روزنامه جمهوري اسلامي 26/07/1385 صفحه سياسي
*****
موجوديت « مسجدالاقصي » در خطر است




  • اشاره :
    « به جبل الهيكل » آمده ايم تا براي هميشه بمانيم »
    اين جمله را « شلمون بن عامي » دستيار وزير خارجه وقت رژيم اسرائيل در مورخه بيستم سپتامبر 2000 (29 شهريور 1379 ) يعني يك هفته قبل از آغاز انتفاضه الاقصي (ششم مهر ماه 1379 ) به زبان آورده است . اين سخن كه تا حد زيادي نيات رژيم صهيونيستي را درباره قدس و آينده بيت المقدس نشان مي دهد هم اكنون بواسطه ايجاد و گسترش شهرك هاي يهودي نشين در مناطق حاشيه اي مسجدالاقصي و احداث ديوار حايل ميان شهرك هاي يهودي نشين و منطقه هاي فلسطيني نشين در جريان است .
    از طرف ديگر اين اظهارات همچنين نشانگر وجود حجم بزرگي از اقدامات منفعلانه و ناموفق تل آويو و جناح هاي سازشكار فلسطيني است كه با هدف يافتن راه حلي براي مشكل حاكميت بر مسجدالاقصي و اماكن مقدسه آن صورت گرفته است . در اين ميان طرح هايي چون « كمپ ديويد » و « پيمان اسلو » عليرغم برخورداري از حمايت هاي سازمان هاي بين المللي و منطقه اي و نيز پشتيباني قدرت هاي بزرگ اما تنها بدليل عدم پذيرش از سوي ملت فلسطين با شكست روبرو شده اند و بدينوسيله تمامي بافته هاي ظالمانه صهيونيست ها رشته شد. اما آنچه اين روزها در صحنه سياسي فلسطين مي گذرد و دولت منتخب حماس را هدف قرار داده است همداستاني جناح وابسته و تندروي جنبش فتح به سركردگي محمود عباس با رژيم صهيونيستي و دولت آمريكا براي اجرايي نمودن طرح ساقط كردن دولت حماس است . براساس اين طرح كه مي توان آن را « اسلوي جديد » نامگذاري كرد حماس براي پذيرش موجوديت اسرائيل به پايتختي قدس بشدت تحت فشار مضاعف داخلي و خارجي قرار گرفته است .
    مطلب پيش روي به برنامه هاي مدون رژيم صهيونيستي جهت تخريب مسجدالاقصي بواسطه تغيير بافت جمعيتي و فرهنگي و ايجاد شهرك هاي يهودي نشين كه سالهاست توسط احزاب حاكم بر دولت اسرائيل دنبال مي شود و نيز جابجايي فلسطيني ها در مناطق حاشيه اي آن پرداخته است .
    خطر بزرگ
    مسجد مبارك الاقصي هم اكنون وضعيتي ويژه و خطرناك و حساس دارد همان گونه كه بسياري هم گفته اند وضعيت هر لحظه آماده انفجار است زيرا مسجد مبارك الاقصي كه از احترام زيادي در ميان مسلمانان و فلسطينيان برخوردار است هم اكنون با خطرات زياد و توطئه اي بزرگ از سوي موسسه رسمي و گروهك هاي تندروي صهيونيست مواجه است .
    مقامات صهيونيست هم اكنون و پس از نصب دوربين ها و تجهيزات پيشرفته (جاسوسي و مراقبت ) تلاش مي كنند كه سيطره خود را بر مسجد مبارك الاقصي تقويت كنند. در گذشته اين مسجد مبارك از نظر حاكميت يا اداره امور داخلي و حراست از آن تحت سيطره فلسطينيان بود اما « اسرائيل » در سايه مذاكرات درباره اين مسجد و قدس از آن بيم دارد كه اين وضعيت كاملا به زيانش تمام شود زيرا آنها اين محل را « كوه معبد » مي خوانند و طرح هاي زيادي براي سيطره بر مسجد الاقصي تهيه كرده اند كه ساخت نمازخانه اي كوچك در نزديكي « باب الاسباط » در زمان كابينه باراك از آن جمله است . پس از آن هم طرحي آلماني براي جدا ساختن منطقه شرقي از باب الاسباط تا « مصلاي مرواني » به وسيله ديواري با شيشه هاي ضد گلوله مطرح شد تا اين مكان نمازخانه يهوديان باشد. آنها همچنين تلاش كرده اند مصلاي مرواني را به نمازخانه يهوديان تبديل كنند.
    گروهي ديگر از صهيونيست ها نيز پيشنهاد كرده اند كه معبدي موقت در نزديكي « باب المغاربه » در بخش جنوب غربي مسجدالاقصي به جاي معبد اصلي ساخته شود. موسسه رسمي هم در تهيه و اعلام برخي از اين طرح ها دست دارد زيرا آنها مسجدالاقصي را به رسميت نمي شناسند و اين محل را « كوه معبد » مي خوانند.
    گروهك هاي تندرويي هم هستند كه در انديشه تخريب مسجدالاقصي هستند. آنها از توانايي عملي چنين كاري هم برخوردارند زيرا شمار زيادي از آنها در ارتش رژيم صهيونيستي نشين عضو هستند. سرپيچي گروه زيادي از نظاميان صهيونيست از اوامر مربوط به تخليه شهرك هاي صهيونيست نشين نشان از قدرت آنان دارد. شهرك نشينان صهيونيست جزوي از اين گروه ها و مسلح هستند. آنان همچنين در سازمان اطلاعات و امنيت رژيم صهيونيستي هم فعالانه حضور دارند و يكي از دلايل اين حضور را مي توان در جريان حادثه قتل را بين مشاهده كرد زيرا همه دلايل حكايت از آن دارد كه شاباك (سازمان امنيت واطلاعات اسرائيل ) در اين حادثه نقش داشته است و آن هم شهرك نشينان صهيونيست در اين سازمان امنيت نفوذ بسيار گسترده دارند.
    نبرد قدس
    از ماه ها قبل تهديدات يهوديان تندرو از جمله مخالفان عقب نشيني و موافقان ساخت سومين معبد كذايي در قدس شريف تكرار مي شود. اما آنها بخشي از اين طرح شيطاني خود را اجرا ساختند و تحت حمايت پليس صهيونيستي وارد حرم شريف شدند. نبايد اين اقدام به خاطر گراميداشت سي و هشتمين سالگرد اشغال قدس و يا تلاش « اسرائيل » براي يكپارچه كردن آن تفسير شود بلكه بايد گفت كه اين يورش در چارچوب برنامه تل آويو بر سر قدس و مفهوم واقعي و حقيقي عقب نشيني از نوار غزه صورت گرفته است . عقب نشيني در مقابل بلعيدن اراضي قدس و اشغال كامل آن و توسعه شهرك هاي صهيونيست نشين در كرانه باختري و تكه تكه كردن اين منطقه در واقع خمير مايه طرح عقب نشيني همين است و بس و همه اين حرف ها و تبليغات جز سناريويي بيش نيست و تنها هدف قدس است نه چيز ديگر.
    بخش هاي مختلف اين سناريو :
    تهيه طرح هايي براي تخريب 88 باب منزل در محله البستان در سلوان واقع در دروازه هاي قدس قديمي و سركوب و از بين بردن هزار فلسطيني ساكن آن به بهانه اين كه منازل آن ها بدون مجوز ساخته شده است . اكنون بولدوزرهاي صهيونيست ها براي اجراي بزرگترين عمليات تخريبي در شهر قدس از زمان اشغال اين شهر و با هدف احداث پارك موسوم به « هيكل » (معبد) آماده مي شوند و در واقع مي توان گفت كه اين اولين گام براي تخريب و نابودي كل سلوان است .
    ادامه ساخت ديوار حايل در ابوديس براي تكميل شدن اين سناريو
    توسعه مجتمع شهرك نشيني « معاليم ادوميم » كه قدس شرقي را از كرانه باختري جدا مي كند و همچنين ساخت منازل زياد و واحدهاي مسكوني در آن
    اختصاص 64 ميليون دلار براي طرح « توسعه قدس » : تل آويو اعلام كرده است كه اين طرح با هدف تحكيم و تثبيت سيطره « اسرائيل » بر اين شهر و تبديل آن به مهم ترين شهر صهيونيستي و قطب گردشگري و تلاش براي جذب سرمايه هاي خارجي صورت مي گيرد.
    همه اين اقدامات در حالي صورت مي گيرد كه سياست يهودي سازي بيت المقدس تحت عناوين و بهانه هاي مختلف از جمله امنيتي توسعه و حفظ آثار باستاني همچنان به قوت خود ادامه دارد. همچنين صهيونيست ها به اقدامات نژادپرستانه خود براي تكه تكه كردن مناطق مسكوني فلسطينيان و قطع ارتباط جغرافيايي آن ها با هم ادامه مي دهند و به كانون سازمان هاي يهودي مسئوول اجراي اوامر مقامات صهيونيست براي تخليه منازل فلسطينيان و احداث مناطق يهودي نشين در آن ها هستند و در آينده هم اين مناطق را به هم و بالاخره به مناطق بزرگ يهودي نشين وصل مي كنند.
    همه اين مسائل حقايقي هستند كه بر اين نكته دلالت دارند كه اسرائيلي ها در صدد رسيدن به صلح واقعي با فلسطينيان نيستند و اين گونه نيست كه عقب نشيني از نوار غزه با هدف رسيدن به اين صلح صورت مي گيرد. بلكه صهيونيست ها مي خواهند با اجراي اين طرح تمامي يهوديان افراطي را براي خدمت به اهداف شارون در تسريع سلطه بر قدس شريف قبل از مذاكرات نهايي تشويق و آن ها را وادار به چنين كاري كنند. بايد اين طرح ها را در ادامه سياست هاي از پيش طراحي شده شارون كه اجراي آنها از زمان ديدار شوم وي از مسجدالاقصي در سپتامبر 2000 ميلادي آغاز شد تفسير نمود; ديداري كه شعله هاي انتفاضه الاقصي را برافروخت و شارون هم هر چه در توان داشت از جمله قتل فلسطينيان و تخريب دارايي ها و منازل آن ها و احداث ديوار حايل انجام داد.
    اغراق نيست اگر بگوييم كه شارون با رساندن يهوديان تندرو به حرم مسجدالاقصي توانست گامي خطرناك و اساسي در نبرد قدس و در راستاي تحقق اهداف واقعي خود از اجراي طرح عقب نشيني از نوار غزه بردارد. وي در غفلت حكومت بوش كه اكنون تنها به تضمين عقب نشيني صهيونيست ها از نوار غزه مي انديشد اين گام را برداشت و حتي نسبت به هشدار بوش در جريان ديدار وي با محمود عباس نسبت به اقدامات يكجانبه كه بر مذاكرات نهايي تاثير منفي گذارد توجهي نكرد و خود را به فراموشي زد.
    اما شگفت اين كه دولت رژيم صهيونيستي در حالي دست به اين اقدامات مي زند كه حكام عرب در خوابي عميق فرو رفته اند; حكامي كه تنها دنباله رو بوش هستند به اين اميد كه وي آن ها را از عواقب نبرد آتي نجات دهد.
    جنبش يهوديان ضدصهيونيسم
    يهوديان ضد صهيونيسم پس از آنكه جنبش صهيونيسم در دوران معاصر توسط « هرتزل » پايه ريزي شد توانست يهوديان افراطي و خاخام هاي بنيادگرا را پيرامون خود جمع كرده براي رسيدن به اهداف خود از هيچ تلاشي فروگذار نكرد.
    اشتباهي كه متاسفانه اكثر ما به آن دچار مي شويم اين است كه صهيونيسم را با يهوديت يكي مي دانيم در حاليكه صهيونيسم يك جنبش كاملا نژادپرستانه و ناسيوناليستي است كه براي رسيدن به اهداف خود از يهوديت استفاده ابزاري مي كند. گواه اين ادعا اين است كه سازمانهاي مهم يهودي اروپاي غربي همچون « اتحاد جهاني اسراييل » در فرانسه و شعبه اتريشي آن يعني « اتحاد اسراييلي » و « جمعيت يهوديان لندن » با برنامه هاي هرتزل مخالفت كردند. بسياري از چهره هاي سرشناس يهودي نيز همگام با اين تشكل ها به مخالفت با صهيونيسم پرداختند. افرادي نظير آلبرت انيشتين مارتين بابر (فيلسوف اتريشي الاصل ) جودا ماگنز (موسس دانشگاه عربي بيت المقدس ) پروفسور ليبوويتز (رهبر دايره المعارف يهود) هانا آرنت (فيلسوف و جامعه شناس آمريكايي آلماني الاصل ) و خيلي ديگر از چهره هاي سرشناس يهوديت .
    چند نمونه از موضع گيريهاي اين افراد عبارتند از :
    1 ـ « آلبرت انيشتين » در مقابل صهيونيسم اينگونه موضع گيري مي كند : به نظر من دستيابي به قراردادي با اعراب در مورد اساس يك زندگي مشترك و همراه با صلح معقول تر و منطقي تر از ايجاد يك دولت يهودي است . آگاهي من از اساس يهوديت مخالف تشكيل يك دولت يهودي با مرزهاي مشخص يك ارتش و طرحي براي در دست گرفتن قدرت ولو ناچيز مي باشد. من از اين مي ترسم كه گسترش ناسيوناليسم در ميان ما صدمات جبران ناپذيري به يهوديت وارد آورد. »
    2 ـ « جودا ماگنز » استاد دانشگاه عبري بيت المقدس : « اكنون اين تفنگها هستند كه به جاي يهوديان حرف مي زنند. اين است تورات جديد سرزمين اسراييل ... با درك و فهمي كه از تاريخ سرنوشت جهاني يهود داريم و نيز چون نگران شرايط كنوني و امنيت يهوديان در ساير نقاط جهان هستيم نمي توانيم جهت گيريهاي سياسي در برنامه ي كنوني صهيونيسم را مورد تاييد قرار دهيم و از آن حمايت كنيم » .
    3 ـ خاخام « موشه منوخيم » در كتابي تحت عنوان انحطاط يهوديت : « امروز ملتها از مفاهيمي چون نژاد برتر قوم برگزيده پيمانهاي خدا با انسان و ارض موعود متنفر هستند زيرا اينها ادعاهايي هستند كه امروزه نيروهاي مهاجم و غيراخلاقي ناسيوناليستها از آنها عليه ملتهاي ضعيف بهره مي گيرند... من با مشاهده نشانه هاي انحطاط روزافزون يهوديت در عصر حاضر قلبم مي شكند يهوديت معنوي و انساني پيامبران ما به ناسيوناليسم به اصطلاح يهودي تغيير يافته است كه با ولع سيري ناپذيري خواهان سرزمين وسيع براي زندگي است .
    4 ـ پروفسور « اسراييل شاهاك » : اكثريت ملت ما يك بت را جانشين خدا كرده اند. درست مانند آن زمان كه قوم بني اسراييل به پرستش گوساله ي زرين مشغول شدند. نام بت جديد آنها دولت اسراييل است . »
    5 ـ پروفسور « زيبرمن » متخصص تاريخ نازيسم در دانشگاه عبري بيت المقدس : « هيولايي در وجود تك تك ما لانه كرده است و در صورتي كه همچنان اعمال خود را موجه جلوه دهيم اين هيولا بزرگ و بزرگ تر مي شود.... امروز من به پديده اي مي انديشم كه هر روز ابعاد بزرگتري به خود مي گيرد : بخشي از ملت يهودي وجود دارد كه من بدون هيچ ترديدي آنها را نسخه برابر اصل آلمانيهاي نازي مي دانم » .
    6 ـ « هانا آرنت » در كتاب نجات ملت يهود : « احساس سنتي صهيونيسم اين است كه تمام غيريهوديان يهودستيز هستند و طبق گفته هاي هرتزل مردم به دو دسته تقسيم مي شوند : آنهايي كه آشكارا يهودستيز و آنهايي كه مخفيانه اين كاره هستند. صهيونيستها دشمني غيريهوديان را يك حقيقت تغييرناپذير و جاودانه ي تاريخ يهود مي دانند... اين شيوه كاملا نژادپرستانه است و واضح است كه تقسيم دنيا به يهودي از يك سو و تمام ملل ديگر كه به چشم دشمن به آنها نگاه مي شود با ساير نظريه هاي نژادي اين آقايان تفاوت ندارد.
    قدس سرزمين اديان الهي
    قدس در طول تاريخ اديان به علت آنكه تلاقي و اشتراك اديان بزرگ الهي در آن عينيت مي يابد يك مكان مقدس و از اعتبارات معنوي دين ها محسوب مي گردد و به همين دليل همواره محل بحث كشمكش و نزاع هاي فراوان ميان پيروان پيامبران صاحب كتاب يعني موسي (ع ) ـ عيسي (ع ) و محمد(ص ) بوده و هست . و باز به همين دلايل است كه در دوران هاي متفاوت تاريخي حاكميت بر اين مكان مقدس و سرزمينهاي پيرامون آن دست به دست گشته و هراز چندگاهي در اختيار پيروان يكي از اديان قرار داشته و آنان نيز دهها سال و شايد قرن ها بر بيت المقدس حكمراني كرده اند. قدسي بودن اين سرزمين كه خاستگاه بسياري از رسولان و فرستادگان خداوند در طول اعصار بوده و نيز محل عروج شماري ديگر از پيامبران الهي سبب شده تا از سوي سياست بازان و طمع ورزان مورد سواستفاده واقع شود و از آنجائيكه اين موضوع بشدت اعتقادي و از باورهاي ديني پيروان اديان محسوب مي گردد دستخوش اميال پليد و سودجويانه شيطان صفتان و مكاران دنياطلب قرار گرفته است . سياست بازان كه خود هرگز به معنويات و قداست اين سرزمين ايمان ندارند با طرح اين مسئله كه قدس و اماكن مقدسه اش به ما و دين ما تعلق دارد سنگ دفاع از آن را به سينه مي زنند اينان با بهره گيري سو از ايمان پاك و زلال مومنان پيروان اديان را در مسير اهداف شيطاني و مادي خود به بازي گرفته و مي گيرند و با طرح « جنگ مقدس » يكتاپرستان را رو در روي يكديگر قرار داده و مي دهند. اين در شرايطي است كه وجود نقاط اشتراك ديني فراوان از تمام اديان الهي در اين سرزمين مقدس بايستي بعنوان ابزاري كارآمد و اسبابي دقيق براي « تقريب اديان » مورد استفاده قرار گيرد تا بدين طريق افكار متفرق پيروان اديان الهي كه منشا واحد دارد اما در طي قرون تحريف شده است قلوب مومنان و خداپرستان را نيز كه آفريدگار واحدي دارند. به يكديگر نزديك سازد.
    اكنون و در قرن جاري سرزمين بيت المقدس در چنگال صهيونيسم جهاني كه خود را مدافع و وارث حضرت موسي (ع ) و قوم يهود مي داند گرفتار است . صهيونيست ها كه براي اشغال بيت المقدس خون هاي بسياري را بر زمين ريخته و جان هاي بيشماري را گرفته اند به بهانه داستان قديمي « به دين ما تعلق دارد » و تحت نام « سرزمين موعود » پيروان يهوديت را با حيله سازي و وعده هاي فريبنده از سراسر جهان در اين سرزمين گردآورده اند. در واقع يهوديان با گام نهادن در سرزمين مقدس ناآگاهانه به خدمت جرياني در آمده اند كه خود فاقد دين بوده و يك جريان سياسي قدرت طلب محسوب مي شوند و بعنوان بازوي صهيونيسم جهاني كه تسلط بر جهان را در سر مي پروراند عهده دار وظيفه اي شيطاني هستند. منافع دراز مدت حاصل از تداوم اشغال بيت المقدس صهيونيسم جهاني را بر آن داشته تا به هر بهايي در حفظ اين سرزمين بكوشد و تجربه نشان داده كه در اين راه حتي از راه اندازي جنگ ديني و فديه كردن خون يهوديان نيز دريغ نخواهد كرد. اين در حالي است كه در اين سرزمين پيش از اين و قبل از اشغالگري صهيونيست ها پيروان تمامي اديان براي قرن ها و براي نسل ها در كنار يكديگر در صلح و آرامش بسر مي بردند و پيروان هريك از اديان در فصل و زمان خود در اماكن مقدسه آيين عبادي خود را بجاي آورده و به اداي اعمال ديني و معنوي خود پرداخته اند و هيچيك متعرض ديگري نبوده است .
    اگر سال 1327 را كه با خروج استعمارگران انگليس از فلسطين همزمان بود آغاز اشغالگري صهيونيست ها در خاورميانه و شروع اشغال سرزمين فلسطين و بيت المقدس بدانيم تاكنون در جريان اقدامات تجاوزكارانه نظاميان ارتش رژيم صهيونيستي دهها هزار فلسطيني جان باخته اند و در چهارچوب گسترش و تثبيت اين سيطره صدها هزار نفر مجروح شده اند و ميليون ها نفر ديگر از خانه و كاشانه خود آواره گشته اند به اين آمار اگر همچنين تخريب صدها كيلومتر مربع مزارع و باغات ـ منابع آبي ـ شمار معتنابهي اماكن مسكوني و تجاري ـ فضاهاي آموزشي و توليدي و... بيافزايم اين امكان وجود نخواهد آمد تا عمق رذالت و جنايت حاكمان تل آويو كه بواسطه فريب يهوديان آنان را دنبال خود مي كشند نشان داده شود.
    جريان صهيونيستي حاكم بر اسرائيل كه به هيچ چيز جز تداوم تسلط بر بيت المقدس نمي انديشند تاكنون با برخورداري از پشتيباني قدرت ها آندسته از طرح هايي را كه بر حاكميت مشترك اديان بر قدس نظر دارد رد كرده و همچنان بر يكه تازي خود براي تعيين سرنوشت اين سرزمين مقدس اصرار مي ورزد. و از اين حربه براي مجبور ساختن طرف هاي فلسطيني و به تبع آن كشورهاي اسلامي به حضور در پاي ميز مذاكرات و تحميل موجوديت نامشروع خود بر اينان بهره مي گيرد . « كمپ ديويد 1 و 2 » و نيز پيمان هاي « اسلو 1 و 2 » نمونه هايي از اين سياست تحميلي هستند . بواسطه هر يك از مذاكرات و يا پيمان ها رژيم صهيونيستي ضمن خارج كردن بخشي از جهان عرب و جريان هاي فلسطيني از گردونه دشمني با خود موفق شد موجوديت نامشروعش را به شماري از كشورهاي اسلامي و عربي (مصرـ اردن ـ تركيه ـ مراكش و...) تحميل كند. تل آويو اين امتيازات را در شرايطي بدست آورد كه در عرصه عمل خود به هيچيك از تعهدات مصرح در توافقات جامه عمل نپوشانيد و عمل به هريك از آن ها را به بهانه هاي موهوم به دست وعده و وعيد سپرد.
    مسجد مبارك الاقصي هم اكنون وضعيتي ويژه و خطرناك و حساس دارد همان گونه كه بسياري هم گفته اند وضعيت هر لحظه آماده انفجار است زيرا توطئه اي بزرگ از سوي موسسه رسمي و گروهك هاي تندروي صهيونيست مواجه است
    منافع دراز مدت حاصل از تداوم اشغال بيت المقدس صهيونيسم جهاني را بر آن داشته تا به هر بهايي در حفظ اين سرزمين بكوشد و تجربه نشان داده كه در اين راه حتي از راه اندازي جنگ ديني و فديه كردن خون يهوديان نيز دريغ نخواهد كرد
    سياست يهودي سازي بيت المقدس تحت عناوين و بهانه هاي مختلف از جمله امنيتي توسعه و حفظ آثار باستاني همچنان به قوت خود ادامه دارد
    اغراق نيست اگر بگوييم كه شارون با رساندن يهوديان تندرو به حرم مسجدالاقصي توانست گامي خطرناك و اساسي در نبرد قدس و در راستاي تحقق اهداف واقعي خود از اجراي طرح عقب نشيني از نوار غزه بردارد
    « جودا ماگنز » استاد دانشگاه عبري بيت المقدس : « اكنون اين تفنگها هستند كه به جاي يهوديان حرف مي زنند. اين است تورات جديد سرزمين اسراييل ...
    پروفسور « اسراييل شاهاك » : اكثريت ملت ما يك بت را جانشين خدا كرده اند. درست مانند آن زمان كه قوم بني اسراييل به پرستش گوساله ي زرين مشغول شدند. نام بت جديد آنها دولت اسراييل است . »