
ميوه « به » بواسطه خواصي كه دارد در درمان عفونت هاي ريوي و اختلالات
روده اي بسيار مفيد و موثرست .
به گزارش سرويس « بهداشت و درمان » خبرگزاري دانشجويان ايران ـ منطقه
مركزي ـ به نقل از مركز بهداشت و درمان استان مركزي خوردن « به » براي
رفع وسواس
افسردگي و تقويت اعمال معده
ورم حاد روده مفيد و معالج
اسهال هاي ساده و خوني است .
اين ميوه براي خونريزي هاي رحمي
بواسير و رفع سوزش ادرار نيز مفيد
است .
دانه « به » از نظر طبيعت سرد و ترش است و پوست دانه « به » در آب گرم
لعاب فراواني مي دهد. از قديم لعاب بهدانه را براي رفع التهاب دستگاه
گوارشي
مخاطها
رفع سرفه و سينه درد
خشكي حلق
سوزش و خشكي
دهان و زبان
رفع گرفتگي صدا
تب بر و نيز براي درمان سل و زخم روده ها و
غيره به كار مي بردند.
شايان ذكر است ماليدن لعاب بهدانه به پوست براي تسكين و التيام
سوختگي آتش و معالجه آفتاب زدگي و درمان سرمازدگي
ترك يا شقاق لب
و ناراحتي بواسير مفيد است .
گفتني است مغزدانه « به » داراي يك ماده سمي به نام آميگوالين است كه
توليد اسيد سيانيدريك مي كند لذا آن را نبايد خورد بايد فقط از لعاب آن
استفاده كرد.
همچنين ميوه « به » را به صورت پخته (كمپوت
ژله
شربت ) مصرف مي كنند
ولي به صورت خام خوردن مفيدترست .

*****
توصيه يك ارولوژيست :
كودكان دچار تب و لرز براي تشخيص بيماريهاي
كليوي آزمايش كشت ادرار دهند
|
« عفونت اداري يكي از شايع ترين بيماريهاي ارولوژي و نفرولوژي است و
ارگانيسم هاي عفوني كننده از طريق مجاري ادراري به صورت بالا رونده و يا
از طريق خون
وارد دستگاه ادراري و كليه ها مي شود. »
دكتر عبدالحسين جوادنيا
ارولوژيست و عضو هيات علمي دانشگاه علوم
پزشكي جندي شاپور اهواز در
گفت وگو با خبرنگار « بهداشت و درمان » خبرگزاري دانشجويان ايران ـ
منطقه خوزستان ـ اظهاركرد : « از جمله ميكروارگانيسم هايي كه منجر به
)
E.coli بروز عفونت ادراري مي شوند
مي توان به باكتري اشرشياكولي (
كلبسيلا و پروتئوس اشاره كرد و يكي از بدترين ارگانيسم هايي كه باعث اين
عارضه مي شود سودوموناس است كه نسبت به اكثر آنتي بيوتيك ها مقاوم
است . »
وي افزود : « عفونت ادراري در دوران كودكي و نوزادي عوارضي همچون
سو رشد و تكامل نيافتن خوب را در پي خواهد داشت و در نهايت منجر
شدن (مرحله نهايي كليه ) كليه و انجام دياليز مي شود . » ESRD به
جوادنيا تصريح كرد : « شيوع عفونت ادراري در دوران نوزادي در سنين زير
يك سالگي در پسران در حدود 2
7 درصد است و در دختران حدود 0
5
درصد است . »
عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي جندي شاپور اهواز متذكر شد : « بعد
از سن يك تا پنج سالگي ميزان شيوع عفونت ادراري در جنس مونث بيشتر و
در حد 2
7 درصد است و در پسران حدود 0
5 درصد است . »
عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي جندي شاپور اهواز متذكر شد : « از
سن يك تا پنج سالگي به بعد ميزان شيوع عفونت ادراري در جنس مونث
بيشتر و در حد 2
7 درصد است و اين در حاليست كه احتمال بروز آن در
جنس مذكر همان 0
5 درصد است . »
اين ارولوژيست خاطرنشان كرد : « ميزان بروز عفونت ادراري در سنين بين
35 ـ15 سالگي در جنس مونث به 20 درصد مي رسد و علت آن تماس
جنسي و فرم آناتوميكي خاص دستگاه ادراري و توليد مثلي (نزديكي واژن و
مجاري ادراري ) در جنس مونث است . »
وي تصريح كرد : « بعد از سن 35 تا 65 سالگي ميزان بروز عفونت ادراري در
جنس مذكر به 35 درصد و در جنس مونث به 40 درصد مي رسد . »
جوادنيا متذكر شد : « تنگي مجرا و اختلالات هورموني پس از يائسگي در
زنان و انسداد دستگاه ادراري و بزرگ شدن پروستات مردان عامل بالا رفتن
ميزان عفونت ادراري در سنين 35 تا 65 سالگي است . »
وي افزود : « توصيه اكيد مي شود كودكاني با علائمي مثل تب و لرز و درد
شكم به پزشك مراجعه مي كنند جهت تشخيص بيماريهاي كليوي آزمايش
كشت ادرار را انجام دهند. »
جوادنيا خاطرنشان كرد : « در صورتي كه عفونت ادراري در قسمت تحتاني
مجاري ادراري باشد فرد با علائمي نظير تكرار و سوزش ادرار
درد در زير
شكم و وجود خون در ادرار ( هماچوري ) مواجه خواهندشد. »
عضو هيئت علمي دانشگاه علوم پزشكي جندي شاپور اهواز با اشاره به اينكه
يكي از شايعترين علل بروز عفونت ادراري رفلاكس ادراري است يادآور
شد : « در صورتي كه كودك حتي با داشتن رژيم غذايي مناسب رشد خوبي
ندارد لازم است كه از لحاظ عملكرد دستگاه ادراري و نيز ساختار آناتوميكي
آن مورد معاينه قرار گيرد. »

*****
بافت شناسي
قلب و دستگاه تنفسي
|

مرضيه رضوي زادگان
خون در كل بدن از طريق سيستم بسته ائي از اندامهاي لوله اي شكل كه به هم
اتصال يافته اند به گردش درمي آيد. به اين سيستم
سيستم قلبي عروقي
مي گويند كه شامل عروق يعني ـ شريانها
وريدها و قلب مي باشد.
« قلب »
1 ـ عملكرد : قلب داراي دو نيمه چپ و راست كه اعمال زير را انجام
مي دهند :
الف ) نيمه راست قلب : دهليز راست خون را از گردش خون سيستميك بدن
دريافت كرده و انقباض بطن راست باعث پمپاژ خون به داخل ريه ها مي شود.
ب ) نيمه چپ قلب : دهليز چپ خون را از ريه ها دريافت كرده و انقباض
ناشي از بطن چپ خون را به داخل گردش خون بدن پمپ مي كند.
2 ـ ساختمان : ديواره قلب داراي سه لايه مي باشد .
الف ) لايه اندوكارديوم يا لايه داخلي قلب : اين لايه بطنها و دهليزهاي
قلب را بطور كامل پوشانده و دريچه هاي قلب را نيز تشكيل مي دهد و شامل
قسمت هاي زير است :
1 ) اندوتليوم : يك لايه سطحي از سلولهاي سنگفرشي ساده بوده كه از
مزودرم مشتق مي شود.
2 ) لايه ريز اندوتليوم : يك لايه اي متشكل از بافت همبند متراكم است
كه حاوي رشته هاي الاستيك و كلاژن مي باشد. اين لايه همچنين محتوي
سلولهاي عضلاني صاف است .
3 ) لايه زيراندوكارديوم : خارجي ترين لايه مي باشد كه شامل بافت
همبند سستي است كه داراي رشته كلاژن و الاستيك مي باشد. در بعضي از
نواحي قلب
اين لايه واضح و مشخص است اما در ساير نواحي آن داراي
عروق خوني
لنفي و سلولهاي چربي زياد مي باشد. در بطنها
لايه ساب
اندوكارديوم محتوي رشته هاي پوركثر مي باشد كه اين رشته ها سلولهاي
عضلاني قلبي هادي ضربانهاي قلب مي باشند.
ب ) لايه ميوكارديوم يا لايه عضلاني قلبي با لايه سازي
قلب :
ضخيم ترين لايه قلب است كه شامل سلولهاي عضلاني قلبي
اسكلت
قلبي و سيستم هدايتي قلب مي باشد . 1 ) عضله قلبي : اكثريت لايه عضلاني
قلب به صورت درهم بافته شده و متصل بهم از سلولهاي عضلاني قلبي
مي باشد. انقباضات دهليزها باعث پرنمودن بطنها مي شود. كه اين عمل نياز
به نيروي نسبتا كمي دارد. بنابراين عضلات دهليزي نسبت به عضلات بطني
توسعه كمتري پيدا كرده اند و در نتيجه ديواره دهليزها نازكتر از ديواره بطنها
مي باشد.
در مقابل ديواره بطن چپ ضخيم تر از بطن راست مي باشد چون نسبت
به سيستم عروقي ريوي (كه نيروي كمي براي فرستادن خون به داخل آنها
لازم است ) نيروي بيشتري جهت هدايت خون از طريق سيستم گردش خون
عمومي يا سيستميك مورد نياز مي باشد. سلولهاي عضلاني توسط بستر
مويرگي وسيعي كه در داخل بافت همبندست اطراف اين سلولهاي عضلاني
وجود دارد تغذيه مي شوند. بافت همبندست اطراف سلولهاي عضلاني با
بافت همبندست لايه هاي مجاور (زير اندوكارديوم ويزالپركارديوم ) ادامه
مي يابد2. ) اسكلت قلبي : اسكلت قلبي لايه اي از بافت همبند است كه
سلولهاي عضلاني قابل انقباض دهليزها را از دسلولهاي عضلاني قابل
انقباض بطنها جدا مي كند و تشكيل بخش از ديواره بين بطن را نيز مي دهد.
اسكلت قلبي شامل اين قسمتها است : 1 » حلقه هاي فيروزي يا رشته اي
شكل مي باشد كه اطراف دريچه هاي دهليزي بطن و دريچه هاي شريانهاي
آئورت و ريوي را احاطه مي كند . 2 » بافت همبند سه گوش : در بين دريچه ها
يا مثلث فيروزي 3 » بخش فيروزي ديواره بين بطني
3 ) سيستم هدايتي قلب :
اين سيستم انقباض لايه عضلاني قلب را هماهنگ مي كند به نحوي كه
باعث مي شود در هر انقباض خون به اندازه كافي از حفرات قلب به خارج
آنها پمپ شود.
گروه سينوسي دهليزي : گروه سينوسي دهليزي در دهليز راست به
عمل مي كند سلولهاي ) pace marker (صورت يك گروه هدايتي قلب
تشكيل دهنده گروه بوسيله پايانه هاي عصبي خودكار زيادي احاطه مي شوند.
گروه دهليزي بطني : امواج ديلاريزاسيون كه از گروه سينوسي دهليزي شروع
مي شوند
در طي انقباض دهليزها از طريق اتصالات سوراخدار
در كل لايه عضلاني دهليزها انتشار يافته و به گروه ) Gopgubetion (
دهليزي بطني مي رسند. ديلاريزاسيون نمي تواند بطور مستقيم از سلولهاي
عضلاني دهليزها به سلولهاي عضلاني قابل انقباض بطنها برسد و اين بخاطر
مداخله اسكلت قلبي بين لايه عضلاني دهليزها و بطنها مي باشد.
دسته دهليزي بطن : اين سلولهاي هدايتي بزرگ انبوتين به صورت
مجموعه هاي سلولي آرايش يافته اند و با آرايش خودشان مسيري را تشكيل
مي دهند كه اين مسير از گره دهليزي بطني شروع شده و اسكلت قلبي را
سوراخ مي كند. سپس سير مذكور منشعب شده و به دو شاخه تبديل مي شود.
اين دو انشعاب در لايه زير اندوكارديال بطنها طي مسير كرده و انشعابات
كوچكتري را در لايه عضلاني بطنها ايجاد مي كنند. سلولهاي هدايتي تغيير
شكل يافته سلولهاي عضلاني قلبي مي باشند كه بجاي اينكه مخصوص
انقباض باشند جهت هدايت سريع يك پتانسيل عمل اختصاص يافته اند.
انشعابات دسته دهليزي بطنها به ديواره بطنها امتداد يافته و بوسيله
اتصالات سوراخدار با سلولهاي عضلاني ارتباط برقرار مي كند. و بدينوسيله
پتانسيل عمل در كل لايه هاي عضلاني پخش مي شود. انشعابات دسته
دهليزي بطني به گونه اي است كه انقباض در راس قلب شروع شده و به
سمت شريانهاي ريوي و آئورت پيشروي مي كند. و بدين ترتيب نيروي لازم
را جهت خارج نمودن از حفرات بطني فراهم مي كند.
عروق خوني ميكروسكوپي :
اين دسته از عروق شامل عروق خوني هستند كه به صورت
ميكروسكوپي قابل رويت مي باشند.
) كوچكترين شاخه هاي درخت شرياني Arterioles 1 ـ شريانچه ها (
محسوب مي شوند. شريانچه ها زمانيكه فشار خون پائين است خون را به
مويرگها مي رسانند.
الف ) عملكرد : در پاسخ به پيامهاي متابوليك موضعي و عصب دهي
خودكار
جريان خود را از طريق بسترهاي مويرگي خاص تنظيم مي كنند.
شريانچه ها منشا نيمي از كل مقاومت سيستم گردش خون مي باشند. از اينرو
آنها تنظيم كننده هاي بزرگ فشار خون محسوب مي شوند.
ب ) ساختمان آنها به شرح زير است :
1 ) لايه داخلي خيلي نازك بوده اما در بزرگترين شريانچه ها كه منشا
نيمي از كل مقاومت سيستم گردش خون مي باشند ممكن است يك غشا
ارتجاعي داخلي نيز وجود داشته باشد.
2 ) لايه مياني شامل 1 تا 3 لايه كامل از سلولهاي عضلاني صاف
مي باشد.
3 ) لايه خارجي پوشش نازكي را براي لايه مياني فراهم مي كند .
2 ـ شاهراهها
يكسري عروق خوني كوچك يا يك لايه غير ممتد از سلولهاي عضلاني
صاف مي باشد.
الف ) عملكرد : اين شاهراهها جريان خود را از طريق بسترهاي مويرگي
ويژه اي كنترل كرده و از مويرگها ناشي مي شوند.
ب ) كانالهاي معبر : اين كانالها
مسيرهاي متناوبي هستند كه از طريق
آنها خون مي تواند بطور مستقيم از پس شريانچه ها به وريدچه ها جريان پيدا
كرده كه خون نيز بيشتر مويرگي را تخليه مي كند
ج ) اسفنگترهاي پيش مويرگي : سلولهاي عضلاني صافي هستند كه دهانه
مويرگها را در محل انشعابشان از پس شريانچه
احاط مي كنند. موقعيكه آنها
منقبض مي شوند جريان خون از طريق كانالهاي معبر عبور مي كند و موقعيكه
شل مي شوند خون وارد مويرگها مي شود.
3 ) مويرگها
كوچكترين عروق خوني محسوب مي شوند. قطر متوسط آنها تقريبا
مساوي قطر گلبولهاي قرمزي است كه در همان نمونه حيواني خاص وجود
دارد.
الف ) عملكرد : مويرگها مبادله گازها و مواد ديگر را بين خون و مايع بين بافتي
تسهيل مي كنند.
ب ) ساختمان : 1 ) ساختمان عمومي : ديواره مويرگها خيلي نازك بوده و
شامل سلولهاي اندوتليال كمي بوده كه داراي غشا پايه مي باشند.
.4 وريدچه ها
انواع وريدچه ها عبارتند از : الف ) وريدچه هاي پشت مويرگي
وريدچه هاي پشت مويرگي مشابه مويرگهاي عروقي محسوب مي شوند كه
در تبادل مواد دارند. بيشتر ميزان آب و نمكها كه از طريق ديواره مويرگه
خارج مي شوند مجددا از طريق ديواره وريدچه ها وارد سيستم گردش خون
مي شوند. ساختمان آن ها شامل قسمت زير است :
قطر دريچه هاي پست مويرگي ممكن است به 50 ميكرومتر
برسد.
ساختمان ديواره آنها مشابه مويرگها بوده اما از نفوذ پذيري بيشتري
برخوردارند.
« سيستم تنفسي »
سيستم تنفسي شامل راههاي هدايتي و مناطق تبادل گاز است .
1 ـ راههاي هدايتي
الف ) اجزا= 1 ) حفره بيني
سينوسهاي اطراف بيني
اندام و مرونازال
2 ) حلق بيني 3 ) حنجره 4 ) ناي 5 ) برونش و برونشيولهاي انتهايي
ب ) عملكرد : راههاي هوايي براي انجام اعمال زير را انجام مي دهند : (1 )
جابجايي هوا و گازهاي مورد نياز براي تنفس از خارج به ريه و دفع گازهاي
مضر از ريه به خارج 2 ) تهيه هواي مناسب 3 ) ايجاد صدا 4 ) انجام بويائي .
مناطق تبادل گاز
« سيستم تنفسي پستانداران »
1 ) حفره بيني
سنيوسهاي اطراف بيني
اندام و مرونازال
الف ) حفره بيني : كه شامل سه بخش است : 1 ) ناحيه دهليزي (پوستي ) :
پوشش دهليزي بيني از ناحيه سر
به دمي تغيير مي كند. و درناحيه سري
) از نوع سنگفرش مطبق غير شاخي است (به استثناي اسب كه rostral (
ناحيه سري يا روتسرال دهليزبيني و ديورتيكولوم بيني از پوست تيپيك
پوشيده مي شود) در بخش مياني از نوع سنگفرش مطبق غيرشاخي است و
در ناحيه اي از نوع مكعبي يا مطبق كاذب است . 2 ) ناحيه تنفسي : پوشش از
نوع پوشش تنفسي يعني مطبق كاذب منشوري با سلولهاي مژه دار
سلولهاي
مسواكي
سلولهاي ترشحي و سلولهاي قاعده اي است .
سلولهاي مژه دار منشوري : ميكروديلي راسي فراوان دارند. سلولهاي
ترشحي داراي ترشحات ساختماني يا تنظيم كننده هستند.سلولهاي
منشوري
سلولهاخي جامي
سلولهاي قاعده اي چند وجهي بوده و در
مجاورت غشا پايه قرار مي گيرند اين سلولها تقسيم شده و به ساير
سلولهاي پوششي تمايز مي يابند
3 ) ناحيه بويايي : پوشش آن مطبق كاذب منشوري متشكل از سلولهاي
نگهدارنده و بويائي و قاعده اي هست سلولهاي نگهداركننده سلولهاي
منشوري حمايتي هستند. هسته سلولهاي پشتيبان سطحي ترين لايه هسته اي
و در پوشش ايجاد مي كند و سطح راسي اين سلولها داراي ميكرو ويلي
است . مجموعه اتصالي سلولهاي نگهدارنده كننده را بهم ديگر و به
سلولهاي بويائي متصل مي كند. سلولهاي ديگر آن سلولهاي حسي ـ عصبي
بويائي هستند كه از نوع لورونهاي دو قطبي هستند.
ب ) سينوسهاي اطراف بيني :
پوشش از نوع مطبق كاذب منشوري با سلولهاي مژه دار و چند سلولي
جاري است و زير مخاط غدد در اين ناحيه بندرت يافت مي شود.
ج ) عضو ژاكوب يا اندام و مزو مازال : به صورت اندام لوله اي كور (بن
بست ) و در طرفه مي باشد اين لوله به مجراي شناسايي كه حفرات دهان و
بيني را مرتبط مي كند باز مي شود.
2 ـ حلق بيني : اين بخش كه در خلف كام نرم قرار گرفته حفره بيني را به حلق
حنجره اي ارتباط مي دهد.
3 ـ حنجره :
حنجره عضوي است كه با غضروف حمايت مي شود در پائين در امتداد
ناي و در بالا در امتداد حلق بيني قرار مي گيرد.
الف ) پوشش اپي گلوت
دهليزهاي حنجره اي و چين هاي صوتي از نوع سنگفرشي مطبق و
باقيمانده حنجره از پوشش تنفسي پوشيده شده است .
ب ) آستر ـ زير مخاط
محتوي غدد مخلوط
نودلهاي لنفاوي
ليگامانهاي صوتي ارتجاعي و
دهليزي است .
4 ـ ناي :
يك لوله قابل انعطاف است كه از انتهاي حنجره شروع شده و با تقسيم
به پزومكوس هاي اوليه ختم مي شود.
5 ـ ريه
الف ) راههاي هدايتي داخل ريوي :
1 ) نايژه ها (برونلوكس ها) از برنش با نايژه اوليه نشعب مي شوند و
چندين بار شاخه مي شوند. سطح مقطع مجموعه انشعابات هر نسل بزرگتر از
نسل قبلي است و ساختمان آن به شرح زير است :
پوشش : اپي تليوم تنفسي سح برونكوس ها را مي پوشاند و از بالا به پائين
سلولهاي حسابي كاهش يافته و سلولهاي كلارا افزايش نشان مي دهند و
ارتفاع پوشش از بالا به پايين كاهش مي يابد.
آستر مخاط : غدد مشابه غدد ناي هستند و آستر مخاط نازك بوده و عدد
را در خود جاي مي دهد غدد در پائين به ندرت يافت مي شوند.
لايه عضلاني : سلولهاي عضلاني صاف لايه حلقوي ايجاد مي كنند. اين
لايه بتدريج از بالا به پائين نازك مي شود.
2 ) برونشيول ها از برونكوس ها بوجود مي آيند و چندين سنل بوجود
مي آورند. انتهايي ترين اين برونشيولها تحت عنوان برونشيول انتهائي
خوانده مي شود.
فهرست منابع و ماخذ
1 ـ اروگانولوژي
ترجمه و تاليف : دكتر نوري و دكتر آذرنيا
2 ـ مقاله اي با عنوان بافت شناسي و اندام ها
WWW . irantrans Plant . org 3 ـ
WWW . iran healers . com 4 ـ
WWW . boali . com 5 ـ
WWW . salamatiran . com 6 ـ
WWW . printo . it 7 ـ

| | |