روزنامه جمهوري اسلامي 07/08/1385 صفحه عقيدتي

  • مدت زندگي
  • مراحل امر به معروف و نهي از منكر
  • آشنايي با آثار قرآني به مناسبت ماه بهار قرآن ـ 25
    آشنايي با سوره ها

  • كتاب خدا را محكم بگيريد
  • *****
    مدت زندگي


  • حضرت علي (ع ) :
    اي مردم بدانيد هر كه روي زمين راه رود به جانب باطن زمين مي رود و شب و روز براي از بين بردن عمرها در ستيزند.
    ساعتها مدتهاي زندگي تو را هضم مي كنند.
    يعني به قدري باارزش و گرانبهاست كه با[ براي عمر مرد قيمتي نيست ]چيزي برابري نمي كند.
    براي باقي مانده عمر مومن بهايي نيست زيرا آنچه فوت شده با آن به دست مي آورد و آنچه از بين رفته زنده مي كند.
    با نفست حديث فقر و عمر طولاني نكن .
    نعمتي در دنيا عظيم تر از طول عمر و سلامتي بدن نيست .
    عمرت را مانند نفقه (و هزينه زندگي ) كه به تو داده شده قرار ده . پس همچنان كه دوست نمي داري آنچه را كه انفاق مي كني به تباهي از بين رود عمرت را به تباهي از بين مبر.
    .]كه با هر نفس از عمر كم مي شود[ عمر آدمي نفسهاي شمرده شده اند
    ساعتها عمرها را به تاراج مي برند.
    عمر را لحظات و دقايق از بين مي برند.
    ساعتها عمرها را مي شكافند و به ويراني نزديك مي كنند.
    عمري كه مرد در آن به كمال مي رسد چهل سالگي است .
    عمرت وابسته به شماره نفسهاي توست و بر آنها پاسداراني است كه آنها را مي شمارند.
    از تباه كردن عمرها در كارهايي كه براي شما نمي ماند بر حذر باشيد. چون عمر از دست رفته برنمي گردد.
    خداوند رحمت كند كسي را كه بداند هر نفسش گامي به پايان عمرش است پس به سوي عمل بشتابد و آرزويش را كوتاه كند.
    با پي درپي درآمدن شب و روز بقايي براي عمرها نيست .

  • *****
    مراحل امر به معروف و نهي از منكر


  • موضع و عكس العملي كه ما در مقابل كارهاي خوب و بد (معروف و منكر) داريم . سه مرحله دارد و مراحل امر به معروف و نهي از منكر هم در يك تقسيم بندي به اين سه مرحله تقسيم ميشود :
    1 ـ مرحله قلبي
    2 ـ مرحله زباني
    3 ـ مرحله عملي
    منظور از « مرحله قلبي » اينست كه ما نسبت به كارهاي زشت يا شايسته از نظر حالت دروني و احساس قلبي بي تفاوت نباشيم . مثلا از كارهاي خوبي همچون : عبادت ايثار عدل تقوا توبه نوعدوستي تواضع جهاد و... خوشمان بيايد و اين اعمال و صفات و دارندگان آنها را دوست بداريم و برعكس از اموري مانند : گناه دروغ تقلب نيرنگ مردم آزاري بي نمازي بي حجابي بي تفاوتي حسد بخل بي ادبي و... بدمان بيايد و دارندگان اينها را هم دوست نداشته باشيم .
    مرحله بالاتر كه « مرحله زباني » است آنست كه با زبان و گفتار طرفدار و تبليغ كننده خوبيها و خوبان باشيم و نسبت به بدي ها و گناهكاران و تخلف ها و منكرات اعتراض كنيم .
    مرحله سوم كه « مرحله عملي » است و بالاتر از آن دو آنست كه انسان با عمل و اقدام خويش در راه نشر خوبي ها و گسترش صفات و كارهاي نيك و اجراي احكام دين بكوشد و نيز عملا جلوي مفاسد و زشتي ها و انسانهاي خطاكار و اعمال خلاف و گناه را بگيرد.
    البته اقدام زباني و عملي شرايط و مراتبي دارد كه در بخشي ديگر به آنها اشاره مي شود.
    انكار و مرحله قلبي نيز به شكلي بايد نمود پيدا كند. يعني اگر از كار زشت يا انسان مجرمي بدمان ميآيد اين ناخوشايندي و عدم رضايت را با نگاه قيافه طرز برخورد نشان دهيم .
    كمترين مرحله امر به معروف و نهي از منكر همان مرحله قلبي است . اگر به كار ناپسندي كه انجام ميگيرد در دلمان راضي باشيم ما نيز در همان گناه شريكيم . خداوند در قيامت كساني را عذاب مي كند كه برخي گناهان را مرتكب نشده اند ولي چون ديگران انجام مي داده اند و آنها هم راضي به كار آنان بودند به همان خاطر عذاب مي بينند.
    امام علي (ع ) فرموده است :
    « الراضي بفعل قوم كالدا خل فيه معهم ... » (1 )
    هر كس به كار جمعي راضي باشد مثل آنست كه همچون آنان در آن كار داخل بوده است .
    اين مساله در كارهاي نيك هم مطرح است . اگر انسان نيكان را دوست بدارد و به كارهاي شايسته ديگران راضي باشد پاداش مي برد.
    اگر كسي نتواند باعمل و اقدام جلوي مفاسد را بگيرد بايد با زبان اعتراض و نهي كند. اگر امكان يا زمينه نهي از منكر زباني هم نيست حداقل در دل از كارهاي ناشايست ديگران ناراحت و ناخشنود باشد و اگر اين راهم نداشته باشد مرده اي زنده نماست .
    حضرت علي عليه السلام در حديثي به طور مفصل اين سه مرحله را بيان مي كند و در پايان ميفرمايد :
    « من ترك انكار المنكر بقلبه و يده و لسانه فهو ميت بين الاحيا » (2 )
    كسي كه منكر و فساد را با هيچيك از قلب و دست و زبان انكار نكند او مرده اي ميان زندگان است !
    تذكر
    در حكومت اسلامي آنجا كه جلوگيري از گناهان و فسادها جز با مرحله عملي و اقدام و برخورد ممكن نباشدو نهي از منكر به زدن و زخمي كردن و درگيري و كشتن و امثال اينها بيانجامد در اين گونه موارد بايد نظام اسلامي و توسط مقامات مسئول و مراكز مربوط انجام گيرد كه به هرج و مرج اجتماعي كشيده نشود.
    همچنين اگر جلوگيري از فساد و گناهي جز با دخل و تصرف در اموال ديگران يا وارد كردن برخي ضررها انجام نشود سرسري نمي توان اقدام كرد و نياز به اذن از مراكز مسئول و مربوط دارد.
    البته در مواردي مثل اينكه كسي مي خواهد ديگري را بكشد يا خانه اي را آتش بزند يا شراب بنوشد يا از خانه اي به قصد دزدي بالا رود مي توان اقدام به جلوگيري كرد و اقدام كننده را از عمل منكر بازداشت .
    كيفيت اين مسائل نياز به توضيحات بيشتري دارد و موارد مختلف آن احكام گوناگوني دارد كه در اين خلاصه نمي گنجد. براي توضيح بيشتر به رساله حضرت امام (ره ) فصل مربوط به امر به معروف و نهي از منكر و دفاع مراجعه كنيد) (منبع : امر به معروف و نهي از منكر جواد محدثي )

    پاورقي :
    1 ـ ميزان الحكمه ج 6 ص 269
    2 ـ همان مدرك ص 276

  • *****
    آشنايي با آثار قرآني به مناسبت ماه بهار قرآن ـ 25
    آشنايي با سوره ها


  • كتاب « آشنايي با سوره ها » توسط جواد محدثي به نگارش درآمده و انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم آن را منتشر كرده و در دسترس علاقمندان به فرهنگ غني قرآن قرار داده است . اين كتاب با نثري روان و براي عموم افراد جامعه به ويژه جوانان به منظور كسب اطلاعات لازم درباره سوره هاي قرآن به رشته تحرير درآمده است . اين اطلاعات عبارتند از نام هاي سوره ها معنا و مناسبت اين نام ها براي سوره ها اجمالي از محتوا و مطالب هر سوره تعداد آيات شان نزول محل و سال نزول و...
    براي آشنايي خوانندگان با محتواي اين اثر توضيحات و اطلاعات داده شده درباره برخي از سوره هاي قرآن را برگزيده و از نظر مي گذرانيم :
    .1 فاتحه (گشاينده سرآغاز)
    چون قرآن با اين سوره شروع مي شود و اين سوره آغازگر قرآن است « فاتحه » ناميده شده است . و به خاطر حمد و ستايشي كه در اين سوره از خداوند به عمل آمده نام ديگرش سوره « حمد » است . نيز به نام « شكر » « وافيه » (يعني كفايت كننده ) و « نور » هم از آن ياد مي شود. نام ديگرش « سبع المثاني » است و نيز « ام الكتاب » . امام صادق (ع ) فرموده است :
    سوره اي است كه اولش ستايش وسطش اخلاص و آخرش نيايش است .
    اين سوره 7 آيه دارد و در سال 3 بعثت آمده و چهل و سومين سوره است كه در مكه نازل شده است . بعضي هم اين سوره را اولين سوره دانسته اند.
    .2 بقره (گاو ماده )
    در آيات 67 تا 73 اين سوره داستان فرمان خدا به بني اسرائيل مبني بر ذبح كردن گاو بيان شده است . داستان گاو بني اسرائيل و سئوالات بني اسرائيلي از همين جاست .
    اين سوره كلا در مورد مومنان و مشركان و منافقان و خلقت آدم و بدعتهاي اهل كتاب و ماجراهاي موسي و بني اسرائيل و بناي كعبه به دست حضرت ابراهيم و نعمتهاي خداوند و مسايل قصاص وصيت قتال با مشركان و نكاح و طلاق و ربا و مجادله ابراهيم با مشركان بر سر اعتقاد به توحيد و تغيير قبله و احكامي از حج ارث روزه و... است . آيه الكرسي آيه 255 اين سوره است .
    286 آيه دارد و بيشتر آياتش در مدينه و پس از هجرت نازل شده است .
    .3 آل عمران
    عمران پدر حضرت مريم بود. خاندان عمران عبارتند از عمران و همسرش و مريم و عيسي . در آيه 33 مي خوانيم :
    خداوند آدم و آل ابراهيم و آل عمران را بر جهانيان برتري داد.
    در اين سوره كه 200 آيه دارد و در سال 3 هجرت در مدينه نازل شده است از توحيد و مقاومت در برابر دشمنان و مردم شناسي و درباره جنگ بدر و احد و زندگي مسلمانان در آن فراز و نشيبها سخن مي گويد. در بخشي هم ولادت مريم و عيسي و نصارا و مجادله با اهل كتاب مطرح است و از شيوه هاي عمل مخالفان و مخالفتهاي يهوديان هم سخن به ميان آمده است و در مجموع بشارتي براي اصحاب پيامبر است .
    .4 نسا (زنان )
    در بخشهايي از اين سوره مسايل و احكامي درباره ازدواج با زنان و حقوق آنان و روابط خانوادگي و حل اختلافات و مساله ارث و طلاق و قصاص و ديات بيان شده است . از آيه 136 به بعد تشريح روحيات منافقان است .
    از موضوعات ديگر اين سوره احكام نماز و جهاد و هجرت و شهادات و تجارت حالات اهل كتاب و همچنين شئون جامعه اسلامي است كه بر ويرانه هاي سنتهاي جاهلي بنا مي شود. دستورهاي اجتماعي اسلام در اين سوره ذكر شده است .
    اين سوره در مدينه و پس از هجرت نازل شده است و 176 آيه دارد .
    .5 مائده (سفره و خوان غذا)
    در آيه 112 و 115 حواريون و پيروان عيسي (ع ) از او درخواست مي كنند كه براي اطمينان بيشتر خداوند از آسمان خوان غذا فرود آورد. و عيسي از خداوند مي خواهد كه :
    پروردگارا! براي ما غذايي از آسمان نازل كن تا براي اول و آخر ما عيد باشد و نشانه اي از تو...
    نام ديگر سوره « عقود » است يعني پيمانها . اين سوره داراي 120 آيه است و پس از هجرت در مدينه جز آخرين سوره هايي است كه نازل شده و عمدتا تاكيد آياتش بر بناي اجتماعي اسلامي بر پايه بينش توحيدي و مبارزه با خرافات و شرك و تاسيس روابط صحيح اجتماعي ولايت و احكام حلال و حرام و مسايل وضو غسل تيمم حج است . حرمت شراب و قمار در آيه 90 آمده است .
    و از اين رهگذر مسايلي از عهد و پيمان و حدود و قصاص و داستانهايي از هابيل و قابيل و از بني اسرائيل نيز بيان شده است كه در زمينه مسايل حقوقي و جزايي است . مطالب مربوط به امامت و غديرخم در آيات 3 و 67 بيان شده است .
    .6 انعام (احشام و چهارپايان )
    در قسمتهايي از آيات 136 تا 144 عقايد و رسوم و سنتهاي جاهلي را درباره گاو و گوسفند و شتر و بز و قرباني و گوشت آن بيان كرده و در اصلاح عقايد انحرافي آنان در مورد اين حيوانات كوشيده است .
    تلاش هميشگي قرآن در اصلاح « عقيده » انسان بخصوص در مورد الوهيت و عبوديت درا ين سوره روشن است و در همين باره به مسايلي از قبيل توحيد و نبوت و معاد و احتجاج با مشركان و برخي وظايف شرعي پرداخته است .
    اين سوره 165 آيه دارد و جز 6 آيه بقيه در مكه و پيش از هجرت نازل شده است و بنا به نقلي آيات 20 23 91 93 114 140 151 152 153 از اين سوره مكي است . اين سوره پس از سوره « حجر » نازل شده است . براي خواندن اين سوره فضيلت بسياري است و براي برآمدن نيازها همراه با نماز حاجت خوانده مي شود كه به « ختم انعام » معروف است .
    .7 اعراف (جايي ميان بهشت و جهنم )
    در آيات 45 تا 48 از گروهي كه در قيامت در اعراف خواهند بود ياد مي كند و از خطابهاي آنان با اهل بهشت درباره اعمال و پاداشها سخن مي گويد. بنابه تفسيري هم اين اصحاب اعراف ائمه (ع ) هستند. در حديث است :
    « نحن الاعراف » ; ما اعرافيم كه ياران خود را مي شناسيم و هر كس كه ما را بشناسد و ما او را بشناسيم وارد بهشت مي شود.
    اين سوره بيشتر روي سخن با مشركان دارد و نيز مومنان و از سرنوشت انسانها در طول تاريخ درباره وفا به عهد خدايي و نيز فرجام كار انسان در آخرت و عذاب و پاداش و عرش و ساعت و قرآن و... سخن مي گويد و از آيه 148 به بعد اشاره به انحراف و رجعتي دارد كه در قوم موسي به صورت گوساله پرستي پيدا شد. خطاب « يا بني آدم » چندين بار تكرار شده و لحن هشداردهنده دارد. اين سوره در مكه و پيش از هجرت نازل شده و 206 آيه دارد .

  • *****
    كتاب خدا را محكم بگيريد


  • قرآن مجيد بسيار مستحكم و نوري است آشكار داروئي است شفابخش و پربركت و آب حياتي است كه عطش تشنگان حق را فرومي نشاند هر كس به آن تمسك جويد او را حفظ مي كند و آنكس كه بدامنش چنگ زند نجاتش مي بخشد انحراف در آن راه ندارد تانياز به راست نمودن داشته باشد و هرگز خطا نمي كند تا از خوانندگانش پوزش بطلبد تكرارش موجب كهنگي و يا ناراحتي گوش نمي گردد (و هر قدر آن را بخوانند شيرين تر و دلپذيرتر خواهد بود) كسي كه با قرآن سخن بگويد راست مي گويد وكسي كه به آن عمل كند گوي سبقت را از همگان مي برد(نهج البلاغه خطبه 158 )
    اين تعبيرهاي رسا و گويا كه نظير آن در سخنان پيامبر اكرم (ص ) و سايرگفته هاي علي عليه السلام وائمه هدي عليهم السلام كم نيست به خوبي ثابت مي كند كه قرآن كريم نسخه اي است براي سامان بخشيدن به همه نابساماني ها و بهبودي فرد و جامعه از انواع بيماريهاي اخلاقي و اجتماعي .
    بهترين دليل براي اثبات اين واقعيت مقايسه وضع عرب جاهلي با تربيت شدگان مكتب پيامبر صلي الله عليه و آله در آغاز اسلام است . ديديم چگونه آن قوم جاهل ونادان كه انواع بيماريهاي اجتماعي و اخلاقي سرتاپاي وجودشان را فراگرفته بود و با استفاده از اين نسخه شفابخش نه تنها درمان يافتند بلكه آنچنان قوي و نيرومند شدند كه ابرقدرتهاي جبار جهان را به زانو درآوردند.
    اگر ما خود را متعهد به پيروي از اين نسخه شفابخش كنيم مسلما خواهيم ديد به سرعت نابسامانيها سامان مي يابد اين نسخه وقتي موثر است كه به آن عمل شود و قفل هاي بي تقوايي از دل انسان بازگردد و قرآن مجيد را از مهجوريت بيرون آوريم .
    سيدجلال متقي موسوي