روزنامه جمهوري اسلامي 10/08/1385 صفحه سرمقاله
*****
ماموريت ناكام بوش در عراق


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    جرج بوش رئيس جمهوري آمريكا در پاسخ به سئوال محافل رسانه اي اين كشور در مورد اينكه « چرا نيروهاي آمريكايي را با وجود تحمل تلفات و خسارات سنگين از عراق خارج نمي سازد » اظهار داشت : خروج آمريكايي ها از عراق موجوديت رژيم صهيونيستي را به خطر مي اندازد.
    اين ابراز نظر اگرچه يك اعتراف ديرهنگام است ولي اشاره به يك واقعيت محرز و غيرقابل انكار مي باشد. كساني كه ماجراي مشكوك انفجارهاي نيويورك و زمينه سازي براي لشكركشي آمريكا به خاورميانه را توطئه اي اسرائيلي و ساخته و پرداخته شبكه هاي متنفذ صهيونيستي آمريكا معرفي مي كردند اكنون با اين اعتراف بوش حقانيت و درستي آن نظرها و تحليل ها به يقين تبديل مي شود.
    اگرچه بوش درباره اينكه چه ارتباطي ميان حضور نظاميان آمريكا در عراق و منافع رژيم صهيونيستي وجود دارد توضيحي نداد ولي چگونگي اين ارتباط روشن است . محافل صهيونيستي آمريكا كه همواره دولتهاي اين كشور را تحت سيطره و كنترل خود دارند دولت نئومحافظه كاران حاكم بر آمريكا را كه به دليل گرايش هاي سياسي سرسپردگي بيشتري به صهيونيسم و رژيم اشغالگر قدس دارد با اين هدف وادار لشكركشي به افغانستان و سپس عراق كردند كه بتوانند ضمن تسلط بر مقدرات اين كشورهاي مسلمان براي خود پايگاهي دائمي نيز در اين مناطق ايجاد نمايند. محافل صهيونيستي چنين ارزيابي كرده بودند كه با حضور نظامي ارتش آمريكا در افغانستان و عراق حلقه محاصره جمهوري اسلامي ايران كه به اذعان خود صهيونيستها عمده ترين جبهه ضد صهيونيستي را تشكيل مي دهد نيز تنگ تر خواهد شد و در آنصورت رژيم صهيونيستي با فراغ بال و آسودگي خيال به جنايات و سياست هاي اشغالگرانه و توسعه طلبانه خود تداوم خواهد بخشيد.
    با اينحال روند تحولات به سرعت بر ضد خواسته ها و پيش بيني هاي صهيونيستها تغيير جهت پيدا كرد و اوجگيري و گسترش مخالفت در ميان ملت هاي منطقه عليه سياست هاي سلطه طلبانه آمريكا در كنار مقاومت ضداشغالگري در عراق و افغانستان معادلات و محاسبات صهيونيستها را كاملا برهم زد و روياي تسلط صهيونيستها بر منطقه را به كابوس مبدل ساخت .
    آمريكائيها كه به تحريك شبكه قدرتمند صهيونيستي اين كشور بدون توجه به مخالفت هاي جهاني و با زير پا نهادن مقررات و قوانين بين المللي به عراق لشكركشي نمودند به سرعت خود را در باتلاقي يافتند كه نه راه پيش دارند و نه پس . مردم عراق با اينكه سالها ظلم و جور حكومت هاي مستبد و ديكتاتور را تحمل كرده بودند هرگز زير پاي اشغالگراني كه به بهانه دفع رژيم شرور و سركوبگر بعث به خاك اين كشور تجاوز كرده بودند فرش قرمز پهن نكردند و در هر فرصتي بر مخالفت با اشغالگران برخواسته هاي مذهبي و هويت ملي خود كه بر استقلال طلبي و بيگانه ستيزي است تاكيد نمودند. رويكرد جريان هاي سياسي با ريشه هاي مذهبي و مخالف استعمار كه در چند انتخابات اخير اين كشور متجلي شد و طرد چهره هاي وابسته به بيگانگان واقعيت و ماهيت جامعه عراق را بيش از پيش براي اشغالگران و بانيان اشغال اين كشور آشكار ساخت و آنها را با حقيقت تلخ و غيرقابل انتظاري مواجه ساخت . اكنون اشغالگران در عراق با شرايط ناخواسته و در عين حال كاملا نااميد كننده اي روبرو هستند كه هرگونه قدرت تصميم گيري و بازيابي ابتكار عمل را از آنها ساقط كرده است . از يك سو تداوم حضور اشغالگران در عراق بر گسترش مقاومت ها و مخالفت ها خواهد افزود و علاوه بر تشديد تفكر ضد آمريكايي در اين كشور اعتراض هاي داخلي در آمريكا را نيز به علت افزايش سريع تلفات انساني و وارد شدن خسارات بي سابقه مالي در پي خواهد داشت . از سوي ديگر خروج نيروهاي اشغالگر از عراق نيز به معني واگذار شدن مقدرات اين كشورها به مردم آن است كه بدون ترديد خوشايند صهيونيستها نيست چرا كه ملت عراق در مقاطع مختلف طي سالهاي اخير نشان داده است از دشمنان سرسخت رژيم اشغالگر قدس است و اين همان چيزي كه صهيونيستها را به وحشت مي اندازد و بوش در اظهارات خود به آن اعتراف مي كند.
    از اينرو بايد گفت اين يك اعتراف منطبق بر واقعيت است كه خروج اشغالگران آمريكايي قطعا به ضرر رژيم صهيونيستي منجر خواهد شد و جبهه اي جديد عليه اين رژيم جعلي و جنايتكار گشوده مي شود. با اينحال اشغالگران چاره اي جز خروج و فرار سريع از عراق ندارند و اين واقعيتي است كه دير يا زود سرانجام به آن پي خواهند برد. اكنون پس از گذشت بيش از 43 ماه از حضور اشغالگران آمريكايي و انگليسي و متحدين غربي آنها در عراق وضعيت آنها روز به روز وخيم تر مي شود و اگر امروز اشغالگران حاضر نباشند خاك عراق را با اختيار خود ترك كنند قطعا در آينده اي نه چندان دور براي نجات از باتلاق عراق بايد به اجبار به اين كار تن دهند.