بسم الله الرحمن الرحيم
روند پيگيري پرونده هسته اي ايران توسط كشورهاي باصطلاح 1 +5
وارد مرحله جديدي شده و طرحهاي مختلف اين پرونده تحت فشار
مستقيم واشنگتن در تدارك قطعنامه جديدي در شوراي امنيت هستند كه
نوعي تحريم عليه جمهوري اسلامي ايران را برقرار كند كه احيانا فقط
تحريم صنايع موشكي و هسته اي ايران را هدف قرار مي دهد. در واقع فشار
واشنگتن
ساير طرفها را نيز بطور نسبي همراه كرده و آهنگ حركت به سمتي
است كه بهر حال نوعي تحريم كه هر چند در قلمرو محدودي باشد
ولي در
مجموع ماهيت برخورد و مقابله از آن مستفاد شود.
برخي گزارشات نشان مي دهد كه واشنگتن براي تامين اهدافش در
جاهاي ديگري به كشورهاي عضو 1 +5 امتيازاتي داده تا بتواند در اينجا نظر
مثبت آنها را بهر حال در اختيار بگيرد . سئوال جدي اينست كه آيا 1 +5 و
مشخصا مقامات واشنگتن واقعا براي مسائل هسته اي نگرانند يا آنكه اهداف
واقعي خود را در پشت اين تبليغات سازمان يافته
مخفي كرده اند
با نگاهي به روند تحولات ماههاي اخير مي توان دريافت كه موضوع
هسته اي
صرفا بهانه اي براي تامين اهداف خاص واشنگتن است و آمريكا
در مقطع كنوني
بيش از ديگران اطلاع دارد كه ادعاهايش در مورد فعاليتهاي
هسته اي
مطلقا فريبكارانه و مبتني بر دروغ و بزرگنمائي است .
مجله « امريكن كنسرواتيو » هفته گذشته فاش كرد كه دولت بوش بمنظور
حفظ فشار سياسي ـ تبليغاتي عليه ايران
حتي مانع انتشار گزارش جديد
ارزيابي سازمان جاسوسي سيا درباره ايران شده است .
اين مطلب را پايگاه اينترنتي آنتي وار (ضد جنگ ) به نقل از اطلاعات
« فيليپ جرالدي » از مقامات ارشد سابق سيا منتشر كرد و خاطر نشان
ساخت كه جامعه اطلاعاتي آمريكا
يك ارزيابي اطلاعات ملي درباره ايران
آماده كرده است اما كاخ سفيد نگران است كه با انتشار آن
تمامي محاسبات
سياسي ضد ايراني تيم بوش
كاملا بر باد خواهد رفت و نتايج معكوسي را به
بار خواهد آورد.
براساس گزارش منتشره « ديك چني » معاون رئيس جمهوري آمريكا از
اينكه در متن و جمع بندي نتايج اطلاعات مربوط به ايران هيچگونه نكته
جديدي كه خوشايند وي باشد
وجود ندارد
بكلي مايوس وشديدا معترض
است و به همين دليل هم بطور جدي مانع انتشار آن شده است .
حال بايد ديد كه اطلاعات مربوطه
چه محورهائي را دربرمي گيرد و به
چه نتايجي رسيده است كه تا اين اندازه مقامات اصلي واشنگتن را نگران
كرده و آنها را به تكاپو انداخته كه مانع انتشار آن شوند « فيليپ جرالدي »
مي گويد اين اطلاعات بر سه محور استوار است :
1 ـ اين سند نشان ميدهد هيچ مدرك اطلاعاتي معتبري كه وجود برنامه
تسليحاتي هسته اي ايران را ثابت كند
وجود ندارد و اين امر دقيقا مغاير با
بسياري از بيانيه هاي رسمي دولت بوش است .
2 ـ در اين سند آمده است : ايران در درگيريهاي اخير لبنان و اسرائيل
هيچ كنترلي بر حزب الله لبنان نداشته است و اين امر تبليغات مشترك
اسرائيل ـ آمريكا در منطقه و جهان را خنثي مي كند كه مدعي بودند ايران
سرنخ حوادث اخير لبنان را در دست دارد.
3 ـ گزارش « سيا » مي گويد هيچ گونه اطلاعات معتبري وجود ندارد كه
نقش ايران در مسلح كردن شبه نظاميان در عراق را ثابت كند. البته گزارش به
طور تاسف باري اعتراف مي كند كه مقادير فراواني سلاح به داخل عراق
سرازير شده و مي شود لكن بطور همزمان اذعان مي كند كه ايران در اين روند
ارسال سيل اسلحه به درون عراق هيچگونه نقشي ندارد و كمكي به تشديد
اين جريان نمي كند.
درك اهميت اين گزارش از يكطرف نشانگر آنست كه حتي مراجع رسمي
آمريكا هم در جمع بندي اطلاعات خود به بطلان سياستهاي تبليغاتي كاخ
سفيد معترفند و از طرف ديگر نكته مهمتري را بازگو مي كند و آن اصرار
جنون آميز مقامات واشنگتن براي جلوگيري از انتشار اين مطالب است .
البته مقامات ارشد « سيا » هم نگران آينده تاريك خود هستند و با
تلخكامي احساس مي كنند كه حيثيت سازمان جاسوسي « سيا » توسط بوش
كوچك و اعضاي تيم جنايتكاران اطراف وي
به كلي در ماجراي عراق بر باد
رفت و كاملا بعيد بنظر مي رسد كه بي اعتباري « سيا » طي سالهاي آينده
قابل
جبران باشد.
طرح اين مسائل در مقطع كنوني از آن جهت اهميت دارد كه بوش
كوچك و دستيارانش نه تنها حيثيت آمريكا را بر باد داده اند بلكه حتي سعي
دارند با اعمال فشار بر مجموعه 1 +5 حيثيت آنها را هم بر باد دهند كه تا اين
مرحله هم تا حدودي به نتيجه رسيده اند لكن در شرايط فعلي اميدوارند از
اهرم شوراي امنيت در جهت جبران گذشته ها بهره گيري كنند حال آنكه اين
تلاش بدفرجام بوش و دستيارانش فقط به بي اعتباري روز افزون شوراي
امنيت منجر خواهد شد . چرا كه مجموعه 1 +5 سعي مي كنند در شوراي
امنيت براي اثبات نكاتي اصرار ورزند كه حتي سازمان جاسوسي « سيا » هم
بطلان آنها را رسما گزارش كرده است . البته بوش و ديك چني اصرار دارند تا
پايان ماه آينده ميلادي از انتشار اين گزارش جلوگيري كنند تا بلكه قطعنامه
تحريم ايران توسط شوراي امنيت به تصويب برسد. مسئله اينست كه
سازمان جاسوسي سيا با آن گذشته شرم آور خود
در شرايط كنوني فقط به
تلاش براي احياي اعتبار از دست رفته اش مي انديشد ولي فراموش نكنيم كه
بوش و دستيارانش هم براي جبران بي اعتباري خود از اهرمهاي جهاني سو
استفاده مي كنند. غافل از آنكه اين روند تاسف بار فقط باعث بي اعتباري
همان مجامعي خواهد شد كه بوش به معجزه وكارآمدي آنها دل بسته است
حال آنكه در اين زمينه حتي از آنها هم كاري ساخته نيست .

|