روزنامه جمهوري اسلامي 30/07/1385 صفحه عقيدتي

  • ندامت و توبه (1 )
  • اهميت و ضرورت امربه معروف و نهي ازمنكر
  • آشنايي با آثار قرآني به مناسبت ماه بهار قرآن ـ 24
    قرآن و اقتصاد
  • *****
    ندامت و توبه (1 )


  • حضرت علي (ع ) :
    هيچ شفاعت كننده اي موفق تر از توبه نيست .
    در دنيا هيچ خيري نيست مگر براي دو فرد : آن كه گناهاني كرده و با توبه جبران مي كند و آن كه در كارهاي خوب مي شتابد.
    امام عليه السلام در پاسخ كسي كه تقاضاي موعظه كرد فرمود : از كساني مباش كه بدون عمل اميد به سعادت آخرت دارند و به واسطه آرزوهاي بلند اميد قبول توبه را دارند... و اگر شهوت به او روي آورد نافرماني پيش گرفته و توبه و بازگشت را پشت سر اندازد.
    اين طور نيست كه خداوند در سپاسگزاري و شكر را بر بنده اي بگشايد ولي در فزوني را بر او ببندد... و ممكن نيست كه در توبه را به روي كسي باز كند و در آمرزش را به رويش مسدود نمايد.
    به سوي قيامت (با اعمالتان ) بشتابيد و قبل از فرا رسيدن مرگها كار كنيد زيرا زود است كه آرزوي مردم قطع گردد و مرگ آنها را در كام خود فرو برد و باب توبه به رويشان بسته شود.
    چه بسا افرادي كه در گناه فرو رفته و در آخر عمر موفق به توبه مي شوند.
    نبايد از گناه خود مايوس باشي درحالي كه باب توبه به رويت باز است .
    بهترين شما كساني هستند كه بسيار آبديده و بسيار توبه كننده باشند.
    برترين چيزي كه با آن خدا را ملاقات مي كني نصيحتي است كه از دل برآيد و توبه از گناه است .

  • *****
    اهميت و ضرورت امربه معروف و نهي ازمنكر


  • درباره اهميت « امربه معروف » و « نهي ازمنكر » چند نكته مهم بايد مورد توجه قرار گيرد :
    1 ـ اسلام آئيني اجتماعي است و علاوه بر برنامه ها و دستورهاي فردي قوانين و احكامي دارد كه به بعد اجتماعي آن مربوط مي شود و نشان مي دهد كه مكتب اسلام تنها براي خودسازي فردي نيست بلكه صلاح و اصلاح جامعه را هم در نظر دارد. احكامي همچون : حج جهاد امربه معروف نهي ازمنكر و مسائلي چون رهبري و امامت ولايت و برائت اجراي حدود قصاص دليل بعد اجتماعي اسلام است .
    2 ـ تا يك قانون و برنامه اجرا نشود و از مرحله نوشته و سخن به مرحله پياده شدن در سطح جامعه نرسد چندان سودي ندارد هرچند بهترين قانون باشد.
    اسلام كه بهترين برنامه هاي سعادتبخش را براي زندگي فردي واجتماعي بشر دارد براي اجراي قوانين سه عامل را پيش بيني كرده است كه عبارتند از :
    الف : نيروي داخلي « تقوا » و « ايمان » . مسلمان با برخورداري از ايمان و وجدان مذهبي و ترس از خدا و قيامت به وظايف خود عمل مي كند و از گناهان و تخلفات پرهيز مي نمايد.
    ب : نيروي اجرايي « حكومت » . نظام حكومت برجامعه اسلامي وظيفه دارد كه امكانات رشد اخلاقي افراد را فراهم كند و با مفاسد و پديدآورندگان فساد مقابله كرده و موانع انجام برنامه هاي الهي را از ميان بردارد. مجازات مجرمين از اينگونه وظايف حكومت است .
    ج : نظارت عمومي مردم . مردم در جامعه اسلامي بايد احساس وظيفه كنند و از خوبيها تشويق به عمل آورند و جلوي زشتي ها و خلافها را با حرف و عمل بگيرند و نسبت به اوضاع جامعه و رفتار ديگران بي تفاوت نباشند. نام اين نظارت و كنترل مردمي « امربه معروف و نهي ازمنكر » است .
    3 ـ غرب زدگان با بهانه قراردادن « آزادي » ممكن است به وظيفه امربه معروف و نهي ازمنكر اشكال بگيرند و آن را نوعي دخالت در كار ديگران و سلب آزادي از مردم وانمود كنند.
    ولي باتوجه به آنكه شرايط اجتماع و رفتار افراد چه خوب و چه بد بر ديگران تاثير مي گذارد آزادي انسانها در محدوده اي است كه به ديگران زيان نرساند و حق ديگران را ضايع نكند. بنابراين مردم حق دارند كه به خاطر برخورداري از اجتماعي سالم و پاك . به عمل كساني كه محيط زندگي را آلوده و فاسد مي كنند اعتراض كنند و جلوي آنها را بگيرند. اگر محيط آلوده باشد حتي افراد سالم هم بيمار مي شوند. آلودگيهاي اخلاقي زياني بيشتر از آلودگي طبيعي دارد چرا كه نه تنها جسم را بلكه فكر اخلاق رفتار ديگران را زشت و خراب مي كنند و اگر جامعه اي از نظر انساني و اخلاقي منحط و خراب شود پيشرفتهاي علمي و رشد صنعتي براي آن جامعه سعادت و خوشبختي نمي آورد.
    4 ـ امربه معروف و نهي ازمنكر جز « فروع دين » و از واجبات عبادي است ومثل نماز و روزه و حج و... از تكاليف حتمي يك مسلمان به حساب مي آيد.
    متاسفانه هرچه بيشتر اين دو فريضه مهم فراموش و متروك شود و نسبت به اجراي كارهاي خوب و جلوگيري از بديها و مفاسد هر كس بگويد : « به من چه » خوبيها در جامعه كم رنگ مي شود و گناه و بي بندوباري افزايش مي يابد.
    انجام اين دو واجب نشان تعهد و ايمان و پايبندي به دستورهاي خدا و ارزشهاي اخلاقي است و سستي درباره آن خبر از بي ايماني يا ضعف اراده و آگاهي مي دهد. بي تفاوتي نسبت به خوبيها و بديها خودش يكي از ويژگيهاي ناپسند اخلاقي و نشانه بي شخصيتي انسان است .
    اميد است كه توفيق الهي شامل ما شود و با شناخت وظيفه و عمل به آن نمونه يك « مسلمان متعهد » باشيم و از اين طريق به حفظ سلامت جامعه و همنوعان خود از نظر فكري و اخلاقي كمك كنيم .
    در اينجا مناسب است حديثي را كه از رسول خدا « ص » در مورد تاثير سو گناه و زيانهاي بي تفاوتي در مقابل اهل گناه و فاسدكنندگان اخلاق و عفت جامعه است بياوريم :
    « يك فرد گنهكار در ميان مردم همانند كسي است كه با جمعي سوار كشتي شود و به هنگامي كه در وسط دريا قرار گيرد. تبري برداشته و به سوراخ كردن موضعي را كه در آن نشسته است بپردازد و هر گاه به او اعتراض كند در جواب گويد : من در سهم خود تصرف مي كنم ! اگر ديگران او را از اين عمل خطرناك بازندارند طولي نمي كشد كه آب دريا به داخل كشتي نفوذ كرده و يكباره همگي در دريا غرق مي شوند . » (تفسير نمونه ج 3 ص 37 )
    امربه معروف و نهي ازمنكر. نوعي نظارت عمومي در جامعه است و اگر مورد بي توجهي قرار گيرد زيانهاي مفاسد و گناهان دامن همه افراد را مي گيرد و « آتش كه گرفت خشك و تر مي سوزد » . (امربه معروف و نهي ازمنكر جواد محدثي )

  • *****
    آشنايي با آثار قرآني به مناسبت ماه بهار قرآن ـ 24
    قرآن و اقتصاد




  • « قرآن و اقتصاد » اثر ديگري است از مجموعه آثاري است كه تحت عنوان « راهنماي پژوهش در قرآن و علوم روز » توسط بنياد پژوهش هاي قرآني حوزه و دانشگاه منتشر گرديده و در دسترس مشتاقان فرهنگ و معارف اسلامي قرار گرفته است . محتواي اين اثر گزيده متون كتاب هايي است كه درباره آيات اقتصادي قرآن انتشار يافته اند. همچنين منبع شناسي قرآن و علوم روز در موضع اقتصاد بخش ديگري از محتواي آن را تشكيل مي دهد. ناشر درباره اين كتاب توضيح مي دهد :
    كتابي كه در پيش رو داريد شامل دو بخش عمده است : بخش اول گزيده متون كتابهاي فارسي حسب ترتيب آيات قرآن كريم است تا محققاني كه علاقمند به آشنايي با آيات اقتصاد قرآن كريم مي باشند با نمونه اي از برداشتهاي ارائه شده توسط محققان در اين زمينه آشنا گردند. به اين بخش فهرست آيات و مداخل قرآن كريم نيز افزوده شده است تا قرآن پژوهاني كه علاقمند به پژوهش موضوعي نيز مي باشند به منابع آن دسترسي يابند.
    بخش دوم منبع شناسي قرآن و علوم روز در حوزه اقتصاد است كه عمدتا شامل كتب و مقالات در اين زمينه مي باشد.
    فهرست مداخل اين كتاب بيانگر محورهاي مشترك بحث در حوزه قرآن و اقتصاد است كه در اين كتاب بدان پرداخته شده است . در متن كتاب هم تحت هر آيه معمولا 2 يا 3 موضوع آمده است كه از موضوع كلي شروع و به موضوع جزئي ترختم شده است .
    نحوه چينش متون انتخابي براساس ترتيب سور و آيات قرآن كريم است كه از ابتداي حمد شروع و به سوره ناس ختم مي گردد. تحت هر آيه ابتدا آيه سپس موضوعات پرداخته شده در متن و بعد از آن به منبع گزينش متن اشاره شده است و در نهايت متن انتخابي بدون هيچگونه تغييري در عبارات آمده است .
    كتاب حاضر به محققان اين امكان را مي دهد تا به ترتيب آيات قرآن كريم و يا بصورت موضوعي آشنايي اجمالي با منابع نگاشته شده در زمينه قرآن و اقتصاد بدست آورند و در صورت علاقمندي با رجوع به اصل منابع اطلاعات خويش را كامل كنند.
    گزيده اي از مطالب اين اثر را تحت عنوان « تامين اجتماعي در نگرش اسلامي » مرور مي نمائيم :
    مفهوم تامين اجتماعي اغلب با مفاهيمي نظير « رفاه اجتماعي » « بيمه هاي اجتماعي » « خدمات اجتماعي » « تعاون اجتماعي » « تعادل اجتماعي » و... هم معنا است و در برخي موارد نيز با معاني واژه هايي چون « كمك اجتماعي » و « معاونت اجتماعي » همسو مي باشد.
    زندگي انساني چه در بعد معنوي و چه در بعد مادي به حسب طبيعت و نياز خود يك زندگي اجتماعي و همگرا است . بنابراين جامعه انساني مجموعه اي به هم پيوسته مي باشد; فطرت انسان و نيازهاي زندگي اجتماعي آنان را به پيوند و وابستگي به نيروهاي فكري علمي و عملي يكديگر دعوت مي كند. انسان هيچگاه از رابطه با ديگران بي نياز نيست . اين رابطه و پيوند امري است مطلوب و هرگاه با تعهد و احساس مسئوليت متقابل همراه باشد. اثراتي نيك و ارزنده در بهبود وضعيت اجتماع ايجاد مي كند.
    تامين اجتماعي صرف نظر از نظام اقتصادي حاكم بر جامعه همراه مورد توجه ويژه دولتها و ملتها در سراسر جهان بوده است . اقدامات متعدد براي دستيابي كارگران به حقوق خويش انواع حمايتها از بي سرپرستان ناتوانان و اقشار آسيب پذير را مي توان مصداق روشني از زمينه تامين اجتماعي دانست .
    انديشمندان مسلمان تامين اجتماعي را تامين كامل وسايل زندگي عموم افراد دانسته اند كه داراي دو اصل اساسي است :
    الف ـ اصل كفالت همگاني .
    ب ـ اصل سهيم بودن جامعه در درآمدهاي عمومي .
    تامين هزينه هاي عمومي در جامعه اسلامي برعهده دولت و نيز آحاد افراد جامعه است ; و هرگاه كمبودي در جامعه مشاهده شود همگان وظيفه دارند براي رفع آن بپاخيزند و دولت و ملت در اين وظيفه مشتركند گرچه در اين ميان آگاهان و عالمان جامعه وظيفه بيشتري دارند.
    با همه مسئوليت عمومي كه در برابر كمبودهاست تامين اجتماعي در درجه نخست برعهده دولت است و دولتها چون سرمايه هاي عمومي و ملي را در اختيار دارند بايد براي تامين بخشهاي محروم بودجه اي مقرر دارند و كمبودهاي زندگي آنان را جبران كنند; اما اگر دولت اسلامي بر سر كار نباشد و يا قدرت و امكان تامين ضروريات زندگي مردم را نداشته باشد هر يك از اعضاي جامعه بايد به قدر توان و امكان و در حوزه وجود نيازها متكفل تامين رفاه مادي و معنوي ديگران شوند.
    تكافل عمومي : « تكافل » يعني كفالت كردن عهده دارشدن امري و برعهده گرفتن چيزي در عوض كسي . اين ماده از باب تفاعل و يك امر دوطرفه است ; يعني مسئوليتهايي كه اعضاي جامعه نسبت به هم دارند و تلاشهاي مشترك و تعاون و مددرساني افراد جامعه در جهت رفع گرفتاريهاي فردي و اجتماعي و دستگيري از نيازمندان و جبران كمبودهاي اجتماعي افراد جامعه (خويشاوندان و ديگر افراد) هرگز از انسان برداشته نمي شود و انسان ديني همواره از خداوند توفيق انجام اين تكليف اجتماعي را مي خواهد.
    براي اين كه افراد انگيزه بيشتري به مشاركت در حل مشكلات ديگران بيابند و خود را در سرنوشت همنوعان خود سهيم بدانند اسلام اين امور را با مسائل مختلف ديني اخلاقي و اجتماعي پيوند مي زند; تا از ارتباط و همبستگي مسائل مختلف يك نظام كارآمد تامين اجتماعي تشكيل گيرد.
    به عنوان نمونه قرآن هدايت را از آن پرهيزگاران مي داند و انفاق را از شاخصها و ملاكهاي اساسي تقوا برمي شمارد. بر مبناي آيه ديگر امنيت عمومي نصيب آن جامعه اي است كه افرادش انفاق و احسان را پيشه سازند. همچنين در حديثي دستگيري و دادرسي از انسانهاي مظلوم و گرفتار و اهل بلا از چنان اهميتي برخوردار است كه كفاره جرايم و بخشش گناهان كبيره محسوب مي شود. اين گونه تعاليم مسئوليتها و وظايف اجتماعي را با مسائل عبادي و معنوي پيوند مي دهد و آن را از اصالتي ويژه برخوردار مي سازد.
    از اين رو افراد جامعه بويژه صاحبان ثروت مي بايد در راستاي نياززدايي از جامعه و استقلال اقتصادي آن سرمايه گذاري كنند و با اختصاص سرمايه هايي به بخشها و افراد محروم به ارتقا سطح زندگي در كل جامعه كمك نمايند.
    تعاون اجتماعي : هر جامعه اي از اجتماعات كوچكتري تشكيل مي شود; در مباحث جامعه شناسي از اين قبيل اجتماعات با عناويني نظير گروههاي نخستين و ثانوي ياد مي شود. اين گروهها به دليل سرنوشت اهداف و زمينه هاي گوناگون مشتركي كه دارند از انسجام بيشتري برخوردارند و زمينه هاي تعاون همياري در بين آنها زيادتر است . به علاوه عواملي چون روابط خويشاوندي عواطف و احساسات و علايق فيمابين روابط چهره به چهره نزديكي محل سكونت و غيره مشاركت و معاضدت در ميان گروههاي اجتماعي را تشديد مي كند. اسلام در بعد تكافل اجتماعي عنايت ويژه اي به اين مساله دارد و اعضاي جامعه را كه در قالب گروههاي اجتماعي اولي و ثانوي زندگي مي كنند به انجام وظايف و تكاليف ارزشمند امداد و حمايت تشويق و ترغيب مي كند; و حتي در مواردي به پرداخت نفقه (هزينه ) و ارائه برنامه هاي حمايتي جنبه وجوب ميدهد.