روزنامه جمهوري اسلامي 29/07/1385 صفحه امام
*****
امام خميني : راه بهشت دنيايي و آخرتي از ماه رمضان مي گذرد




  • علي معصومي (وزوايي )
    « رمضان » ماه شگفت انگيزي است . اگر انسان ها اين ماه را كه ماه خدا و ماه ضيافت خداوند است به خوبي درك كنند و به خوبي در آن ورود پيدا كنندو به خوبي از آن خارج شوند همه مشكلات بشر حل مي شود.
    ماه مبارك رمضان پيش از هر چيز ماه تزكيه و ماه توجه دقيق به خدا و احكام و دستورات جامع خداوند است . در اين ماه انسان ها ضمن توجه بيشتر به تزكيه و دستورات جامع خداوند آموزش استواري و مقاومت در راه خدا را نيز در برنامه روزانه خود دارند. دراين ماه مسلمان ها آموزش مي بينند كه راه خدا و حركت در مسير حق را چندان سهل نپندارند و گمان نكنند كه با عافيت طلبي و قناعت كردن به مجموعه اي از عبادت هاي سهل و بي دردسر حوزه شخصي مي توان ادعاي حركت در مسير حق نمود و بر اساس همين ادعا به خود مغرور شد و از خداوند طلب مراتب اعلاي بهشت و ايصال به مقام قرب نمود. به همين دليل است كه امام خميني عبادت و عرفان رسول اكرم و امام علي (ع ) و ساير ائمه رامنحصر به حوزه هاي عبادت شخصي نمي بيند و گام زدن در راه خدا را بسيار فراتر از اين امور مي داند و چنين مي فرمايد : ما نديديم در تاريخ كسي گفته باشد رسول اكرم واميرمومنان در جايي از صحنه كناره گيري كنند ودر مسجد بنشينند و ذكر بگويند بلكه برعكس در همه جا حضور داشتند و در صحنه بودند(1 ) .... مرتبه اعلاي عرفان را امام علي سلام الله عليه داشته است و هيچ اين چيزها نبوده در كار خيال مي كردند كسي كه عارف است بايد ديگر به كلي كناره بگيرد از همه چيز و برود كنار بنشيند و يك قدري ذكر بگويد و يك قدري تفني بشود و يك قدري چه بكند و دكانداري اميرالمومنين در عين حالي كه اعرف خلق الله بعداز رسول الله بود مع ذلك نرفت كنار بنشيند و هيچ كاري به هيچي نداشته باشد. هيچ وقت حلقه ذكر نداشت مشغول بود به كارهايش ولي آن هم بود . (2 )
    ماه مبارك رمضان ماه تزكيه است ولي نه تزكيه به معناي محدود و ناقص آن تزكيه محدود و ناقص براي كساني اسست كه به گمان خود مي خواهند با سهل ترين شيوه به به نتايج عظيم معنوي و اخروي و الهي برسند در صورتي رسيدن به ثمرات عظيم معنوي و اخروي و الهي در گروي اين است كه تزكيه به طور كامل و در محدوده وسيع انجام بگيرد. تزكيه در ماه مبارك رمضان مي تواند در چند سطح و يا در چند بعد مطرح شود.
    يكي از سطوح تزكيه تزكيه در حوزه شخصي است يعني اينكه شخصي فقط به فكر اين باشد كه خودش را پاك و تزكيه كند وديگر به فكرديگران و به فكر فضاي عمومي جامعه نباشد و در حوزه شخصي يك فضاي گلخانه اي پديد آورد تا بتواند سالم بماند.
    اين نوع تزكيه مثل اين است كه شخصي اساسا كاري به تغييرات فصول مختلف سال نداشته باشد و در فضايي بسيار محدود و با استفاده از وسايل و ابزار لازم گلخانه اي براي خود بسازد و در آن فصاي محدود تعداي گل و گياه پرورش بدهد.
    سطح ديگر تزكيه اين است كه شخصي علاوه بر اينكه به فكر تزكيه خود است به فكر تزكيه جامعه نيز باشد. مسلما اين سطح تزكيه بسيار ارزشمندتر از سطح تزكيه قبل است . اين نوع تزكيه مثل اين است كه شخصي تلاش كنداز دل زمين نهر آبي درآورد و قناعت پرآبي بنيان نهد و از طريق اين قنات محدوده وسيعي را پر از گل و گياه و پر از انواع درختان ميوه بنمايد. در چنين حالتي هم خود آن شخص از نتايج تلاش و تزكيه خود بهره مي گيرد و هم اينكه ديگران بهره مند مي شوند و مي توانند از قناتي كه او بنيان نهاده است باغ ها بسازند و خرمي و شادابي را عمومي كنند. با اين حال اين سطح از تلاش و تزكيه هنوز كامل نمي باشد زيرا بايد سعي كرد آفت ها و بلاها را از جامعه مزكي دور كرد تا دوام و ماندگاري داشته باشد آن كسي كه قناتي را بنيان مي نهد و سرسبزي و خرمي راعمومي و گسترده مي كند براي تكميل كار خود بايد به فكر آسيب ها و بلايا نيز باشد و كوشش نمايد عرصه وسيعي را كه باتلاش خود خرم كرده است از هجوم آفت هايي مثل شته ملخ سيل هاي بنيان كن دزدان و غارت گران و... مصون بدارد. بنابر اين كسي كه مي خواهد در ماه مبارك رمضان تزكيه او كامل باشد بايد علاوه بر اينكه در تزكيه خود و جامعه مي كوشد. با آفت ها و بلاياي جامعه نيز مبارزه كند. آفت ها و آسيب ها و بلاياي جامعه فراوان است ولي مهم ترين آن ظالمان مستكبران و قلدران محلي منطقه اي و جهاني هستند. اگر مسلمانان در ماه مبارك رمضان به تزكيه همه جانبه توجه كنند يقينا سريع تر از آنچه مي پندارند به سعادت و عزت و پيشرفت دست مي يابند. امام خميني در باره تزكيه درماه مبارك رمضان و رابطه آن با مبارزه با ستمگران كوچك و بزرگ چنين مي فرمايد :
    اگر همين ماه مبارك رمضان مسلمين خودشان را به طور جمعي به ضيافت خدا وارد كرده بودند و تزكيه كرده بودند تصفيه كرده بودند خودشان را ممكن نبود زيربار ظلم بروند. زيربار ظلم رفتن مثل ـ ظالم ـ ظلم كردن هر دواش از ناحيه عدم تزكيه است قدافلح من تزكي در نماز عيد اين سوره را مستحب است بخوانند. امر به تزكيه و ذكرالله ذكراسم الله : قدافلح من تزكي و ذكراسم ربه فصلي تزكيه ذكر اسم الله و صلوه اينها مراتبي است اگر ما به اين رسيده بوديم نه حال انفعالي پيدا مي كرديم براي پذيرش ظلم و نه ظالم بوديم . همه ازاين است كه تزكيه نشديم . دولتها تزكيه نشدند و نخواهند شد.مگر خدا عنايت كندـ و ظالمند. ملتهايي هم كه تزكيه نشده اند بار ظلم را به دوش مي گيرند عذر ندارند ملتها در مقابل پذيرش ظلم ايران اين عذر را از آنها منقطع كرد. آن قدرتي را كه ايران شكست در آنها نيست در بين حكومتهاي ديگر نيست لكن مردم اول متحول روحي شدند و بعد هم آن كردند كه دنيا ديد و اين كشوري كه الان در دست شما آقايان است . كشوري است كه با تحول روحي يك همچو مسئله را پيش آورد لكن حفط اين تحول اهميتش بيشتر از اصل تحول است . بايد همه كوشش كننددر حفظ اين تحول . اين جوانهاي شما كه آنها مي خواستند بكشندشان به مراكز فساد و آنها رااز خود بيخود كنند تا حكومت كنند اين جوانهارا خداي تبارك و تعالي توفيق داد از آن جا درآمدند به سنگرها رفتند از آن مفاسد خودشان را خلاص كردند و به معابد رفتند يعني همان سنگرهايي كه معابد الهي است . آنهايي كه به ما اشكال مي كنند كه شما چرا سازش نمي كنيد با اين قدرتهاي فاسد آنها از باب اين كه همه چيز را باچشم مادي ملاحظه مي كنند با چشم طبيعي حل و فصل اشيا رامي كنند آنها نمي دانند كه انبياي خدا چه رويه اي داشتند با ظالم چطور برخورد مي كردند يا مي دانند و خودشان را به كوري و كري زدند سازش با ظالم ظلم بر مظلومين است سازش با ابرقدرتها ظلم بر بشر است . آنهايي كه به ما مي گويند سازش كنيد آنها ياجاهل هستند يا مزدور. سازش با ظالم يعني اينكه دست ظالم را بازكن تا ظلم كند. اين خلاف راي تمام انبياست . انبياي عظام تا آن جا كه توانستند جديت كردند كه ظلم را از اين بشر ظالم بزدايند به موعظه به نصيحت به امر به معروف به نهي از منكر به انزلناالحديد فيه باس شديد « آخر الدواالكي » بعد از آنكه موعظه نشد نصيحت نشد آخر دوا اين است كه داغش كنند. شمشير آخر دواست . (3 )
    از ديدگاه امام خميني . تزكيه علاوه بر اينكه عامل بسيار مهمي براي سالم سازي جامعه راه بسيار مناسبي براي مبارزه با ستمگران و ساير آفت هاي جامعه مي باشد عامل پيشرفت و عامل از ميان بردن منشا گرفتاري هاي بشر نيز محسوب مي شود.بنابراين ماه مبارك رمضان از يك سو ماه تزكيه ماه مبارزه با ظلم و استكبار ماه مقاومت در برابر بيدادها و تعدي و ماه پاك ساختن جامعه از مفاسد مي باشد و از سوي ديگر ماه پيشرفت ماه از ميان برداشتن منشا گرفتاري هاي بشر و... نيز مي باشد. امام خميني در اين باره مي فرمايد : خداوند به مومنين منت گذاشته است كه از خودشان يك كسي را فرستاده است كه آيات الهي را به آنها تلاوت كند وتلاوت آيات براي تزكيه وتعليم كتاب و حكمت است . « تزكيه » را مقدم ذكر فرموده است معلوم مي شود كه تزكيه نفس بالاتر از علم و حكمت است و همين طور هم هست يك ملت چنانچه افرادش تزكيه شده باشند تربيت شده باشند اين ملت پيشرو است .
    نفوس تزكيه نشده منشا گرفتاريها
    تمام گرفتاريهايي كه براي ملت ها هست براي اين است كه تزكيه دركار نبوده است . چنانچه سران قوم آنهايي كه كشور را اداره مي كنند تزكيه شده بودند نفسشان تزكيه شده بود تربيت شده بود اين گرفتاريها براي ملت ماپيش نمي آمد. نه آن گرفتاريها براي ملت پيش مي آمد و نه آن گرفتاريها براي خودشان . منشا تمام اين گرفتاريها در همه جا اين است كه آنهايي كه متكفل امور ملت هستند تزكيه نشده اند. يك نفر آدمي كه تزكيه نشده سلطه بر يك ملت پيدا بكند اينهمه گرفتاريهايي كه در طول پنجاه و چند سال براي ملت ما پيش آمد اينهمه گرفتاريها را ايجاد مي كند. آن كسي كه به يك ملتي سلطه دارد به يك ملتي حكومت دارد اين چنانچه عدالت پرور باشد دستگاه او عدالت پرور خواهد شد قشرهايي كه به او مرتبط هستند قهرا به عدالت گرايش پيدا مي كنند تمام اداراتي كه تابع آن مملكت است تابع آن حكومت است خواه ناخواه به عدالت گرايش پيدا مي كند. عدالت گسترده مي شود. در صورتي كه يك نفر كه به مردم حكومت مي كند مزكي باشد و تزكيه شده باشد.اگر همه ملت تزكيه بشوند همين دنيا بهشت آنهاست تمام گرفتاريها از بين مي رود . از آن طرف از باب اينكه حكومتهايي كه در رژيم طاغوتي بر مردم حكومت كردند حكومتهايي بودند كه تزكيه نشده بودند وقتي حكومت تزكيه نشد شخص اول يك مملكتي به حسب حكومت تزكيه نشد اخلاقش مزكي نباشد عقايد تزكيه شده نباشد اعمال اعمال مزكي نباشد همين يك نفر يك مملكت را به هلاكت مي كشاند. چنانچه شما ديديد سرچشمه مي گرفت از رضاخان تمام مفاسد و تمام قشرهايي كه دوروبر او جمع شده بودند از خودش بودند4.
    آنچه از سخنان امام خميني متوجه مي شويم اين است كه اگر مسلمان ها به ماه مبارك رمضان از ديدگاه درست و واقعي و الهي آن بنگرند همين دنيا را نيز مي توانند براي خود بهشت كنند زيرا دنيايي كه در آن تزكيه در حد اعلا و در حد وسيع و همه جانبه باشد دنيايي كه در آن مبارزه با ظلم و استكبار وستيز با همه آفت ها در اوج باشد دنيايي كه در آن پيشرفت و تربيت و... در بالاترين سطح باشد يقينا آن دنيا بهشت گونه خواهد شد. در يك كلام ماه مبارك رمضان كه ماه ضيافت الله است ماه استواري و مقاومت ماه تزكيه ماه مبارزه با ظلم ماه مبارزه با همه بدي ها ماه دوستي با همه خوبي ها مي باشد و راه بهشت دنيوي و اخروي از بطن و متن ماه مبارك رمضان مي گذرد. اميد است ما اين توفيق را داشته باشيم كه اين راه را طي كنيم .
    پي نوشت ها :
    1 ـ صحيفه نور جلد 13 ص 77
    2 ـ جهاد اكبر ص 28
    3 ـ صحيفه امام جلد 18 ص 499 و 500
    4 ـ صحيفه امام جلد 9 ص 134 و135
    امام خميني عبادت و عرفان رسول اكرم و امام علي (ع ) و ساير ائمه را منحصر به حوزه هاي عبادت شخصي نمي بيند و گام زدن در راه خدا را بسيار فراتر از اين امور مي داند و چنين مي فرمايد : ما نديديم در تاريخ كسي گفته باشد رسول اكرم و امير مومنان در جايي از صحنه كناره گيري كنند ودر مسجد بنشينند و ذكر بگويند بلكه بر عكس در همه جا حضور داشتند و در صحنه بودند... مرتبه اعلاي عرفان را امام علي سلام الله عليه داشته است و هيچ اين چيزها نبوده در كار. خيال مي كردند كسي كه عارف است بايد ديگر به كلي كناره بگيرد از همه چيز و برود كنار بنشيند و يك قدري ذكر بگويد ويك قدري تغني بشود و يك قدري چه بكند و دكانداري . اميرالمومنين در عين حالي كه اعرف خلق الله بعد از رسول الله بود مع ذلك نرفت كنار بنشيند و هيچ كاري به هيچي نداشته باشد. هيچ وقت حلقه ذكر نداشت مشغول بودبه كارهايش
    ولي آن هم بود.
    اگر مسلمان ها به ماه مبارك رمضان از ديدگاه درست و واقعي و الهي آن بنگرند همين دنيا را نيز مي توانند براي خود بهشت كنند زيرا دنيايي كه در آن تزكيه در حد اعلا و در حد وسيع و همه جانبه باشد دنيايي كه در آن مبارزه با ظلم و استكبار و ستيز با همه آفت ها در اوج باشد دنيايي كه در آن پيشرفت و تربيت و... در بالاترين سطح باشد يقينا آن دنيا بهشت گونه خواهد شد
    امام خميني : اگر مسلمين در همين ماه مبارك رمضان خودشان را به طور جمعي به ضيافت خدا وارد كرده و خودشان را تصفيه كرده بودند زير بار ظلم نمي رفتند زيرا زير بار ظلم رفتن و ظلم كردن هر دو به خاطر عدم تزكيه نفس است . اگر همه ملت ها تزكيه بشوند همين دنيا بهشت آن ها است و تمام گرفتاري ها از بين مي رود