
گفت وگو با امير سرتيپ دوم خلبان دكتر احمد ميقاني معاون
طرح و برنامه نيروي هوايي ارتش
گفت وگو از : حسين زكريائي عزيزي
بخش نخست
اگر موافق باشيد خوب است گفت وگويمان را با شهيد بابايي
اميرنام آور نيروي هوايي و
الگوي همه خلبانان تيزپرواز اين نيرو شروع كنيم . بعنوان اولين پرسش بفرمائيد آشنايي شما
باشهيد بابايي در چه حدي بود
بسم الله الرحمن الرحيم .من تشكر مي كنم از زحمات و تلاش هاي شما
عزيزان دررابطه آشنايي با شهيدبابايي . بايد عرض كنم ايشان از خلبانان
مطرح و موثر نيروي هوايي بود و براي كليه پرسنل نيروي هوايي شناخته
شده بود . منتهي آشنايي عميق من با ايشان از سال 64 به بعد بود كه من تا
سال 64 بعنوان خلبان هواپيماي (اف 5 ) در دزفول بودم و از سال 64 به بعد
ايشان ما را كانديدا كرد براي هواپيماي (اف 14 ) كه من خدمت ايشان در
مهرآباد رسيدم .
چون خودم نمي خواستم از هواپيماي (اف 5 ) به هواپيماي (اف 14 )
بيايم .لذا در ترمينال فرودگاه مهرآباد خدمتشان رسيدم چون ايشان ازجبهه
مي آمدند به تهران و عرض كردم كه من علاقه ندارم به (اف 14 ) بروم و اگر
اجازه مي دهيد در هواپيماي (اف 5 ) بمانم . و همينجا برنامه هاي پروازي را
انجام بدهم كه اين شهيد بزرگوار كلي براي ما صحبت كردند و نصيحت
كردند و در نهايت گفتند : بهتر است كه شما برويد براي (اف 14 ) كه
سرنوشت نيروي هوايي در آنجا رقم مي خورد.و ما هم آمديم .
آيااز قبل نسبت به ايشان شناختي داشتيد
نه
من با شهيد بابايي زيادنبودم ولي از لحاظ خصوصيات
رفتار
عقايد و فعاليت هايي كه ايشان در نيروي هوايي انجام مي دادند همه ايشان را
مي شناختند. شهيد بابايي و شهيد اردستاني از نفراتي بودند كه در ابتداي
جنگ بسيار مطرح بودند منتهي من با شهيد اردستاني بيشتر مانوس بودم .
چون ايشان استاد خلبان (اف 5 ) بود و من هم خلبان (اف 5 ) بودم .
شهيد بابايي چطور ايشان خلبان (اف 5 ) نبودند
چرا ايشان استاد خلبان (اف 5 ) بودند ولي از همان قبل از انقلاب آمده
بودند براي (اف 14 ) بخاطر همين من سالهاي اوليه جنگ افتخار آشنايي با
شهيد بابايي را نداشتم ولي از سال 1364 به بعد بود كه بيشتر با ايشان آشنا
شدم و با هم بوديم و در جريان آن صفات
روحيات و اخلاقيات ايشان
بيشتر قرار گرفتيم .
علت اينكه عده اي از خلبانان (اف 5 ) براي خلباني در هواپيماي (اف 14 ) انتخاب مي شدند چه
بود
كلا هواپيماي (اف 14 ) هواپيمايي است كه در كابين عقب آن
سيستم
فرامين كنترل وجودندارد. يعني هواپيماي دوكابين كه ما داريم از جمله (اف
4 ) ـ (اف 5 ) ـ(سوخوـ 24 ) در كابين عقب اين هواپيماها فرامين كنترل
دارد يعني استاد كه براي آموزش مي نشيند و كابين جلو هواپيما را كنترل
مي كند. فرامين كنترل در كابين عقب هست . يعني اگر خلبان كابين جلو
اشتباهي را مرتكب شود. استاد مي گويد من هواپيما را كنترل مي كنم و اختيار
هواپيما را بدست مي گيرد و هواپيما را هدايت و كنترل مي كند اما در (اف
14 ) فرامين كنترل در كابين عقب وجود ندارد فقط سيستم هاي راداري
موشكي
راداري و جنگ الكترونيك و.. هست در استاد خلبان كه در كابين
عقب مي نشيند فقط مي تواند از طريق صحبت كردن با خلبان كابين جلو
هواپيما را هدايت كند كه شما داريد اشتباه مي كنيد يا اينجا برويد
آنجا
برويد و... و اگر اشتباه كند ديگر استاد خلبان نمي تواند كنترل هواپيما را به
عهده بگيرد به خاطر همين نياز است كه براي (اف 14 ) از خلبانان باتجربه
(اف ـ 5 ) و (اف 4 ) انتخاب كنند . يعني قبل از انقلاب هم همينطور بود كه
مي آمدند از خلباناني كه حدود 700 ساعت پرواز در (اف 5 ) و (اف 4 )
داشتند ليدر 3 شدن بودند انتخاب مي كردند براي كابين جلوي (اف 14 ) كه
اگر مشكلي پيش آمد خودش يك خلبان با تجربه اي باشد و بتواند هواپيما را
كنترل كند . لذا به همين خاطراز خلبانان باتجريه (اف 4 ) و (اف 5 ) براي (اف
14 ) اتنخاب مي كنند .
بفرمائيد آيا كار كرد اين هواپيماها يعني (اف 4 ) و (اف 5 ) با (اف 14 ) تفاوتي دارد
بله ـ (اف 14 ) هواپيما رهگير است . يعني هوا به هوادشمن را مي گيرد و
بيشتر موشك هاي هوا به هوا دارد . (اف 5 ) يك هواپيماي پشتيباني نزديك
است يعني براي استمرار دفاع از نيروهاي زميني كه در ميدان نبرد هستند
مي روند آن مناطقي كه براي نيروي زميني مشكل ساز است را بمباران
مي كنند البته هم يك هواپيماي هوا به هوا هست و هم يك هواپيماي
پشتيباني از نيروهاي زميني و دريايي (اف 4 ) هم يك هواپيماي دوربردي
است كه هم هوا به هواست . هم رادار خوبي دارد و هم يك بمب افكن سنگين
است .
اما (اف 14 ) اولين ماموريتش . رهگيري هوايي است كه هواپيماهاي
دشمن را رهگيري مي كند و مي رود و سراغش و آن را از بين مي برد. منتهي ما
با توجه به نيازي كه در طول جنگ داشتيم همين (اف 14 ) را تبديل كرديم به
هوا به زمين يعني علاوه بر موشك هاي هوا به هوا براي اولين بار در جهان
(كه از اين نوع هواپيما فقط ما داريم و آمريكا)
سيستم بمباران راهم بر اين هواپيما سوار كرديم و در جنگ هم استفاده
كرديم .
پس به همين خاطر بود كه در آن موقعيت نياز شد كه يك سري از خلبانان براي اين نوع هواپيما
انتخاب شوند
ببينيد (اف 14 ) يك هواپيمايي است از لحاظ تكنولوژي يك نسل از
هواپيماهاي (اف 5 ) و (اف 4 ) برتر است . يعني (اف 14 ) هنوز هم در جهان
مطرح است . چون (اف 14 ) موشك دوربرد داردكه بالاي 100 كيلومتر
مسافت را طي مي كن . رادارش يك راداري است كه بيشتر از 20 كيلومتر برد
دارد. و خيلي هم دقيق مي گيرد.
و با اينكه سي سال از عمر خدمتي اش مي گذرد بازهم يك هواپيماي
مطرح در جهان است كه البته ما بعد از جنگ آمديم تمام سيستم هايش را
بهينه سازي كرديم و به روزش نموديم . يعني (اف 14 ) سي سال پيش
نيست .
يعني با هواپيماهاي امروز برابري مي كند
البته در آنزمان نيز هواپيماي مطرحي بود كه با بقيه مدلهاي پيشرفته
برابري مي كرد يعني ما در آنزمان هواپيمايي بهتراز (14 ) نداشتيم و هيچ
فرقي با هواپيماهاي فرانسوي و انگليسي نداشت و اين هنر تكنولوژي ماست
كه از هرچيز بيشترين استفاده را مي كنيم
البته خود آقا نيز چنين چيزي را
تائيد كرده اند.
بطور مثال در جنگ شما شاهد بوديم كه هواپيماهاي شكاري بسياري ما
را بمباران مي كردند ولي به هر جائي كه دوست داشتند نمي توانسنتد بروند و
اين به علت پوشش مناسب هوايي ما بود
اين در حاليست كه شما در
تلويزيون مشاهده كرده ايد كه مردم لبنان تا مراكز بيروت زير باران موشك و
بمب بودند. همين كار را عراقي ها مي توانستند در زمان جنگ با ما بكنند ولي
اين كار را نكردند و به ترمينالهاي نفتي ما حمله نكردند زيرا ما داراي پوشش
هوايي خيلي خوبي بوديم و كار پوشش برعهده وهمين هواپيماهاي (اف 14 )
بود و به همين علت عراقيها توان اين كار را نداشتند.
البته حمله مي كردند ولي حملات آنهاكم حجم بود
زيرا بالاي پوشش
هوايي ما قرار گرفتند. بطور مثال آنها چند بار به خارك حمله كردند ولي
نتوانستند آنجا را بزنند. حتي يك بار كه به خارك حمله كردند فقط چند روز
موسسات آنجا غيرعملياتي شد ولي در مجموع نتوانستند زياد بر روي
خارك مانور كنند و عمليات نمايند همانگونه كه ذكر شد علت اصلي آن
وجود هواپيماهاي (اف 14 ) ما بود
زيرا آنها از اين نوع هواپيماهاي ما
زيادي ترسيدند
حتي خود آنها هم چنين امري را اعتراف كرده اند. آنها يك
بار به صورت گروهي به خارك حمله كردند كه پوشش هوايي ما يكي از آنها
را منهدم كرد و بقيه آنها پا به فرار گذاشتند.
روزي كه شما شهيد بابايي را در فرودگاه مهرآباد ديديد ايشان را چگونه شخصيتي ارزيابي
كرديد
بنده قبلا ايشان را ديده بودم . اينكه عرض كردم كه از سال 64 به بعد با
ايشان آشنا شدم
منظورم اين بود كه ارتباط ما بسيار نزديك نبود و با
يكديگر هم كلام نشده بوديم . زمانيكه ايشان در دزفول حضور داشتند بنده
بعنوان يك خلبان معمولي در يك گردان مشغول خدمت بودم و چون ايشان
در مرتبه بسيار بالاتر از من قرار داشتند
زياد با ايشان ارتباط نداشتم ولي در
بين نفرات نيروي هوايي توصيفات زيادي از ايشان شنيده مي شد. به هر
صورت شخصيت ايشان براي ما شناخته شده بود.
منظور بنده هم اين بود كه آيا با ايشان هم كلام شديد
بنده با ايشان در حد يك گپ دوستانه كه تقريبا نيم ساعت مي شود
هم كلام شده بودم زيرا ما از ايشان شخصيت خاصي در ذهن داشتيم
زيرا
ايشان مسئول عمليات نيروي هوايي بودند و من يك خلبان معمولي بودم . و
اينكه ايشان بنده رابه حضور بپذيرند و در گيرو دار جنگ نيم ساعت وقت
براي من بگذارند از نظر بنده خيلي مهم بودو باعث خوشحالي من بود.
آنروز ايشان با بنده خلي مهربان برخورد كردند حرفهاي ايشان خيلي
منطقي و دقيق بود و سياست كاري نيروي هوايي را براي من تشريح كردند.
ايشان به بنده گفتند كه هواپيماي (اف 5 ) چيست و در مورد كارآئي آن
توضيح دادند و گفتند كه هواپيماي (اف 5 ) براي نيروي هوايي وزنه سنگيني
محسوب مي شود اما هواپيماي (اف 14 ) وضعيت خاص خودش را داراست
ومي تواند براي ما در جنگ سرنوشت ساز باشد و آينده ما به آن بستگي دارد.
ايشان آنروز دليل قوي و محكمي ارائه كردند كه هدف از ارائه آن دلايل اين
بود كه بنده قبول نمايم از هواپيماي اف 5 به اف 4 بروم و با آن پرواز كنم كه
بنده نيز بالاخره قبول كردم .
يعني شما قبل از رفتن به ملاقات ايشان موافق نبوديد البته به دليل علاقه اي كه به اف 5 داشتيد
ولي بعد از گفتگو با ايشان قبول نموديد !
دليل اصلي از اينكه بنده درخواست ملاقات با ايشان را مطرح كردم اين
بود كه نظر ايشان را تغيير دهم . زيرا چند سال قبل از آن هم چنين ماجرايي
اتفاق افتاده بود و قرار بود كه بنده با چند نفر ديگر كه لازم نمي بينم نامي از
آنها برده شود به (اف 14 ) برويم ولي بنده با آقاي موسوي كه معاون عمليات
وقت بودند صحبت كردم و ايشان را راضي نمودم كه بنده را با كلاس (اف
14 ) نفرستند و آنها نيز قانع شدند و مرا نفرستادند .
ولي شما نتوانستيد آقاي بابائي را قانع نمائيد
بله
بنده قصد داشتم نظرايشان را تغيير دهم درست همانگونه كه
سالهاي قبل اين كار را كرده بودم ولي با دليل قوي و محكم ايشان
بنده
مجاب شدم كه قبول نمايم در (اف 14 ) شركت نمايم . بنده نيز قبول نمودم كه
هم به نفع نيروي هوايي و هم به نفع بنده است كه در كلاس (اف 14 ) شركت
نمايم . بنده نيز متوجه شدم كه چرا هميشه براي اف 14 خلبان نياز است و
اين هواپيما هميشه با كمبود خلبان مواجه است . به همين دليل هميشه از
خلبانان هواپيماهاي اف 5 و اف 4 براي پرواز با اف 14 استفاده مي كردند . به
همين علت تعدادي خلبان را براي شركت در كلاس اف 14 انتخاب مي كردند
زيرا پرواز با اين هواپيما خيلي مهم بود.
اگر شما با چتر پوششي اف 14 پرواز كنيد خيلي راحت مي توانيد با هر
نوع هواپيمائي عمليات بمباران راانجام دهيد.
رابطه شما با شهيد بابايي از آن پس چگونه شد
در اصفهان رابطه ما بيشتر شده بود.
يعني شما با تغيير هواپيما از دزفول به اصفهان آمديد
بله
بنده براي آموزش اف 14 در شهريور 64 به اصفهان آمديم . و چون
هواپيماي اف 14 هواپيماي راهبردي آنزمان بود و ايشان نيز فرمانده پايگاه
اصفهان بودند
زياد آنجا مي آمدند زيرا بايد براي هدايت خلبانان و آمادگي
آنها برنامه ريزي مي كردند. بنده نيز در اين سفرها چند بار خدمت ايشان
رسيدم و با سجاياي اخلاقي
قدرت مديريت و صفات نيك ايشان از نزديك
آشنا مي شدم .
نمونه بارزي از سجاياي اخلاقي ايشان
را ذكر مي كنيد
بنده با ايشان خاطرات زيادي دارم
ايشان در مود نماز اول وقت
حساسيت بالايي داشتند بنده به ياد دارم در سال 65 كه ايشان به اصفهان
تشريف آوردند. در جمع خلبانان ومسئولين سخنراني كردند
و بعد از آن
خلبانان و دانشجويان را به صورت خصوصي جمع كردند ابتدا قدري درباره
مسائل عمليات ومواردي كه لازم بود آموزش ببيند صحبت نمودند
سپس
راجع به مسائل معنوي صحبت نمودند. راجع به نماز اول وقت مطالبي
فرمودند. ايشان ابتدا فرمودند كه جنگ ما با آمريكا به خاطر نماز است و
ادامه دادند كه اگر دولتي شما را صدابزند و شما دير به او جواب دهيد او از
شما ناراحت و دلگير مي شود. در حاليكه خداوند نيز تو را صدا مي زند. « حي
علي الصلوه ) كه اگر ما بدستور خداوند عمل نكنيم
طبيعتا خداوند از ما
دلگير مي شود. باور بفرمائيد كلام ايشان آنروز بر خيلي از خلبانان تاثير
گذاشت . ايشان در برنامه ريزي براي نيروها عاقبت انديش بودند و نيز آنان
بسيار با هوش بودند
چون تمام گفته هاي ايشان با برنامه ريزي بود. ما در
اوايل جنگ به علت شهادت بسياري از خلبانان در همه گردانهاو
پايگاههاي پروازي كمبود خلبان داشتيم
شما در جريان هستيد كه بسياري از
خلبانان قبل ازانقلاب براي گذراندن دوره هاي پايه و مقدماتي به خارج از
كشور مي رفتند و براي دوره هاي تاكتيكي به كشور بازمي گشتند و اين موضوع
نشان مي دهد كه ما همان زمان هم توان آموزش را داشتيم .
يعني ما خودمان استادخلبان داشتيم
بله
استاد خلبان از خودمان هم بود و هم آمريكايي بود. ما در آنزمان
بهترين تيم ماكرو جت را داشتيم . در آنزمان خلبانان ايراني داراي معروفيت
جهاني بودند.
در سال 54 ايران عضو پيمان ناتو بود
آمريكا
تركيه و پاكستان نيز جز
اين پيمان بودند. اين كشورها هر سال تعدادي پرواز ترتيب مي دادند كه
درطي آنها مسابقات بمباران و پروازهاي عملياتي بين خلبانان برگزار مي شد.
در سال 54 اين مسابقات در كشور پاكستان برگزار شد . كه شهيد بابايي
شهيد اردستاني و شهيد بقائي كه هر سه نفر به يكديگر وابسته بودند و در
عين حال به نيروي هوايي وابسته بودند نيز دراين مسابقات شركت مي كردند
كه شهيداردستاني در سال 54 قهرمان قهرمانان شناخته شد يعني در سه
مرحله بمب
راكت و مسلسل نفر اول شد.
خلاصه مطلب اين كه خلباناني كه در آن سالها با خلبانان آمريكايي در
كلاسها شركت مي كردند جز شاگردهاي اول كلاس بودند. در كلاسهايي كه در
آنزمان تشكيل مي شد خلباناني از اروپا
خاورميانه
كره و ويتنام حضور
داشتند كه شاگردهاي اول رشته هاي مختلف اكثرا ايراني بودند و چون در
زمان جنگ ما خلبان كم داشتيم شهيد بابائي دستور دادند كه ما
دانشكده هاي پرواز را در ايران راه بيندازيم و براي رسيدن به چنين هدفي
تلاش فراوان كردند كه بالاخره در سال 1361 حضرت آيت الله خامنه اي كه
آنزمان رئيس شوراي عالي دفاع بودند اين موضوع را تصويب كردند و
سرانجام دانشكده هاي پرواز شروع بكار كردند و در زمان كوتاهي توانستيم
حداقل نيازها را تامين نمائيم و كمبودي كه ما را خيلي اذيت مي كردبرطرف
نمائيم . در مورد هواپيماهاي اف 14 نيز با همين وضعيت روبرو بوديم .
و براي پرواز با « اف 14 » با كمبود خلبان مواجه بوديم كه ايشان با يك
روش منحصر به فرد كه تا آنزمان سابقه اي هم نداشت از نيروهاي اف 4 و اف
5 خلباناني را براي پرواز اف 14 تعيين كردند كه ما تا سالهاي سال هرگز
كمبود خلبان اف 14 نداشتيم .
در آنزمان عراق خيلي تلاش كرد كه اقتصاد ما را ضعيف نمايد تا از
جنگ دست برداريم و كوتاه بيائيم و تسليم شويم كه در همان سال در بوشهر
به كاروان كشتي هاي نفت كش حمله كردند و آنها را زدند زيرا غربيها در
آنزمان هواپيماهاي سوپر اتانتارت به عراق داده بودند كه مجهز به موشكهاي
اكزوز 3 بود ونيز كاربري ميگ 25 را عوض كرده بودند كه بتوانند تا خارك
بيايند و آنجا را بمباران كنند و همه اينها بخاطر فلج كردن اقتصاد ما بود. آنها
مي خواستند كشتي ها و نفت كش ها را بزنند كه ما نتوانيم به جنگ ادامه دهيم .
در هر صورت انقلاب ما در حال شكل گيري و صدور بود كه حضرت
امام خميني (ره ) فرمودند ما در جنگ انقلاب را صادر كرديم . زيرا
آنها(غربيها) روز بروز تضعيف مي شدند و ما روز بروز در جهان مطرح
مي شديم .
عراقيها در آنزمان براي از بين بردن توان مالي و نظامي ما از موشكهاي
پيشرفته و هواپيماهاي ميگ 25 استفاده مي كردند و ما براي اينكه اجازه
بمباران به آنها ندهيم
نوعي هماهنگي خاص ايجاد كرده بوديم بطوريكه كليه
كشتي هاي تجاري ونفت كش ها بطور هماهنگ بصورت يك كاروان به سمت
تنگه هرمز حركت مي كردند و نيروي هوايي نيز از آنها حمايت مي كرد و به
آنها پوشش هوايي مي داد تا عراقيها نتوانند كشتي ها را بزنند. در آنزمان
شهيد بابائي به محض شروع عمليات فوق در هر فرصتي به نماز و قرآن
تمسك مي كردند. و بعد از اينكه كاروان از تنگه عبور كرد
نماز شكر بجا
آوردند.
در مورد تقواي ايشان بايد بگويم ايشان فرد كم نظيري بودند بطوريكه
در سالگرد شهادت ايشان در مدرسه شهيد مطهري دكتر روحاني
دبير
شوراي امنيت ملي وقت بسيار تعريف كردند و از سجاياي اخلاقي ايشان و
رشادتهاي ايشان در طول جنگ صحبت كردند
ايشان گفتند در بعد تقوا در
حوزه علميه قم كه ما صدها مجتهد و هزاران طلبه داريم مانند شهيد بابائي
به اندازه انگشتان دست نداريم اين در حاليست كه دكتر روحاني خود يك
روحاني هستند و كاملا با حوزه علميه قم آشنا هستند و از مسائل آنجا با خبر
هستند.
عراقيها در آنزمان براي از بين بردن توان مالي و نظامي ما از موشكهاي
پيشرفته و هواپيماهاي ميگ 25 استفاده مي كردند و ما براي اينكه اجازه
بمباران به آنها ندهيم
نوعي هماهنگي خاص ايجاد كرده بوديم بطوريكه كليه
كشتي هاي تجاري ونفت كش ها بطور هماهنگ بصورت يك كاروان به سمت
تنگه هرمز حركت مي كردند و نيروي هوايي نيز از آنها حمايت مي كرد و به
آنها پوشش هوايي مي داد تا عراقيها نتوانند كشتي ها را بزنند

|