
« سنت ها از ديدگاه قرآن » اثري است ارزشمند كه توسط
حجت الاسلام والمسلمين مسيح مهاجري تحقيق و تدوين يافته و به
جويندگان معارف اصيل قرآني ارائه گرديده است . در اين كتاب كه هم
براي بهره وري عموم افراد جامعه و هم براي اساتيد و دانشجويان مفيد
و ارزنده و زمينه ساز تعمق در ابعاد مختلف موضوع مزبور مي باشد
كنكاش و بررسي را با مفهوم شناسي واژه « سنت » آغاز مي كند و به اين
نتيجه گيري مي رسد كه سنت به معناي طريقه و روش يا قانون مستمر
است و سنت هاي الهي قابل تغيير و تبديل نيستند و نيز ممكن است
برخي از سنت ها بر برخي ديگر حاكم باشند. سپس به تقسيم بندي كلي
سنت ها به « سنت هاي مطلق » و « سنت هاي مقيد » مي پردازد و پس از
عبور از اين مباحث مقدماتي
مراحل بعدي تحقيق و پژوهش را در سه
فصل و تحت عناوين سنت هاي مطلق يا بنيادي
سنت هاي مربوط به
مومنين
و سنت هاي مربوط به گمراهان طي مي نمايد.
سنت هدايت فطري
سنت عرض امانت
سنت تبشير و انذار
سنت
عمل ها و عكس العمل ها
سنت سلطه خداپرستان بر جهان
سنت عزت
مومنين
سنت اتمام حجت و سنت مهلت يا استدراج
از جمله
موضوعاتي است كه در فصول سه گانه اين كتاب به فحص و تعمق
گذاشته شده است . اين اثر در سال 1361 به زيور طبع آراسته گرديده و
به بازار نشر راه يافته است .
نويسنده در مقدمه اي كه بر اين اثر مي نگارد
درباره ضرورت اين
تحقيق و محتواي كتاب توضيح مي دهد :
« نوشته حاضر
محصول تحقيقاتي است كه در زمينه آيات قرآني
مربوط به سنت هاي بعمل آمده و اكنون در اختيار علاقمندان قرار
ميگيرد.
بحث سنت ها از جمله بحث هاي بسيار مفيد و ارزشمند قرآني است
كه دامنه اي وسيع و گسترده دارد و بجا است صاحبنظران و انديشمندان
آشنا با قرآن كريم در اين زمينه كار بيشتري انجام دهند و گامهاي بلندتر
بردارند.
آنچه در اين نوشته آمده
زمينه اي است براي انديشيدن بيشتر و
بررسي عميقتري كه لازم است در اين بحث بعمل آيد. بدين معني كه
محتواي اين كتاب افقي را در برابر خواننده ميگشايد كه به او امكان
ميدهد چشم انداز وسيعي از ميدان بحث سنت ها را مشاهده كند و اگر
اهل تحقيق و فحص باشد به سرچشمه هائي از معارف سعادت بخش
قرآن كريم دست يابد.
مطالب اين كتاب
ابتدا بعنوان يادداشت هائي كه ميتواند راه را براي
تحقيقات گسترده اي در زمينه سنت هاي الهي هموار سازد تهيه شده بود.
لكن پس از آنكه در پائيز 1360 اين يادداشت ها به همان شكل ابتدائي
در صفحه ايدئولوژي روزنامه جمهوري اسلامي به چاپ رسيد
تعدادي از دوستان پيشنهاد كردند همراه با اضافات و اصلاحاتي
بصورت يك كتاب چاپ شود و در اختيار اهل تحقيق قرار گيرد. اين
پيشنهاد بدان اميد از سوي اينجانب پذيرفته شد كه اين يادداشت ها
كمكي باشد به كساني كه مايل هستند و ميتوانند وقت بيشتري صرف اين
مبحث بسيار مفيد قرآني كنند و گامهاي بعدي را در تكميل آن بردارند.
بخصوص كه در دانشگاههاي ما از اين پس به بركت انقلاب اسلامي
توجه به معارف قرآني جايگاه والائي خواهد داشت و اين كتاب ميتواند
كار اساتيد و دانشجويان را در پژوهشهائي كه ميخواهند در مبحث
سنتهاي الهي داشته باشند آسان كند. از سوي ديگر
با توجه به اينكه در
اين تحقيقات شيوه جديدي از تفسير موضوعي قرآن كريم ارائه شده
است
كتاب حاضر ميتواند بعنوان الگوئي عملي براي چگونگي برخورد
با مباحث قرآني مورد استفاده اهل تحقيق قرار گيرد.
در اين كتاب
ابتدا معناي « سنت » مورد بررسي قرار گرفته و سپس
« سنت هاي مطلق يا بنيادي »
« سنت هاي مربوط به مومنين »
« سنت هاي
مربوط به گمراهان » و « سنت هاي مانع » در سه فصل جداگانه معرفي
شده اند. ضمنا در كنار استخراج سنت ها از لابلاي آيات قرآني
در موارد
لازم به بحث هاي جنبي در مورد آيات نيز پرداخته شده كه بر ارزش اين
تحقيقات افزوده است .
از جمله مراحلي كه ميتواند در غني تر شدن تحقيقات ارائه شده در
اين كتاب (مبحث سنت ها) موثر باشد
تعيين جايگاه هر يك از
سنت هاي الهي و مشخص شدن سنت هاي حاكم و سنت هاي محكوم
ميباشد. اين كار ميتواند با تنظيم سنت هائي كه از آيات قرآني استخراج
شده و بطور مشخص معرفي گرديده اند
انجام گيرد. بديهي است اين كار
صرفا از عهده كساني برميايد كه از علم تفسير قرآن كريم بهره كافي
داشته باشند. »
از ميان موضوعات مختلف اين اثر
« سنت عرض امانت » را
برمي گزينيم و از نظر خوانندگان گرامي مي گذرانيم .
سنت عرض امانت
احزاب 72 و 73 : انا عرضنا الامانه علي السموات والارض و الجبال
فابين ان يحملنها و اشفقن منها و حملها الانسان انه كان ظلوما جهولا.
ليعذب الله المنافقين و المنافقات والمشركين و المشركات و يتوب الله
علي المومنين و المومنات و كان الله غفورا رحيما.
ما بر آسمانها و زمين و كوههاي عالم عرض امانت كرديم
همه از
تحمل آن امتناع ورزيده و انديشه كردند تا انسان پذيرفت و انسان هم
بسيار ستمكار و نادان بود. اين عرض امانت براي اين بود كه خدا مرد و
زن منافق و مرد و زن مشرك همه را به قهر و عذاب
گرفتار كند و از مرد
و زن مومن درگذرد كه خدا بسيار آمرزنده و مهربانست .
درباره اينكه « امانت » چيست و مقصود از عرضه آن به آسمانها و
زمين و كوهها چه ميباشد
انظار مختلف است .
يك نظر اينست كه « امانت » تكليف است
و مقصود از عرضه آن به
آسمان و زمين و كوه و ابا آنها از پذيرش آن
عدم استعداد آنها براي
پذيرش تكليف است . اما انسان چون استعدادپذيرش تكليف را دارد اين
« امانت » را پذيرفت .
نظر ديگر اينست كه « امانت » عقل است كه ملاك تكليف است .
نظر ديگر اينست كه « امانت » كلمه طيبه « لااله الاالله » است .
نظر ديگر اينست كه « امانت » عبارت است از اعضا بدن انسان كه
انسان موظف است آنها را حفظ كند و در راهي كه رضاي خدا در آنست
از آنها استفاده نمايد.
نظر ديگر اينست كه « امانت » همان امانت مصطلح ميان مردم است
چه مالي و چه قولي .
نظر ديگر اينست كه « امانت » يعني شناخت خدا و معرفت به حق او.
نظر ديگر اينست كه « امانت » يعني ولايت الهي . و مقصود از ولايت
الهي كمال صفت بندگي است كه از شناخت خدا و عمل صالح با عدالت
حاصل ميشود.
درباره « عرضه امانت » هم نظرها مختلف است . برخي گفته اند
عرضه به همان معناي واقعي است ولي مقصود از سماوات و زمين و
كوهها
اهل آنها است نه خود آنها.
برخي ديگر گفته اند معناي حقيقي عرضه مراد است لكن به اين
صورت كه خداوند اين اجرام را با شعور آفريد و به آنها فرمود : من
فريضه اي را مقرر داشته ام و براي كسانيكه مرا در آن اطاعت كند بهشت
و براي كسي كه اطاعت نكند جهنم را آفريده ام . آنها گفتند
تحت تسخير
توئيم تا به غرضي كه ما را براي آن آفريده اي وافي باشيم ولي قدرت
تحمل فريضه را نداريم و در انتظار پاداشي هم نيستيم . اما وقتي آدم در
ابتداي آفرينشش با اين پيشنهاد روبرو شد آنرا پذيرفت .
عده اي گفته اند مقصود از عرضه
مقايسه است . يعني وقتي خداوند
اين امانت را با آسمانها و زمين و كوهها به مقايسه گرفت
امانت از آنها
ارجح و اثقل بود.
گروهي نيز گفته اند آيه درصدد بيان اينست كه : اگر خداوند به
آسمانها و زمين و كوهها شعور ميداد و اين امانت را به آنها عرضه
ميفرمود
آنها از پذيرش آن خودداري مي كردند در حاليكه انسان آنرا
پذيرفت .
اكنون خوبست براي اينكه در درك صحيح تر آيه توفيق بيشتري
داشته باشيم به نكته هائي از آن توجه بيشتري بنمائيم .
يكي از اين نكات اينست كه : باتوجه به آيه دوم
يعني آيه 73
احزاب
كه بيان كننده نتيجه پذيرش امانت و كيفيت رفتار با آنست
روشن ميشود كه « امانت » موردنظر چيزي است كه حفظ و نگهداري و
عمل به مقتضاي آن موجب رستگاري است و تخلف از عمل به مقتضاي
آن عقاب ميباشد « ليعذب الله المنافقين و المنافقات و المشركين و
المشركات و يتوب الله علي المومنين والمومنات » .
بنابراين
اگر « امانت » را به دين يا تكليف يا عقل تفسير كنيم ظاهرا
تفسير درستي است . زيرا دين و تكليف است كه عمل بر طبق آن موجب
كمال و رستگاري و تخلف از آن موجب شقاوت است
و عقل هم كه
ملاك تكليف است .
نكته ديگر اينست كه ظلوم و جهول دوصفتي كه براي انسان در اين
آيه شريفه آمده اند هر دو مانند « طهور » مفيد شانيت متعلق خود براي
مفاد خود ميباشند. ما طهور يعني آبي كه شانيت پاك كردن را دارد.
انسان ظلوم يعني موجودي كه شانيت ظلم در او هست ; انسان جهول
يعني موجودي كه قابليت جهل در او وجود دارد.
اما اشيائي مانند آسمان و زمين و كوه داراي چنين خصوصيتي
نيستند. يعني كوه قابليت ظلم و جهل را ندارد. انسان ميتواند ظالم و
جاهل باشد زيرا ميتواند عادل و عالم باشد ولي كوه و زمين نمي تواند
عادل و جاهل يا عالم و ظالم باشند.
اين نشان مي دهد كه مقصود از « عدم پذيرش امانت » . همان عدم
استعداد است
يعني آسمانها و زمين و كوهها استعداد و آمادگي و زمينه
پذيرش و تحمل اين امانت را نداشتند ولي انسان چنين استعدادي را
داشت و آن را پذيرفت .
در تفسير شريف الميزان
امانت به « ولايت الهي » با كمال صفت
عبوديت تفسير شده كه از شناخت خدا و عمل صالح يا علم و عدل كه
نقطه مقابل جهل و ظلم مذكور در آيه شريفه هستند حاصل مي شود.
نسبت ميان « تكليف » و « ولايت الهي » بمعنائي كه ذكر شد
نسبت
ميان مقدمه و ذي المقدمه است . تكليف مقدمه است براي حصول
ولايت الهي يا كمال صفت عبوديت . از طرف ديگر
در آيه شريفه مورد
بحث از امانت بعنوان چيزي كه به انسان سپرده شده تا او بخواست خود
به مقتضاي آن يا برخلاف مقتضاي آن عمل كند و بر طبق عمل خود كيفر
شود (...ليعذب الله المنافقين و المنافقات والمشركين و المشركات و
يتوب الله علي المومنين و المومنات ...) سخن گفته ميشود. ميدانيم كه
عمل به مقتضاي تكليف است كه انسان را به مقام كمال صفت عبوديت
ميرساند. بنابراين بهتر است امانت را « تكليف » معني كنيم نه ولايت
الهي .
در برخي روايات
امانت به ولايت اميرالمومنين (ع ) و همچنين در
روايتي از خود آن حضرت به « صلوه » معني شده است
كه قابل حمل بر
تكليف مي باشد.
اين سنت
نشان مي دهد بشر استعداد تحمل تكليف و رسيدن به
مقام قرب حق را دارد. به همين جهت خداوند سنت ديگري را مقرر
فرموده است بنام سنت تبشير و انذار كه سنت هدايت است .
اين اثر
كنكاش و بررسي را با مفهوم شناسي واژه
« سنت » آغاز مي كند و سپس با تقسيم بندي كلي سنت ها به
« سنت هاي مطلق » و « سنت هاي مقيد » از مباحث مقدماتي
عبور مي كند و مراحل بعدي تحقيق و پژوهش را در سه فصل
و تحت عناوين سنت هاي مطلق يا بنيادي
سنت هاي مربوط
به مومنين
و سنت هاي مربوط به گمراهان طي
مي نمايد
كتاب « سنت ها از ديدگاه قرآن » هم براي بهره وري عموم
افراد جامعه و هم براي اساتيد و دانشجويان مفيد و ارزنده
و زمينه ساز تعمق در ابعاد مختلف موضوع مورد فحص و
پژوهش مي باشد

*****
اراده و تصميم
|
حضرت علي (ع ) :
تصميم قوي از دورانديشي است .
كارهاي لهو و بيهوده
تصميمات جدي را تباه مي سازد.
هرگاه بر كارهاي خير تصميم گرفتيد به سوي آنها برويد.
هرگاه تصميم كاري گرفتي
مشورت كن .
هرگاه اراده با دورانديشي توام گردد
سعادت و نيكبختي كامل شود.
پيش از آن كه به كاري تصميم بگيري بينديش و پيش از اقدام به آن
مشورت
نما و قبل از هجوم به كار تدبير و سياستگذاري كن .
اساس اراده
دورانديشي و نتيجه آن پيروزي است .
قبل از آن كه اراده كني
مشورت نما و پيش از آن كه قدم در كار بنهي
فكر
كن .
باعزم و اراده به جنگ سستي و بي حالي برويد.
خداوند سبحان شناخته شود به درهم شكستن تصميمها و باز شدن گره ها و
برطرف كردن گرفتاريها از كسي كه قصدش را خالص كرده است .
اراده انسان به اندازه نظر و راي اوست .
اراده خوب
آتش بدي را خاموش مي كند.
اراده آدم زيرك و كوشش او صرف اصلاح قيامت و افزايش زاد و توشه اش
گردد.
كسي كه عزم و اراده اش بد باشد تير (خلافش ) به خودش بازگردد.
به كاري كه در آن راه رشد و هدايت نيست
تصميم نگير.
در اراده اي كه بدون دورانديشي باشد
خيري نيست .
كلمه « لااله الاالله » تصميم به ايمان و گشودن در احسان و سبب خشنودي
خداوند رحمان و راندن شيطان است .

| |