روزنامه جمهوري اسلامي 18/07/1385 صفحه سرمقاله
*****
دوران زوال حاكمان وابسته


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    از اهداف اصلي رايس در سفر اخير به خاورميانه وديدار با مقامات كشورهاي عرب متحد آمريكا در منطقه تقويت پايگاه و موقعيت حاكمان غربگراي خاورميانه بود كه در سالهاي اخير به خصوص از زمان روي كارآمدن حاكمان فعلي كاخ سفيد و انفجارهاي مشكوك نيويورك در سال 1380 روبه افول گذاشته است .
    اوج انفعال و ضعف سران وابسته منطقه در تهاجم وحشيانه رژيم صهيونيستي به لبنان آشكار شد. در جريان اين جنگ نابرابر و زمانيكه سران غربگراي عرب براي نشان دادن سرسپردگي خود به آمريكا به همسويي با رژيم صهيونيستي پرداختند و عليه حزب الله لبنان موضع گرفتند ملت هاي منطقه برخلاف موضع گيري ننگين رهبرانشان به حمايت از مقاومت لبنان و رزمندگان حزب الله برخاستند و به تجليل از سيدحسن نصرالله پرداختند. اين حمايت گسترده مردمي در منطقه ضربه شديدي بر اعتبار و حيثيت سران سازشكار منطقه وارد و آنها را به شدت تحقير كرد. هم اكنون موقعيت نظام هاي به اصطلاح ميانه رو و ظرفدار غرب در منطقه شديدا درحال تحليل رفتن است و اين رژيم ها كه با تكيه بر حمايت قدرت هاي غربي چندين دهه بر ملتهاي خود سلطه رانده اند اكنون از درون تهي شده و پايه هاي قدرت آنها پوسيده و شديدا آسيب پذير گشته است .
    به موازات تحولات جهاني رشد بيداري سياسي در ميان ملتهاي منطقه شرايط و فضاي منطقه را تغيير بنيادي داده است و جوامع مسلمان منطقه ديگر حاضر نيستند تابع بي چون وچراي حاكمان وابسته اي باشند كه بقاي آنها جز سرشكستگي و ننگ براي ملتها حاصلي ندارد. اين حاكمان منفعل به اقتضاي موقعيت نامستقل خود ناچار هستند مجري سياستهاي ديكته شده اي باشند كه با منافع ملي و آرماني مردم و مصالح منطقه همسويي ندارد و عمدتا برپايه تامين منافع غرب و مشخصا در جهت تضمين بقاي رژيم صهيونيستي و تحميل موجوديت اين رژيم به منطقه طرح ريزي شده است .
    شرايط حاضر را بايد سر آغاز مرحله اي دانست كه در آن معادلات گذشته و مناسبات سنتي دچار دگرگوني عمده شده و در دوره پيش رو اين اراده ملتهاست كه تعيين كننده خواهد بود و نه خواسته هاي نامشروع دولتهاي استكباري . در چنين فضايي مسلما حاكمان و دولتمردان منطقه كه با ملتهاي خود همراه و همسونباشند امكان بقاندارند. اين دسته از حكام يا بايد تسليم اراده مردم خود كه استقلال خواهي و ضديت با سلطه بيگانه است بشوند و يا اينكه منتظر زوال و نابودي خود باشند.
    رخدادهاي اخير منطقه به ويژه جنگ لبنان اردوگاه غرب و در راس آن آمريكا را با اين واقعيت تلخ روبرو كرد كه حكومت هاي دست نشانده غرب در خاورميانه ابتكار عمل را از دست داده اند و توان القاي اهداف و دستورهاي غرب به ملتهاي منطقه را ندارند.
    در جريان جنگ لبنان براي نخستين بار شهروندان عرب سخناني برزبان راندند كه كاملا براي غربيها تازگي داشت . آنها سران كشورهاي خود را بي غيرت و بزدل خطاب كردند كه بازيچه سلطه طلبان و در خدمت منافع اسرائيل هستند. مردم محافل مطبوعاتي و گروههاي سياسي منطقه خواستار شجاعت و استقلال در تصميم گيري سران منطقه شده و توصيه كردند كه سران عرب از شجاعت دبيركل حزب الله لبنان درس بگيرند.
    نكته غيرقابل انكار اين است كه تغيير معادلات منطقه و بروز دگرگوني هاي اساسي در ديدگاه و تفكر ملتهاي مسلمان سقوط و اضمحلال رژيم صهيونيستي را قطعي ساخته و موج بيداري اسلامي ايجاد شده در منطقه فروپاشي اين رژيم جعلي و مفسده انگيز را قريب الوقوع كرده است . در چنين شرايطي تحركات و تلاش هاي آمريكا و سران منطقه اي وابسته آن قدرت توقف روند مذكور را ندارد همانگونه كه ماموريت اخير كاندوليزا رايس براي اعاده حيثيت و افزايش اعتبار و تقويت قدرت وابستگان منطقه اي آمريكا نيز با ناكامي مواجه شده است .
    در تحليل وضعيت موجود به نظر مي رسد مهمترين نكته اينست كه كاهش نفوذ آمريكا در منطقه موجب ضعف شديد سران وابسته اين كشورها شده است . عملكرد آمريكا بويژه در سالهاي اخير بقدري سركوبگرانه و دور از معيارهاي آزادي و دموكراسي بوده و هست كه جائي براي توجيه نگذاشته است .
    در افغانستان اشغال نظامي بر خلاف وعده هاي رئيس جمهور آمريكا نه تنها موجب حل مشكلاتي از قبيل ناامني كشت و قاچاق مواد مخدر و ريشه كن شدن اختناق نشده بلكه طبق آمارها و طبق اعتراف خود آمريكائيها هم ناامني بيشتر شده هم كشت و قاچاق مواد مخدر افزايش يافته و هم مردم اگر در گذشته توسط حكومت هاي محلي سركوب ميشدند اكنون توسط نظاميان بيگانه سركوب ميشوند و بشدت در شرايط اختناق بسر مي برند. در عراق نيز مردم هر روز با تظاهرات خواهان خروج اشغالگران هستند و ناامني كشتار روزانه مردم اختلافات شديد دولتمردان و هزاران مشكل ديگر ملت عراق را به تنگ آورده است . در فلسطين نيز مردم همه فشارها ويراني ها و مصايب را نتيجه حمايت هاي آمريكا از رژيم صيهونيستي ميدانند. در جنگ لبنان هم مردم اين كشور و همه ملت هاي منطقه شاهد بودند آمريكا مانع اصلي توقف جنگ و برقراري آتش بس بود و وزيرخارجه آمريكا صريحا ميگفت تا فراهم شدن مقدمات تغيير نقشه خاورميانه اين جنگ ادامه خواهد يافت ! البته مقاومت جانانه حزب الله تودهني بزرگي به دولت آمريكا بود كه همه نقشه هايش را نقش برآب كرد و سرانجام آمريكا ناچار شد بدون آنكه به هيچيك از اهداف خود برسد صرفا براي نجات رژيم صهيونيستي جنگ را متوقف نمايد.
    اين واقعيت ها اكنون آمريكا را بيش از هر زمان ديگري نزد مردم منطقه منفورتر كرده و نفوذ اين كشور را در منطقه به زير صفر برده است . بسيار طبيعي است كه در چنين شرايطي سران ارتجاع عرب كه موجوديتشان وابسته به آمريكاست نيز دچار تزلزل شده و درحال زوال باشند.