روزنامه جمهوري اسلامي 11/08/1385 صفحه مقالات

  • اي اميد بي پناهان
  • كتاب انتظار
    شمس ولايت

  • پله پله تا ظهور
  • گفتار مهدويت
  • شعر انتظار
  • *****
    اي اميد بي پناهان


  • موعودا! ديرهنگامي است كه چشمان انتظار به راهت دوخته و جان و دل به شراره هاي اشتياقت سوخته ايم .
    باغ آرزوها به شوق بهار روي تو خزان ها را مي شمارد و چكامه هاي خونين شقايق را مي نگارد;
    نرگس ها داغ هجر تو بر سينه دارند;
    عروسان چمن جز به مژده جمال دلارايت سر ز حجله عيش برنيارند;
    اي دستت دست كردگار!
    معراج نشيني بگذار از پرده غيبت به درآي و رخسار محمدي بنماي ;
    كه خيل منتظران در فرودست وعيدهاي دنيايي چشم بر بلنداي وعده ديدار تو دارند.
    اي گوشوار عرش الهي ! آرمان انتظار را به كوله بار صبر و يقين بر دوش مي كشيم و به ترنم آواي ظهور سرخوشيم ; هر صبح و مسا ياد طلوع تو را در سينه مي پرورانيم و پرتو چهره تو را در ديده نقش مي زنيم .
    اي اميد بي پناهان بيالله بيا.
    از ثري تا به ثريا دل هاي بي قراران شيداي يك نگاهت .
    از سوي تا ماسوي جان هاي بي پناهان نثار قدم هايت .
    بيا و روزه داران غيبت را به افطار فرج بنشان و قضاي عهد انتظار را دستي برافشان .
    ث محسن علي بيگي

  • *****
    كتاب انتظار
    شمس ولايت


  • « شمس ولايت » عنوان ويژه نامه سالانه نيمه شعبان است كه توسط كميته فرهنگي بنياد فرهنگي و خيريه نيمه شعبان مسجدآيت الله انگجي تبريز چاپ و منتشر شده است .
    اين شماره از « شمس ولايت » كه بمناسبت نيمه شعبان به زينت طبع آراسته گرديد مقالات زير را در خود گنجانده است .
    مطلع ـ او خواهد آمد ـ شمس ولايت ـ ترويج فرهنگ مهدويت بايد به زبان روز باشد ـ عرض ارادتي به آستان مقدس آقاي عالم ـ نامه نهم ـ حضرت مهدي آل محمد و علماي اعلام ـ انتظار فرج ـ مفهوم تربيت انتظار ـ بررسي جريان ابن مهزيار ـ طول عمر قائم (عج ) ـ فرجام شناسي در اديان افتراقات و اشتراكات ـ نشانه هاي انقلاب حضرت مهدي (عج ) ـ جايگاه حضرت ولي عصر(عج ) ـ بايسته هاي اخلاقي ياران حضرت مهدي (عج ) ـ صدقه جهت وجود مقدس حضرت ولي عصر(عج ) ـ واقعه آرماگرون و نابودي صهيونيسم ـ زمينه سازي امام عسگري (ع ) براي غيبت امام مهدي (عج ) ـ شمس ولايت در منظر نجو است نيست بر دلم جز « الف » قامت يار و شعر انتظار

  • *****
    پله پله تا ظهور


  • قبل از قيام امام مهدي « عجل الله تعالي فرجه الشريف » سفياني چه فتنه اي برپا مي كند
    اميرالمومنين علي عليه السلام فرمود :
    قبل از قيام امام مهدي « عجل الله تعالي فرجه الشريف » سفياني لشكري را به سوي مدينه مي فرستد و هر مقدار كه بتوانند سادات آل محمدصلي الله عليه واله وسلم را كه در مدينه هستند دستگير مي كنند و مردان و زناني از بني هاشم را به قتل مي رسانند پس در آن هنگام است كه حضرت مهدي « عجل الله تعالي فرجه الشريف » و ياري كننده او از مدينه به سوي مكه فرار مي كنند آنگاه لشكر سفياني به دنبال و تعقيب حضرت افرادي رامي فرستد سپس حضرت و ياري كننده او به مكه و به حرم امن الهي مي رسند و تعقيب كنندگان به هدف خود نمي رسند.
    زمانيكه حضرت از مدينه به مكه حركت مي كند و لشكر سفياني حضرت را دنبال مي نمايد طولي نمي كشد كه در بيدا (بين مكه و مدينه ) زمين آنها را مي بلعد و همه آنها نابود مي شوند ولكن دو نفر يكي به عنوان بشير و ديگري به عنوان نذير صورتشان به عقب برمي گردد و زنده مي مانند وخبر بواسطه اين دو نفر براي اصحاب امام مهدي عليه السلام به عنوان بشير و براي اصحاب سفياني به عنوان نذير منتشر مي گردد.
    اما در روايات معلوم مي شود كه فتنه سفياني در مدينه عظيم مي باشد زيرا هدف اصلي و انگيزه او كشتن سادات و بني هاشم مي باشد به نحوي كه سادات در آن مقطع زماني سيادت خود را مخفي مي كنند.
    وهمچنين افرادي از قريش و بزرگان انصار كه شمار آنها چهارصد نفرمي باشد به دست فرمانده لشكر سفياني در مدينه كشته مي شوند و دو خواهر و برادر از قريش را به قتل مي رسانند كه اسم آنها محمد و فاطمه است و آنها را مقابل درب مسجد مدينه به دار مي زنند.
    1 ) مراجعه شود به ملاحم و فتن باب 107
    بهترين مكان براي پناه بردن در زمان قيام سفياني كجا است
    در زمان قيام سفياني و آغاز خروج او تمام شهرها ناامن مي شود ولكن در روايات تصريح گرديده است كه بهترين مكان از جهت امنيت و زندگي شهر مكه مي باشد.
    ابي حمزه ثمالي مي گويد : شنيدم امام باقرعليه السلام مي فرمود :
    هنگامي كه شنيدم در شام شاميان در ميان خودشان به اختلاف افتادند پس هرچه زودتر از شام فرار كنيد زيرا كه آن آغاز كشته شدن و آغاز جنگ (جنگ جهاني ) و آشوب است .
    عرضه داشتم : به سوي كدام شهرها فرار كنيم
    حضرت فرمود : به سوي مكه ـ زيرا مكه بهترين شهر براي پناه آوردن مردم است .
    1 ) مراجعه شود به بحارالانوار ج : 52 ص .271

  • *****
    گفتار مهدويت


  • حضرت آيت الله صافي گلپايگاني
    پرسش : اعتبار و جايگاه امامت و رهبري و ايمان به ظهور حضرت مهدي عليه السلام از چه منابع اسلامي استفاده شده است و رويدادها و گذشت زمان درتكميل ابعاد مختلف اين اصل چه تاثيري داشته است
    پاسخ : اعتقاد به اصل امامت و رهبري جامعه از مسائل اساسي اسلام است و در متن تعاليم آن قرار دارد.
    برطبق آيه اي از قرآن كريم امامت منصبي است كه به حضرت ابراهيم خليل عليه السلام پس از آن آزمايش بزرگ ـ ابتلا به كلمات ـ اعطا شده است (1 ) طبق رواياتي كه متواتر هم هستند شيعه و سني هر دو آن ها را نقل كرده اند اين منصب در اهل بيت پيغمبر صلي الله عليه وآله و سلم هم قرار داده شده است و آنان به اين موهبت بزرگ الهي اختصاص يافته اند.
    بر اين اساس مقرر شده است كه در هر عصري فردي از اين خاندان كه واجد صلاحيت هاي لازم از جمله علم و عصمت است عهده دار منصب امامت و رهبري باشد.
    چنين شخصي حجت خدا و عدل قرآن و راهنماي مردم و نگهبان دين و شريعت است امامت اصلي است كه از دوره رسول خداصلي الله عليه و آله و سلم تا زمان ما برقرار بوده است و از زمان ما تا پايان جهان هم ادامه خواهد داشت و نقطه كمال ظاهري و شكوفايي كامل آن در دوره ظهور مسرت بخش حضرت مهدي عليه السلام و برپايي حكومت عدل واحد جهاني آن حضرت است كه با شكوفايي همه استعدادهاي بشري و تكامل انديشه ها و آشكار گشتن بركات زميني و آسماني جهان پر از قسط و عدل و خير و بركت خواهد شد.
    برنامه تشكيل امت نوين جهاني كه بايد منتهي به گسترش عدالت و حاكميت توحيدگردد از متن تعاليم اسلام استفاده مي شود. قرآن كريم در چند سوره آن را اعلام كرده است و صدها روايت نبوي از جهاني شدن اسلام و حكومت عدل و استقرار امنيت كامل در روي زمين پس از ظهور مهدي موعود عليه السلام كه از دودمان رسالت و فرزندان علي و فاطمه عليهم السلام و هم نام وهم كنيه پيامبر صلي الله عليه وآله و سلم است ـ خبر داده است .
    اعتقاد به ظهور حضرت مهدي عليه السلام با اوصاف ذكر شده مطلبي است كه در نصوص اوليه اسلامي مطرح شده است . و بر حسب احاديث متواتر پيامبر صلي الله عليه وآله و سلم از اين واقعه مبارك خبر داده اند و امت خود درخواست كرده اند كه درانتظار اين روز بزرگ باشند.
    اگرچه مساله ظهور از بشارات كلي مربوط به عالم گير شدن اسلام و غلبه حق بر باطل استنباط مي شود ولي اين به آن معني نيست كه مساله ظهور تنها يك مفهوم استنباطي از مضمون احاديث اشت . چون متن و عين عبارات نصوص روايي به طور مستقل بر آن دلالت دارند و استناد عمده اهل ايمان به همين نصوص است كه با صراحت به ظهور حضرت مهدي عليه السلام و علائم آن دلالت دارند.
    وقتي كه معلوم شد مبناي پيدايش اين عقيده بشارت هاي كلي و نصوص و متون روايي است مي توان گفت : اوضاع و رويداهاي تاريخي كه بعد از پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم رخ داد در پيدايش آن نقشي نداشته است .
    زيرا مبدا اين انديشه عصر رسالت است و احاديث مربوط به آن متجاوز از هزار روايت است كه در كتاب هاي حديث و تفسير و بسياري از كتاب هاي ديگر نقل شده است و علماي بزرگ اهل سنت هم در باره آن كتاب هاي مستقلي تاليف كرده اند و كتاب هايي كه بيش از دوازده قرن از تاليف آن ها مي گذرد و توسط بزرگ ترين خبرگان و محققان علوم اسلامي نگاشته شده اند با صراحت دلالت دارند كه شخص پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله و سلم مساله ظهور مهدي موعود عليه السلام را بشارت داده اند و اين بشارت ها را صحابه آن حضرت و تابعين صحابه و بعد از آن ها طبقات ديگر از مردم نقل كرده اند.
    1 ـ سوره بقره (2 ) ـ آيه 124

  • *****
    شعر انتظار


  • بهانه دل
    دوباره شعر سراغي ز بيكرانه گرفت
    و آسمان غزلها تو را بهانه گرفت
    بيا قصيده معروف گريه هاي بلند
    كه چشمها همه وصف تو را نشانه گرفت
    من و هميشه قراري كه از تو مي خوانيم
    كنار عصر تو دل عكس عاشقانه گرفت
    بيا بقيع و مزار عقيله پيدا كن
    سراغ قبر هما را ببين زمانه گرفت
    دوباره جمعه شد اي آرمان هستي بخش
    و بيت آخر شعرم تو را بهانه گرفت
    زهرا يعقوبي
    زهر هجران
    اي سرمردان عالم گوي چوگان شما
    گردن گردنكشان در حكم فرمان شما
    قدر جاهت را نمي دانم ولي دانسته ام
    تاج شاهان است جاي پاي دربان شما
    در جهان هركس كه دعوي سخاوت مي كند
    ريزه خواري آمده از خوان احسان شما
    نوگلي هر جاكه ديدم جلوه كرد از رنگ و بوي
    او گياهي بي بها بود از گلستان شما
    گرچه روز ما بود تاريك چون شام فراق
    شام روشن مي شود از روي رخشان شما
    آخر اي سرو روان بگذر زما دامن كشان
    بو كه دست ما رسد بر عطف دامان شما
    تا شما ابروكمان كرديد ومژگان همچو تير
    ماهدف كرديم دل را پيش پيكان شما
    هركس اندر عشق روزي شربت و نقلي چشيد
    روزيي نيست غير از زهر هجران شما
    قصه پيچ و خم زلفت « مظفر » گفت و كرد
    خاطر جمعي چو زلفين پريشان شما
    مظفر شيرازي
    از سراپرده غيبت
    پرده بگشاي كه مردم نگرانند هنوز
    چشم در راه تو صاحب نظرانند هنوز
    لاله ها شعله كش از سينه داغند به دشت
    در غمت همدم آتش جگرانند هنوز
    از سراپرده غيبت خبري بازفرست
    كه خبريافتگان بي خبرانند هنوز
    آشتي را بزن آبي به رخ سوختگان
    كه صدف سوز جهان بدگهرانند هنوز
    « پرده بردار كه بيگانه نبيند آن روي »
    غافل از آينه اين بي بصرانند هنوز
    رهروان در سفر باديه حيران تواند
    با تو آن عهد كه بستند برآنند هنوز
    از فراسوي شب تيره چو خورشيد برآي
    كه به سوداي تو شوريده سرانند هنوز
    ذره ها در طلب طلعت رويت با مهر
    همعنان تاخته چون نوسفرانند هنوز
    سحرآموختگانند كه با رايت صبح
    مشعل افروز شب بي سحرانند هنوز
    طاقت از دست شد اي مردمك ديده دمي
    پرده بگشاي كه مردم نگرانند هنوز
    مشفق كاشاني