روزنامه جمهوري اسلامي 19/07/1385 صفحه عقيدتي

  • آشنايي با آثار قرآني به مناسبت ماه بهار قرآن ـ 16
    فرهنگ قرآن

  • امانت (1 )
  • پندهاي حكيمانه و جاودانه
  • در جستجوي ليله القدر
  • *****
    آشنايي با آثار قرآني به مناسبت ماه بهار قرآن ـ 16
    فرهنگ قرآن


  • آموزش ترجمه و تفسير قرآن
    « فرهنگ قرآن » با محتواي روش هاي آموزش و تفسير قرآن كتابي است كه توسط هاشم هاشمزاده هريسي تحقيق و نگارش يافته و توسط دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم منتشر گرديده است . اين كتاب با روشي كه ارائه مي دهد جوانا و دانشجويان را در فراگيري لغات قران و آشنايي با ترجمه و يافتن مفاهيم و نكات نهفته در آيات شريف آن آشنا مي سازد. اين كتاب در سه مجلد نشر يافته و به جامعه اسلامي عرضه شده است .
    نويسنده قبل ورود به مباحث كتاب در باره روش كار و محتواي اثر اينگونه توضيح مي دهد :
    بعد از آنكه طرح آموزش قرآن به سبك جديد را قبل از انقلاب اسلامي بنام « طرح نوين » منتشر نمودم احساس كردم كه آموزش قرآن معمولا در آموزش روخواني متوقف است و در جا قدم مي زند اين بود كه قدم دوم را برداشتم و طرحي را در آموزش قواعد تجويد قرآن به سبك جديد بنام « طرح نو » ارائه كردم . آموزش سبك جديد و تجويد نيز كمي به راه افتاد و مقداري نه خيلي زياد معمول گرديد ولي متاسفانه باز چنانكه قبلا اشاره گرديد آموزش قرآن بيشتر در روخواني ساده و مقداري نيز در قواعد تجويد يعني معمولا در الفاظ قرآن دور مي زند و آنچنان قدم فراتر نمي گذارد در صورتيكه آموزشهاي لفظي بيشتر جنبه مقدماتي دارد و براي رسيدن به معاني و مفاهيم والاي قرآن و حقايق و تعاليم عاليه آن مي باشد اينست كه با اين همه اشغال و گرفتاري كه داشتم برخود لازم ديدم كه دست جوانان علاقمند به فراگيري قرآن را بگيريم و از الفاظ به سوي معاوني و مفاهيم قرآن پيش ببرم كه اولين قدم اين راه طولاني آموزش ترجمه قرآن مي باشد ولي چون فراگيري ترجمه همه قرآن كلمه به كلمه و آيه به آيه امكان پذير نيست طرحي تنظيم كردم كه دانشجويان عزيز دانشگاه قرآن بتوانندبا خواندن بخشي از آيات قرآن ترجمه همه قرآن را بطور خودآموز فراگيرند و بدين منظور آيات كوتاهي را كه پيامها و سوژه هاي بسيار مهم اخلاقي و اجتماعي را در بردارنداز قرآن كريم انتخاب كردم و طرح جديد آموزش ترجمه قرآن را به شيوه نو و ساده در آنها پياده نمودم تا علاقمندان بتوانند هم اينگونه آيات كوتاه اجتماعي را حفظ كنند كه حتما براي آنان در مسيرزندگي الهام بخش و سعادت آفرين خواهد بود و هم ترجمه آيات درسي و صدها لغات عربي را كه در آنها بكار رفته است ياد بگيرند و با يادگرفتن اين همه لغات عربي كه قرآن از آنها تشكيل يافته است ترجمه همه قرآن را فراگيرند. از طرف ديگر احساس كردم كه اگر تنها به ترجمه خالي آيات و لغات اكتفا شود برنامه هاي درسي بسيار خشك خسته كننده و ملالت آور خواهد بود حلاوت و جاذبه شايسته اي نخواهد داشت بمنظور رفع اين نقيصه در هر درسي توضيحات ساده و مختصر تفسيري بر آن افزودم و در پايان نيز بطور فشرده نتيجه گيري كردم تا هم جاذبه درسها بيشتر باشد و هم فايده آنها كه ضمن آموزش ترجمه قرآن با تفسير آيات درسي و با تعاليم و مفاهيم نهفته در آن نيز آشنا گردند. بعبارت ديگر اين سلسله درسهاي قرآني يك بعدي و تك هدفي نيست بلكه ابعاد مختلفي دارد و اهداف چندي را دنبال و تامين مي كند :
    1 ـ يادگرفتن ترجمه قرآن .
    2 ـ حفظ آيات كوتاه و فرازهاي بسيار زيبائي از قرآن كه مي تواند براي نوجوانان ما بسيار آموزنده و الها بخش باشد و موضوع و محور سخنرانيها و مقاله نويسي ها قرار بگيرد.
    3 ـ آشنايي با لغات عربي و تركيبات آن و رموز ادبي مختلف ديگر .
    4 ـ آشنايي با حقايق و تعاليم سعادت بخش قرآن و رهنمودهاي روشنگر و عظمت آفرين آن و شناختن خطوط و اصول كلي جامعه اسلامي و انساني در قرآن .
    5 ـ ايجاد آمادگيهاي لازم فكري در جهت آشنائي با تفسير قرآن و آموزشهاي تفسيري .
    6 ـ آموختن روش برداشت و نتيجه گيري از آيات قرآن و بدست آوردن كليد فهم قرآن بطور زنده و پويا و بعد از همه اينها در تنظيم اين طرح به يك نكته حساس ديگري نيز متجه شديم كه اگر همه اين درسها را بطور يكنواخت در يك برنامه بگنجانيم و در يك سطح و كلاس بدنبال هم پياده كنيم اولا بسيار طولاني وخسته كننده خواهد بود و ثانيا با خواندن مقداري از درسها بتدريج سطح علمي واطلاعات افراد بيشتر مي شود و به برنامه هاي درسي قويتر و بالاتري نياز پيدا مي كند بدين جهت آيات انتخاب شده را به سه درجه تقسيم كرديم : « آيات بسيار كوتاه ـ آيات نسبتا كوتاه ـ و آيات متوسط » آيات درجه اول را با توضيحات و نتيجه گيري كمي بيشتر بعنوان كلاس دوم و آيات درجه سوم را با توضيحات و نتيجه گيري مشروحتر بعنوان كلاس سوم برنامه ريزي كرديم بدينگونه سه كتاب درسي براي سه سطح آموزشي با سبك و شيوه اي خاص بوجود آمد.
    مشخصات و محتويات كتاب
    اين برنامه در سه جلد براي سه سطح آموزشي تنظيم شده است :
    جلد اول تعداد 70 درص و 220 آيه و 1010 لغت قرآني
    جلد دوم 40 درس و 131 آيه و 1186 لغت قرآني
    جلد سوم تعداد 30 درس و 110 آيه و 1032 لغت قرآني
    و مجموعا تعداد 140 درس و 440 آيه با مكرراتش در حدود 3500 لغت قرآني را در بردارد و اگر كسي اين درسها را خوب فرا گيرد و لغات آنرا ـ كه حدود 3500 كلمه عربي است و قرآن از همان كلمات تشكيل شده است ـ كاملا بفهمد و حفظ كند طبيعتا مي تواند ترجمه همه و يا اكثر آيات قرآن را بفهمدو اگر خداوند ياري دهد و توفيق عنايت فرمايد و فراغتي از اين گرفتاريهاي عظيم كاري حاصل گردد در نظر دارم كه كتاب چهارمي را نيز براي سطوح چهارم در مورد كليات لغات تكراري و كليدي قرآن تنظيم و در اختيار علاقمندان قرار دهم تا اين برنامه آموزشي در مرحله آموزش ترجمه قرآن تكميل گردد و اگر اين شماره ـ كه قطعا لغات كلي تر و كليدي تر بيشتري را در برخواهد گرفت ـ تنظيم و تكميل شود تعداد درسها آيات و لغات اين برنامه از آمار و ارقام فوق بسيار بيشتر و افزونتر خواهد شد.

  • *****
    امانت (1 )


  • حضرت علي (ع ) :
    كسي كه امانت را خوار شمرد و در خيانت گام بردارد و خود و دينش را از آن منزه نسازد درهاي ذلت و رسوايي را در دنيا به روي خود گشوده و در قيامت خوارتر و رسواتر خواهد بود.
    كسي كه پنهان و آشكارش كردار و گفتارش با هم اختلاف نداشته باشد بحق امانت الهي را ادا كرده و بندگي خدا را خالصانه انجام داده است .
    به كسي كه به تو اطمينان كرده خيانت مكن هر چند او به تو خيانت كرده باشد.
    هر خويي از اخلاقيات انسان به نزد گروهي از مردم بي رونق است مگر امانتداري كه نزد همه قشرهاي انساني رايج است و كسي كه امانتدار باشد بر ديگران برتري دارد.
    اداي امانت كليد روزي است .
    پاداش نيكي دادن از جمله اداي امانت است زيرا كار نيك نزد تو همچون سپرده اي است .
    خيانت امانت را از بين مي برد.
    كساني كه شما را امين دانستند امانتشان را ادا كنيد.

  • *****
    پندهاي حكيمانه و جاودانه


  • توصيه هاي حضرت امام علي (ع ) به فرزندش امام حسن مجتبي (ع )
    حضرت علي (ع ) در اوج بلاغت و فصاحت چشمه ساري از حكمت و معرفت را به چشم هاي منتظران ودل هاي مشتاقان هديه مي دهد. جرعه نوشي از اين زلال و ره گرفتن از اين انوار وظيفه همه تشنگان معاني و شيفتگان حقيقت است . مطلب پيش رو دري است از انوار و قطره اي از درياي حكمت هاي آن امام همام باشد تا بيانديشيم و بدان عمل نمائيم . :
    فرزندم ! هنگام خطر حتي اگر كوه ها به جنبش در آينده و از جا كنده شود نبايد در تو تزلزلي ايجاد شود. دندان هايت را بر هم بفشار و سرت را به خداوند بسپار و طوري خود را برزمين استوار كن كه گويي دوپاي تو در زمين فرورفته اند.
    از خداوند بترس . تقوا پيشه كن و به ريسمان طاعت او چنگ بزن كه هيچ رشته اي محكم تر از رشته اي كه بين خود و خداوند برقرار مي كني نيست .
    دل خود را به موعظه زنده نگه دار از دنيا دل برگير و جان خود را با نور معرفت به خداوند روشن گردان . با يادآوري مرگ اين دنيا را در نظر خود خوار و به دل خود تفهيم كن كه نابودشدني است و اين جهان سراي رنج و درد است . دل خود را از احوال گذشتگان آگاه كن .
    در سرزمين ها خانه ها و شهرهاي گذشتگان بگرد و درباره ي اين كه چه شدند كجا رفتند و چگونه از دوستان و خويشان خود جدا ماندند و هيچ كس آنان را تا سراي ديگر بدرقه نكرد بينديش و به خود باش كه جهان آخرت را به اين چند روزه ي فاني نفروشي .
    درباره ي چيزي كه نمي داني سخن مگو و در كاري كه به تو مربوط نيست دخالت نكن و وارد راهي كه گمراهي درپي دارد مشو.
    فرزندم ! از عاملان به معروف و اجتناب كنندگان از منكر باش و ديگران را نيز به اين كار ترغيب كن . آن گاه كه كاري را براي رضاي خداوند انجام مي دهي از نكوهش ديگران بيم نداشته باش . در راه حق هر نوع سختي را برخود بپذير. هرگز از كسب علم غافل مباش و خود را بر صبر و شكيبايي تربيت كن .
    پيوسته كارهايت را به خداوند بسپار كه هيچ نگهدارنده اي مطمئن تر از او نيست و هرچه مي خواهي از او بخواه كه جز او بخشنده اي وجود ندارد.
    علم آن گاه ثمر دهد كه با عمل توام شود. زنهار كه در پي آموختن علم بي فايده نباشي .
    اگر خطا كردي توبه كن كه خداي تو مهربان است و گناه تو را يك مي شمارد و نيكوكاري ات را ده به شمار مي آورد. هر حاجتي كه داري به او بگو و اگر روزگار با تو سر ناسازگاري گذاشت به او شكايت ببر. تنها اوست كه بر همه چيز غالب است و روزي فراوان و عمر طولاني مي بخشد. خزاين جهان به دست اوست . اگر در استجابت دعاي تو تاخير افتاد نااميد مشو كه در آن حكمتي است و خداوند پيوسته بيش از آنچه كه بنده اش درخواست مي كند در دنيا و آخرت به او مي بخشد.
    فرزندم ! فريب دنيا و اهل آن را نخور. صبر پيشه كن تا تاريكي شب بگذرد و صبح اميد طلوع كند. هرگز به دنبال آرزوهاي موهوم و طولاني مباش و روح خود را به مطامع پست دنيوي مفروش . از خداوند بخواه كه روح تو را پاكيزه نگه دارد كه نعمت هاي دنيوي در كنار آلودگي روح به هيچ نيرزند. به اندكي كه خداوند به تو مي دهد قانع باش و هرگز به مال زيادي كه از خلق به تو مي رسد چشم اميد نداشته باش .
    از پرحرفي پرهيز كن و قدر سكوت و تفكر را بدان كه زيان پرحرفي بيش از سكوت است هرگز راز خود را به ديگران نگو كه عنان آن را از كف خواهي داد.
    دوستان خود را از ميان افراد نيك انتخاب كن و از افراد گناهكار و كساني كه ديگران را تشويق به گناه مي كنند سخت بپرهيز. زنهار كه هرگز طعام حرام نخوري و بر زيردستان ستم نكني كه بدترين ستم ستم به زير دستان است . پيوسته با همگان چندان مدارا كن كه جسور نشوند. از كساني كه پند مي دهند و خود بدان عمل نمي كنند سخت بپرهيز. از افراد پست اميد ياري نداشته باش و از دوستي با كساني كه در مظان اتهام هستند دوري كن . هنگام نصيحت كردن فرامين خداوند را در نظر داشته باش و از آن بيم مدار كه از سخنت شادمان يا اندوهگين شوند.
    خشم خود را فرو ببر كه هيچ شربتي گواراتر از آن نيست . اگر ناچار شدي ارتباط خود را با كسي قطع كني راهي براي تجديد رابطه باقي بگذار تا اگر پشيمان شد بتواند به سوي تو برگردد. با كسي كه ميل دوستي با تو ندارد نزديك مشو; زيرا خوارخواهي شد. هنگامي كه مورد ظلم قرار مي گيري چنان برآشفته نگردي كه تحملت از دست برود. نيكي را با نيكي پاسخ بده و اجر نيكوكار را فرو مگذار اگر مي تواني دشمني را نيز با نيكي پاسخ بده وگرنه سكوت كن .
    فرزندم ! مانند كساني مباش كه تا به رنج و مصيبت گرفتار نشوند درس نگيرند. آدمي همچون حيوان نيست كه با چوب راهبر شود آن گاه كه دچار اندوه مي شوي صبر پيشه كن و ميانه رو باش . به ياد داشته باش آن كس كه دوست و رفيق ندارد هميشه در غربت بسر مي برد و آن كس كه به مقام اجتماعي خود قانع است همواره احترامش محفوظ مي ماند.
    فرزندم ! ضعف خود را بر خلق آشكار مكن و بدان كه بسيارند افراد ناداني كه به ريسمان خداوند چنگ زدند و نجات يافتند و چه بسيار افراد دانايي كه به علم خويش مغرور شدند و به بيراهه رفتند.
    هرگز در انجام كار ناپسند پيشقدم مشو. از صحبت نادان بپرهيز و از آن بگريز. پيش از آن كه به سفر بروي همسفرت را بسنج و قبل از آن كه خانه اي بخري همسايه ات را بشناس از گفتن سخنان هجو و بيهوده حتي از زبان ديگران بپرهيز كه از قدر تو كاسته مي شود.
    انجام كارهاي دشوار را به زنان مسپار و از سو ظن و تعصب مفرط نسبت به آنان بپرهيز كه سوظن زن را به سوي ناپاكي مي راند. براي كساني كه زير دست تو كار مي كنند حدود وظايفشان را تعيين كن تا بتواني از آنان بازخواست يا آنان را تشويق كني . پيوسته با اعضاي خانواده خود مهربان باش و آن ها را از لحاظ معاش در رفاه نگه دار كه آن ها بال هاي تو هستند. فقط به مدد ايشان است كه مي تواني استوار باشي و با دشمنان بجنگي .
    به فرزندان خود قرآن را بياموز همان گونه كه من با قرآن علم و حكمت را به تو آموختم .
    فرزندم ! از خداوند بترس . كارهايي را كه بر تو واجب كرده است به جاي آور و از آنچه تو را از انجام آن منع نموده بپرهيز. پيوسته از او بخواه كه تو را به راه راست راه كساني كه به ايشان نعمت داده است رهنمون گرداند و ترديدها و شبهات را از دلت بزدايد.
    فرزندم ! اگر فهم و درك نكته اي بر تو دشوار آمد تصور مكن كه اشكال از آن نكته است . بدان كه آدمي بسيار نمي داند و دانايي مطلق برازنده ي هيچ كس جز ذات حق نيست . از خداوند بخواه كه ضمير و ذهن تو را به سوي نور و دانايي هدايت كند.
    در رفتار و گفتار و انديشه ات پيوسته عادل باش و آنچه را كه بر خود نمي پسندي بر ديگران هم مپسند. اگر دوست نداري كسي به تو ظلم كند به ديگران ظلم مكن و اگر توقع نيكي از ديگران داري خود نيز به ديگران نيكي كن . اگر دوست نداري ديگران درباره ي تو چيزي بگويند كه از آن نفرت داري خود نيز درباره ي آنان چنين مگو.
    از خودخواهي بپرهيز تا مي تواني در طلب معاش بكوش و آنچه كه با زحمت به دست مي آوري به رايگان به ديگران نبخش . بيهوده خزانه دار ديگران مباش و اموال ديگران را پاسداري مكن . هر وقت حاجتي از تو برآورده شد و به آرزويي رسيدي از خداوند سپاسگزار باش .
    از كمك به ديگران لحظه اي فروگذاري مكن و از ايشان توقع سپاسگزاري و جبران نداشته باش . اگر قدرت مالي داري از دادن قرض به ديگران مضايقه مكن كه آن كس كه در تنگدستي مي بخشد هنگام گشايش به او مي بخشند.
    فرزندم ! دنيا گذرگاهي ناهموار و پرپيچ و خم است . آنان كه سبكبارترند آسوده تر اين راه را طي خواهند كرد. آنچه را مي تواني از پيش بفرست كه پس از تو كسي نمي تواند توشه ي آخرت برايت بفرستد.
    هرچه خواهي از خدا بخواه كه او بين تو و خود واسطه اي قرار نداده است .
    تهيه و تنظيم : محمدكاظم وافي

  • *****
    در جستجوي ليله القدر


  • عبدالكريم عابديني
    قسمت يازدهم
    .10 نزول دفعي و تدريجي قرآن در آيينه روايات
    « عن حفص بن غياث عن ابي عبدالله (ع ) قال : سالته عن قول الله عزوجل : (شهر رمضان الذي انزل فيه القرآن ...) و انما انزل في عشرين سنه بين اوله و آخره فقال ابو عبد الله (ع ) : نزل القرآن جمله واحده في شهر رمضان الي البيت المعمور ثم نزل في طول عشرين سنه ... » 113 ;
    « حفص بن غياث مي گويد : از حضرت امام صادق (ع ) درباره قول خداي تبارك و تعالي كه مي فرمايد : (شهر رمضان الذي انزل فيه القرآن ...) پرسيدم كه قرآن از آغاز تا انجام به مدت (حدود) بيست سال نازل شد)
    حضرت چنين پاسخ داد : قرآن به يكباره در ماه مبارك رمضان به بيت المعمور نازل شد و آنگاه در طول (حدود)بيست سال به تدريج نازل شد » .
    در اين حديث شريف هم نزول دفعي قرآن كريم با صراحت مطرح شده است و هم از نزول تدريجي آن سخن به ميان آمده است .
    مرحوم شيخ طوسي (ره ) به نقل از ابن عباس و سعيدبن جبير و حسن درباره نزول دفعي و تدريجي قرآن كريم چنين آورده است :
    « قال الصادق (ع ) : ان الله انزل جميع القرآن في ليله القدر الي السما الدنيا ثم انزل علي النبي (ص ) بعد ذلك نجوما و هو المروي عن ابي عبدالله (ع ) » 114 ;
    « خداي سبحان همه قرآن را شب قدر به آسمان دنيا فرود آورد سپس آن را به تدريج بر پيامبر (ص ) نازل فرمود و اين از امام صادق (ع ) روايت شده است » .
    قطب راوندي اين حديث را از حضرت امام صادق (ع ) نقل كرده است .115
    مرحوم طبرسي (ره ) اين معنا را با تلقي به قبول و تاييد از مرحوم شيخ طوسي نقل كرده است .116
    از حضرت امام صادق (ع ) روايت شده است كه فرمود :
    « نزل القرآن جمله واحده في شهر رمضان الي البيت المعمورثم نزل في طول عشرين سنه » 117 ;
    « قرآن به صورت يكپارچه و يكباره در ماه رمضان به بيت المعمور نازل شده است سپس در طول بيست سال (به تدريج ) نازل شده است » .
    بعضي منظور از بيت المعمور را قلب مبارك رسول اكرم (ص ) دانسته اند كه همه قرآن در آن تجلي كرده است و همان حقيقت در طول بيش از بيست سال آيه آيه سوره سوره به مناسبت رويدادها و حوادث گوناگون (به تدريج ) بر آن حضرت نازل مي شده و آن حضرت بر مردم تلاوت مي فرموده است .
    .11 نزول دفعي و تدريجي قرآن در نگاه انديشمندان قرآني
    راغب اصفهاني در فرق بين انزال و تنزيل مي گويد :
    « و الفرق بين الانزال و التنزيل في وصف القرآن و الملائكه ان التنزيل يختص بالموضع الذي يشير اليه انزاله مفرقا و مره بعد اخري و الانزال عام » 118 ;
    « و فرق بين انزال و تنزيل درباره نزول قرآن و فرشتگان آن است كه « تنزيل » در جايي به كار مي رود كه نزول جداجدا و پياپي منظور باشد; اما « انزال » عام است ; يعني هم نزول دفعي را شامل مي شود و هم نزول تدريجي و پياپي را » .
    نظام الدين نيشابوري نيز نزول قرآن را در شب قدر چنين معنا كرده است :
    « اي انزل فيها من اللوح المحفوظ الي السما الدنيا جمله ثم منها الي الارض نجوما » 119 ;
    « يعني قرآن را در شب قدر از لوح محفوظ به آسمان دنيا به يكباره فرو فرستاديم سپس به تدريج به زمين نازل كرديم » .
    جارالله زمخشري نيز گفته است :
    « روي انه انزل جمله واحده في ليله القدر من اللوح المحفوظ الي السما الدنيا و املاه جبرئيل علي السفره ثم كان ينزله علي رسول الله (ص ) نجوما في ثلاث و عشرين سنه » 120 ;
    « روايت شده است كه خداوند قرآن را به يكباره در شب قدر از لوح محفوظ به آسمان دنيا فرو فرستاد و جبرئيل (ع ) آن را بر سفره املا كرد آنگاه آن را طي بيست و سه سال بر رسول خدا (ص ) به تدريج نازل مي كرد »
    شيخ اسمعيل برسوي نيز درباره انزال و تنزيل چنين گفته است :
    « ثم ان الانزال يستعمل في الدفعي و القرآن لم ينزل جمله واحده بل انزل منجما مفرقا في ثلاث و عشرين سنه و هذه السوره من جمله ما انزل و جوابه ان المراد ان جبرائيل نزل بها جمله واحده في ليله القدر من اللوح المحفوظ الي بيت العزه في السما الدنيا و املاه علي السفره اي الملائكه الكاتبين في تلك السما ثم كان ينزل علي النبي (ص ) منجما علي حسب المصالح » 121 ;
    (اگر كسي بگويد چگونه ) « انزال » در معناي نزول دفعي اعمال مي شود در حالي كه قرآن به يكباره نازل نشده است ; بلكه به تدريج و جداجدا در طي بيست و سه سال نازل شده است كه همين سوره نيز از آن جمله است پاسخ آن است كه جبرئيل همه قرآن را يكجا در شب قدر از لوح محفوظ به بيت عزت در آسمان دنيا نازل فرمود و آن را براي سفره يعني فرشتگان نويسنده در اين آسمان املا فرمود آنگاه بر پيامبر (ص ) به صورت تدريج و بر حسب مصالح نازل فرمود » .
    كلام صاحب تفسير روح البيان به خوبي نشان مي دهد كه او هم به نزول دفعي معتقد بوده است و هم به نزول تدريجي ; هرچند در جايگاه و مرتبت تلقي قرآن توسط رسول خدا(ص ) نظري متفاوت با ديدگاه اماميه را ابراز كرده است .
    مفسر بزرگ قرآن كريم علامه طباطبايي (رض ) در تفسير آيه شريفه (انا انزلناه في ليله القدر) فرموده است ضمير در (انزلناه ) براي قرآن است و ظاهرش تماميت قرآن عزيز است نه بعضي از آيات آن ; تعبير به « انزال » كه در دفعي بودن نزول ظهور دارد نيز مويد اين معناست .
    آيه شريفه (و الكتاب المةةبين . انا انزلناه ة في ليله مةباركه )122 ظاهرش سوگند به تماميت كتاب مبين است و آنگاه خبر دادن از نزول آن كتاب كه به تماميت آن سوگند ياد شده بود.
    از آيات قرآن كريم استفاده مي شود كه قرآن دو نوع نزول داشته است ; نزول كلي بر پيامبر(ص ) غير از نزول تدريجي كه در مدت بيست و سه سال به پايان رسيد; چنان كه مي فرمايد : (و قرآنافرقناه لتقراه علي الناس علي مكث و نزلناه تنزيلا) 123 ;
    « و قرآني كه آيات آن را از هم جدا كرديم تا آن را با درنگ بر مردم قرائت كني و آن را به تدريج نازل كرديم » .
    (و قال الذين كفروا لو لا نزل عليه القرآن جمله واحده كذلك لنثبت به فواد ك و رتلناه ترتيلا) 124 ;
    « و كافران گفتند : چرا قرآن به يكباره بر او نازل نمي شود چنين است (نزول قرآن )تا قلب تو را به وسيله آن استوار سازيم و آن را به تدريج بر تو خوانديم » 125
    علامه (رض ) در فرق بين انزال و تنزيل مي فرمايد :
    تنزيل و انزال به يك معنا هستند; البته بيشتر در باب افعال (انزال ) به معناي دفعي و در باب تفعيل (تنزيل ) به معناي تدريجي است .126
    مرحوم علامه در جاي ديگر نيز به اين معنا تصريح كرده است : « فرق بين انزال و تنزيل آن است كه انزال دفعي و تنزيل تدريجي است » .127
    بر اين اساس آياتي از قبيل : (انا انزلناه في ليله القدر)128 (انا انزلناه في ليله مباركه )129 و (شهر رمضان الذي انزل فيه القرآن )130 از ديدگاه اين مفسر بزرگ گوياي نزول قرآن به صورت دفعي و يكپارچه است .
    از آنچه گفته شد مي توان نتيجه گرفت كه هرجا سخن از نزول مجموع قرآن كريم يا كتاب هاي آسماني ديگر است تعبير « انزال » و مشتقات آن به كار رفته است و هرجا سخن از نزول آيه ها و سوره ها در مناسبت ها و در ارتباط با حوادث و پيش آمدهاست و هرجا تاثيرگذاري آيات بر نفوس مستعده و تاثيرپذيري انسان هاي مستعد از آيات مورد توجه بوده است و نيز هرجا واكنش منفي صاحبان دل هاي بيمار مد نظر بوده است تعبير « تنزيل » و مشتقات آن استعمال شده است .
    درباره نزول باران نيز آنجا كه به صورت كلي به اين پديده نگريسته مي شود و از دفعات باران سخن به ميان مي آيد تعبير « انزال » به كار برده مي شود; اما آنجا كه سخن از تاثيرگذاري و حيات بخشي باران بر گياهان و موجودات زنده و ريزش ملايم و تدريجي آن است از تعبير « تنزيل » و مشتقات آن استفاده شده است .
    مثال : اگر از كسي بپرسند در شهر شما چند بار باران باريده است هم سوال كننده و هم پاسخ دهنده هر دو از مشتقات « انزال » استفاده مي كنند; چنان كه مي فرمايد (و الله انزل من السما ما فاحيا به الارض بعد موتها)131 ;
    « و خدا از آسمان آبي فرو فرستاده و با آن زمين را پس از مردنش زنده گردانيد » .
    و يا فرمود : (امن خلق السماوات و الارض و انزل لكم من السماما)132 ;
    « چه كسي است كه آسمان ها و زمين را آفريد و از آسمان براي شما آبي فرو فرستاد » .
    اما اگر كسي بخواهد درباره كيفيت بارش باران و لطافت آن سخن بگويد و تاثير مطلوب آن را بر مزارع باغ ها محصولات كشاورزي و موجودات زنده ترسيم كند از تعبير « تنزيل » و مشقات آن بهره مي جويد; چنان كه فرمود : )و نزلنا من السما ما مباركا فانبتنا به جنات و حب الحصيد) 133 ;
    « و از آسمان آبي مبارك فرو فرستاد پس به وسيله آن باغ ها و دانه هاي زراعي را رويانيديم » .
    .12 انفكاك ناپذيري ليله القدر و اهل بيت (ع )
    آنچه رسول اكرم (ص ) در انفكاك ناپذيري قرآن و عترت با جمله « وانهما لن يفترقا حتي يردا علي الحوض » 134 بيان فرموده است در روايات مربوط به ليله القدر نيز به گونه اي نمايان مشهود است .
    اين نوع از روايات به وضوح نشان مي دهند كه آنچه خداوند نازل فرموده يا مقدر مي فرمايد در زمين نيز براي آن متصدي منصوب فرموده است آن متصدي پيش از بعثت پيامبر اسلام پيامبران عظام (ع ) و جانشينان آنان بوده اند و پس از بعثت رسول اكرم (ص ) شخص آن حضرت و پس از رحلت رسول اكرم (ص ) جانشينان آن حضرت يكي پس از ديگري و اكنون حضرت حجت (عج ) متصدي اين امر مي باشد.
    در بخشي از حديثي امام صادق (ع ) به ابن عباس مي فرمايد : « ...قال لك علي بن ابي طالب (ع ) ان ليله القدر في كل سنه و انه ينزل في تلك الليله امر السنه و ان لذلك الامر ولاه بعد رسول الله (ص ).
    فقلت : من هم )
    فقال : انا و احد عشر من صلبي ائمه محدثون ... » 135 ;
    « علي بن ابي طالب (ع ) به تو فرمود : ليله القدر در هر سالي هست و امر آن سال (دستور خدا و مقدرات بندگان ) در آن شب نازل مي شود و براي آن امر پس از رسول خدا (ص ) والياني تعيين شده است .
    تو (ابن عباس ) گفتي : آنان (آن واليان ) كيانند
    حضرت فرمود : من و يازده نفر امامان محدث از صلب من » .
    در بخشي از حديث ديگري حضرت امام محمد تقي (ع ) مي فرمايد : « ... انه لينزل في ليله القدر الي ولي الامر تفسير الامور سنه سنه ... » 136 ;
    ... « همانا تفسير كارها سال به سال در ليله القدر بر ولي امر (امام عصر (عج ) فرود مي آيد ... » .
    يكي از خاطره هاي بسيار جذاب و آموزنده اميرالمومنين (ع ) كه همواره آن را ياد مي كرده است و انفكاك ناپذيري پيوند بين ليله القدر و ولايت و امامت در آن به وضوح ديده مي شود از زبان حضرت امام صادق (ع ) اين گونه روايت شده است : « كان علي (ع ) كثيرا ما يقول : (ما)اجتمع التيمي و العدوي عند رسول الله (ص ) وهو يقرا (انا انزلناه ) بتخشع و بكا فيقولان : ما اشد رقتك لهذه السوره ! فيقول رسول الله (ص ) : لما رات عيني و وعي قلبي و لما يري قلب هذا من بعدي .
    فيقولان : و ما الذي رايت و ما الذي يري :
    قال : فيكتب لهما في التراب : )تنزل الملائكه و الروح فيها باذن ربهم من كل امر(قال : ثم يقول : هل بقي شي بعد قوله عز و جل (كل امر)
    فيقولان : لا.
    فيقول : هل تعلمان من المنزل اليه بذلك )
    فيقولان : انت يا رسول الله فيقول : نعم .
    فيقول : هل تكون ليله القدر من بعدي
    فيقولان : نعم .
    قال : فيقول : فهل ينزل ذلك الامر فيها)
    فيقولان : نعم .
    قال : فيقول : الي من )
    فيقولان : لا ندري .
    فياخذ براسي و يقول : ان لم تدريا فادريا هو هذا من بعدي .
    قال : فان كانا ليعرفان تلك الليله بعد رسول الله (ص ) من شده ما يداخلهما من الرعب » 137 ;
    « علي (ع ) همواره مي فرمود : هرگاه تيمي (ابوبكر) و عدوي (عمر) نزد رسول خدا (ص ) حاضر مي شدند آن حضرت سوره (انا انزلناه ) را با خشوع و گريه قرائت مي فرمود.
    آن دو مي گفتند : چقدر در هنگام قرائت اين سوره دچار رقت قلب مي شوي !
    حضرت مي فرمود : براي آنچه چشمم ديده (نزول فرشتگان در شب قدر) و قلبم فهميده (بيان هر امر محكمي در شب قدر) و نيز براي آنچه دل اين شخص (علي (ع )) پس از من درمي يابد.
    آنان مي گفتند : مگر شما چه ديده اي و او چه مي بيند)
    حضرت براي آنان روي خاك مي نوشت : (تنزل الملائكه و الروح فيها باذن ربهم من كل امر) ; سپس مي فرمود : پس از آنكه خداي عزوجل مي فرمايد : هر امري آيا ديگر چيزي باقي مي ماند)
    مي گفتند : نه .
    مي فرمود : مي دانيد آن كسي كه هر امري بر او نازل مي شود كيست )
    مي گفتند : تو هستي اي رسول خدا.
    مي فرمود : بلي ; اما شب قدر پس از من هم هست مي گفتند : آري مي فرمود : در شب هاي قدر پس از من هم آن امر نازل مي شود مي گفتند : آري .
    مي فرمود : بر چه كسي نازل مي شود مي گفتند نمي دانيم .
    پيامبر دست بر سر من مي گذاشت و مي فرمود : اگر نمي دانيد بدانيد آن شخص پس از من اين مرد است . بعد از رسول خدا (ص ) آن دو شب قدر را به خاطر هراس سختي كه در دلشان مي افتاد مي شناختند » .
    معناي اين قبيل روايات كه در آن نام علي بن ابي طالب (ع ) آمده است در كنار روايات ديگر كه با همين مضامين درباره اهل بيت عصمت و طهارت (ع ) روشن مي شود و پس از اين مرحله كه مي توان نام آن را تفسير روايات به روايات ناميد به خوبي مي فهميم كه اميرالمومنين (ع ) به عنوان سرسلسله امامت و ولايت مقصود است و پس از آن حضرت هر يك از فرزندان او تا حضرت حجت (عج ) نيز مشمول همين معنا هستند.
    در بخشي از حديث معراج خداي سبحان سوره مباركه توحيد را رابط بين خود و پيامبرش و سوره مباركه (انا انزلناه ) را رابط بين خود و پيامبر(ص ) با اهل بيت (ع ) تا روز رستاخيز قرار داده است :
    « عن ابي عبدالله (ع ) في صلاه النبي (ص ) في السما في حديث الاسرا قال : ثم اوحي الله عز و جل اليه : اقرا يا محمد نسبه ربك تبارك و تعالي (قل هو الله احد . الله الصمد . لم يلد و لم يولد . و لم يكن له كفوا احد) ... ثم اوحي الله عز و جل اليه : اقرا : (انا انزلناه ) فانها نسبتك و نسبه اهل بيتك الي يوم القيامه ... » 138 ;
    « از حضرت امام صادق (ع ) درباره نماز (رسول خدا(ص )) در جريان معراج (در بخشي از اين حديث آمده است كه نسبت پروردگارت تبارك و تعالي را قرائت كن : (قل هو الله احد . الله الصمد . لم يلدو لم يولد . و لم يكن له كفوا احد) ... (و در ركعت بعد پس از حمد)خداي عزوجل وحي فرمود كه (سوره )(انا انزلناه ) را قرائت كن ; كه همانا اين سوره نسبت تو و نسبت اهل بيت تو تا روز رستاخيز است » .
    حضرت امام صادق (ع ) در بياني نوراني روزنه اي به اسرار سوره مباركه قدر گشوده و زمينه را براي اهل ولا فراهم آورده است تا پيوند گسست ناپذير قرآن كريم و اهل بيت عصمت و طهارت (سلام الله عليهم اجمعين ) را در آيينه آيات الهي تماشا كنند :
    عن ابي عبدالله (ع ) انه قال : « (انا انزلناه في ليله القدر) الليله فاطمه و القدر الله فمن عرف فاطمه حق معرفتها فقد ادرك ليله القدر ... » 139 ;
    « ليله فاطمه است و قدر الله هر كس فاطمه را آن گونه كه بايد بشناسد ليله القدر را درك كرده است » .
    همان گونه كه قرآن در شب قدر نازل شده است از وجود سراسر بركت فاطمه (س ) نيز يازده قرآن ناطق بسان يازده خورشيد تابان جهان ما را به نور ولايت روشنايي بخشيده اند.
    ترنم روح پرور قرآن همواره بر جان هاي مستعد مي بارد و انوار تابناك ولايت رسول الله اعظم (ص ) و خاندان پاك آن حضرت پيوسته مي تابد; « بارش » باران وحي و « تابش » انوار ولايت الهي « رويش » استعداد و كشف گنجينه عقل هاي انسان ها را به ارمغان مي آورد.
    پاورقي :
    113 ) كافي ج 2 ص .628
    114 ) تبيان ج 2 121 و فقه القرآن ج 1 ص .179
    115 ) فقه القرآن ج 1 .179
    116 ) مجمع البيان ج 9 و10 .518
    117 ) كافي ج 2 .628
    118 ) مفردات راغب .511
    119 ) تفسير غرائب القرآن ج 6 .535
    120 ) كشاف ج 4 .780
    121 ) تفسير روح البيان ج 10 .479
    122 ) دخان 2 و.3
    123 ) اسرا 16
    124 ) فرقان .32
    125 ) الميزان ج 20 .330
    126 ) الميزان ج 15 .316
    127 ) الميزان ج 15 2 و ج 7 .3
    128 ) قدر .1
    129 ) دخان .3
    130 ) بقره .185
    131 ) نحل .65
    132 ) نمل .60
    133 ) .9
    134 ) وسائل الشيعه ج 27 ص .23
    135 ) كافي ج 1 ص 247 ح .2
    136 ) كافي ج 1 ص 248 ح .3
    137 ) كافي ج 1 ص 249 ح .5
    138 ) كافي ج 3 ص 485 ـ.486
    139 ) تفسير فرات كوفي
    .581