روزنامه جمهوري اسلامي 25/07/1385 صفحه سياسي
*****
نقش علماي شيعه در برابر جنبش صهيونيسم و اسرائيل




  • محمدحسن رجبي
    بخش نخست
    مقدمه :
    از جمله صفحات درخشان تاريخ مبارزات شيعه قيام و اعتراض مراجع و علماي ايران در برابر حركت خزنده صهيونيسم و رشد سرطاني اين پديده در قلب جهان اسلام است . مقاله حاضر روند اين مبارزه را از نخستين سالهاي تكوين هسته صهيونيسم در خاورميانه تشريح كرده است . در اين مقاله همراهي آشكار و نهان دولتها با اسرائيل روند مهاجرت يهوديان ايراني به اسرائيل و نقش بازدارنده روحانيون و عالمان شيعه مورد بررسي قرار گرفته است .
    پس از تشكيل نخستين كنگره جهاني صهيونيسم در سال 1897 م 1315 ق ايجاد دولتي يهودي در سرزمين فلسطين در صدر فعاليت هاي جنبش صهيونيسم و اتحاديه هاي جهاني يهود قرار گرفت . در دومين كنگره كه چند سال بعد تشكيل شد اكثريت نمايندگان يهودي سراسر جهان بر ايجاد كشوري يهودي تاكيد كردند. از آغاز قرن بيستم ميلادي دفاتر اتحاديه جهاني يهود و جنبش صهيونيستي در كشورهاي مختلف جهان اقدام به تشويق و سازماندهي يهوديان به فلسطين نمودند كه با بروز جنگ جهاني اول متوقف شد.
    اعلاميه بالفور كه در سال 1917 م (1296 )صادر شد نسبت به ايجاد ميهن ملي يهود در فلسطين تاكيد نمود. اندكي پس از صدور اين بيانيه عده اي از يهوديان ايران به فكر تاسيس يك « انجمن صهيونيت ايران » و توسعه زبان عبري افتادند . اين انجمن در اوايل سال 1918 م (1297 ) در تهران تشكيل و پس از آن در 18 شهر ديگر ايران افتتاح شد . پس از پايان جنگ جهاني اول و شكست و تجزيه امپراتوري عظيم عثماني سرزمين فلسطين تحت قيموميت انگلستان درآمد و به دنبال آن مهاجرت يهوديان سراسر جهان به فلسطين زيرنظر دفاتر صهيونيستي آغاز شد. بر طبق اسناد منتشره نخستين مهاجرت دسته جمعي يهوديان ايراني به فلسطين در سال 1299 ش . 1920 م صورت گرفت .
    در مهر ماه 1301 ش ميرزا حبيب الله خان آل رضا (هويدا) كنسول افتخاري ايران در فلسطين و مسئول رسيدگي به امور بهائيان آنجا در نامه اي به وزارت امور خارجه ايران خاطر نشان ساخت : « در فلسطين يهود ايراني به عقيده بنده زياد هستند و پس از جنگ « جهاني اول » هم چنانكه سابقا عرض كرده بودم فوج فوج از ايران هجرت كرده به فلسطين آمده اند. ديگر خدا مي داند كه تا به حال تعداد نفوسشان به چه مقدار رسيده است . »
    دولت وقت براي جلوگيري از اعتراض هاي مردمي و جمعيت هاي اسلامي فلسطين نسبت به مهاجرت يهوديان ايراني به فلسطين طي اعلاميه اي كه در سال 1301 ش صادر كرد اعلام داشت يهودياني مي توانند به خارج مسافرت كنند كه « قصد زيارت يا تجارت داشته و ترك علاقه هم نكرده باشند. » اما با وجود اين دستورالعمل به دليل فشار محافل و مراكز صهيونيستي داخلي و خارجي مهاجرت يهوديان ايراني و نيز يهوديان عراق افغانستان و آسياي مركزي از راه ايران به فلسطين توسط دفاتر متعدد صهيونيستي در كشور و با همكاري كنسولگري هاي انگلستان در ايران همچنان ادامه داشت . يكي از شگردهاي اين دفاتر ايجاد درگيري هاي ساختگي ميان مسلمانان و يهوديان بود تا يهوديان را وادار به ترك ميهن و عزيمت به فلسطين نمايند.
    در دسامبر 1931 م دي ماه 1310 شمسي به منظور بررسي مساله فلسطين كنفرانسي از علما و انديشمندان جهان اسلام در بيت المقدس تشكيل شد. در اين كنفرانس چهره هاي مشهوري چون رشيد رضا از مصر علامه اقبال لاهوري و آيت الله شيخ محمد حسين كاشف الغطا از عراق شركت داشتند. از ايران نيز دو نماينده رسمي (حاج ميرزا يحيي دولت آبادي و سيد ضياالدين طباطبايي ) در اين كنفرانس حضور يافتند. به خواهش حاج امين الحسيني (مفتي فلسطين ) كاشف الغطا در بين دو نماز مغرب و عشا سخنراني كرد. او بيم خود را از سرنوشت مردم و سرزمين فلسطين اعلام داشت و ضمن شرح وضعيت سياسي مسلمانان آنان را به اتحاد و وحدت كلمه صبر و بردباري و پرهيز از نفاق و اقدام به عمل دعوت كرد.
    سخنراني پرشور وي با استقبال بي نظير شركت كنندگان مواجه شد و لذا از او خواستند تا امامت نماز جماعت و جمعه را بپذيرد. بسياري از مطبوعات عربي و اسلامي سخنان وي را به تفصيل درج كردند و علماي فرق اهل سنت با شخصيت برجسته او آشنا شدند. وي پانزده روز در فلسطين ماند و به شهرهاي مختلف اين سرزمين سفر كرد و با دانشمندان شيعه و سني به گفتگو نشست و در تمام شهرها براي مردم سخنراني نمود و آنان را به وحدت با يكديگر در مقابل دشمنان اسلام و خطر صهيونيست ها دعوت كرد. سپس به لبنان و از آنجا به سوريه رفت و در همه جا به تشريح وضعيت مسلمانان پرداخت و وظايف حساس آنان را در آن برهه تاريخ برشمرد.
    در اكتبر 1233 م مهر و آبان 1312 ش . تظاهرات وسيعي توسط اعراب فلسطين در شهرهاي بيت المقدس و يافاعليه انگلستان برپا گرديد كه به خاك و خون كشيده شد و بر اثر آن دهها نفر شهيد و صدها نفر مجروح شدند. همزمان با اين وقايع گروه كثيري از يهوديان ايراني به فلسطين مهاجرت كرده و توسط آژانس هاي صهيونيستي در آنجا اسكان داده شدند. اين مهاجرت كمتر از سه ماه پس از نخست وزيري محمدعلي فروغي صورت گرفت .
    مهاجرت يهوديان ايراني با اعتراضات سخت علما و جمعيت هاي اسلامي فلسطين روبرو گرديد و اعتراضيه اي از سوي « جمعيت شبان المسلمين » و شيخ عبدالله افندي مجتهد رئيس « جمعيت هدايت اسلامي » تسليم كنسول ايران در موصل گرديد. در اين اعتراض نامه از دولت ايران درخواست شده بود تا نسبت به ظلم و تعدياتي كه از سوي يهوديان به مردم عرب مسلمان فلسطين صورت مي گيرد اقدامات مقتضي انجام شود.
    اين گزارش ده روز بعد در هيات دولت مطرح و قرار شد كه از سوي وزير خارجه « اقدامات مقتضي » صورت گيرد.
    خبر مهاجرت يهوديان ايراني ظاهرا از منابع غير رسمي به اطلاع رياست حوزه علميه قم آيت الله حاج شيخ عبدالكريم حائري رسيد.
    آيت الله شيخ محمدحسين كاشف الغطا مجتهد سياستمدار روشنفكر و استعمار ستيز شيعه عراق كه در آن زمان در سفر سه ماهه اي به ايران آمد و مدتي در قم ميهمان آيت الله حائري بود وي و ديگر علماي قم را در جريان رويدادهاي تاسف بار فلسطين قرار داد. كاشف الغطا هنگام اقامت در ايران پيامي به رزمندگان فلسطيني فرستاد و آنان را به ادامه مبارزات ضد صهيونيستي تشويق نمود.
    آيت الله حائري نيز گرچه عموما از دخالت در سياست پرهيز داشت اما چون مساله فلسطين در آن زمان در راس مسائل مبتلا به جهان اسلام قرار داشت لذا در دي ماه 1312 ش تلگرامي به رضاخان مخابره كرد و از او خواست تا در مقابل هجوم يهوديان صهيونيست به فلسطين عكس العمل از خود نشان دهد.
    چند نفر از علماي سرشناس قم نيز تلگرام هاي جداگانه اي به رضاخان مخابره كرده و رونوشتي از آنها را براي مير سيد محمد بهبهاني كه از چهره هاي سرشناس روحاني و طرف احترام رژيم بود ارسال كردند. بهبهاني نيز رونوشت تلگرام آيت الله حائري و ديگر علماي قم را به « دفتر مخصوص شاهنشاهي » فرستاد و از رياست دفتر خواست تا در صورت موافقت و دستور شاه تلگرام هاي علما در جرايد كشور چاپ و منتشر شود. دفتر مخصوص شاهنشاني در نامه اي كه به نخست وزير وقت نوشت اعلام داشت : « حسب الامر جهان مطاع مبارك شاهانه ارواحنافداه ابلاغ مي نمايد انتشار تگرافات « علما » راجع به مسلمين فلسطين در جرايد مقتضي نيست . »
    رژيم ايران براي اعاده حيثيت سياسي خود نزد مسلمانان جهان و جلوگيري از واكنش هاي احتمالي ضد يهود در كشور دست به اقدامي سياسي زد.
    بدين ترتيب كه وزير خارجه وقت ايران (باقر كاظمي ) چند ماه پس از اعتراض جمعيت هاي سياسي اسلامي فلسطين و تلگراف هاي علماي قم طي نطقي در جامعه ملل از حقوق اعراب مسلمان فلسطين حمايت كرد و خواستار حفظ حقوق آنان در برابر هجوم صهيونيست ها گرديد و خواستار رفتار عادلانه اي با آنان شد. مفتي و رئيس مجلس اعلاي اسلامي فلسطين در نامه اي كه به كنسولگري ايران در بيت المقدس نوشت از اقدام دولت ايران در دفاع از حقوق مسلمانان فلسطين تشكر نمود; در ضمن از استمرار مهاجرت يهوديان ايراني به فلسطين گلايه نمود و از دولت ايران خواست تا اقدامي جدي و عملي در جلوگيري از مهاجرت يهوديان ايراني به عمل آورد.
    در مردادماه 1316 ش چند نفر از علماي شيعه ايراني و عراقي (سيد هبه الدين شهرستاني سيد محمدمهدي صدر محمدمهدي اصفهاني محمدمهدي خراساني شيخ راضي آل ياسين ) به همراه سه نفر از علماي برجسته اهل سنت عراق (يوسف عطا حبيب العبيدي ابراهيم الراوي ) تلگراف اعتراض آميزي به جامعه ملل و وزارت خارجه انگلستان مخابره نمودند و در آن مراتب اعتراض و عدم رضايت خود را نسبت به تقسيم فلسطين توسط كميسيون انگليسي پيل اعلام داشتند و آن را ضربت به قلب اسلام و عرب دانستند. آيت الله سيدابوالحسن اصفهاني نيز طي يادداشتي براي سفارت ايران در بغداد اظهار اميدواري كرد كه دولت ايران در جامعه ملل از همه گونه تلاش براي دستيابي ملت فلسطين به حقوق حقه خويش فروگذار ننمايد.
    آيت الله كاشف الغطا هم در اقدامي همسو با آيت الله اصفهاني طي تلگرامي به ملك غازي (پادشاه عراق ) و كميسر عالي فلسطين از طرح تقسيم فلسطين و مظالم انگلستان در آنجا و نيز فروش اراضي فلسطيني ها به صهيونيست ها به شدت انتقاد كرد و خاطرنشان ساخت كه مردم از او فتواي جهاد خواسته اند.
    روزنامه عربي النهار (چاپ بغداد) گزارش داد كه علماي شيعه به رياست كاشف الغطا در روز 25 خرداد 1317 در تحت قبه حضرت امير(ع ) در نجف اجتماع خواهند نمود و در باب صدور حكم جهاد عليه صهيونيست ها وحاميان آنها مذاكراتي خواهند كرد و حكم مزبور به امضاي همه علما صادر خواهد شد. همين روزنامه اضافه كرد كه روحانيون شيعه براي بررسي اين موضوع از علماي سوريه لبنان اردن مصر يمن امير نشين هاي خليج فارس تركيه افغانستان و ايران دعوت كرده اند كه در اين اجلاس حضور يابند. كاشف الغطا سپس خود حكم جهاد را صادر كرد. در بخشي از آن حكم آمده بود :
    « ...اي اسلام واي عرب بلكه برادر واي بشر! وضعيتي كه فلسطين سربريده به آن رسيده است به نظر همه آشكار شده و چنانكه گفته ايم باز هم مي گوييم كه قضيه فلسطين خاص خود فلسطين نبوده . ..اي عرب مسلمانان اي بشر اي مردم ! جهاد در فلسطين بر هر انسان واجب شده نه تنها بر عرب و مسلمان . .. اين است دعوت و نداي عمومي اين جانب كه به عرب و اسلام مي فرستم . خداگواه است كه شصت سال از عمرم مي گذرد و اگر بيماري و رنجوري بر استخوان هاي پوسيده ام حمله نمي آوردند نخستين شخصي بودم كه به اين دعوت لبيك مي گفتم . »
    او سپس در فتوايي ديگر به تقسيم بندي كشورهاي اسلامي مي پردازد كه بايد در اين جهاد مقدس ايفاي نقش نمايند. به گمان او نخستين كشوري كه بايد پرچم جهاد را به اهتزار درآورد اردن هاشمي است كه روساي آن ادعاي سيادت مي نمايند. و پس از آن حجاز است كه به دليل پرتوافكني خورشيد اسلام بايد قدم در اين ر اه بگذارد. آنگاه مصر و سوريه را به دليل همجواري با فلسطين مسئول شمرده و مي افزايد :
    « مي گويند چهارصد ميليون مسلمان در كره زمين موجود است . چطور مي شد اگر يك دهم اين عده از راه غيرت اقدام نموده براي اداي وظيفه خويش نسبت به فلسطين به ياري مجاهدين آن مي شتافتند البته گره فلسطين گشوده مي شد و مشكل آن پايان مي يافت ... به خدا قسم كه از مرحله خيلي پرت افتاده ايم و هنوز آنچه را كه بايد بيان نكرده ايم . .. كنگره ها درباره فلسطين منعقد و مقررات آن تقديم مي شوند و هيئت ها به لندن مسافرت مي كنند. با همه اينها قشون انگليس شكم زنهاي آبستن مسلمان را در فلسطين سفره مي كند بي گناهان را بي جان و خون هاي پاك را روان مي سازد و با شدت تمام به تبهكاري هاي بزرگ خود ادامه مي دهد و حجاز و اردن هم با چشم و گوش همه چيز را مي بينند و مي شنوند با وجود اين با كمال تفريح رفت و آمد دارند. حتي دو بز آنها از جاي خود نجنبيد.اي كاش به اين هم اكتفا نموده و شر خود را از سر فلسطين كوتاه مي كردند و با ستمكاران همراهي نمي نمودند. ولي عموم مسلمانان در گوشه و كنار عالم چيزي كه دارند اعتراض هست هياهو سخنراني مقاله نويسي شعرگويي و بعضي كمك هاي مادي بسيار كم كه حال قطره آبي بر سنگ را دارد و حال آنكه خيلي از مسلمانان داراي هزاران بلكه ميليونها ليره هستند. آيا هيچ شنيده شد يكي از آنها هزار ليره استرلينگ كمك كرده باشد چنانكه يهوديان كه عده شان كمتر و طبعشان پست تر است مي كنند. »
    وي در پايان و با صراحت تمام بزرگترين مشكل و خطر كشورهاي مسلمان را كه از خطر صهيونيست ها و انگليس عظيم تر مي باشد وجود دولت هاي دست نشانده مسلمان قلمداد كرد.
    در بهمن ماه 1318 ش آيت الله كاشف الغطا فتواي تاريخي و انقلابي ديگري صادر كرد. وي در پاسخ استفتاي يكي از مسلمانان كه نظر او را درباره فروش اراضي فلسطيني به يهوديان و حكم شرعي فروشندگان پرسيده بود اعلام داشت :
    « ... آيا بعد از اين همه يقين ندارند كه اين فروش « اراضي » جنگ با اسلام است آيا كسي شك دارد كه اين فروش يا همراهي در فروش يا كوشش و دلالي با رضايت اين كارها جنگ با خدا و پيغمبر (ص ) او و پايمال نمودن دين اسلام است . .. آنها را از دين و حوزه اسلام خارج و جزو كفار بشماريد و در تمام كارها از آنها دوري كرده و با آنها ازدواج ننموده و با آنها معاشرت نكرده و همچنين خريد و فروش و سلام و عليك و رفت و آمد و گفت و شنود با آنها ننموده و به علاوه مرده هاي آنها را مشايعت نكرده و در قبرستان هاي مسلمانان هم دفن ننماييد. اسامي آنها را بايستي در تمام جامعه « نوادي » و روزنامه ها و مجله ها به اسم خارج شدگان از دين معرفي كرده و اسم ببرند. »
    مخالفت سرسخت علماي شيعه ايران و عراق با صهيونيست ها سبب گرديد تا رئيس جمعيت ملي يهود فلسطين در مقاله اي كه در تاريخ 1314 8 29 ش در روزنامه صهيونيستي « داور » (چاپ تل آويو) آشكارا اعتراف كرد كه با وجود سياست ضد اسلامي و طرفداري از جنبش صهيونيسم رژيم ايران وعاظ و ملاها عامل اصلي نفرت مردم ايران نسبت به يهوديان صهيونيست هستند.
    بروز جنگ جهاني دوم آهنگ مهاجرت يهوديان جهان را به فلسطين كند نمود. اما پس از پايان جنگ اتحاديه جهاني يهود با طرح كوره هاي آدم سوزي هيتلر تبليغات وسيعي به نفع يهوديان جهان به راه انداخت و بر لزوم ايجاد ميهن يهودي در سرزمين فلسطين تاكيد نمود و امريكا نيز كه برنده اصلي و قدرتمند جنگ محسوب مي شد حمايت همه جانبه اش را از اين اتحاديه اعلام داشت . از اين رو پس از جنگ مهاجرت يهوديان به فلسطين شتاب فزاينده اي گرفت و به دنبال آن نزاع و درگيري هاي خونين ميان صهيونيست ها و اعراب فلسطيني شدت يافت . اخبار رويدادهاي فلسطين در مطبوعات رسمي كشور كم و بيش انعكاس داشت و مطبوعات مذهبي كه از سال 1324 به بعد در كشور چاپ و منتشر شدند حساسيت و توجه ويژه اي به مسائل فلسطين كشمير و پاكستان نشان مي دادند. جو سياسي كشور عمدتا حول مسائل داخلي بود. احزاب و جمعيت هاي سياسي متعددي كه از سال 1320 به بعد در كشور پديد آمدند نه تنها حساسيتي به مسائل سياسي جهان اسلام نداشتند بلكه منافع مبرم ملي نيز تحت الشعاع رقابت هاي سخت حزبي بود كه تا كودتاي امريكايي شاه در سال 1332 كماكان ادامه داشت . در طول اين سال ها هر از گاه بهائيان در شهرها و روستاها با مسلمانان درگير مي شدند و عده اي از طرفين به قتل مي رسيدند و تا مدت ها فكر و توجه علما و روحانيون گروه هاي اسلامي و توده هاي مذهبي را به خود معطوف مي داشت تا بدانجا كه بسياري از آنان بزرگترين خطر كشور را وجود بهائيان مي دانستند.
    در اين اوضاع نابسامان سياسي آژانس يهود كه در 1942 م 1321 ش در ايران تاسيس شده بود پس از پايان جنگ جهاني دوم به همراه ساير دفاتر صهيونيستي به سازماندهي و اعزام يهوديان ايران و كشورهاي همجوار به سرزمين فلسطين اقدام كرد و از 1326 ش كلاس هاي آموزش زبان عبري كه در تهران و اغلب شهرهاي كشور براي يهوديان ايران و منطقه داير شده بود به دليل مهاجرت گروه كثيري از آنان به فلسطين غالبا تعطيل شد. بسيار احتمال دارد كه پيدايش و رقابت شديد احزاب سياسي و جنجال آفريني مطبوعات و نيز آتش افروزي ها و غائله آفريني هاي بهائيان در طول اين سال ها به منظور منحرف كردن اذهان مردم ايران از تشكيل دولت صهيونيستي در فلسطين و نيز مهاجرت گسترده يهوديان ايراني به اسرائيل و جلوگيري از حمايت هاي ملت ايران از كشورهاي عربي درگير جنگ با اسرائيل باشد. بعيد نيست يكي از دلايل اصلي بازداشت و تبعيدهاي مكرر چند ساله آيت الله كاشاني و شيخ محمد خالصي زاده در طول اين سال ها جلوگيري از مبارزات ضد صهيونيستي احتمالي آن دو بوده است . با اين وجود مردم هوشيار و انقلابي ايران مراتب همدردي خود را با مسلمانان مظلوم فلسطيني اعلام مي داشتند.
    در آذر ماه 1324 تظاهرات بزرگي در مسجد شاه تهران به نفع مسلمانان فلسطيني و عليه صهيونيست ها تشكيل شد كه در مطبوعات منطقه انعكاس يافت .
    در 29 نوامبر 1947 م 7 آذر 1326 ش مجمع عمومي سازمان ملل راي به تقسيم فلسطين داد كه با مخالفت نمايندگان دول عرب و پاكستان مواجه شد. آيت الله كاشاني كه به تازگي از تبعيدگاه به كشور بازگشته بود سكوت مرگبار حاكم بر كشور را شكست و طي اعلاميه اي تاريخي راي سازمان ملل را محكوم كرد و نسبت به خطر صهيونيست ها هشدار داد. در اين اعلاميه آمده بود :
    « ... معلوم نيست وطن بودن فلسطين براي مهاجرين يهودي آلماني و روسي و امريكايي و غيره مطابق كدام منطق و قانون است كه راي به تقسيم آنها مي دهند ... تشكيل دولت « صهيونيستي » در آتيه كانون مفاسد بزرگ براي مسلمين خاورميانه و بلكه تمام دنيا خواهد بود و زيان آن تنها متوجه اعراب فلسطين نمي گردد... بر تمام مسلمين عالم است از هر طريقي كه مي شود از اين ظلم فاحش جلوگيري نموده و رفع اين مزاحمت را از مسلمين فلسطين بنمايند. »
    آيت الله كاشاني به صدور اين اعلاميه اكتفا نكرد و عليرغم وجود خفقان مردم مسلمان را دعوت به تظاهرات بزرگي به نفع مردم فلسطين نمود. در روز يكشنبه 20 دي ماه 1326 بيش از 30 000 نفر از مردم تهران به دعوت آيت الله كاشاني در مسجد امام خميني (مسجد شاه سابق ) اجتماع كردند و سپس خطيب شهير آقاي فلسفي به منبر رفت و صهيونيسم را خطر بزرگي براي مسلمانان به ويژه مسلمانان خاورميانه دانست . وي سپس اعلام داشت كه يهوديان ايران تحت حمايت ما هستند و كمترين گزندي نبايد به آنان برسد و در پايان از مردم خواست كه كمك هاي نقدي خود را به مسلمانان فلسطين و كشمير به حسابي كه در بانك ملي افتتاح شده است واريز نمايند. همزمان با اين تظاهرات گروهي از علماي تهران طي اعلاميه اي همدردي و همراهي خود را به مردم مسلمان فلسطين و اعراب منطقه اعلام كردند.
    در روز 31 ارديبهشت 1327 و در اثناي جنگ ارتش هاي عرب و صهيونيست ها به دعوت آيت الله كاشاني اجتماع پرشكوه ديگري در مسجد امام (مسجد شاه سابق ) در تهران تشكيل شد و خود نيز سخنراني كرد. وي ضمن دعوت مسلمانان به رفع اختلافات و دعوت به وحدت كلمه گفت :
    « ... برادران مسلمان ايران بايد بكوشند در اين هنگام كه سخت ترين مصائب بر برادران مسلمان شما رخ داده از آن ها حمايت نمايند و به كمك آنها قيام كنند. تمام مردم ممالك اسلامي هر يك به نوبه خود از كمك مالي و جاني به مردم بي پناه فلسطين از همدردي دريغ ننموده و فداكاري كرده اند. تمام ممالك اسلامي دنيا وطن ماست و ما نيز با تمام قوا جانا و مالا نسبت به سهم خود بايد از آنها حمايت كنيم . »
    در پايان اين مراسم قطعنامه اي مبني بر اظهار همدردي با مسلمانان فلسطيني صادر شد و اعلاميه اي نيز از طرف شهيد نواب صفوي رهبر فدائيان اسلام به اين شرح صادر گرديد :
    « خون هاي پاك فدائيان رشيد اسلام در حمايت از برادران مسلمان فلسطين مي جوشد. پنج هزار نفر از فدائيان رشيد اسلام عازم كمك به برادران فلسطيني هستند و با كمال شتاب از دولت ايران اجازه حركت سريع به سوي فلسطين را مي خواهند و منتظر پاسخ سريع دولت مي باشند. »
    روزنامه عربي النهار (چاپ بغداد) گزارش داد كه علماي شيعه به رياست كاشف الغطا در روز 25 خرداد 1317 در تحت قبه حضرت امير(ع ) در نجف اجتماع خواهند نمود و در باب صدور جهاد عليه صهيونيستها و حاميان آنها مذاكراتي خواهند كرد و حكم مذبور به امضاي همه علما صادر خواهد شد. همين روزنامه اضافه كرد كه روحانيون شيعه براي بررسي اين موضوع از علماي سوريه لبنان مصر يمن اميرنشين هاي خليج فارس تركيه افغانستان و ايران دعوت كرده اند كه در اين اجلاس حضور يابند
    مخالفت سرسخت علماي شيعه ايران و عراق ; صهيونيست ها سبب گرديد تا رئيس جمعيت ملي يهود فلسطين در مقاله اي كه در تاريخ 1314 8 29 در روزنامه صهيونيستي « داور » (چاپ تل آويو) آشكارا اعتراف كرد كه با وجود سياست ضد اسلامي و طرفداري از جنبش صهيونيسم رژيم ايران وعاظ و ملاهاي عامل اصلي نفرت مردم ايران نسبت به يهوديان و صهيونيست هستند.