روزنامه جمهوري اسلامي 22/07/1385 صفحه امام
*****
امام خميني : مولا علي عدالت مطلق بود




  • علي معصومي (وزوايي )
    ارائه تعريف و توصيفي كه بتواند وجود مبارك امام علي عليه السلام را به خوبي نشان دهد واقعا مشكل و حتي غير ممكن است . به همين دليل است كه امام خميني در تعريف و توصيف امام علي (ع ) آن امام بزرگ را معجزه خلقت معرفي مي كند و مي فرمايد :
    او يك موجودي بوده معجزه اي جمع ما بين تضاد جمع بين همه ضدها را كرده بود.يك آدم در قدرت آن طور كه به حسب نقل از اين طرف مي زد دو تا مي كرد در جنگ مي زد مي كشت تمام كسانيكه بر ضد اسلام بودند. از آن طرف يك آدم زاهد يك آدم عابد تا صبح بنشيند نماز بخواند. آدم زاهد و عابد اهل جنگ نيست آدم جنگجو هم بيشترش اهل زهد و تقوا وامثال ذلك نيست جمع مي كرده او بين همه . ماها نمي توانيم اما مي توانيم كه اقتدا كنيم به او تا حدودي . مي توانيم رسيدگي كنيم به فقراي مملكتمان به ضعفايمان . (1 )
    يكي از علل معجزه بودن وجود مبارك امام علي عليه السلام اين است كه آن امام بزرگ شخصي بود كه ابعاد بسيار مختلف و حتي ابعاد متضاد داشت . به تعبير امام خميني امام علي عليه السلام موجود هزار بعدي بود. امام خميني مي فرمايد :
    ما بايد پيرو يك چنين انسان كاملي باشيم كه در همه ابعاد متخصصين براي ايشان تواضع مي كنند. در هر بعدي اگر كسي بخواهد مثل بزند به ايشان مثل مي زند. در بعد زهدو علم و در بعد رحمت به مستضعفين ومستمندان و در بعد جنگ و شجاعت و خلاصه در همه ابعاد به ايشان مثل زده مي شود. و در حقيقت يك موجود هزار بعدي است و مابايد تابع يك همچو فردي باشيم هر چند كه كسي نمي تواند حتي يك هزارم هم شبيه ايشان باشد لكن به آن اندازه اي كه مي توانيم بايد از ايشان تبعيت كنيم از تعهدي كه به اسلام داشت و از اينكه همه چيزش را براي اسلام داد . (2 )
    ابعاد مختلف امام علي (ع ) سبب شده است كه هر گروهي احساس كند كه مقتداي كاملش در وجود مبارك امام علي عليه السلام تجلي يافته است . امام خميني در اين باره مي فرمايد :
    اين علي همه چيز است يعني در همه ابعاد انسانيت درجه يك است . ولهذا هر طايفه اي خودشان را به او نزديك مي كنند و خاصيت هر طبقه اي را هم دارد. خاصيت قدرت ورزشكارها به طور وافي دارد. مي گويند كه حضرت اين بازوي ايشان تا اينجا مثل آهن بوده است و قدرتهايي كه در شمشيرزني به كار برده است ضربتهاي علي را مي گويند كه يكي بوده . از اين طرف كه مي زده دوتا مي كرده از آن طرف هم كه مي زده دو تا مي كرده . با يك ضربت يك دفعه اگر بر فرق مي زده كه اين طور هم مي زده دو نيم مي كرد... اين علي همه چيز ماست و ما همه بايد تابع او باشيم . در عبادت فوق تمام عبادت كنندگان بود در زهد فوق همه زاهدها بود در جنگ فوق همه جنگجويان بود در قدرت فوق همه قدرتمندان بود و اين يك اعجوبه اي است كه جمع مابين چيزهاي متضاد با هم كرده است . (3 )
    عدالت گرايي يكي از مهم ترين ابعاد وجودي امام علي عليه السلام مي باشد. امام خميني امام علي عليه السلام را عدالت مطلق ميداند و چنين مي فرمايد :
    حضرت امير سلام الله عليه قسم مي خورد (به حسب روايتي كه هست توي نهج البلاغه ) كه اگر چنانچه همه اقاليم دنيا را به من بدهند كه بخواهم يك ظلم بكنم اينقدر كه يك چيزي را از دهن يك مورچه من بگيرم ظلم است من نمي كنم . (4 )
    اين روزي است كه به واسطه تولد مولا عليه السلام كه تولد عدالت مطلق و تولد رحمت الهي است به همه شماها تبريك عرض مي كنم . من اميدوارم كه اين عدالت الهي كه به چهره تابناك علي بن ابيطالب سلام الله عليه ظاهر شده است درملت ما وبخصوص قواي انتظاميه جلوه گر شود. شماها كه پاسدار جمهوري اسلامي هستيد و پاسدار اسلام و قرآن هستيد بايد به همان نحو كه مولا عليه السلام مظهر عدالت بود و مظهر رحمت شما هم اقتداي به آن حضرت كنيد و با عدالت با مردم وبين خودتان رفتار كنيد و با عطوفت 5. )
    اخلاص مطلق ازديگر ويژگي ها و ابعاد وجودي امام علي عليه السلام است وامام خميني در اين باره مي فرمايد :
    شمشير علي بن ابيطالب سلام الله عليه و فرود آوردن شمشير و به دشمن آن شمشير را ضربه زدن و او را كشتن اين امري است كه در همه جا واقع مي شود و بسياري از اشخاص اين اعمال را كرده اند و مي كنند. ارزش به اينها نيست ارزش به آن است كه در قلب علي بن ابيطالب چه مي گذشته است ومرتبه اخلاص او چه اندازه بوده است .
    آن مرتبه اخلاص است كه يك ضربت را با عبادت ثقلين عبادت جن و انس مقابل كرده است . (6 )
    امام علي عليه السلام از يك سو در مرتبه اعلاي عرفان قرار داشت و از سوي ديگر از نظر حضور در عرصه سياسي و اجتماعي نيز در حد اعلا قرار داشت . امام خميني در اين باره مي فرمايد :
    ما نديديم در تاريخ كسي گفته باشد رسول اكرم و امير مومنان درجايي از صحنه كناره گيري كنند و در مسجد بنشينند و ذكر بگويند بلكه بعكس در همه جا حضور داشتند ودر صحنه بودند . (7 )
    مرتبه اعلاي عرفان را امام علي سلام الله عليه داشته است و هيچ اين چيزها نبوده در كار. خيال مي كردند كه كسي كه عارف است بايد ديگر به كلي كناره گيرد از همه چيز و برود كنار بنشيند و يك قدري ذكر بگويد ويك قدري تغني بشود و يك قدري چه بكند و دكانداري . اميرالمومنين در عين حالي كه اعرف خلق الله بعد از رسول الله در اين امت اعرف خلق الله به حق تعالي بود مع ذلك نرفت كنار بنشيند و هيچ كاري به هيچي نداشته باشد. هيچ وقت هم حلقه ذكر نداشت مشغول بود به كارهايش ولي آن هم بود . (8 )
    امام علي عليه السلام از نظر معرفت علم ويقين نيز بعد از رسول اكرم هيچ همتايي نداشت . امام خميني در اين باره چنين مي فرمايد :
    حضرت مولي الموالي مي فرمايد : و الله لا بن ابي طالب انس بالموت من الطفل بثدي امه . « به خدا قسم كه پسر ابوطالب مانوستر است به مردن از بچه به پستان مادرش . » زيرا كه آن سرور حقيقت اين عالم را مشاهده كرده به چشم ولايت و جوار رحمت حق تعالي را به هر دو عالم ندهد. و اگر به واسطه مصالحي نبود در اين محبس ظلماني طبيعت نفوس طاهره آنها لحظه اي توقف نمي كرد و خود وقوع در كثرت و نشئه ظهور و اشتغال به تدبيرات ملكي بلكه تاييدات ملكوتي براي محبين و مجذوبين رنج و المي است كه ما تصور آن را نمي توانيم كنيم . (9 )
    شما شيعه همان هستيد كه مي فرمود اگر همه عالم در مقابل من بايستند تنها درمقابل مي ايستم . آن ايمان است كه او را آن طور در مقابل همه چيز مي ايستادند. آن اخلاص اوست آن روحانيت و معنويت اوست و شما هم شيعه او هستيد. اميدوارم كه از روحانيت او و از علومي كه خداي تبارك و تعالي به او عنايت كرده است و نفخات الهي كه در روح مبارك او دميده شده است . به شما و همه ما نصيبي داده بشود . (10 )
    نگذاشتند و نشد كه ائمه ما عليهم السلام آن طوري كه مي خواستند بروز بدهند حقايق را. اين هم بسيار مورد تاسف است . تاسف اين از تاسف او بالاتراست . اين چه علمي بوده است كه نزديك وفات حضرت رسول (ص ) بيخ گوشي به حضرت امير(ع ) فرموده است و ايشان به حسب روايت مي فرمايد كه « هزار باب از علم (يا هزار علم هر كدام چه ) براي من حاصل شده » .1 اين علم معمولي كه دست ما هست دست فقها هست دست فلاسفه هست دست عرفا هست اين نيست . آن چه بوده است كه حضرت امير مي گويد كه من علم جم دارم « هيهنا علوم جما » لكن حمله نيست اين علم فقه نبوده علم فقه را تعليم كرده اند. هيچ در او قصوري نشده است . اين فلسفه و اين چيزهايي كه دست ماهاست اينها هم نبوده است و اين مورد تاسف است كه مهلت ندادند به اينها نشد.
    در آن وقت حمله اي كه آنها مي خواستند نبود و آن علوم با خود آنها به ملا اعلي رفت و مابايد تا آخر دنيا تاسف از اين بخوريم كه از آن هيچ بهره نداريم و او بلااشكال از اين علوم رسمي كه دست بشر است و دست مسلمين است از اينها خارج است براي اين كه اينها حمله داشتند. آن كه حمله نداشته است آن كه مورد تاسف خود ائمه عليهم السلام بوده است كه پيدا نكردند كساني را كه به آنها تعليم بدهند آن علوم را وقرآن كه مخزن همه علوم است نشد كه آنها تفسير كنند و آن معارفي كه در قرآن هست آنها بيان كنند براي ما. اينها از تاسفهايي است كه مابايد در گور ببريم . (11 )
    امام خميني معتقد است امام علي عليه السلام با همه توضيحاتي كه درباره ايشان شده و با همه مطالبي كه در طول تاريخ درباره آن بزرگوار نوشته شده است هنوز گمنام وناشناخته اند : زيرا تمام شناخت هايي كه بشر توانسته است درباره امام علي (ع ) به دست آورد در برابر عظمت وجودي آن حضرت ناقص و ناچيز است . امام خميني در اين باره چنين مي فرمايد :
    درباره شخصيت علي بن ابيطالب از حقيقت ناشناخته او صحبت كنيم يا با شناخت محجوب و مهجور خود اصلا علي (ع ) يك بشر ملكي و دنيايي است كه ملكيان از او سخن گويند يا يك موجود ملكوتي است كه ملكوتيان او را اندازه گيري كنند اهل عرفان درباره او جز با سطح عرفاني خود وفلاسفه و الهيون جز با علوم محدوده خود با چه ابزاري مي خواهند به معرفي او بنشينند تا چه حد او را شناخته اند تا ما مهجوران را آگاه كنند دانشمندان و اهل فضيلت و عارفان و اهل فلسفه با همه فضايل و با همه دانش ارجمندشان آنچه از آن جلوه تام حق دريافت كرده اند در حجاب وجود خود و در آينه محدود نفسانيت خويش است و مولا غير از آن است . پس اولي آن است كه از اين وادي بگذريم و بگوييم علي بن ابيطالب فقط بنده خدا بود و اين بزرگترين شاخصه اوست كه مي توان از آن ياد كرد و پرورش يافته و تربيت شده پيامبر عظيم الشان است و اين از بزرگترين افتخارات اوست . كدام شخصيت مي تواند ادعا كند كه عبدالله است و از همه عبوديتها بريده است جز انبياي عظام و اولياي معظم كه علي (ع ) آن عبد وارسته از غير و پيوسته به دوست كه حجب نور و ظلمت را دريده و به تمدن و به معدن عظمت رسيده است در صف مقدم است . و كدام شخصيت است كه مي تواند ادعا كند از خردسالي تا آخر عمر رسول اكرم در دامن وپناه و تحت تربيت وحي و حامل آن بوده است جز علي بن ابيطالب كه وحي و تربيت صاحب وحي در اعماق روح و جان او ريشه دوانده . پس او بحق عبدالله است وپرورش يافته عبدالله اعظم . (12 )
    اساسا سربازان اگر چه نامدار باشند در اين جهان گمنام اند. نامدارترين سرباز فداكار در اسلام اميرالمومنين است و او گمنامترين سرباز است . با كدام تفكر عرفاني فلسفي سياسي و كدام قلم و زبان و بيان بشر اين سرباز گمنام را معرفي كند و بشناسد و بشناساند (13 )
    اميد است ماه مبارك رمضان به ويژه ايام سوگواري امام علي عليه السلام فرصتي باشد تا مسلمانان پيش از گذشته با عمق وجود امام علي عليه السلام آشنا شوند.
    پي نوشت :
    1 ـ صحيفه نور جلد 7 ص 40
    2 ـ همان جلد 17 ص 241
    3 ـ همان جلد 6 ص 146
    4 ـ همان جلد 6 ص 239
    5 ـ همان جلد 12 ص 115
    6 ـ همان جلد7 ص 130 و 131
    7 ـ همان جلد 17 ص 84
    8 ـ همان جلد 20 ص 30
    9 ـ چهل حديث ص 123
    10 ـ صحيفه نور جلد 16 ص 131
    11 ـ همان جلد 19 ص 26 و 27
    12 ـ همان جلد .14 ص 224 و 225
    13 ـ همان جلد 17 ص 243
    امام خميني : امام علي (ع ) يك موجودي بوده معجزه اي جمع ما بين تضاد جمع بين همه ضدها را كرده بود. يك آدم در قدرت آن طور كه به حسب نقل از اين طرف مي زد دو تا مي كرد در جنگ مي زد مي كشت تمام كساني كه بر ضد اسلام بودند.از آن طرف يك آدم زاهد يك آدم عابد تا صبح بنشيند نماز بخواند. آدم زاهد و عابد اهل جنگ نيست آدم جنگجو هم بيشترش اهل زهد و تقوا و امثال ذلك نيست جمع مي كرده او بين همه . ماها نمي توانيم اما مي توانيم كه اقتدا كنيم به او تا حدودي . مي توانيم رسيدگي كنيم به فقراي مملكتمان به ضعفايمان .
    امام خميني : شمشير علي بن ابيطالب سلام الله عليه و فرود آوردن شمشير و به دشمن آن شمشير را ضربه زدن و او را كشتن اين امري است كه در همه جا واقع مي شود و بسياري از اشخاص اين اعمال را كرده اند و مي كنند. ارزش به اينها نيست ارزش به آن است كه در قلب علي بن ابيطالب چه مي گذشته است و مرتبه اخلاص او چه اندازه بوده است . آن مرتبه اخلاص است كه يك ضربت را با عبادت ثقلين عبادت جن و انس مقابل كرده است .
    امام خميني : اساسا سربازان اگر چه نامدار باشند در اين جهان گمنام اند. نامدارترين سرباز فداكار در اسلام اميرالمومنين است و او گمنامترين سرباز است . با كدام تفكر عرفاني فلسفي سياسي و كدام قلم و زبان و بيان بشر اين سرباز گمنام را معرفي كند و بشناسد و بشناساند