روزنامه جمهوري اسلامي 25/07/1385 صفحه عقيدتي

  • آشنايي با آثار قرآني به مناسبت ماه بهار قرآن ـ 20
    سيماي صابران در قرآن

  • درسي از مكتب امام علي (ع )
    روش تربيتي « توبيخ » تعادل و پرهيز از افراط

  • سستي و كاهلي
  • *****
    آشنايي با آثار قرآني به مناسبت ماه بهار قرآن ـ 20
    سيماي صابران در قرآن




  • « سيماي صابران در قرآن » از تحقيقات قرآن پژوه مصري دكتر يوسف القرضاوي است . اين اثر به روش موضوعي به تحقيق پيرامون آيات قرآني درباره صبر و صابران پرداخته است و ارزش والاي صبر و مقاومت در امور مختلف و منزلت و مقام صابران واقعي و راستين را نمايانده است . اين كتاب توسط دكتر محمدعلي لساني فشاركي ترجمه و نگارش يافته ومركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم آن را به زيور طبع آراسته است . اين كتاب در شش فصل تنظيم يافته است كه عبارتند از : ماهيت و ضرورت صبر زمينه هاي صبر جايگاه صبر و صابران قهرمان هاي صبر پشتوانه صبر و آفات صبر.
    نويسنده در مقدمه اي كه مي نگارد درباره اين اثر توضيح مي دهد :
    قرآن . كتاب جاويدان خداوند و قانون اساسي اسلام و معجزه بزرگ و يادگار ماندگار پيامبر اكرم (ص ) و نخستين مرجع عقايد و احكام و اخلاق و آداب و شعاير اسلامي است . خداوند در اين كتاب گنجينه هاي معارف و رازهاي سر به مهر حقايق و اصول عدالت و راه و روش هاي سعادت و رهنمودهاي سير و سلوك و دستورالعمل هاي هدايت و تشريع را به وديعت نهاده است .
    قرآن راهنماست و چراغ راه شفاست و درمان براي همه مردم و بخصوص براي مومنان .
    فلسفه زندگي و راه و رسم انسان زيستن را بايد از اين چشمه آب زندگاني گرفت و بايد زيربناي عقايد و اخلاق و عرفان و تفكر و روابط اجتماعي و حكومت و سياست و پشتوانه رفاه انسان و ترقي و پيشرفت جامعه رهنمودهاي قرآن باشد.
    دانشمندان از دير باز همواره كوشيده اند كه هر يك در رشته تخصصي و سير مطالعاتي خويش انسان ها را به راز و رمز اين كتاب بزرگ آشنا گردانند و مرواريدهاي غلتان اين درياي بيكران را استخراج و گنجينه هاي آن را كشف كنند. خداوند نيز تا آنجا كه شايستگي و طاقت بشري پذيراي مفاهيم والاي قرآن بوده و در چهارچوب زمان و مكان و اوضاع و احوال زندگي آنان برايشان مفهوم مي شده است اسرار قرآن را براي آنان بازگشوده است .
    درطي چهارده قرني كه از ظهور اسلام مي گذرد ده ها بلكه صدها دوره تفسير قرآن نوشته شده است ; با اسلوب هاي گوناگون و رنگارنگ با روش هاي مختلف و متفاوت طولاني ومفصل موجز و مختصر. بعضي بر نقل روايت تكيه كرده اند و بعضي بر عقل و درايت و برخي ديگر از هر دو مدد گرفته اند. بعضي از اين تفاسير خود را از گرايش هاي مذهبي و فرقه اي رها ساخته اند و بعضي ديگر رنگ كلامي يا فقهي و يا عرفاني دارند.
    در كنار دوره هاي تفسير سراسري قرآن كتاب ها و رساله هاي ديگري نيز تاليف شده اند و در خدمت بيان قرآن براي مردم قرار گرفته اند. از قبيل تاليفاتي كه درباره « احكام قرآن » (تفسير آيات الاحكام يا آيات فقهي قرآن كه از ديدگاه فقها بخش بسيار محدودي از قرآن را تشكيل مي دهند) صورت پذيرفته است و همچنين كتاب هايي كه در زمينه « علوم قرآني » بطور كلي و يا يك يا چند مساله از مسائل علوم قراني نوشته شده اند; مانند كتب و رسائلي كه درباره « اعجاز قرآن » يا « مجازات قرآن » يا « قراات قرآن » يا « اصول علم تفسير » و ديگر مباحث علوم قرآن تاليف شده اند.
    در قرن اخير تحقيقات و مطالعات قرآني با اسلوب نويني خودنمايي كرده است كه مي توان آن را به روش نوين در تفسير قرآن ناميد. تفسير موضوعي نيز جز بررسي مفاهيم آيات قراني چيز ديگري نيست ; ولي ازآنجا كه عنوان « تفسير » همواره با تفاسير دوره اي و ترتيبي همراه بوده و اين عنوان به مرور زمان يك معناي اصطلاحي به خود گرفته است تفسير موضوعي را معمولا « تفسير » نمي نامند!
    تفسير موضوعي عبارت است از اينكه محقق آياتي را كه درباره يك موضوع در هر يك از سوره هاي قرآن آمده است گرد آورد. سپس آنها را دسته بندي كند وآنگاه به توضيح و تفصيل مفاهيم آيات قران در رابطه با موضوع مورد نظر بنشيند. از اين نوع تفسير در ميان آثار و تاليفات پيشينيان كتاب التبيان في اقسام القرآن اثر امام ابن قيم را مي شناسيم و در سال هاي اخير كتاب الوحي المحمدي تاليف : سيدرشيد رضا را ديده ايم . اين كتاب به بررسي هشت موضوع اصلي قرآن پرداخته است .
    در تفسير موضوعي دو رساله نيز از شيخ محمود شلتوت ـ رئيس اسبق دانشگاه الازهر (مصر) ـ در دست است : يكي باعنوان القرآن و القتال كه مشتمل است بر تحقيق موضوعي پيرامون صلح و جنگ و ديگري القرآن و المراه كه تحقيق موضوعي ارزنده اي را در رابطه با نقش حساس و سرنوشت ساز زن در جوامع بشري در بردارد.
    استاد عباس العقاد نيز چندين كتاب در تفسير موضوعي دارد; از جمله : المراه في القرآن الكريم و الانسان في القران الكريم و الفلسفه القرآنيه .
    مرحوم استاد دكتر محمد عبدالله دراز نيز كتاب بسيار ارزنده اش بنام دستورالاخلاق في القرآن را ـ كه پايان نامه دوره دكتري وي در دانشگاه سوربن بوده است ـ با همين شيوه تفسير موضوعي تاليف كرده است . متن اصلي اين كتاب به زبان فرانسه است و اخيرا دكتر عبدالصبور شاهين آن را به زبان عربي برگردانيده است .
    بعضي از آثار استاد محمد عزت دروزه نيز در شمار كتاب هاي تفسير موضوعي به حساب مي آيند; مانند الدستور القرآني في شوون الحياه سيره الرسول صور مقتبسه من القرآن .
    اين كتاب اخير نخستين كتابي است كه به تحليل و تفسير سيره پيغمبر اسلام در پرتو تابلوهاي گويايي كه با مفاهيم آيات قراني ترسيم مي گردد پرداخته است .
    كتاب استاد محمد شديد التربيه في القرآن الكريم نيز سبك تفسير موضوعي دارد.
    ناگفته پيداست كه ـ چنانكه پيش از اين اشاره كرده ايم ـ كتاب ها و رساله هايي كه به بررسي يك يا چند موضوع از ديدگاه قرآن پرداخته اند منحصر به كتاب ها و رساله هاي نامبرده نيستند.
    به نظر نگارنده اين نوع تحقيق قرآني بخصوص در عصر ما بسيار سودمند است و پاسخگوي نيازهايي است كه دوره هاي كامل تفسير ترتيبي قرآن نمي توانند از عهده آنها برآيند. توضيح اينكه تفسير موضوعي در مقايسه با تفسير ترتيبي و دوره اي . امتيازاتي به شرح زير دارد;
    1 ـ وقتي تحقيق خود را روي يك موضوع معين و مشخص متمركز مي كنيم و در تمام آيات مكي و مدني قرآن به پي جويي مطلب مورد نظرمان مي پردازيم همه جهات و ابعاد مساله را مي توانيم بررسي كنيم و زمينه گسترده تري براي بيان و تحقيق فراهم مي شود كه در تفسير ترتيبي دست نمي دهد.
    2 ـ تفسير موضوعي ميدان تحقيق را در برابر محقق باز مي گرداند و به او اين امكان را مي دهد كه در رابطه با موضوعي كه با تخصص و مطالعات او پيوند نزديك دارد تحقيق كند. بديهي است در اين صورت تحقيق موضوعي در قرآن به بهترين وجهي صورت مي گيرد; زيرا محقق مي تواند از اطلاعات و تجربيات فراواني كه در آن زمينه دارد بهره جسته آنها را در خدمت تفسير موضوعي قرار دهد. مثلا حقوق دانان به آيات مربوط به مالكيت و توليد و توزيع و انفاق ستاره شناسان و رياضي دانان و فيزيك دانان به آياتي كه بشر را متوجه جلوه هاي اسرارآميز قدرت خداوند در طبيعت مي سازند متخصصان تعليم و تربيت به آيات داستاني قرآن وآياتي كه به توجيه و ارشاد مربوط مي شود بپردازند و به همين ترتيب هر كس به تناسب رشته تخصصي خود به تحقيق قرآني مي نشيند و در پرتو تخصصي بودن موضوع تحقيق و صد در صد انتخابي و مورد علاقه بودنش با بهره گيري از اطلاعات علمي و فني كه دارد به كشفيات جديدي در مفاهيم قرآن نايل مي آيد.

  • *****
    درسي از مكتب امام علي (ع )
    روش تربيتي « توبيخ » تعادل و پرهيز از افراط


  • تربيت و پرورش كودكان و نوجوانان امري است بسيار حساس و دقيق و حياتي كه بايد با كسب بينش و آگاهي هاي لازم و شناخت روش ها و شيوه هاي كارآمد تحقق يابد. اين بينش ها و آگاهي ها و مواجهه هاي روشمند فقط اختصاص به « مربيان » ندارد كه « اوليا » نيز بايد در نيل به اين شناخت ها و دانايي ها تلاش نمايند تادر تربيت فرزندان خويش از راه و روش هاي صحيح و تاثيرگذار بهره ببرند. اين ضرورت وقتي بيشتر احساس مي شود كه محيط خانه را اولين مدرسه و مهم ترين آموزشگاه براي يادگيري و پرورش و تربيت كودكان و نوجوانان مي يابيم .
    در نظام تربيتي اسلام و در ميان روش هاي گوناگون براي تربيت و پرورش كه هر كدام بايد در جاي خود و متناسب با ضرورت و نياز به مرحله عمل درآيند به روش « توبيخ » مواجه مي شويم .
    « توبيخ » در نقطه مقابل روش « تشويق » قرار دارد كه اين نيز از شيوه هاي مهم در نظام تربيتي اسلام به شمار مي رود و در جاي خود بايد به بررسي و معرفي آثار ارزشمند آن اهتمام شود.
    همچنان كه روش تشويق براي رفتار و عملكردهاي شايسته كودكان و نوجوانان به حيطه عمل درمي آيد روش توبيخ در برابر گفتار و كردار و حركات زشت و ناپسند كودك و نوجوان به بهره برداري مي رسد و همان گونه كه شيوه تشويق داراي اثرات مفيدي چون تداوم رفتار و عملكردهاي نيك و صحيح فرزندان مي باشد شيوه توبيخ نيز آثار ارزشمندي چون بازداشتن كودكان از خطاكاري و گفتار و كردار و حالات زشت و نكوهيده به همراه مي آورد و در نهايت آنان را به صلاح و درستي رهنمون مي شود.
    در اين كه لازم است فرزندان خطاكار مورد مذمت و توبيخ قرار گيرند تا به اين وسيله از راه ناصواب خويش بازگردند و خطاكاري هايشان را ترك نمايند ترديدي وجود ندارد و ضرورت آن بر هيچ كس پوشيده نمي باشد .زيرا نكوهش و توبيخ براي به جنبش و تحول درآوردن روح و روان كودك و نوجوان گناهكار و عاصي ابزاري است بسيار مهم و موثر كه چنانچه از آن بهره برداري به جا و به موقع نشود كودكان و نوجوانان خطاكار همچنان در بيراهه هاي تباهي گام برمي دارند و به اصلاح در نمي آيند.
    توبيخ وملامت و سرزنش فرزندان خطاكار اگر چه يك اصل ضروري و سازنده در تربيت و پرورش آنان محسوب مي شود لكن بايد توجه داشت كه در بهره وري از اين ابزار دقت و هوشياري يك ضرورت حياتي است .
    يكي از اين دقت ها و هوشياري ها اين است كه در توبيخ و ملامتي كه از آن به صورت يك شيوه تربيتي براي بازداشتن كودكان و نوجوانان از خطا و سركشي استفاده مي كنيم نبايد به افراط و زياده روي گرفتار آئيم كه هرگونه افراط گرايي در توبيخ نه تنها اين روش را به نتيجه و ثمر نزديك نمي كند كه به زيان و خطر نيز منجر مي شود. يكي از بزرگترين زيان و خطراتي كه حاصل طبيعي زياده روي در ملامت و توبيخ فرزندان خطاكار مي باشد اين است كه آتش لجاجت را در جان و روح آنان شعله ور مي سازد و بر ادامه كارهاي خطا تحريكشان مي نمايد.
    اين واقعيت را در كلامي بسيار عميق و سازنده از اميرمومنان حضرت علي (ع ) مي يابيم :
    « افراط و زياده روي در توبيخ و ملامت آتش لجاجت را برافروخته مي سازد. »
    براي به كارگيري روش بسيار ضروري توبيخ براي مقابله با خطاكاري هاي كودكان و نوجوانان بايد نه به افراط و زياده روي بگرائيم ونه به دامن تفريط و كوتاهي سقوط كنيم بلكه بهترين راه كه ما را به نتيجه هاي لازم در اصلاح فرزندن مي رساند « تعادل و ميانه روي » است . اتخاذ راه تعادل موجب مي گردد كه روح و روان كودك و نوجواني خطاكار در معرض آثار زيانمند فشارهاي شديد ناشي از افراط و زياده روي هاي مكرر و مستمر سرزنش ها قرار نگيرد و در نتيجه در شرايط مناسبي واقع گردد كه توبيخ معتدل و ضروري به تاثيرگذاري برسد واو را به اشتباه خويش واقف و آگاه گرداند و از بيراهه هاي خطا و گناه به راه روشن صلاح و نيكي وارد نمايد.
    بينش ها و مواجهه هاي روشمند براي تربيت و پرورش كودكان و نوجوانان فقط اختصاص به « مربيان » ندارد كه « اوليا » نيز بايد در نيل به اين شناخت ها و دانايي ها تلاش نمايند تا در تربيت فرزندان خويش از روش هاي صحيح و تاثيرگذار بهره ببرند
    همچنان كه روش « تشويق » براي رفتار و عملكردهاي شايسته كودكان و نوجوانان به حيطه عمل درمي آيد روش « توبيخ » در برابر رفتار و حركات زشت و ناپسند آنان به بهره برداري مي رسد و همان گونه كه شيوه تشويق به تداوم عملكردهاي نيك فرزندان مي انجامد روش توبيخ در حد تعادل از خطاكاري و كردار زشت آنان جلوگيري مي نمايد

  • *****
    سستي و كاهلي


  • حضرت علي (ع ) :
    هر كه در كارش سستي كند حقوق ديگران را ضايع خواهد كرد و كسي كه از گفته سخن چين پيروي نمايد دوست خود را از دست مي دهد.
    سستي يكي از اسباب ناكامي و حرمان است .
    سستي و ضعف هلاكت و نابودي در پي دارد.
    با سستي و ضعف وقت از دست مي رود.
    هركه خودپسندي وسستي را كنار گذارد ناخوشايندي به وي نرسد.
    از سستي كسالت به وجود آيد.
    هركه سستي و كاهلي را پيروي كند ندامت و پشيماني او را در ميان گيرد.