روزنامه جمهوري اسلامي 16/07/1385 صفحه عقيدتي

  • روزه داري و اخلاق اجتماعي
  • امربه معروف و نهي ازمنكر آثار و نتايج
  • عذرخواهي (1 )
  • آشنايي با آثار قرآني به مناسبت ماه بهار قرآن ـ 13
    تفسير راهنما روشي نو در ارائه مفاهيم و موضوعات قرآن

  • در جستجوي ليله القدر
  • *****
    روزه داري و اخلاق اجتماعي


  • هر دو « روزه » بودند و هر دو مراقب و مواظب . مواظب اينكه شرايط روزه را رعايت كنند و گامي به خطا برندارند و حركتي به اشتباه مرتكب نشوند كه باعث بطلان روزه آنان گردد.
    يكي فقط به پرهيز از خوردن و آشاميدن همت مي گماشت و آن ديگري علاوه بر رعايت اين مسائل به ترك گناه و حفظ زبان واعضا وجوارح مراقبت مي ورزيد.
    هر كدام از آنها بر عمل يكديگر خرده مي گيرند. اولي مي گويد : نيازي به اين مراقبتهاي دروني و باطني نيست تو فقط موظف به پرهيز از خوردن و آشاميدن هستي .
    دومي پاسخ مي دهد : اشتباه مي كني روزه واقعي روزه « دل » است و پرهيز از گناه .
    اولي مي گويد : اينها سختي و رنجي است كه بر خود تحميل مي كني و دقتها و مراقبتهايي است كه مشقت مي آفريند و رعايت آنها الزامي نيست .
    دومي پاسخ مي دهد : رنج « مراقبت » گنج « پاكي » و « عفاف » به ارمغان مي آورد.
    اولي اينگونه استدلال مي كند : اگر رعايت پرهيز از خوردن و آشاميدن را بكني بقيه را خدا مي بخشد.
    دومي لبخند تعجب آميزي مي زند و مي گويد : اين يك نوع « كلاه شرعي » است ! مثل كساني كه يك سال تمام گناه و خلاف مي كنند و با دوزوكلك و دروغ و نيرنگ حقوق مردم را پايمال مي نمايند و حيثيت اجتماعي افراد را برباد مي دهند و ايام را به عشرت و فساد طي مي كنند و ماه محرم و موسم عزاداري كه فرامي رسد اشكي مي ريزند و معتقدند كه تمام خلافكاري هايشان با همين يك قطره اشك محو و بخشيده مي شود!
    اولي چهره درهم مي كشد به نظر مي رسد حرفي براي گفتن ندارد. در عين حال خود را موظف به پاسخگويي مي داند. مي گويد : من معتقدم كسي كه نخورد و نياشامد روزه اش صحيح است .
    دومي مي گويد : روزه كسي كه نمي خورد و نمي آشامد و خود را موظف به كنترل زبان و چشم و گوش و دل نمي كند با روزه كسي كه علاوه بر رعايت امساك از خوردن و آشاميدن به كنترل نفس مي پردازد و اعضا و جوارحش را از خطا و گناه بازمي دارد و به رعايت اخلاق روزه داري همت مي گمارد زمين تا آسمان تفاوت دارد.
    صحبتها تداوم مي يابد. هر كدام بر نظر خويش اصرار مي ورزند و سعي دارند حرف و نظر طرف مقابل را نفي كنند و با ارائه دليل سخن خود را به اثبات برسانند.
    به نظر شما حق با كدام يك از آنهاست
    ث ث ث
    عبادات بزرگ الهي ازجمله « روزه » هر كدام داراي فلسفه اي خاص و آثار و نتايج مفيد فردي و اجتماعي است .
    در اسلام تزكيه و تهذيب نفس از اهميت ويژه اي برخوردار مي باشد به گونه اي كه تلاش براي پالايش درون و صاف و خالص كردن اعمال و حركات « جهاد اكبر » نام گرفته است .
    نقش و جايگاه پاكسازي دروني وقتي بيشتر رخ مي نمايد كه به اين واقعيت توجه كافي مبذول داريم كه تمام آنچه در زندگي اجتماعي انسان برخلاف مسير حق صورت مي گيرد ناشي از خودخواهي ها حسدورزي ها نيرنگها و شهوات و تمايلات نفساني است .
    انسان تا اسير نفس است و تا درون خويش را از صفات و رذايل اخلاقي پاك نگرداند به همنوع خويش ظلم و ستم روا مي دارد و به خلافكاري و فساد مي پردازد و حريم زيست اجتماعي را پاس نمي دارد و به آبرو و منزلت و حقوق ديگران تجاوز مي كند.
    تمايلات نفساني دشمن « درون » محسوب مي شوند و تا آدمي از اين دشمن رهايي نيابد وموفق به سركوب آن نگردد به مقابله با دشمنهاي « بيرون » كه از عوامل مهم انحطاط جوامع به شمار مي آيند توفيق حاصل نمي كند.
    سخن ديگر اينكه تا انسان درون خويش را « اصلاح » نكند و خود را نسازد و نپرورد به « اصلاح اجتماعي » موفق نمي شود و نمي تواند در جامعه نقش آفريني نمايد و رشد و بالندگي و سعادت و پيشرفت به ارمغان آورد.
    فلسفه مهم و بزرگ « روزه » اين است كه انسان درون خويش را بپرورد و از معاصي و گناه و خواهشهاي نفساني رهايي يابد تا بتواند در جامعه تاثير بنهد و كمال بيافريند.
    قرآن كريم در بيان فلسفه اصلي روزه مي فرمايد : « اي كساني كه ايمان آورده ايد روزه بر شما واجب گرديد شايد به اين وسيله به تقوا برسيد » .
    راز روزه در اين آيه شريفه قرآن (آيه 183 سوره بقره ) نهفته است . قرآن روزه را وسيله اي مطمئن براي رسيدن به « تقوا » معرفي مي كند.
    تقوا يعني حالت و صفت و ملكه اي كه آدمي را از گناه و معصيت باز مي دارد. اگر اين حالت « خويشن داري از گناه » در كسي تثبيت گردد همچون سپري او را در برابر عوامل مخرب خطا و معصيت صيانت مي نمايد.
    گوهر گرانبهاي « تقوا » به سهولت به دست نمي آيد بلكه مراقبت و مجاهده نفساني مي طلبد و آدمي بايد تمام حركات و سكنات خويش را كنترل كند و تحت نظارت درآورد.
    روزه داري بهترين و مناسبت ترين موقعيت براي كنترل زبان و چشم و گوش است .
    انسان روزه دار اگر از خويش مراقبت به عمل آورد و فلسفه اصلي صوم را دريابد و در عمل خود را مقيد به رعايت اخلاق و رفتار روزه داري نمايد به مرور به حالت خويشتن داري از معاصي مي رسد و به اصلاح اخلاق فردي و اجتماعي توفيق حاصل مي نمايد.
    در سخنان معصومين (ع ) هشدارهاي فراوان براي كنترل اعضا و جوارح به هنگام روزه داري مشاهده مي شود و شرط اصلي پذيرش روزه همين مراقبتها معرفي مي گردد.
    انسان روزه دار بايد آنگونه به سخنان و افعال و حركات خويش مسلط گردد كه نه زبان به دروغ بگشايد و نه با غيبت و بدگويي با آبرو و حيثيت ديگران بازي كند و نه فحاشي و تندخويي نمايد و نه شان و منزلت اجتماعي همنوعان خويش را هتك كند.
    اگر اين دقتها و كنترلها نباشد روزه واقعي و راستين تحقق نخواهد يافت و آثار و نتايج فردي و اجتماعي آن نيز ظهور و بروز نخواهد نمود.
    رسول گرامي اسلام (ص ) مي فرمايد : « چه بسيار كسان كه هنگام شب براي نماز برمي خيزند و از كار خود جز بيداري ثمري نمي برند و چه بسيار كساني كه روزه مي گيرند و از روزه خويش جز گرسنگي و تشنگي سودي نمي برند. »
    يعني روزه كساني كه تنها به پرهيز از خوردن و آشاميدن مي پردازند و هيچ وظيفه و مسئوليت ديگري براي خود قائل نمي باشند روزه اي است كه ثمر و نتيجه قطعي آن فقط تحمل گرسنگي و تشنگي است .
    از حضرت فاطمه زهرا(س ) نقل است : « شخص روزه دار با روزه خويش كاري نكرده در صورتي كه زبان و گوش و چشم و جوارحش را (از آنچه بر آنها حرام است ) حفظ و نگهداري نكرده باشد. »
    به دليل اهميت خاص تهذيب نفس و پالايش درون به هنگام روزه داري و رعايت اخلاق و رفتار اجتماعي در لحظات و ايامي كه انسان به اين عبادت اشتغال دارد روزه به دو نوع يكي روزه بدن و ديگري روزه نفس تقسيم بندي شده است . اين تقسيم بندي از حضرت علي (ع ) است :
    « روزه گرفتن بدن امساك از غذاهاست با اراده و اختيار از ترس عذاب الهي و مايل شدن به ثواب و پاداش روز قيامت . روزه گرفتن نفس امساك حسهاي پنجگانه است از ساير گناهان و خالي كردن قلب از تمام اسباب شر و پليدي و فساد. »
    حضرت علي (ع ) روزه نفس را بهترين روزه معرفي مي كند و بدين وسيله همه روزه داران را به دقت و مراقبت كافي در اجتناب از معاصي و گناهان و رعايت اصول و ضوابط اخلاقي به هنگام روزه داري ترغيب مي نمايد.
    باتوجه به آنچه از نظر گذشت گفتگو مناظره دو شخص روزه دار كه اولي فقط خود را موظف به پرهيز از خوردن و آشاميدن مي دانست و هيچ وظيفه و مسئوليتي را در رعايت اخلاقيات ماه صيام پذيرا نمي شد و دومي كه علاوه بر پذيرش روزه بدن معتقد به روزه نفس بود و كنترل اعضا و جوارح را الزامي مي دانست به نتيجه و حاصل نهايي مي رسد و نظر درست از نادرست تفكيك و جدا مي گردد.
    شما چگونه ايد
    آيا خود را به نظارت بر زبان و چشم و گوش موظف مي دانيد و تلاش مي كنيد تا روح و روان خويش را به زيور صفات و خصال روزه داران راستين مزين كنيد و با رعايت اخلاق اجتماعي در لحظاتي كه زبان از خوردن و آشاميدن فروبسته ايد به خداوند تقرب جوئيد آيا دريافته ايد كه روزه داري راستين و هدفمند و نتيجه بخش چگونه تحقق مي يابد
    تا انسان درون خويش را « اصلاح » نكند و خود را نسازد و نپرورد به « اصلاح اجتماعي » موفق نمي شود و نمي تواند در جامعه نقش آفريني نمايد و رشد و بالندگي و سعادت و پيشرفت به ارمغان آورد
    روزه افرادي كه هيچ وظيفه و مسئوليتي براي خود در ترك معاصي و حفظ اعضا و جوارح و دل و جان از گناه قائل نمي باشند روزه اي است كه ثمر و نتيجه نهايي آن فقط تحمل گرسنگي و تشنگي است !
    روزه كساني كه اين عبادت بزرگ را فقط در پرهيز از خوردن وآشاميدن خلاصه مي كنند و در همان حال خود را در انجام گناهان فردي و اجتماعي آزاد مي دانند مانند عزاداري كساني است كه در طول سال با دروغ و نيرنگ حقوق مردم را پايمال مي كنند و حيثيت اجتماعي افراد را برباد مي دهند و به عشرت و فساد اشتغال مي ورزند و ماه محرم و موسم عزاداري اشكي مي ريزند و معتقدند تمام خلافكاري هايشان با همين يك قطره اشك محو و بخشيده مي شود!

  • *****
    امربه معروف و نهي ازمنكر آثار و نتايج


  • در آيات قرآن و روايات اسلامي سخنان فراواني درباره اهميت وآثار و نتايج امربه معروف و نهي ازمنكر و نيز زيانها و عواقب سو ترك اين دو فريضه آمده است .
    براي آشنايي بيشتر تنها دو آيه و دو حديث را در اينجا مي آوريم :
    1 ـ « ولتكن منكم امه يدعون الي الخير و يامرون بالمعروف و ينهون عن المنكر و اولئك هم المفلحون »
    بايد عده اي از شما باشند كه دعوت به خر و نيكي و امر به معروف و نهي ازمنكر كنند و آنان همان رستگارانند.(سوره آل عمران آيه 104 )
    2 ـ « يا بني اقم الصلوه و امربالمعروف و انه عن المنكر و اصبر علي ما اصابك ان ذلك من عزم الامور »
    (وصيت لقمان حكيم به پسرش ) :
    پسرم ! نماز را برپاي دار و امربه معروف ونهي ازمنكر كن و به آنچه در اين راه بر تو مي رسد شكيبا باش اين نشانه اي از عزم و تصميم در كارهاست . (سوره لقمان آيه 17 )
    3 ـ امام باقر(ع ) فرموده است :
    « ان الامر بالمعروف و النهي عن المنكر سبيل الانبيا و منهاج الصلحا فريضه عظيمه بها تقام الفرائض و تامن المذاهب وتحل المكاسب ... »
    همانا امربه معروف و نهي ازمنكر راه پيامبران و روش صالحان است فريضه بزرگي است كه به وسيله آن واجبات ديگر برپا مي شود و راهها ايمن مي گردد و كسب ها حلال مي شود ... (وسايل ج 11 ص 395 )
    4 ـ رسول خدا « ص » فرمود :
    « ان الله ليبغض المومن الضعيف الذي لادين له فقيل : و ما المومن الضعيف الذي لادين له
    قال : الذي لاينهي عن المنكر »
    خداوند از مومن ناتواني كه دين ندارد بدش مي آيد. پرسيدند : مومن ناتوان بي دين كيست
    فرمود : آنكس كه نهي ازمنكر نمي كند . (وسائل ج 11 ص 399 )
    براي كسب آشنايي بيشتر با آيه ها و احاديث مربوط به اين دو فريضه مهم اسلامي به قرآن و كتب روايات مراجعه شود.
    از جمله اين آيات : آل عمران 110 توبه 71 و 112 هود 116 بقره 44 صف 3 و در كتب روايت : بحارالانوار ج 97 وسائل الشيعه ج 11 كنزالعمال ج 3 (منبع : امربه معروف و نهي ازمنكر جواد محدثي )

  • *****
    عذرخواهي (1 )


  • حضرت علي (ع ) :
    بي نيازي از پوزش عزيزتر از پذيرش آن است .
    عذر كسي را كه به نزدت پوزش خواست بپذير.
    از عذرخواهي گناهي كه بر رها كردن آن راهي است دوري كن . زيرا بهترين حال تو در عذرخواهي آن است كه به جايگاه سلامت از گناه برسي .
    تكرار عذرخواهي يادآوري گناه است .
    عذر برادرت را بپذير و اگر عذري ندارد خودت برايش بهانه اي پيدا كن .
    عذرخواهي از گناه ناكرده گناه را بر خود ثابت مي كند.
    مراقب جايگاههاي پوزشخواهي باش چه بسا عذري كه براي بجا آورنده اش گناهي ثابت كند در حالي كه او نكرده باشد.
    شفيع گناهكار اقرار او و توبه اش عذرخواهي اوست .

  • *****
    آشنايي با آثار قرآني به مناسبت ماه بهار قرآن ـ 13
    تفسير راهنما روشي نو در ارائه مفاهيم و موضوعات قرآن




  • « تفسير راهنما » اثر ارزشمند و نويني است از آيت الله هاشمي رفسنجاني كه درباره فرهنگ و معارف قرآن به پژوهش و نگارش درآمده است . اين اثر در چند مجلد و با تحقيق و همياري پژوهندگان مركز فرهنگ و معارف قرآن و توسط انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم منتشر شده و در اختيار مشتاقان معارف قرآن قرار گرفته است .
    اين كتاب مجموعه مفاهيم و معارف قرآني را به صورت « ترتيبي » و از سوره حمد تا آخرين سوره قرآن تنظيم نموده است . ويژگي هاي روش مزبور اين است كه تفسير كاملي از قرآن ارائه مي دهد و از مباحث متفرقه مي پرهيزد و موضوعات مرتبط با هر آيه را براي كارهاي تحقيقي مطرح مي نمايد و زمينه هاي لازم براي توسعه و تكامل مباحث موضوعي قرآن را آماده و مهيا مي كند.
    آيت الله هاشمي رفسنجاني در مقدمه اين پژوهش نوين و ماندگار از شوق و تلاش و مراحل فعاليت هاي خويش توضيحاتي ارائه مي دهد كه گزيده اي از آن را مرور مي كنيم :
    با نشر اولين جلد از اين اثر كه در نهايت زمينه تدوين كليد مفاهيم قرآني را فراهم مي آورد تحقق آرزوهاي ديرينم را نزديك مي يابم : آرزوهايي بس ديرپاي كه از دوران تحصيل و تحقيق در معارف اسلامي در انديشه و روحم ريشه گرفت . دوراني كه به قرآن اين تجليگاه خداوند براي خلق و اين ميزان قسط و محور هدايت ـ مي انديشيدم آن را در جامعه مهجور مي يافتم و طريق بهره گيري از آن را براي محققان و جويندگان شهد شفابخش دردهاي فردي و اجتماعي امت اسلام دشوار مي ديدم و از اين رنج مي بردم .
    گاه اتفاق مي افتاد كه براي پي بردن به نظر قرآن درباره يك موضوع ناگزير از مطالعه تمامي آن مي شديم و اين كار براي تحقيق در موضوعي ديگر بايد تكرار مي شد. در نتيجه كاوش در هر موضوع فرصتي طولاني مي طلبيد و روند تحقيق به كندي مي گراييد.
    متاسف بودم كه چرا امت اسلامي طي قرنها آن گونه كه بايد براي اين كتاب ـ كه عهد الهي با مردم و درمان مبارك و راستين درهاي روح و جسم جامعه انساني است ـ سرمايه گذاري بايسته اي نكرده است و در طول اين روزگار طولاني دائره المعارفي قرآني تدوين نشده تا جويندگان معرفت و حكمت و پژوهندگان نور و هدايت به آساني از آن بهره گيرند و آرامش روح و شفاي قلب و اطمينان خاطر پيدا كنند.
    از هستها تا بايدها
    البته آنچه آورديم بدان معنا نيست كه هرگز كاري در اين عرصه صورت نگرفته است بلكه مقصود اين است كه ميان آنچه صورت گرفته ـ و تاكنون عرضه شده ـ با آنچه مي بايست انجام گيرد فاصله بسيار است .
    تفاسيري كه محققان و دانشمندان اسلامي در هر عصري همپاي معارف همان عصر تدوين كرده اند ذخاير گرانبهايي است كه در اختيار ما قرار دارد. اما بهره گيري از اين منابع نيازمند صرف وقت و نيروي بسيار مي باشد و همواره اين نگراني را براي محقق برجاي مي گذارد كه به همه ابعاد و نظرگاههاي قرآن دست نيافته باشد.
    همچنين تفسيرهاي موضوعي و راهنماهاي لفظي و معنوي موجود مانند تفصيل الايات و المعجم المفهرس و الحامع لمواضع الايات و نظاير آنها برآورنده تمامي نياز محققان نيست .
    احساس تكليف
    در همان دوران يكي از دوستان دانشمندم كه روزي چند موضوع تحقيق قرآني كرده و در طي آن سالها رنج برده بود در سفري همه آن دستاوردهاي تدوين شده تحقيقي را از دست داد كه اين مايه حسرت شديد من و دوستان گرديد.
    در آن زمان برخود فرض مي ديدم كه براي هموار ساختن مسير تحقيق در قرآن و ايجاد سرعت و اتفاق بيشتر در برداشتها و دريافت نگرشهاي قرآني و رفع اين نقيصه از فرهنگ ديني و معرفتي اقدام كنم . آن روزها روزگار تلخ استبداد بود و بسياري از نيروها و فرصتهاي ما صرف مبارزه مي شد و مجالي بايسته براي تحقق اين احساس مقدس و آرمان عالي دست نمي داد.
    فرصتهاي گذرا
    در طول مبارزات هر بار كه به زندان مي افتادم پس از سپري كردن دوران بازجويي و بازپرسي (كه معمولا به خاطر هيجانها و التهابها و نگرانيها امكان فكر و تحقيق از انسان سلب مي شد و معمولا در سلول انفرادي بودم و امكانات تحقيق نداشتم ) به فكر انجام اين مهم بودم . ولي دوران كوتاه اين ادوار فرصتي كافي براي تحقق اين آرمان نبود.
    چند بار در دوران انفرادي و بازجويي با استفاده از قرآن كه در اختيار بود روي چند موضوع كار كردم . از جمله در زمينه « اشرافيگري » « صبر » و « جهاد » . در آن ايام بيتشر وقتم به حفظ قرآن مي گذشت كه در مجموع حدود بيست و پنج جز قرآن را در چهار بار بازداشت كوتاه (شانزده ماه ) حفظ كردم كه اكنون متاسفانه به صورت مرتب در ذهنم محفوظ نمانده است .
    منظور از اين خاطرات ترسيم عشق و علاقه وافر و احساس تكليفي بود كه نسبت به قرآن داشتم : كتابي كه در نگاه تمامي اهل قبله اساسي ترين و غني ترين و معتبرترين منبع معارف اسلامي و بلكه بشري است . كتاب داوري و حكومت و نظم و حكمت : كتابي كه « لاياتيه الباطل من بين يديه ولامن خلفه تنزيل من حكيم حميد » . اما با همه عزت و ارجمندي كه اين كتاب در جوامع اسلامي دارد سوگمندانه غريب و ناشناخته مانده است !
    فرصت مناسب
    سرانجام دعايم مستجاب گرديد و فرصت مناسب و مجالي گسترده براي پي ريزي اين طرح و تحقق اين آرزو عميق به دست آمد.
    در سال 1354 پس از بازگشت از سفري كه به منظور اهداف مبارزاتي صورت گرفته بود توسط عناصر ساواك بازداشت شدم . در همان مراحل نخستين بازجويي با توجه به شرايط آن روز و مدارك موجود در پرونده معلوم مي نمود كه دوران زندانم طولاني خواهد بود. بدين جهت عزم را براي تهيه تحقيقي تحت عنوان « كليد قرآن » جزم كردم .
    علي رغم كوفتگيها و جراحات ناشي از شكنجه كه توان جسمي را به تحليل برده بود روحيه ام پايداري و نشاط لازم را براي آغاز اين كار دارا بود.
    از ماموران ساواك مستقر در كميته مشترك خواستم تا قرآني در اختيارم بگذارند : ولي آنان امتناع كردند. چون مي دانستند قرآن براي ما در سلوهاي انفرادي انيس خوبي است و رنج دردها و مشكلات و تنهايي را جبران مي كند.
    با وجود اين در اختيار نداشتن قرآن نمي توانست مانعي براي تصميم من در آغاز اين راه مبارك محسوب شود. از حافظه ام ياري جستم . زيرا آن روزها هنوز بيشتر آيات قرآن را با لفظ و ترتيب در حافظه داشتم . توفيق الهي مدد كرد و به نتايج خوبي رسيدم . با اينكه وسيله ياداشت نداشتم ولي صفحات ذهنم انبوهي از مطالب و مضامين قرآن را در خود ثبت كرد و نظم داد.
    طرح كلي كار هماهنگ با اهداف موردنظر كاملا در ذهنم جاي گرفت . حدود يكماه در كميته كار به همان صورت انجام شد بي آنكه يك سطر نوشته و يادداشت داشته باشم ...
    تحقيقي را از اين فرصتها برگرفتم . عمده وقت خود را براي اين كار وقف كردم . اكنون نمي توانم براي خواننده ترسيم كنم كه از توفيق به دست آمده تا چه اندازه خوشحال و شاكر بودم . در آن زندان با ناگواراييهايش به خاطر انس و الفت و پيوندي كه با قرآن پيدا كرده بودم و نشاط و شوري كه در خود احساس مي كردم روزي چندبار مضمون « اين الملوك و ابنا الملوك » را بر قلب يا زبان مي گذراندم .
    در مراحل نخستين كار كتابهاي تفسري در اختيار نداشتم ولي پس از مدتي به تفسير نيز دست يافتم .
    شيوه كار
    بعد از نماز صبح ـ كه معمولا بلافاصله پس از طلوع فجر بود ـ مشغول مي شدم و تا نزديك ظهر فقط به اين كار مي پرداختم فقط براي صرف صبحانه و ورزش مختصر صبحگاهي و انجام نيازهاي ضروري از كارم منفك مي شدم . (بجز روزهايي كه مسئول كار زندان بودم كه نظافت و ظرفشويي و ساير كارها وقت مي گرفت و در وقت ديگري جبران مي كردم ) همه مي دانستند كه در اين ساعات نبايد مرا به كار ديگري مشغول كنند. گاهي هم براي فهم مطلب نياز به مذاكره و مباحثه با ديگران پيش مي آمد كه ـ بحمدالله ـ از اين جهت در محيط زندان دستمان پر بود.
    تا جز هشتم فقط تفسير مجمع البيان را در اختيار داشتم و از سوره انفال به بعد تفسير الميزان هم رسيد. غير از قرآن و تفسير ابزار كارم قلم و دفترچه دويست برگي بود كه سرانجام بيست ودودفتر كاملا پر شد : از فيشهاي فشرده و مختصر و اشاره گونه . نه كلاسور داشتم و نه وسائل و ديگر ابزار تسهيل كننده كار ولي اينها هم كافي بود. ...
    مركز فرهنگ و معارف قرآن
    نيازها و ضرورتها حوزه هاي علميه را وادار به تحقيق بيشتر در ابعاد معارف اسلامي نمود و گروههاي تحقيقي در بسياري از رشته ها به صورت خودجوش يا تحت هدايت مسئولان شكل گرفت .
    دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم براي ادامه اين كار و تكميل طرح به اينجانب مراجعه كرد و من با كمال اشتياق پذيرفتم . پس از چندي فضلاي اين دفتر با هدف و شيوه كار آشنا شدند. با توجه به كثرت نيازها و ميدانهاي فراوان كارهاي اجرايي يا علمي زودبازده و كمي تعداد دانشمندان شايسته اين گونه كارهاي تحقيقاتي ديربازده و حوصله بر همكاري مشتاقانه برادراني فاضل و طلبه هايي سختكوش كه در « مركز فرهنگ و معارف قرآن » براي تكميل اين طرح در تلاشند فرصت مغتنم ديگر و امدادي الهي براي اينجانب و اين هدف مقدس است . و راستي از اينكه مي بينم جمعي از افاضل حوزه علميه قم به اهميت كار پي برده اند و براي آن دل مي سوزانند و نيرو صرف مي كنند و بهتر از خود من كار را داره مي كنند بار ديگر همان حالت شكر و سپاسي را كه در شروع كار در قلب و دلم جاي گرفته بود با عمق بيشتري احساس مي كنم و پژمردگي چند سال دوران ركود كار را در حال جبران مي بينم .
    در اينجا لازم است اعتراف كنم كه در سايه كار دسته جمعي و مشاوره و هماهنگي جمع قابل توجهي از فضلاي حوزه علميه قم كيفيت كار از آنچه در طرح و عمل من بود بهتر شده و دورنماي طرح روشنتر و اميد بخشتر است .
    در تفسير راهنما مجموعه مفاهيم و معارف قرآن كريم به صورت « ترتيبي » و از آغازين تا آخرين سوره قرآن تنظيم و ارائه شده است . ويژگي هاي روش مزبور اين است كه تفسير كاملي از قرآن ارائه مي دهد و از مباحث متفرقه مي پرهيزد و موضوعات مرتبط با هر آيه را براي كارهاي تحقيقي مطرح مي نمايد و زمينه هاي لازم براي رشد و توسعه مباحث موضوعي قرآن را آماده و مهيا مي كند
    آيت الله هاشمي رفسنجاني :
    متاسف بودم كه چرا امت اسلامي طي قرنها آن گونه كه بايد براي قرآن كريم ـ كه عهد الهي با مردم و درمان مبارك و راستين دردهاي روح و جسم جامعه انساني است ـ سرمايه گذاري بايسته اي نكرده است و در طول اين روزگار طولاني دائره المعارفي قرآني تدوين نشده تا جويندگان معرفت و حكمت و پژوهندگان نور و هدايت به آساني از آن بهره گيرند و آرامش روح و شفاي قلب و اطمينان خاطر پيدا كنند

  • *****
    در جستجوي ليله القدر


  • عبدالكريم عابديني
    قسمت هشتم
    بحثي پيرامون ليله القدر
    .1 چرا ليله القدر به اين نام ناميده شد
    خداوند نام « ليله القدر » را براي اين شب آكنده از بركات و مملو از اسرار خويش برگزيده است ; در حكمت اين نام گذاري اظهارنظرهاي گوناگوني شده است مرحوم طريحي و بعضي ديگر از انديشمنان قرآني آن نظريه ها را جمع آوري كرده اند; و اينك برخي از آن اظهار نظرها :
    « فقيل : : سميت ليله القدر لانها اليله التي يحكم الله فيها و يقضي بما يكون في السنه باجمعها من كل امر و هي ليله المباركه في قوله (انا انزلناه في ليله مباركه ) لانها ينزل فيها الخير والبركه و المغفره » ;
    ( « اين شب )ليله قدر ناميده شده است ; زيرا آن شبي است كه خداوند در آن شب همه امور سال پيش رو را مشخص معين و اندازه گيري كرده و حكم آن را صادر مي فرمايد و بر اساس آيه شريفه « همانا آن را در شبي مبارك نازل كرديم » اين شب شبي مبارك است ; چرا كه خداوند خير بركت و مغفرت خود را در اين شب نازل مي فرمايد » .
    در اين بيان معين شدن مقرر شدن و قطعي شدن امور در ليله القدر مورد توجه قرار گرفته است .
    « و قيل : لان للطاعات فيها قدرا عظيما و ثوابا جزيلا » ;
    « و گفته شده است : براي اينكه طاعات خدا در اين شب داراي منزلتي بزرگ و ثوابي بسيار است » .
    در اين بيان عظمت اطاعت و ثواب فراوان مترتب بر آن مورد توجه قرار گرفته است .
    « و قيل سميت ليله القدر لانه انزل فيها كتاب ذوقدر الي رسول ذي قدر لاجل امه ذات قدر علي يدي ملك ذي قدر » ;
    « و گفته شده است (اين شب )ليله القدر ناميده شده است ; زيرا در آن شب كتابي صاحب قدر و منزلت بر پيامبري صاحب قدر و منزلت و به خاطر امتي صاحب قدر و منزلت و بر دستان فرشته اي صاحب قدر و منزلت نازل شده است » .
    « و قيل لان الله قدر فيها انزال القرآن » ;
    « و گفته شده است : براي آن (اين شب شب قدر ناميده شده است ) كه خداوند فرود آمدن قرآن را در اين شب مقدر فرمود » .
    « و قيل سميت بذلك لان الارض تضيق فيها بالملائكه ... » 66 ;
    « و گفته شده است به اين نام (ليله القدر) ناميده شده است براي آن كه زمين به خاطر (فراواني حضور و آمد و شد) فرشتگان تنگ خواهد شد » .
    مرحوم طبرسي « حكمت » نام گذاري « ليله القدر » را براي اين شب چنين بيان كرده است :
    « القدر كون الشيي مساويا لغيره من غير زياده و نقصان و قدر الله هذا يقدره قدرا اذا جعله علي مقدار ما تدعو اليه الحكمه » 67 ;
    « قدر مساوي بودن چيزي است با غير خودش بدون آن كه زيادتر يا كمتر باشد و معناي اين كه خداوند چيزي را تقدير كرده است آن است كه آن را به اندازه اي كه حكمت اقتضا مي كند قرار داده است » .
    آنچه مرحوم طبرسي بيان فرموده است معناي لغوي كلمه قدر است كه در آن به معناي اصطلاحي نيز اشاره شده است ; اما معناي اصطلاحي اين كلمه آن گاه كه با كلمه « ليله » همراه مي شود عبارت است از : تقدير و اندازه گيري حوادث يك سال يعني حوادث اين شب قدر تا شب قدر آينده به اين معنا كه بنده مي تواند در اين شب در ارتباطي صميمانه با خداوند برنامه هاي سال آينده خويش را مشخص و برخورداري از رضايت حمايت و امضاي خداي سبحان را در اجراي آن برنامه ها دريافت كند.
    نكته مهم و اساسي آن است كه خداوند خود شب قدر را براي اين منظور قرار داده و خود او بندگان را براي برخورداري از مواهب و بركات آن در بستر ماه ضيافت الهي فرا خوانده است .
    آيات آغازين سوره مباركه دخان مبنايي است كه ما را در درك معناي اصطلاحي « ليله القدر » ياري مي كند :
    (حم . و الكتاب المبين . انا انزلناه في ليله مباركه انا كنا منذرين . فيها يفرق كل امر حكيم . امرا من عندنا انا كنا مرسلين ) ;
    « حم . سوگند به اين كتاب آشكار . كه ما آن را در شبي مبارك نازل كرديم ما همواره انذار كننده بوده ايم . در آن شب كه هر امري بر اساس حكمت هاي الهي جداسازي و مشخص مي شود . فرماني از ناحيه ما ما فرستنده ايم ... » .68
    اظهار نظرها در وجه تسميه ليله القدر را با حديث شريفي به پايان مي بريم كه رسول اكرم (ص ) در مكتب تعليمي ـتربيتي خود براي علي بن ابي طالب (ع ) فرموده است اين بيان نوراني سرمايه و منبع جوشان همه معارفي است كه در باره عظمت اسرار و نيز حكمت نام گذاري « ليله القدر » بيان شده است :
    « عن الاصبغ بن نباته عن علي بن ابي طالب ع قال قال لي رسول الله ص يا علي ا تدري ما معني ليله القدر فقلت لا يا رسول الله فقال (ص ) ان الله تبارك و تعالي قدر فيها ما هو كائن الي يوم القيامه فكان فيما قدر عز و جل ولايتك و ولايه الائمه من ولدك الي يوم القيامه » 69 ;
    « اصبغ بن نباته مي گويد : علي بن ابي طالب (ع ) فرمود : « پيامبر (ص ) از من پرسيد : آيا مي داني معناي (ليله القدر) چيست (گفتم نه يا رسول الله پس آن حضرت فرمود : خداوند هر چيزي را در اين شب تقدير كرده است ; از جمله ولايت تو و فرزندان تو را تا روز قيامت تقدير فرموده است » .
    پاسخ حضرت امير المومنين (ع ) به پيامبر اكرم (ص ) بدان معنا نيست كه حضرت از ليله القدر چيزي نمي دانسته است ; بلكه اين به معناي عظمت ليله القدر و اسرار و رموز نهفته در درون آن است . همان اسرار و رموزي كه خداوند درباره اش به پيامبر اكرم (ص ) فرموده است : )و ما ادراك ما ليله القدر); « تو چه مي داني ليله القدر چيست ( » خداوند معارف و اسرار ليله القدر را به پيامبرش آموخته است ; (و علمك ما لم تكن تعلم ))70 ; « و به تو چيزهايي را آموخت (كه اگر به تو نمي آموخت )تو كسي نبودي كه آن را بداني » .
    همين سوره مباركه قدر شاهدي گوياست بر معلمي خداوند و تلقي آموزه هاي الهي توسط پيامبر(ص ) و پيامبر(ص ) كه آموزگار علي بن ابي طالب (ع ) است اين حقايق و اسرار را به آن حضرت آموخته است .
    عن ابي عبدالله (ع ) قال : « كان علي بن الحسين صلوات الله عليه يقول (ا نا انزلناه في ليله القدر) صدق الله عز و جل انزل الله القرآن في ليله القدر (و ما ادراك ما ليله القدر) قال رسول الله (ص ) لاا دري قال الله عز و جل ليله القدر خير من الف شهر ليس فيها ليله القدر ... » 71 ;
    امام صادق (ع ) مي فرمايد : « علي بن حسين (ع ) همواره مي فرمود : (انا انزلناه في ليله القدر) (راست گفت خداي عز و جل ) خدا قرآن را در شب قدر نازل كرد » تو چه مي داني شب قدر چيست » پيامبر (ص ) عرض كرد : « نمي دانم » خداوند فرمود : « شب قدر از هزار ماهي كه شب قدر ندارد بالاتر است » .
    آري بر اساس : (و ان من شي الا عندنا خزائنه و ما ننزله الابقدرمعلوم )72 ;
    « خزائن همه چيز نزد ماست و ما جز به اندازه تعيين شده آن را فرو نمي فرستيم » .
    خداي سبحان اسرار و حقايق خزائن غيب را براي پيامبر خويش فرو مي فرستد و آن حضرت اين حقايق آسماني و اسرار الهي نشات گرفته از خزائن غيب را به شاگرد مكتب خويش علي بن ابي طالب (ع ) مي آموزد.
    .2 ليله القدر و ماه مبارك رمضان
    در اينكه شب قدر حتما در ماه مبارك رمضان است يا ممكن است در ماهي ديگر باشد وجوهي را بيان كرده اند; از جمله :
    بعضي گفته اند : شب قدر شبي است در طول سال نه آن كه حتما در ماه مبارك رمضان باشد.
    بعضي گفته اند : شب قدر در سال بعثت در ماه مبارك رمضان بوده است و در سال هاي ديگر مي تواند در هر ماهي از ماه هاي سال باشد.
    علامه طباطبايي با استفاده از روش تفسيري قرآن به قرآن و با كنار هم قرار دادن آيه هاي (انا انزلناه في ليله القدر)73 و (انا انزلناه في ليله مباركه )74 با آيه شريفه (شهر رمضان الذي انزل فيه القرآن )75 نتيجه گرفته است كه ليله القدر را تنها در ماه مبارك رمضان بايد جستجو كرد.
    .3 نزول كتاب هاي آسماني در ماه مبارك رمضان
    كتاب هاي آسماني در ماه مبارك رمضان نازل شده اند نزول كتاب هاي آسماني در اين ماه بدان معناست كه اين ماه همواره از شرافت عظمت كرامت و فضيلت برخوردار بوده است و البته با نزول قرآن كريم عظمت و شرافت و كرامت او صدچندان شده است .
    آري ماه مبارك رمضان بهاري است كه زيباترين ارزش هاي متعالي را در دامان آكنده از بركات خويش مي پرورد و بوستان روح پرور و عطرآگين قرآن كريم در اين بهار دل انگيز به شكوه شكوفه نشسته است چنان كه همين بهار در عصر حضرت ابراهيم (ع ) بهار نزول صحف ابراهيم و در عصر حضرت موسي (ع ) بهار نزول تورات و در عصر حضرت داوود(ع ) بهار نزول زبور و در عصر حضرت عيسي (ع ) بهار نزول انجيل بوده است :
    حفص بن غياث از حضرت امام صادق (ع ) درباره آيه شريفه (شهر رمضان الذي ا نزل فيه القرآن )76 مي گويد : قرآن كه از آغاز تا انجامش در طول بيست سال نازل شد (چرا خداوند در اين آيه مي فرمايد : قرآن در ماه رمضان نازل شده است ) .
    امام (ع ) علاوه بر اين كه به سوال حفص بن غياث پاسخ مي دهد مواهب آسماني ديگر را نيز كه در ماه مبارك رمضان نازل شده است بيان مي فرمايد : « نزل القرآن جمله واحده في شهر رمضان الي البيت المعمور ثم نزل في طول عشرين سنه ثم قال قال النبي (ص ) : نزلت صحف ابراهيم في اول ليله من شهر رمضان و انزلت التوراه لست مضين من شهر رمضان و انزل الانجيل لثلاث عشره ليله خلت من شهر رمضان و انزل الزبور لثمان عشر خلون من شهر رمضان وانزل القرآن في ثلاث و عشرين من شهررمضان » 77 ;
    « همه قرآن به يكباره در ماه رمضان به بيت المعمور نازل شد سپس در طول بيست سال به تدريج نازل شد امام صادق (ع ) در ادامه سخن به كلام پيامبر اكرم (ص ) استشهاد مي كند كه فرمود : صحف ابراهيم در شب اول ماه رمضان نازل شده و تورات در شب ششم ماه رمضان نازل شده و انجيل در شب سيزدهم نازل شده و زبوردر شب هجدهم نازل شده و قرآن در شب بيست و سوم نازل شده است » .
    پاورقي :
    66 ) مجمع البحرين ج 465 .3
    67 ) مجمع البيان ج 10 و517 .9
    68 ) معناي كلمه فر در آيه شريفه جداسازي و مشخص كردن دو چيز از يكديگر است .
    69 ) معني الاخبار .315
    70 ) نسا .113
    71 ) كافي ج 248 1 حديث .4
    72 ) حجر .21
    73 ) قدر .1
    74 ) دخان .3
    75 ) بقره .185
    76 ) بقره .185
    77 ) كافي ج 2 ح 628 ح .6