
« درسنامه علوم قرآني » اثري است از حسين جوان آراسته كه توسط دفتر
تبليغات اسلامي حوزه علميه قم منتشر گرديده است . محتواي اين كتاب
گلچيني از مباحث علوم قرآني است كه برخي از موضوعات آن عبارتند از :
علوم قرآني و سير تاريخي نگارش آن
عناوين قرآن
معاني قرآن
نامگذاري
قرآن
تاريخ قرآن
شامل تعريف وحي و اقسام وحي و چگونگي وحي
نزول
قرآن
سوره هاي قرآن
تحريف ناپذيري قرآن
و اعجاز قرآن .
نويسنده در مقدمه كتاب درباره ويژگي هاي اثر خويش توضيح مي دهد :
قرآن معتبرترين منبع معارف اسلام و معجزه جاودان رسول گرامي است ;
تنها كتاب آسماني است كه از تحريف مصون مانده و بشر از آوردن حتي
سوره اي كوچك همانند آن عاجز است . سراسر نور و روشنايي است .
در سايه پربركت اين امانت مقدس و در پرتو عمل به قوانين و
دستورهاي حيات بخش آن
جامعه اسلامي توانست در مدتي اندك
نيمي از
جهان را به تسخير خود درآورد و دوران طلايي و شگفت انگيز تمدن بشري
در آن روز را بنيان نهد. تنها به بركت « قرآن » بود كه تاريخ تمدن اسلامي
يكي از شكوهمندترين وافتخارآميزترين مراحل تاريخ تمدن بشر نام گرفت .
تا آن زمان كه اين مشعل فروزان هدايت فراراه جامعه اسلامي قرار
داشت
سيادت و عظمت
قدرت و شوكت و همه ارزش هاي والاي انساني
در اختيار مسلمانان بود و از آن هنگام كه « قرآن » از صحنه زندگي مسلمانان
آهسته آهسته كنار زده شد عزت و عظمت و اقتدار آنان نيز رو به افول نهاد.
بدون شك علت اساسي انحطاط و عقب ماندگي مسلمانان را بايد در پشت
كردن آنان به « قرآن » جست وجو كرد. اگر اين كتاب مقدس و اين گنجينه
عظيم و گرانبها در اختيار دشمنان ما بود
بيشترين بهره را از آن مي بردند.
متاسفانه آشنايي و آگاهي ما مسلمانان و حتي بسياري از تحصيل كردگان
ما از قرآن اندك و ناچيز است
و قرآن آن گونه كه شايسته آن است
جايگاه
خويش را در ميان جوامع اسلامي پيدا نكرده است . البته پس از پيروزي
انقلاب شكوهمند اسلامي به رهبري امام خميني (ره ) كه خود معلم و مفسر
بزرگ قرآن بود
قرآن درخششي ديگر يافت و آهنگ گرايش به قرآن و معارف
آن به گونه اي فراگير در ميان عموم مسلمانان
به ويژه جوانان
آغاز شد.
در جهان آشوب زده كنوني كه ارزش ها در ميان هياهوي دنياطلبان و
بمباران تبليغات مسموم آنان به فراموشي سپرده شده
خلا معنويت
بيش
از هر زمان ديگر رخ نموده و موجبات عصيان و انزجار از زندگي سرد
بي روح و بي پشتوانه كنوني را فراهم كرده است . از اين رو براي ما مسلمانان
بيش از هر زمان ديگر
ضرورت حاكم نمودن فرهنگ و حياتي در متن زندگي
فردي
اجتماعي و سياسي احساس مي شود. به فرموده پيامبر اكرم (ص )
هرگاه فتنه ها چون شب تار شما را احاطه نمود به قرآن روي آوريد; چرا كه
شفاعتش پذيرفته و گزارشش از اعمال بندگان تصديق مي شود. هركه قرآن را
پيشواي خويش قرار دهد
او را به بهشت رهبري نمايد و هر كه آن را
پشت سر اندازد به دوزخش كشاند. راهنمايي است كه انسان را به بهترين
راه ها
راهنمايي مي كند. قرآن را ظاهري است و باطني
ظاهرش جلوه و
زيبايي دارد و باطنش ژرف و عميق است . ستارگاني دارد و ستارگانش را نيز
ستارگاني است شگفتي هايش قابل شمارش و عجايبش كهنه شدني نيست ....
فهم صحيح قرآن مجيد
متوقف بر مقدماتي است . « علوم قرآني »
مباحثي مقدماتي براي تفسير قرآن و برداشت از آن است كه از ديرباز مورد
توجه علما و قرآن پژوهان بوده است .
به طور كلي تاليفات « علوم قرآني » به چهار دسته تقسيم مي گردند :
.1 كتبي كه در يك علم خاص از علوم قرآني تدوين يافته اند; مثل علم
قرات
اعجاز قرآن
تحريف
محكم و متشابه
ناسخ و منسوخ و...
.2 كتبي كه به صورت گزينشي به چند موضوع از علوم قرآني پرداخته اند .
.3 كتبي كه نويسندگان آن ها سعي نموده اند همه مباحث مربوط به علوم
قرآني را در يك مجموعه گردآوري نمايند.
.4 تفاسيري كه مفسران در مقدمه آن ها مباحثي از علوم قرآني را مطرح
نموده اند.
آن چه در تدوين اين كتاب موردنظر بوده
شيوه دوم
يعني گلچيني از
مباحث علوم قرآني است كه سعي گرديده ضمن طرح مباحث عمده و مهم
ارتباط منطقي و زنجيره اي ميان آنها رعايت شود.
از سوي ديگر با عنايت به اين كه تنظيم اين مجموعه به منظور آموزش
سطح متوسط از علوم قرآني (مقطع كارشناسي ) صورت مي پذيرد
به جهت
پرهيز از افراط و تفريط در طرح مطالب
سعي بر اين بوده است كه حد
متوسط
مبناي هر بحث قرار گيرد
به گونه اي كه طالبان آشنايي با علوم
قرآني
به سادگي و سهولت با مجموعه اي از اين علوم آشنا گردند.
سخني با اساتيد ارجمند
همان گونه كه مي دانيد تدريس علوم قرآني
چه در مراكز آموزش عالي و
چه در مجامع حوزوي
همواره با خلا متن آموزشي مناسب به زبان فارسي
مواجه بوده است . يكي از بايسته هاي علوم قرآني
تغيير ساختار متون
قديمي به متون آموزشي است . تدوين « درسنامه علوم قرآني » با همين هدف
صورت پذيرفت و در فاصله يك سال چاپ سوم آن در تابستان 78 منتشر و
در بهمن ماه همان سال توسط معاونت پژوهشي حوزه علميه قم جزو كتب
برگزيده سال 77 معرفي گرديد . استقبال گسترده از كتاب
انتخاب آن به
عنوان متن درسي از سوي برخي مراكز حوزوي و گزينش آن توسط معاونت
پژوهشي حوزه علميه قم
نگارنده را بر آن داشت تا بنا به توصيه بعضي از
عزيزان
كتاب را در حد دو واحد نيز (سطح 1 ) تنظيم نمايد . متن حاضر
مناسب براي تدريس دو واحد درسي (سطح 1 ) مي باشد .
اين كوچك ترين اقدام كه به فضل الهي مورد عنايت و توجه قرار گرفته
است
همتي بلند مي طلبد تا به مدد و ياري قرآن پژوهان و از رهگذر تذكرات
و راهنمايي هاي صاحب نظران
چه از نظر شكلي و چه از جهت محتوايي
گام به گام به هدف خويش نزديك تر شود.
نويسنده كتاب در پايان مقدمه نكاتي را در معرفي اثر خويش مطرح
مي كند كه عبارتند از :
.1 تنظيم مطالب كتاب در ده بخش كلي صورت گرفته كه هر بخش حاوي
چند فصل است .
.2 بخش ها عبارتند از : كليات
وحي
نزول قرآن
تدوين قرآن
قراات
قرآن
تحريف ناپذيري قرآن
اعجاز قرآن
ناسخ و منسوخ
محكم و متشابه
و هفتاد نكته قرآني .
.3 چينش منطقي موضوعات و ترتب هر يك بر ديگري با دقت زياد انجام
گرفته است .
.4 در ابتداي هر بخش
به اهداف موردنظر اشاره شده است كه ضمن ايجاد
انگيزه براي محصلان
نمايي از مباحث را به آنان ارائه مي دهد.
.5 در آغاز هر بخش
بعضي از منابع مهم و سودمند به سه منظور
كتاب شناسي
مطالعه آزاد و پاسخ يابي قسمت « پژوهش » معرفي شده
است .
.6 خلاصه و چكيده مطالب هر فصل
در پايان آن فصل
ذكر شده است .
.7 در پايان هر بخش
پرسش هايي در دو قسمت
پرسش (مربوط به متن ) و
پژوهش (خارج از متن ) طرح شده است . لازم است كه پرسش ها به تدريج و
هماهنگ با فصل هاي مربوط به آن در كلاس عنوان شود.

*****
درسي از مكتب امام علي (ع )
حسابرسي از خويش
ضرورت حياتي و آثار ارزشمند
|
در نظام اخلاقي اسلام
« حسابرسي از خويش » يك اصل ضروري و
مهم و يك وظيفه حساس و غيرقابل اجتناب مي باشد و هر انسان مسلماني
بايد لحظات خاص و مشخصي از شبانه روز را به اين امر ضروري
اختصاص دهد و در خلوت دل بنشيند و صفات و خصال و روحيات
گفتار
و كلام
رفتار و سلوك
مواجهه ها و برخوردها
و عملكردهاي خود را مورد
بررسي و حسابرسي قرار دهد و ضعف ها و تزلزل ها و كاستي هايش را
شناسايي نمايد.
اين اصل و وظيفه مستمر و هميشگي كه « محاسبه نفس » نيز ناميده
مي شود
يكي از عواملي است كه آدمي را به طور دقيق به شناخت معايب و
خطاها و معاصي رهنمون مي شود.
ترديدي وجود ندارد كه شناخت نقايص و ضعف ها و كمبودها
مقدمه اي است براي آغاز حركت هاي اصلاحي و از اين طريق است كه آدمي
درصدد رفع معايب و كاستي هايش برمي آيد و به پركردن شكاف هاي به وجود
آمده اهتمام مي ورزد و مراحل مختلف رشد معنوي را طي مي كند و به
تهذيب و تزكيه نفس توفيق حاصل مي نمايد.
حسابرسي از خويشتن در همه ابعاد و جلوه ها و در تمام امور فردي
عبادي
اعتقادي
فكري
اخلاقي
تربيتي
سياسي
اجتماعي و اقتصادي
هرگز با حركت سطحي و زودگذر و بي نظمي و فقدان دقت و مراقبت سازگار
نمي باشد
كه حياتي بودن اين محاسبه بايد هر نوع تسامح و سهل انگاري و
سطحي نگري را نفي نمايد و به تلاش دقيق و عميق و همه جانبه در تحقق
حسابرسي كامل و اساسي ترغيب كند.
اميرمومنان حضرت علي (ع ) در رهنمود اخلاقي خود
به وضوح به
دقت هاي لازم درباره امر حياتي حسابرسي از خويشتن فرا مي خواند و
مهم ترين ابعاد و جلوه هاي اين محاسبه دقيق و كامل را به نظاره ديدگان جان
و دل مي گذارد :
« لازم است انسان عاقل و خردورز
به حساب خود رسيدگي دقيق كند
و تمام نقايص و عيوب خويش را در امور ديني خود
در نظرها و آرا
خويش
در خلقيات و ملكات خود
در آداب و طرز معاشرت هاي خويش
با
شمارش صحيح احصا نمايد و تمام آنها را به ذهن خود بسپارد
يا آن كه بر
صفحه كاغذي بنويسد
و براي برطرف نمودن آن عيوب فعاليت نمايد. »
اين كلام نغز
علاوه بر توصيه به حسابرسي دقيق
و علاوه بر نماياندن
ابعاد و جلوه هاي آن
به اين مهم نيز اشاره مي كند كه اين كاستي ها و عيوب و
نواقص بايد به طور دقيق در مخزن ذهن آدمي ثبت و ضبط گردد تا هر كدام از
آنها مرور شوند و به موقع برطرف گردند. و چنانچه به ذهن سپردن آنها براي
بعضي از افراد امكان پذير نباشد
بايد هر كدام از اين خطاها و معاصي را بر
صفحه كاغذي بنگارند تا به طور دقيق بدانند كه چه كرده اند و چسان بايد به
تقابل با آنها بپردازند و آئينه جان و روحشان را از زنگارهاي به وجود آمده
بزدايند. اين به « ذهن سپاري » يا « ثبت بر صفحه كاغذ »
عملي است كه بايد
همواره تداوم يابد و هر كدام از خطاها و گناهان كه در رفع آنها توفيق و
پيروزي حاصل گرديد از مجموعه خطاها و معاصي ثبت شده خارج گردد.
اميرالمومنين (ع ) در رهنمودي ديگر به نتيجه و حاصل حسابرسي از
رفتار و عملكردها اشاره مي نمايد و به اين وسيله به ارزشمندي و سازندگي
اين عمل تصريح مي كند :
« آن كس كه به حساب نفس خود رسيدگي نمايد
بر عيوب و
كاستي هايش آگاه مي شود و از گناهان خود مطلع مي گردد
در آن زمان است
كه مي تواند خويشتن را درمان كند
گناهان را ترك گويد و عيوب خود را
اصلاح نمايد. »
با اين بينش آفريني ها
هيچ بهانه يا غفلت و قصوري در امر حسابرسي از
خويشتن
معقول و پذيرفته نمي باشد و همه زمينه هاي اوليه مهيا و آماده
است كه آدمي در خلوتگاه دل بنشيند و به دور از هياهو و هنگامه هاي زندگي
به محاسبه دقيق رفتار و عملكرد و مواجهه و تعامل ها و خصال و صفات و
روحيات خويش بپردازد و معايب و نواقص و ضعف ها و كاستي ها و معاصي
و گناهان خود را شماره كند و با عزم و اراده اي مستحكم در رفع آنها تلاش
نمايد.
« حسابرسي از خويشتن » در همه ابعاد و جلوه ها و در تمام
امور فردي
عبادي
اعتقادي
فكري
اخلاقي
تربيتي
سياسي
اجتماعي و اقتصادي
هرگز با حركت سطحي و
زودگذر و بي نظمي و فقدان دقت و مراقبت سازگار نمي باشد
كه حياتي بودن اين امر هر نوع تسامح و سطحي نگري را نفي
مي نمايد
آدمي بايد در لحظات خاصي از شبانه روز
در خلوتگاه دل
بنشيند و به دور از هياهو و هنگامه هاي زندگي به محاسبه دقيق
رفتارو عملكرد و مواجهه و تعامل ها و خصال و صفات و روحيات
خويش بپردازد و معايب و كاستي هايش را شماره كند و با عزم و
اراده اي مستحكم در رفع آنها تلاش نمايد

*****
امانت (2 )
|
حضرت علي (ع )ك
اداي امانت كن هرگاه مورد اعتماد قرار گرفتي
و كسي را متهم نكن در آن هنگام
كه به او اعتماد كردي
به راستي كه ايمان ندارد آن كس كه امانتدار نيست .
كسي كه به امانت عمل كند(و آن را ادا نمايد). بدرستي دينداري را به كمال
رسانده است .
كسي كه امانت را سبك شمرد در خيانت واقع خواهد شد.
امانتداري
اساس و ريشه اسلام است .
هرگاه خداوند سبحان بنده اي را دوست بدارد امانتداري را نزدش محبوب
گرداند.
اگر امانتداري استوار شود
راستي بسيار گردد.
امانت رستگاري است براي كسي كه رعايت آن كند.
امانتداري
حفاظت و نگهباني است .
امانتداري ايمان است و گشاده رويي احسان .
امانتداري
انسان را به راستي مي كشاند.

*****
در جستجوي ليله القدر
|
عبدالكريم عابديني
قسمت چهاردهم
آنچه در ليله القدر نازل شده است
در شب پررمز و راز
اسرارآميز و آكنده از بركات الهي ليله القدر درهاي
آسمان ملكوت به روي عالم ملك گشوده مي شود; ترنم باران رحمت
الهي سرزمين تفتيده دل ها را شادابي و نشاط مي بخشد و تابش انوار
بركات آسماني آدميان را به مبدا نور و رحمت و روشنايي فرا مي خواند
پرواز روح و اعتلاي معنوي انسان را شتابي صدچندان مي بخشد.
شناخت اين شب و آنچه در آن نازل شده است
زمينه را براي
بهره مندي هرچه بيشتر از ليله القدر فراهم مي آورد.
در اين قسمت با استمداد از آيات و روايات
به جستجوي پاسخي براي
اين پرسش مي پردازيم كه « در شب قدر چه چيزهايي نازل شده است »
گويا مي پرسيم « چه خبر » ; چرا كه مي دانيم در اين شب بزرگترين و
سرنوشت سازترين خبرها به وقوع پيوسته است و برترين و بالاترين
رحمت ها و بركت ها نازل شده است ; ليله القدر تنها بستر زماني نزول
قرآن كريم نبوده است
دراين شب وقايع مهم ديگري نيز اتفاق افتاده
است و امور ديگري نيز از خزائن غيب الهي به جهان زندگي ما فرود
آمده است ; در اين قسمت به بررسي آنچه در ليله القدر نازل شده است
مي پردازيم و در پاسخ به اين پرسش كه در شب قدر چه چيزهايي نازل
شده است
مي گوييم :
.1 قرآن كريم
درخشنده ترين گوهر آسماني كه با تلالو خويش ليله القدر را به روشن تر
از هر روزي بدل كرده است
و با مطرح شدن نام ليله القدر
گوي سبقت
را از ديگر امور مي ربايد
كتاب خدا
قرآن كريم است ; خداي سبحان
خود درباره نزول قرآن كريم در ليله القدر با صراحت و وضوح فرموده
است : « انا انزلناه في ليله مباركه انا كنا منذرين » 53 ;
« ماآن (قرآن )را در شبي مبارك فرو فرستاديم كه ما بيم دهنده بوده
ايم » .
و آن شب مبارك را همان ليله القدر معرفي فرموده است :
« انا انزلناه في ليله القدر » 54 ;
« ما آن (قرآن )را در شب قدر فرو فرستاديم » .
بي هيچ ترديدي نزول دفعي قرآن كريم در شب قدر بوده است .
مرحوم صدوق (رض ) نازل شدن قرآن را در ماه مبارك رمضان و در شب
قدر كه آن شب نيز از شب هاي ماه مبارك رمضان است
از اعتقادات
مذهب اهل بيت (ع ) برشمرده است :
« اعتقادنا ان القرآن نزل في شهر رمضان في ليله القدر جمله واحده الي
البيت المعمور ... » .55
« اعتقاد ما آن است كه قرآن در ماه مبارك رمضان
در شب قدر به يكباره
به بيت المعمور نازل شده است » .
.2 ولايت علي بن ابي طالب
ليله القدر شب نزول ولايت علي بن ابي طالب (ع ) است .
« عن المفضل بن عمر قال : ذكر عند ابي عبدالله (ع ) « انا انزلناه في ليله
القدر » قال : ما ابين فضلها علي السور قال : قلت : و اي شي فضلها « قال :
نزلت ولايه اميرالمومنين (ع ) فيها قلت : في ليله القدر التي نرتجيها في
شهر رمضان قال : نعم هي ليله قدرت فيها السماوات و الارض و قدرت
ولايه اميرالمومنين (ع ) فيها » 56 ;
« مفضل بن عمر مي گويد : نزد حضرت امام صادق (ع ) از (سوره ) « انا
انزلناه في ليله القدر » سخن به ميان آمد
حضرت فرمود :
چه آشكار است برتري اين سوره بر ساير سوره ها.
راوي مي گويد : عرض كردم : برتري آن چيست
امام فرمود : ولايت اميرالمومنين (ع ) در آن نازل شده است .
عرض كردم : در همان شبي قدري كه اميد و انتظار آن را در ماه رمضان
مي كشيم
امام (ع ) فرمود : بلي
در شب قدر تقدير آسمان ها و زمين معين شده
است و در شب قدر ولايت اميرالمومنين (ع ) مقدر شده است » .
نزول ولايت اميرالمومنين (ع ) در سوره مباركه قدر حاكي از نزول ولايت
آن حضرت در شب قدر است و به آيه شريفه « انا انزلناه في ليله القدر »
مربوط مي شود
آن آيه از نزول قرآن در شب قدر سخن مي گويد; و از
آنجا كه قرآن و ثقل ديگر آن يعني اهل بيت (ع ) به فرموده رسول
اكرم (ص ) هرگز از يكديگر جدا نبوده و نخواهند بود
پس فرود آمدن
قرآن با فرود آمدن ولايت اميرالمومنين (ع ) همراه است
همراهي و
معيتي كه هرگز بين آن دو جدايي راه نخواهد داشت .
اين حديث شريف نشان مي دهد كه شب قدر هم شب نزول قرآن كريم
است و هم شب نزول ولايت اميرالمومنين (ع ) است كه ابوالائمه
سرسلسله شجره طوباي امامت و ولايت و آيت عظماي الهي است ; در
بستر مبارك اين شب مقدرات آسمان ها و زمين
يعني مجموعه كائنات
تعيين مي شود. آري از سويي آسمان ها
زمين
كوه ها
درياها
باد
ابر
باران
همه و همه بر اساس « و لله جنود السماوات و الارض » 57
لشگر
خدا و مجري و مجري مشيت حكيمانه او هستند
از سوي ديگر انسان
در شب قدر درهاي رحمت خداوند را به سوي خود گشوده مي بيند و در
نوراني ترين ساعت ها و لحظه ها در ضيافت خدا حاضر مي شود و اجازه
مي يابد در تعيين سرنوشت خود دخيل شود
گويا ليله القدر زمان
هماهنگي
همسويي و همراهي انسان و همه موجودات و پديده هاي
جهان آفرينش است و اين هماهنگي و همراهي با ولايت الهي هدايت و
رهبري مي شود كه در وجود مبارك ابوالائمه مولي علي بن ابي طالب (ع )
متجلي شده است ; و اين همه ليله القدر را شب همراهي و هماهنگي آدم
و عالم
با قطب و محور هستي
مجلي و مظهر ولايت الهي
علي بن ابي طالب اميرالمومنين (ع ) قرار داده است .
سخن بنيادين و ماندگار رسول خدا(ص ) در حديث شريف ثقلين كه
فرمود : « اني تارك فيكم الثقلين ما ان تمسكتم بهما لن تضلوا كتاب الله و
عترتي اهل بيتي و انهما لن يفترقا حتي يردا علي الحوض » 58
جدايي ناپذيري اين دو ثقل را به خوبي نشان مي دهد و بر اين اساس
شان و منزلت قرآن و عترت
مبدا و مقصد اين دو گوهر گران بها و حتي
زمان و مكان نزول اين دو ميراث نبوي (ص ) نيز از جدايي ناپذير بودن
آن دو حكايت مي كند.
رواياتي كه از نزول ولايت علي بن ابي طالب (ع ) در ليله القدر خبر
مي دهد
در كنار نزول قرآن كريم
نزول فرشتگان و روح و نيز تعيين
سرنوشت و مقدرات انسان بسيار اسرارآميز و تامل برانگيز است .
.3 نزول فرشتگان و روح
قرآن كريم در شب قدر از نزول فرشتگان و جبرئيل (ع ) خبر
مي دهد :
« تنزل الملائكه و الروح فيها باذن ربهم من كل امر » 59 ;
« فرشتگان و جبرئيل (ع ) در آن شب به اذن پروردگارشان براي (تقدير)
هر كاري نازل مي شود » .
عن محمدبن مسلم عن احدهما(ع ) قال : « و سئل عن ليله القدر فقال :
تنزل فيها الملائكه و الكتبه الي السما الدنيا فيكتبون ما يكون في امر
السنه ... » 60 ;
محمدبن مسلم از حضرت امام باقر(ع ) يا حضرت امام صادق (ع ) درباره
ليله القدر پرسيد
امام (ع ) در پاسخ فرمود : در شب قدر فرشتگان و
نويسندگان به آسمان دنيا فرود مي آيند
و آنچه را به امر سال مربوط
مي شود
مي نويسد ... » 61
.4 نزول سرنوشت و مقدرات انسان
از آغاز ماه مبارك رمضان انسان روزه دار دعوت خدا را براي حضور در
ضيافت صيام پاسخ گفته و هجرتي معنوي را از خود تا خدا آغاز كرده
است و در شب قدر هر كس به قدر همت خويش به ساحت قدس ربوبي
نزديك شده است ; تا آنجا كه خداوند در آيات مربوط به روزه و رمضان
از اين « قرب » سخن به ميان آورده است و آن را فرصتي بس گران بها
يادآوري فرموده است و با تاكيد و تكرار
پيامبر خويش را واسطه
برقراري اين ارتباط بي واسطه كرده است ;
« و اذا سالك عبادي عني فاني قريب اجيب دعوه الداع اذا دعان
فليستجيبوا لي و ليومنوا بي لعلهم يرشدون » 62 ;
« و چون بندگانم درباره من از تو جويا شوند
من نزديكم و پاسخ
دعاكننده را هنگامي كه مرا مي خواند
مي دهم
پس به فرمان من گردن
نهند و به من ايمان آورند باشد كه راه يابند » .
خداوند در اين فضاي قرب و وفاق و توفيق سرنوشت سالانه انسان را
مقدر و معين مي فرمايد; ضمن آن كه به انسان اين فرصت داده شده است
تا در نزول مقدرات و سرنوشت خود سهيم باشد.
عن ابي جعفر الثاني (ع ) ان امير المومنين (ع ) قال لابن عباس : « ان ليله
القدر في كل سنه و انه ينزل في تلك الليله امرالسنه و لذلك الامر و لاه
بعد رسول الله (ص )
فقال ابن عباس : من هم
قال : انا و احد عشر من صلبي ائمه محدثون 63 » 64 ;
از حضرت امام جواد(ع ) روايت شده است كه حضرت
اميرالمومنين (ع ) به ابن عباس فرمود : « در هر سالي شب قدر است و در
آن شب (سدنوشت و مقدرات ) آن سال نازل مي شود و پس از رسول
خدا(ص ) آن امر متصديان و سرپرستاني دارد.
ابن عباس گفت : آنان چه كساني هستند
فرمود : من هستم و يازده تن از فرزندان صلبي من كه امامان محدث
هستند » .
سليمان مروزي مي گويد : از حضرت علي بن موسي الرضا(ع ) پرسيدم آيا
مرا خبر مي دهي از « انا انزلناه في ليله القدر » كه درباره چه چيزي نازل
شده است
امام فرمود : « يا سليمان ليله القدر يقدر الله عز و جل فيها ما يكون من
السنه الي السنه من حياه او موت او خير او شر او رزق فما قدره في
تلك الليله فهو من المحتوم قال سليمان الآن قد فهمت جعلت
فداك » 65 ;
« اي سليمان خداي عز و جل در شب قدر آنچه از اين سال تا سال ديگر
از زندگي يا مرگ
از خير يا شر يا روزي را مقدر مي فرمايد و آنچه در
اين شب مقدر مي فرمايد
پس آن حتمي (تغييرناپذير) خواهد
بود
سليمان گفت : فدايت شوم اكنون فهميدم » .
آداب ليله القدر
ليله القدر داراي آدابي است
توجه به آن آداب زمينه را براي بهره مندي
هرچه بيشتر از اين كانون بركات الهي فراهم مي آورد; از جمله آن آداب
عبارت است از :
1 و2 ـ غسل و شب زنده داري :
« من اغتسل ليله القدر و احياها الي طلوع الفجر خرج من ذنوبه « 66 ;
« هر كسي شب قدر غسل كند و تا طلوع فجر شب قدر بيدار بماند
از
گناهانش خارج مي شود » .
مرحوم صدوق (رض ) مي فرمايد : « اتفق مشايخنا(رضي الله عنهم ) في
ليله القدر علي انها ليله ثلاث و عشرين من شهر رمضان و الغسل فيها
من اول الليل و هو يجزي الي آخره » 67 ;
« مشايخ ما در اين كه ليله القدر شب بيست و سوم ماه مبارك رمضان
است
اتفاق نظر دارند و (وقت ) غسل آن از اول شب است و همان غسل
تا آخر كفايت مي كند » .
« ان رسول الله (ص ) نهي ان تغفل عن ليله احدي و عشرين و ليله ثلاث
و عشرين او ينام احد تلك الليله » 68 ;
« رسول خدا(ص ) از اين كه شب هاي بيست ويكم و بيست وسوم به غفلت
سپري شود يا كسي در اين شب بخوابد
نهي فرمود » .
3 و4 ـ گشودن قرآن و خواندن دعا
زراره مي گويد : حضرت امام صادق (ع ) فرمود :
« تاخذ المصحف في ثلاث ليال من شهر رمضان فتنشره و تضعه بين
يديك و تقول اللهم اني اسالك بكتابك المنزل وما فيه و فيه اسمك
الاكبر و اسماوك الحسني و ما يخاف و يرجي ان تجعلني من عتقائك
من النار و تدعو بما بدا لك من حاجه » 69 ;
« در سه شب از شب هاي ماه مبارك رمضان (شب هاي نوزدهم
بيست ويكم و بيست وسوم ) قرآن را جلوي خود مي گشايي و مي گويي :
بارپروردگارا! من به وساطت كتابت كه آن را نازل فرمودي و به وساطت
آنچه كه در اين كتاب است و اسم اكبر تو كه در اين كتاب است و اسماي
حسناي تو كه در اين كتاب است و آنچه از خوف و رجا و ترس و اميد
كه در اين كتاب آمده است
از تو درخواست مي كنم مرا از آزادشدگان
خويش از آتش قرار دهي و آن گاه هر حاجتي را مي خواهي درخواست
كن » .
5 ـ صد ركعت نماز
« اغتسل ليله تسع عشره من شهر رمضان و احدي و عشرين و ثلاث و
عشرين و اجهد ان تحييهما و ذكر ان ليله القدر يرجي في ليله احدي و
عشرين و ثلاث و عشرين و قال (ع ) : ليله ثلاث و عشرين الليله التي « فيها
يفرق كل امر حكيم » و فيها يكتب وفد الحاج و ما يكون من السنه الي
السنه و قال ع يستحب ان يصلي فيها مائه ركعه تقرا في كل ركعه الحمد
و عشر مرات « قل هو الله احد » 70 ;
« شب نوزدهم و بيست ويكم و بيست وسوم غسل كن و بكوش كه دو شب
(بيست ويكم و بيست وسوم ) را احيا نگه داري
آن حضرت يادآور شد
كه : اميد است ليله القدر شب بيست ويكم يا بيست وسوم باشد و فرمود :
شب بيست وسوم شبي است كه در آن هر امر محكم تفصيل داده مي شود
و فرمود : صد ركعت نماز مستحب است در هر ركعتي سوره « حمد » ده
بار سوره « قل هو الله احد » .
« علي بن محمد عن محمد بن احمد بن مطهر انه كتب الي ابي محمد ع
يخبره بما جات به الروايه ان النبي ص كان يصلي في شهر رمضان و
غيره من الليل ثلاث عشره ركعه منها الوتر و ركعتا الفجر فكتب ع فض
الله فاه صلي من شهررمضان في عشرين ليله كل ليله عشرين ركعه ثماني
بعد المغرب و اثنتي عشره بعد العشا الآخره و اغتسل ليله تسع عشره و
ليله احدي و عشرين و ليله ثلاث و عشرين و صلي فيهما ثلاثين
ركعه اثنتي عشره بعد المغرب وثماني عشره بعد عشا الآخره و صلي
فيهما مائه ركعه يقرا في كل ركعه فاتحه الكتاب و « قل هو الله احد » عشر
مرات و صلي الي آخر الشهر كل ليله ثلاثين ركعه كما فسرت
لك » 71 ;
احمدبن مطهر طي نامه اي از حضرت امام حسن عسگري (ع ) تفسير
روايتي را مي خواهد كه در آن چنين آمده است : « پيامبر اكرم (ص )
همواره در ماه رمضان و غير ماه رمضان سيزده ركعت نماز به جا مي آورد
از جمله آن نماز وتر و دو ركعت فجر بوده است .
امام (ع ) در پاسخ نوشت : خداوند دهانش را بشكند; پيامبر(ص ) در
بيست شب ماه رمضان هر شب بيست ركعت نماز به جاي مي آورد
هشت ركعت بعد از مغرب و دوازده ركعت بعد از عشا و در شب نوزدهم
و بيست ويكم و بيست وسوم غسل مي فرمود و در آن دو شب صد ركعت
نماز به جاي مي آورد در هر ركعتي سوره حمد و ده مرتبه سوره « قل هو
الله احد » و تا پايان ماه هر شب سي ركعت
همان گونه كه برايت شرح
دادم
نماز به جاي مي آورد » .
پاورقي :
53 ) دخان .3
54 ) قدر .1
55 ) بحارالانوار ج 18
ص .250
56 ) معاني الاخبار 315
ح .2
57 ) فتح .7
58 ) وسائل الشيعه ج 27
ص .33
59 ) قدر .4
60 ) كافي ج 4
ص 157
ح .3
61 ) روايت ديگري نزديك به همين معنا از حضرت امام صادق (ع ) در
تفسير قمي ج 1
ص 366 آمده است .
62 ) بقره .186
63 ) محدث يعني كسي كه صداي فرشتگان را مي شنود; اما آنان را
نمي بيند : « عن محمد بن مسلم قال ذكر المحدث عندا بي عبد الله ع فقال
انه يسمع الصوت و لا يري الشخص » (كافي ج 1
ص 271
ح 4 ) .
64 ) كافي ج 1
ص .532
65 ) بحارالانوار ج 4
ص .95
66 ) بحارالانوار ج 80
ص 128 و وسائل الشيعه ج 10
ص .358
67 ) بحارالانوار ج 94
ص .16
68 ) بحارالانوار ج 94
ص .9
69 ) بحارالانوار ج 94
ص .4
70 ) بحارالانوار ج 94
ص .8
71 ) كافي ج 4
ص .155

| | | |