
آخرين قسمت
به دلايل متعددي
در قرن شانزدهم ميلادي
اصلاحات در
دين مسيحيت به وقوع پيوست و براساس آن
قدرت پاپ
كاسته شد. از جمله اين دلايل
حرص و آز و فساد اخلاق
روحانيان مسيحي بود. اين گروه توانسته بودند املاك واموال
فراواني را در انحصار خود درآورند. پاپ
كه مي بايست از
آلودگي ها بركنار باشد
خود سرچشمه عيب ها و بدي ها شده
بود. براي مثال
در فرانسه
به واسطه عهدنامه اي كه بين
فرانسواي اول و پاپ لئون دهم در سال 1516 م . بسته شد
شاه
فرانسه به پاپ پول فراواني داد و براساس آن
شاه حق اعطاي
شغل هاي مذهبي را دارا بود. تمام مشاغل و مناصب كليسا به
كساني كه روحاني نبودند و همچنين به نظاميان و مردان و زنان
محبوب شاه سپرده مي شد.
دليل ديگر ظهور جنبش مذهبي
اختراع صنعت چاپ بود.
از سال 1457 ـ 1517 م . چهارصد كتاب مقدس به چاپ رسيد
تا پيش از صنعت چاپ
مسيحيان فقط مقدار كمي از
دستورات انجيل را مي دانستند
ولي از اين پس
تمام انجيل در
اختيار مسيحيان قرار گرفت . از جمله دستورات مهم حضرت
عيسي (ع )
چشم پوشي از علايق دنيوي
فقر
مسكنت و نرم
خويي بود
در حالي كه اعمال روحانيان مذهبي چيزي جز كبر
نخوت
تجمل و ثروت اندوزي نبود و اين عمل آنها نزد مردم
بيشتر ناپسند و زشت مي نمود. بنابراين . به واسطه كلمات
معنوي حضرت عيسي (ع )
اصلاح مذهب
خواسته عموم
مردم گرديد.
همچنين برخوردها ناشايست اربابان كليسا و مخالفت و
آزار دانشمندان از ديگر دلايل بود. هر عقيده علمي و جديدي
به اتهام اينكه مخالف دين مسيحيت است
محكوم مي شد.
محكمه تفتيش عقايد يا « انگيزيسيون « لطمات و صدمات
جبران ناپذيري بر هواخواهان علم وارد ساخت . عده اي از
دانشمندان مجبور شدند نظريات علمي خود را پس بگيرند.
« تخمينا در بين سال 1481 و 1801
دادگاه روحاني به
وضع 340000 نفر رسيدگي نمود و سپس آنها را مجازات كرد
و تقريبا 32000 نفر از آنها را زنده زنده سوزانيد
از جمله
كه تنها گناهش اعتقاد به تعدد) Bruno (دانشمند بزرگ برونو
جان ها بود و آن را به مردم تعليم مي داد. وي به اتهام تاليفات
غيرمذهبي محاكمه شد و پس از محكوم شدن
بنا شد كه به
شديدترين و بي رحمانه ترين وضع ممكن و بدون اينكه خونش
ريخته شود
مجازات گردد و اين موضوع در حقيقت
بهانه
خوبي براي سوزانيدن يك زنداني بود.
گاليله
دانشمند با ارزش ديگري
بي رحمانه محاكمه شد تا
اينكه در زندان جان سپرد; براي اينكه برخلاف نص مقدس
(انجيل ) عقيده داشت كه زمين به دور خورشيد مي چرخد. »
5 ـ جنگ در دين مسيحيت
« جهاد » همانند شرع اسلام
در دين مسيحيت وجود ندارد
و هيچ قانوني هم در اين خصوص ندارد
چه اينكه براي
حضرت مسيح (ع ) زمينه اي براي تدوين قوانين جامع براي
جامعه مسيحيت
در بعد داخلي و خارجي پيش نيامد
ولي به
هرحال
حضرت مسيح (ع ) مردم را به صلح ودوستي و جهاد با
نفس دعوت مي كرد : « شنيده ايد كه به اولين گفته شده است :
قتل مكن و هر كه قتل كند
سزاوار حكم شود
ليكن من به شما
مي گويم : هركه به برادر خود بي سبب خشم گيرد
مستوجب
حكم باشد و هر كه برادر خود را راقا گويد مستوجب قصاص
باشد و هر كه احق گويد مستحق آتش جهنم بود. »
در جاي ديگر از انجيل آمده است : « خوشا به حال
حليميان ! زيرا ايشان وارث زمين خواهند شد. خوشا به حال
گرسنگان و تشنگان عدالت ! زيرا ايشان سير خواهند شد.
خوشا حال رحم كنندگان ! زيرا بر ايشان رحم خواهد شد.
خوشاب به حال پاك دلان ! زيرا ايشان
خدا را خواهند ديد.
خوشا به حال صلح كنندگان ! زيرا ايشان پسران خدا خوانده
خواهند شد. خوشا به حال زحمت كشان براي عدالت ! زيرا
ملكوت آسمان از آن ايشان است . خوشحال باشيد و شادي
عظيم نماييد
زيرا اجر شما در آسمان عظيم است
زيرا به
همين طور
بر انبياي قبل از شما جفا مي رسانيدند. »
بنابراين
اساس دين مسيح بر صلح خالص استوار است
ولي اين موضوع سه قرن بيشتر دوام نياورد تا اينكه اكستين
كشيش مسيحي در اول قرن چهارم ميلادي
ظاهر شد. به
عقيده او
جنگ داراي مشروعيت است
از آن نظر كه موجب
تضمين صلح است . او بين « جنگ دفاعي » و « جنگ متجاوزانه »
تفكيك قايل نشد و هر دو را مباح شمرد. اين نظريه به صورت
كامل
با اساس دين مسيحي اصيل
در تعارض است .
اخيرا علماي مذهبي اظهار داشته اند كه نزد آنها « جنگ »
مشروع نيست
مگر از باب « دفاع از اجتماع » كه گاهي از آن به
« جنگ عادلانه » تعبير مي كنند. اين نظريه توسط توماس اكوين
و ديگر كشيشان ساخته و پرداخته شد و نظريه « حقوق طبيعي »
در قرون 16 و 17 و 18 شكل گرفت . به دنبال آن
در اروپا
انديشه تفكيك « جنگ عادلانه » و « جنگ غيرعادلانه » به وجود
آمد كه اولي جايز و دومي ممنوع است .
بدين وسيله
رجال ديني مسيحي به اصولي هدايت شدند
كه شبيه قواعد اسلامي در « جنگ مشروع » و « جنگ عادلانه »
است . و آن زماني است كه دفاع از نفس يا براي نصرت مظلوم
يا براي جلوگيري از فتنه در دين باشد.
در تاييد مطلب مزبور
عباراتي در انجيل از زبان حضرت
مسيح (ع ) نقل شده كه بيانگر اين نكته است كه لازمه عقيده به
دين و دين داري اين است كه انسان نهايت صبر و تلاش را در
راه حفظ عقيده ديني به كار بندد
اگرچه در اين راه
بين فرزند
و پدر جدايي ايجاد شود كه نبايد به اين جدايي اهميت داد
« گمان مبريد كه آمده ام تا سلامتي بر زمين بگذارم
نيامده ام تا
سلامتي بگذارم
بلكه شمشير را
زيرا كه آمده ام تا مرد را از
پدر خود و دختر را از مادر خويش و عروس را از مادر
شوهرش جدا سازم و دشمنان شخص اهل خانه او خواهند بود.
و هر كه پدر يا مادر را بيش از من دوست دارد
لايق من نباشد.
و هر كه پسر يا دختر را از من زياده دوست دارد
لايق من
نباشد. »
از اين مطالب به دست مي آيد كه حضرت مسيح (ع )
همان گونه كه به صلح و دوستي دعوت مي نمايد
به جهاد در راه
عقيده اعتراف دارد.
اما مسيحيان جنگ هاي صليبي را عليه اسلام
در اسپانيا
فرانسه
ايتاليا و در شرق اروپا
ايجاد كردند و از طريق جنگ
قهر و غلبه
مدت ده قرن كامل
دين خود را ترويج مي كردند :
سه قرن پيش از ظهور اسلام و هفت قرن بعد از
اسلام .
امپراتوري روم قسطنطنيه در سال 312 م . دين مسيحي را
به عنوان دين رسمي اعلام كرد
آزادي عقيده را به « آزادي دين
مسيحيت » تفسير نمود و تمام قواي خود را در اين راه صرف
نمود و استبداد كليسا را براين اساس استوار ساخت : « سلطنت
كه مصدر آن
اراده الهي است
هيچ حد و قيدي براي آن
متصور نيست . »
نتيجه
انصاف اين است كه اديان آسماني و از جمله دين
مسيحيت
ظلم و ستم را قبول ندارند و وقتي اعمالي اين چنين
در قالب ديانت صورت پذيرد
دين از آن اعمال بيزار است .
با اين وجود
به اسم « مسيحيت » و در راه مسيحيت
خون هاي زيادي در تاريخ بشريت ريخته شده است
بلكه قاره
اروپا
كه مقر مسيحيت محسوب مي شود
طي هزار ساله اخير
مركزي براي جنگ و خون ريزي بوده است . آيا مي توان گفت كه
صلح و همزيستي در دين مسيحيت
يك حقيقت واقعي
است يا مسيحيت براساس محبت و صلح استوار
مي باشد !
سخن پاياني
قرآن مجيد همه اديان را به عنوان « اسلام » ياد مي كند : آيين
حضرات ابراهيم
موسي
عيسي و ساير پيغمبران (ع ) را
به اين
معنا كه « اسلام » ديني است كه پيامبران ابراهيمي (ع ) پيام آوران
آن هستند و اين خود مي رساند كه اصل دين يكي است و نبايد
تفاوتي بين گفته هاي پيامبران الهي (ع ) گذاشت .
سلسله انبيا(ع )
كه همچون دانه هاي تسبيح در تاريخ
بشريت به نظم آمده اند
به مقتضاي شرايط زمان و مكان
عهده دار ابلاغ رسالت بوده اند و همه افراد بشر بايد به آنها با
ديده تعظيم و تكريم بنگرند. سلسله مراتب پيامبران (ع ) خود
نشاني از سير تدريجي هدايت الهي است
به اين معنا كه دين
واحد و ثابت است
به تناسب زمان و مكان
كامل تر شده تا به
كمال نهايي رسيده است .
ناگفته پيداست كه هيچ نقصان و عيبي متوجه شرايع الهي
نيست و دامان پيامبران بزرگي همچون موسي و عيسي (ع ) از
اين تنگ نظري ها منزه است
بلكه به عكس
پيامبران (ع ) همگي
مروج توحيد و منجي بشريت بوده اند. ولي پيروان اديان با
گذشت زمان و در اثر دوري از رهبري اولياي خدا
به تدريج
انحرافاتي را پذيرا شده و گاه تحت تاثير ديگر ملل
منكر
زندگي مسالمت آميز با ديگر مذاهب و اديان گرديده و همواره
سعي كرده اند از طريق قهر
غلبه و جنگ
اديان و پيروان
مذاهب ديگر را نابود سازند و دين و عقيده خود را در گيتي
گسترش دهند.
از اين رو
ما همواره در تاريخ
شاهد جنگ و نزاع در ميان
پيروان اديان الهي و غيرالهي بوده ايم . جنگ و دشمني پيروان
دو آيين يهود و مسيحيت با يكديگر
هريك از آن دو با آيين
اسلام و در مواردي
جنگ و نزاع بين پيروان يك آيين نيز
مطرح بوده و در تاريخ
از اين نوع جنگ ها فراوان رخ داده و
تنها از زمان به رسميت شناخته شدن مذهب پروتستان و
پيروزي آنان بر كاتوليك ها
تا حدي جنگ هاي عقيدتي متوقف
گرديده است .
اسلام هيچ گاه اديان پيامبران ديگري همچون حضرات
ابراهيم
موسي و عيسي (ع ) را نفي نكرده
بلكه آنها را تصديق
و تاييد نيز نموده است . از نظر قرآن كريم
از صفات مومنان
اين است كه به همه كتب آسماني و پيامبران الهي (ع ) ايمان
داشته باشند و در ميان هيچ يك از پيامبران الهي (ع ) فرق
نگذارند : « ... و همه مومنان به خدا و فرشتگان او و كتاب ها و
پبامبرانش
ايمان آورده اند
(و مي گويند : ) ما در ميان هيچ يك
از پيامبران او
فرقي نمي گذاريم (و به همه ايمان داريم .)
و(مومنان ) گفتند : « ما شنيديم و اطاعت كرديم . پروردگارا
(انتظار) آمرزش تو را (داريم ) و بازگشت (ما) به سوي
توست . » (بقره 285 )
نيز قرآن كريم
كتب آسماني پيشين را
كه دست تحريف
آنها را مخدوش نكرده
مورد تصديق قرار داده است : « و آنچه
از كتاب (قرآن ) به تو وحي كرديم
حق است و تصديق كننده و
هماهنگ با كتب پيش از آن . خداوند نسبت به بندگانش خبير و
بيناست . » (فاطر : 35 )
اين قانون به عنوان يك اصل رعايت مي شده و هر
پيامبري
كتاب و پيامبر پيشين را مورد تصديق قرار مي داده
است . براي مثال
حضرت عيسي (ع ) كتاب تورات را تصديق
كرد : « و به دنبال آنها (پيامبران پيشين )
عيسي بن مريم را
فرستاديم
در حالي كه كتاب تورات را
كه پيش از او فرستاده
شده بود
تصديق داشت و انجيل را به او داديم كه در آن
هدايت و نور بود و (اين كتاب آسماني نيز) تورات را
كه قبل از
آن بود
تصديق مي كرد و هدايت و موعظه اي براي پرهيزگاران
بود . » (مائده : 46 )
از نظر قرآن كريم
هر پيامبري
پيامبر آينده خود را نيز
معرفي مي نمود : « و (به ياد آوريد) هنگامي را كه عيسي بن مريم
گفت : اي بني اسرائيل
من فرستاده خدا به سوي شما هستم
در
حالي كه تصديق كننده كتابي كه قبل از من فرستاده شده
(تورات ) مي باشم و بشارت دهنده به رسولي كه بعد از من
مي آيد و نام او « احمد » است مي باشم . هنگامي كه او (احمد) با
معجزات و دلايل روشن به سراغ آنان آمد
گفتند : اين سحري
است آشكار . » (صف : 6 )
از آنچه گذشت
به دست مي آيد كه از نظر اسلام
انبيا(ع )
و كتب الهي همچون دانه هاي تسبيح به يكديگر مرتبط هستند و
همواره يكديگر را مورد تاييد و حمايت قرار مي دهند و
همزيستي اسلام با ديگر اديان الهي
امري است كه در صميم
اسلام نهفته كه هيچ گاه درصدد نفي و نابودي اديان و پيروان
اديان نبوده است .
اسلام از همان آغاز
ضمن آيات متعددي بر تنگ نظري هاي
مذهبي
خط بطلان كشيد و اعلام داشت كه پيروان اديان و
عقايد گوناگون مي توانند در كنار يكديگر
زندگي
مسالمت آميزي داشته باشند و نه تنها از جنگ با يكديگر
بپرهيزند
بلكه در ارزش هاي مشترك با يكديگر همكاري كنند.
قرآن كريم ضمن آياتي
يهود و نصارا را به دليل
اختلافاتشان مورد ملامت قرار داده است : « اي اهل كتاب
چرا
درباره ابراهيم
گفت وگو و نزاع مي كنيد (و هركدام
او را پيرو
آيين خودتان معرفي مي نماييد)
در حالي كه تورات و انجيل
پس از او نازل شده است ! آيا انديشه نمي كنيد !... ابراهيم نه
يهودي بود و نه نصراني
بلكه موحدي خالص و مسلمان بود و
هرگز از مشركان نبود . » (آل عمران : 65 و67 )
معيار زندگي مسالمت آميز مسلمانان با ديگر ملل
عدم
دشمني آنان با اسلام و مسلمانان است . پس از احراز اين
هيچ
مانعي در زمينه همكاري با ديگر ملل و اقوام وجود نخواهد
داشت
حتي دشمني هاي قبلي نيز مانع همكاري نخواهد بود.
اختلافات عقيدتي مجوزي براي جنگ و خون ريزي نخواهد
بود
بلكه پيروان اديان مي توانند در كنار يكديگر
بدون تعصب
و تنگ نظري به زندگي فردي و اجتماعي خويش ادامه
دهند.
در جوامع مسيحي هميشه احساسات ضديهود
وجود داشته است
در سال 1415 ميلادي پاپ
نيكلاي پنجم فرمان داد هر فرد مظنون به انجام
آداب مذهبي يهود را به محكمه جلب كنند.
بدين ترتيب
300 هزار يهودي قتل عام شدند و بقيه
به ايتاليا گريختند و از آن جا به تركيه رفتند

*****
تازه هاي نشر
|
فرهنگ
شماره 56 فصلنامه « فرهنگ » با عناوين زير منتشر شده
است : مذهب ديلميان در دوره اسلامي
درآمدي بر شرايط
اجتماعي و اقتصادي زرتشيان يزد در دوران قاجاريه
تاملي در
تاسيس و توسعه و رفتار بريگاد قزاق ايران
تبارشناسي قومي
مغولان
نكته يابي از وقف نامه جامع الخيرات
جابه جايي
قدرت هاي سياسي و اجتماعي خليج فارس از سقوط هرمز تا
سقوط اصفهان
تاملاتي در مقوله شكل شهر و مناسبات
شهرنشيني در سده هاي ميانه تاريخ ايران و...
اصول و روش تحقيق كيفي
كتاب « اصول و روش تحقيق كيفي : نظريه مبنايي
رويه ها
و شيوه ها » را بيوك محمدي ترجمه كرده و پژوهشگاه علوم
انساني و مطالعات فرهنگي آن را در 265 صفحه منتشر كرده
است . در فهرست مطالب كتاب مذكور عناوين زير ديده
مي شود : ملاحظات اصولي
رويه هاي كدگذاري
معيارهاي
ارزيابي مطالعات نظريه مبنايي و عناوين متعدد ديگر.
نامه علوم انساني
شماره 12 دو فصلنامه « نامه علوم انساني » با عناوين زير
منتشر شده است : مباني تاريخي خصوصي سازي مدارس و
مراكز آموزش عالي در ايران قبل و بعد از اسلام
مشكلات
جوانان و نوجوانان و تاثير رفتار والدين در تربيت آن ها
نقد و
بررسي كتاب هاي حوزه تعليم و تربيت و عناوين متعدد
ديگر.
معارف
شماره 39 ماهنامه علمي و فرهنگي « معارف » با عناوين زير
منتشر شده است : شبهه ها و فتنه ها در حكومت علي (ع )
اعتراف انديشمندان غربي درباره قرآن
آموزش اسلامي در
انگليس
آسيب شناسي عرفان و تصوف در ايران معاصر و
عناوين متعدد ديگر.
موعود
شماره 68 ماهنامه فرهنگي و اعتقادي و اجتماعي
« موعود » با عناوين زير منتشر شده است : غيبت و ديدگاه ها
فرهنگ مهدوي در رسانه ملي
منتظران دروغين
خاطرات يك
جاسوس
اعلاميه انحطاط
هاليوود و فرجام جهان
امام
مهدي در قرآن
فلسفه فراماسونري
قرآن همراه انسان كامل
آخرالزمان و نشانه هاي ظهور
قنوت عارفان
منشور راهبردي
فرهنگ مهدوي و عناوين متعدد ديگر.
حديث زندگي
شماره 31 مجله « حديث زندگي » با عناوين زير منتشر
شده است : روزها و رازها
تكاپو براي اجراي عدالت
عدالت
در قانون اساسي جمهوري اسلامي
حديث عدل و قسط
ريشه بي داد بر خاكستر است
تمام چيزهاي ناتمام
عدالت و
آزادي سياسي و اجتماعي
معدل اخلاق ما
زيرگذر زندگي
درس هاي زندگي
دين و عدالت و عناوين متعدد ديگر.
آفات گياهي
شماره 73 مجله « آفات و بيماري هاي گياهي » با عناوين
زير منتشر شده است : وضعيت شش ويروس مهم بيماري زا در
مزارع سيب زميني
تعيين سطح زيان اقتصادي شته
بررسي
بيولوژي جوانه خوار سبز گل محمدي
تعيين مقدار داكسي
نيوالنون در آرد گندم
تاثير تراكم كاشت بر تداخل لوبيا
و...
بيماري هاي گياهي
شماره 41 مجله بيماري هاي گياهي با عناوين زير منتشر
شده است : تاثير باكتري هاي آنتاگونيست روي
ارتباط ويروس
موزائيك ايراني ذرت با ناقل و سلول هاي ميزبان و عناوين
متعدد ديگر.
رستني ها
شماره 6 مجله رستني ها با عناوين زير منتشر شده است :
مطالعه اثر شوري بر ساختار تشريحي برگ و ريشه و توليد
آلكالوئيد درخت انار
دوگونه جديد از جنس ختمي در ايران و
عناوين متعدد ديگر.

| |