روزنامه جمهوري اسلامي 26/07/1385 صفحه كتاب و كتابخواني

  • قرآن در سيره و كلام پيامبر اعظم
  • توحيد فتوا
  • *****
    قرآن در سيره و كلام پيامبر اعظم




  • موسسه فرهنگي قدر ولايت كتاب « قرآن در سيره و كلام پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله » را تدوين و منتشر كرده است . در بخشي از فصل دوم كتاب مذكور سخنان رسول اكرم پيرامون قرآن به شرح زير نقل شده است :
    جايگاه قرآن در هدايت
    12 ـ در زيستن خيري نيست مگر براي شنونده فهميده يا داناي گويا . اي مردم ! شما در زمان آرامش و صلح هستيد و شما را به شتاب مي برند. شاهديد كه (گذر) شب و روز هر نوي را كهنه مي كند و هر دوري را نزديك مي گرداند و هر وعده اي را به سر مي آورد پس . براي ميدان مسابقه دور و درازي كه در پيش داريد آماده كوشش گرديد.
    مقداد عرض كرد : اي پيامبر خدا! آرامش و صلح يعني چه فرمود : (دنيا سراي ) آزمايش و سپري شدن است . پس هر گاه كارها همچون پاره هاي شب تار بر شما مشتبه و مبهم گشت به قرآن روي آوريد. كه آن شفيعي است كه شفاعتش پذيرفته است و شاكي و خصمي است كه شكايتش قبول مي شود. هر كه آن را فرا پيش خود قرار دهد او را به سوي بهشت كشاند و هر كه پشت سر خود قرارش دهد. او را به دوزخ كشاند. قرآن راهنماي به سوي بهترين راه است . جدا كننده (ميان حق و باطل ) است و شوخي نيست . ظاهري دارد و باطني . ظاهرش حكم و دستور است و باطنش دانشي ژرف . شگفتيهاي دريايش بي شمار است و دانايانش از آن سير نمي شوند. قرآن ريسمان محكم خداست قرآن راه راست است ... در قرآن است چراغهاي هدايت و پرتوگاههاي حكمت و قرآن راهنماي به حجت و برهان است .
    13 ـ هر آينه اين قرآن نور آشكار و مبين است و ريسمان استوار ومتين و دستگيره محكم و پايگاه بلند و شفا دهنده ترين شفا و بزرگترين فضيلت و برترين سعادت .
    هر كه از آن خواستار روشني شود. خدا او را نوراني كند.
    هر كه كارهاي خود را بر طبق آن انجام دهد خدا او را از لغزش نگاه مي دارد.
    هر كه چنگ در قرآن زند خدا او را نجات مي دهد.
    هر كه از احكام آن جدا نشود (بر طبق احكام قرآن عمل نمايد) خدا مقام بلند به او مي بخشد.
    هر كه از آن شفا جويد خدا او را شفا دهد.
    هر كس آن را بر غير آن برگزيند خدا او را به راه راست مي رساند.
    هر كه خواستار راهنمايي از غير آن باشد خدا او را گمراه مي كند.
    هر كه آن را ميزان ظاهر ظاهر و باطن خود قراردهد خدا او را خوشبخت مي كند.
    و هر كس آن را پيشواي خود گيرد وآخرين پناهگاه خود سازد خدا او را به بهشت نعيم و زندگي سليم مي رساند. و به همين جهت بود كه خدا فرمود : « وهدي » يعني اين قرآن هدايت است و راهنمائي ; و « بشري للمومنين » . يعني مژده و بشارتي براي مومنان است در آخرت .
    14 ـ اما بعد اي مردم ! من بشري هستم كه نزديك است فرستاده خدا پيش من آيد و دعوت او را اجابت كنم .
    دو چيز گرانقدر را ميان شما مي گذارم يكي كتاب خداوند كه در آن هدايت و نور است ; و هر كس بدان چنگ زند و آن را فرا راه خود قرار دهد. قرين نجات و هدايت است و هر كس آن را رها كند گمراه مي شود. كتاب خدا را بگيريد و بدان چنگ زنيد. دوم خانواده من ; درباره خانواده ام خدا را به ياد شما مي آورم درباره خانواده ام خدا را به ياد شما مي آورم .
    15 ـ امام علي (ع ) : از پيامبر(ص ) شنيدم كه گفت : جبرئيل نزد من آمد و گفت : اي محمد! در امت تو فتنه اي برپا خواهد شد. گفتم : راه بيرون رفتن از آن فتنه چگونه است گفت : كتاب خدالله هر كه خواستار راهيابي از غير آن شود خدا او را گمراه خواهد كرد... و آن ريسمان محكم خدا و ذكر حكيم و صراط مستقيم است . كه هواها سبب كجي آن نمي شود و زبانها سبب اشتباه شدن آن نيست و با تكرار كهنه نمي شود و شگفتيهاي آن پايان نمي پذيرد. و علما از آن سير نمي شدند... »
    توصيه درباره قرآن و عترت
    16 ـ پيامبر(ص ) در مرضي كه با آن از دنيا رفت خطاب به اصحاب كه در اطاق او كنار بسترش جمع شده بودند; فرمود :
    اي مردم ! نزديك است كه بسرعت جانم گرفته شود و از ميان شما بروم . به شما چيزي مي گويم كه عذر من باشد نزد شما : آگاه باشيد كه من در ميان شما كتاب پروردگارم و عترتم يعني اهل بيتم را از خود باقي مي گذارم . سپس دست علي (ع ) را گرفت و آن را بلند كرد و فرمود :
    اين علي ; با قرآن است و قرآن با علي است دو جانشين بصير من تازماني كه بر سر حوض (در قيامت ) بر من وارد شوند از يكديگر جدا نخواهند شد. و من از آنها خواهم پرسيد كه چه رفتاري با آنها كرده ايد!
    قرآن برتر از هر چيز
    17 ـ اي مردم ! شما در زمان صلح و آرامش هستيد و بر مركب سفر سواريد و شتابان شما را به پيش مي برد. شاهد بوده ايد كه شب و روز و خورشيد و ماه هر نوي را كهنه مي كنند. و هر دوري را نزديك مي گرداند و هر وعده و وعيدي را به انجام مي رسانند. پس براي پيمودن اين صحراي دور و دراز; زاد و توشه فراهم آوريد.
    مقداد بن اسود كندي برخاست و عرض كرد : اي رسول خدا! مي فرماييد چه كنيم فرمود : دنيا سراي بلا و ابتلا و و به سر آمدن و نيست شدن است . پس هر گاه كارها همچون پاره هاي شب تار بر شما تاريك و شبهه ناك شد به قرآن روي آوريد; زيرا قرآن شفيعي است كه شفاعتش پذيرفته است و شاكي و خصمي است كه شكايتش قبول مي شود. هر كه قرآن را فرا پيش خود قرار دهد او را به سوي بهشت كشاند و هر كه آن را پشت سر خويش نهد به سوي دوزخش كشاند. قرآن راهنمايي است كه راه را نشان مي دهد قرآن كتاب تفصيل و روشنگري و تحصيل (حقايق ) است . جدا كننده ميان حق و باطل است . و شوخي بردار نيست . ظاهري دارد و باطني . ظاهرش حكم و دستور خداست و باطنش مرزها دارد و مرزهايش مرزها دارد. شگفتيهايش بي شمار است . و عجايب و غرايبش كهنه و تمام نمي شود. چراغهاي هدايت و پرتوگاههاي حكمت در قرآن است . براي كسي كه انصاف داشته باشد راهنماي به سوي معرفت وشناخت است . پس بايد آدمي با دقت نظر كند و انصاف را پيش چشمش آرد تا از هلاكت رهايي يابد و از تنگنا به در آيد; زيرا كه انديشيدن مايه حيات دل شخص بينا و با بصيرت است همچنان كه آدمي به نور چراغ در تاريكيها راه مي پيمايد و نيكو مي رهد و كم (در شبهات و تاريكيها) منتظر مي ماند.
    18 ـ فضل قرآن بر سخنان ديگر همچون فضل و برتري خدا بر آفريدگان است .
    19 ـ قرآن از همه چيز جد خدا برتر است ; پس هر كه قرآن را پاس دارد خدا را پاس داشته است و هر كه قرآن را پاس ندارد احترام خدا را سبك شمرده است .
    20 ـ هر كس خدا; قرآن به او عطا كند و چنان تصور كند كه به كسي چيزي برتر از آن عطا شده است بزرگي را كوچك و كوچكي را بزرگ كرده است .
    قرآن سفره ضيافت خدا
    21 ـ قرآن كتاب تفصيل است و بيان و تحقيق .
    22 ـ چون به رسول خدا(ص ) گفته شد : بزودي امت تو گرفتار فتنه خواهد شد (پس پرسيدند) راه خلاص از آن چيست فرمود : كتاب گرامي خدا همان كه باطل نه از پيش رو و نه از پشت سرش بدو راه نيابد فرود آمده از سوي حكيمي ستوده است . هر كه علم را در جز قرآن بجويد خداوند گمراهش كند.
    23 ـ بر شما باد به قرآن آن را پيشوا و فرمانده خود كنيد .
    24 ـ نيكوترين سخن كتاب خداست و بهترين روش روش محمد(ص ) است . و بدترين امور (در دين ) بدعتهاست .
    راست ترين گفتار و رساترين اندرز و بهترين داستان كتاب خداست برتري قرآن بر ديگر سخنان همچون برتري خدا بر خلق خود است .
    قرآن داروست .
    قرآن ثروتي است كه بدون آن توانگري نباشد; و با وجود آن فقيري نيست . به هر كس (نعمت دانستن ) قرآن داده شود و با اين حال گمان كند كه به ديگري نعمتي بالاتر و بيشتر از اين نعمت او داده شده است ; بي گمان كوچكي را بزرگ شمرده و بزرگي را كوچك .
    هر كه خواهان علم پيشينيان و آيندگان از اول تا به آخر دنيا است در قرآن كاوش و تامل كند.
    25 ـ اين قرآن سفره ضيافت خداست پس تا مي توانيد از سفره ضيافت او فرا گيريد.
    26 ـ القرآن هو الدوا قرآن دواست .
    27 ـ القرآن غني لا فقر بعده و لا غني دونه .
    قرآن غنايي است كه پس از آن فقري نيست و غنايي جز آن نيست .
    28 ـ قرآن را بخوانيد زيرا خداوند دلي را كه قرآن را دريافته معذب نمي كند.
    29 ـ قرآن را درست بخوانيد و در جستجوي شگفتيهاي آن باشيد .
    30 ـ سوره هاي بلند به جاي تورات به من داده شده و سوره هاي صدگانه به جاي انجيل و سوره هاي حمد به جاي زبور و سوره هاي مفصل نيز مايه برتري من است كه شصت و هشت سوره است و قرآن خود گواه كتابهاي آسماني است و مشرف وبالاتر از آنها.
    گوش دادن به قرآن
    124 ـ هان ! هر كه مشتاق خداست پس به كلام خدا گوش دهد .
    125 ـ هر كه يك آيه از قرآن گوش كند برايش بهتر از ثبيري از طلاست ; ثبير نام كوه بزرگي در يمن است .
    126 ـ از قاري قرآن بلاي دنيا دور مي شود و از شنونده قران بلاي آخرت .
    127 ـ هر كه به يك آيه از كتاب خدا گوش دهد برايش ثوابي دو چندان نوشته شود و هر كه يك آيه از كتاب خدا تلاوت كند روز قيامت آن آيه نوري براي او باشد.
    ظاهر و باطن قرآن و تفسير آن
    128 ـ خداي عزوجل هيچ آيه اي نازل نكرد مگر اين كه آن را ظاهري است و باطني و هر حرفي حدي است و هر حدي مقطعي .
    پرهيز از تفسير به راي
    129 ـ به من ايمان نياورده است كسي كه سخن مرا بر اساس راي خودش تفسير كند.
    130 ـ هر كه ندانسته درباره قرآن سخن بگويد جايگاهش آتش است .
    131 ـ هركه در قرآن مطابق نظر خود سخن بگويد و سخنش درست هم باشد باز خطا كرده است .
    132 ـ هر كه در باب قرآن ندانسته چيزي بگويد روز قيامت در حالي آورده شود كه لگامي از آتش بر او زده شده است .
    رسول اكرم :
    هر آينه اين قرآن نور آشكار و مبين است و ريسمان استوار و متين و دستگيره محكم و پايگاه بلند و شفادهنده ترين شفا و بزرگترين فضيلت و برترين سعادت .
    هر كه از آن خواستار روشني شود خدا او را نوراني كند.
    هر كه كارهاي خود را بر طبق قرآن انجام دهد خدا او را از لغزش نگاه مي دارد.
    هر كه چنگ در قرآن زند خدا او را نجات مي دهد.
    هر كه از احكام آن جدا نشود (بر طبق احكام قرآن عمل نمايد) خدا مقام بلند به او مي بخشد.
    هر كه از آن شفا جويد خدا او را شفا دهد.
    هر كس آن را بر غير آن برگزيند خدا او را به راه راست مي رساند.
    هر كه خواستار راهنمايي از غير آن باشد خدا او را گمراه مي كند.
    هر كه آن را ميزان ظاهر و باطن خود قرار دهد خدا او را خوشبخت مي كند.
    و هر كس آن را پيشواي خود گيرد و آخرين پناهگاه خود سازد خدا او را به بهشت نعيم و زندگي سليم مي رساند.
    رسول اكرم :
    اي مردم ! من بشري هستم كه نزديك است فرستاده خدا پيش من آيد و دعوت او را اجابت كنم . دو چيز گرانقدر را ميان شما مي گذارم يكي كتاب خداوند كه در آن هدايت و نور است ; و هر كس بدان چنگ زند و آن را فراراه خود قرار دهد قرين نجات و هدايت است و هر كس آن را رها كند گمراه مي شود. كتاب خدا بگيريد و بدان چنگ زنيد. دوم خانواده من ; درباره خانواده ام خدا را به ياد شما مي آورم درباره خانواده ام خدا را به ياد شما مي آورم
    رسول اكرم :
    قرآن از همه چيز جز خدا برتر است ; پس هر كه قرآن را پاس دارد. خدا را پاس داشته است و هر كه قرآن را پاس ندارد احترام خدا را سبك شمرده است

  • *****
    توحيد فتوا




  • كتاب « توحيد فتوا » را سيدمحمد رضا طباطبايي نوشته وانتشارات اطلاعات آن را در 132 صفحه منتشر كرده است . در فهرست مطالب كتاب مذكور عناوين زير ديده مي شود : بناي عقلا تنها پشتوانه فتوا جايگاه فتوا در علم اصول فتواي جمعي قدر متقين حجيت تكثر فتوا و مشكل حجيت در نظام اسلامي پويايي فقه شيعه اكثريت در اسلام و عناوين متعدد ديگر.
    در صفحاتي از اين كتاب چنين مي خوانيم :
    نظام اسلامي زمينه ساز هماهنگي
    تعدد مرجعيت و مرجعيت فردي در نظام اسلامي به اين مي ماند كه هر سرهنگي از يك لشكر با هنگ خود به گوشه اي ازكشور برود و همان جا آماده جنگيدن با دشمنان كشور و نظام باشد. آيا باوركردني است كه اين هنگ هاي پراكنده و جدا از هم بتوانند از پس دشمني كه با سپاهي هماهنگ و با ساز و برگ فراوان به جنگ آمده است برآيند !
    فتواي فردي و انفرادي فقيهان دامت بركاتهم در روزگار كنوني كه به لطف خدا جمهوري اسلامي برپاست درچارچوب « بناي عقلا » قرار نمي گيرد و با اين فرض حجيت آن ـ از آن رو كه حجيت فتوا پشتوانه اي جز بناي عقلا ندارد ـ مشكوك خواهدبود و علما در علم اصول بر اين عقيده اند كه مشكوك الحجيه محكوم به عدم حجيت است (دقت كنيد) (... قل الله اذن لكم ام علي الله تفترون ).
    انديشمند بزرگ معاصر و تكثرفتوا
    راستي امروز جاي استاد شهيد آيت الله مطهري (قدس سره ) بسيار خالي است . او كه در آن روزهاي تنگ و تاريك آرزوي يكي شدن فتواهارا درسرمي پروراند و بسان شناگري كه رو در روي جريان آب شنا مي كند. گهگاه دراين باره چيزي مي نوشت بي شك اگر امروز بود بسيار به اين مطلب مي پرداخت و با قلم نرم و زبان گرم خود آن قدر در اين زمينه مي گفت و مي نوشت تا براي كسي راه گريزي باقي نماند.
    بياييد برگي از نوشته هاي ديروز اين استاد شهيد در اين باره را باهم بخوانيم و ببينيم كه وه نوشته او امروز هم تازه و خواندني است . او كه روحش شاد و يادش پايدار باد ـ مي گويد :
    « پيشنهاد ديگري هم دارم ... و آن موضوع همكاري و همفكري بين دانشمندان طراز اول و صاحبنظران هر رشته است . در دنياي امروز ديگر فكر فرد و عمل فرد ارزش ندارد. از تكروي كاري ساخته نيست . علما و دانشمندان هر رشته دايما مشغول تبادل نظر با يكديگرند... حتي علماي قاره اي با علماي قاره ديگر همفكري و همكاري مي كنند. و در نتيجه اين همكاري ها و همفكري ها و تبادل نظرها بين طراز اول ها اگر نظريه مفيد و صحيحي پيدا شود زودتر منتشر مي شودو جاباز مي كند و اگر نظريه باطلي پيدا شود زودتر بطلانش روشن مي شود و محو مي گردد و ديگر سال ها شاگردان آن صاحبنظر در اشتباه باقي نمي مانند. متاسفانه در ميان ما هنوز نه تقسيم كار و تخصص پيدا شده و نه همكاري و همفكري و بديهي است كه با اين وضع انتظار ترقي و حل مشكلات نمي توان داشت . راجع به مشاوره علمي و تبادل نظر هر چند به قدري واضح است كه احتياج به استدلال ندارد اما براي اين كه دانسته شود در خود اسلام اين پيشنهاد و دستورهاي مترقيانه هست به آيه اي از قرآن و به جمله اي از نهج البلاغه اشاره مي كنم . در خود قرآن در سوره مبارك شوروي مي فرمايد : (والذين استجابوالربهم و اقامواالصلوه و امرهم شوري بيهنم و مما رزقناهم ينفقون ).. و در نهج البلاغه مي فرمايد : و اعلمو ان عبادالله المستحفظين علمه يصونون مصونه و يفجرون عيونه يتواصلون بالولايه و يتلاقون بالمحبه و يتساقون بكاس رويه و يصدرون بريه ... اگر شوراي علمي در فقاهت پيدا شود و اصل تبادل نظر به طور كامل جامه عمل بپوشد گذشته از ترقي و تكاملي كه در فقه پيدامي شود بسياري از اختلاف فتواها از بين مي رود. چاره اي نيست اگر مدعي هستيم كه فقه ما نيز يكي از علوم واقعي دنياست بايد از اسلوب هايي كه در سايرعلوم پيروي مي شود پيروي كنيم اگر پيروي نكنيم معنايش اين است كه از رديف علوم خارج است » .