روزنامه جمهوري اسلامي 30/07/1385 صفحه سرمقاله
*****
عراق و ميثاق مكه


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    روز جمعه همزمان با روز جهاني قدس جمعي از علماي شيعه و سني عراق با امضاي يك سند 10 ماده اي در مكه گام جديدي براي توقف خشونت و برقراري امنيت و آرامش در اين كشور برداشتند. اين سند با همت سازمان كنفرانس اسلامي تهيه شد و برگزاري اين گردهمائي في نفسه ميتواند مثبت ارزيابي شود. با اينحال در كنار امضاي سندي كه در مكه امضا شد و « ميثاق مكه » نام گرفت ملاحظاتي وجود دارد كه لازم است مورد توجه قرار گيرد.
    ميثاق مكه براساس گزارشهاي موجود داراي 10 بند است كه در مجموع بر روي پنج محور تاكيد مي كند.
    جلوگيري از خونريزي و خشونت
    حفاظت از اماكن مقدسه
    دفاع از اتحاد و تماميت ارضي عراق
    آزادي كليه زندانيان بي گناه
    و همكاري براي پايان دادن به اشغال عراق
    هر چند امضا كنندگان اين ميثاق جمعي از علماي صاحب نام و شناخته شده عراق اعم از شيعه و سني هستند و مراجع بزرگ عراق از جمله آيت الله سيستاني نيز اين اقدام را تاييد كرده اند لكن در مورد كارائي اين ميثاق ترديدهاي جدي وجود دارد. اين ترديدها فارغ از طرفيت هاي سياسي داخل عراق ونگاه هاي قومي و مذهبي و حزبي از ناحيه كساني ابراز مي شود كه علاقمند به آرامش عراق و حل مشكلات آن هستند اما نگاه آنها به واقعيت هاي موجود در عراق ايجاب مي كند به اين نتيجه گيري برسند.
    قبل از آنكه به فلسفه اين ترديدها اشاره اي داشته باشيم يادآوري ميثاق امضا شده توسط مجاهدين افغان در دهه 60 و آنچه بر سر آن ميثاق آمد را لازم ميدانيم .
    سران مجاهدان افغان براي مبارزه با دولت كمونيستي و دست نشانده آن زمان كابل و كنار گذاشتن اختلافات به مكه رفته و در داخل كعبه ميثاق امضا كردند و همديگر را بوسيدند و عهد بستند كه متحدا عليه دولت كمونيستي حاكم بر افغانستان بجنگند. اين اقدام موجب خوشحالي همه ناظران گرديد ولي هرگز عملي نشد و از همان اولين روزهاي بعد از معاهده بار ديگر اختلافات و درگيري ها به اوج رسيد.
    عامل اصلي عدم موفقيت ميثاقي كه در داخل كعبه امضا شد اين بود كه سران مجاهدان افغان با دست و زبان در صحنه حاضر شده بودند ولي اراده قلبي براي كنار گذاشتن اختلافات نداشتند. امضا كنندگان ميثاق همگي سني مذهب بودند واختلاف آنها بر سر مذهب نبود با اينحال نتوانستند به آنچه گفتند و امضا كردند پاي بند بمانند.
    در مورد ميثاق علماي عراق با اينكه اختلافات مذهبي و قومي نيز وجود دارد ميتوان به موفقيت آنچه در مكه امضا شده اطمينان داشت بشرط آنكه عامل اصلي ناآرامي ها در عراق در اختيار و اراده امضا كنندگان ميثاق باشد. بنابراين سوال اصلي اينست كه عامل اصلي ناآرامي ها و ناامني هاي عراق چيست صاحبنظران ميدانند كه مشكل اصلي عراق حضور اشغالگران در آن كشور است . ناامني ها و ساير معضلات عراق نيز به حضور اشغالگران مربوط مي شود.
    در كنار اشغالگران وجود تروريست هاي غير عراقي كه در چارچوب گروه هاي متعصب و مشكوكي از قبيل القاعده و تكفيري ها در اين كشور حضور دارند و همينطور عناصر باقيمانده از حزب بعث عراق نيز از عوامل ناامني در عراق هستند.
    به عبارت روشن تر عوامل ناامني عراق سه گروه هستند كه عبارتند از :
    اشغالگران
    تروريست هاي وابسته به گروه هاي افراطي
    و بقاياي حزب بعث
    در اين واقعيت نيز نميتوان ترديد كرد كه آمريكا و انگليس براي تضمين ادامه اشغال عراق به فعال بودن گروه هاي تروريست افراطي و مزدوران بعثي نيازمند هستند. بدين ترتيب بدون آنكه چيزي اعلام شده باشد ميان اشغالگران وگروه هاي افراطي تروريست و بقاياي حزب بعث روابط تنگاتنگي وجود دارد كه پايه واساس ناامني در عراق است .
    بنابراين فقط در صورتي ميتوان به استقرار امنيت و آرامش در عراق اميدوار بود كه اين سه عامل ريشه كن شوند. متاسفانه اينها عواملي نيستند كه در اختيار و تحت اراده امضا كنندگان ميثاق مكه باشند. اشغالگران و گروه هاي افراطي و بعثي ها بقاي خود را در ناامني جستجو مي كنند و خونريزي و درگيري وجه مشترك مورد نياز هر سه آنهاست . در عراق برخلاف افغانستان آن زمان بهانه هائي نيز وجود دارد كه بر هم زنندگان امنيت با توسل به آنها به راحتي ميتوانند مانع استقرار آرامش و امنيت شوند. نكته اصلي اينست كه هيچيك از امضا كنندگان ميثاق مكه از عوامل ناامني عراق نيستند تا بتوانند به ايجاد امنيت كمك كنند. اين تصور كه گروه هاي تروريستي ممكن است به توصيه هاي علماي اهل سنت عمل كنند نيز چندان قابل تصديق نيست . آنها در بعضي موارد كه صرفه خود را در عمل كردن به اين توصيه ها مي بينند ممكن است چنين كنند اما اينگونه نيست كه در همه موارد گوش به فرمان علما باشند.
    امروز عراق به ميثاق ديگري نياز دارد كه فقط با عزم و اراده جدي همه رهبران مذهبي و سياسي اين كشور و همكاري همه جانبه كشورهاي همسايه قابل تحقق است . درمان دردهاي مزمن عراق را فقط بايد در پايان دادن به اشغال اين كشور توسط بيگانگان جستجو كرد. در شرايطي كه نظاميان آمريكائي و انگليسي در عراق حضور دارند و فعال ما يشا هستند چگونه ميتوان حتي احتمال پايان دادن به خونريزي و تعرض به اماكن مقدسه و ساير خواسته هائي كه بر اين امور مترتب هستند را تصور كرد
    زخم هائي كه تاكنون بر پيكر نحيف عراق نشسته معلول فقدان چنين عزم و اراده ايست . عراق اكنون نيازمند وحدت و رهبري هوشمندانه اي براي پايان دادن به اشغال است . نياز اول عراق آزاد شدن از يوغ اشغالگران است . هنگامي كه اين نياز اساسي برآورده شود تحقق ساير نيازها آسان خواهد بود كما اينكه قبل از پايان دادن به اشغال هر تلاشي كه در جهت اخراج اشغالگران نباشد راه به جائي نخواهد برد.