روزنامه جمهوري اسلامي 30/07/1385 صفحه سياسي
*****
نقش علماي شيعه در برابر جنبش صهيونيسم و اسرائيل


  • محمدحسن رجبي
    بخش دوم
    به دنبال آن نواب صفوي با نخست وزير وقت براي اعزام نيروهاي داوطلب گفتگو كرد ولي اين گفتگوها بي ثمر بود و دولت با اعزام آنها مخالفت نمود. چند روز بعد نيز آيت الله بروجردي طي اعلاميه اي (به زبان عربي ) از برادران مسلمان ايران و ساير ممالك اسلامي دعوت كرد تا مجتمع شوند و در حق يهوديان صهيونيست نفرين و براي پيروزي برادران مسلمان درگير در جنگ دعا نمايند.
    همزمان با آن مير سيد محمد بهبهاني طي تلگرافي به پاپ خاطرنشان ساخت :
    « اينك اين جانب از طرف عموم ملت اسلام مخصوصا پيروان و روحانيون مذهب مقدس شيعه ايران تنفر خود را از جمعيت متعدي يهود و كساني كه با آنها همراهي مي نمايند به تمام ممالك عالم و مخصوصا به مقامات بزرگ روحانيت ملت مسيح اعلان مي كنم و از خداوند متعال نصرت مسلمين و خذلان متجاسرين را خواهانم . در خاتمه از مقام پاپ تقاضا دارم كه به ملل مسيحي تذكر دهند كه از اين جمعيت يهود كه دست تعدي به جان و مال مسلمين مظلوم دراز كرده اند پشتيباني ننموده و عواطف چند صد ميليون مسلمين را براي خاطر يك مشت يهود فتنه جو جريحه دار ننمايند و البته اين معني در خور مقام روحانيت پاپ كه هميشه رهبر و هادي ملت هستند مي باشد. »
    به دنبال آن در پيامي كه وي در اواخر ارديبهشت 1327 خطاب به مجلس شوراي ملي صادر كرد و در مجلس قرائت شد اظهار داشت كه « ... چون مقام مقدس مجلس شوراي ملي مركز رسمي ملت ايران است . لازم مي آيد اين اظهار تنفر « نسبت به اقدامات صهيونيست ها عليه مسلمانان در سرزمين فلسطين » و همدردي ملت ايران را به نام عموم ملت ايران خاصه مقام روحانيت اعلام و اعلان فرمايند. » سپس به دعوت جمعيت « اتحاديه مسلمين » اجتماع بزرگي در تهران تشكيل شد و متجاوز از 6000 نفر در آن شركت كردند. وزراي مختار و كاردارهاي سفارتخانه هاي دولت هاي اسلامي نيز در اين مراسم حضور يافتند. در اين اجتماع دو نفر سخنراني كرده حمايت خود را از برادران رزمنده مسلمان اعلام داشتند. در پايان اين مراسم 2000 نفر از داوطلبان براي شركت در جبهه هاي نبرد فلسطين ثبت نام كردند.
    آيت الله كاشاني در اعلاميه ها و سخنراني ها و مصاحبه هاي متعددي كه از سال 1326 ش به بعد نمود حمايت همه جانبه خود را از ملت فلسطين و كشورهاي عرب خط مقدم اعلام داشت . چند ماه بعد وي به اتهام واهي همدستي در ترور شاه (15 بهمن 1327 ) شبانه دستگير و به لبنان تبعيد گرديد و بدين ترتيب بزرگ ترين مانع از سر راه صهيونيست ها در كشور برداشته شد و مبارزات ضد اسرائيلي مردم نيز به تدريج فروكش كرد.
    اندكي پس از تبعيد آيت الله كاشاني آژانس يهود در تهران و دفاتر صهيونيسم در كشور شروع به گردآوري سازماندهي و مهاجرت يهوديان ايراني به اسرائيل نمودند. دهها هزار نفر از يهوديان شهرهاي مختلف با فروش منزل و لوازم زندگي به تهران آمدند و توسط صهيونيست هاي فعال كشور با گرفتن گذرنامه عازم اسرائيل شدند. اين مهاجرت با تاييد و همكاري كامل ارگان هاي رسمي كشور از جمله وزارت خارجه وزارت كشور اداره شهرباني و گمرك صورت مي گرفت . وزير خارجه كشور نيز در گزارشي صريحا اعلام كرد كه به موجب اطلاعات دقيق صهيونيسم بين الملل تهران و بغداد را از سال گذشته (1327 ش ) مركز سياست و اقدامات خود قرار داده اند در ميان اين مهاجران ثروتمندان زيادي نيز وجود داشتند . روزنامه اسرائيل جروزالم پست در سال 1330 طي مقاله اي پيرامون وضعيت اقتصادي يهوديان ايران نوشت :
    طبق اظهار دكتر « موسي » برال « نماينده ايران در مجلس شوراي ملي » در حدود 70 000 نفر يهودي در ايران هستند كه به هيچوجه مورد تعدي واقع نشده اند . در ميان اين عده 10 نفر ميليونر و 1000 نفر ثروتمند درجه اول و 5000 نفر يهودي ثروتمند وجود دارد كه همه بازرگان هستند برخي از اين يهودي ها به طور جدي در مقام مهاجرت برآمده اند مشروط بر اينكه بتوانند دارايي خود را همراه آورده و نرخ عادله براي مبادله پول هاي خود به پول اسرائيل دريافت نمايند.
    رئيس شهرباني كل كشور در گزارشي به تاريخ 29 بهمن 1328 ش پيش بيني كرد كه تعداد جوانان يهودي مشمولي كه خواهان گذرنامه براي مهاجرت به اسرائيل هستند به 40 000 نفر بالغ مي شود . در گزارش ديگري كه چهار ماه بعد ارائه داد تعداد متقاضيان گذرنامه به اسرائيل را به 60 000 نفر تخمين زد. علاوه بر اين تعداد هزاران نفر از يهوديان عراقي وارد كشور شده و با سفارش موكد يهوديان متنفذ امريكا به دولت ايران و نظر مساعد سفير ايران در امريكا حسين علا و نيز موافقت وزير خارجه كشور و نخست وزير وقت محمد ساعد روانه اسرائيل شدند.
    به دنبال اين همكاري هاي پنهاني دولت ايران در ازاي دريافت 400 000 دلار رشوه از اسرائيل آن كشور را در روز 14 اسفند ماه 1328 ش به صورت دو فاكتو به رسميت شناخت و در بيت المقدس سركنسولگري داير كرد اما اطلاعيه رسمي دولت پس از گذشت ده روز انتشار يافت .
    اين اقدامات از آن رو كه بسيار محرمانه صورت مي گرفت و نيز به دليل فشار و اختناق سياسي و توجه فعالان سياسي به مسائل داخلي به ويژه موضوع نفت بازتابي در محافل سياسي و مطبوعات كشور نداشت . نكته شايان توجه آن كه از سال 1327 ش كه دولت اسرائيل تشكيل شد و موجب خشم و نفرت مسلمانان جهان و از جمله مردم ايران گرديد گروهي از روشنفكران ايراني آشكارا به جانبداري از اسرائيل برخاستند. توضيح آن كه در سال 1326 ش هنگامي كه گروهي از اعضاي فعال حزب توده تلويحا از رهبري اتحاد شوروي براردوگاه سوسياليسم (استالينيسم ) انتقاد كرده و از حزب توده منشعب شدند( و بعدها خود را « نيروي سوم » ناميدند) به دنبال جايگزيني رهبري جديد سوسياليسم جهاني و نمادهاي سوسياليستي غير روسي بودند. از همين رو آنان كيبوتص ( از واحدهاي كشاورزي صهيونيست ها در فلسطين و سپس اسرائيل ) را كه از نظرشان سابقه و محاسن بيشتري نسبت به كالخوز (از واحدهاي كشاورزي سوسياليستي روسي ) داشت به عنوان نماد كامل و آرماني سوسياليسم پنداشتند. نويسندگان برجسته اين گروه از سال 1327 به بعد در مجلات خود (علم و زندگي و نبرد زندگي ) و ديگر مجلات مقالات متعددي درباره كيبوتص نوشتند و در مجموع لحن ستايش آميزي نسبت به نظام كشاورزي و در نهايت رژيم نوپاي اسرائيل در پيش گرفتند. از جمله نويسندگان سرشناس نيروي سوم : خليل ملكي حسين ملك و جلال آل احمد بودند. به نوشته شمس آل احمد « لحن و برخورد مقاله هاي ملكي « نسبت به اسرائيل » چنان مشتاقانه بود كه ماجوانها مي پنداشتيم گروهي از مردم در آن ناحيه سرگرم پياده كردن بهشت اند. »
    اين جانبداري آشكار سبب گرديد تا گروهي از روحانيون آگاه حوزه علميه قم به گرايش هاي صهيونيستي مجله علم و زندگي و ملكي و گردانندگان آن اعتراض كنند.
    آيت الله كاشاني پس از بازگشت از تبعيد تا هنگام كودتاي آمريكايي 28 مرداد 1332 در اغلب پيام ها و سخنراني هاي خود حمايت كامل خويش را از مردم مسلمان فلسطين و مبارزات ضد استعماري مسلمانان جهان اسلام عليه استعمارگران فرانسوي و انگليسي بيان مي كرد و صهيونيسم را خطر بزرگي براي همه مسلمانان و به ويژه مسلمانان خاورميانه مي دانست .
    در سال 1330 و پس از ملي شدن صنعت نفت و نخست وزيري دكتر مصدق كه ايران به پيروزي سياسي بزرگ دست يافت آيت الله كاشاني طي پيام مهمي به ملل مسلمان جهان ملت ها و دولت هاي اسلامي را به اتحاد با يكديگر عليه استعمارگران بين المللي دعوت نمود و پيشنهاد كرد تا « اتحاديه اسلامي » مركب از كشورهاي اسلامي هر چه زودتر تشكيل شود. وي در ضرورت تشكيل اين اتحاديه خطاب به مسلمانان جهان نوشت : « برادران ! ايجاد دولت پوشالي اسرائيل يكي از هزاران تبهكاري هايي بود كه اجنبي به منظور نابود ساختن مسلمانان مرتكب شد. »
    پيشنهاد تشكيل كنفرانس اسلامي در تهران و ايجاد اتحاديه اسلامي يا جبهه متحد اسلامي با استقبال بي نظير كشورهاي اسلامي روبرو شد. روزنامه اطلاعات در آن زمان نوشت :
    « به قرار اطلاع تاكنون اغلب ممالك اسلامي به دعوت آيت الله كاشاني مبني بر اعزام نماينده به كنفرانس تهران پاسخ مثبت داده اند. در اين ميان اسامي كشورهاي مصر و پاكستان و فلسطين و عراق ديده مي شود و به ترتيب نحاس پاشا نخست وزير سابق مصر خليق الزمان رئيس جمعيت مسلم ليگ پاكستان مفتي اعظم فلسطين و رشيد عالي به نمايندگي از طرف مسلمانان كشورهاي مزبور به تهران خواهند آمد. »
    اهميت برگزاري اين كنفرانس درباره مساله فلسطين به خصوص در آن ايام بسيار قابل توجه و چشمگير بود. به همين دليل مفتي اعظم فلسطين براي تشكيل اين كنگره كمك زيادي نمود; از جمله فهرست كاملي از شخصيت هايي كه بايد از كشورهاي مختلف دعوت شوند براي آيت الله كاشاني فرستاد. مجله نيوزويك چاپ آمريكا با اشاره به استقبال سران و شخصيت هاي اسلامي از پيشنهاد آيت الله كاشاني با درج مقاله مفصلي درباره هدف نهايي از تشكيل اين كنگره و كنفرانس نوشت :
    « آيت الله كاشاني كه اكنون بزرگترين قدرت سياسي و مذهبي در ايران است با تشكيل اين كنگره مي خواهدنفوذ و قدرت خود را در كليه ممالك اسلامي بسط دهد و به جاي اتحاديه عرب يك اتحاديه بزرگ بين المللي اسلامي به وجود آورد... »
    متاسفانه به دليل دسيسه چيني استعمار و عوامل داخلي آن آيت الله كاشاني موفق نشد كه اين كنفرانس را ـكه بسياري از دول و ملل اسلامي بدان اميد بسته بودند در تهران برگزار كند و لذا كنفرانس سال بعد در كراچي پاكستان برگزار شد. آيت الله كاشاني در پيامي كه براي آن كنفرانس فرستاد با اشاره به عدم توفيق خود در تشكيل كنفرانس اسلامي در تهران به واسطه « گرفتاري هاي داخلي » از اينكه برادران پاكستاني درصدد تعقيب آرزو و مقصود قديمي او هستند اظهار خوشوقتي نمود و دو نفر نماينده به كنفرانس اعزام كرد.
    در اسفند ماه 1332 نايب رئيس « جمعيت دوستداران خاورميانه » در نامه اي كه به آيت الله شيخ محمد حسين كاشف الغطا فرستاد از او دعوت كرد تا در كنگره اي كه در ارديبهشت ماه 1333 در شهر بحمدون لبنان برگزار مي شود شركت نمايد. موضوع اين كنگره « ارزش اخلاقي اسلام و مسيحيت و ناتوان ساختن مكاتب مادي » بود. كاشف الغطا در اين كنگره شركت نكرد ولي پيامي براي آن ارسال كرد كه پاسخ دندان شكني به گردانندگان اصلي كنگره (دولت آمريكا) بود. او به خوبي مي دانست كه هدف از تشكيل اين كنگره آن بود تا چنين وانمود شودكه دول مسيحي و مسلمان عليه كمونيسم و الحاد همصدا و همراي هستند. در بخشي از اين پيام آمده بود :
    « خطر كمونيسم زماني برطرف مي شود كه ملت ها از آزادي ها و عدالت اجتماعي برخوردار شوند و ريشه هاي ستم دشمني حرص و آز و تجاوز به حقوق ديگران خشكانده شود.اي دولت آمريكا اي دولت انگليس آيا شما چنين هستيد آيا شما براي معنويات ارزش قائليد آيا جنايت هايي كه شما در فلسطين كرديد شما را رو سياه نكرده آيا شما با اين ستم هاي خود خوار و زبون نشديد دنياي شرق تاكنون گرفتار دو كابوس استعمار « انگلستان و فرانسه » بود و اينك صهيونيسم نيز به ميدان آمده تا به روستاهاي فلسطين حمله كند و مردان زنان و كودكان را بكشد. مگر به آنها پول و اسلحه نمي دهيد مگر آنها را به خاطر جنايت هايشان تشويق نكرديد شما 90 000 عرب فلسطيني را بي خانمان و آواره بيابان ها نموديد آنها در وطن خود عزيز بودند اما شما كاري كرديد كه دل سنگ به حال آنها مي سوزد و چشم نابينا براي آنها مي گريد. آيا نرون (امپراتور خون آشام روم ) به اندازه شما جنايت كرد شگفتا كه شما از مسلمانان و اعراب انتظار همكاري داريد و از آنها مي خواهيد كه با شما همكاري و همفكري كنند. شما عرب را لگدمال مي كنيد و با يك دست بر سرش مي كوبيد و با دست ديگر نوازش مي كنيد شما فلسطين را ذبح كرديد اما نه به دست دولت هاي عربي بلكه به دست دولت هاي اسلامي تا ذبح شرعي باشد. به دست مسلمانان و رو به قبله تا براي شما و صهيونيست ها خوردن آن حلال باشد! چرا كه شما اهل دين و در پي ارزش هاي معنوي هستيد! آمريكا به اسرائيل كمك هاي نقدي مي دهد و اسلحه فراوان در اختيار او مي گذارد اما در مورد كشورهاي عربي به جز وعده توخالي هيچ چيز به آنها نمي دهد. اگر اسلحه اي به كشورهاي عربي بدهد به اين شرط است كه با اسرائيل نجنگند! آمريكا تنها براي اين به كشورهاي عربي اسلحه مي فروشد كه با هم بجنگند. اكنون وضعيت در ايران مصر سوريه و ديگر كشورهاي مسلمان چنين است كه آنها اسلحه مي خرند براي نابودي يكديگر و نه نابودي دشمن . صهيونيست ها براي سركوب مردم فلسطين و كشورهاي عربي از همه سلاح هاي مدرن استفاده مي كنندو به كوچك و بزرگ رحم نمي كنند. تمام جنايت هاي اسرائيل به دستور آمريكاست ... همه بدبختي جهان اسلام زير سر آمريكا انگليس و فرانسه است . از ميهمانان كنگره مي پرسم : آيا مي دانيد كه چند سال پيش صهيونيسم به « دير ياسين » حمله كرد و مردان و زنان و كودكان را كشت و شكم زنان باردار را دريد آيا مي دانيد كه صهيونيست ها مردم « نعالين » را بدون هيچ جرمي مي كشتند آيا مي دانيد كه همه اسلحه صهيونيست ها آمريكايي بود همه اين جنايات زيرنظر كشورهاي آزاديخواه صورت گرفت ! همه اين جنايات به حساب شما فرزندان عمو سام و زرد چشم هاست . ما اين ذلت ها را چگونه فراموش كنيم و چگونه با شما كنار يك ميز بنشينيم و درباره ارزش هاي معنوي و نمونه هاي والا به گفت و گو بپردازيم شما شيطان ها بهتر است دست از جنايات خود برداريد و فلسطين را به صاحبان اصليش بسپاريد و آنگاه درباره ارزش هاي معنوي كنفرانس تشكيل دهيد.
    اگر در عرف سياست رواست كه با يك دست تسبيح و با دست ديگر كارد بگيريد و سينه مظلومان را بشكافيد اما از نظر عقل درست نيست . سكوت مرگبار عرب ها و سستي آنها شگفت آور است . خوشگذراني برخي از مسلمانان در حالي كه يورش بيرحمانه دشمن در كشورهاي مسلمان را مي بينيد شگفت آورتر. من دولت هاي عرب را نصيحت مي كنم كه تسليم دولت هاي استعماري نشوند زيرا مشكلي را برايشان حل نخواهند كرد. به جوانان مي گويم كه راه رهايي ما بازگشت به قرآن و اسلام است . فرهنگ پربار اسلامي مي تواند پشتوانه مبارزه شما با استعمار باشد نه مرام كمونيستي كه فرهنگ وارداتي است . »
    پيام كاشف الغطا در كنگره خوانده شد وباعث بهت و حيرت و شرمندگي اعضاي شركت كننده شد. همچنين بسياري از جرايد عربي و اسلامي پيام او را منتشر كردند و احزاب و جمعيت هاي سياسي موضع گيري انقلابي او را ستودند.
    تبليغات شديد عوامل داخلي استعمار عليه آيت الله كاشاني سبب گرديد تا وجهه سياسي او در جامعه مخدوش شود و قدرت و نفوذ خود را از دست بدهد . پس از كودتاي آمريكايي 28 مرداد 1332 و آغاز مجدد استبداد و خفقان در كشور بتدريج هر گونه تحرك سياسي متوقف گرديد و مخالفان سياسي قلع و قمع شدند. شاه پس ازتثبيت پايه هاي قدرتش روابط همه جانبه ايران با امريكا انگلستان و اسرائيل را گسترش داد. پس از تشكيل ساواك (سازمان اطلاعات و امنيت كشور) موساد ( سازمان اطلاعات و امنيت اسرائيل ) به تدريج وظيفه سازماندهي و آموزش نيروهاي ساواك را بر عهده گرفت كه اين روند تا پايان حكومت شاه ادامه داشت ; علاوه بر آن روابط اقتصادي نظامي و فرهنگي دو كشور نيز روز به روز گسترش يافت .
    دولت اسرائيل كه از نفرت و انزجار مردم مسلمان ايران نسبت به خود اطلاع داشت درصدد برآمد تا ضمن تحكيم و گسترش روابط همه جانبه با رژيم شاه در ميان گروه هاي مختلف اجتماعي به ويژه روشنفكران دانشگاهيان دانشجويان و دست اندركاران مطبوعات نيز هواداراني به دست آورد. از اين رو سفارت اسرائيل همكاري نزديكي با رهبر و اعضاي فعال نيروي سوم كه تمايلات ايدئولوژيك به اسرائيل داشتند آغاز كرد و از سال 40 به بعد گروهي از اعضاي نيروي سوم و نيز دهها نفر از دانشجويان دانشگاه تهران براي ديدار از پيشرفت هاي اقتصادي اسرائيل با بورس آن كشور روانه اسرائيل شدند كه تا چند سال بعد اين روند ادامه داشت . علاوه بر آن بسياري از مقامات ارشد لشكري و كشوري به هزينه آن كشور به اسرائيل رفتند.
    امام خميني (ره ) پس از غائله انجمن هاي ايالتي و ولايتي در سخنراني ها و پيام هاي خود همه جا خطر اسرائيل را براي جهان اسلام بر شمرد و روابط گسترده آن كشور را با رژيم شاه به شدت محكوم نمود و بهائيان را « عمال اسرائيل » ناميد. در بياناتي كه به مناسبت چهلم فاجعه مدرسه فيضيه (ارديبهشت 1342 ) ايراد كرد رژيم شاه را « دست نشانده اسرائيل » دانست و از سكوت علما به شدت انتقاد نمود و فرمود :
    « واي بر اين مملكت واي بر هيعت حاكمه واي بر اين دنيا واي بر ما واي بر اين علماي ساكت واي بر اين نجف ساكت اين قم ساكت اين تهران ساكت . اين مشهد ساكت اين سكوت مرگبار اسباب اين مي شود كه اين مملكت و اين نواميس زير چكمه اسرائيل و به دست همين بهايي ها پايمال شود. واي بر ما واي بر اسلام واي بر مسلمين .... »
    پيش از فرا رسيدن ماه محرم 1342 رژيم كه از حملات سخت امام و وعاظ در منابر به شدت نگران بود بسياري از وعاظ را به ساواك احضار كرد و آنان را ملزم نمود كه عليه شاه و اسرائيل در منابر و محافل سخني نگفته و نيز نگويند كه اسلام در خطر است ! امام پس از اطلاع اين اقدام رژيم در اعلاميه اي كه « خطاب به وعاظ و گويندگان و هيآت مذهبي » صادر كرد التزامات ساواك را غير قانوني و بي اثر و التزام گيرندگان را مجرم و قابل تعقيب دانست و بار ديگر خطر اسرائيل و بهائيان را گوشزد كرد :
    « دستگاه جبار با تمام قوا با اسرائيل و عمال آنها همراهي مي كند. تبليغات را به آنها سپرده و در دربار دست آنها باز است . در ارتش و فرهنگ و ساير وزراتخانه ها براي آنها جا باز نموده و شغل هاي حساس به آنها داده اند. »
    امام در پايان از وعاظ خواست تا عليرغم ميل رژيم « خطر اسرائيل و عمال آن را » به مردم تذكر دهند و اظهار حقايق نمايند زيرا « سكوت در اين ايام تاييد دستگاه جبار و كمك به دشمنان اسلام است . »
    آيت الله بروجردي طي اعلاميه اي (به زبان عربي ) از برادران مسلمان ايران و ساير ممالك اسلامي دعوت كرد تا مجتمع شوند و يهوديان صهيونيست را نفرين و در حق برادران مسلمان و براي پيروزي آنان در جنگ دعا نمايند
    آيت الله كاشاني پس از بازگشت از تبعيد تا هنگام كودتاي آمريكايي 28 مرداد 1332 در اغلب پيام ها و سخنراني هاي خود حمايت كامل خويش را از مردم مسلمان فلسطين و مبارزات ضد استعماري مسلمانان جهان اسلام عليه استعمارگران فرانسوي و انگليسي بيان مي كرد و صهيونيسم را خطر بزرگي براي همه مسلمانان و به ويژه مسلمانان خاورميانه مي دانست
    امام خميني (ره ) پس از غائله انجمن هاي ايالتي و ولايتي در سخنراني و پيام هاي خود همه جا خطر اسرائيل را براي جهان اسلام برشمرد و روابط گسترده آن كشور با رژيم شاه به شدت محكوم نمود و بهائيان را « عمال اسرائيل » ناميد. در بياناتي كه به مناسبت چهلم فاجعه مدرسه فيضيه (ارديبهشتت 1342 ) ايراد كرد رژيم شاه را « دست نشانده اسرائيل » دانست و از سكوت علما به شدت انتقاد نمود