روزنامه جمهوري اسلامي 20/07/1385 صفحه عقيدتي

  • آشنايي با آثار قرآني به مناسبت ماه بهار قرآن ـ17
  • درسي از مكتب امام علي (ع )
  • در جستجوي ليله القدر
  • *****
    آشنايي با آثار قرآني به مناسبت ماه بهار قرآن ـ17




  • گزيده متون تفسيري
    كتاب « گزيده اي از متون تفسيري » را دكتر سيدمرتضي ميرهاشمي تحقيق و به رشته تحرير درآورده و « سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاهها » اقدام به انتشار آن نموده است اين كتاب براي دانشجويان رشته زبان و ادبيات فارسي در مقطع كارشناسي به عنوان منبع اصلي درس تدوين يافته و آماده تدريس و بهره برداري شده است . در اين كتاب ابتدا گفتاري در باب تفسير و سير تحول آن مطرح شده و سپس گزيده متون تفسيري تنظيم و به خوانندگان ارائه گرديده است . سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاهها درباره هدف اصلي زا چاپ و نشر اين اثر و آثار ديگر توضيح مي دهد :
    « يكي از اهداف مهم انقلاب فرهنگي ايجاد دگرگوني اساسي در دروس علوم انساني دانشگاهها بوده است و اين امر مستلزم بازنگري منابع درسي موجود و تدوين منابع مبنايي و علمي معتبر و مستند با درنظر گرفتن ديدگاه اسلامي در مباني و مسائل اين علوم است .
    ستاد انقلاب فرهنگي در اين زمينه گامهايي برداشته بود اما اهميت موضوع اقتضا مي كرد كه سازماني مخصوص اين كار تاسيس شود و شوراي عالي انقلاب فرهنگي در تاريخ 63 12 7 تاسيس « سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاهها » را كه به اختصار « سمت » ناميده مي شود تصويب كرد.
    بنابراين هدف سازمان اين است كه با استعداد از عنايت خداوند و همت و همكاري دانشمندان و استادان متعهد و دلسوز به مطالعات و تحقيقات لازم بپردازد و در هر كدام از رشته هاي علوم انساني به تاليف و ترجمه منابع درسي اصلي فرعي و جنبي اقدام كند.
    دشواري چنين كاري بر دانشمندان و صاحب نظران پوشيده نيست و به همين جهت مرحله كمال مطلوب آن بايد به تدريج و پس از انتقادها و يادآوريهاي پياپي ارباب نظر به دست آيد و انتظار دارد كه اين بزرگواران از اين همكاري دريغ نورزند.
    كتاب حاضر براي دانشجويان رشته زبان و ادبيات فارسي در مقطع كارشناسي به عنوان منبع اصلي درس « برگزيده متون تفسيري » به ارزش 2 واحد تدوين شده است . اميد است كه علاوه بر جامعه دانشگاهي . ساير علاقه مندان نيز از آن بهره مند شوند. »
    محقق و تدوين كننده كتاب مزبور در مقدمه كتاب به معرفي محتواي اثر خويش مي پردازد :
    ظهور اسلام در شبه جزيره عربستان و گسترش سريع آن به اطراف و اكناف عالم از همان نخستين قرون اسلامي مسلمانان را برانگيخت تا از يك سو به تلاش بيشتر براي شناخت هرچه بهتر دين و كتاب آسماني خود بپردازند و از ديگر سو براي شناساندن آن بكوشند. از اين رو زمينه انجام تحقيقات متنوع و گسترده پيرامون قرآن و علوم قرآني فراهم آمد و علم حديث و تفسير به عنوان دو شاخه مهم علوم اسلامي توجه بسياري از دانشمندان مسلمان را به خود جلب كرد و كتابهاي متعددي در اين زمينه تاليف و تدوين شد. اين كتابها به خصوص در حوزه تفسير از تنوع ويژه اي برخوردار بودند. هر مفسري به شيوه اي خاص به تفسير روي آورد تا آنجا كه بعضي بيشتر جنبه هاي بلاغي و ادبي قرآن را مورد توجه قرار دادند و دسته اي به مقوله هاي زباني و صرفي و نحوي آن بسنده كردند گروهي شيوه روايي را پيش گرفتند و جمعي طريقه اجتهاد را بسياري هم تاويل قرآن را بر تفسير آن ترجيح دادند. به هر حال حاصل اين فعاليتهاي گسترده آثار متعددي است كه به صورت گنجينه اي باارزش باقي مانده است . اين آثار غالبا به زبان عربي است زباني كه در طي چندين قرن زبان علمي و ديني جوامع اسلامي به شمار مي آمده است . اما از آنجا كه بسياري از مردم به خصوص در سرزمين ايران فارسي زبان بوده و نمي توانسته اند از اين تفسيرها استفاده كنند گهگاه بعضي مفسران دست به تاليف تفسيرهايي به زبان فارسي زده و يا به ترجمه بعضي از تفاسير عربي اقدام كردند. از ميان اين كتابها برخي اگرچه نام تفسير دارند اما در حقيقت ترجمه آيات قرآن به فارسي هستند همچون تفسير نفيسي . برخي ديگر هرچند ترجمه اند اما مترجم در آنها كمي فراتر از ترجمه به توضيح پيرامون آيات مي پردازد كه اينها را مي توان ترجمه ـ تفسير ناميد همچون بخشي از تفسيري كهن به پارسي . برخي ديگر از اين كتابها ترجمه يك تفسير عربي به فارسي است مثل ترجمه تفسير طبري . بعضي از تفاسير را هم داريم كه به زبان فارسي تاليف شده و همه آيات قرآن را دربرمي گيرند و مفسر پس از ترجمه هر دسته از آيات به تفصيل به شرح و تفسير آنها مي پردازد همچون كشف الاسرار و روض الجنان و روح الجنان .
    آنچه مولف را به تاليف اين مجموعه برانگيخت مهياساختن كتابي بود در اندازه اي متناسب براي درس متون تفسيري كه به صورت دو واحد درسي در دانشگاهها ارائه مي شود. ضرورت آشنايي دانشجويان با تفسير و سير تحول آن ايجاب مي كرد كه مقدمه اي در اين باب ترتيب يابد. سپس متوني از بعضي تفاسير فارسي كه تا قرن دهم را شامل مي شود انتخاب گرديد. در انتخاب نمونه هايي از متون تفسيري سعي شده تا هم از بخشهاي قصص قرآن از آن روي كه در متون ادب فارسي انعكاس قابل توجهي داشته است گزينشي صورت گيرد و هم از بخشهاي غيرداستاني . و چون خواسته ايم شيوه مفسر را در تفسير به خوبي بنمايانيم ناگزير هر بخش انتخابي را به طور كامل آورده ايم و به ندرت چيزي از آن حذف كرده ايم . در مورد املا و رسم الخط تفاسيري كه از آنها استفاده كرده ايم ذكر نكته اي را ضروري مي دانيم و آن اينكه چون اين متون به دوران گذشته تعلق دارند از اين رو اختلاف املا و رسم الخط در آنها امري طبيعي است به خصوص در بعضي متون چون تفسيري كهن به پارسي به گونه اي است كه هر مراجعه كننده اي نمي تواند آن را بخواند و بهره لازم را ببرد. ناگزير سعي كرديم تا آنجا كه لازم به نظر مي رسد آنها را به صورت املاي معيار امروز درآوريم . توضيح و شرح دسته اي از لغات و تعابير و يا اعلام نيز از آن روي صورت گرفته تا حتي الامكان خواندن و درك متون را براي ديگر خوانندگان آسان تر سازد.
    اگرچه وقت قابل توجهي صرف تاليف اين اثر گرديده مدعي نيستيم كاري بي نقص ارائه داده ايم . از خوانندگان گرامي انتظار داريم چنانچه به ضعف و كاستي اي در اين اثر برخوردند بزرگوارانه آن را يادآور شوند و از راهنمايي خويش ما را بهره مند سازند و يا اينكه عيبش را در سايه هنرش اگر هنري در آن مي بينند ناديده انگارند. همان گونه كه حكيم نظامي گنجوي فرموده اند :
    در همه چيزي هنر و عيب هست
    عيب مبين تا هنر آري به دست


  • *****
    درسي از مكتب امام علي (ع )


  • مراتب سه گانه روزه
    « روزه » يكي از عبادات بزرگ و شريف الهي است كه نقش خاصي در پروردن انسان و به تقوا و تقرب رساندن او دارد اين عبادت چنانچه به نحو صحيح و با رعايت همه جوانب و جلوه هاي آن به مرحله عمل درآيد همه زنگارهاي سياه و تيره معاصي و گناهان و انگيزه ها و عملكردهاي تباه و حالات و خصال و صفات نكوهيده را از آئينه جان و روح مي زدايد و خلوص و صفا و يكرنگي و پاكي و طهارت و طراوت به ارمغان مي آورد.
    آثار و نتايج بسيار ارزشمند روزه در ابعاد وجلوه هاي گوناگون در صورتي به طور كامل و در مرتبه عالي به ظهور وعينيت درمي آيد كه آدمي آنگونه كه شايسته است به انجام اين عبادت بزرگ اهتمام ورزد و فقط به روزه ظاهري كه با پرهيز از خوردن و آشاميدن تحقق مي يابد بسنده نكند و به عمق و ژرفاي اين عبادت عظيم راه يابد و مراتب مختلف آن را طي كند كه روزه در مراحل و درجات و مراتب بالا به تحول و دگرگوني اساسي در انسان مي پردازد و راهگشاي تقوا و تقرب و حضور در محفل انس حضرت محبوب و اتصال به نور جمال او مي شود.
    به كلام گهربار و عميق اميرمومنان حضرت علي (ع ) در اين باره نظر گستريم و درس بگيريم و پيام بيابيم :
    « روزه دل بهتر از روزه زبان و روزه زبان بهتر از روزه شكم از طعام است . »
    اين رهنمود زيبا به مراتب روزه تصريح مي نمايد و توجه همگان را به اين حقيقت كه در نگرش و عمل به اين عبادت بزرگ الهي بايد از سطح عبور كرد و به عمق راه يافت جلب مي نمايد.
    از نگاه اين رهنمود زيبا اولين و نازل ترين مرتبه روزه « روزه شكم » نام دارد.
    روزه شكم يعني پرهيز و خودداري بطن و شكم آدمي از طعام وخوراك . اين عمل كه يكي از شروط تحقق روزه محسوب مي شود و بدون وجود آن چنين عبادتي به مرحله عمل درنمي آيد همان باقي ماندن درظاهر و سطح است و طبيعي است كه به همان ميزان مي توان از اين عبادت بهره برد.
    دومين مرتبه روزه « روزه زبان » است . در اين روزه عضوي كه روزه است و به درستي به وظيفه روزه داري عمل مي كند زبان آدمي است . تحقق اين مرتبه از روزه به اين صورت است كه زبان از معاصي و گناهاني كه موجب تضييع اين عبادت الهي مي گردد پرهيز مي نمايد.اين گناهان داراي وسعت و انواع خاصي مي باشند و به دليل همين تنوع و گستردگي است كه اهميت يافته و در مرتبه اي بالاتر از روزه شكم قرار گرفته است . اين معاصي كه زبان بايد از آن ها روزه بگيرد ـ يعني به پرهيز واجتناب از همه آنها اهتمام ورزدـ عبارتند از : دروغ تهمت غيبت فحاشي پرخاش عيب جويي بدگويي خودستايي چاپلوسي فتنه گري اختلاف افكني مذمت زخم زبان نيرنگ افكني و فريبكاري و اغواگري ....
    مي بينيم گناهاني كه زبان مرتكب مي شود فراوان هستندو از همين جا مشخص مي گردد كه روزه زبان به چه دليل اهميت مي يابد و از روزه شكم برتر و بالاتر به شمار مي رود.
    سومين و بالاترين مرتبه روزه « روزه دل و جان » مي باشد. اين روزه بزرگ و شريف با پرهيز و اجتناب انسان روزه دار از همه صفات زشت و زيانبار همچون تكبر و خودبزرگ بيني ريا و خودنمايي خودپسندي و خودبيني حسدورزي قدرت گرايي رياست پرستي شهرت جويي استبداد راي و ساير رذايل روحي و رواني تحقق مي يابد.
    علاوه بر پرهيز از صفات و روحيات زشت و زيانبار اخلاقي ترك هر فكر و انديشه خطا وزشت نيز از جمله توفيق هايي است كه با روزه دل و جان به دست مي آيد. در چنين حالتي است كه جز انديشه و فكر و ياد حضرت محبوب به حريم دل انسان روزه دار وارد نمي شود و او پيوسته بر اين وظيفه و حالت مراقبت و محافظت مي كند و نگهباني مي دهد.
    پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب
    تا دراين پرده جز انديشه او نگذارم
    چنين روزه اي توسط تقواپيشگان و كساني كه به قله هاي بلند و رفيع عشق و دلدادگي صعود كرده اند و محو جلوه هاي جمال يار جميل شده اند تحقق مي يابد و به راستي آنان را سر و سوداي كسي جز حضرت معشوق نيست و جز او را در حرم دل راه نمي دهند.
    ما را سرو سوداي كس ديگر نيست
    در عشق تو پرواي كس ديگر نيست
    جز تو دگري جاي نگيرد در دل
    دل جاي تو شد جاي كس ديگر نيست
    آثار و نتايج ارزشمند روزه در ابعاد و جلوه هاي گوناگون در صورتي به طور كامل و در مرتبه عالي به ظهور و عينيت در مي آيد كه آدمي آنگونه كه شايسته است به انجام اين عبادت بزرگ اهتمام ورزد و به روزه ظاهري كه فقط پرهيز از خوردن و آشاميدن است بسنده نكند
    روزه دل و جان كه جز انديشه و فكر و ياد حضرت محبوب و حريم دل انسان روزه دار وارد نمي شود توسط تقواپيشگان و كساني كه به قله هاي بلند و رفيع عشق و دلدادگي صعود كرده اند و محو جلوه هاي جمال يار جميل شده اند تحقق مي يابد

  • *****
    در جستجوي ليله القدر


  • عبدالكريم عابديني
    قسمت دوازدهم
    اهميت ليله القدر
    ليله القدر زمان ويژه اي است كه خداوند توجه خاصي بدان دارد گويا مناسب ترين موعد ديدار انسان با خداوند است :
    حضرت امام صادق (ع ) از پدران گراميش نقل كرده است كه رسول خدا(ص ) فرمودند :
    « ان الله اختار من الايام الجمعه و من الشهور شهر رمضان و من الليالي ليله القدر » 1 ;
    « خداي سبحان از روزها « جمعه » را و از ماه ها « رمضان » و از شب ها « ليله القدر » را اختيار كرده است » .
    فرصت بي نظير ليله القدر
    حمران مي گويد : از حضرت امام باقر(ع ) پرسيدم منظور از « ليله القدر خير من الف شهر چيست حضرت فرمود : « العمل الصالح فيها من الصلاه و الزكاه و انواع الخير خير من العمل في الف شهر ليس فيها ليله القدر و لو لا ما يضاعف الله تبارك و تعالي للمومنين ما بلغوا و لكن الله يضاعف لهم الحسنات ... » 2 ;
    « عمل صالح در آن شب از نماز و زكات و انواع كارهاي خير برتر است از عمل در هزار ماهي كه بدون شب قدر است و اگر خداوند براي مومنان چندين برابر قرار نمي داد آنان نمي رسيدند و ليكن خداوند حسنات را براي آنان چندين برابر كرد... » .
    امثال اين حديث شريف چنان كه در متن آمده است شرح و بسط همان حقيقتي است كه قرآن كريم با دو بيان « ليله مباركه » و « ليله القدر خير من الف شهر » مطرح فرموده است كه اين شب را « شبي مبارك » ناميده است و گويا مبارك بودن اين شب را با اين بيان تفسير كرده است كه : « شب قدر از هزار ماه برتر است » .
    شب قدر را قدر بدانيم
    شب قدر شب سرنوشت ساز زندگي انسان است عدم حضور آگاهانه در شب قدر و يا نداشتن طرح و برنامه براي سال پيش رو و يا گذراندن اين شب بدون دعايي و درخواستي از خداوند كه خود اين فرصت را در اختيار بندگان قرار داده است خسارت جبران ناپذيري را در زندگي انسان بر جاي خواهد گذاشت ; ائمه هدي (ع ) در استفاده از ليله القدر رهنمودهاي بسيار ارزش مندي را مطرح فرموده اند كه آشنايي و به كارگيري آن مي تواند در گام نخست خسارت هاي ناشي از بي توجهي نسبت به ليله القدر و از دست دادن اين فرصت بي بديل را مانع شود و در گامي ديگر ليله القدر هر كسي را منشا ره آوردهاي بسيار مباركي براي او قرار دهد; از جمله :
    1 ـ حضرت امام صادق (ع ) فرمود : « من لم يكتب له في الليله التي يفرق فيها كل امر حكيم لم يحج تلك السنه و هي ليله ثلاث و عشرين من شهر رمضان لان فيها يكتب وفد الحاج و فيها يكتب الارزاق و الآجال و ما يكون من السنه الي السنه ... » 3 ;
    « اگر براي كسي در آن شبي كه به هر امري موافق حكمت فيصله داده مي شود (حج ) نوشته نشود در آن سال حج نخواهد كرد و آن شب بيست وسوم از ماه مبارك رمضان است ; زيرا در آن شب مجوز ورود حاجي (زائر خانه خدا) صادر مي شود و در آن شب روزي ها و اجل ها و نيز آنچه مربوط به اين سال تا سال ديگر است نوشته مي شود... » .
    2 ـ از حضرت امام صادق (ع ) پرسيدند : چگونه ليله القدر از هزار ماه بالاتراست
    امام (ع ) فرمود : « العمل فيها خير من العمل في الف شهر ليس فيها ليله القدر » 4 ;
    « عمل در شب قدر از عمل در هزار ماهي كه شب قدر در آن نيست بهتر است » .
    روز قدر
    در برخي از روايات آمده است كه صبح قدر هم مانند شب قدر است و مي بايد همانند شب قدر مورد استفاده گيرد :
    روي عن ابي عبدالله (ع ) انه قال : « صبيحه يوم ليله القدر مثل ليله القدر فاعمل و اجتهد » 5 ;
    از حضرت امام صادق (ع ) روايت شده است كه فرمود : « صبح شب قدر مانند شب قدر است پس عمل كن و كوشا باش » .
    هشام بن حكم از حضرت امام صادق (ع ) روايت كرده است كه فرمود : « ليله القدر في كل سنه و يومها مثل ليلتها » 6 ;
    « شب قدر در هر سالي هست و روز قدر هم مانند شب قدر است » .
    آغاز و انجام سال
    آغاز براي سال هر كسي با توجه به هدف زندگي او و برنامه هايي كه براي رسيدن به آن هدف در نظر دارد متفاوت خواهد بود. مثلا آغاز سال تحصيلي را زماني قرار داده اند كه تمام شرايط از قبيل اوضاع جوي و غيره براي اين منظور مساعد باشد و آغاز سال كشاورزي زماني است كه شرايط زمين باران گرما سرما و فضاي روح انگير بهاران براي تحقق اهداف كشاورزي دست به دست يكديگر داده اند. و آغاز سال معنوي كه تحولات دروني و سير و سلوك روحاني در آن مد نظر است ليله القدر مي باشد.
    حضرت امام صادق (ع ) مي فرمايد :
    « ليله القدر هي اول السنه و هي آخرها » 7 ;
    « ليله القدر آن آغاز سال و آن پايان سال است » .
    و اين بدان معناست كه انسان مي بايد براي تهذيب و تزكيه نفس خويش در ليله القدر برنامه ريزي كند وتا ليله القدر سال آينده بكوشد و در ليله القدر سال آينده زندگي و روحيات خود را بازخواني كند تا معلوم شود كه در طول يك سال چه گام هايي را برداشته است اگر كسي چنين كند نقطه هاي ضعف و قوت خويش را به خوبي خواهد شناخت . اودر پي اين شناخت خواهد توانست با برنامه ريزي واقع نگرانه از استعدادها و توانمندهاي خويش به خوبي بهره گيرد و نيز خواهد توانست نقطه هاي ضعف خويش را جبران و حتي آن را به نقطه هاي قوت بدل كند.
    تجافي و تجلي
    درباره چيزي كه از ارتفاع و بلندي فرود آيد; از مشتقات « نزول » استفاده مي شود; منتها « نزول » و يا فرود آمدن دو گونه است :
    الف : به گونه « تجافي » يا افتادن از بالا به پايين مانند افتادن سيب از فراز شاخه درخت به روي زمين يا فرود آمدن قطره باران از ابر به روي زمين كه با افتادن سيب از درخت و قرار گرفتن بر روي زمين جاي آن در فراز درخت خالي است چنان كه وقتي قطره باران از ابر جدا و بر زمين جاري مي شود جاي نخستين آن در ميان ابرها خالي خواهد ماند.
    ب : به گونه « تجلي » يا جلوه گر شدن ; در اين گونه از نزول آن چيزي كه نازل شده است ضمن آن كه به مقصد رسيده است ; اما از مبدا چيزي كاسته نشده و جاي خالي ايجاد نشده است ; مانند علوم و معارف كه از مبدا فكر و انديشه انديشمندي به ظرف ذهن و فكر طالب و مشتاقي فرومي بارد بدون آن كه از مبدا آن چيزي كاسته شود.
    نزول قرآن كريم از مبدا رب اكرم به گونه « تجلي » است ; چرا كه بدون كاسته شدن از مبدا حي قيوم زمين دل هاي مستعد به نور او روشن و ضمير ارواح مشتاق به زلال حيات بخش آن جان تازه مي يابد.
    كيفيت نزول قرآن در شب قدر
    بسياري از آيات قرآن كريم همراه با رواياتي در حد تواتر و شواهد تاريخي فراوان اين حقيقت را گواهي مي دهند كه قرآن كريم به تدريج و در طي حوادث و وقايع گوناگون و در ظرف زماني حدود بيست و سه سال نازل شده است ; بر اين اساس منظور از نزول قرآن كريم به يكباره در شب قدر لزوما مي بايد غير از نزول تدريجي بيست وسه ساله آن باشد.
    مفسران نزول قرآن كريم در شب قدر را نزول دفعي دانسته اند و تعبير « انزلناه » را نيز كه از باب افعال است و در مقابل نزول تدريجي نزول دفعي قرآن را افاده مي كند بر مدعاي خويش شاهد آورده اند.
    البته بعضي از مفسران نيز خواسته اند بين نزول قرآن در شب قدر و نزول تدريجي آن جمع كنند آنان گفته اند; ضمير در جمله « انا انزلناه » به قرآن برمي گردد به اعتبار آغاز نزول آن در شب قدر. در حالي كه سياق آيه با اين توجيه سازگاري ندارد; چراكه در اين صورت مي بايد به جاي « انا انزلناه في ليله القدر جمله « انا انزلناه من ليله القدر » به كار مي رفت .
    بعضي ديگر از مفسران نيز با استفاده از عنوان اطلاق كل بر جز مرجع ضمير را كل معرفي كرده اند كه جزئي از آن در شب قدر نازل شده است در حالي كه اگر چنين باشد تعبير « انا انزلناه » مجاز خواهد بود و بايد قرينه اي آن را همراهي كند و چنين قرينه اي وجود ندارد.
    علاوه بر آن كه به گفته صاحب تفسير « پرتوي از قرآن » « اين آيه از اختصاص نزول قرآن در ليله القدر و تعظيم آن خبر مي دهند و اگر منظور نزول جزئي از آن در اين شب باشد بايد هر زمان ديگر (نيز)كه آيه اي يا جزئي از قرآن نازل شده خود ليله القدر يا مانند آن باشد » .8
    علامه طباطبائي (رض ) از آيه شريفه « انا انزلناه في ليله مباركه انا كنا منذرين . فيها يفرق كل امر حكيم . امرا من عندنا انا كنا مرسلين » 9 ; « ما قرآن را در شبي مبارك فرستاديم ما خود خلق را ترساننده هستيم . در آن هر امري با حكمت معين مي گردد. تعيين آن امر از جانب ما كه فرستنده پيامبران هستيم مي باشد » استفاده كرده است كه شب قدر تنها آن شبي نيست كه قرآن در آن نازل شده است ; بلكه هر سال اين شب تكرار مي شود; زيرا اولا كلمه « يفرق » كه از فرق و به معناي جداسازي و مشخص كردن دو چيز از يكديگر است نشان مي دهد كه آن امر يا واقعه بايد تحقق پيدا كند و با تقدير و اندازه گيري مشخص شود.
    ثانيا : كلمه « يفرق » فعل مضارع است و بر استمرار دلالت مي كند; نتيجه آن كه در هر ماه رمضان از سال قمري شب قدري هست كه در آن شب امور سال تا شب قدر سال آينده اندازه گيري و مقدر مي شود; زيرا ممكن است قرآن در يكي از شب هاي قدر در چهارده قرن پيش نازل شده باشد; ولي ممكن نيست حوادث تمامي قرون گذشته و آينده در همان شب نزول قرآن تعيين شده باشد10.
    پاسخ به يك شبهه
    بسياري از آيات قرآن كريم و نيز برخي از سوره هاي كتاب خدا در پي رويدادي نازل شده است و به نوعي مرتبط با آن رويداد و مترتب بر آن واقعه بوده است ; مثلا : پس از آن كه ابي بن خلف همراه با گروهي از يارانش استخوان پوسيده مرده اي را نزد پيامبر(ص ) بردند و آن را خاكستر كرده و خاكسترش را بر باد دادند اين آيه ها نازل شد11 كه :
    « و ضرب لنا مثلا و نسي خلقه قال من يحي العظام و هي رميم . قل يحييها الذي انشاها اول مره و هو بكل خلق عليم » 12 ;
    « و براي ما مثال زده در حالي كه آفرينش خود را فراموش كرده است . مي گويد چه كسي اين استخوان ها را در حالي كه پوسيده و پراكنده شده اند زنده مي كند بگو همان كسي كه نخستين بار آن را پديد آورده است زنده اش مي كند او به هر آفرينشي داناست » .
    و يا پس از آن كه گروهي از مشركان عرب پيشنهاد خود را مبني بر اين كه تو پرستش بت هاي ما را بپذير ما نيز خداي تو را خواهيم پرستيد با پيامبر اكرم (ص ) در ميان گذاشتند سوره كافرون نازل شد :
    « بسم الله الرحمن الرحيم . قل يا ايها الكافرون . لا اعبد ما تعبدون . و لا انتم عابدون ما اعبد. و لا انا عابد ما عبدتم . ولا ا نتم عابدون ما اعبد. لكم دينكم و لي دين » 13 ;
    « به نام خداوند بخشنده مهربان . بگو اي كافران من معبود شما را نمي پرستم . و شما نيز پرستنده معبود من نيستيد. و من پرستنده آنچه مي پرستيد نيستم . و شما نيز پرستنده معبود من نيستيد. شما را دين شما و من را دين من » .
    و آنگاه كه اميرالمومنين علي بن ابي طالب (ع ) هنگام ركوع انگشتري خود را به سائل بخشيد آيه نازل شد14 كه :
    « انما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلاه و يوتون الزكاه و هم راكعون » 15 ;
    « همانا ولي شما خداست و پيامبرش و كساني كه ايمان آورده اند; آنان كه نماز را برپا مي دارند و در حال ركوع زكات مي پردازند » .
    با توجه به موارد مزبور چگونه قرآن به يكباره در شب قدر نازل شده و به تدريج در طول حدود بيست وسه سال با حوادث وقايع و رويدادهاي جاري در زندگي مردم هماهنگي پيدا كرده است
    در پاسخ به اين شبهه از سويي بايد از آياتي استمداد كرد كه از مراتب عليه قرآن سخن به ميان آورده اند; مانند :
    « بل هو قرآن مجيد . في لوح محفوظ » 16 ; « بلكه آن قرآن مجيد است كه در لوح محفوظ جاي دارد » « حم . و الكتاب المبين . انا جعلناه قرآنا عربيا لعلكم تعقلون » 17 ; « حم . سوگند به كتاب روشن گر كه ما آن را كتابي عربي قرار داديم شايد شما درك كنيد و آن در ام الكتاب نزد ما بلندپايه و استوار است » « انه لقرآن كريم . في كتاب مكنون . لا يمسه الاالمطهرون » 18 ; « (سوگند ... )كه آن قرآن كريم است . در كتابي محفوظ جاي دارد. جز پاكان كسي را بدان دسترسي نيست » .
    خداي سبحان كتاب خود را نازل فرمود; يعني آن را از مرحله لوح محفوظ ام الكتاب و كتاب مكنون در قالب الفاظ عبارات مثال ها قصه ها و در دسترس انسان ها و قابل درك و فهم آنان قرار داد :
    « كتاب احكمت آياته ثم فصلت من لدن حكيم خبير » 19 ;
    « كتابي است كه آيات آن محكم است آنگاه از نزد حكيمي خبير تفصيل داده شده است « .
    « و الكتاب المبين . انا انزلناه في ليله مباركه انا كنا منذرين » 20 ;
    « سوگند به كتاب روشن گر. ما آن را در شبي مبارك فرو فرستاديم . در آن هر امر محكمي تفصيل داده مي شود كه ما بيم دهنده بوده ايم » .
    و از سوي ديگر بايد در معنا و كيفيت نزول قرآن كريم انديشه كرد.
    آيات مزبور از مراتب بالاي قرآن كريم خبر مي دهند كه در دسترس انسان هاي عادي نيست به عبارت ديگر اين نوع آيات از حقيقت قرآن پيش از نزول سخن مي گويند.
    همان حقيقتي كه « بلندمرتبه و آكنده از حكمت است » : « و انه في ام الكتاب لدينا لعلي حكيم » .21
    و اين حكيم و محكم بودن را چنين تشريح فرمود :
    « كتاب احكمت آياته ثم فصلت من لدن حكيم خبير » 22 معلوم مي شود آن حكيم و محكم و مكنون باز شده و بسط يافته و به صورت سوره ها آيه ها و نيز به صورت مثال ها قصه ها و در حد و اندازه فهم دانش و عقل بشري درآمده است تا ما بتوانيم از آن بهره مند شويم : « انا جعلناه قرآنا عربيا لعلكم تعقلون » 23 ; اگر آن « كتاب مكنون » در همان مرتبه باقي مي ماند و به صورت الفاظ و كلمات مثال ها و قصه ها اوامر و نواهي نصايح و مواعظ نازل نمي شد و در دسترس ما انسان ها قرار نمي گرفت ما هرگز نمي توانستيم كتاب خدا را در مرتبه لوح محفوظ كتاب مكنون و ام الكتاب دريابيم .
    با اين بيان كيفيت نزول قرآن كريم تا حدودي روشن شد و نيز معلوم شد كه منافاتي بين حوادث رخدادها و وقايعي كه شان نزول بسياري از آيه ها و سوره ها هستند با حقيقتي كه به آن مناسبت نازل شده و پيشتر در كتاب مكنون لوح محفوظ و ام الكتاب بوده است وجود ندارد
    ليله القدر زمينه حضور قرآن در زمين
    ليله القدر پايگاه زماني نزول قرآن كريم هست و امور هر سال در آن مقدر مي شود و متصدي امور مقدر شده در ليله القدر امام (ع ) است . اگر ليله القدر براشته شود قرآن نيز برداشته خواهد شد :
    « عن داود بن فرقد قال حدثني يعقوب قال سمعت رجلا يسال ابا عبدالله (ع ) عن ليله القدر فقال : اخبرني عن ليله القدركانت او تكون في كل عام فقال ابوعبدالله (ع ) : لو رفعت ليله القدر لرفع القرآن « 24 ;
    راوي مي گويد : « شنيدم مردي از امام صادق (ع ) درباره ليله القدر سوال مي كرد او گفت به من از ليله القدر خبر ده كه بوده يا در هر سالي مي باشد »
    امام صادق (ع ) فرمود : اگر ليله القدر برداشته شود قرآن نيز حتما برداشته خواهد شد » .
    نظام ديني آن گاه پوينده و بالنده خواهد بود كه اركان آن هر يك در جاي خود قرار گيرد ليله القدر بستر زماني نزول قرآن كريم است حضور معارف و احكام كتاب خدا در ميان مردم و نيز نزول و حضور ولايت و امامت جانشينان پيامبر(ص ) در ليله القدر (همان گونه كه ليله القدر بستر نزول قرآن كريم است ولايت علي بن ابي طالب (ع ) و فرزندان او نيز در همين شب نازل شده است ) همراه با نزول فرشتگان و روح و صفاي روحي و طهارت باطني كه در انسان ها به وجود مي آيد بركات آسماني وحي را به زواياي زندگي انسان ها جاري مي سازد و اين مجموعه در كنار يكديگر انسان را به مقاصد عاليه روحي و جامعه خسته از ظلم و جهل و شرك را به جامعه اي متعالي بدل مي كند و عدالت جهاني را تحقق مي بخشد.
    در حقيقت آسايش دنيوي انسان ها همراه با سعادت اخروي آنان در هماهنگي با مواهب و بركات ليله القدر تامين و تضمين مي شود و فقدان ليله القدر هجران قرآن و در نتيجه حرمان انسان را از سعادت دنيا و آخرت در پي خواهد داشت .
    ميعادگاه تلاقي قرآن و امام
    ليله القدر ميعادگاه تلاقي قرآن كريم با قرآن ناطق است قرآن كريم ايده ها و آرمان ها را مطرح مي فرمايد و قرآن ناطق يعني امام (ع ) آن ايده و آرمان را به تحقق مي رساند; قرآن عدالت آرماني را مطرح مي فرمايد و امام نظام اجتماعي سياسي اقتصادي بر اساس عدالت ايجاد مي كند قرآن كريم از « حج » سخن به ميان مي آورد و از امنيت همه كساني كه در حريم كعبه و مكه وارد مي شوند خبر مي دهد قوانيني را تشريع و احكامي را صادر مي كند و امام (ع ) امنيت موعود و قوانين و احكام قرآني را به اجرا در مي آورد; به عنوان نمونه ماجراي به چالش كشاندن ابوحنيفه توسط امام صادق (ع ) را مرور مي كنيم تا در ضمن آن ضرورت پيوستگي و همبستگي بين امام و قرآن را براي ارائه ديني جامع زنده بالنده اثرگذار و تحول آفرين دريابيم :
    در محفلي حضرت امام صادق (ع ) از ابوحنيفه كه در اذهان مردم عالمي قرآني شهرت يافته بود حقيقت آياتي از قرآن كريم را جويا شد از جمله سوال هاي امام (ع ) آيه شريفه : « سيروا فيها ليالي و اياما آمنين » 25 بود; « شب هايي و روزهايي در اين آبادي ها سفر كنيد » .
    امام فرمود : « اين ذلك الارض » ;
    « اين سرزمين كجاست » .
    ابوحنيفه گفت : « احسبه ما بين المكه و المدينه » ;
    « گمان مي كنم مابين مكه و مدينه است » .
    امام (ع ) رو به اصحاب كرد و فرمود : « تعلمون ان الناس يقطع عليهم بين المدينه و مكه فتوخذ اموالهم و لايامنون انفسهم و يقتلون » ; « شما مي دانيد كه بين مدينه و مكه (قطاع الطريق )راه را بر مردم مي بندند اموالشان را مي گيرند و بر جانشان ايمن نيستند و كشته مي شوند » .
    اصحاب گفتند : بلي و ابوحنيفه ساكت ماند.
    امام (ع ) فرمود : « يا اباحنيفه اخبرني عن قول الله عز و جل : « و من دخله كان آمنا » 26 « هر كس داخل آن شود در امان خواهد بود » اين ذلك من الارض » ; « اين كجاي از زمين است » .
    ابوحنيفه گفت : كعبه .
    امام (ع ) فرمود : « افتعلم ان الحجاج بن يوسف حين وضع المنجنيق علي ابن زبير في الكعبه فقتله كان آمنا فيها » ; « هنگامي كه در كعبه براي (دستگيري )ابن زبير منجنيق قرار داد و او را كشت (آيا)او در كعبه امنيت داشت » .
    راوي مي گويد : ابوحنيفه ساكت ماند.
    آن گاه امام (ع ) فرمود : « اذا ورد عليك شيي ليس من كتاب الله و لم تات به الآثار و السنه كيف تصنع » ; « اگر چيزي بر تو وارد شود (سوالي مطرح شود)در كتاب خدا و آثار و سنت چيزي در دست تو نباشد چه مي كني » .
    ابوحنيفه گفت : خدا شما را در امر دين موفق فرمايد قياس مي كنم و بر اساس نظر خود عمل مي كنم .
    امام (ع ) فرمود : « ان اول من قاس ابليس الملعون قاس علي ربنا تبارك و تعالي فقال « انا خير منه خلقتني من نار و خلقته من طين » .
    « اي اباحنيفه نخستين كسي كه قياس كرد ابليس ملعون بود (او در توجيه اين كه امر خدارا در سجده بر انسان اطاعت نكرد) در مقابل پروردگار ما تبارك و تعالي قياس كرد و گفت : من بهتر از او هستم مرا از آتش آفريدي و او را از خاك » .
    ابوحنيفه ساكت ماند.
    امام (ع ) پرسش هاي گوناگون ديگري را مطرح فرمود و بر پاسخ هاي ابوحنيفه خدشه وارد كرد و از عجز و ناتواني او پرده برداشت .
    ابوبكرحضرمي كه در آن مجلس حاضر و شاهد گفتگوي امام (ع ) با ابوحنيفه بوده است مي گويد : به امام عرض كردم : فدايت شوم پاسخ دو سوال نخست چيست
    امام (ع ) فرمود : يا ابابكر! « سير وا فيها ليالي و اياما آمنين » فقال : مع قائمنا اهل البيت و اما قوله : « و من دخله كان آمنا » فمن بايعه و دخل معه و مسح علي يده و دخل في عقد اصحابه كان آمنا » 27 ;
    « شب هايي و روزهايي با ايمني در اين شهرها سفر كنيد » (امام (ع ) آيه را قرائت كرد)و فرمود : همراه با قائم ما اهل بيت و اما قول خداوند كه فرمود : « هر كس در آن داخل شود در امان خواهد بود » هر كس با آن حضرت بيعت كند و همراه او (با همراهي و هماهنگي او)داخل (بيت الله الحرام )شود دست آن حضرت را مسح كند و در گروه اصحاب آن حضرت درآيد در امان خواهد بود » .
    بيان نوراني امام (ع ) به وضوح نشان مي دهد كه راه ها آن گاه امن و امان خواهند بود كه سايه رهبري و امامت امام بر آن گسترده باشد و خانه خدا آن گاه حريم امن خواهد شد كه مردم امام زمان خويش را بشناسند و با همراهي و هماهنگي حضرتش اعمال عبادي سياسي اجتماعي خويش را به جاي آورند و دين خود را با همه زوايا و ابعاد آن بر پا دارند.
    به عبارتي ديگر احكام و مقررات ديني آن گاه ثمره و نتيجه خواهد داشت و با شيريني و زيبايي خواهد درخشيد كه همراه و هماهنگ با يكديگر به صحنه آيد; و اگر جدايي از يكديگر و ناهماهنگي باشد شور و نشاط جاذبه و حلاوت تاثيرگذاري و تحول آفريني كه در همه ابعاد و زواياي دين موج مي زند كم رنگ و بي رمق خواهد بود.
    بايد توجه داشت كه اين هماهنگي ها همانند هماهنگي مجموعه منظومه شمسي است كه با محوريت خورشيد در گردش است و يا هماهنگي اعضا و جوارح كه با محوريت قلب فيزيكي آدمي و يا هماهنگي جوانح كه با مديريت رهبري و محوريت روح انسان نشاط و شادابي و حيات و بالندگي انسان را تامين وتضمين مي كند.
    پاورقي :
    1 ) بحارالانوار ج 89 ص .285
    2 ) كافي ج 4 ص 157 و نورالثقلين ج 8 ص .268
    3 ) علل الشرايع 420 و نورالثقلين ج 8 ص .267
    4 ) كافي ج 4 ص .257
    5 ) بحارالانوار ج 94 ص 11 به نقل از امالي صدو(ره ) .
    6 ) تهذيب الاحكام ج 4 ص .331
    7 ) كافي ج 4 ص 160 ح .11
    8 ) پرتوي از قرآن ج 4 ص .192
    9 ) دخان 3 ـ.5
    10 ) استفاده از تفسير الميزان ج 18 ص .132
    11 ) كشاف ج 4 ص 30 و الميزان ج 17 ص .118
    12 ) يس 79 ـ.78
    13 ) سوره كافرون .
    14 ) كشاف ج 1 ص 649 و تبيان ج 3 ص .559
    15 ) مائده .55
    16 ) بروج 22 ـ.21
    17 ) زخرف 3 ـ.1
    18 ) واقعه 79 ـ.77
    19 ) هود .1
    20 ) دخان 3 ـ.2
    21 ) زخرف .4
    22 ) هود .1
    23 ) زخرف .3
    24 ) الكافي ج 4 ص .158
    25 ) سبع .18
    26 ) آل عمران .97
    27 ) بحارالانوار ج 2 ص 292 ح .13