسيس سلسله حكومتهاي
سلاطين مسلمان در شمال هند از سال
933 ـ603 ق 1206
ـ1526 م
شبكه گسترده موقوفات مسلمانان
در سراسر شبه قاره هند به وجود آمد كه علاوه بر تقويت اسلام
باعث رشد علوم مختلف در اين مناطق گرديد. موقوفات عظيم و
تاريخي مانند مساجد
مدارس
حسينيه و بيمارستانها در اين مدت
تاسيس گرديد كه جز ميراث تمدن اسلامي در شبه قاره هند
مي باشد. تمامي وقف نامه ها در طول تاريخ هند به فارس نوشته شده
است . صدها هزار وقف نامه موجود در سراسر شبه قاره از بهترين
آثار ادبيات فارسي و هنر ايراني به شمار مي رود كه در مراكز اسناد و
بايگاني و كتابخانه هاي دولتي و خصوصي در كشورهاي هند
پاكستان و بنگلادش نگهداري مي شود.
در قرن دوازدهم هجري قمري كمپاني هند شرقي بريتانيا با
قدرت برتر نظامي و نيرنگهاي سياسي توانست قدرت را در شبه
قاره به دست آورد . در سال 1275 ق 1857
م ارتش بريتانيا قيام
بزرگ استقلال طلبانه مسلمانان هند را وحشيانه سركوب كرد و
بيشتر مراكز فرهنگي
ديني و علمي مسلمانان را كه اكثر آنها جز
موقوفات محسوب مي شد ويران نمود.
دولت اشغالگر بريتانيا در امور اوقاف در شبه قاره آشكارا
مداخله نمود كه به قيام علما و دانشمندان مسلمان عليه سياستهاي
بريتانيا انجاميد. علاوه بر اين با كوششها و پيگيريهاي علما و
دانشمندان مسلمان
دولت هند بريتانيا مجبور شد در سال 1913 م
« قانون تنفيذ وقف مسلمانان » را تصويب نمايد كه اين مسئله يك
پيروزي بزرگ براي مسلمانان محسوب مي شد; زيرا آنان توانستند
عليه دولت هند بريتانيا احقاق حق نمايند. (منبع : فصلنامه مشكوه
شماره 90
بهار 1385 )
پاورقي :
18 Waqf Laws and Administation in India . P .01 .
19 Trust .
20 Gregory C . Kozlowski
Muslim Endowments and
Society in British India
Gambridge University Press.
21 Dr . Ahmadullah Khan
Commentary on
the law of Waqf in India
) Hyderabad
6991 (
PP .81 -91 .
22 Commentary on the law of Waqf
in India
P .91 .
23 Encyclopaedia of Seerah ) London
4891 (
Voll III
P .557
24 Commentary on the law of Waqf in
India
P .02 .
25 Ibid .
استعمارگران انگليسي براي تضعيف مسلمانان
با تمام مظاهر تمدن اسلامي مبارزه گسترده اي p .69 .
نمودند و در اثر مداخله هاي غيرقانوني و ظالمانه در
تشكيلات وقف
املاك وقفي مسلمانان را تقريبا نابود
كردند و به همين خاطر مسلمانان در ميدان هاي
اقتصادي
اجتماعي و آموزشي ضعيف شدند
استعمارگران انگليسي با مصادره موقوفات كه بودجه
مراكز مذهبي و فرهنگي مسلمانان را تامين مي كرد
توانستند مظاهر ضد ديني تمدن غرب را در شبه قاره
هند ترويج نمايند

*****
روشهاي نشر انديشه و شناخت (2 )
|
ج ـ آيين تبليغ
ادع الي سبيل ربك بالحكمه
و الموعظه الحسنه
و جادلهم بالتي هي
احسن ... (سوره نحل
آيه 125 )
مردمان را به راه خداي خود
با حكمت و دانايي
و با وعظ نيكو فراخوان
و(چون كار به مجادله كشد) با آنان به بهترين گونه مجادله و گفتگو
كن ...
(جدال به احسن كن ).
د ـ تبليغ موفق
و ما ارسلنا من رسول . الابلسان فرمه ليبين لهم ... (سوره ابراهيم
آيه 4 )
هيچ پيامبري را جز با زبان مردم خود او نفرستاديم
تا بتواند براي ايشان
(مطالب ودانستنيها را) به روشني باز گويد....
نزل به الروح الامين علي قلبك لتكون من المنذرين بلسان عربي مبين
(سوره شعرا
195 ـ 193 )
قرآن را فرشته وحي فرود آورد بر قلب توتا از بيم دهندگان باشي به
زبان روشن روشنگر
هـ ـ كردار مبلغ ونقش آن در موفقيت تبليغ
1 ـ ومن احسن قولا ممن دعا الي الله و قال : انني من المسلمين (سوره
فصلت ـ آيه 33 )
گفته چه كس نيكوتر از گفته كسي است كه مردمان را به خدا فرا خواند
و
خود عمل صالح كرد
و گفت كه من نيز از مومنان به اسلامم
2 ـ يا ايهاالذين آمنوا
لم تقولون ما لاتفعلون كبر مقتا عندالله ان تقولوا
ما لاتفعلون (سوره صف
آيه 2 و 3 )
اي كساني كه ايمان آورده ايد
چرا چيزي مي گوييد كه به آن عمل
نمي كنيد اينكه چيزي بگوييد كه خود بدان عمل نكنيد
سخت در نزدخدا
زشت است
النبي « ص » يا اباذر! مثل الذي يدعو بغير عمل
كمثل الذي يرمي بغير و تر.
پيامبر « ص » : اي اباذر! مثل كسي كه بي عمل دعوت كند
همچون مثل كسي
است كه با كمان بي زه تيراندازي كند.
الامام الصادق « ع » : كونوا دعاه للناس بغير السنتكم
ليروا منكم الورع
والاجتهاد
و الصلاه و الخير
فان ذلك داعيه .
امام صادق « ع » : مردمان را تبليغ كنيد
اما نه با گفتار بلكه با كردار
تا ببينند
كه شما خود اهل پرهيز پيشگي و كوشش و نماز و عبادت و كار نيكيد. تبليغ
واقعي اين است .
الامام الصادق « ع » : ان العالم اذا لم يعمل بعلمه
زلت موعظته . عن القلوب
كما يزل المطر عن الصفا.
امام صادق « ع » : عالم كه به علم خود كار نكند
پند او چنان از روي قلبها
مي لغزد و فرو مي افتد كه دانه باران از تخته سنگ هموار صاف . (الحياه
ج
1 )

|