
مجيد زندي قسمت اول
همچنانكه خاطرات خوش دوران مدرسه براي هميشه در ذهن ماندگار
است حادثه هاي تلخ
رفتارهاي تحقيرآميز
كلمات تلخ معلم
ناظم و مدير و
حتي سخنهاي باباي مدرسه هم هيچ گاه از صفحه ذهنمان پاك نمي شود.
كاش قبول داشتيم حال كه كارشناس فيزيك يا حتي از آن بالاتر شديم
اين معلم بود كه ما را عاشق درس فيزيك كرد او اخلاق و سرشت انسانيت را
با درس فيزيك مخلوط كرد و اين عنصر را به خورد ما داد تا فيزيك با
وجودمان تركيب شود و ديگر از ما تجزيه نشود.
كاش قبول داشتيم كه مدرسه حتي مسير زندگي ما را تغيير داده و
بسياري از دانش آموزان كه روزگاري عاشق شغل معلمي بودند اكنون از آن
گريزان هستند چرا كه شايد دانش آموزي با ديدن رفتارهاي يك معلم از شغل
معلمي بيزار شود.
يادم نمي رود كه اكثر اوقات ناظم با يك چوب چندمتري هميشه دنبال
مجرم مي گشت خدايا اين جا مدرسه است يا زندان و آقاي ناظم به اوضاع
مدرسه نظم مي دهد يا مجرمين را دستگير مي كند و آنها را توبيخ مي كند
يادم نمي رود كه ناظم و معلم ها اول سال زير زمين درداري را به دانش
آموزان تازه وارد نشان مي دادند و مي گفتند. « بچه ها اين جا سياهچال است
اگر درس نخوانديد اگر اخلاق شما درست نبود و هزاران اگرهاي ديگر شما را
در اين سياهچال مي اندازيم . » و كسي جز خدا نمي داند كه شبهايي خواب
مي ديديم كه مار دو سري از سياهچال بيرون مي آمد و پاي ما را به درون آن
مي كشيد!
البته امروزه آن اوضاع بهتر شده ولي هنوز بسياري از بچه ها عاشق
مدرسه نيستند. آنها به كلاس درس مي روند تا تعليم و تربيت بياموزند. شك
نداريم كه در اين كلاس ها تصميمات و اقداماتي هم انجام مي شود كه در
راستاي آموزش بهتر و موثرتر قرار مي گيرد اما همين كلاس ها مي تواند هم
كسل كننده و هم پويا و متحول باشد. كه اين به نحوه برخورد والدين
مدرسه
معلم ها و نظام آموزشي دارد.
شك نداريم كه آشنايي با محيط مدرسه
نظم و ترتيب و قوانين حاكم بر
آن كه لازمه ي فعاليت هاي آموزشي است كمي براي دانش آموزان مشكل
است اما اين مشكلات با ياري والدين و كادر آموزشي قابل حل است .
به عنوان مثال كودكي كه يكباره از خانه راهي مدرسه مي شود با ايجاد
رابطه عاطفي با معلم مي تواند ترس و دلهره اي كه دارد كم شود. اين رابطه
عاطفي مي تواند با خواندن او با اسم كوچك
رفتاري عادلانه
گرفتن
جشن هاي تولد و حتي تقسيم نگاه در طول كلاس برقرار شود. و در اين
صورت است كه او مايل به ماندن در مدرسه مي شود.
و يا در سطح بالاتر معلمين بايد فضاي كلاس را آزاد بگذارد تا
دانش آموزان بتوانند راحت به بحث و گفتگو بپردازد. و به ديگران نيز
بياموزند كه به گفتگو و عقايد دوستانشان احترام بگذارند. و اين معلم است
كه بايد انديشه ها و عقايد آنان را ستايش كند و نه اينكه او و بچه هاي ديگر
تنها در پي عيب جويي باشند. چرا كه اين مساله موجب مي شود دانش آموزان
رشد عقلي و استقلال فكري پيدا نكنند.
در جستجوي راهكارهاي نظري و عملي به سراغ برخي از والدين و
دانش آموزان و كارشناسان رفتيم تا از نزديك با آنها صحبت كنيم و
نظراتشان را بشنويم .
خانم مرتضوي كه خود را مادر دانش آموز كلاس سوم راهنمايي معرفي
مي كند و درباره علت كسل بودن دانش آموز در مدرسه مي گويد : يكي از
دلايل انزجار بچه ها از مدرسه اصرار بر خواندن كتاب است كه اگر آنها قبل
از هفت سالگي با كتاب دوست شوند و بفهمند كه كتاب چه دوست خوبي
است و چه مطالبي دارد خواندن درس و كتاب ديگر برايش كار مشكلي
نيست و هم اينكه با خواندن كتاب آموخته هاي زيادي كسب مي كند كه در
طي مدرسه وقتي معلم سئوالاتي خارج از درس مي پرسد با جواب دادن
درست به آن احساس لذت بخشي به او دست مي دهد. به خصوص وقتي از
سمت معلم تشويق بشود دوست دارد هر روز اين تشويق را براي خود فراهم
آورد.
وي مي افزايد : من خودم سالها پيش هر شب پيش از اينكه دخترم
بخوابد برايش كتاب مي خواندم و دخترم هم با دقت گوش مي داد و سئولات
خوبي هم مي پرسيد كه نتيجه مي گرفتيم كتاب براي او قابل فهم است . حتي
او را مرتب به كتابفروشي مي بردم و برايش چند كتاب با انتخاب خودش
مي خريدم تا به دانش و آموخته هاي فرزندم اضافه شود تا بتواند در مدرسه
زمينه ي علمي خوبي داشته باشد.
خانم مرتضوي ادامه مي دهد : در اين ميان من و پدرش نيز بسيار مطالعه
مي كنيم تا هم داراي اندوخته هاي بيشتري باشيم و هم فرزندمان را علاقمند
كنيم چون وقتي خودم چندين ساعت پاي برنامه هاي معمولي تلويزيون
مي نشينم نمي توانم فرزندم را به درس و كتاب تشويق كنم . چون همانطور كه
مي دانيد فرزندان از آن چيزي كه ما هستيم پيروي مي كنند نه آن چيزي كه به
آنها مي گوييم .
سعيد ذبيحي ولي يك دانش آموز كلاس سوم راهنمايي نيز در اين باره
مي گويد : شايد يكي از دلايل كسالت دانش آموزان اين است كه معلم عاشقانه
به كلاس درس نمي آيد تا كسي هم عاشق درسش شود. ممكن است رنگ و
پوشش ديوارها
ساختمانهاي مدرن و وسايل كمك آموزشي عالي و...
بي تاثير نباشد ولي آنچه كه از همه ي آنها مهم تر است رفتار معلم و شيوه ي
تدريس اوست كه حتي تنبل ترين دانش آموزان را به خود جلب مي كند و آنها
را عاشق درس مي سازد.
وي مي افزايد : من خودم دانش جو بودم باور نمي كنيد سر كلاس يك
استاد
چشم ما تنها به عقربه هاي ساعت بود و گاهي از بچه ها مي خواستيم
كه به جاي ما حاضر بگويند يا اسم ما را جز حاضرين بنويسند ولي سر
كلاس استاد ديگر كه حتي حاضر و غايبي هم در كار نبود كلاس هميشه
شلوغ بود
و حتي پس از پايان ساعت دوست نداشتيم كلاس را ترك كنيم و
با استاد مباحثه مي كرديم و ايشان بسيار عاشقانه مباحث درس را به ما
گوشزد مي كرد. نمي دانم از سواد بالاي ايشان بود يا از رفتار خوب كه اينگونه
دانش جويان را شيفته ي خود كرده بود.
وي همچنين ادامه مي دهد كه معلم بايد در ميان دانش آموزان ايجاد
انگيزه كند و در كنار رفتار مناسب با جايزه و يا تشويق يا راههاي درست
ديگر آنها را به خواندن درس و پيشرفت و ترقي ترغيب نمايد.
خانم اسماعيلي يك مادر دانش آموز هم در اين باره به گزارشگر ما
مي گويد : به نظر من نوع تدريس معلم بسيار اهميت دارد معلمي كه از سواد
بالايي برخوردار است همراه با تجربه خود مي تواند كلاس را به خوبي اداره
كند
متاسفانه بعضي از معلمين تنها در حيطه درس و كتاب اطلاعات دارند.
اگر اينگونه نباشد او مي تواند در لابلاي درس مباحث جديد و جذابي را
عنوان كند و حتي براي اثبات اين مباحث براي بچه ها سئوالات و معماهاي
بسياري را مطرح كند. با داستانهاي شيرين و تاريخي
حكايات متفاوتي را
نيز بگويد از آيات و روايات كمك بگيرد تا كلاس همراه با يادگيري كتاب
كسل كننده نباشد.
وي ادامه مي دهد : در چنين شرايطي بسياري از دانش آموزان براي اينكه
همراه كلاس باشند به مطالعه بيشتر روي مي آورند چون كتاب بايد يك
راهنما باشد و نبايد تنها به مطالب آن اكتفا كند آن قدر بايد از موضوع كتاب
فراتر روند كه مطالب آن بسيار كم و ناچيز درنظر دانش آموزان بيايد در نتيجه
يادگيري آن آسان شود. بچه هاي ما بايد به عشق يادگيري به مدرسه بروند نه
از ترس امتحان يا تنبيه معلم يا توبيخ ناظم . اين مساله درست به مانند اين
است كه ما به خاطر نرفتن جهنم دروغ نگوييم در حالي كه چه زيبا و دوست
داشتني است كه ما به خاطر عشق و علاقه به خداوند به فرامين او عمل كنيم
و از دستورهايش سرپيچي نكنيم .
در اين باره به سراغ دانش آموزان هم رفتيم محمود باخدا دانش آموز
كلاس سوم دبيرستان در اين باره به گزارشگر ما مي گويد : فصل تابستان را
دوست دارم ولي به محض شروع سال تحصيلي ماتم مي گيرم چون از طرفي
محيط مدرسه خشك و بي روح است و از طرفي ديگر بايد هميشه در هراس و
اضطراب باشيم . يا اينكه مثلا به دلايل كارهاي نكرده متهم به دروغ گويي
شويم .
من به طور كلي از پرخاشگري و اهانت ناظم و مدير و معلم بيزارم چون
جلوي دوستانم كوچك و تحقير مي شويم من دوست دارم با معلم ارتباط
عاطفي برقرار كنم و در كنار آن به تحصيل بپردازم .
وي مي گويد : سال گذشته به دليل مشكلات خانوادگي اصلا حوصله
درس خواندن نداشتم سركلاس اصلا گوش نمي كردم
حواسم كاملا پرت
بود. اما معلم من در اين مدت مرا جلوي بچه هاي تحقير كرد و يا از كلاس
بيرون كرد چون ايشان معتقد بودند من به خاطر شيطنت به درس گوش
نمي دهم و ايشان هيچ وقت متوجه تغيير رفتار و مشكل خانوادگي من نشد.
مگر نبايد معلم نسبت به مسائل خانوادگي و رفتار ما حساسيت داشته باشد
او نبايد فقط درس بدهد و برود. ايجاد رابطه عاطفي موجب علاقه ما به اين
محيط دوم مي شود و اين علاقه هم موجب پيشرفت درس ما مي گردد. چون
وقتي من معلم خود را دوست داشته باشم نمي خواهم او را ناراحت كنم .
حميد سخاوت مند دانش آموز كلاس سوم راهنمايي هم مي گويد : من
عاشقانه به مدرسه نمي روم چون همه چيز در آن جا اجباري است . تكليف
سنگين و زياد
خواندن درس علي رغم بي حوصلگي
انجام كارهاي خاص در
حالي كه هيچ علاقه اي نداري .
وي ادامه مي دهد : وقتي به خانه مي روي گرفتن نمره 20 نيز خود يك
مساله است . انگار اصلا نمره 18 براي دانش آموز نيست . دلهره و هراس از
گرفتن نمره پايين
بي اعتنايي يا تنبيه هاي سخت در نتيجه گرفتن اين نمره و
هزاران دلايل ديگر باعث مي شود كه ديگر عاشق مدرسه نباشيم .
آموزش مطالب را CD وي مي افزايد : معلم ما مانند يك تلويزيون يا
تند و تند بيان مي كند و جلسه ديگر نيز ما را يك ضبط صوت فرض مي كنند
و انگار كليدي را فشار مي دهد كه بايد ما همه مطالب گفته شده را نكته به
نكته پس بدهيم . در حاليكه معلم بايد ما را درك كنند و بداند ما دستگاه
نيستيم . همين شيوه امتحان گرفتن همانند پتك بر سر دانش آموزان شد و
ابزاري براي فشار بر دانش آموزان مطرح مي شود.
در همين زمينه آقاي علي اكبر كياني پناه با 30 سال سابقه وپژوهشگر
نمونه كشوري در سال 84 و دبير دبيرستانهاي منطقه 15 تهران درباره علل
ملال آور بودن محيط درس و مدرسه براي دانش آموزان به گزارشگر ما
مي گويد : اين مشكل از چند جهت شكل مي گيرد كه ما عوارض سو آن را در
كلاس مي بينيم يكي از اين عوامل عدم ارتباط مطالب درسي با مسايل زندگي
است . در حاليكه موضوعات درسي بايد با موضوعات روز جامعه
دانش آموزان و خانواده ها تجانس داشته باشد.
وي ادامه مي دهد : البته در سه ـ چهار سال اخير كارهايي در اين زمينه
شروع شده ولي انجام كارها آنقدر روند كندي دارد كه نمي توان آن را به
عنوان تحول حساب كرد در حاليكه وقتي دانش آموز مطالب را مي خواند و
آن را در جهت مقابل واقعيت هاي زندگي جامعه مي بيند بايد انصاف بدهيم
كه دانش آموز نمي تواند ارتباط صحيحي با درس معلم برقرار سازد.
اين مدرس آموزش خانواده مي افزايد : سئوال اصلي اين است كه چرا
دانش آموزان ما علاقه اي به حفظ كتاب هاي درسي به عنوان يك منبع علم و
اطلاعات ندارند و پس از پايان سال تحصيلي كتاب درسي را پاره و نابود
مي كنند در حاليكه اين كار دانش آموز پيام بسيار بزرگي براي من معلم و
متوليان وزارت آموزش وپرورش دارد كه بدانيم اين دانش آموز با زبان
بي زباني مي گويد كه كتاب را فقط بخاطر نمره اش حفظ كرده بود.
آقاي كياني پناه مي افزايد : هر معلمي هم مي تواند در هر ساعت درس
خود را محك بزند كافي است دقت كند كه دانش آموزان چگونه در كلاس
مي نشينند اگر منتظر خوردن زنگ هستند و دانش آموزان منتظر فرار از كلاس
مي باشند اگر در كار خود دانشمند بزرگي هم باشد
معلم موفقي نيست زيرا
نتوانسته در دل دانش آموز جاي پيدا كند.
وي ادامه مي دهد : توصيه ام به معلمان اين است كه اگر عدم علاقه
دانش آموزان در كلاس را ديدند بدانند معلم موفقي نيستند و بايد در
روش هاي خود تجديدنظر كنند و اين مي تواند براي تمام درس ها مصداق
داشته باشد.
اين معلم با سابقه زبان انگليسي مي گويد : ما معلمان بايد قبول كنيم كه با
روش سخنراني كه بوي كهنگي از آن به مشام آيد و به هيچ وجه با روش هاي
نوين تدريس سنخيتي ندارد نمي توانيم دانش آموزان را راضي نگه داريم زيرا
با اين كار دانش آموز را به يك عنصر منفعل و بيچاره اي تبديل مي كنيم كه
فقط از او مي خواهيم سكوت كند و با دهاني باز به صحبت هاي معلم گوش
دهد.
وي مي گويد : دانش آموز بايد در كلاس
درس را بفهمد و در خانه براي
تجديد خاطرات خوش كلاس مطالعه كند در اين شيوه همه جسم و روح
دانش آموز در كلاس درس حضور دارد و كاملا فعالانه عمل مي كند در
غيراينصورت هيچگاه يادگيري واقعي اتفاق نمي افتد.
آقاي كياني پناه مي افزايد : نتيجه گفته ها تنها به شنيده ها تبديل مي شود
كه چيزي از يادگيري را در خود ندارد ولي نتيجه روش هاي فعال تدريس
معلم براي دانش آموز به يافته ها بدل مي شود كه يك عمري در ذهن دانش آموز
باقي خواهد ماند.
وي دغدغه معيشتي معلمان را هم يكي از عوامل منفي اثرگذار در نحوه
تدريس معلم مي داند و مي افزايد : به دليل غلبه مشكلات بر معلم و آگاهي
دانش آموزان از رفتار معلم
كلاس درس براي دانش آموزان كسل كننده
مي شود.
اگرچه نمي توان از معيشت معلمان غافل بود اما در مقابل بايد يقين
دانست درآمد هيچ كار فرهنگي حتي هنري و تحقيقي و پژوهشي هم نه در
ايران بلكه در هيچ كشوري به پاي تجارت
بازاريابي يا دلالي و واسطه گري
نمي رسد و اگر قرار باشد ملاك فعاليت معلمان را با پول سنجيد هيچگاه قادر
به مقايسه با مشاغل درآمدزاي كاذب نخواهيم بود و كسي كه قدم در عرصه
معلمي مي گذارد بايد به رسالت خود آگاه باشد و بداند در اين حرفه همانند
همه حرفه هاي فرهنگي
نمي توان پول پارو كرد يا خود را با مشاغل
غيرفرهنگي و هنري مقايسه كرد.
در اين باره آقاي كياني پناه مي گويد : اين اصل پذيرفتني است كه هيچ
كاري باارزش ايجاد نخواهد شد مگر اينكه عشق به آن كار در وجود افراد
باشد و معلمي هم از آن مستثني نيست و معلمي هم مانند هنرمندي است كه
عليرغم درآمد كم صرفا به عشق آن هنر خود را در عذاب قرار مي دهد و
عاشقانه كار خود را پي مي گيرد.
وي ادامه مي دهد : البته اين بايد جزو تفكر معلم باشد ولي نمي توان
پندار دانش آموز را هم كه در اوج احساس است با آن هماهنگ كرد.
مي مي افزايد : وقتي مي بينيم ذهن دانش آموز بر اثر مسايل و مشكلات
جامعه تخريب شده يك معلم در دو ساعت هفته چه ميزان مي تواند
تحول آفرين باشد
به هر حال علت بي رغبتي دانش آموزان در مدرسه عوامل عام و
گسترده اي دارد ولي ركن اصلي ايجاد رغبت در كلاس درس همانا معلم است
و در ساختار آموزش وپرورش بايد به گونه اي برنامه ريزي و طراحي صورت
گيرد كه معلمان كلاس هاي درس خود را شادتر مديريت كنند و اين حد
امكانات در مدارس وجود دارد كما اينكه بسياري از معلمان باذوق و قريحه
خود كلاس را شاد نگه مي دارند.
ما براين باوريم كه براي ارتقا علمي و فكري دانش آموزان بايد از در و
ديوار مدرسه از مدير گرفته تا فضاي حياط و كلاس و نگار معلم بايد شادي
ببارد
هم واژه ها مي تواند شادي آفرين باشد و اين شادي يقينا با لوس بودن
تفاوت دارد اگر معلم به اين مساله باور داشته باشد و آن را به دانش آموزان
هم منتقل كند. برگ برنده بزرگي در اختيار معلم خواهد بود.
امروزه شاد بودن يك ضرورت علمي براي مقابله با كسالت موجود در
مدارس است و به اعتقاد روانشناسان مناسب ترين زمان براي انتقال مفاهيم
علمي و تربيتي قرار داشتن دانش آموزان در اوج شادي روحي است و يك
معلم هنرمند قادر خواهد بود اين فضا را به خوبي ايجاد كند. در گزارش آينده
به بخش هاي ديگر و اصل رسيدن به اين فضا خواهيم پرداخت .
همچنانكه خاطرات خوش دوران مدرسه براي هميشه در ذهن افراد
ماندگار است
حادثه هاي تلخ
رفتارهاي تحقيرآميز و تبعيض دار
كلمات
تلخ معلم
ناظم و مدير و ... هم هيچگاه از صفحه ذهن پاك نمي شود
يك دانش آموز : محيط مدرسه بسيار خشك و بي روح است و
دانش آموزان هميشه در ترس و اضطراب هستند كه در بسياري موارد به
دليل كارهاي نكرده متهم به درغگويي و از طرف مسئولان مدرسه تحقير
مي شوند
كياني پناه معلم پژوهشگر نمونه سال 84 كشوري : معلمي كه نتواند با
دانش آموزان ارتباط كلامي برقرار كند حتي اگر دانشمند هم باشد معلم
موفقي نخواهد بود زيرا دانش آموزان در كلاس او احساس خستگي و
كسالت خواهند داشت .
امروزه شاد بودن يك ضرورت علمي براي مقابله با كسالت موجود در
مدارس است و به اعتقاد روانشناسان مناسب ترين زمان براي انتقال
مفاهيم علمي و تربيتي قرار داشتن دانش آموزان در اوج شادي روحي
است .

|